آرشيو مطالب

اردیبهشت 1395

مرداد 1394

مهر 1394

آبان 1394

دی 1394

بهمن 1394


  نويسندگان
  درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ: علی عباسی



  مطالب پیشین

جمله های ناب

مهم درون آدمه

چند نکته

دلا

...

خدایا دوستت دارم به اندازه بینهایت دوست داشتن ها

از طبیعت آموختم

در کلام آسمانی آمده است:

آرامش...

به امید خدا...
 

آمار بازديد :
» تعداد مطالب : 314
» آخرین بروز رسانی : دوشنبه 26 مهر 1395 
» بازدید کل : 40412
» آخرین بازدید : [ra:stat_last_view_date]

 


  گل محمدی شکوفاییت مبارک.
 

بشارتت باد مکه ، شهر امان ، کشور عشق !

بشارتت باد ، خانه دوست ، خانه عشق ، خانه مهر !

اینک از راه می رسد ؛ آیینه عصمت !

اینک از راه می رسد ؛ آنکه عرش ازشنیدن نامش تواضع کنان بر می خیزد !

می آید ؛ دختر نور ؛ همسر نور ومادر نور تا خورشید وماه وستاره از پرتو گل های چادر نمازش

آیینه شوند ؛ آیینه نور !

بخوان یا پیامبر (ص) بخوان سرود نور را !

اینک این جمال چهره جان است که از پرده خلقت سر بر آورده است .

این است ؛ آن گوهری که خداوند ،امانت وجودش را سفارش می کند .

این است آن زلال حقیقت که از خاک پایش کوثر جاری می گردد .

این است آن حقیقت محض که آسمان وزمین را محو جمال وکمال خویش کرده است.

خوش آمدی ، عصاره تمام خوبی ها ، کوثر ، خوش آمدی زهرا !


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  السلام علیک یا فاطمه الزهرا !
 

سلام بر تو ای خلاصه جمال خداوند !

سلام بر تو که ملا ئک هنوز حلقه ذکرشان را با نام تو متبرک می کنند !

سلام بر تو ای مادر |آبها !

سلام بر تو که چشمه ها نام زلال تو را آواز می خوانند !

سلام بر تو که تمام خاک از شرق تا غرب بارگاه توست !

سلام بر تو که دوازده رود بی کران را تا کرانه ابدپیت روانه کردی !

سلام بر تو که نام خدا را با دوازده قلم بر لوح خاک نوشتی !

سلام برتو دختری که مادر پدر شد !

سلام بر تو زنی که در حمایت از مردترین مرد تاریخ شهادت را مردانه به جان خرید !

سلام بر تو مادری که قهرمان کربلا را در دامان پر مهرش پرورش داد !

و سلام بر تو بانویی که نامش تا همیشه بر تارک تاریخ می درخشد !


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  از سخنان حضرت علی (ع) هنگام به خاك سپردن فاطمه زهرا علیها السلام :
 

درود بر تو ای فرستاده ی خدا از من و دخترت كه در كنارت آرمیده و زودتر به تو رسیده .

ای فرستاده ی خدا !

مرگ دختر گرامی ات عنان شكیبایی از كف ام گسلانده و توان خویشتن داری ام نمانده .

اما برای من كه سختی جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبت ات را كشیده ام جای تعزیت است .

تو را بالین ساختم در آنجا كه شكاف قبر تو بود ، و جان گرامی ات میان سینه و گردن ام از تن مفارقت نمود . " همه از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم . "

امانت بازگردید ، و گروگان به صاحبش رسید . كار همیشگی ام اندوه است و تیمارخواری و شب هایم شب زنده داری .

تا آنكه خدا خانه ای را كه تو در آن به سر می بری برایم گزیند .

زودا دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امت ات فراهم گردیدند ، و بر او ستم ورزیدند .

از او بپرس چنان كه شاید و خبرگیر از آنچه باید . كه دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته .

درود بر شما درود آنكه بدرود گوید نه كه رنجیده است و راه دوری جوید .

اگر بازگردم نه از خسته جانی است ، و اگر بمانم نه از بدگمانی است بدان چه خدا شكیبایان را وعده داده .


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  درود
 

درود خدا بر دختر پیامبر عزیزمان

درود خدا بر همسر شاه مردان

درود خدا بر فاطمه زهرا


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  ببخش
 

یارب! گناه اهل جهان را به ما ببخش
ما را سپس به رحمت بی‌منتها ببخش
هرچند ما نه‌ایم سزاوار رحمتت
ما را بدان چه نیست سزاوار ما ببخش
گفتی كه مستجاب كنم گر دعا كنی
توفیق هم عطا كن و حال دعا ببخش
بگذار از آن گناه كه سدّ ره دعاست
هم بر دعای ما اثری برملا ببخش
قصد از دعا، اجابت امر است، ورنه من
خود كیستم كه با تو بگویم خطا ببخش
ما را شبی به باغ پر از نرگس فلك
یعنی: بدین كواكب نرگس نما، ببخش
تا بشكفد به گلشن دلها گل امید
ما را به فیض لطف نسیم صبا ببخش
ما را امید عفو تو مغرور كرد و بس
گرشد خطا، بدین سخن بی‌ریا ببخش
تا همچو دیگران به نوایی مگر رسیم
ما را به سوز سینه هر بینوا ببخش
دلهای ما كه تیره شد از زنگ معصیت
یارب! به نور معرفت خود، صفا ببخش
دور از زكاروان سعادت فتاده‌ایم
ما را به رهروان طریق وفا ببخش
آلوده از نخست نبودیم كامدیم
ما را به حسن سابقه، روز جزا ببخش
اشك ندامتی نفشاندیم اگر ز چشم
ما را به چارده گهر پر بها ببخش
روزی كه هركسی به شفیعی برد پناه
ما را به آبروی شه انبیا ببخش
گر از خواص امت مرحومه نیستم
ما را به لطف عام شه اولیا ببخش
ما را ز اهل بیت ولایت امیدهاست
تقصیر ما به حرمت خیرالنسا ببخش
گیرم به ما معاویه نفس،‌چیره شد
ما را به رأفت حسن مجتبی ببخش
تا بر حسین عقل سلیم اقتدا كنیم
عصیان ما به خامس آل عبا ببخش
از شیخ و شاب چون همه بیمار غفلتیم
در سایه امام چهارم، شفا ببخش
در راه علم و معرفت از ما قصور شد
ما را به علم باقر احمد سخا ببخش
تا جز طریق صدق و صفا راه نسپرم
ما را به زهد صادق حیدر عطا ببخش
زین تنگنای محبس تن تا برون رویم
ما را به حلم موسی جعفر،‌بیا ببخش
از قربت ار به غربت دنیا فتاده‌ایم
عصیان ما به ساحت قدس رضا ببخش
ما را به آبروی جواد آن سپهر جود
یعنی تقی به علم وعمل مُرْتقی ببخش
یارب، به سید النقبا شاه دین، نقی
ما را به راه دین، نظر كیمیا ببخش
هرچند رحمت تو فزونتر ز جرم ماست
ما را به حق عسكری ذوالعطا، ببخش
عمری ز ما اگر چه ندیدی بجز خطا
یا ذاالكرام به مهدی صاحب لوا ببخش
ما را بدان دقیقه كه گلگون بُراق عشق
بی‌مصطفی شد از ستم اشقیا ببخش
برآن دمی كه دلدل میدان پردلی
بی مرتضی شد از ره جور و جفا ببخش
یارب، بدان دقیقه كه عنقای قاف عشق
روكرد در حریم شه كربلا ببخش
یعنی كه ذوالجناح فلك سیر شاه دین
بی‌شاه شد به سوی حرم بر ملاببخش
یارب، بدان دقیقه و ساعت كه اهل بیت
واقف شدند زان خبر غمفزا ببخش

 

صابر همدانی


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  فاطمه علیهاالسلام و عبادت خالصانه
 

عبادت که در زبان فارسی به مفهوم پرستش آمده، بر دو بخش است: عبادت به مفهوم گسترده و عام، و عبادت به مفهوم خاصّ.

1- عبادت به مفهوم عامّ عبارت است از هر اندیشه و نیّت شایسته، سخن نیکو، کار پسندیده، اخلاق ستوده و هر چیزی که در قلمرو اندیشه و سخن و عمل، انسان را به آفریدگار هستی نزدیک سازد.

همه اینها عبادت خداست... و انسان را به خدا نزدیک می‌سازد.

2- عبادت به مفهوم خاصّ آن، عبارت است از نماز، روزه، حجّ، زکات و ... و دیگر اموری که برای مردم روشن است.

 

تبلور عبادت و بندگی

واقعیّت این است که عبادت خالصانه خدا به مفهوم کامل و ابعاد گوناگون آن، در زندگی  سراسر افتخار فاطمه علیها‌السلام جلوه‌گر شد و آن حضرت به راستی در عبادت خدا نمونه عصرها شد.

سراسر زندگی پر افتخار ایشان، از آغاز تا واپسین لحظات، عبادت خدا بود.

از غذا دادن به محرومان گرفته تا آب بردن به خانه بینوایان،

از ایثارش در راه خدا تا آموزش قوانین الهی به مردم،

از بدوش کشیدن بار مسئولیّت اداره جامعه کوچک خانه و خانواده تا پارسایی و ساده‌زیستی و تحمّل محرومیّت‌ها برای آسایش مردم و پیشرفت اسلام،

از شوهرداری نمونه‌اش تا دفاع قهرمانانه از امامت و ولایت راستین در برابر بیداد و دجّالگری، و دیگر تحمّل رنج‌ها و مشکلات و مصائبی که پس از رحلت پیامبر به خاطر دفاع از حق و عدالت بر آن حضرت وارد آمد .

آری همه اینها را فاطمه به خاطر پرستش خالصانه خدا و تقرّب به او و انجام وظیفه در برابر آفریدگار هستی به عنوان عبادت خالصانه خدا به جان خرید ...

و تازه اینها غیر از نمازهای خاشعانه و نیایش‌های جانبخش شبانه او با خداست.

 

عبادات حضرت در روایات

اینک به روایاتی در این مورد نظر می‌افکنیم:

1- از دوّمین امام نور آورده‌اند که فرمود:

مادر گرانقدرم فاطمه علیها‌السلام شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده و به پرستش خدا پرداخته بود. شب را تا سپیده‌‌دم به نماز و نیایش گذرانید و خود ناظر بودم که مردم با ایمان و درست‌اندیش را دعا می‌کرد و برای بسیاری با نام و نشان از خدا مهر و بخشایش می‌طلبید امّا شگفت‌زده شدم هنگامی که دیدم جز خویشتن، همه را دعا کرد.

به او گفتم: مادر جان! چرا همان‌گونه که همه را دعا می‌کنید برای خویشتن دعا نمی‌کنید؟ یا امّاه لِمَ لا تدعین لنفسک کما تدعین لغیرک؟

فرمود: پسرم! حسن جانم! نخست همسایه و آنگاه اعضای خانواده خویش.

فقالت: یا بنیّ! الجار ثمّ الدّار.

و اینگونه درس بشردوستی به عصرها و نسل‌ها آموخت.

 

2- و نیز از پیامبر گرامی آورده‌اند که: دخترم فاطمه سالار بانوان عصرها و نسل‌هاست. او پاره وجود، نور دیدگان، میوه دل، و روح من است. او حوریه‌ای است در چهره انسان. هر گاه در پرستشگاه خویش در برابر پروردگارش می‌ایستد نور وجودش به فرشتگان آسمان پرتوافکن می‌گردد همان‌گونه که نور ستارگان به زمینیان پرتوافکن می‌گردد، و خدای بی‌همتا به فرشتگان می‌فرماید: هان ای فرشتگان من! به بنده شایسته‌ام «فاطمه»، سالار بانوان، بنگرید که در بارگاهم ایستاده و از خوف و خشیت بر خود می‌لرزد و با همه وجود به پرستش من روی آورده است. اینک شما را گواه می‌گیرم که پیروان او را از آتش دوزخ امنیّت می‌بخشم.


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  پیراهن عروسی
 

آن روز، تمام بازار شهر در التهاب بود. اهل بازار را ولولهای بود وصف نشدنی. میگفتند که علی (علیهالسلام) ـ شجاعترین مرد عرب ـ زره خود را برای فروش آورده است تا هزینه ازدواج خویش را فراهم کند. نمیدانم چرا دلشورهای عجیب مرا فرا گرفته بود. مدتی دکان خیاط را برانداز کردم تا این که کسی برای خرید من مراجعه کرد. دلشورهام بیشتر شد. احساس اضطراب داشتم. به راستی به کدام خانه دعوت شده بودم؟

و تازه فهمیدم که مجلس عروسی علی(علیهالسلام) است و من قرار است تنپوش عروس او باشم. ‎چه عروسی؛ دختر بهترین خلق خدا، دختر رسول اکرم.

من پیراهن عروسی زهرا(علیهاالسلام) شده بودم.

چنان سرمست شادی بودم که احساس کردم عالمی مرا به چشم حسرت مینگرد. من تنپوش قامتی بودم که خداوند بر او فخر میکرد و رسولش از آن بوی بهشت میجست. صدای نفسهای قدسی او را میشنیدم که با هر نفس، ذکری میگفت و کائنات با او تکرار میکردند. من بر تن کسی بودم که وقتی به نماز میایستاد، نمازش در پس پرچین حضور ملائک، غرق میشد که گویی او را به عرش میبردند و رو در رو با معبود خویش سخن میگفت.

لطفی عظیم، شامل حالم شده بود؛ بی آن که شایسته آن باشم. چه نیکو مجلسی است این جشن؛ گویی تمام انبیا، به تهنیتگویی رسول خدا آمدهاند و خلق، در شور و شعف، علی(علیهالسلام) را شادباش گویند.

آنقدر در این سرور غرقم که در خویش نمیگُنجم.

جماعت، برای همراهی عروس، به سمت علی(علیهالسلام) راه افتادند، کوچهها را طی میکردند و من در شادی خویش، جماعت را مینگریستم. ناگاه، صدایی جماعت را از راه رفتن باز داشت؛ صدایی که بانوی مرا خطاب کرده بود و طلب یاری میکرد. تمام مردم، منتظر جواب او بودند که ناگاه امر کرد که پیراهن کهنهاش را بیاورند. باور نمیکردم! مرا از تن درآورد و به سائل داد. حتی آن زن سائل هم باور نمیکرد. چه میکنید بانوی من؟!

جماعت، حیرتزده مینگریستند. من که بهتزده در دستان آن سائل پیر مینگریستم و در این اندیشه بودم که چگونه بی هیچ منتی مرا بخشید و به سمت خانه امیدش رفت؛ ولی دیدم که سائل پیر، چشمانش را چون دو چشمه جوشان جاری کرده بود و زیر لب او را دعا میکرد. من دیدم که علی (علیهالسلام) با دیدن من در دست آن فقیر بینوا، قطرات اشک، بر لبخند زیبایش چکیده میشد. من دیدم که رسول خدا از شنیدن این واقعه آنقدر گریست که ندای «فداها ابوها» فضا را پر کرد. چه مجلس جشنی بود که با اشک پایان گرفت!

خداحافظ، بانوی من که خلق در حیرت زندگانی تواَند


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  یا فاطمه الزهرا (س)
 

شیخ بزرگوار کلینی (قدس سرّه) روایت فرموده از جناب زرارة بن اعین که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

تسبیح حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) از مصادیق «ذکر کثیر» است که خداوند متعال در قرآن کریم به آن امر فرموده است. (۱)

" سوره الأحزاب ، آیه 41 "

بیان: خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید یاد خدا کنید یاد کردنی فراوان. (۲) 

امام صادق (علیه السلام) در این حدیث شریف می فرمایند: کسی که تسبیح حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) را بگوید به دستور و فرمان موجود در این آیه کریمه عمل کرده و «ذکر کثیر» را که خداوند متعال امر به آن فرموده بجا آورده است.

مجموعه این تسبیح شریف ۱۰۰ عدد می باشد که تشکیل شده از:

 

۳4 مرتبه الله اکبر ، ۳۳ مرتبه الحمدلله ، و ۳۳ مرتبه سبحان الله .


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  مهر مادری
 

مهر مادری

دو زن در عهد خلافت عمر بر سر كودكی نزاع داشتند،هر یك كودك را بدون شاهد فرزند خود میدانست.

حكم بر عمر مشتبه شد و به حضرت علی(ع) متوسل گردید  تا خاطرش را از این پیشامد آسوده سازد.

 

 

حضرت علی(ع) هر دو را خواند و اندرزشان داد و از خدا ترسانید.ولی اثری نبخشید و بر نزاع خود باقی ماندند.

حضرت علی چون دید دست از جدال بر نمیدارند فرمود:"اره ای به من بدهید!"

گفتند:"اره را برای چه میخواهید؟!"

حضرت فرمود : "میخواهم كودك را به دو نیم بكنم و هر یك را نیمی از آن بدهم!...."

یكی از آنها در برابر این حكم ساكت ماند،ولی دیگری فریاد زد:"من از حق خود گذشتم و كودك را به او بخشیدم!"

حضرت علی(ع)  فرمود:"این كودك از آن توست زیرا اگر فرزند او بود دلش به حال وی میسوخت."

آن یكی زن به اقرار آمد و گفت:كودك فرزند اوست!..."

عمر خوشحال شد و حضرت علی(ع) را به واسطه كشف قضیه دعا كرد.

 

 

 

 

شیعه یعنی گریه با صوت جلی

هم نوا در چاه با آه علی

 

 

شیعه باید چاه را معنی كند

درد سر الله را معنی كند

 

 

شیعه یعنی سوز تب های علی

شارح اسرار شب های علی


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


  ...
 

فزت و رب الکعبه

 

 

 

 

 

دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت رضا

دیده بگشا بر عدم ای مستی هستی فضا

دیده بگشا ای پس از سوءالقضاء حسن القضاء

دیده بگشا از کرم رنجور دردستان...علی

بحر مروارید غم گنجور مردستان....علی

 

دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک وآه

کبر پستان بین و جام جهل و فرجام گناه

تیر و ترکش...خون و آتش...خشم سرکش...بیم چاه

دیده بگشا بر ستم درین فریبستان...علی

شمع شبهای دوژم...ماه غریبستان ...علی

 

دیده بگشا...نقش انسان ماند با جامی تهی

سوخت لعل و مرد لیلی خشک شد سرو سهی

ز آگهیمان جهل ماند و جهل ماند از آگهی

دیده بگشا ای صنم ای ساقی مستان...علی

تیره شد از بیش و کم آیینه هستان...علی


» ادامه مطلب

نوشته شده توسط علی عباسی در چهارشنبه 23 دی 1394 

نظرات (0) 


 

( تعداد کل صفحات: 7 )

1 2 3 4 5 6 7

 
 
 

 

 

Powered By rasekhoonblog Copyright © 2009 by /sentencesss This Themplate  By Theme-Designer.Com