فلسفه اصلى مخفى بودن قبر حضرت زهرا(س)
فلسفه اصلى مخفى بودن قبر حضرت زهرا سلام الله عليها و بى نشان بودنش مربوط مى شود به وقايع و جسارتهايى كه از طرف خلفاى وقت و اطرافيان خلفا ، به آن بزرگوار وارد شده بود ، در اين زمينه نقل شده است كه حضرت زهرا (س) زمانى كه وقت رحلتشان نزديك شد و در بستر به حالت احتضار بسر مىبردند ، حضرت على عليه السّلام بر بالاى بسترشان آمدند و بعد از صحبتهايى كه با همديگر كردند ، حضرت فاطمه (س) اجازه خواستند تا چند وصيّت به همسرشان على عليه السّلام كنند . ( حجه اللّه النجفى الرضوى الاميرى ، احتجاج الزهرا فاطمه ، انتشارات فروزان ، چاپ دوم ، ص 210)
از جمله وصاياى حضرت زهرا (س) به على عليه السّلام اين بود كه فرمودند : اى پسرعمو ! اگر تا چند ساعت ديگر از دنيا رفتم جنازهام را شبانه تشييع كن و مراسم تشييع مرا اعم از غسل و كفن و نماز خواندن و دفن كردن بايد در محيطى مخفى و پنهان انجام دهيد و فقط به كسانى اجازه در تشييع دهيد كه ظلم و جفا نسبت به من روا نداشتهاند و حتّى به يك نقل ، حضرت زهرا(س) تصريح كردند كه نگذاريد ابىبكر و عمر بر من نماز بخوانند و در تشييع جنازه من شركت كنند.
حال بحث در ايناست كه علّت اجازه ندادن حضرت زهرا (س) در مراسم تشييع حضرت بيانگر چيست ؟ يقيناً حضرت زهرا (س) با اين كارشان مىخواستند بار ديگر همانند جريان فدك مبارزهى جديدى را با وصيّتنامه سياسى خويش شروع كنند كه ضربه سهمگينى به حكومت غاصب وقت وارد سازند . ( خشاوى ، شهين ، زندگانى سياسى حضرت زهرا (س) ، تهران ، نشر عابد ، چاپ اول ، 1378 ، ص 280 ) .
فاطمه اطهر (س) با وصيّت خويش افكار خفته مردم مدينه را بيدار مىساختند و توجه افكار عمومى را نسبت به پايمال كردن حقّ خويش جلب مىكردند ( عاملى ، سيد جعفر مرتضى ، رنجهاى زهرا (س) ، ترجمه محمد سپهرى ، قم ، نشر ايام ، چاپ اول ، 1378 ، ص 223) اميرالمؤمنين با عمل به وصيّت زهرا (س) اذهان جامعه را دچار شك و ترديد كردند و مشروعيت خليفه را زير سؤال بردند و مظلوميت حضرت زهرا (س) را بيشتر آشكار ساختند و اين سؤال را هميشه براى همگان مطرح كردند كه چرا قبر زهرا (س) مخفى مانده است . بدين طريق زمانيكه حضرت زهرا (س) از دنيا رفتند مردم سراسيمه به خانه حضرت زهرا (س) مىآمدند و منتظر بيرون آمدن جنازه بودند كه على عليه السّلام به ابوذر فرمودند : برو و با صداى بلند اعلام كن كه برگردند چرا كه تشييع جنازه دختر رسولخدا امشب صورت نمىگيرد و به تأخير افتادهاست . مردم كه متفرق شدند حضرت على عليه السّلام با كمك اسماء بدن حضرت را غسل و كفن كردند و در نيمه شب با عدهاى از نزديكان و ياران خويش كه عبارت بودند . از : سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، عباس و زبير و چند تن ديگر به همراه على عليه السّلام جنازه دختر رسولخدا را شبانه تشييع كردند و شبانه به خاك سپردند و حضرت على عليه السّلام قبر حضرت فاطمه (س) را همسطح زمين كردند و حتى روايت شده در چند نقطه در بقيع حضرت ، قبر درست كردند تا دشمنان متوجه نشوند كه قبر حضرت فاطمه (س) كداميك است و اين راز مخفى ماندن قبر فاطمه (س) براى هميشه مانده است و كسانى هم كه حضور داشتند ديگر بعدها محل اختفاء قبر فاطمه (س) را بيان نكردند . ( مجلسى ، محمدباقر ، بحارالانوار ، ترجمه محمدجواد نجفى ، انتشارات اسلاميه ، 1354 ، جلد دهم ، ص 195).
مرحوم شيخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مىنويسد : عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى حَمْزَهَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام لِأَىِّ عِلَّهٍ دُفِنَتْ فَاطِمَهُ ( عليها السلام ) بِاللَّيْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا يُصَلِّىَ عَلَيْهَا رِجَالٌ [ الرَّجُلانِ ] . على بن ابوحمزه از امام صادق عليه السلام پرسيد : چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز ؟ فرمود : فاطمه سلام الله عليها وصيت كرده بود تا در شب وى را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند . ( الصدوق ، أبو جعفر محمد بن على بن الحسين ( متوفاى 381 ه ) ، علل الشرايع ، ج 1 ، ص 185 ، تحقيق : السيد محمد صادق بحر العلوم ، ناشر : منشورات المكتبه الحيدريه ومطبعتها - النجف الأشرف ، 1385 - 1966 م ) .
مرحوم صاحب مدارك رضوان الله تعالى عليه مىگويد : إنّ سبب خفاء قبرها ( عليها السلام ) ما رواه المخالف والمؤالف من أنها ( عليها السلام ) أوصت إلى أمير المؤمنين ( عليه السلام ) أن يدفنها ليلا لئلا يصلى عليها من آذاها ومنعها ميراثها من أبيها ( صلى الله عليه وآله ) . علت مخفى بودن محل دفن فاطمه سلام الله عليها آن گونه كه مخالف و موافق نقل كردهاند اين است كه آن حضرت به اميرمؤمنان عليه السلام سفارش كرد تا او را شبانه دفن كند تا آنان كه او را اذيت كرده و از ارث پدرش محروم كرده بودند بر وى نماز نخوانند . ( الموسوى العاملى ، السيد محمد بن على ( متوفاى 1009 ه ) ، مدارك الأحكام فى شرح شرائع الاسلام ، ج 8 ، ص 279 ، نشر و تحقيق مؤسسه آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ، الطبعه : الأولى ، 1410 ه).
بنابراين با توجه به مطالبى كه عرض شد ، علت مخفى ماندن و بى نشان ماندن قبر آن حضرت را مى توان در امور زير خلاصه كرد :
1- اينكه ، دشمنان و غاصبان حق آن مظلومه به قبر آن حضرت دسترسى نداشته باشند تا روزى در صدد نبش آن برنيانيد .
2- اينكه ، خود آن حضرت خواستند كه شبانه و مخفيانه ، دفن شوند كه به تبع آن قبرشان مخفى بماند.
3- با توجه به محتواى وصيت ايشان در مورد دفن آن حضرت مى توان گفت كه مى خواستند با اين كار ، افكار عمومى را بيدار كرده و مردم را نسبت به ظلم حكام زمانشان نسبت به ايشان و على ( ع ) ، آگاه سازند ، و لذا ، اين سوال را كه چرا قبر حضرت فاطمه (س) مخفى ماند را براى هميشه در اذهان مردم زنده نگه دارند . اما پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با چنين شرائطى روبرو نبود لذا قبر مطهر آن بزرگوار معلوم و با نشان است .
در پايان نقل يك قضيه خالى از لطف نيست : مرحوم آيت الله مرعشى نجفى (ره) ازپدر بزرگوارش مرحوم حاج سيد محمود مرعشى نقل مىكردند كه آن مرحوم در صدد بود كه به هر وسيلهاى كه ممكن باشد ، محل دفنحضرت زهرا را به دست آورد ، به اين منظور ختم مجربى را آغاز مىكند و چهل شب آن را ادامه مىدهد ، تا درشب چهلم به خدمت حضرت باقر و يا حضرت صادق عليهما السلام شرفياب مىشود ، امام (ع) به ايشان مىفرمايد : « عليك بكريمه اهل البيت» به دامن كريمه اهلبيت پناه ببريد .
عرض مىكند : بلى من هم اين ختم را براى اين منظور گرفتهام كه قبر شريف بىبى را دقيقا بدانم و به زيارتش بروم .
امام (ع) فرمود : منظور من قبر شريف حضرت معصومه در قم مىباشد. سپس ادامه داد : براى مصالحى خداوند اراده فرموده كه محل دفن حضرت فاطمه همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجليگاه قبرآن حضرت قرار داده است. هر جلال و جبروتى كه براى قبر شريف حضرت زهرا مقدّر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت را بر قبر مطهر حضرت معصومه (س) قرار داده است . ( كريمه اهل بيت ، ص 43 )
ادامه مطلب
نماز امام علی (ع)
پاسخ: با سلام به شما دوست گرامي. در پاسخ به سوال شما بايد گفت: اميرالمومنين علي عليهالسلام به همان شكلي نماز را به جاي ميآورد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله، نماز ميخواند و امروزه شيعيان نيز به همان صورت نماز ميخوانند. در توضيح سخن فوق بايد گفت:
بنا بر شواهد تاريخي كه در ادامه مطالب به آن اشاره مي شود...

ادامه مطلب
خریدن زمین کربلا
پاسخ: كهنترين روايتي كه در اين باره وجود دارد، روايت شيخ بهائي در كتاب كشكول است.( ر.ك: شيخ بهائي، كشكول، ترجمه و شرح محمدباقر ساعدي خراساني، تهران، اسلاميه، 1358 ش، ج1، ص 201).
همچنين بر اساس گفتة محدث نوري، شيخ بهايي به نقل از دست خط جدش محمد بن علي جُباعي و او به نقل از دست خط سيد ابن طاووس و وي از جزء دوم كتاب زيارات محمد بن احمد بن داود قمي(م 368 ق) و او از امام صادق ع نقل كرده است كه امام حسين ع نواحياي را كه قبرش اكنون در آن قرار گرفته است، از اهل نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريد و آن را به ساكنان آنجا صدقه داد و با آنان شرط كرد كه زائران قبرش را به آنجا راهنمايي كرده و سه روز از آنان پذيرايي كنند.( مستدرك الوسائل، ج10، ص 321 و ج14، ص 60 به نقل از كشكول شيخ بهايي؛ مستدرك سفينة البحار، ج 8، ص 387. )
پس از شيخ بهايي، سيد نعمه الله جزائري ( در زهر الربيع، ص 344.) اين روايت را آورده است. چنان كه يوسف بناحمد بحراني (م 1186 ق) نيز به نقل از سيد ابن طاووس، اين روايت را نقل كرده است.( يوسف بن احمد بحراني، الكشكول، ج3، ص 389.)
آقاي نظري منفرد در كتاب « واقعه كربلا » ص 206 به نقل از مجمع البحرين در ماده كربل, داستان خريدن زمين كربلا را آورده است .
ادامه مطلب
سن حضرت خديجه (س) هنگام ازدواج
پاسخ: درباره سن حضرت خديجه در هنگام ازدواج با پيامبر اكرم نظرات مختلفي وجود دارد برخي مانند بيهقي (از علماي بزرگ اهل سنت) ايشان را 25 ساله مي دانند.
بيهقي مي گويد: «... بلغت خديجة خمسا وستين سنة، ويقال: خمسين سنة، وهو أصح» ...بعضي مي گويند: سن حضرت خديجه (در هنگام وفات) 65 ساله بود و برخي ديگر گفته اند در آن وقت ايشان 50 ساله بوده است كه قول صحيح هم همين است.( احمد بن الحسين بن علي بن موسي، البيهقي، دلائل النبوة، ج2، ص 71.)
وي سپس در جاي ديگر مي نويسد:«أن النبي تزوج بها وهو ابن خمس وعشرين سنة قبل أن يبعثه الله نبيا بخمس عشرة سنة».ازدواج رسول خدا با حضرت خديجه 15 سال قبل از بعثت بوده است.( همان، ص 72.)
بنابراين طبق قول بيهقي وقتي ايشان در زمان وفات يعني سال دهم بعثت،50 ساله باشند و 15 سال قبل از بعثت هم ازدواج نموده باشند با اين حساب سن حضرت خديجه در زمان ازدواج با پيامبر اكرم 25 سال بوده است.
اما اكثر محققين و مورخين سن ايشان را در زمان ازدواج 28سال مي دانند.
العكبري از بزرگان اهل سنت و نويسنده شذرات الذهب مي گويد:
«و رجح كثيرون أنها ابنة ثمان وعشرين». بسياري از مورخين قول 28 سال را براي حضرت خديجه در زمان ازدواج با پيامبر اكرم - ترجيح داده اند.( عبد الحي بن أحمد بن محمد العكري الحنبلي، شذرات الذهب في أخبار من ذهب، ج1، ص14، حوادث سال11.)
حاكم نيشابوري نيز فقط همين قول را براي ابن اسحاق (سيره نويس مشهور) نقل مي كند.( محمد بن عبدالله الحاكم، النيسابوري، المستدرك على الصحيحين ،ج 3، ص200، ح4837.)
ابن عساكر و ذهبي و مرحوم إربلي به نقل از ابن عباس مي گويند: خديجه در زمان ازدواج با آن حضرت 28 ساله بود.( علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج3، ص 193؛ شمس الدين، ذهبي، سيرأعلام النبلاء، ج2، ص 111، ذيل ترجمه خديجه ام المؤمنين، رقم 16؛ علي بن عيسى بن أبي الفتح، الأربلي، كشف الغمة، ج2، ص135، باب: فصل في مناقب خديجه)
مرحوم إربلي در جاي ديگر به نقل از ابن حماد مي فرمايد: حضرت خديجه در زمان ازدواج با آن حضرت 28 ساله بود.( علي بن عيسى بن أبي الفتح، الأربلي، كشف الغمة، ج2، ص133، باب: فصل في مناقب خديجة)
با اين حساب روشن شد كه بسياري از مورخين و محدثين سن آن بزرگوار را حدود 25 تا 28 سال دانسته اند.و نيز روشن شد كه تفاوت سني بين پيامبر اكرم و حضرت خديجه نبوده وهر دو حدود 25 سال داشته اند.
ادامه مطلب
امام رضا(ع) مرا طلبید و شیعه شدم
نخستین روحانی سیاهپوست کامرون: امام رضا(ع) مرا طلبید و شیعه شدم
«عبدالکامل» نخستین روحانی سیاهپوست کامرون است که شیعه شدن خود را مدیون حضور در ایران و زیارت امام رضا(ع) میداند. او میگوید: قبلاً اگر یک میلیون دلار هم به من میدادند، راضی به پوشیدن لباس روحانیت نمیشدم اما الان با افتخار این لباس را بر تن میکنم.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزای فارس، شهریور سال گذشته بود که حجتالاسلام عبدالکامل عباس به عنوان خادم نمونه فرهنگ رضوی در یازدهمین جشنواره بینالمللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) تقدیر شد و بار دیگر به حرم یار پا گذاشت.
وی اکنون امام جماعت مسجد امام حسین(ع) و نایبرئیس مؤسسه اهل البیت(ع) در «دوالا» بزرگترین شهر کامرون و پایتخت اقتصادی این کشور است. او که تاکنون یک بار به کربلا و یک مرتبه هم به خانه خدا مشرف شده است، حال و هوای زیارت حرم رضوی را متفاوت توصیف میکند و میگوید از اولین باری که به حرم رفته و مهر امام رضا(ع) به دلش افتاده است، سیزده ـ چهارده سالی میگذرد و در این مدت، مرتباً برای زیارت مجدد لحظهشماری میکرده، اما هزینه سفر مجدد به پایتخت معنوی ایران را نداشته است.
مشروح این گفتوگو از اینجا قابل مطالعه است.
گزیدهای از این گفتوگو را با هم مرور میکنیم:
* من عبدالکامل عباس از کشور کامرون در آفریقای مرکزی هستم. 37 سال دارم و صاحب دو فرزند به نامهای نرگس و مهدی هستم که هر دو در قم به دنیا آمدند. من در ابتدا سنی مالکی بودم اما زمانی که در این محیط قرار گرفتم، مستبصر شدم.
* «حاج محمد صالحپور» نخستین کسی است که در کامرون مستبصر شد. مسئولان حوزه علمیه برای محمد صالحپور سه بورسیه فراهم کردند تا از کامرون سه نفر را برای تحصیل به قم بیاورد، اما به دلیل تبلیغات منفی وهابیها علیه شیعیان در کامرون، فقط با آمدن دو نفر موافقت شد که یکی من بودم و دیگری شیعهای به نام «ابوحسین»، بنابراین ما در سال 2000 میلادی در ایران شروع به تحصیل کردیم.
* زمانی که به ایران آمدیم پس از مدتی یه اردوی زیارتی مشهد رفتیم، آن زمان امام رضا(ع) را نمیشناختم، به همین دلیل برخی اساتید و شیعیان آفریقایی ایشان را تا حدودی برایم معرفی کردند، وقتی که به زیارت رفتم به ایشان گفتم که اگر شما همین امامی هستید که اینها میگویند مرا هدایت کنید! این دعای من بود و فکر میکنم یک یا دو ماه بعد که از مشهد بازگشتم، مستبصر شدم.
* یک سال پس از ازدواجمان به ایران آمدیم، پنج سال هم در قم زندگی کردیم و فرزندانمان هم همین جا به دنیا آمدند. در ایران همسرم به مدرسه «فاطمه الزهرا» در قم رفت و مطالبی را خواند و از روی آگاهی و علم شیعه شد، بدون اینکه من اصراری داشته باشم.
* در ایران فهمیدم که اندیشه وهابیها اشتباه است و بنابراین شیعه شدم، به مدرسه امام رفتم و سه سال هم در مدرسه حجتیه تحصیل کردم و فلسفه و عرفان خواندم، سپس تصمیم به بازگشت به کامرون گرفتم. چون به دلیل نبود علما و رهبر معنوی در کامرون، آنجا اوضاع به نفع شیعیان جلو نمیرفت، به همین خاطر تصمیم گرفتم که در ترویج مذهبم قدمی بردارم.
* برای شیعیان نمازجمعه جداگانه در دوالا برگزار میشود و جمعیت زیادی هم شرکت میکنند، به طوری که مسجد ما 400 نفر ظرفیت دارد و تقریباً همین تعداد هم زن و مرد حضور مییابند.
* کامرون حدود 22 میلیون نفر حمعیت دارد و شامل چند مذهب مختلف است. آمارهای دولتی میگوید 45 درصد این جمعیت مسلمان هستند، 50 درصد مسیحی و 5 درصد هم دیگر مذاهب هستند ولی ما که از نزدیک مسلمانان کامرون را میبینیم، بیش از این هستند و احساس میکنم این آمار برعکس است، یعنی تقریبا 55 درصد مسلمان هستند. از این جمعیت تقریباً دو درصد شیعه هستند که قبل از تبلیغ، نیم درصد هم نبود!
* متأسفانه استعمار ما را ترک نکرده و نخواهد کرد. مردم کامرون هم باید مثل ایرانیان مستقل شوند زمانی که من در دوره طلبگی به ایران آمدم به جز درس دینی مباحث دیگر را هم مطالعه و تحصیل کردم، متوجه این تفاوت فکری شدم. بنابراین سعی میکنم در خطبههای نماز به این موارد اشاره کنم منتها طرح این مسایل آنجا خطرناک است، چون علاوه بر حکومت، غربیها هم میتوانند ما را اذیت کنند. معتقدم مردم باید بیدار شوند، نه فقط شیعیان بلکه اهل تسنن و حتی مسیحیان! تلاش داریم پیاممان را از طریق غیر مستقیم در رسانهها منعکس کنیم و به مردم برسانیم تا متوجه شوند.
* چیزی به اسم مکان زیارتی هم در کامرون نداریم، ولی در آینده میخواهیم یک قبرستان خاص شیعه داشته باشیم. به این دلیل که وهابیها دارای قبرستانهایی حتی بدتر از بقیع، بینشانه و خیلی کثیف هستند. بنابراین ما تصمیم داریم در آینده به کمک دیگران یک مکانی را بخریم و قبرستان مناسبی برای شیعیان داشته باشیم.
ادامه مطلب
رازی که حضرت زهرا(س) با امیرالمؤمنین(ع) در میان گذاشت
مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) گفت: حضرت زهرا(س) که در بستر افتادند، غم را در چهره امیرالمؤمنین(ع) میبینند، لذا به ایشان عرض میکنند: ناراحت نباش، نزدیک بیا تا از حوادث گذشته تا آن موقعی که قیامت برپا میشود به تو خبر دهم.

آیتالله روحالله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازهترین جلسه اخلاق خود در ایام فاطمیه در خصوص عصمت حضرت زهرا(س) به ایراد سخنرانی پرداخت که مشروح آن در ادامه میآید:
*حسن نیّت و قرار گرفتن در کنف حمایت عصمتیّه خداوند!
پروردگار عالم، بندگان خودش را به واسطه رعایت تقوا، به مقام عصمت میرساند. روایات شریفه در باب عصمت، نکات بسیار عالی را تبیین میکند که این سؤالی را که در ذهن ما هست که چطور حضرات معصومین، معصوم هستند؛ جواب میدهد. اتّفاقاً با نوع روایت شریفه میبینیم آها که جای خودشان را دارند، ما هم میتوانیم معصوم شویم.
منتها یک معصوم، معلوم است که به او معصومِ معلوم میگوییم و معیّن مِن ناحیهالله تبارک و تعالی است. دلیل و برهانش هم این است که باید هدایت کنند و هادی الهی باید از هر خطایی دور باشد. عقل سلیم هم این را میپذیرد. نمیشود هادی، هادی باشد، نعوذبالله اشتباه کند. اگر اشتباه کند، آن هم هادی که مِن ناحیهالله است، طبیعی است عالم به خطا میرود و حالش عوض میشود.
اینها مِن ناحیهالله از قبل، معیّن شدهاند که حالا راجع به همان بحث عصمتالله الکبری میخواهیم مطالبی را بیان کنیم. لذا میبینیم طبیعی است این حضرات، از جمله بیبی دو عالم(س)، معصوم هستند.
جایی که وجود مقدّس حضرت باقرالعلوم، امام محمّد باقر(ع) بیان میفرمایند: «إِذَا عَلِمَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ عَبْدٍ حُسْنَ نِیَّةٍ اکْتَنَفَهُ بِالْعِصْمَة»، حضرت به نکته بسیار مهمّی اشاره میفرمایند و آن، حسن نیّت است. چون بیان شده: «إنّما الأعمال بالنیّات».
اگر پروردگار عالم بداند کسی حسن نیّت دارد، او را در کنف حمایت عصمتیّه خودش قرار میدهد؛ یعنی به او مقام عصمت را مرحمت میکند و کاری میکند که او، اشتباه نکند.
فقط همین که حسن نیّت داشته باشد؛ یعنی هر کاری که میخواهد انجام بدهد، برای خدا باشد. نیّتش الهی و نیک باشد و نعوذبالله برای دنیا نباشد، فقط برای خدا.
این نکته را هم بیان کنم که اگر خوب در این روایت تأمّل کنیم، غوغاست و آن، اینکه جدّی اگر کسی با خدا شد، خدا همه چیز را به او داده است و این هم که گاهی کارها خراب میشود، معلوم است که نیّتها خراب است. برای خدا بخواهیم، تفویض امر به پروردگار عالم بکنیم، خدا همه چیز را درست میکند و ما را در کنف حمایت عصمتیّه خودش درمیآورد، حالمان، حال عصمت میشود.
چون خدا میداند بندهاش حسن نیّت دارد، میخواهد برای خدا کار کند، ولی امکان...
جهت خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
نكتههای خواندنی درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها)

سوره كوثر كه در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است، به گونهاى كه تمام كلمات كلیدى آن؛ یعنى «أعطینا»، «كوثر»، «فصلّ»، «انحر»، «شانىء» و «أبتر»، فقط یك بار در كل قرآن به كار رفتهاند...
1. سوره كوثر كه در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است، به گونهاى كه تمام كلمات كلیدى آن؛ یعنى «أعطینا»، «كوثر»، «فصلّ»، «انحر»، «شانىء» و «أبتر»، فقط یك بار در كل قرآن به كار رفتهاند.
2. در زبان عربى هنگامى كه گفته می شود: «قامَ لَها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست؛ ولى هنگامى كه گفته می شود: «قامَ اِلَیها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست و به جهت احترام ویژهاى كه براى آن زن قائل بود، چند قدمى نیز به طرف او حركت كرد. در بحار الانوار گفته شده است كه هرگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها) نزد پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) می آمدند «قامَ اِلَیها»، (1) یعنى پیامبر(صلی الله علیه و آله) نه فقط به احترام حضرت زهرا(سلام الله علیها) از جاى خود برمی خاستند؛ بلكه به جهت احترام ویژهاى كه براى حضرت زهرا(سلام الله علیها) قایل بودند، چند قدمى نیز به طرف او حركت می كردند و سپس حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در جاى خود می نشاندند.
3. گاهى حضرت امیرمۆمنان على(علیه السلام) براى تبیین سخنان خود به دیگران، به گفتار و رفتار حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) استناد و استشهاد می كردند. شاید این كار حضرت بدین سبب بوده است كه به مخاطبان خود بگویند: دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه در دامان وحى پرورش یافتهاند نیز این سخن را گفته و این كار را كردهاند.
به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
حضرت معصومه(علیهاالسلام) در کلام معصوم(علیهالسلام)
حضرت معصومه(علیهاالسلام) در کلام معصوم(علیهالسلام)

سخن گفتن درباره شخصیت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام که علمای بزرگ شیعی در برابر عظمت روحی ایشان سر تعظیم فرود آورده اند بسیار مشکل است. برای شناخت انسانهای بزرگ باید از کلام کسانی کمک گرفت که بر شخصیت وی احاطه کافی داشته باشند.
از آنجا که معصومین علیهم السلام دارای علم وسیع الهی هستند و نیز از جهت روحی و معنوی در بالاترین درجات، اینان از هر کسی بهتر می توانند درباره شخصیت های معنوی همچون فاطمه معصومه علیهماالسلام سخن بگویند؛
و اگر ایشان از کسی تعریف و تمجید نمایند نشان از شخصیت والای تعریف شونده دارد.
از جمله کسانی که چندین امام معصوم در حول شخصیتاش سخن گفته اند حضرت فاطمه معصومه دخت امام موسی بن جعفر علیهم السلام است. امام صادق، امام رضا و امام جواد علیهم السلام در مقام و منزلت ایشان کلمات قابل توجهی دارند. با کمی تأمل در این کلمات نورانی به خوبی می توان به شأن بالای حضرت معصومه علیهاالسلام پی برد.
از زبان مبارک صادق آل رسول
از امام صادق علیه السلام در خصوص حضرت معصومه چندین روایت نقل شده است که شاید به جرأت بتوان گفت از سوی این امام همام درباره غیر ایشان چنین تعابیری گفته نشده است.
الف. وجوب بهشت برای زیارت بانو: «ان لنا حرما و هو بلدة قم و ستدفن فیها إمرأة من اولادی تسمی فاطمة فمن زارها وجبت له الجنة». [1]
برای ما حرمی است و آن شهر قم است و به زودی دفن می شود در آن سرزمین زنی از اولاد من به نام فاطمه ، پس هر کس او را زیارت کند بهشت برای او واجب خواهد شد.
ب. شفاعت همه شیعیان: سید عالم شهید مرحوم قاضی نورالله شوشتری نقل فرموده است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرمی است و آن مدینه است. آگاه باشید که برای امیر المۆمنین علیه السلام حرمی است و آن کوفه است. آگاه باشید که حرم من و حرم فرزندان من بعد از من قم است. آگاه باشید که قم کوفه کوچکی است. آگاه باشید که برای بهشت، هشت در است که سه تای آن به سوی قم مفتوح می باشد».
بعد فرمود: «تقبض فیها امرأة من ولدی و اسمها فاطمة بنت موسی تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة باجمعهم». در سرزمین قم زنی از فرزندان من که نام او فاطمه و دختر موسی بن جعفر است از دنیا خواهد رفت و شیعیان من همگی به برکت شفاعت او داخل بهشت خواهند گردید. [2]
دارا بودن مقام شفاعت نشان از داشتن وجاهت نزد خداوند است؛ زیرا خداوند در قرآن فرموده است شفاعت نمی کند مگر آنکه خدا از او راضی باشد؛ «وَ لا یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ » (28/انبیاء).
پس اگر کسی دارای مقام شفاعت باشد نشان از این دارد که خداوند از اعمال او در دنیا راضی است.
از طرفی منظور امام صادق علیه السلام از اینکه فرموده اند: «فاطمه معصومه تمامی شیعیان من را شفاعت می کند» چیست؟ به نظر می رسد معنایش این باشد که شفاعتی که قرار است خود حضرت آن را اعمال کنند به خاطر مقام ویژه ای که در این دختر می بینند به ایشان محول می کنند. و این چه مقام بالایی است که امام صادق علیه السلام مقام شفاعت خویش در قیامت را به حضرت معصومه علیهاالسلام تفویض کرده اند!
و اینکه تمامی شیعیان را شفاعت می کند نشان از وسعت روحی ایشان است. زیرا هر شفاعت کننده ای نیز به اندازه مقام خویش قادر است دیگران را شفاعت نماید و این وسعت شفاعت از سوی فاطمه معصومه علیهاالسلام نشان از وسعت مقام و منزلت ایشان نزد خداوند دارد.

اگر کسی بگوید: «شاید منظور از شیعیان کسانی اند که در عمل پیرو واقعی امام صادق علیه السلام هستند نه هر کس که ادعای شیعه بودن دارد، که باید به او محب و دوستدار اهل بیت علیهم السلام گفت نه شیعه واقعی»؛ باز با این فرض نیز جلوه ای دیگر از مقام حضرت معصومه علیهاالسلام را نشان می دهد که ایشان دارای مقامی است که شفاعت پیروان واقعی با آن که خود دارای منزلت اند به دست اوست. یعنی آنان نیز اگر جایی از قیامت دچار مشکل شدند حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام به کمک آنان خواهد آمد.
از زبان عالم آل رسول
عن سعد بن سعد، عن ابی الحسن الرضا علیه السلام قال:
« سألته عن زیارة فاطمة بنت موسى علیه السلام قال: من زارها فله الجنة » [3]
سعد از امام رضا علیه السلام روایت می کند که از حضرت درباره زیارت فاطمه دختر موسی بن جعفر علیهم السلام سۆال کردم؛ ایشان فرمودند: «هر کس او را زیارت کند بهشت برای اوست ».
حدث علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن سعد، عن علی بن موسى الرضا علیهما السلام. قال: «یا سعد عندكم لنا قبر»؛ قلت: جعلت فداك، قبر فاطمة بنت موسى؟ قال: « نعم ! مَن زارَها عارفاً بحقِّها فله الجنة ». [4]
امام رضا علیه السلام خطاب به سعد فرمودند: ای سعد! در نزد شما از ما اهل بیت قبری است.
عرضه داشتم: فدای شما شوم! منظورتان قبر فاطمه دختر موسی است؟
جهت خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
دستاویز وهابیان در توحید

در مقالات قبل(سرشاخه وهابیت و وهابیت؛ فرقهای علیه شیعه و سنی) گفتیم که «وهابیت» جریانی فکری - سیاسی است که در قرن اخیر ظهور کرده و پیرو برخی اندیشههای افراطی سدههای سوم و چهارم اسلامی میباشد؛ که به این جریان «سلفیه» نیز میگویند.
در این عصر «محمدبن عبدالوهاب» با طرح و تبلیغ برداشتی بیپایه از مفهوم «توحید» و «شرک»، و بزرگنمایی باورهای خرافی موجود در عربستان، در میان مردم ساده، بی بضاعت و بدوی "نجد" نفوذ کرده، و پس از مهاجرت به "درعیه" و برخورداری از حمایت سیاسی و نظامی حاکم آن «محمد بن سعود»، دیدگاههای قابل انتقاد و نادرست خود را در سراسر عربستان منتشر کرد.
«محمد بن سعود» بزرگ آل سعود و جدّ پادشاهان کنونی در عربستان سعودی است، که توانست با حمایت خود از نفوذ مذهبی محمد بن عبد الوهاب و تبلیغات وی، از جهت سیاسی، در منطقه سیاسی نفوذ یابد.
همراهی نفوذ مذهبی و سیاسی این دو در "درعیه"، نقطه آغاز تاریخ خونین وهابیت به شمار میرود. زیرا محمد بن سعود با فتوای جاهلانه محمد بن عبد الوهاب که مسلمانان غیر وهابی را به نوعی مشرک و شایسته مرگ میپنداشت، مسلمانان و شیعیان بیگناه سرزمینهای اطراف را مورد هجوم و تاراج قرار داد، و جنگهای خونین فراوانی را به برخی دولتهای اسلامی تحمیل نمود. (1)
جهت خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
بنیانگذار اندیشه وهابیت

مقدمه
علمای وهابی معتقدند که نشر اعتقادات ابن تیمیه در قرن هفتم هجری و جهت گیری جدیدی که وی در کلام اسلامی ارائه نمود ،اسلام را در مسیر توحید ناب قرار داد،چرا که معتقدند مسلمانان بعد از دوره صحابه و تابعین به مرور مشرک شده و برخی از افراد، علی الخصوص ابن تیمیه راه درست توحید و مبارزه با شرک و بدعتها را پیش پای تمدن اسلامی گذارد! لذا پیروان او در صدد برآمدند تا موقعیت او را در نفوس و اذهان بزرگ جلوه دهند و او را در اختلاف مذاهب و کلام و فقه و تفسیر و حدیث متخصص معرفی کنند،لذا به وی لقب شیخ الاسلام داده اند تا وانمود کنند که مانند آن در تاریخ اسلام دیده نشده !
این در حالیست که گذری اجمالی بر اوضاع واحوال جامعه اسلامی از قرن پنجم تا هفتم هجری گویای شرایطی است که ظهور تفکرات ابن تیمیه نه تنها به بهبود شرایط به نفع مسلمین نیانجامید ،بلکه طرح افکار وی صفحه ای جدید از خیانت را رقم زد که خسارت های آن به امت اسلامی جبران ناپذیر است.اینک با مروری کوتاه در شرایط و اوضاع تاریخی آن روز خدمت یا خیانت ابن تیمیه به جامعه اسلامی را بررسی می کنیم.
ابن تیمیه ،و فراموشی سنتها درگرداب بدعت ها :
پیشرفت اسلام در اروپا و شکست اندلس برای غرب صلیبی بسیار سخت و ناگوار بود،و آنان را به فکر اندیشه و انتقام واداشت. در سالهای پایانی قرن پنجم،پاپ رم با فرمان حمله به فلسطین صد هزار تن از نیروهای صلیبی را از اروپا گسیل داشت تا قدس را قتلگاه مسلمانان سازند و به دنبال آن جنگهای معروف صلیبی که حدود 200 سال (489-690 ق) به طول انجامید ملیونها کشته و زخمی بر جای گذاشت. در همان زمانی که مصر و شام درگیر جنگهای معروف صلیبی بودند،امت اسلامی با طوفانی مهیب تر و مخرب تر ،یعنی حمله مغولان مواجه گردید که آثار ارزشمند اسلامی را نابود یا غارت نمودند. پنجاه سال پس از آن (656ق) هلاکو نواده چنگیز، پایتخت امت اسلامی (بغداد) را به خاک و خون کشید و طومار خلافت عباسی را در هم پیچید و سپس بر سر حلب و موصل همان بلایی را آورد که بر سر بغداد آورده بود.ابن اثیر مورخ مشهور اهل سنت می نویسد:«مصائب وارد شده بر مسلمین از سوی مغول آنچنان سهمگین است که مرا یارای نوشتن آنها نیست،و ای کاش مادر من را نمی زائید»1
در طول سلطه مغولان،فرستادگان سلاطین دیگر همواره می کوشیدند...
جهت خواندن بیشتر به ادامه مطلب بروید....
ادامه مطلب



