مهربان همانند داستان هایم...
فاطمه عاشق شده....

به نام یگانه یاورم

سلام عزیزان من نویسنده ی نوجوانی هستم که جدیدا به علت عاشق شدنم نتونستم زیاد وبلاگم رو پرمحتوا بسازم.درست من عاشق شدم وحالا هم سعی می کنم به عشقم برسم تابه وبلاگم!من عاشق خدا شدم ،عشقی که تجربه کردنش آسونه خیلی عاشقش شدم الانم دارم کتاب های دفاع مقدس رو می خونم چقدر زیبا این دو پست پایین هم زیبا هستند حتما بخونید ببخشید دیر به دیر سر می زنم ولی عشق منو فراموش نکنید همیشه به یادش باشید مزاحمتون نمیشه عزیزان شمارو به یگانه یاورم می سپارم .خدانگهداتون




نظرات شما

جانباز ها عاشقند عاشق...

جانبازها عاشقند عاشق...
بسم رب الشهدا و صدیقین
 وقتی آدم عاشق میشه ،دیگه زیبایی های اطراف به چشمش نمیاد ولی اگه اون عشق خدا باشه که دیگه...از گفتنش عاجزم ولی خدا همه چیز داره پس دیگه اون معشوق اذیت تر میشه چون کارهایی که عشقش براش انجام داده خیلی زیاده و عاشق نمی تونه کارهای  عشقش رو جبران کنه شاید بهتره بگم که همین عشق بود که شهدا شهید شدند چقدر عارفانه است برای عشقت حاضری همه کار بکنی چقدر زیبا که این عشق خیلی هم عزیزه من عاشق این عشق شهدا هستم ولی نه مثل اون ها ...من هم شهادت رو دوست دارم اما توفیقش را ندارم که با عاشق های واقعی باشم هنوز هم از آن عاشقان کسانی مانده اند عاشقی که جانباز می نامیم و...دیگه جانباز ها هم از ما گذشته اند ای کاش که من یک سر سوزن از شجاعت آن ها را داشتم ولی  این را باید بدانم که اگر یک سر سوزن از شجاعت آن ها را داشتم هرگز گناه نمی کردم اگر یک سر سوزن آن ها اینقدر خوب باشد خداوند به دادم برسد که آن ها چقدر از ما بالا ترند. ای خدایا پس این بزرگواران چه شجاعتی دارند ؟هیچ کس نمی داند .چند ماه پیش وقتی توی مراسم شهید وزوایی شرکت کردم فهمیدم که ای وای ما همگی مرده ایم و این شهدا هستند که بیدارند ای کاش کمی هم دست ما را بگیرند و از زیر این خاک ها در بیاورند چقدر غمناک هست که ما آنان را مرده مینامیم در صورتی که ما مردیم!ببین چقدر کلام فصیحی داشتند این شهدا که شهید وزوایی با کلام فصیحش  این گونه می فرمایند:اگر من مردم جنازه ام را روی مین ها بکشانید تا کاری برای اسلام کرده باشم.وای وای وای بر من که حتی  نمی توانم از جان خودم بگذرم ولی اون بزرگوار...این بزرگواران هرچند که لباسی از جنس خاک پوشیده بودند ولی در هر حال سفر کردنشان به آسمان ها کاری آسان بود،آسان تر از خوردن یک لیوان پر از آب...درباره ی  شهدا و جانباز ها چه فکر می کنید ؟اما من فکر می کنم که مقام جانباز از شهید بالا تر هست چون شهدا رذفتند پیش معشوق خود ولی آن هایی که ماندند خون دل ها خوردند به هزارو یک دلیل اول اینکه به معشوق خود نرسیدند واین بدترین غم برای آن ها هست دوم اینکه غصه می خورند و در مناجات هایشان می گویند که خداوندا ما رفتیم و از جان خود گذشتیم حالا مردم حجاب خود را رعایت نمی کنند که در صورتی که ما برای امر به معروف و نهی از منکر تمام این کار ها را کردیم خدای من....چقدر زیبا درد و دل می کنند ولی ای وای بر ما که حجاب را جدی نمی گیریم و خون در دل آن بزرگواران می کنیم ای وای بر ما  ای وای بر ما که چنین گناهی که بزرگتر از گناه کبیرست می کنیم ولی همانا که در توبه همیشه بر روی ما باز بوده اگر توبه نکردیم هنوز هم وقت هست اما نه وقت آن چنانی وقتی که شاید کمتر  از یک ثانیه باشد سریعا اقدام کن ای خواهر یا برادرم که وقت هم چنان در حال فرار کردن هست و تو داری دنبالش می دوی کاری کن که وقت دنبال تو در ساعت زمانه دارد بیاید ...می خواهم سخنم را تمام کنم اما یاد از بزرگوار ترین کس می کنم و این دعا که همیشه بعد از نماز می کنم را می گویم :خدایا به خودت قسم می خورم که اگر به این باور رسیده بودم که امام زمان (عج)وشهدا ناظر کارهایم هستند هرگز گناه نمی کردم پس خداوندا کاری کن که در موقع گناه یاد تو و شهدا بیفتم که سر از گناه باز گردانم.و بدان روزگار بدترین معلم هست که  بدون درس دادن امتحان می گیرد پس تو اول کتابت رو بخون که در موقع امتحان گرفتن سر بلند بیرون بیای نه سر افکنده.الهی آمین التماس دعانویسنده "فاطمه شهیدی



نظرات شما

نوشته های فهیمه یکی از عاشقان الهی ...

به نام امید امیدواران
کاش زبانم گویای حرف دلم بود وکاش قلم گویای هدفم بود، کاش پاکی مریم در وجودم تبلوری داشت و کاش صبر یعقوب مکمل اعمال می شد و کاش استقامت سمیه سرمشق مبارزه ام بود. کاش امانتداری محمد(ص)الگویی برای نگهداری رازهایم بود وکاش بازوان ستبر علی(ع)قوت بازوانم می شد تا به فرق هر ظالم بکوبم و کاش همه ی این کاش ها برداشته می شد و همه در وجودم به حقیقت می پیوست.پس خداوندا!کمکم کن که همه ی این خاسته ها را به هستها تبدیل نمایم.خدایا!کمکم کن که یه دوست تنها برایم از جنبه ی دوست داشتن نباشد بلکه اعمال و رفتارش در من اثری داشته باشد.خداوندا!کمکم کن بتوانم یاوری در اعمال ،ذاکری در افکار و حامی ای در مشکلات برای دوستم باشم .خداوندا!کمکم کن باطن اعمالم و افکارم با ظاهر ان ها یکی باشد تا جزء گروه منافقان قرار نگیرم.خداوندا!کمکم کن بتوانم تا اخرین لحظه ی زندگی ام فردی باشم که نبودنم مساویه بودنم نباشد ودر نبودنم اثری را داشته باشم که می توانسته ام در نبودنم داشته باشم.



نظرات شما


موضوعات

بازدید ها

    کل بازدید:26733
    تعداد کل مطالب : 30
    تعداد کل نظرات : 42
    تاریخ آخرین بروزرسانی : پنج شنبه 22 تیر 1391 
    تاریخ ایجاد بلاگ :
    پنج شنبه 3 تیر 1389 

دیگر امکانات

درباره ما

    وقتی به دنیا آمدم گریه کردم چون میدانستم به چه دنیایی آمدم ولی وقتی سرسبزی هایش را دیدم خندیدم ولی الان آرزو دارم به دنیا کودکی بازگردم دنیای عروسک بازی دنیایی سر شار از محبت دنیای پاکی و....