
![]()
باز شور تو در سرم افتاد
اشک از چشم مضطرم افتاد
خود به خود تشنه می شوم زیرا
تشنه بر خاک دلبرم افتاد
دل من بی هوا هوایی شد
با نگاه شماخدایی شد
این دل بی قرار آلوده
ناله ای کرد و کربلایی شد
ادامه شعر

ادامه مطلب
در اين روز زيارت امام حسين (ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است كه از امام عسكري (ع) روايت شده كه فرمود علامات مؤ من پنج چيز است پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شب و روز گذاردن و زيارت اربعين كردن و انگشتر بر دست راست كردن و جَبين را در سجده بر خاك گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ را بلند گفتن است.
شيخ طوسي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق عليه السلام) آورده است: السلام علي ولي الله و حبيبه، السلام علي ( خليل الله و نجيبه، السلام علي صفي الله و ابن صفيه.........
اين مطلبي است كه شيخ طوسي، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن پنجم درباره اربعين آورده است. طبعا بر اساس اعتباري كه اين روزميان شيعيان داشته است، از همان آغاز كه تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين ميخواندهاند و اگر مي توانستهاند مانند جابر بن عبدالله انصاری بر مزار امام حسين (عليه السلام) گرد آمده و آن امام را زيارت ميكردند.
اين سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست و شاهديم که ميليونها شيعه عراقي و غير عراقيدر اين روز بر مزار امام حسين(ع) جمع مي شوند.جابر اولین زائر قبر حسین (ع)بود.

باران، فکر می کردم آنقدر مصیبت آقایمان اباعبدالله (ع) و یارانشان برایت عظیم است، که شبهای دهه اول حسابی می باری!
باران، فکر می کردم می باری به جبران ظهر داغ و سوزان کربلای سال 61 هجری! به جبران اشکهایی که برای علی اصغر و علی اکبر و عباس و زینب و رقیه نباریدی! فکر کردم می باری، تا علی اصغرهای ما تشنه نمانند!
باران، من نمی دانم، اما شاید همان سال که در کربلا تابستان بود، در آن طرف زمین که زمستان بود، آنقدر باریدی و باریدی که سیل جاری شد!
اما این را خوب می دانم که بعداً در کربلا آنقدر باریدی که آن سرزمین خشک و بی آب و علف را به یمن حضور اباعبدالله (ع) و یارانشان، تبدیل به "شهر کربلا" کردی!
اما بیا و به خاطر ماه خون اباعبدالله (ع)، به حرمت علی اصغر 6ماهه و رقیه 3ساله، بر ما رحمی کن و بر ما ببار.
ای که فصل آمدنت ، زیباترین فصل زندگانی است و حضورت گویاترین پیام آشنایی ، ای که باب خدایی و واسطه فیض ، دریای رحمتی و بی کران مهر . . . ما را دریاب . . .
ما را دریاب که خوب میدانیم این ماییم که در غفلت به سر میبریم ، در غیبت از خود و مولای عشق و شما حاضرترین حاضرانید ، این ماییم که پرده غفلت و زنگار عصیان ، چون خاری در چشمانمان غلتیده و مانع دیدار یارمان گشته است.
این ماییم که معرفت شما را کسب نکرده و بدون شناخت ، بانگ عاشقی و یاری سر میدهیم غافل از اینکه معرفت شما الفبای عاشقی است و بدون این مهم پا نهادن در میدان عشق ورزی کار بس بیهوده است....
ادامه مطلب
ای کاش هفت سین مان را در جمکران میگستردیم
و در آن به جای سفره، "سجاده ای" میانداختیم به گستردگی زمین...
و"ستاره ای" از آسمان به زیر میکشیدیم به یاد تو...
و "ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت
و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی (ص) بر سجاده میریختیم!
و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً سَیْفی ، مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی " و با شمیشر آخته، و نیزه برهنه، پاسخ گویان به نداى آن خواننده بزرگ در شهر و بادیه ایم.
و سین ششم سجاده مان را از خدا میخواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی...
اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ
و سین هفتم را نیز من بر این سجاده مینشانم " سلام علی آل یاسین".
![]()
خطا از من است میدانم،
از من که سالهاست گفته ام،
"ایاک نعبد"
اما به دیگران هم دل سپرده ام...
از من که سالهاست گفته ام،
"ایاک نستعین"
اما به دیگران هم تکیه داده ام...
اما...
رهایم نکن،بیش از همیشه دلتنگم،
به اندازهی تمام روزهای نبودنم...
خداوندا؛
دل به تو سپرده ام...
یا رب....
