كاسموسانتريسم
شهريار زرشناس
منبع: باشگاه انديشه
در لغت به معناي “گيتيمداري” يا “عالممحوري” است. “كاسموس” در يونان باستان به معني جهان و عالم و كيهان بوده است. “كاسموسانتريسم” صورت نوعي حاكم بر تاريخ يونان و روم باستان است.
در امتداد نيستانگاري متافيزيكي يونانيان باستان، “كاسموس” يا گيتي داراي تقدس و مدار عالم فرض ميشد و فيلسوفان مردمان را دعوت ميكردند تا مطابق نظام “كاسموس” زندگي نموده و مناسبات خود را اداره نمايند.
افلاطون، ارسطو، رواقيان باستان و حتي متافيزيسينهاي قبل از سقراط مثل هراكليتوس در ساحت تفكر “كاسموسانتريك” قرار داشتند و به جاي حقپرستي و حقيقتمداري و شناخت حقيقت وجود، صورت ممسوخي از وجود به نام “كاسموس” را مدار تفكر قرار داده بودند و ميخواستند كه نظام مدينه مطابق مدل كيهان (كاسموس) سامان يابد و شخص نيز منطبق با نظام مدينه زندگي نمايد.
“كاسموسانتريسم” اولين مرحله از تاريخ ظهور غرب در مفهوم تاريخي – فرهنگي و دوري از ساحت اسطوره و تفكر اصيل ديني است كه از حدود قرون هشتم قبل از ميلاد در يونان آغاز گرديده و تا حدود قرن پنجم ميلادي تدوام داشته است؛ عهد يونان و روم باستان را عهد كاسموسانتريك و غرب آن دوره را “غرب كاسموسانتريك” مينامند.


