سبک زندگی - پنجمین مقاله: ربا مثل «آپانديس اقتصاد» است

پنجمین مقاله: ربا مثل «آپانديس اقتصاد» است
نوشته شده توسط علی فنودی در ساعت 10:18 PM

هما کبیری -تهران امروز : نگاهي ديني، اجتماعي و فرهنگي به موضوع ربا و رباخواري امري است كه حجت‌الاسلام علي سرلك ما را به آن توصيه مي‌كند. به گفته او نمي‌توان به موضوع ربا فقط از ديد اقتصاد و قانون نگريست بلكه بايد اين پديده شوم را در بطن اجتماع و اخلاق پيگيري كرد. بنابراين اين كارشناس مسائل ديني معتقد است كه براي ريشه‌كن كردن ربا و رباخواري بايد به اخلاق و فرهنگ جامعه توجه داشت. ريشه‌كن كردن ربا در كشور از مطالباتي است كه رهبر معظم انقلاب در سفر خود به خراسان جنوبي به آن پرداختند و خواستار واكاوي اين مسئله و تدوين يك نقشه راه براي ريشه‌كن شدن ربا در كشور شدند. از همين‌رو «چگونگي ريشه‌كن كردن ربا در كشور» را با اين كارشناس مسائل ديني بررسي كرده‌ايم. متن اين مصاحبه را در زير مي‌خوانيد.

 

"ادامه ی مطلب را نیز ببینید."

به عنوان اولين سوال بايد بپرسم كه چه ضرر و زياني در ربا و رباخواري هست كه اين‌قدر اين عمل قبيح شناخته شده و رهبر معظم انقلاب هم به شدت بر اين موضوع تاكيد كرده و خواستار ريشه‌كن شدن ربا در كشور شده‌اند؟ 

بايد توجه داشت كه ربا در قرآن به عنوان «اعلان جنگ با خدا» دانسته‌ شده‌‌است. يعني قرآن ربا و رباخواري را به‌سان مبارزه و ستيز با خدا دانسته‌است. مسلما در دين ما و دركل در همه اديان هيچ گناهي نابخشودني‌تر از اين نيست كه با خدا و در مقابل خدا شمشير مبارزه ببنديم. بنابراين وقتي در قرآن از رباخواري به اين شكل نام‌برده مي‌شود قطعا اين عمل در جوامع قبيح شناخته خواهد شد. فارغ از اين مسئله هم ربا و رباخواري مي‌تواند آسيب‌هاي به شدت زيادي براي اقتصاد جامعه، سياست جامعه و فرهنگ جامعه داشته باشد. تعبير هشدار آميزي هم كه در قرآن از ربا شده است به خوبي نشان مي‌دهد كه چرا بايد از اين عمل دوري گزيد. ربا مي‌تواند جريانات اقتصادي را با درهم‌ريختگي شديد مواجه كند و از سوي ديگر عدم وجود ربا در اقتصاد يك كشور اقتصادي فارغ از حباب پديد مي‌آورد. همچنين ربا شور و شوق زياده‌خواهي و بيشينه‌خواهي را رواج مي‌دهد. اين زيادي خواهي هم از جنبه مالي‌است و هم از جنبه فكري! يعني رباخوار هم زياده‌خواهي‌هاي پولي دارد و هم زياده‌خواهي‌هاي فكري و اين مسئله مي‌تواند در صورت تكثر در جامعه فرهنگ اقتصادي، سياسي و فرهنگي اجتماع را پوك كند. 

مي‌توانيد كمي بيشتر به اين موضوع از جنبه اقتصادي بپردازيد؟ يعني مي‌خواهيم به اين برسيم كه چه چيز در ربا موجب بر هم خوردن اقتصاد مي‌شود؟ 

ببينيد اين موضوع را بايد با يك تعريف ساده‌تر عرض كنم. ربا حكم آپانديس اقتصاد كشور را دارد. زماني كه اين آپانديس متكثر شود و بتركد مي‌تواند مجموعه اقتصاد كشور را با مرگ روبه‌رو كند. همانطور كه آپانديس در بدن انسان موجب مرگ مي‌شود. ربا هم اخلاقيات جامعه را با مشكل مواجه مي‌كند و هم اخلاقيات اقتصادي را! رباخواري به راحتي در اقتصاد خلل‌هايي ايجاد مي‌كند. اين خلل در پي اتفاقات مالي پرجاذبه رخ مي‌دهد. يعني رباخوار چون به يك سود سريع بادآورده مي‌رسد براي انجام دوباره ربا تحريك مي‌شود و اين موضوع تا حد انفجار ادامه پيدا مي‌كند. همان‌طور كه در بالا ذكر كردم زياده‌خواهي اقتصادي و تكثر رباخواري همانطور كه در تجربه هم نشان داده است موجب آسيب‌هاي جدي در جريان اقتصادي كشور مي‌شود. هر قدر كه ربا و رباخواري در جامعه رشد پيدا بكند مي‌تواند آسيب‌هاي آن را در گردش اقتصادي كشور مشاهده كرد و در مقابل هرقدر از ربا جلوگيري شود مسلما شكوفايي اقتصاد كشور مشهودتر از پيش مي‌شود. بنابراين با اشاره به اين موارد مي‌توان فهميد كه ربا چه ضرر و زيان‌هايي را متوجه اقتصاد كشور مي‌كند. البته آسيب‌هاي ربا تنها اقتصادي نيست و ما نبايد خود را محدود به اين حوزه بكنيم. بلكه اقتصاد وابسته اجتماع و يك فرهنگ جمعي‌است. وقتي در هر كدام از اين حوزه‌ها خللي ايجاد شود مي‌توان اثرات آن را در ديگر حوزه‌ها، اعم از فرهنگ و اجتماع ديد. بنابراين اگر ما خود را تنها محدود به اقتصاد بكنيم از فهم مطلب و آسيب‌هاي رباخواري در اجتماع و فرهنگ غافل مي‌شويم. بنابراين همانطور كه به اقتصاد كشور بدون رباخواري اهميت مي‌دهيم بايد براي درك ضرر و زيان‌هاي آن هم در جامعه فرهنگ‌سازي كرد. بدون فرهنگ‌سازي و آموزش به اجتماع نمي‌توان مردم را متوجه آسيب‌هاي ربا و رباخواري كرد. در كنار يك كار اقتصادي بايد مسئولان و رسانه‌ها و همه دست‌اندركاران به فكر ايجاد يك نظام فرهنگ‌سازي باشند. فرهنگ‌سازي برضد رباخواري قطعا موجب مي‌شود كه ريشه رباخواري سست‌تر شود. 

با توجه به گفته‌هاي شما اما نمي‌توان منكر اين مطلب شد كه ربا و رباخواري اكنون در كشور اوج گرفته و نسبت به سابق سرعت بيشتري گرفته‌‌است. شايد همين رشد ربا در كشور هم باشد كه رهبر انقلاب در مورد آن به مردم تذكر داده‌اند و خواستار پيگيري آن شدند. حال سوال اينجاست كه آيا ضعف قانوني در كشور وجود دارد كه نمي‌توان از اين موضوع جلوگيري كرد. به بيان بهتر رشد ربا و رباخواري در كشور به دليل وجود يك حفره قانوني‌ و ناكارآمدي قانون است؟ 

ببينيد ما نبايد هر ضعفي كه مي‌بينيم را به گردن نبود متون قانوني يا ناكارآمدي قانون بگذاريم. قانون تنها كف بايدها و نبايدها را به ما گوشزد مي‌كند اما همه‌چيز نظام اخلاقي- فرهنگي جامعه را به ما آموزش نمي‌دهد. قانون تنها يك متن است كه به ما حداقل و حداكثرها را يادآوري مي‌كند. بنابراين رشد ربا در كشور به دليل ضعف قانوني نيست. بلكه اين موضوع را بايد در ضعف اخلاقي جست‌وجو كرد. قانون تا زماني كه اخلاق وجود نداشته باشد نمي‌تواند از منكرات جلوگيري كند. به بيان بهتر اين اخلاق است كه پيش از قانون مي‌آيد. اخلاق است كه بر قانون ارجعيت دارد. حرف من به آن معنا نيست كه قانون متن بي‌اهميتي‌است. نه، قانون هم در جاي خود بسيار مهم است و بايد به آن توجه شود اما در ابتدا بايد اخلاق وجود داشته باشد تا به قانون توجه شود. يك فرد بي‌اخلاق يا يك جامعه بي‌اخلاق قطعا به قانون هم اهميتي نمي‌دهد و به راه خود مي‌رود. بنابراين مي‌بينيم كه اول ما بايد به اخلاق و فرهنگ توجه كنيم و بعد به ضعف‌هاي قانوني بپردازيم. اين قانون نيست كه مي‌تواند از اين پديده شوم جلوگيري كند. حيات اجتماع وقتي به سمت زياده‌خواهي و مادي‌گرايي و پول‌پرستي برود هيچ متن قانوني موجب تصحيح آن نمي‌شود. بلكه اخلاق است كه مي‌تواند اين معضلات را رفع و رجوع كند. زماني كه ما با فرهنگ‌سازي بتوانيم اخلاق نيك و اخلاق اسلامي را رواج دهيم خواهيم ديد كه قانون‌گرايي اوج پيدا مي‌كند و در پي آن ربا و معضلات ديگر هم كاهش پيدا مي‌كند. بنابراين مي‌بينيم كه ما ضعف قانون نداريم اتفاقا قوانين بسيار خوبي هم در كشور داريم. بلكه اين ضعف اخلاقي‌است كه موجب ربا و رباخواري شده و بايد براي ريشه كني آن اول به سراغ اجتماع و اخلاق اجتماعي رفت. 

خب، چگونه مي‌توانيم اين فرهنگ‌سازي را انجام دهيم؟ به بيان بهتر در اين ميان چه كاري بايد انجام شود كه ربا ريشه‌‌كن شود؟ 

در اين ميان بايد يك كار نفي‌اي انجام شود و يك كار اثباتي! ترويج فرهنگ كار و تلاش ايثار، فرهنگ اخلاق‌گرايي و فرهنگ اسلامي و هر برنامه‌اي كه به اخلاق و فرهنگ و رشد فرهنگ در جامعه منجر شود جزو كارهاي اثباتي به حساب مي‌آيد. يعني ما بايد به عنوان يك كار اثباتي فرهنگ و اخلاق كار و ايثار را در جامعه رشد دهيم. به عنوان كار نفي هم يك نظارت قوي بايد شكل بگيرد. ما بايد بدانيم كه بدون اخلاق نمي‌توان زندگي كرد و زندگي با قوانين كامل نمي‌شوند. اخلاق كه به عنوان يك امر اثباتي به آن نگريسته مي‌شود كف حيات انساني‌است و همه‌چيز به اخلاق انسان‌ها وابسته است. براي جنبه نفي موضوع اما بايد به قوانين، آن هم قوانين سفت و سختگيرانه توجه كرد. به نوعي كه رباخواران و هر كسي كه رباخواري مي‌كند بداند كه هزينه سنگيني در پيش دارد و بايد هزينه عمل قبيح خود را پرداخت كند. ما اكنون اين موضوع را در قوانين آنچنان نمي‌بينيم. يعني رباخواران مي‌دانند كه عذاب و هزينه سنگيني در پيش روي ندارند. بنابراين ربا برايشان به عنوان يك امر پرريسك اما هيجان‌آور شناخته مي‌شود نه يك گناه و خطايي كه برايشان ضرر و زيان سنگيني در پي دارد. اين در صورتي‌است كه ربا با اخلاق و فرهنگ يك جامعه بازي مي‌كند و مسئولين بايد بدانند كه جلوگيري از اين موضوع كه رهبر فرزانه انقلاب هم به آن اشاره كرده‌اند امري به شدت مهم است. از جنبه ديگر ما نمي‌توانيم از يكسو ضد استكبار، ضد امپرياليسم، ضد اسرائيل و ضد همه متجاوزان باشيم، حسين‌حسين بگوييم و عزادار باشيم و در اين موارد شديدا ديني و اسلامي باشيم اما در جنبه‌هاي ديگر اعم از اقتصادي و اجتماعي اين رويه را در پيش نگيريم. همانطور كه ما در جامعه مروج فرهنگ عاشورايي هستيم بايد در اقتصاد هم همين رويه را در پيش‌گيريم!

 

منبع: شفّاف


»