متأسفانه محله رفته‌رفته ساختار و كاركرد‌هاي ديرينه‌ي خود را از دست داده و به «منطقه»، يعني واحدي كه دولت براي اجراي برنامه‌هاي خود برساخته است، تبديل شد كه اين روند در ساخت شهرك‌هاي مسكن مهر نيز دنبال شد. سؤالي كه مطرح است اين است كه تا چه اندازه معماري اين شهرك ها منطبق بر اصول معماري شهر اسلامي است؟
 
 
 
ورود تكنولوژي به عرصه ‏ي زندگي شهري، بروز و ظهور خود را در جنبه‏ هاي مختلفي به نمايش مي‏گذارد. يكي از اين عرصه‏ ها، خانه‌سازي و به گونه‏اي وسيع‏تر، مي‏تواند ساختن شهرك باشد. بدون شك نوع ساخت‌وساز شهرك‌ها بر شيوه‏ي زندگي اهالي آن‌ها در حوزه‏هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي تأثيرگذار خواهد بود.
 
بنابراين مي‌توان اين شهرك‌ها را بر اساس قرارگيري ساختمان‌ها در كنار يكديگر و شهرسازي آن‌ها نيز مورد بررسي قرار داد كه برخي از جنبه‌هاي آن در ادامه ذكر مي‌شود...

ادامه مطلب


تاريخ : چهارشنبه 25 دی 1392  | 11:12 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0
 
۱ : عدم هویت‌بخشی و انتقال ارزش‌ها
 
اولین چیزی که انسان پس از تأمین غذا در جست‌وجوی آن است تهیه‌ی سرپناهی است که بتواند در آن آرام گیرد. مسکن خُردترین و کوچک‌ترین شکل تجسم کالبدی رابطه‌ی ‌متقابل انسان و محیط است و تبلور فضایی کارکرد حیاتی سکونت انسانی در ایفای نقش‌های اساسی وی است. در روان‌شناسی بخشی از هویت شخصی انسان‌ها به واسطه‌ی خانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند. لذا لزوم هویت داشتنِ خودِ مکان نیز از مسائل بسیار مهم در روان‌شناسی محیط، انسان‌شناسی و شهرسازی محسوب می‌شود. پیش از خلق مکانی برای سکونت، باید رابطه‌ی متقابل هویت و این مکان را بشناسیم. ما نمی‌توانیم محیطمان‌ را مجموعه‌ی نامرتبطی از اشیای مادی بنامیم و نمی‌توانیم فضایمان را صرفاً ظرفی برای روابط اجتماعی، بدون بُعد فیزیکی، فرض کنیم.
مسکن نقطه‌ی پیوند انسان و جهان مادی اوست؛ امری است ملموس که در آن دنیایی نامحسوس از احساسات، عواطف، شادی‌ها و رنج‌ها و خاطرات و دلبستگی‌های افراد و مهم‌تر از آن، بازتاب یک فرهنگ نهفته است.
به عبارت دیگر، اولین نظام فضایی که فرد در آن متولد می‌شود و شخصیت می‌گیرد خانه است. خانه نه تنها یک سازه، بلکه نهادی است که برای اهداف پیچیده‌ای ایجاد شده است. از آنجا که ساخت خانه یک پدیده‌ی فرهنگی است، شکل و سازمان‌دهی آن به شدت تحت تأثیر محیط فرهنگی‌ای است که به آن تعلق دارد. خانه به عنوان مکانیسم فیزیکی، از آن جهت که به بیان جهان‌بینی، عادات و رسوم و باورها و ساختن و باز‌تولید آن‌ها کمک می‌کند، قابل مقایسه با دیگر مکانیسم‌ها یا نهادهای اجتماعی همچون آموزش و مذهب نیست.
خانه‌ی آپارتمانی، به دلیل نوع فضاسازی و ساخت آن، بسیاری از کارکردهای سنتی‌اش مانند خانه به مثابه‌ی محل تفریح و آسایش، محل ملاقات و میهمانی، محل جشن‌ها و برگزاری آیین‌ها و محل کار و البته تولید و همه چیز به جز محل خواب را به فضاهای شهری منتقل کرده است. بنابراین دیگر در شعار «شهر ما، خانه ما»، بیش از آنکه خانه «استعاره‌ای» برای شهر باشد، بیانگر و توصیف‌کننده‌ی «واقعیت» است. امروزه بخش عمده‌ای از اوقات زندگی در شهر و فضاها و مکان‌های گوناگون شهری سپری می‌گردد. متعاقباً اوقات مختص به درون منزل بسیار کمتر شده و خانه بیشتر تبدیل به خوابگاه گشته است.
بنابراین هویت‌‌یابی و جامعه‌پذیری فرزندان به بیرون از خانه‌ها ‌ـ‌مدرسه، خیابان، سینما، تلویزیون، اینترنت، پارک، کافی‌شاپ، کتابخانه، ورزشگاه و استادیوم، شهربازی، و…‌ـ‌ منتقل گردیده و تلقی کاملاً متفاوتی از جایگاه و نقش خانه نسبت به سابق به وجود آمده است.
 
۲ :  خالی شدن آپارتمان‌ها از روح دینی
 
خانه و مسکن سنتی در جامعه‌ی سنتی به صورت‌های مختلف حامل ارزش‌های دینی و باورهای اسطوره‌ای و متافیزیکی بود؛ اما در شرایط مدرن دیگر خانه از نمادها و نشانه‌های متافیزیکی خالی می‌شود. ساخت‌وساز خانه تحت قواعد عقلانی که معماری و دانش مدرن تعیین و ایجاب می‌کند صورت می‌گیرد. برای مثال، در معماری ایرانی، گنبد نمادی از آسمان و ملکوت بود و به خانه‌ صورتی از معماری مسجد و اماکن مذهبی و زیارتگاهی می‌داد. همچنین استفاده از رنگ فیروزه‌ای، رو به قبله ساختن بنا، به کار بردن نمادهای دینی مانند نصب کاشی‌های مزین به آیات قرآنی و ادعیه‌ی دینی و استفاده از نمادهای دینی دیگر در خانه‌های سنتی مرسوم بود.
این مجموعه، علاوه بر کارکردهایی که در زمینه‌های مختلف برای ساکنین خانه داشتند، به خانه روح اسلامی و دینی می‌بخشیدند و به تبع آن، ساکنین خانه نیز متأثر از این گونه ارزش‌ها و نشانه‌ها می‌گردیدند. اما با گسترش معماری مدرن، خانه‌های گنبدی، استفاده از رنگ فیروزه‌ای و کاشی‌های مزین به آیات قرآن و دیگر نمادها و نشانه‌های مذهبی تنها محدود به مساجد، حسینیه‌ها و اماکن متبرکه گردید و خانه‌ها خالی از این مجموعه‌ها و همچنین کارکردهای ارزشی و روانی و تربیتی آن شدند.
 
به ادامه مطلب رجوع شود ...

 


ادامه مطلب


تاريخ : شنبه 21 دی 1392  | 11:39 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0
معماری ایرانی، به دلیل بروز برخی جنبه‌های از خود بیگانگی، مورد تهاجم فرهنگی غربی واقع شده و این موضوع سبب شده است معماری ایرانی‌ـ‌اسلامی در ساختمان‌های ایرانی کم‌رنگ شود. از آنجایی که معماری خانه نقش مهمی در شکل‌دهی روابط اهل خانه دارد، بسیاری از فضاهای شهری زمینه‌های ظهور فرهنگ غربی را در ایران فراهم کرده است.

تأثیر و اهمیت بنا و ساخت‌وساز مسکن بدین سبب است که هرچند انسان در ابتدا خالق بناست، اما در ادامه این بناست که بر رفتار و فرهنگ وی و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، تناسبات فضایی مختلف بر اساس سرشت انسانی منشأ تأثیراتی بر انسان‌ها و جوامع انسانی است؛ یعنی معماری هم فرهنگ‌ساز و هم زاده‌ی فرهنگ است.

 رسالت معماری طراحی فضاست. طراحی فضا و مدیریت فضا نیز برای مدیریت رفتاری است که داخل آن فضا اتفاق می‌افتد؛ یعنی رفتارهای داخل یک فضا را می‌توان با نوع طراحی مدیریت کرد. از این رو، معماران در گذشته در خلق آثار هنری خود از منبع طبیعت، فرهنگ و مذهب الهام می‌گرفتند و از این سه رکن در طراحی و معماری ساختمان‌ها بسیار بهره می‌بردند. انگیزه‌ی اصلی معماران سنتی ایرانی بیان و انعکاس مفاهیم فرهنگی و باورهای دینی مردم از یک سو و تحت تأثیر قرار دادن رفتارهای مردم توسط این عناصر از سوی دیگر بوده است.
امروزه معماری ایرانی، به دلیل بروز برخی جنبه‌های از خود بیگانگی، مورد تهاجم فرهنگی غربی واقع شده و این موضوع سبب شده است معماری ایرانی‌ـ‌اسلامی در ساختمان‌های ایرانی بیش از پیش کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شود. از آنجایی که معماری و سبک خانه نقش مهمی در شکل‌دهی روابط، خلق‌وخوی و فرهنگ اهل خانه دارد، کالبد بسیاری از فضاهای شهری و ساختمان‌ها یکی از زمینه‌های ظهور فرهنگ غربی و اروپایی را در ایران فراهم کرده است.
آپارتمان هم یکی از مصادیق معماری غیرسنتی و غیرهمخوان با فرهنگ ایرانی است که قطعاً در طولانی‌مدت سبب ایجاد آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی برای خانواده و جامعه‌ی ایران خواهد گردید.
 
به ادامه مطلب رجوع شود ...

ادامه مطلب


تاريخ : شنبه 21 دی 1392  | 11:33 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0

مسجد اولین فضای معماری بود که در صدر اسلام و به هنگام مهاجرت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) به مدینه خلق شد و از مصادیق بارز جامعه‌ی اسلامی گردید و به سبب نقش‌آفرینی‌اش در تمامی عرصه‌ها و شئون جامعه‌ی اسلامی، گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی را در پی داشت. مسجد به عنوانی مکانی عبادی‌ـ‌سیاسی که مسلمانان در آن بزرگ‌ترین و مهم‌ترین تصمیمات اجتماعی را می‌گیرند، همواره مطرح بوده است.

 اسلام مسجد را به وجود آورد تا به نیازهای عبادی، آموزشی، سیاسی و نظامی جامعه‌ی اسلامی جواب دهد. بنابراین مسجد در جامعه‌ی اسلامی به عنوان وسیله‌ای مطرح شد که امت را جدای از اینکه از بُعد معنوی پرورش و تزکیه دهد، محلی باشد برای احیای فرهنگی و مذهبی و جامعه را از تهدیدهای داخلی و خارجی در امان نگه دارد.
مسجد دارای آن‌چنان اهمیتی است که مقام معظم رهبری درباره‌ی آن فرموده‌اند: «پدید آمدن هویتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدینه، در شمار زیباترین و پرمغزین ابتکارهای اسلام در آغاز تشکیل جامعه‌ی اسلامی است.»
مسجد به عنوان بااهمیت‌ترین فضای معماری اسلامی نیز همواره نقش بسیار پررنگی را در شکل‌گیری و روند توسعه‌ی شهرها بر عهده داشته است و جایگاه رفیعی را در حوزه‌ی فرهنگی و اجتماعی، جدای از حوزه‌ی شهرسازی پیدا کرده است؛ تا آنجا که در شکل‌گیری شهرهای جهان اسلام، به ویژه ایران، همواره نقش محوری بازی می‌کرد و بافت‌های شهری، حول آن‌ها نقش می‌بستند. اما امروزه مساجد ما بر خلاف گذشته، نتوانسته‌اند با معماری زمان و عصر خود در هم بیامیزند و از لحاظ فرمی و عملکرد ظاهری، همسو و همگام با نیازهای معاصر شوند. از دیگر سو، سیمای کلی شهرهای ما نیز تا حد زیادی عاری از مفاهیم اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی شده است و حضور مساجد در شهرها، به عنوان مهم‌ترین عنصر ساختار شهر، بسیار کم‌رنگ شده است و نقش آن در سازمان‌دهی فضای شهرهای اسلامی نادیده گرفته شده است.
 
 به ادامه مطلب رجوع شود ...

ادامه مطلب


تاريخ : شنبه 21 دی 1392  | 11:19 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0
تا قبل از پیدایش معماری مدرن، هر تمدن یا ملتی، معماری خاصی را ارائه داده است اما تحولات و دگرگونی‌هایی که امروزه در معنا و مفهوم معماری رخ داده، تابعی از سیر تحولات‌ فکری تمدن معاصر است که با علم تجربه‌گرا و تفکر راسیونالیست مدرن رایج، جنبه‌ی معنوی و روحانی حیات انسان و اصولاً وجه معنوی عالم وجود را انکار می‌کند.
معماری به عنوان بستر اتفاق زندگی بشر یکی از تأثیرگذارترین هنرها در جهت‌ نمایاندن فرهنگ عامه و الگوهای ساختاری آن در هر دوره است و این امر باعث‌ انعکاس کلیتی قابل بررسی و قضاوت از فرهنگ، تفکر و ناخودآگاه ملی، در معماری‌ می‌شود. این قضاوت از طرف استفاده‌کنندگان محیط و نیز سایر ادوار تاریخی و فرهنگی نیز واقع می‌شود. از طرفی، هنگامی که جامعه همواره فضایی آشنا را تجربه‌ کند، زمینه‌ساز خودباوری ملی و شکوفایی بیشتر افراد خواهد شد. یادمان باشد معماری ملی بر اساس اندیشه‌ی فرهنگی جامعه‌ی خود طوری شکل می‌گیرد که افراد در فضایی آشنا، به خودباوری ملی دست یابند. از طرفی همین معماری تشکیل‌دهنده‌ی فرهنگی است که در آن افراد بتوانند در بالندگی فرهنگی و پیشرفت آن نقش داشته باشند.

حال آیا معماری ملی کشور ما همگام و همسو با فرهنگ جامعه‌مان است؟ و آیا این معماری معاصر در کشور ما فرهنگی اصیل و متناسب با روح و روان ما ایرانیان را رقم خواهد زد؟


ادامه مطلب


تاريخ : شنبه 21 دی 1392  | 11:10 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0

محل سکونت از دیدگاه ابوعلی سینا دانشمند مسلمان ایرانی دارای ویژگی‌هایی است که می‌بایست در انتخاب محل زندگی به آن توجه کرد.

وقتی کسی جایی سکونتی برمی گزیند باید کیفیت خاک، پستی و بلندی زمین، باز بودن فضا، پوشش گیاهی، آب و گوهر (کیفیت) آن، کمی یا زیادی آب، بادگیر بودن یا گود بودن محل سکونت را بررسی کند. همچنین بادهایی که در منطقه می‌وزد را بشناسد که آیا سالم است یا نه و نیز نقاط مجاور محل سکونت مانند دریا، مسیل‌ها، کوه‌ها و کان‌ها (معادن)، وجود درختان، گورستان‌ها، مواد بدبو (محل دفن زباله و …) را مورد تحقیق قرار دهد چرا که همه این موارد در مزاج هوا موثرند و تاثیراتی بر بدن دارند. در ضمن باید از تندرستی و بیماری مردم آن منطقه باخبر باشد که تا چه حد نیرومندند، اشتهاء و هضمشان چه اندازه است و بیشتر چه غذاهایی می‌خورند و بداند که آب‌های منطقه از آب‌راه‌های باریک می‌آید یا کانال‌های وسیع (که در کیفیت آب موثر است) و مردم آنجا به چه نوع بیماری‌هایی خو گرفته‌اند (اپیدمی است). پنجره‌ها و درهای محل سکونت باید شرقی شمالی باشد، به ورود بادهای شرقی به داخل خانه اهمیت داده شود، آفتاب باید همه جای خانه را فرابگیرد زیرا آفتاب هوا را صاف و مساعد می‌کند. بهتر آن است که محل سکونت در نزدیکی آب‌های گوارا، روان و پاکیزه که در زمستان سرد و در تابستان گرم‌اند باشد، آب‌های زیرزمینی که در زمستان گرم و در تابستان خنک هستند به خوبی آب‌های مذکور نمی‌باشد.

(کتاب قانون، صفحه ۳۳۶)

این ویژگی‌ها بطور خلاصه به شرح زیر است:

۱. نوع خاک

۲. حالت پستی و بلندی زمین

۳. باز بودن فضا

۴. پوشش گیاهی منطقه

۵. آب و گوهر (کیفیت) آن

۶. بادگیر بودن محل

۷. جهت قرار گرفتن درها و پنجره ها

۸. سالم یا ناسالم بودن بادهای منطقه

۹. مجاورت با کوهساران، درختان، کانی ها (معادن)، گورستان، مواد بد بو، مسیل

۱۰. تندرستی و نیرومندی مردم منطقه

۱۲. غذای غالب مردم

۱۳. بیماری های مردم منطقه

۱۴. وضعیت آفتاب

۱۵. جهت وزش باد به داخل خانه


ادامه مطلب


تاريخ : شنبه 21 دی 1392  | 11:01 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0