محبان حسين دوستان خدا
حسين منى و اءنا من حسين احب الله من احب حسينا حسين سبط من الاسباط . حسين از من و من از حسينم ؛ دوستدار حسين محبوب خداست ؛ حسين امتى از امت ها است .

امام حسين (ع) و ياران او


امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.



گر تیر به دست کسی بخورد شما متأثر می شوید. چگونه ممکن است جلوی چشم انسان بچه ای قطعه قطعه شود آدم ساکت بنشیند و به حال آن اشک نریزد. این گریه ها، گریة ضعف نیست، گریة بیچارگی نیست، این است که گریة بر امام حسین این قدر ثواب وارد شده است

و این احادیث با مضامین خاصی که برای امام حسین علیه السلام در بردارد ؛ جز بر حیرت ما نمی افزاید .

یکی از این احادیث ، حدیث معروفی از امام صادق علیه الصلاه و السلام است که حضرتش فرمودند :

«مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبهِ الحُسین حُرِّمَت جَسَدَهُ علی النار و وَجَبَت لَهُ الجَنَّه .» ؛‌هرکس در مصیبت امام حسین بگرید یا بگریاند و یا ( اگر گریه اش نیامد ) خود را به حالت گریه بزند ؛ جسدش بر آتش حرام شده و بهشت بر او واجب می گردد .

شاید این سوال را بارها و بارها از خود پرسیده باشیم که چرا برای گریه بر حضرت سید الشهداء علیه السلام ، این همه فضیلت مترتب بوده و این همه اجر بر آن قرار داده شده است ؟!

حجت السلام رفعیی ضمن مثالی این سوال ما را  پاسخ می دهند :



هشتم آبان مصادف با سالروز شهادت شهید «حسین فهمیده» و روز بسیج دانش آموزی، روزی است که عشق حسینی پرستوی کوچکی را شور نینوایی داد و انفجار نارنجک در زیر تانک پیکر نحیف نوجوانی دانش آموز را در تاریخ ایران اسلامی «مشعل هدایت» کرد.

شهید «محمدحسین فهمیده» در سال 1346 در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود و در محیطی مذهبی و خانواده ای متدین پرورش یافت.

در آستانه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به واسطه حوادث آن دوران، روح وی نیز مانند میلیون ها جوان و نوجوان دیگر کشور، دچار تحولات عظیمی گردید به طوری که وی شیفته شخصیت عرفانی، اجتماعی و روحانی حضرت امام خمینی (ره )شد.



حادثه كربلا، صحنه نمايش اخلاق اسلامى‏:

1. مروّت‏: مروّت مفهوم خاصى دارد و غير از شجاعت است؛ گو اينكه معنايش مردانگى است در شجاعت شير ربّانيستى در مروّت خود كه داند كيستى‏ . مروّت اين است كه انسان به دشمنان خودش هم محبت بورزد.

 2. ايثار و وفا: مى‏آييم سراغ ايثار، يكى ديگر از عناصر اخلاقى موجود در اين حادثه. چه نمايشگاه ايثارى بوده است كربلا! شما ببينيد آيا براى ايثار تجسمى بهتر از داستان جناب ابوالفضل العبّاس مى‏توان پيدا كرد؟ «ايثار» كه يكى از باشكوهترين تجليات عاطفى روح انسان است.



درس هاى آموزنده قيام حسينى‏:، «انّى لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى». ركن اول حماسه زنده شدن يك قوم همين است. او حس استغنا و بى‏نيازى به مردم!. حسين بن على درس غيرت به مردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شدايد و سختيها به مردم داد. حسين بن على روح تازه دميد، خونها را به جوش آورد، غيرتها را تحريك كرد، عشق و ايده آل به مردم داد، حس استغنا در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ايستادگى در مقابل شدايد به مردم داد، ترس را ريخت؛ همان مردمى كه تا آن مقدار مى‏ترسيدند، تبديل به يك عده مردم شجاع و دلاور شدند.



با تربیت خود کربلا را بفهمیم

کربلا حادثه ای است که در همیشه تاریخ در ابعاد فردی و اجتماعی کانون فعال ایمان شناسی ، مردم شناسی ، معرفت شناسی و انسان شناسی بوده و خواهد بود.



مرحوم سيد بن طاووس رضوان اللّه تعالى عليه نقل نموده از محمد بن داود كه گفت : همسايه اى داشتم معروف به على بن محمد بود كه ايشان برايم گفت من از ايام جوانى هرماه بزيارت حضرت امام حسين (ع ) ميرفتم تا اينكه سن من بالا رفت و نيروى جسميم ضعيف شد و يك چند وقتى زيارت را ترك كردم ، پس از مدتى بقصد زيارت پياده حركت كردم پس از چند روز بكربلا رسيدم و بزيارت آقا امام حسين (ع ) نائل شدم و دو ركعت نماز بجا آوردم و بعد از زيارت و نماز از فرط خستگى راه كنار حرم خوابم برد. در عالم خواب ديدم مشرف شدم خدمت آقاى خودم ابى عبداللّه الحسين (ع ) حضرت رويشان را به بنده كرد و فرمود: اى على چرا به من جفا كردى با اينكه نسبت بمن خوبى و نيكى مى كردى ؟ عرضكردم : اى سيدى اى آقاى من بدنم ضعيف شده و توانايى خود را ازدست دادم و توان آمدن ندارم و چون فهميده ام آخر عمرم است و با آن حالى كه داشتم اين چند روز راه را به عشق شما بزيارت آمدم و روايتى از شما شنيدم دوست داشتم آن را از خود شما بشنوم . حضرت فرمود آن روايت رابگو: گفتم چنين نقل شده كه (قال من زارنى فى حيوتى زرته بعد وفاته ) هر كه مرا در حال حياتش ‍ زيارت كند و بزيارت من نائل گردد من هم بعد از وفاتش او را زيارت ميكنم و بزيارت او مى آيم حضرت فرمود بله من گفته ام ، حتى اگر او را (زيارت كننده ام را) در آتش ببينم نجاتش خواهم داد. (1)

مقصود ما از كعبه و بتخانه كوى تست

كجارويم روى دل ما بسوى تست

اين بس بود شگفت كه جاى تو در دلست

وين دل هنوز درطلب جستجوى تست

خوانند ديگران بزبان ،مرا

گرتو را كام و زبان ودل

همه درگفتگوى تست

گفتى بوقت مرگ نهم پاى برسرت

جانم بلب رسيده و درآرزوى تست






( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >