آرشيو مطالب

اردیبهشت 1395

مرداد 1394

مهر 1394

آبان 1394

دی 1394

بهمن 1394


  نويسندگان
  درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ: علی عباسی



  مطالب پیشین

جمله های ناب

مهم درون آدمه

چند نکته

دلا

...

خدایا دوستت دارم به اندازه بینهایت دوست داشتن ها

از طبیعت آموختم

در کلام آسمانی آمده است:

آرامش...

به امید خدا...
 

آمار بازديد :
» تعداد مطالب : 314
» آخرین بروز رسانی : دوشنبه 26 مهر 1395 
» بازدید کل : 40398
» آخرین بازدید : [ra:stat_last_view_date]

 


  عشق
 

هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید ، هرچند راه سخت و ناهموار باشد.
و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپارید ، هر چند که تیغهای پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند.
و هر زمان عشق با شما سخن گوید او را باور کنید ،
هرچند او رویاهای شما را چون باد مغرب درهم کوبد و باغ شما را خزان کند. زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می‌نهد به صلیب نیز می‌کشد.

و چنانکه شما را می‌رویاند شاخ و برگ شما را هرس می‌کند
و چنانکه تا بلندای درخت وجودتان بالا می‌رود و ظریفترین شاخه های شما را که در آفتاب می رقصند نوازش می‌کند.
همچنین تا عمیق‌‌ترین ریشه‌های شما پایین می‌رود و آنها را که به زمین چسبیده‌اند تکان می‌دهد.
عشق شما را چون خوشه‌های گندم دسته می‌کند.
آنگاه شما را به خرمن کوب از پرده خوشه بیرون می‌آرود.
و سپس به غربال باد دانه را از کاه می‌رهاند.
و به گردش آسیاب می سپارد تا آرد سپید از آن بیرون آید.
سپس شما را خمیر می‌کند تا نرم و انعطاف پذیر شوید ، و بعد از آن شما را بر آتش مقدس می‌نهد تا برای ضیافت مقدس خداوند نان مقدس شوید.


عشق با شما چنین رفتار می‌کند تا به اسرار قلب خود معرفت یابید و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزیی از آن شوید.

...


"عشق / از کتاب پیامبر / جبران خلیل جبران /

ترجمه حسین الهی قمشه‌ای"


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  ﻋﺸﻖ ﺍﻟﻬﯽ
 

ﻋﺸﻖ ﺍﻟﻬﯽ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ،

 ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﺐ ﺁﺩﻣﯽ ﭘﺎﻻﯾﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ،

ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ...


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  خدا
 

"خدا"درگل،خدا،،درآب ورنگست


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  و خدایی که در این نزدیکی است...
 

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  ای فریاد رس فریاد خواهان
 

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  شعر زیبایی از حافظ
 
بنام خداوند دستگیر
 
 
غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند
 
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
 
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگوارانند
 
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بی‌قرارانند
 
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند
 
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزارانند
 
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده می‌روم و همرهان سوارانند
 
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند
 
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگارانند
 

 


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  ﺧﻮﺩﺁ
 
ﺗﺎ ﻧﻤﺮﺩﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ " ﻋﺸﻖ " .. ، ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻰ ﻧﺮﺳﻴﺪ ...

ﺑﻪ " ﺧﻮﺩﺁﻳﻰ " ﻧﺮﺳﻴﺪ ﺍﺭ ... ، ﺑﻪ " ﺧﺪﺍﻳﻰ " ﻧﺮﺳﻴﺪ !

ﭘﺸﺖ ﺍﻳﻦ ﻗﻠﻌﻪ ، ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﺟﺮِ ﻣﻦ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻳﺪ ... ،

" ﺗﺮﺱ " ﭼﻮﻥ ﺣُﻜﻢ ﻛﻨﺪ ... ، ﺟُﺰ ﺑﻪ ﮔﺪﺍﻳﻰ ﻧﺮﺳﻴﺪ .

ﺭﺍﻩ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘُﺮ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ِ ﺧﻮﺵ ﺳﻮﺳﻦ ﻭ ﻳﺎﺱ ... ،

ﻟﻜﻦ ﺍﺯ ﺣﻴﻠﺖ " ﺳﺎﻳﻪ " ، ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻳﻰ ﻧﺮﺳﻴﺪ .

ﻣُﺤﺘﺮﻡ ﻧﻴﺴﺖ .. ، ﺣﺠﺎﺑﻰ ، ﻛﻪ ﻧﻘﺎﺑﻰ ﮔﺮﺩﺩ ... ،

ﺣُﺠﺐْ ، ..ﮔﺮ " ﺑُﺖ " ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ .. ، ﺑﻪ ﺭﻫﺎﻳﻰ ﻧﺮﺳﻴﺪ .

ﻟﺤﻈﻪ ﺍﻳﻰ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ " ﻋﺪﻝ " ، ﺑﻪ ﻏﻔﻠﺖ ﮔﺬﺭﻳﺪ .. ،

ﻣﺎﻭﺭﺍﺀ "... ﻫﻴﭻ ...." ، ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﺭ ِ ﻭﺭﺍﺋﻰ . ﻧﺮﺳﻴﺪ !..

ﮔﻮﺵ ﻫﺎ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺳﺎﺯ ﻭ ﺩُﻫُﻞ ... ، ﻭﺯ ﻧﻰ ﻭ ﭼﻨﮓ .. ؟ !

ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻏﻠﻐﻠﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺻﺪﺍﻳﻰ ﻧﺮﺳﻴﺪ .

ﭼﺸﻢ ﻫﺎ ﭘِﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺳـﺤﺮِ ﻓﺮﻳﺒﻨﺪﻩ ﻯ ﺻﻮﺭ ... ،

ﻣﺤﻮِ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﺮﻛﻪ .. ، ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻏﻨﺎﺋﻰ ﻧﺮﺳﻴﺪ ...

" ﻫﻴﭻ " ﺩﺭ " ﻫﻴﭻ " ﺷﻮﻳﺪ ﻭ ... ، ﺑﻪ " ﺧﻮﺩﺁ " ﺑﺮﮔﺮﺩﻳﺪ ... ،

ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ... ﺑﻪ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﺍﻟﻬﻰ ﻧﺮﺳﻴﺪ !




» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  عشق خدا
 
نشناخته را محَرم اسرار نکن

قفل دل خود بر همه کَس باز نکن

در قلک دل برای آینده ی خویش

جز عشق خدا هیچ پس انداز نکن....



» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  تا خدا راهی نیست ...
 

گفتم گرفتارم خدا
گفتی که آزادت کنم

گفتم گنه کارم خدا
گفتی که عفوت میکنم

گفتم خطا کارم خدا
گفتی که می بخشم خطا

گفتم جفا کارم خدا
گفتی وفایت میدهم

گفتم صدایت میکنم
گفتی جوابت می دهم

گفتم ز پا افتاده ام
گفتی بلندت میکنم

گفتم نظر بر من نما
گفتی نگاهت می کنم

گفتم بهشتم می بری؟
گفتی ضمانت می کنم

گفتم که ادعونی بگم
گفتی اجابت می کنم

گفتم که من شرمنده ام
گفتی که پاکت می کنم

گفتم که یارم می شوی
گفتی رفاقت میکنم

گفتم ندارم توشه ای
گفتی عطایت میکنم

گفتم دردمندم خدا
گفتی مداوایت کنم

گفتم پناهی نی مرا
گفتی پناهت می دهم

 


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


  نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان
 

نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان 

 

 

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام

 ضحی ۱تا ۳

 

افسوس که هرکس را فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به مسخره گرفتی

یس ۳۰

 

و از تمام پیامهایم روی برگرداندی

 انعام ۴

 

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام

 انبیا ۸۷

 

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری

 یونس ۲۴

 

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری

 حج ۷۳

 

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من شک داشتی

احزاب ۱۰

 

تا زمین با آن وسعت بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری ، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن

 توبه ۱۱۸

 

 


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در یک شنبه 27 دی 1394 

نظرات (0) 


 

( تعداد کل صفحات: 7 )

1 2 3 4 5 6 7

 
 
 

 

 

Powered By rasekhoonblog Copyright © 2009 by /sentencesss This Themplate  By Theme-Designer.Com