|
|||
|
بیدار باش كه كاروان بر سر راه است؛ اگر تو باز پس مانی، مرا چه گناه است؟
خدا را نه به عرش حاجت است نه كرسی، قصّه تمام است؛ دیگر چه پرسی؟
در عجبم از کسی که کوه را می شکافد تا به معدن جواهر برسد،ولی خویش را نمی کاود تا به درون خود راه یابد . یك چندی ترسیدم كه مرا بیازمایی به بلا،اكنون می ترسم كه مرا بفریبی به عطا. مردی در درد و جراحت و مردی در كنف راحت، هر كسی را چیزی مصلحت. از بوده نالم یا از نابوده؟ از بوده محالست و از نابوده بیهوده. دنیا نه سرای آسایش است اگر آسایش است آن هم از نمایش است. الهی نه در بندم و نه آزادم، از تو نه رنجورم ونه دلشادم. در سخاوت چون باد باش كه بر هر كس وزی، در شفقت چون آب باش كه به هر كشتی برسی، اما در صحبت وحشی باش تا با هر كس نیامیزی. هر كه كار خیری كند صفت بندگیست و هر كه نان دهد صفت خداییست. پاكی هر چیزی در شستن است و یافتن هر چیزی در جستن است. چشم خود بتر از چشم بد است. » ادامه مطلب |
|||
|
|||



