چرا بیشتر دعاهای ما مستجاب نمی شود ؟
پاسخ :
شاید مستجاب بشود ، نباید عجله کنید ، باید زمان آن فرا برسد . خیلی از پیامبران دعا می کردند و سالها بعد به اجابت می رسیده است . اگر خدا خیلی از دعاهای ما را برآورده نمی کند بخاطر این است که آن به صلاح ما نیست . خدا از باب لطف آنرا به ما نمی دهد . بچه می خواهد چاقو را بردارد ولی مادر اجازه نمی دهد زیرا به صلاح بچه نیست هرچند بچه ناراحت مهم می شود. گاهی ما شرایط دعا را مراعات نکرده ایم . گاهی موانعی در کار است . برخی از گناهان مانع استجابت دعا است . در روایت داریم که اگر کسی پولی به کسی بدهد و از او نوشته نگیرد ، دعایش برآورده نمی شود زیرا با دست خودش ، خودش را در مشکلات می اندازد . دعای ما باید این باشد که خدا آنچه دردنیا و آخرت به صلاح ما است به ما عنایت بفرماید .
منبع: www.ch3.ir
شاید مستجاب بشود ، نباید عجله کنید ، باید زمان آن فرا برسد . خیلی از پیامبران دعا می کردند و سالها بعد به اجابت می رسیده است . اگر خدا خیلی از دعاهای ما را برآورده نمی کند بخاطر این است که آن به صلاح ما نیست . خدا از باب لطف آنرا به ما نمی دهد . بچه می خواهد چاقو را بردارد ولی مادر اجازه نمی دهد زیرا به صلاح بچه نیست هرچند بچه ناراحت مهم می شود. گاهی ما شرایط دعا را مراعات نکرده ایم . گاهی موانعی در کار است . برخی از گناهان مانع استجابت دعا است . در روایت داریم که اگر کسی پولی به کسی بدهد و از او نوشته نگیرد ، دعایش برآورده نمی شود زیرا با دست خودش ، خودش را در مشکلات می اندازد . دعای ما باید این باشد که خدا آنچه دردنیا و آخرت به صلاح ما است به ما عنایت بفرماید .
منبع: www.ch3.ir
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:57 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا این روایت صحیح است که 25 حرف علم توسط امام زمان (عج) ظاهر میشود؟
پاسخ :
اين روايت(1) از امام صادق (عليه السلام) نقل شده و مضمون آن اين است كه
علم، 27 حرف است و تمام آنچه پيامبران آورده اند دو حرف است بنابراين مردم تاكنون بيش از 2 حرف از آن 27 حرف را آگاه نشده اند و وقتي امام زمان (عليه السلام) ظاهر شود، 25 حرف ديگر را هم ظاهر نموده در ميان مردم نشر مي دهد و در آن زمان مردم از تمام 27 حرف علم آگاهي پيدا خواهند كرد و احتمالاً منظور از اين كه علم 27 حرف است علمي است كه مردم گنجايش و قابليّت آن را داشته باشند والا مي دانيم كه پيامبران و امامان از علومي برخوردارند كه هرگز فهمهاي مردم عادّي گنجايش تحمّل آن را ندارد و احتمالاً منظور اين است كه اگر ظرفيت انسانها را از نظر علم و آگاهي 27 حرف بدانيم 2 حرف آن تاكنون بيشتر نشر نشده و امام زمان (علیه السلام)، 25 حرف ديگر را هم نشر خواهد داد و اين بيان نشر علوم و گسترش كثير علوم در زمان ظهور حضرت مهدی (عليه السلام) مي رساند كه چگونه مردم آن زمان از علم آگاهي گسترده اي برخوردار خواهند شد كه علاوه بر 2 حرفي كه تا آن زمان بوده، اطّلاع و آگاهي مردم به بيش از ده برابر تمام آگاهيهاي تا آن زمان افزايش خواهد يافت و اين كه 27 حرف تعبير شده احتمالاً از اين جهت است كه علوم از طريق حروف تعليم مي شود. البته الفباي خاصّي در اين حديث مطرح نشده است.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، مرحوم علّامه مجلسي، ج 52، ص 336، ح 73
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
اين روايت(1) از امام صادق (عليه السلام) نقل شده و مضمون آن اين است كه
علم، 27 حرف است و تمام آنچه پيامبران آورده اند دو حرف است بنابراين مردم تاكنون بيش از 2 حرف از آن 27 حرف را آگاه نشده اند و وقتي امام زمان (عليه السلام) ظاهر شود، 25 حرف ديگر را هم ظاهر نموده در ميان مردم نشر مي دهد و در آن زمان مردم از تمام 27 حرف علم آگاهي پيدا خواهند كرد و احتمالاً منظور از اين كه علم 27 حرف است علمي است كه مردم گنجايش و قابليّت آن را داشته باشند والا مي دانيم كه پيامبران و امامان از علومي برخوردارند كه هرگز فهمهاي مردم عادّي گنجايش تحمّل آن را ندارد و احتمالاً منظور اين است كه اگر ظرفيت انسانها را از نظر علم و آگاهي 27 حرف بدانيم 2 حرف آن تاكنون بيشتر نشر نشده و امام زمان (علیه السلام)، 25 حرف ديگر را هم نشر خواهد داد و اين بيان نشر علوم و گسترش كثير علوم در زمان ظهور حضرت مهدی (عليه السلام) مي رساند كه چگونه مردم آن زمان از علم آگاهي گسترده اي برخوردار خواهند شد كه علاوه بر 2 حرفي كه تا آن زمان بوده، اطّلاع و آگاهي مردم به بيش از ده برابر تمام آگاهيهاي تا آن زمان افزايش خواهد يافت و اين كه 27 حرف تعبير شده احتمالاً از اين جهت است كه علوم از طريق حروف تعليم مي شود. البته الفباي خاصّي در اين حديث مطرح نشده است.
پی نوشت:
1. بحارالانوار، مرحوم علّامه مجلسي، ج 52، ص 336، ح 73
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:56 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
چرا اگر كسی امام زمانش را نشناسد و بمیرد، مانند مرگ دوران جاهليت مرده است؟
پاسخ :
شرح پرسش:
این که در روایت آمده: اگر كسی امام زمان خويش را نشناسد و بمیرد، مردنش مانند مردن دوران جاهليت است يعنی چه؟
پاسخ:
كسی كه امام زمان خويش را نشناسد از اين لحاظ مردنش مانند مردن جاهليّت است كه مردم زمان جاهليّت از آگاهیهای لازم در مسير عقاید و اخلاق و رفتار صحيح برخوردار نبودند و به شيوه درست تربيت نمیشدند با اين وصف چنانچه امام وجود داشته باشد و انسان او را نشناسد، زندگی چنين شخصی با نداشتن آگاهی و معرفت نسبت به امام زمان خویش، مانند زندگی زمان جاهليت خواهد بود.
شرح پرسش:
این که در روایت آمده: اگر كسی امام زمان خويش را نشناسد و بمیرد، مردنش مانند مردن دوران جاهليت است يعنی چه؟
پاسخ:
كسی كه امام زمان خويش را نشناسد از اين لحاظ مردنش مانند مردن جاهليّت است كه مردم زمان جاهليّت از آگاهیهای لازم در مسير عقاید و اخلاق و رفتار صحيح برخوردار نبودند و به شيوه درست تربيت نمیشدند با اين وصف چنانچه امام وجود داشته باشد و انسان او را نشناسد، زندگی چنين شخصی با نداشتن آگاهی و معرفت نسبت به امام زمان خویش، مانند زندگی زمان جاهليت خواهد بود.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:56 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا آیه ۳۲ سوره اعراف دلیل برپایی قیامت در عصر ظهور است؟
پاسخ :
قرآن کریم میفرماید:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّـهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ۚ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ(۱)
«بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: اینها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آوردهاند؛ (اگرچه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.»
این در حالی است که خالص نعمتها، که در انحصار مؤمنان است، مطابق روایات، تنها در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) خواهد بود، همان گونه که در قرآن کریم آمده است:
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ(۲)
«در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.»
از این دو آیه نکات ذیل برداشت میشود:
اوّل: خلوص در نعمتهای الهی برای مؤمنان مراتبی دارد، که یک مرتبۀ آن در دنیا هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) است و مرتبۀ دیگر آن در روز قیامت میباشد.
دوم: وارثِ زمینشدن بهمعنای بهرهبرداری از نعمتهای خالص کرۀ زمین نیست.
سوم: عصر ظهور ازآنجهت که مرحلهای از مراحل حقیقت قیامت و کشف و ظهور حجابها است، لذا تا اندازهای آثار قیامت را دربردارد.
پینوشتها:
۱. سوره اعراف، آیه ۳۲.
۲. سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.
منبع: پورتال جامع مهدویت
قرآن کریم میفرماید:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّـهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ ۚ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ(۱)
«بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: اینها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آوردهاند؛ (اگرچه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.»
این در حالی است که خالص نعمتها، که در انحصار مؤمنان است، مطابق روایات، تنها در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) خواهد بود، همان گونه که در قرآن کریم آمده است:
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ(۲)
«در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.»
از این دو آیه نکات ذیل برداشت میشود:
اوّل: خلوص در نعمتهای الهی برای مؤمنان مراتبی دارد، که یک مرتبۀ آن در دنیا هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) است و مرتبۀ دیگر آن در روز قیامت میباشد.
دوم: وارثِ زمینشدن بهمعنای بهرهبرداری از نعمتهای خالص کرۀ زمین نیست.
سوم: عصر ظهور ازآنجهت که مرحلهای از مراحل حقیقت قیامت و کشف و ظهور حجابها است، لذا تا اندازهای آثار قیامت را دربردارد.
پینوشتها:
۱. سوره اعراف، آیه ۳۲.
۲. سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:56 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا مهدویت در قرآن کریم مطرح شده است؟
پاسخ :
۱- قرآن، منبع اصلی همۀ معارف و قوانین اسلامی است و در حقیقت، به منزلۀ قانون اساسی همۀ قوانین اسلامی است. همان گونه که در قانون اساسی هر کشور، اصول و اهداف و مسؤولیت های ارگان ها و نهادها به صورت کلّی و بدون شرح و توضیح کامل ثبت شده و شرح و تبیین آن به عهدۀ قانون های عادی است، در قرآن نیز برخی از معارف اسلامی به صورت کلّی و مجمل بیان شده و تقسیر و توضیح آن برعهده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نهاده شده است. در مورد مهدویت نیز چنین است.
ریشۀ اصلی این تفکّر، قرآن است که در چند آیه، نابودی ستم را پیش بینی کرده و پیروزی پارسایان، صالحان و مستضعفان را نوید داده و فرجام کار را از آن پرهیزکاران دانسته و بشارت داده که در پایان جهان، نیکوکاران حاکم خواهند شد. در تفسیر این آیات، روایات فراوانی از پیامبر و ائمّه علیهم السلام نقل شده است که بنا بر آنها، حکومت امام مهدی علیه السلام در آخرالزمان همان حکومت مستضعفان و صالحان است که درقرآن، بشارت به آن داده شده است.
خداوند در سیصد و شصت و پنج آیه که در هشتاد سوره آمده است، به صورت کلّی درباره مهدویت سخن گفته است. بیش از پانصد روایت از پیامبر و ائمه علیهم السلام در تفسیر این آیات(۱) نقل شده است. از باب نمونه، به چند آیه وروایت بسنده می کنیم:
الف) «وَنُرِیدُأَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةَ وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثِینَ(۲)؛ مامی خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.»
سلمان فارسی گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند هیچ پیامبر و رسولی را نفرستاد، مگر آن که برای اودوازده نقیب قرار داد. پس نام یازده امام راشمرد و فرمود: سپس فرزندش، محمد بن الحسن المهدی عجل الله فرجه الشریف است که به امر پروردگار قیام می کند».(۳)
ب) «وَلَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِالذِّکرِأَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادَی الصّالحونَ(۴)؛ در زبور بعد از ذکر(تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث حکومت زمین خواهند شد.»
در تفسیر این آیه، محمّد بن عبدالله بن حسن از امام باقر علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود: «مراد از آیه، قائم آل محمّد و یارانش می باشند».(۵)
ج) «أمَّن یُجیبُ المُضطر اذا دعاه ویکشف السوء ویجعلکم خلفاءالارض ...(۶)؛ و یا کسی که دعای مضطرّ و گرفتار را اجابت می کند هنگامی که او رامی خواند، و بلا و سختی را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد...».
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه، ضمن حدیث مفصّلی، سخنرانی امام عصر ارواحناله الفداء را در موقع ظهور در مکّه بیان میفرماید: «اوّلین کسی که با او بیعت میکند، جبرئیل است و سپس بیش از سیصد نفر با او بیعت خواهند نمود».(۷)
۲- این پرسش اختصاص به مهدویت ندارد بلکه درباره خصوصیات و جزئیات بیشتر احکام اسلامی همانند نماز، روزه و زکات نیز مطرح است، چون در هیچ جای قرآن از شماره رکعات نمازهای پنج گانه یا شرایط وجوب زکات وروزه، سخن به میان نیامده است.
پینوشتها:
۱. تمام این روایات در «معجم احادیث الامام المهدی»، ج ۵ با همکاری گروهی از نویسندگان گردآوری شده است.
۲. سوره قصص، آیه ۵.
۳. دلائل الامامه، ص ۲۳۷
۴. سوره انبیا، آیه ۱۰۵.
۵. تأویل الآیات، ج ۱، ص ۳۳۲ و معجم الإمام المهدی علیه السلام، ج ۵، ص ۲۶۲.
۶. سوره نمل، آیه ۶۲
۷. تفسیر عیّاشی، ج ۲، ص ۵۶
منبع: پورتال جامع مهدویت
۱- قرآن، منبع اصلی همۀ معارف و قوانین اسلامی است و در حقیقت، به منزلۀ قانون اساسی همۀ قوانین اسلامی است. همان گونه که در قانون اساسی هر کشور، اصول و اهداف و مسؤولیت های ارگان ها و نهادها به صورت کلّی و بدون شرح و توضیح کامل ثبت شده و شرح و تبیین آن به عهدۀ قانون های عادی است، در قرآن نیز برخی از معارف اسلامی به صورت کلّی و مجمل بیان شده و تقسیر و توضیح آن برعهده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نهاده شده است. در مورد مهدویت نیز چنین است.
ریشۀ اصلی این تفکّر، قرآن است که در چند آیه، نابودی ستم را پیش بینی کرده و پیروزی پارسایان، صالحان و مستضعفان را نوید داده و فرجام کار را از آن پرهیزکاران دانسته و بشارت داده که در پایان جهان، نیکوکاران حاکم خواهند شد. در تفسیر این آیات، روایات فراوانی از پیامبر و ائمّه علیهم السلام نقل شده است که بنا بر آنها، حکومت امام مهدی علیه السلام در آخرالزمان همان حکومت مستضعفان و صالحان است که درقرآن، بشارت به آن داده شده است.
خداوند در سیصد و شصت و پنج آیه که در هشتاد سوره آمده است، به صورت کلّی درباره مهدویت سخن گفته است. بیش از پانصد روایت از پیامبر و ائمه علیهم السلام در تفسیر این آیات(۱) نقل شده است. از باب نمونه، به چند آیه وروایت بسنده می کنیم:
الف) «وَنُرِیدُأَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةَ وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثِینَ(۲)؛ مامی خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.»
سلمان فارسی گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند هیچ پیامبر و رسولی را نفرستاد، مگر آن که برای اودوازده نقیب قرار داد. پس نام یازده امام راشمرد و فرمود: سپس فرزندش، محمد بن الحسن المهدی عجل الله فرجه الشریف است که به امر پروردگار قیام می کند».(۳)
ب) «وَلَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِالذِّکرِأَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادَی الصّالحونَ(۴)؛ در زبور بعد از ذکر(تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث حکومت زمین خواهند شد.»
در تفسیر این آیه، محمّد بن عبدالله بن حسن از امام باقر علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود: «مراد از آیه، قائم آل محمّد و یارانش می باشند».(۵)
ج) «أمَّن یُجیبُ المُضطر اذا دعاه ویکشف السوء ویجعلکم خلفاءالارض ...(۶)؛ و یا کسی که دعای مضطرّ و گرفتار را اجابت می کند هنگامی که او رامی خواند، و بلا و سختی را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد...».
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه، ضمن حدیث مفصّلی، سخنرانی امام عصر ارواحناله الفداء را در موقع ظهور در مکّه بیان میفرماید: «اوّلین کسی که با او بیعت میکند، جبرئیل است و سپس بیش از سیصد نفر با او بیعت خواهند نمود».(۷)
۲- این پرسش اختصاص به مهدویت ندارد بلکه درباره خصوصیات و جزئیات بیشتر احکام اسلامی همانند نماز، روزه و زکات نیز مطرح است، چون در هیچ جای قرآن از شماره رکعات نمازهای پنج گانه یا شرایط وجوب زکات وروزه، سخن به میان نیامده است.
پینوشتها:
۱. تمام این روایات در «معجم احادیث الامام المهدی»، ج ۵ با همکاری گروهی از نویسندگان گردآوری شده است.
۲. سوره قصص، آیه ۵.
۳. دلائل الامامه، ص ۲۳۷
۴. سوره انبیا، آیه ۱۰۵.
۵. تأویل الآیات، ج ۱، ص ۳۳۲ و معجم الإمام المهدی علیه السلام، ج ۵، ص ۲۶۲.
۶. سوره نمل، آیه ۶۲
۷. تفسیر عیّاشی، ج ۲، ص ۵۶
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:56 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
چرا در نماز امام زمان (عج)، آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین در هر رکعت صدبار خوانده میشود؟
پاسخ :
شرح پرسش:
شنیدهام که بسیاری از علما و شهیدان در موقع نماز وقتی به آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین میرسیدند در حالتی عجیب و روحانی میرفتند و گریه آنها به عرش میرسیده است. همینطور در نماز امام زمان (عج) این آیه در هر رکعت صدبار خوانده میشود. تفسیر این آیه چیست که این قدر با اهمیت است. رمز این آیه در چیست؟
پاسخ:
جواب این سوال شرح و تفصیل زیادی میطلبد که اینجا مجالش نیست لذا به این اکتفا میکنیم که:
اگر در کلمات شریفهای که قبل از این آیه کریمه آمده است، با تدبر و تعمق نظر شود و به روایات معصومین در تفسیر آنها دقت لازم شود و در معنای الله و الرحمن و الرحیم و اختصاص حمد به ذات احدیت تامل و دقت گردد و در معنای «رب» و اضافهاش به «العالمین» که جمع محلی به الف و لام مفید عموم است و انحصار ربوبیت در حق تعالی و مرتبة مربوب در مقابل رب و در ترتیب شگرفی که در این جملات وجود دارد و در معنای مالک یوم الدین اندیشه و تامل تام و دقت کافی بنماییم و بفهمیم که مملوک در مقابل مالک چه شان و مرتبهای دارد در انسان یک انقلاب روحی به وجود میآید. اینجاست که انسان متفکر با تمام وجود متوجه خالق متعال میگردد و از هرچه غیر اوست منقطع میشود و در نهایت خضوع و تذلل در پیشگاه حضرت احدیت قرار میگیرد و عبادت و عبودیتش را مختص او میداند و میگوید ایاک نعبد و باور میکند که در تمام امورش نیاز به مدد الهی دارد و با تمام وجود میگوید ایاک نستعین. البته اینها مطالبی است که رسیدن به مقام علمش مشکل است تا چه رسد به مقام عمل و رسیدن به این مرحله محتاج سعی و کوشش فراوان در میدان علم و عمل است تا هرکس متناسب با ظرفیت و استعداد و سعی و تلاش به مرتبهای برسد. و مراتب از جهت کمال و نقص به قدری مختلف است که بیانش مشکل است.
شرح پرسش:
شنیدهام که بسیاری از علما و شهیدان در موقع نماز وقتی به آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین میرسیدند در حالتی عجیب و روحانی میرفتند و گریه آنها به عرش میرسیده است. همینطور در نماز امام زمان (عج) این آیه در هر رکعت صدبار خوانده میشود. تفسیر این آیه چیست که این قدر با اهمیت است. رمز این آیه در چیست؟
پاسخ:
جواب این سوال شرح و تفصیل زیادی میطلبد که اینجا مجالش نیست لذا به این اکتفا میکنیم که:
اگر در کلمات شریفهای که قبل از این آیه کریمه آمده است، با تدبر و تعمق نظر شود و به روایات معصومین در تفسیر آنها دقت لازم شود و در معنای الله و الرحمن و الرحیم و اختصاص حمد به ذات احدیت تامل و دقت گردد و در معنای «رب» و اضافهاش به «العالمین» که جمع محلی به الف و لام مفید عموم است و انحصار ربوبیت در حق تعالی و مرتبة مربوب در مقابل رب و در ترتیب شگرفی که در این جملات وجود دارد و در معنای مالک یوم الدین اندیشه و تامل تام و دقت کافی بنماییم و بفهمیم که مملوک در مقابل مالک چه شان و مرتبهای دارد در انسان یک انقلاب روحی به وجود میآید. اینجاست که انسان متفکر با تمام وجود متوجه خالق متعال میگردد و از هرچه غیر اوست منقطع میشود و در نهایت خضوع و تذلل در پیشگاه حضرت احدیت قرار میگیرد و عبادت و عبودیتش را مختص او میداند و میگوید ایاک نعبد و باور میکند که در تمام امورش نیاز به مدد الهی دارد و با تمام وجود میگوید ایاک نستعین. البته اینها مطالبی است که رسیدن به مقام علمش مشکل است تا چه رسد به مقام عمل و رسیدن به این مرحله محتاج سعی و کوشش فراوان در میدان علم و عمل است تا هرکس متناسب با ظرفیت و استعداد و سعی و تلاش به مرتبهای برسد. و مراتب از جهت کمال و نقص به قدری مختلف است که بیانش مشکل است.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:55 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیه «ارسال رسول» چگونه بر ظهور امام زمان (عج) دلالت دارد؟
پاسخ :
خداوند متعال میفرماید: «هُوَ الَّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکونَ؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همۀ آیینها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند»(۱).
مقصود از هدایت در آیه، هدایت الهی است که رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از «دین حق» نیز همان دین اسلام است. و ضمیر در «لیظهره» به دین اسلام برمیگردد نه رسول خدا صلّی الله علیه و آله زیرا مرجعی نزدیکتر از کلمۀ رسول است. و نیز تناسب بین غالب که دین اسلام است با مغلوب که ادیان دیگر است برقرار میشود.
فخر رازی میگوید: «این بشارت از طرف خداوند است که باید در آینده تحقق یابد و طبق روایات در زمان حضرت عیسی و حضرت مهدی علیه السلام محقق میشود»(۲).
طبری میگوید: «در زمان نزول حضرت عیسی علیه السلام تمام ادیان باطل و نابود شده و تنها دین اسلام بر همۀ ادیان غالب خواهد شد»(۳).
از سعید بن جبیر روایت شده که آیه مربوط به مهدی علیه السلام از اولاد فاطمه علیها السلام است که خداوند او را بر همۀ ادیان غالب خواهد کرد(۴).
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیۀ فوق روایت کرده که حضرت فرمود: «به خدا سوگند، تأویل آیه هنوز تحقق نیافته و تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آن که قائم خروج کند و هنگامیکه خروج کرد کافر به خدای عظیم در روی زمین باقی نمیماند»(۵).
پینوشتها:
۱. توبه، ۳۳.
۲. تفسیر فخر رازی، ج۱۲، ص۱۰۴.
۳. جامعالبیان، ج۱۳، ص۱۰۹.
۴. الفصولالمهمه، ص۳۰۰.
۵. تفسیر برهان، ج۳، ص۴۰۷.
منبع: پورتال جامع مهدویت
خداوند متعال میفرماید: «هُوَ الَّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکونَ؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همۀ آیینها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند»(۱).
مقصود از هدایت در آیه، هدایت الهی است که رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از «دین حق» نیز همان دین اسلام است. و ضمیر در «لیظهره» به دین اسلام برمیگردد نه رسول خدا صلّی الله علیه و آله زیرا مرجعی نزدیکتر از کلمۀ رسول است. و نیز تناسب بین غالب که دین اسلام است با مغلوب که ادیان دیگر است برقرار میشود.
فخر رازی میگوید: «این بشارت از طرف خداوند است که باید در آینده تحقق یابد و طبق روایات در زمان حضرت عیسی و حضرت مهدی علیه السلام محقق میشود»(۲).
طبری میگوید: «در زمان نزول حضرت عیسی علیه السلام تمام ادیان باطل و نابود شده و تنها دین اسلام بر همۀ ادیان غالب خواهد شد»(۳).
از سعید بن جبیر روایت شده که آیه مربوط به مهدی علیه السلام از اولاد فاطمه علیها السلام است که خداوند او را بر همۀ ادیان غالب خواهد کرد(۴).
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیۀ فوق روایت کرده که حضرت فرمود: «به خدا سوگند، تأویل آیه هنوز تحقق نیافته و تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آن که قائم خروج کند و هنگامیکه خروج کرد کافر به خدای عظیم در روی زمین باقی نمیماند»(۵).
پینوشتها:
۱. توبه، ۳۳.
۲. تفسیر فخر رازی، ج۱۲، ص۱۰۴.
۳. جامعالبیان، ج۱۳، ص۱۰۹.
۴. الفصولالمهمه، ص۳۰۰.
۵. تفسیر برهان، ج۳، ص۴۰۷.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:54 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا مسلمانان باید پس از نزول حضرت عیسی (ع) در عصر ظهور از ایشان تبعیت کنند؟
پاسخ :
شرح پرسش:
در قرآن آمده که در آخرالزمان، حضرت عیسی علیه السلام ظهور خواهد کرد و همه باید از او پیروی کنند. آیا مسلمانان نیز باید از او پیروی کنند؟
پاسخ:
در قرآن به این که حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان نزول میکند، صریحاً اشاره نشده است. در قرآن آمده است:
«و انه لعلم للساعه فلا تمترن بها و اتبعون هذا صراط مستقیم(۱)؛ و او، سبب آگاهی به روز قیامت است (نزول عیسی، گواه نزدیکی روز رستاخیز است) هرگز، در آن تردید نکنید و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است.»
این آیه، به آمدن حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان، تعبیر و تفسیر شده است. لکن روایات زیادی داریم که دلالت دارند بر این که هنگام ظهور حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت عیسی علیه السلام در پشت سر آن حضرت نماز خواهد خواند و برای نصرت او تلاش خواهد کرد. جابر بن عبدالله میگوید:از پیامبر صلّی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود:
«حضرت عیسی علیه السلام، نازل میشود و امیر مسلمانان (منظور از امیر، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است) میگوید: «بیا با تو نماز بگذاریم». میگوید: نه؛ بعضی از شما، امام و امیر بعضی دیگرید و این، احترامی است که خدا به این امت گذاشته است.»(۲)
باز از پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «از ذرّیه من، مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف وقتی قیام کند، حضرت عیسی برای نصرت او میآید و در پشت سر او نماز میخواند».(۳)
با توجه به این که در آن زمان، حجت خداوند در میان مخلوقات عالم، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است، بر همه واجب است که از او پیروی کنند، نه از کس دیگر. شاهد بر این، روایتی است که مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان آورده است که :«حضرت عیسی علیه السلام در وقت خروج حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف نزول میکند و در این زمان، همهی ملل، ملت واحده که همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم است، میگردند.»(۴)
بنابراین، تفاوتی میان دعوت این دو بزرگوار نیست. علاوه بر آن که امامت و رهبری امت، بر عهدهی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است و حضرت عیسی علیه السلام با آن حضرت، همراه و همگام خواهد بود و برای برپایی حکومت دینی، به دعوت و ارشاد مردم میپردازند.
پینوشتها:
۱. محیی الدین عربی، فتوحات مکیه، باب ۳۶۶، ص ۳۲۷.
۲. زخرف: ۶۱.
۳. طبرسی، مجمعالبیان، ج۹، ص ۹۱.
۴. محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۳۴۹.
منبع: پورتال جامع مهدویت
شرح پرسش:
در قرآن آمده که در آخرالزمان، حضرت عیسی علیه السلام ظهور خواهد کرد و همه باید از او پیروی کنند. آیا مسلمانان نیز باید از او پیروی کنند؟
پاسخ:
در قرآن به این که حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان نزول میکند، صریحاً اشاره نشده است. در قرآن آمده است:
«و انه لعلم للساعه فلا تمترن بها و اتبعون هذا صراط مستقیم(۱)؛ و او، سبب آگاهی به روز قیامت است (نزول عیسی، گواه نزدیکی روز رستاخیز است) هرگز، در آن تردید نکنید و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است.»
این آیه، به آمدن حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان، تعبیر و تفسیر شده است. لکن روایات زیادی داریم که دلالت دارند بر این که هنگام ظهور حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت عیسی علیه السلام در پشت سر آن حضرت نماز خواهد خواند و برای نصرت او تلاش خواهد کرد. جابر بن عبدالله میگوید:از پیامبر صلّی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود:
«حضرت عیسی علیه السلام، نازل میشود و امیر مسلمانان (منظور از امیر، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است) میگوید: «بیا با تو نماز بگذاریم». میگوید: نه؛ بعضی از شما، امام و امیر بعضی دیگرید و این، احترامی است که خدا به این امت گذاشته است.»(۲)
باز از پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «از ذرّیه من، مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف وقتی قیام کند، حضرت عیسی برای نصرت او میآید و در پشت سر او نماز میخواند».(۳)
با توجه به این که در آن زمان، حجت خداوند در میان مخلوقات عالم، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است، بر همه واجب است که از او پیروی کنند، نه از کس دیگر. شاهد بر این، روایتی است که مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان آورده است که :«حضرت عیسی علیه السلام در وقت خروج حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف نزول میکند و در این زمان، همهی ملل، ملت واحده که همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم است، میگردند.»(۴)
بنابراین، تفاوتی میان دعوت این دو بزرگوار نیست. علاوه بر آن که امامت و رهبری امت، بر عهدهی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است و حضرت عیسی علیه السلام با آن حضرت، همراه و همگام خواهد بود و برای برپایی حکومت دینی، به دعوت و ارشاد مردم میپردازند.
پینوشتها:
۱. محیی الدین عربی، فتوحات مکیه، باب ۳۶۶، ص ۳۲۷.
۲. زخرف: ۶۱.
۳. طبرسی، مجمعالبیان، ج۹، ص ۹۱.
۴. محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۳۴۹.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:54 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
مبنای مؤلفان حدیثی مصادر مهدویت چه بوده است؟
پاسخ :
شرح پرسش:
برخی میگویند: «معروف نزد قدما چنین بوده که هر روایتی در مسائل تاریخی و از آن جمله موضوع مهدویت را بدون بررسی سند آن نقل میکردند. ولی بعد از آن عصر، حرکت جدیدی پدید آمد و بین روایات تمییز داده شد، تا زمانیکه حرکت اصولیین پدید آمد و اخبار را به دستههای مختلف از قبیل: صحیح، حسن، قوی و ضعیف تقسیم نمودند، ولی این پیشرفت و حرکت شامل روایتهای تاریخی که از آن جمله روایات مهدویت است، نگردید... .»(۱)
پاسخ:
۱. آنچه از قدمای محدثین امامیه میدانیم آن است که آنان نهایت سعی و کوشش و احتیاط خود را در جمع و نقل احادیث در کتب خود داشتهاند، که از آن جمله کلینی(ره) است. او نزد اهل فن حدیث، معروف به دقت نظر و احتیاط در نقل اخبار است. و نیز میدانیم که بزرگانی امثال شیخطوسی(ره) چه اهتمام و افری به شناخت شیوخ روایی خود داشتهاند. شخصی مثل شیخصدوق(ره) عادتاً شیوخ خود را میشناخته و نیز از حالات آنان از ایمان و عدالت آگاهی داشته است، و از کسیکه او را نمیشناخته روایت نقل نمیکرده است.
۲. ما اطمینان داریم که این بزرگان به صحت اینگونه روایات که در باب امامت و مهدویت وارد شده اطمینان کامل داشتهاند، و یا لااقل بهجهت برخی قرائن معتبر که همراه آنها بوده و موجب جبران ضعف برخی از آنها میشده، آنها را با اطمینان کامل نقل میکردند. وگرنه جای این سؤال باقی است که امثال شیخصدوق و طوسی و دیگران چه اهدافی غیر از احتجاج و استدلال به آنها، داشتهاند. مگر این نیست که شیخصدوق کتابش را برای رفع حیرت در امر حضرت مهدی(ع) نوشته است؟
۳. تمام یا بیشتر اصول و منابع اصلی احادیث مهدویت که در سه قرن اول نوشته شده به دست شیخصدوق، طوسی و نعمانی رسده و از خود آن کتابها استناد داشتهاند، و لذا به آن روایات استدلال مینمودند.
۴. گرچه تقسیم حدیث به چهار قسم از اصطلاحات متأخرین است ولی قدمای محدثین ازآنجمله شیخطوسی(ره) روش خاصی در قبول خبر داشتهاند.
شیخ بهایی بعد از تقسیم حدیث به چهار قسم معروف، میگوید: «این اصطلاح نزد قدما معروف نبوده بلکه آنان حدیث صحیح را به حدیثی اطلاق میکردند که مقرون به قرائن مورد وثوق و اطمینان باشد. و این قرائن انواعی دارد:
الف. وجود حدیث در اصول چهارصدگانۀ حدیثی که نزد راویان مشهور بوده است.
ب. تکرار حدیث در یک یا دو اصل یا بیشتر از این اصول با سندهای متعدد و معتبر.
ج. وجود حدیث در اصلی که انتسابش به یکی از اصحاب ائمه ثابت و اجماع اصحاب بر صدق او بوده است.
د. وجود حدیث در یکی از کتبی که بر ائمه عرضده شده و آن حضرات، مصنف آن کتب را تمجید نمودند، از قبیل کتاب: عبیداللهبنعلی حلبی که بر امامصادق(ع) عرضه شد.(۲)
ه. وجود حدیث در کتبی که نزد قدما مورد وثوق و اطمینان بوده است ».(۳)
۵. علمای رجال، مجهول را بر دو نوع تقسیم کردهاند:
الف. مجهول اصطلاحی: و آن به کسی اطلاق میشود که تصریح به جهالت او از سوی رجالیون شده باشد.
ب. مجهول لغوی: و آن به کسی اطلاق میشود که وضعیت او معلوم نیست و لذا در کتب رجال از او یادی به میان نیامده است. تنها قسم اول از جهالت است که موجب ضعف راوی است و درمورد دوم احتیاج به بررسی دقیق دارد که سبب مطرحنشدن او درکتب رجال چیست؟ گاه ممکن است به جهت معروف بودنش دربارۀ او سکوت کردهاند.(۴)
۶. احتمالی نیز وجود دارد که بنای قدما بر تمسک به «اصالة الصدق و العدالة» باشد. یعنی اصل اولی بر صدق و عدالت راوی است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.
و مقصود به آن، همان اصل عدم و یا استصحاب عدم فسق است. بههمینجهت است که ما احتیاجی به اثبات عدالت ـ خواه به معنای ملکه یا حسن ظاهر ـ نداریم؛ زیرا احراز آن مستلزم تعطیل امور و تضییع بسیار از مصالح است. کمتر کسی است که بتوان عدالت او را به اثبات رسانید. این مطلب مورد تأیید عقلا نیز هست.
۷. برای اثبات اعتبار روایات نباید تنا اعتبار سندی را مطرح ساخت، بلکه باید به همۀ راهها و اسباب اعتبار شخص توجه کرد و در نظر داشت که مبنای بسیاری از عالمان شیعه، بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان، حجبت خبر موثوقٌبه است؛ یعنی خبری که از طرق مختلف به آن اطمینان و وثوق حاصل شود.
پینوشتها:
۱. تطور الفکر السیاسی، ص۲۰۹.
۲. رجال نجاشی، ص۲۳۰.
۳. وسائل الشیعه، ج۳۰، ص۱۹۷ و ۱۹۸.
۴. الرواشح، میرداماد، ص۶۰ و ۶۱.
منبع: پورتال جامع مهدویت
شرح پرسش:
برخی میگویند: «معروف نزد قدما چنین بوده که هر روایتی در مسائل تاریخی و از آن جمله موضوع مهدویت را بدون بررسی سند آن نقل میکردند. ولی بعد از آن عصر، حرکت جدیدی پدید آمد و بین روایات تمییز داده شد، تا زمانیکه حرکت اصولیین پدید آمد و اخبار را به دستههای مختلف از قبیل: صحیح، حسن، قوی و ضعیف تقسیم نمودند، ولی این پیشرفت و حرکت شامل روایتهای تاریخی که از آن جمله روایات مهدویت است، نگردید... .»(۱)
پاسخ:
۱. آنچه از قدمای محدثین امامیه میدانیم آن است که آنان نهایت سعی و کوشش و احتیاط خود را در جمع و نقل احادیث در کتب خود داشتهاند، که از آن جمله کلینی(ره) است. او نزد اهل فن حدیث، معروف به دقت نظر و احتیاط در نقل اخبار است. و نیز میدانیم که بزرگانی امثال شیخطوسی(ره) چه اهتمام و افری به شناخت شیوخ روایی خود داشتهاند. شخصی مثل شیخصدوق(ره) عادتاً شیوخ خود را میشناخته و نیز از حالات آنان از ایمان و عدالت آگاهی داشته است، و از کسیکه او را نمیشناخته روایت نقل نمیکرده است.
۲. ما اطمینان داریم که این بزرگان به صحت اینگونه روایات که در باب امامت و مهدویت وارد شده اطمینان کامل داشتهاند، و یا لااقل بهجهت برخی قرائن معتبر که همراه آنها بوده و موجب جبران ضعف برخی از آنها میشده، آنها را با اطمینان کامل نقل میکردند. وگرنه جای این سؤال باقی است که امثال شیخصدوق و طوسی و دیگران چه اهدافی غیر از احتجاج و استدلال به آنها، داشتهاند. مگر این نیست که شیخصدوق کتابش را برای رفع حیرت در امر حضرت مهدی(ع) نوشته است؟
۳. تمام یا بیشتر اصول و منابع اصلی احادیث مهدویت که در سه قرن اول نوشته شده به دست شیخصدوق، طوسی و نعمانی رسده و از خود آن کتابها استناد داشتهاند، و لذا به آن روایات استدلال مینمودند.
۴. گرچه تقسیم حدیث به چهار قسم از اصطلاحات متأخرین است ولی قدمای محدثین ازآنجمله شیخطوسی(ره) روش خاصی در قبول خبر داشتهاند.
شیخ بهایی بعد از تقسیم حدیث به چهار قسم معروف، میگوید: «این اصطلاح نزد قدما معروف نبوده بلکه آنان حدیث صحیح را به حدیثی اطلاق میکردند که مقرون به قرائن مورد وثوق و اطمینان باشد. و این قرائن انواعی دارد:
الف. وجود حدیث در اصول چهارصدگانۀ حدیثی که نزد راویان مشهور بوده است.
ب. تکرار حدیث در یک یا دو اصل یا بیشتر از این اصول با سندهای متعدد و معتبر.
ج. وجود حدیث در اصلی که انتسابش به یکی از اصحاب ائمه ثابت و اجماع اصحاب بر صدق او بوده است.
د. وجود حدیث در یکی از کتبی که بر ائمه عرضده شده و آن حضرات، مصنف آن کتب را تمجید نمودند، از قبیل کتاب: عبیداللهبنعلی حلبی که بر امامصادق(ع) عرضه شد.(۲)
ه. وجود حدیث در کتبی که نزد قدما مورد وثوق و اطمینان بوده است ».(۳)
۵. علمای رجال، مجهول را بر دو نوع تقسیم کردهاند:
الف. مجهول اصطلاحی: و آن به کسی اطلاق میشود که تصریح به جهالت او از سوی رجالیون شده باشد.
ب. مجهول لغوی: و آن به کسی اطلاق میشود که وضعیت او معلوم نیست و لذا در کتب رجال از او یادی به میان نیامده است. تنها قسم اول از جهالت است که موجب ضعف راوی است و درمورد دوم احتیاج به بررسی دقیق دارد که سبب مطرحنشدن او درکتب رجال چیست؟ گاه ممکن است به جهت معروف بودنش دربارۀ او سکوت کردهاند.(۴)
۶. احتمالی نیز وجود دارد که بنای قدما بر تمسک به «اصالة الصدق و العدالة» باشد. یعنی اصل اولی بر صدق و عدالت راوی است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.
و مقصود به آن، همان اصل عدم و یا استصحاب عدم فسق است. بههمینجهت است که ما احتیاجی به اثبات عدالت ـ خواه به معنای ملکه یا حسن ظاهر ـ نداریم؛ زیرا احراز آن مستلزم تعطیل امور و تضییع بسیار از مصالح است. کمتر کسی است که بتوان عدالت او را به اثبات رسانید. این مطلب مورد تأیید عقلا نیز هست.
۷. برای اثبات اعتبار روایات نباید تنا اعتبار سندی را مطرح ساخت، بلکه باید به همۀ راهها و اسباب اعتبار شخص توجه کرد و در نظر داشت که مبنای بسیاری از عالمان شیعه، بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان، حجبت خبر موثوقٌبه است؛ یعنی خبری که از طرق مختلف به آن اطمینان و وثوق حاصل شود.
پینوشتها:
۱. تطور الفکر السیاسی، ص۲۰۹.
۲. رجال نجاشی، ص۲۳۰.
۳. وسائل الشیعه، ج۳۰، ص۱۹۷ و ۱۹۸.
۴. الرواشح، میرداماد، ص۶۰ و ۶۱.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:54 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
چه مقدار روایت از اهل بیت (ع) در مورد امام مهدى (عج) به دست ما رسیده است؟
پاسخ :
اوّلا، اخبار مربوط به ظهور امام مهدى (علیه السلام) از دید اهل سنّت، به حدّ تواتر رسیده و اصل مسلّمى به شمار مىآید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حدّ تواتر است، به گونهاى که آیت الله العظمى صافى در کتاب منتخب الاثر مىنویسد:
بر هر کسى که توجّه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارتهاى نقل شده از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور امام مهدى (علیه السلام) به تواتر رسیده است.[1]
ثانیاً، باید گفت، تاکنون استقراى کاملى در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) صورت نگرفته است، ولى در این مورد مىتوان به کتابهایى اشاره کرد که سعى کردهاند بخشى از احادیث مربوط به آن حضرت را گردآورند:
1. مرحوم شیخ الطائفه، محمّد طوسى در کتاب الغیبة بخش مهمّى از احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است.
2. مرحوم نعمانى نیز در کتاب الغیبة بخشى از این احادیث را نقل کرده است.
3. علامه مجلسى، جلدهاى پنجاه و یکم و پنجاه و دوم و پنجاه و سوم کتاب بحارالأنوار را به تاریخ امام مهدى (علیه السلام) اختصاص داده است.
4. از علماى معاصر نیز آیت الله العظمى صافى گلپایگانى در کتاب منتخب الاثر احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است. ایشان، مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را که در کتابهاى مختلف و معتبر اهل سنّت و شیعه ذکر شده، حدود شش هزار و سیصد و سى و هشت روایت مىدانند و در کتاب مذکور، با حذف احادیث مکرر، نهصد و بیست و نه حدیث را نقل کرده است.
پینوشت:
[1]. لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الأثر، مقدمه، ص 2.
منبع: امام مهدى (عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).
اوّلا، اخبار مربوط به ظهور امام مهدى (علیه السلام) از دید اهل سنّت، به حدّ تواتر رسیده و اصل مسلّمى به شمار مىآید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حدّ تواتر است، به گونهاى که آیت الله العظمى صافى در کتاب منتخب الاثر مىنویسد:
بر هر کسى که توجّه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارتهاى نقل شده از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور امام مهدى (علیه السلام) به تواتر رسیده است.[1]
ثانیاً، باید گفت، تاکنون استقراى کاملى در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) صورت نگرفته است، ولى در این مورد مىتوان به کتابهایى اشاره کرد که سعى کردهاند بخشى از احادیث مربوط به آن حضرت را گردآورند:
1. مرحوم شیخ الطائفه، محمّد طوسى در کتاب الغیبة بخش مهمّى از احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است.
2. مرحوم نعمانى نیز در کتاب الغیبة بخشى از این احادیث را نقل کرده است.
3. علامه مجلسى، جلدهاى پنجاه و یکم و پنجاه و دوم و پنجاه و سوم کتاب بحارالأنوار را به تاریخ امام مهدى (علیه السلام) اختصاص داده است.
4. از علماى معاصر نیز آیت الله العظمى صافى گلپایگانى در کتاب منتخب الاثر احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است. ایشان، مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را که در کتابهاى مختلف و معتبر اهل سنّت و شیعه ذکر شده، حدود شش هزار و سیصد و سى و هشت روایت مىدانند و در کتاب مذکور، با حذف احادیث مکرر، نهصد و بیست و نه حدیث را نقل کرده است.
پینوشت:
[1]. لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الأثر، مقدمه، ص 2.
منبع: امام مهدى (عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).
ادامه مطلب



