يه جائيه تو دنيا همه براش مي ميرن



شبی ساکت و دلگیر خودم بودم وقلبی که ز غم بسته به زنجیر و
هنگام اذان بود که پیچید در آفاق یکی نغمه تکبیر نوشتند،
که هنگام اذان دست به دامان خدا باش ومشغول دعا باش
وگفتم به خدابین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرببلایم


اللهم الرزقنا کربلا...
اللهم الرزقنا کربلا...
اللهم الرزقنا زیارت الحسین فی الدنیا...



کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه دار دلی را که برده ای به نگاهی
چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد
چه دوزخی چه بهشتی چه طاعتی چه گناهی
دست من گیر که این دست همان است که من
سالها از غم هجران تو بر سر زده ام



 
 
حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا می‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه می‌داند جان بهای دیدار است.
گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین ‌تر است؛ و نگو شیرین ‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین ‌تر.
در ملكوت اعلا جز شهید زنده نیست و حیات دیگران اگر هم باشد به طفیل شهداست.
سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق می‌دانند كجایند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشینند؟
سر مبارك امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خدا و عشاق، كه این است بهای دیدار.
در عالم رازی هست كه جز به بهای خون فاش نمی‌شود.
هنر آن است كه بمیری، پیش از آنكه بمیراندت، مبدأ و منشأ حیات آنان‌اند كه چنین مرده‌اند.
ای شهید! ای آنكه بر كرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان ‌نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون كش.


بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي كربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوي كربلا



من تا ابدالدهر بدهکار حسینم
و دلم امشب سخت بیقرار احرام حرمت بود ارباب
و دلم امشب سخت گرفته بود از نالایقی در محضرت
و دلم امشب کربلا میخواست....




نوشته شده در تاريخ یک شنبه 2 بهمن 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

آیت الله اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم
چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت
خیر

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت
نه
با تعجب پرسیدم

پس راز این مقام چیست؟

جواب داد
هدیه مولایم حسین است!

گفتم چطور؟

با اشک گفت
آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم

میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و گفت

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم

منبع: کتاب آخرین گفتارها






نوشته شده در تاريخ یک شنبه 2 بهمن 1390  توسط مهدی شکیبا مهر
سلام بر حسين مظلوم


یکی از کلیدهای ارتباط با دیگران، آغاز کردن گفتگو و برخورد، با سلام است. سلام کردن، نوعی احترام گذاردن، اظهار ادب و تواضع است. در دین اسلام بر این مسأله، بسیار تأکید شده؛ تا بدان جا که سلام کردن، اولین حق هر مسلمان بر مسلمان دیگر است.

مردى با امام حسین ـ علیه السلام ـ برخورد کرد و در اولین کلام، بدون سلام کردن، خطاب به امام، عرض کرد: «حالتان چطور است؟ خداوند به شما عافیت عطا کند.» آن حضرت در جواب فرمود: «سلام قبل از سخن گفتن است خداوند، به شما عافیت دهد.» بعد فرمود: «به کسى اجازه سخن ندهید تا این که سلام کند.» [1]‏

خداوند به سلام کننده و جواب دهنده آن، ثواب می دهد؛ ولی ثواب سلام کننده برای پیشی گرفتنش به سلام، بسیار بالاتر از اجر جواب دهنده است.

امام حسین ـ علیه السلام ـ می فرماید :

« لِلسَّلَامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِئِ وَ وَاحِدَةٌ لِلرَّاد.

برای سلام، هفتاد حسنه [و ثواب] وجود دارد. شصت و نُه حسنه، براى سلام‏کننده و یکى، نصیب جواب گوینده است.» [2]

ولی سلام فقط در جایی نیست که مخاطبمان، انسان های زنده باشد. در زیارت قبور مؤمنین نیز سلام دادن به ارواح آنان، مورد تأکید قرار گرفته است.

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به صحابه یاد داده بود در وقت زیارت قبور، خطاب به ارواح مؤمنین بگویند: «السّلام علیکم أهل الدّیار من المؤمنین و المسلمین، و إنّا إن شاء الله بکم لاحقون، أسأل الله لنا و لکم العافیة : سلام بر اهل دیار از مؤمنین و مسلمین و خداوند. ما ـ إن شاء الله ـ به شما ملحق خواهیم شد. برای ما و شما از خداوند تقاضای عافیت می کنم.» [3]

در زیارت نامه های معصومین نیز آنان را با سلام، مورد خطاب قرار می دهیم؛ سلامی که نشانه پذیرش ولایت آنان است. در زیارت امام حسین، علاوه بر امام، ارواح اصحاب ایشان را هم مورد سلام قرار می دهیم:

« السَّلاَمُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ عَلَیْکُمْ مِنِّی جَمِیعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَار: سلام بر تو و بر ارواح پاکى که در حرم مطهرت با تو مدفون شدند. سلام خدا از جانب من بر جمیع شما تا ابد باد؛ تا من هستم و شب و روز در جهان برقرار است.»[4]

این سلام بر خلاف سلامی است که دو نفر در برخوردها، بر هم دارند. این سلام را بر آنان به طور همیشگی و مدام خواستاریم. اصحاب امام حسین، سزاوار این گونه سلامند. افرادی که به خوبی، بصیرت داشتند و به ندای حقیقت یاب درونی خود، عمل کردند. یارانی که امام حسین درباره آنان فرمود:

« فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی.

به درستی که من یارانى باوفاتر از یاران خود نمی شناسم و بهتر از ایشان سراغ ندارم.»[5]

به خاطر همین در زیارت نامه آنها می خوانیم:

« السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَوْلِیَاءَ اللَّهِ وَ أَحِبَّاءَهُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَصْفِیَاءَ اللَّهِ وَ أَوِدَّاءَهُ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ دِینِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَلِیِّ النَّاصِحِ السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ وَ فُزْتُمْ فَوْزا عَظِیما : سلام بر شما اى یاران و دوستداران خدا. سلام بر شما اى مشتاقان و برگزیدگان خدا. سلام ما بر شما اى ناصران دین خدا. سلام بر شما اى یارى کنندگان رسول خدا. سلام ما بر شما اى یاران امیر المؤمنین. سلام ما بر شما اى ناصران فاطمه زهراء سیده زنان عالم. سلام بر شما اى یاوران ابا محمد، حسن فرزند پاک و مهربان على. سلام بر شما اى یاوران ابى عبد الله الحسین. جان من و پدر و مادرم فداى شما باد. خوشا بر احوال شما. خوشا بر آن سرزمین پاکى که در آن مدفون شُدید. شما به فوز و کامیابی بزرگ رسیدید.»[6]

زائر در اینجا خطاب به آنان با هزار آرزو می گوید:

« فَیَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ مَعَکُم

ای‌کاش با شما بودم و همراه شما به فوز و کامیابی می‌رسیدم.» [7]

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . تحف العقول عن آل الرسول، ص 246. .( ابن شعبه حرانى؛ تحف العقول عن آل الرسول ؛جامعه مدرسین، قم، دوم، 1404 ق.)
[2] . تحف العقول عن آل الرسول، ص 248. (همان)
[3] . أبو عبدالله الشیبانی، أحمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص353. (أبو عبدالله شیبانی، أحمد بن حنبل؛ مسند أحمد بن حنبل؛ مؤسسة قرطبة،‌ القاهرة ، [بی تا] .)
[4] . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص176. (جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور بن قولویه‏؛ کامل الزیارات؛ مرتضوى ، نجف، اول، 1356ق.)
[5] . شیخ مفید؛ الإرشاد، ج‏2، ص91. (عکبری بغدادی، محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد؛ کنگره شیخ مفید، قم، اول، 1413ق.)
[6] . شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امام حسین ـ علیه السلام ـ ، ص430. (قمى، حاج شیخ عباس؛ مفاتیح الجنان؛ انتشارات اسوه، [بی جا، بی تا.]
[7] . شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امام حسین ـ علیه السلام ـ ، ص430.(همان)




نوشته شده در تاريخ یک شنبه 2 بهمن 1390  توسط مهدی شکیبا مهر
بیاییم با خدا رفاقت کنیم. لااقل همان اندازه که برای رفیق و دوست خود مایه می‌گذاریم، برای خدا هم ارزش قایل شویم
.



خیلی از ما دم از خدا و خداخواهی می زنیم ،تا اوضاع بر وفق مرادمان است مدام زیر لب زمزمه می کنیم که : خدایا من تو را خیلی دوست دارم خدایا شکرت و ...جوری رفتار می کنیم که گویی حاضریم جان خود را هم برای خدای خوبمان بدهیم مثلا از جایی که فکرش را نمی کردیم پولی به دستمان رسیده که می توانیم کلی از مشکلاتمان را با آن پول حل کنیم و حتی زیاده از حد انتظارمان هم برای خودمان باقی می ماند که شروع می کنیم به خیالبافی که الان با این پول چنین می کنم و چنان می کنم،خدا وکیلی نه در مقام عمل در همان عالم خیال چه میزانش را کنار میگذاریم که در راه خدا خرج کنیم ؟ صدقه دهیم و یا دست دردمندی را بگیریم ؟یا هیچ و یا ناچیزش را ما برای امور خیر کنار می گذاریم ما با همه نداریمان نسبت به خداوند بی نیاز مطلق بخل روا می داریم و بعد هم دم میزنیم که عاشق خدا هستیم .
عشق و عاشقی به لاف و گزاف نیست مرد عمل می خواهد که از دلبستگی ها و عزیزان دل بر کند و بی مهابا فدای معشوق کند خوب است که ما به خداوند خود ابراز محبتمان را بکنبم ولی دروغ نگوییم ما لاف عشق می زنیم ،این کار کی کنیم؟


عشق بازی کار حسین(علیه السلام)است و بس
عشقبازی‌ كار هر شیاد نیست ‌
این‌ شكارِ دام‌ هر صیاد نیست‌

عشق‌ از معشوقه‌ اوّل‌ سر زند
تا به‌ عاشق‌ جلوه دیگر كند

تا به‌ حدّی‌ بگذرد هستی‌ ازو
سر زند صد شورش‌ و مستی‌ ازو

طالب‌ این‌ مُدّعَی‌ خواهی‌ اگر
بر حسین‌ و كربلایش‌ كن‌ نظر

روز عاشورا شه‌ دنیای‌ عشق
كرد رو به‌ جانب‌ سلطان‌ عشق‌

بارالها این‌ سرم‌ این‌ پیكرم‌
این‌ علمدار رشید این‌ أكبرم‌

این‌ سُكینه‌ این‌ رقیه‌ این‌ رباب
این‌ تنِ عریان‌ میان‌ آفتاب‌

این‌ من‌ و این‌ ذكر یا رب‌ یا ربم
این‌ من‌ و این‌ ناله‌های‌ زینبم‌

پس‌ خطاب‌ آمد زحقّ كای‌شاه‌عشق
ای‌ حسین‌ ای‌ یكّه‌تاز راه‌ عشق‌

گر تو بر ما عاشقی‌ ای‌ محترم‌
پرده‌ برچین‌ من‌ ز تو عاشق‌ترم‌

هرچه‌ از دست‌ داده‌ای‌ در راه‌ ما
مرحبا صد مرحبا خود هم‌ بیا

خود بیا كه‌ می‌كشم‌ من‌ ناز تو
عرش‌ و فرشم‌ جمله‌ پا انداز تو

خود بیا كه‌ من‌ خریدار توام
مشتری‌ بر جنس‌ بازار توام‌

لیک‌ خود تنها میا در بزم‌ یار
خود بیا و اصغرت‌ را هم‌ بیار

خوش‌ بود در بزم‌ یاران‌ بلبلی ‌
خاصه‌ در منقار او باشد گلی‌

خود تو بلبل‌، گل‌ علی أصغرت ‌
زودتر بشتاب‌ سوی‌ داورت‌(2)

بیاییم با خدا رفاقت کنیم. لااقل همان اندازه که برای رفیق و دوست خود مایه می‌گذاریم، برای خدا هم ارزش قایل شویم. آن وقت متوجه خواهیم شد که باید همه چیز را کنار بگذاریم و به کسی دل ببندیم که او، همه چیز است. امام حسین (علیه السلام) از هم چیز خود برای خدا گذشت. هیچ چیزی برای خود باقی نگذاشت. به راستی فانی فی الله بود. به امام می‌گفتند که اگر بروی،‌ آبرو، مال، دوست، زن، بچه و جانت را از دست می‌دهی. گفت: می‌دانم، ولی با کسی معامله کرده‌ام که ارزش این‌ها را دارد.

«یا أیها الَّذینَ آمَنوُا هَلْ اَدُلُّکُمْ علی تِجارَهٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ ألیمٍ تِوْمِنونَ بِاللهِ وَ رَسوُلِهِ وَ تُجاهِدونَ فی سبیلِ اللهِ بِأمْوالِکُمْ وَ أّنْفُسِکُمْ ذلُکُمْ خَیرٌ لَکُمْ إنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آیا شما را بر تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک می‌رهاند؟ به خدا و فرستاده‌ی او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید. این گذشت و فداکاری -‌ اگر بدانید- برای شما بهتر است.
چقدر خوب است که انسان دارایی‌ها و اموال خود را نیز از خود نداند و اموال او برای جهاد در راه خدا باشد. برخی از انسان‌ها مال حلالی دارند و مال آن‌ها برای اجتماع مفید است؛ امّا برخی دیگر، هیچ نفعی به دیگران نمی‌رسانند و با مال خود در راه خدا جهاد نمی‌کنند. دلبستگی و وابستگی به مال، یکی از موانع مهم توجّه به خود و خودشناسی است.

پی نوشت ها :
1. صف، آیات 10 و 11
2. کتاب الله‌شناسی/ جلد اول/ قسمت ششم ص127.(سروده ناصر الدین شاه قاجار)

فرآوری : محمدی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع : پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام آقا تهرانی
کتاب الله شناسی علامه طهرانی




نوشته شده در تاريخ یک شنبه 2 بهمن 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

پیش از آفرینش آدم دو مجلس سوگواری برای حسین بر پا گردید.

نخست : آنگاه بود که خداوند ماجرای کربلا و شهادت حسین (ع) را مقدر فرمود و

قلم ،آن را بر لوح نگاشت. لوح و قلم ماتم زده شدند و در غم فرو رفتند .

دومین مجلس سوگواری بر حسین پیش از آفرینش بود که در پیرامون عرش الهی

برپاشد،(و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه(بقره 30))،آنگاه

که پروردگارت فرمود:همانا من در زمین جانشینی قرار خواهم داد؛(قالو اتجعل فیها

من یفسد فیها و یسفک الدماء(بقره30))،فرشتگان گفتد : آیا کسی را در آن

می آفرینی که تبهکاری کند و خون ها ریزد؟در برخی از تفاسیر گفته شده است

که هنگامی که فرشتگان شهادت حسین را دیدند اندوهگین شدند و به خدا چنین

گفنتد.وخدا در پاسخ فرشتگان فرمود:(انی اعلم ما لا تعلمون(بقره30))؛همانا

من می دانم آنچه را که شما نمی دانید.

منبع:الخصائص الحسینیه(شیخ جعفر شوشتری)





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 دی 1390  توسط مهدی شکیبا مهر


أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاكُمْ مِنَ

الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ

مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ [عَلَیْهِ‏] السَّلامُ.



خدا مزدهاى ما را به خاطر سوگوارى‏مان براى حسین(درود بر او باد) بزرگ گرداند، و قرار دهد ما و

شما را از خونخواهانش به همراه‏ ولى‏اش امام مهدى از خاندان محمّد(درود بر ایشان باد).








نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 دی 1390  توسط مهدی شکیبا مهر
‍.::امروز مائیم و حسینی دیگر::.









به خدا دوست دارم که کشته شوم سپس زنده شوم و تا هزاربار دیگر کشته و برانگیخته شوم تا بدین سبب از جان شما و جوانان اهل بیت دفاع کنم

این سخنان زهیر در شب عاشورا به امام زمانش بود

بیایید ما هم چون زهیر بگوییم یا صاحب الزمان به خدا دوست داریم .......



و امروز مائیم و حسینی دیگر و هل من ناصری به وسعت زمین و کربلایی به وسعت جهان آیا ما یکدیگر را به یاری امام عصر فرا میخوانیم؟

آیا کسی هست که صدای هل من ناصر امام زمان (عج) را نشنیده باشد؟




یا صاحب الزمان چطور محمدبن بشیر خزرمی به امام حسین (ع) فرمود :

درندگان بیابان زنده مرا بدرند اگر تو را تنها بگذارم...

و تو در میان هزار و صد و هفتادو اندی سال است که تنهایی




آیا آزاد مرد موحدی هست که همچون حربن یزید ریاحی دلش از خوف خدا و ترس قیامت بلرزد و امام مظلوم خویش را یاری کند

کیست که مهدی را یاری کند

شیعیان بس نیست غفلت هایمان





بیایید همچون حر شهامت عذر خواهی از امام زمانمان (عج) را داشته باشیم

آقا امام زمان کریم است

فرزند همان سیدالشهدا است


گذشته ی ما را میبخشد.




یا صاحب الزمان شرمنده ایم اگر سعیدبن عبدالله حنفی ظهر عاشورا خود را سپر حضرت اباعبدالله قرار داد تا آن حضرت نماز بخواند و زخم های نیزه را به جان خرید تا مولایش در امان باشد

و اما امروز ..... ما تیر به سمت شما پرتاب میکنیم.





نکند ما نیز همچون مردمان زمان سیدالشهدا به ظواهر دل خوش کنیم

و از باطن و اصل دین یعنی وجود مقدس امام زمان غافل شویم....

کیست که مهدی را یاری کند‍؟!!!...






نکند هل من معین امام زمان در صحرای کربلای غیبت بی لبیک بماند

مبادا هلهله اهل کوفه صدای غربت مهدی زهرا را به گوش ما نرساند

نکند مهدی زهرا تنها بماند

بیاییم امام زمانمان را معصیت نکنیم.









التماس دعا





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 25 دی 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 فلسفه قيام حسين(ع) دارا بودن نگاه سياسي سالم است 
اگر بخواهيم احياگر عزاداري راستين و عاشورايي باشيم بايد در مجالس عزاداري هم از مقامات ملكوتي امامان بگوييم و هم از مقامات ملكي آنان! 
بايد از جنبه الگويي و اسوه بودن آنها بگوييم و نبايد به صرف ابراز عشق اكتفا نماييم. مجالس عزاداري حسين نه تنها نام سيدالشهدا(ع) را پرآوازه نگاه داشته بلكه سبب ماندگاري پيام اسلام عزيز شده است. با توجه به جايگاه رفيع عزاداري و گوهر ارزشمندي كه در آن نهفته است بديهي است كه دشمنان تلاش گسترده در جهت تخريب و تحريف آن داشته باشند، وظيفه ما در اين برهه از زمان جلوگيري از تحريف در عزاي حسيني و برپايي هر چه باشكوه‌تر مجلس عزاداري امام‌حسين(ع) است. عزاداري و برپايي مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولياء خدا امري است كه ريشه در قرآن و سيره نبوي(ص) و سيره امامان(ع) دارد. اين مراسم مصداق مودت اهل بيت است در خصوص تبيين جايگاه مسايل سياسي و انتخابات در ايام محرم و برنامه‌هاي صدا و سيما در اين باره به گفتگويي با مهندس عزت‌ا... ضرغامي رئيس صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مي‌پردازيم كه در متن زير مي‌خوانيد. 
به عنوان نخستين سؤال آسيب‌پذيري سياسي در ايام محرم و صفر چه ناحيه‌اي است؟ 
متأسفانه اين روزها در دنيا، منطقه و در داخل كشور حتي دست‌هايي در كارند كه مي‌خواهند وحدت ملي كشور را از بين برده و بين گروه‌ها اختلاف بياندازند واز هر موضوع كوچكي براي تفرقه انداختن ميان كارها سوء استفاده مي‌كنند. 
براي ايجاد وحدت به خصوص در اين ايام چه بايد كرد؟ 
در واقع ايجاد وحدت ملي از موضوعات بزرگ سياسي است و داشتن نگاه سياسي سالم جزئي از فلسفه قيام امام‌حسين(ع) است و از اين جهت دارا بودن نگاه سياسي سالم يك ضرورت است كه تمام بزرگان، مراجع و رهبر انقلاب به آن توصيه كرده‌اند و آنچه همواره در اين مسير نفي مي‌شود استفاده سوء از آن براي جريانهاي حزبي است. 
آستان قدس رضوي چه كمكي در اين مورد مي‌تواند انجام دهد؟ 
تبيين فرهنگ عاشورا از طريق رسانه‌هاي جمعي رسالتي است كه از سوي تمام نهادهاي فرهنگي نظير آستان قدس رضوي پيگيري شده و اين نهاد مقدس در ترويج آن نقش بسيار مهمي دارد. 
چگونه مي‌توان هويت واقعي مجالس عزاداري محرم را حفظ نمود؟ 
مجالس عزاداري محرم و صفر با پرداختن به تبيين رفتار امام حسين(ع) در واقع بسياري از توصيه‌هايي كه متضمن امور سياسي است مثل امر به معروف و نهي از منكر نسبت به حكومت‌هاي جاعل را در خود منتشر ساخته است و در واقع بايد نگاه سياسي در مفهوم همان سياستي كه مدرس مي‌گفت عين ديانت است باشد و نبايد با موضوعات سياسي‌گري و تبليغات گروهي و حزبي خلط شود، تنها در اين صورت است كه اين مجالس هويت واقع خود را مي‌يابد. 
با توجه به شور خاصي كه در بين مردم در ايام محرم به وجود مي‌آيد در ترويج فرهنگ عاشورا چه بايدكرد؟
بايستي تلاش شود كه در مجالس تكايا و جلسات عزاداري به بهانه تكريم و تعظيم به شخصيت امام حسين و يارانش، ضمن پرداختن به عزاداري و مرثيه‌خواني كه فوايد بسيار دارد، بهره‌برداري‌هاي مناسب در جهت سيره و رفتاري كه سفارش آن بزرگان بوده نيز مورد توجه بيشتري قرار گيرد. 
در اين راستا چه اقداماتي در صدا و سيما صورت گرفته است؟ 
طرح مجموعه‌اي تحت عنوان بايدها و نبايدهاي محرم كه چند سال است تدوين شده و براي آموزش افراد مورد استفاده قرار گرفته است و در واقع يك نظارت جامع در اجراي صحيح آن سامان داده شده است و لذا در اين حوزه برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري شده و شبكه‌ها و گروههاي معارف اسلامي از مدت‌ها قبل خود را آماده كرده‌اند كه متناسب با شرايط در اين 10 روز سعي كنند يك سري برنامه‌هاي جامع و مؤثري را براي ايام محرم داشته باشند. 

منبع:آستان قدس رضوی





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 دی 1390  توسط مهدی شکیبا مهر


 

ای که مرا خوانده‏ای، راه نشانم بده.. 

یا رب الحسین

هرکه غم ‏ات  را خرید، عشرت عالم فروخت

                                               باخبرانِ غم‏ ات، بی‎خبر از عالم‏ند

کرب و بلا، کرب و بلا، کرب و بلا، کربلا.

                                                 کرب و بلا؛ کربلا. کرب و بلا؛ کربلا

روی نیازم کجاست؟ روی حسین است و بس

                                                            روی حسین است و بس

قبلۀ قلبم کجاست؟ کوی حسین است و بس

                                                            کوی حسین است و بس

سلسلۀ عشق را، سلسله جنبان خداست

سلسلۀ عشق چیست؟ بوی حسین است و بس.

                                                             بوی حسین است و بس.

کرب و بلا، کرب و بلا، کرب و بلا، کربلا. 

                                                  کرب و بلا؛ کربلا. کرب و بلا؛ کربلا

رحمت و لطف و کرم، عشق و صفا در جهان

                                  بخشش و جود و وفا، خوی حسین است و بس

روز جزا در امان، هرکه رود ای عزیز

                                           از برکاتِ دم و هوی حسین است و بس

بوی بهشت خدا از حرم‏اش میوزد

                                        بوی بهشت خدا، بوی بهشت است و بس

کرب و بلا، کرب و بلا، کرب و بلا، کربلا.

                                                   کرب و بلا؛ کربلا. کرب و بلا؛ کربلا

کوثر و حوض بهشت، جنت و نهر حیات

                                           اندکی از قطره‏ی جوی حسین است و بس

سلسلۀ عشق را، سلسله جنبان خداست...

سلسلۀ عشق چیست؟ بوی حسین است و بس.

                                                                 بوی حسین است و بس.

روز جزا میرود، خنده ‏کنان در بهشت

                                        هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین گریه برای حسین

ای که مرا، ای که مرا، ای که مرا خوانده ‏ای،

                                              راه نشانم بده، گوشه‏ ای از کربلا، جا و مکانم بده

هرکه غمت، هرکه غمت را خرید عشرت عالم فروخت

                                                                     باخبرانِ غمت، بی‎خبر از عالم‏ند

کرب و بلا، کرب و بلا، کرب و بلا، کربلا.

                                                       کرب و بلا؛ کربلا. کرب و بلا؛ کربلا*


 

 

 


 






نوشته شده در تاريخ یک شنبه 4 دی 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 

ديدگاه متفاوت کارشناسان از فعالیت رسانه ملي درباره
منبر نوین؛فرصتی که غافل از آنیم
يکي از محورهاي ويژه برنامه هاي ماه محرم ارائه تحليل هاي کارشناسان و استادان حوزه و دانشگاه از واقعه عاشورا است که به صورت پخش سخنراني واعظان و خطيبان مختلف و يا به صورت دعوت از اين کارشناسان انجام مي شود.

دکتر ابراهيم فياض از عملکرد رسانه ملي در اين بخش انتقاد مي کند و با اشاره به تکراري بودن ميهمانان و سخنرانان و محورهاي مورد بحث مي گويد: سخنان تعداد بسيار محدودي از استادان حوزه و دانشگاه مثل دکتر رجبي دواني، خوانساري، رفيعي، انصاريان و ... در اين ايام از تلويزيون پخش مي شود درحالي که استادان بسياري در سطح دانشگاه ها و حوزه هاي علميه مانند حوزه قم حضور دارند که تحليل هاي بسيار عميق و جالبي از عاشورا دارند اما متاسفانه رسانه ملي از حضور آن ها بهره نمي گيرد و به تعداد محدودي از اين سخنرانان و استادان بسنده کرده است که اين ضعف در سال جاري به صورت واضح و روشن خود را نشان داد. 
اما در مقابل ديدگاه اين جامعه شناس، حجت الاسلام بهمني تحليل متفاوتي نسبت به اين موضوع دارد و با بيان اين که حجم تحليل هاي ارائه شده در سال جاري نسبت به گذشته و کيفيت مباحث ارائه شده سير صعودي داشته است، مي گويد: رسالت رسانه ملي اثرگذاري در سه حيطه عاطفي، معرفتي و عملي است. به اين معنا که رسانه ملي بايد از طريق پخش مداحي ها براي ايجاد شور حسيني در مردم و ارتقاي سطح ارتباط عاطفي آن با واقعه عاشورا و امام حسين(ع) تلاش کند که بايد گفت تا حدي رسانه ملي در انجام اين وظيفه موفق بوده است، در سطح دوم که ارتقاي معرفتي مردم نسبت به واقعه عاشوراست صداوسيما بايد از طريق پخش سخنراني هاي مناسب و ارائه تحليل هاي دقيق و عميق، معرفت مردم را نسبت به اين واقعه بزرگ افزايش دهد تا در نتيجه اين دو امر تحول عملي مردم در مراسم عزاداري تحقق يابد و ماه محرم که نخستين ماه قمري است به بهار تحول جان ها و روح ها تبديل شود. در مجموع مي توان گفت به لحاظ کمي و کيفي اين تحليل ها و گفت وگوها جالب و محل تامل بوده است.
همچنين دکتر مجيد ابهري با بيان اين که رسالت رسانه ملي، تعميق باورهاي مردم از طريق منبرنوين رسانه است، کارنامه رسانه ملي را در اين زمينه موفق ارزيابي نمي کند و مي گويد: رسانه ملي راهبردي براي انجام اين رسالت خود ندارد و نمي داند از چه طريقي و با حضور چه افرادي مي تواند به اين هدف نائل شود. در نتيجه به گفت وگوها و سخنراني هاي تکراري، ملال آور و خسته کننده روي مي آورد.
دست خالي رسانه ملي در مجموعه هاي نمايشي محرم 
سال گذشته در چنين ايامي يعني ماه محرم مجموعه پرمخاطب مختارنامه با محوريت زندگي و شخصيت مختار ثقفي که به خونخواهي امام حسين(ع) قيام کرد، از شبکه يک سيما و تکرار آن از شبکه هاي ديگر پخش مي شد که اتفاقا پخش قسمت هاي مربوط به وقايع کربلا مصادف با دهه اول محرم و روزهاي تاسوعا و عاشورا بود.
در محرم امسال رسانه ملي اقدام به پخش مجدد بخش هايي از اين مجموعه کرد و حتي قسمت مربوط به بي وفايي مردم کوفه نسبت به مسلم را به صورت يک فيلم سينمايي ۱۱۰ دقيقه اي با عنوان «ميهمان کشي» ، در روز تاسوعا از شبکه اول تلويزيون پخش کرد. فيلم سينمايي روز واقعه نيز براي چندمين بار در شب عاشورا از شبکه ۳ سيما پخش شد و در کنار آن ها سريال هاي جديدي چون مجموعه هاي «فرات»هم ارائه شد که تا حدي مي توان گفت اين نمايش ها دست خالي رسانه ملي را در عرصه نمايش در سال جاري به وضوح نشان داد.
در عرصه نمايش ، تلويزيون حرفي براي گفتن نداشت 
فياض در اين زمينه به شدت از رسانه ملي انتقاد مي کند و معتقد است، در عرصه نمايش سيما هيچ حرفي براي گفتن نداشت.
دکتر ابهري،استاد دانشگاه نيز مي گويد: من آن قدر فيلم روز واقعه را از تلويزيون ديده ام که حتي ديالوگ هاي آن را نيز حفظ شده ام. در حالي که همان طور که شبکه هاي مختلف تلويزيون خود را موظف مي دانند ماه رمضان هر سال مجموعه هاي تازه نمايش دهند براي ايام محرم هم رسانه ملي بايد چنين تدارکي ببيند. 
سال گذشته به دليل پخش اثر موفق مختارنامه، کوتاهي سيما براي مجموعه هاي نمايشي در محرم به چشم نيامد؛ اما امسال مثل سال هاي گذشته باز فقدان پخش آثار پرمخاطب نمايشي به چشم آمد. 
پيشنهاد کارشناسان به رسانه ملي 
دکتر ابراهيم فياض با بيان اين که رسانه ملي ما مغز متفکر ندارد، مي گويد: رسانه اي مثل صداوسيما با اين حجم از مخاطبان بايد مغز متفکر داشته باشد تا برنامه سازان اين رسانه اقدام به برنامه سازي هاي مفيد و موثر کنند. ضمن اين که اين برنامه سازان خود بايد با محتواي معارفي آشنا باشند تا بتوانند برنامه اي تاثيرگذار بسازند. 
دکتر مجيد ابهري نيز فقدان نوآوري و جذابيت را آسيب و ضعف اصلي برنامه هاي معارفي رسانه ملي مي داند و مي گويد: اين برنامه ها معمولا با محدوديت زماني مواجه است و در زمان محدودي و با سرعت و بدون توجه به کيفيت ساخته و روانه آنتن تلويزيون مي شود. علاوه بر آن به دليل شناخت نداشتن برنامه سازان معارفي از محتواهاي ديني يا دغدغه نداشتن در اين زمينه برنامه هاي بي خاصيت و فاقد جذابيت و نگاه هاي نوآورانه ساخته مي شود.

 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 دی 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 انوار پريشان

سوگوارى خاندان سيدالشهدا(ع) در كربلا، مدينه، كوفه و شام‏

غلامرضا گلى‏زواره‏


چشمه اشك در كوير غم‏ 
سوگوارى براى خاندان عترت و بخصوص سالار شهيدان و امامى كه همراه با ياران وفادار خود، خالصانه براى زنده نگاه داشتن آيين حق و ارزش‏هاى معنوى، به ستيز و مبارزه با ستمگران عصر خويش برخاست و از سيماى پليد دستگاه فاسد بنى‏اميه پرده برافكند، حركتى است اسلامى و در واقع شعارى است كه از شعور و معرفت افراد حكايت دارد. روش ائمه هدى و بانوان اهل بيت در اين زمينه مى‏تواند براى علاقه‏مندان مفيد و آموزنده باشد. آن انوار فروزان تأكيد داشتند از طريق مجالس عزادارى و جارى ساختن اشك از ديدگان، مى‏توان واقعه كربلا را چون مشعلى فروزان، روشن و پرفروغ نگاه داشت.

بر اساس سنت‏هاى شيعه، گريه بر فداكارى عاشورا، فرياد قلب و نبرد عاطفى با همه ستمگران تاريخ است. در حال گريه آدمى بيش از هر حالتى خود را به محبوبى كه برايش سوگوارى مى‏كند، نزديك مى‏بيند.

راز بقاى نهضت امام حسين(ع) اين است كه علاوه بر تأييد منطق و خرد، در عمق احساسات و عواطف راه يافته است. گريه‏هايى اين گونه مى‏تواند حماسه كربلا را در اعماق جان‏ها استوار نمايد به شرط آنكه بهره‏بردارى درستى بشود. حرمت اشك و مقام ارزشمند آن در اين راز نهفت ه است كه ساختگى و در اختيار انسان نمى‏باشد، يعنى تا دل نسوزد و سينه نگدازد، چنين جويبارى بر گونه‏هاى آدمى جارى نمى‏شود و كسى كه درون پاك و انديشه‏اى صادقانه دارد، مى‏تواند بگريد. چنين اشكى گواهى مى‏دهد كه صاحبش با امام حسين(ع) به چه ميزان صميميت دارد، زي را با تمام وجود رخدادهاى كربلا را تصديق مى‏كند و خود را دلبسته و وابسته به چنين حماسه‏اى مى‏داند. اين ويژگى مى‏تواند رفتار فرد را در جهت خودسازى معنوى و تزكيه درونى دگرگون كند.
نخستين كسانى كه وقايع عاشورا را بيان كردند و سوگوارى و ماتم‏دارى را در سرزمين حجاز، عراق و سوريه متداول ساختند، بانوانى از خاندان عترت بودند. از اين جهت آشنايى با چگونگى سوگوارى‏ها و نوحه‏خوانى‏ها و گريستن آنان مى‏تواند براى خوانندگان مفيد و آموزنده باشد.

پيشينه عزادارى زنان‏ 
از امورى كه در سيره خاندان عصمت و طهارت در ارتباط با شهادت ائمه مطرح است، مرثيه‏سرايى و گريه مى‏باشد كه هم خود آن بزرگواران در سوگ بزرگان خويش اشك مى‏ريخته‏اند و هم ديگران را به گريستن و ندبه تشويق مى‏كرده‏اند.

نكته ديگر اينكه: گريه و زارى به هيچ عنوان با صبر، رضا و پذيرش خواست خدا منافاتى ندارد و نمايانگر رحمت و دلسوزى در نهاد انسانى است اما گريبان چاك كردن، لطمه زدن به صورت و خراشيدن گونه در هنگام عزادارى، توسط رسول اكرم(ص) و ائمه هدى نهى شده است.(1)
در نبرد احد كه سپاهيان اسلام هفتاد شهيد تقديم نمودند، زنان مسلمان مدينه در سوگ آن مجاهدان جامه سياه بر تن و فرياد خويش را بر گريه و زارى بلند كردند.(2) حضرت فاطمه زهرا(س) هر دو، سه روزى يك بار به مزار شهيدان اين غزوه مى‏آمد و در آنجا دعا مى‏خواند و گريه مى‏كرد. «ام‏سلمه» - همسر پيامبر(ص) - هر ماه يك روز بر سر قبر آن به خون خفتگان مى‏آمد و بر آنها درود مى‏فرستاد و تمام روز را در آن مكان مقدس مى‏ماند. روزى با خدمتكارش آمد اما وى به آنان سلام نگفت. ام‏سلمه او را توبيخ كرد و گفت: «چرا به آنان سلام نمى‏گويى . به خدا سوگند! هر كس بر اين شهيدان درود بفرستد، تا رستاخيز جوابش را تكرار مى‏كنند و اين سنتى است كه رسول اكرم(ص) بنيان نهاد.» «فاطمه خزاعيه» كه محضر نبى اكرم(ص) را درك كرده است، به قتلگاه كشتگان احد آمد و در آنجا سوگوارى كرد.(3)

زنان پيامبر(ص) وقتى آن حضرت رحلت نمود، جامه تيره در بر كردند و به سوگوارى و ماتمدارى پرداختند چنان كه «حسان بن‏ثابت» در چكامه‏اى به اين موضوع اشاره دارد.(4)
هنگامى كه «جعفر طيّار» در جنگ موته به شهادت رسيد، پيامبر همچون پدرى مهربان و دلسوز به خانه وى رفت و بر سر كودكان يتيمش دست نوازش كشيد و ضمن دلجويى از همسرش - «اسماء بنت عميس خثعمى» - به ديگر زنان فرمود: با خانواده جعفر همدردى كنند، در ضمن به اين بانو فر مود: سه روز لباس سياه ماتم بپوش. ام‏سلمه نقل كرده است كه اسماء سه روز در سوگ جعفر گريست، و چون به شدت سوگوارى كرده بود، پيامبر تأكيد نمود بر چشمش مرهم نهد، زيرا چشمانش آسيب ديده بود.(5) پيشقدم شدن براى ندبه و زارى بر امام حسين(ع) 
حضرت صديقه طاهره(س) در روز ولادت امام حسين(ع) و پس از آن كه رسول خدا(ص) خبر شهادت فرزندش را داد، نيز به مناسبت‏هاى مختلف (كه جبرئيل مى‏آمد و خبرى به پدر بزرگوارش در باره حماسه كربلا و شهادت امام سوم مى‏داد) به سوگوارى مى‏پرداخت.(6)
«ام‏ايمن» سال‏ها پيش از واقعه كربلا حديثى را كه از رسول خدا(ص) در خصوص كربلا و شهادت امام حسين(ع) و يارانش و اسارت عقيله بنى‏هاشم، شنيده بود، براى زينب كبرا(س) بيان كرد و گريست.(7)

در روز عاشورا ام‏سلمه رسول اكرم(ص) را در رؤيا مشاهده كرد، حضرت ناراحت و گريان بود و سر شريف‏شان خاك‏آلود. از حضرت پرسيد: اين چه حالتى است كه در شما مى‏بينم؟ فرمود: امام حسين(ع) كشته شده است. در اين حال با سوگ و زارى بانوان هاشمى را فرا خواند و به آنان گ فت اى زنان عبدالمطلب، مرا يارى كنيد براى گريستن، زيرا آقايمان به شهادت رسيده است.(8)
امام باقر(ع) فرمود: هنگامى كه حسين بن‏على(ع) قصد داشت از مدينه به سوى مكه حركت كند، بانوان هاشمى آمدند و گريستند. حضرت سيدالشهدا تشريف آورد و فرمود: چرا شما گريه مى‏كنيد و ديگران را بر اين مسافرت آگاه مى‏نماييد. بانوان گفتند: چرا در اشك ريختن پيشى نگيري م و حال آنكه وقتى شهيد مى‏شويد، نزد ما مانند روز رحلت جدتان رسول‏اللَّه(ص)، شهادت على مرتضى، فاطمه زهرا(س) و امام حسن مجتبى است. سوگند مى‏دهيم شما را كه مانع گريه ما نشويد. خداوند ما را فداى شما گرداند.
يكى از عمه‏هاى حضرت در حالى كه گريه مى‏كرد گفت: گواهى مى‏دهم اى حسين كه شنيدم طايفه جنّ بر تو مى‏گريستند.(9)

ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 

سخن پیرامون عزا و عزاداری برای امام حسین علیه السلام زیاد است. هرسال محرم که می‌شود به موازات پرچم‌های سیاهی که برافراشته می‌شوند، تابلوهایی از مخالفت از هرسو تلاش می‌کنند بلکه این پرچم‌ها را به نوعی بی اعتبار کنند.

حمله کنندگان یک دسته و یک گروه نیستند. هرکدام با یک نگرش خاص موضوع را دنبال می‌کنند ولی هرچه هست در یک هدف باهم مشترک هستند و آن خاموش کردن چراغ عزاست.

در مورد اقسام گروه‌ها روشن‌فکران قرن اخیر خصوصاً آن‌هایی که تحت تاثیر تفکرات پروتستانیسمی هستند و شاگردان جمال الدین اسد آبادی و اقبال لاهوری محسوب می‌شوند اول صف ایستاده‌اند. آن‌ها سعی می‌کنند برداشت‌های اجتماعی را در مقابل آموزه‌های عبادی قرار بدهند و جهت نیل به قدرت‌های مادی، دین را دست‌مایه قرار بدهند. در این میان تاریخ عاشورا به عنوان عامل تاثیرگذار و منحصر به‌فردی است که باید در جهت خواست آن‌ها از برخی مشخصه‌ها از جمله اصل عزاداری زدوده شود. از این رو روشن‌فکران یا بهتر بگوئیم دگراندیشان سعی می‌کنند با اطلاق عزاداری به عنوان یک بدعت صفوی و قجری، ساختار فکری افرادی را که مطالعه کمی نسبت به اعتقادات دارند، سست کنند. آن‌ها مظاهر عزاداری را برگرفته از مسیحیت برمی‌شمرند و عزاداران را با قلم توانمند و قدرت سخن‌وری و هوش فوق‌العاده اجتماعی به باد تمسخر می‌گیرند. در نظر آن‌ها عزاداری یک حماقت و در بهترین حالت یک نادانی سرشار از صداقت است.

گروه دوم اهل سنت و وهابیت هستند که متاسفانه از ابراز دشمنی با شیعیان از هیچ سلاحی صرف‌نظر نکرده‌اند. البته جای خوش‌حالی است که به تازگی بخشی از نقدینگی برادران ما از موضوع انفجار به موضوع رسانه انتقال پیدا کرده است. البته انبوه شبکه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای و هم‌چنین در اختیار داشتن سرزمین مکه و حجاز سبب شده است باز هم یک رویارویی غیر منصفانه با این برادران داشته باشیم.
این گروه هم‌چنین با استناد به تولیدات گروه اول سعی می‌کند آن‌ها را با خود هم‌راه و هم‌عقیده نشان دهد.

...

در این میان با دوستانی نیز برخورد می‌کنیم که متاسفانه روضه‌های حسینی را به مراسم‌های تخلیه‌ی انرژی و خودی نشان دادن تبدیل کرده‌اند و گاهی از سبک‌ها و اشعاری استفاده می‌کنند که در شان اهل بیت علیهم السلام نیست. کمبود آگاهی این عزیزان نیز آش گروه‌های بالا را چرب‌تر کرده است.
البته نمی‌خواهیم این عزیزان را خدای ناکرده دشمن دین و عزا نشان دهیم. هرگز! یک موی این عزیزان را با هیچ کسی معاوضه نخواهیم کرد. اما ای‌کاش بدانند که گرچه اصل عملشان در اقامه‌ی عزای حسینی درست است اما نوع اجرایشان راه را برای گروه‌های بالا هموار خواهد کرد. وانگهی؛ عزا و عزاداری را رها کرده‌اند و حال و قال را جایگزین نموده‌اند!

حالا باید چه کنیم؟ سکوت کنیم؟ به امور روزمره زندگی خود بپردازیم؟ و اصلاً برایمان مهم نباشد که این روند روزی به خاموشی چراغ‌های شهر خواهد انجامید.
ما در آن روز نبودیم. ریگ‌های بیابان را حس نکردیم. خاری در پای کودکان ما نرفت. و سر فدای اربابمان نکردیم. ما آن‌روز نبودیم بلکه عباس بن علی علیهماالسلام را یاری کنیم. بلکه برای مشک او را زره شویم. ما نبودیم تا که سینه‌ی خویش را پذیرای تیری کنیم که گلوی شش‌ ماهه را...
امروز اما هستیم. امروز اما نگذاریم که خونی دوباره از حلقوم تاریخ جاری شود...

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 18 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده ، و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است .

محرم ماهی است که به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ، و از توطئه عناصر فاسد و رژیم بنی امیه ، که اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند ، رهایی بخشید .

این خون سیدالشهداست که خونهای همه ملتهای اسلامی را به جوش می آورد .

ماه محرم برای مذهب تشیع ماهی است که پیروزی ، در متن فداکاری و خون به دست آمده است .

محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست ، که با قیام خود در مقابل طاغوت ، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد ، و راه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست . و این خود سرلوحة تعلمیمات اسلام است برای ملتها تا آخر دهر .

با حلول ماه محرم ، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد . ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد . ماهی که قدرت حق ، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله ؛ بر جبهه ستمکاران و حکومتهای شیطانی زد . ماهی که به نسلها در طول تاریخ ، راه پیروزی بر سرنیزه را آموخت . ماهی که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه حق ، به ثبت رساند . ماهی که امام مسلمین ، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت .

سید الشهدا را کشتند ، اسلام ترقی اش بیشتر شد .

صفحه 58

سید الشهدا - سلام الله علیه - با همه اصحاب و عشیره اش قتل عام شدند ، لکن مکتبشان را جلو بردند .

شهادت حضرت سیدالشهدا مکتب را زنده کرد .

زنده نگه داشتن عاشورا ، یک مساله بسیار مهم سیاسی - عبادی است .

انقلاب اسلامی ایران ، پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است .

کربلا کاخ ستمگری را با خون درهم کوبید ، و کربلای ما کاخ سلطنت شیطانی را فرو ریخت .

کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا را زنده نگه دارید ، که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته می شود .

مساله کربلا ، که خودش در راس مسائل سیاسی هست ، باید زنده بماند .

ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا را ، با موازین اسلامی ، هر چه شکوهمندتر حفظ نماید .

این محرم را زنده نگه دارید ، ما هر چه داریم از اینمحرم است .

محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است .

تمام این وحدت کلمه ای که مبدا پیروزی ما شد ، برای خاطر این مجالس عزا و تبلیغ و ترویج اسلام شد . این مجالس سوگواری و این مجالس مجالس زرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان ، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل ، و عدل بر ظلم ، و امانت بر خیانت ، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است ، هر چه با شکوهتر و فشرده تر برپا شود ، و بیرقهای خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم ، هر چه بیشتر افراشته شود .

ماه محرم ماهی است که مردم آماده اند برای شنیدن مطلب حق .

گریه کردن بر عزای امام حسین ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همین معنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد ، دستور است .

باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد .

عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان است .

 

 





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.