|
|
الف) حضرت ايّوب (عليه السلام) در مقام دعا و طلب حاجات خود مى گويد: (أنّي مَسَّني الضُرّ و أنتَ أرحمُ الراحِمين)(1). اين جمله، از دو جهت، حاكى از كمال ادب ايّوب(عليه السلام) است:
يكى آنكه نگفت: خدايا مرا گرفتار كردى يا به گرفتارى انداختى. بلكه عرض كرد: پروردگارا، گرفتارى به من رسيده و من در معرض ضرر و مشكلات قرار گرفته ام.
ديگر آنكه به جاى درخواست رحم از خداى تعالى عرض كرد: تو ارحم الراحمينى. و نگفت به من رحم كن و از به كار بردن لفظ امر ـ هر چند به صورت استدعا ـ خوددارى كرد.
ب) حضرت ابراهيم (عليه السلام) در مقام ستايش پروردگار مى گويد: (الَّذى هُو يُطْعِمُنى و يَسقين * و إذا مَرِضْتُ فهوَ يَشْفين) (2). هنگامى كه از نعمتها و خوبيها ياد مى كند به خدا نسبت مى دهد و مى گويد: طعامم مى دهد و سيرابم مى سازد. ولى وقتى از بيمارى ياد مى كند نمى گويد: و چون بيمارم كرد شفايم مى دهد بلكه مى گويد: وقتى بيمار شوم شفايم مى دهد.(3)
1. انبياء (21): 83 .
2 . شعراء (26): 79 ـ 80 .
3 . تفسير نمونهج 6 ، ص 69 ، ذيل آيه 120 سوره مائده (5). براى آگاهى گسترده درباره ادب انبيا(عليهم السلام) ر ك: الميزانج 6 ، ص 260 ـ 302، ذيل آيات 116 ـ 120 سوره مائده (5).
|
|













