رهآورد حکومت امام زمان (عج) از دیدگاه امام علی (ع) چیست؟
آنچه تمام بشریت به آن چشم دوخته و در آرزوی تحقق آن بسر میبرند، رهآورد دوران ظهور و حکومت مصلح جهانی است، و امتیاز مهمّ تشیع از دیگران این است که این رهآورد را به صورت مشخص و دقیق بیان نموده تا بشریت برای تحقق و فرارسیدن چنین دورانی بیشتر تلاش کند، این دستاوردها به صورت گسترده و دقیق در کلمات ائمه(ع) بیان شده است، آنچه در این جا مطرح میشود، بیان امیرمؤمنان(ع) در نهج البلاغه در این زمینه است:
1ـ اصولگرایی:
از مهمترین رهآورد نظام دوران ظهور این است که به پایه و رشتهها و ساختن انسان بیشتر توجه میشود و آثار بعدی نیز بر همین پایهها استوار است.
حضرت علی(ع) در این زمینه میفرماید: «یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرّأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرّأی(1)؛ او (حضرت مهدی) خواستهها را تابع هدایت میکند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوسهای خویش قرار میدهند، و در حالی که (به نام تفسیر) نظریههای گوناگون خود را بر قرآن تحمیل میکنند، او نظریهها و اندیشه را تابع قرآن میسازد.»
2ـ امام زمان و زنده کردن اسلام و قرآن
از مهمترین دستاوردها و آثار حکومت امام زمان، زنده شدن اسلام، قرآن و سنّت است، چنان که امام علی(ع) فرمود: «و یحیی میّت الکتاب و السّنّة(2)؛(حضرت مهدی) کتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) را (که تا آن روز متروک مانده) زنده میکند.» و در قسمتی از خطبه 138 که بیان نمودیم این جمله آمده: «و یعطف الرّأی علی القرآن؛ او نظریهها و اندیشهها را تابع قرآن میسازد.»
3ـ استقرار عدالت فراگیر:
از دیگر مهمترین رهآورد حکومت حضرت مهدی(عج) که آرزوی تمامی انسانها است، استقرار عدالت جهانی و گسترده است، که در روایات متواتره نیز به عنوان مهمترین دستاورد قیام آن حضرت «الّذی یملأ الارض عدلاً و قسطاً» ذکر شده است.
و امام علی(ع) هم میفرماید: «فیریکم عدل السّیرة(3)؛او روش عادلانه(در حکومت حق) را به شما مینمایاند.»
4ـ مجازات فاسدان:
قطعاً برای برپایی حکومت عدل، جلوگیری از فساد و مفسدان و تخلّف متخلفان لازم و ضروری مینماید، لذا مولا علی(ع) میفرماید: «و سیاتی غدٌ بما لاتعرفون یأخذ الوالی من غیرها عمّا لها علی قساوی اعمالها؛ و فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست (و زمامداری حکومت میکند که غیر از حاکمان امروزی است او حضرت مهدی است) که عمّال و کارگزاران حکومتها را بر اعمال بدشان کیفر خواهد داد.»
5 ـ آزادگی و آزادی:
از دیگر رهآورد دوران ظهور و حکومت عادلانه حضرت مهدی(ع) آزادی انسانها از بردگی و ستمگری است، بشری که در طول تاریخ ستمها و ظلمها، آزادی واقعی او را سلب کرده و او را به بردگی و بندگی کشیده است در آن دوران به آزادی واقعی و مشروع و دلخواه خود خواهد رسید.
حضرت علی(ع) در این باره فرمود: «...لیحل فیها ربقاً و یعتق رقّاً(4)؛ مهدی بر سیره صالحان رفتار میکند، تا گرهها را بگشاید، و بردگان (و ملّتهای اسیر و رنج دیده و ستم کشیده) را آزاد سازد.»
6ـ وحدت واقعی:
با توسعه عدالت اجتماعی در زیر سایه قرآن و سنّت محمّدی، و فراهم شدن زمینه آزادی واقعی و برچیده شدن تبعیضها، خودبهخود جامعه به سوی وحدت و اتحاد قدم برخواهد داشت.
امیرمؤمنان(ع) که خود برای وحدت و اتحاد جامعه اسلامی فداکاریها نمود، از خلافت و حق خود گذشت و سکوت تلخ چند ساله را تحمّل نمود، میفرماید: «و یصرع شعباً و یشعب صدعاً(5)؛ جمعیت گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند(و وحدت واقعی بین آنها ایجاد مینماید).»
7ـ وفور نعمت:
قطعاً هر زمامداری به اسلام و قرآن عمل نماید، و عدالت را در جامعه فراگیر سازد، و جلو مفسدان را بگیرد، رحمت الهی نیز دست آنها را خواهد گرفت، به هر اندازه مسائل فوق مراعات شوند، امدادها و رحمت الهی نیز فراگیرتر خواهد بود، این امر در زمان عدالت گستر هستی به اوج خود میرسد، لذا زمین تمام نعمتهای خویش را در اختیار او قرار میدهد، در نهج البلاغه در این باره میخوانیم: «و تُخرَج لَهُ الاَرضُ اَفالیذَ کَبِدِها وَ تُلقی اِلَیهِ سِلماً مَقالیدَها(6)؛ زمین جگر گوشه (و میوهها و گنجهای) خود را برای او بیرون میریزد، و کلیدهای (معادن) خود را به او میسپارد.»
امام علی(ع) در جای دیگر فرمود: «فَکَانَکم قَد تکامَلَت مِنَ اللّهِ فیکُم الصّنائع(7)؛ (در پرتو خاندان پیامبر و مهدی آل محمد) نعمتهای خدا بر شما تمام خواهد شد.»
8 ـ برآورده شدن آرزوها:
سالها است که بشر در آرزوی تحقق عدالت جهانی، امنیّت فراگیر، آزادی واقعی و... به سر میبرد، و هنوز که هنوز است آرزویهای بشر به صورت کامل و تمام به حقیقت نپیوسته و جامه عمل به خود نپوشیده است، تنها دورانی که اصلیترین و اصولیترین آرزوهای بشر تحقق عینی خواهد یافت دوران ظهور مهدی موعود(عج) است، چنان که مولا علی(ع) فرمود: «و اراکم ما کنتم تأملون(8)؛ و (حضرت مهدی در دوران حکومتش) نشان میدهد آنچه را آرزو داشتید(و به آرزوهای خود خواهید رسید).»
ای دل مخور اندوه و غم سرها به سامان میرسد
با یک جهان شور و شعف آن جان جانان میرسد
ویرانگر کاخ ستم با جیش ایمان میرسد
احیاگر دین خدا حامی قرآن میرسد
چشم انتظاران را بگو یوسف ز کنعان میرسد
ای دل شب هجران ما آخر به پایان میرسد
پینوشتها:
1. نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، خطبه 138، ص 256.
2. همان.
3. همان خطبه 150، ص 274.
4. همان.
5. همان، خطبه 138، ص 256.
6. همان، خطبه 100، ص 186.
7. همان.
8. همان.
ادامه مطلب
چند حدیث از امیرالمومنین علی علیه السلام
قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :
1- خير پنهانى و كتمان گرفتارى
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.
2- ويژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.
3- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.
4- بهاى هر كس
قيمَةُ كُلِّ امْرِء ما يُحْسِنُ.
ارزش هر كسى آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.
5- فقيه كامل
«اَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقيهِ حَقَّ الْفَقيهِ؟ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ وَ لَمْ يَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَيْرَ فى عِلْم لَيْسَ فيهِ تَفَكُّرٌ. وَ لا خَيْرَ فى قِراءَة لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ.»
آيا شما را از فقيه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نوميد نسازد، و از مكر خدايشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چيز ديگر نكنـد، و خيـرى در عبـادت بدون تفقّه نيست، و خيـرى در علم بدون تفكّر نيست، و خيرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نيست.
6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس
«إِنَّما أَخْشى عَلَيْكُمْ إِثْنَيْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَيُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»
همانا بر شما از دو چيز مىترسم: درازى آرزو و پيروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پيروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.
7-مرز دوستى
«لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَديقِكَ صَديقًا فَتَعْدى صَديقَكَ.»
با دشمنِ دوستت دوست مشو كه [با اين كار] با دوستت دشمنى مىكنى.
8-اقسام صبر
«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصيبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَىالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ.»
صبر بر سه گونه است: صبر بر مصيبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصيت.
9- تنگدستى مقدَّر
مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ، فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً.
وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.
هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه اين از لطف خدا به اوست، يك آرزو را ضايع كرده و هر كه وسعت در مال يافت و نپنداشت كه اين يك غافلگيرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است.
10- عزّت، نه ذلّت
اَلْمَنِيَّةُ وَ لاَ الدَّنِيَّةُ وَ التَّجَلُّدُ وَ لاَ التَّبَلُّدُ وَ الدَّهْرُ يَوْمانِ: فَيَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذا كانَ لَكَ فَلا تَبْطَرْ،وَ إِذا كانَ عَلَيْكَ فَلا تَحْزَنْ فَبِكِلَيْهِما سَتُخْتَبَرُ.
مردن نه خوار شدن! و بى باكى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مكن، و چون به زيانت گرديد غم مخور، كه به هر دوى آن آزمايش شوى.
ادامه مطلب
چه كنيم كه معصيت نكنيم؟
در اطاعت اوامر الهى و نيز در معصيت و به فرمان شيطان و نفس بودن، امر داير است بين اين كه با كسى كه حيات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مريض خانه و دكتر و خزانه و ثروت و... به دست او است؛ مجالست كنيم يا با كسى كه هيچ ندارد؟! انسان كدام را اختيار مى كند و محبّت وجدانيه (نه به حسب خوف نار يا شوق بهشت) با كدام طرف است؟
به حسب ظاهر بنده ى مطيع، پشتيبانش مثل كوه، محكم و استوار و منبع همه ى خيرات است، و بنده ى عاصى پشتيبانش محتاج تر از او و دشمن دانايى (شيطان) است كه از دوست نادان بدتر است و صلاحديدش تمام به زيان او است. نظير شخصى كه نزد كسى رفت تا او را از فقر و فشار و ناراحتى روزگار نجات دهد، او گفت: شايسته ترين كار براى شما اقدام به مرگ و خودكشى است! صلاح ديدش از اين قبيل است كه بگويد: صلاح و نجات شما در اين است كه قرص مرگ آور يا خواب آور بخوريد تا راحت شويد! بنابراين، ما در عزم به طاعت عازم به رفاقت و دوستى و همنشينى با غنىّ قادر و داناى كريم هستيم، و در عزم بر معصيت عازم به رفاقت و همنشينى با فقير عاجز جاهل و لئيم.
اگر اين معنا را درست تشخيص دهيم و بفهميم و به طور واضح و روشن باور كنيم، خواهيم فهميد كه در اطاعت سود برده ايم، نه زيان و خسارت؛ به دليل اين كه ديده ايم افرادى «وَأُحْىِ الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ» سوره ى آل عمران، آيه ى ۴۹. (مردگان را به اذن خدا زنده مى كنم.) و كراماتى از اين قبيل را داشته اند و شدنى است و محال نيست و اختصاص به انبيا ـ عليهم السّلام ـ هم ندارد، بلكه هر كه از آن ها متابعت كند، مى تواند از اين راه به مقامات و كمالات و كرامات آن ها دست يابد، البته بدون تحدّى نبوّت و كذابيّت مدّعى آن؛ پس اگر انسان يقين كند و براى او واضح و آشكار شود كه در طاعت، با غنى و قادر و كريم و... رفاقت كرده و در معصيت با عاجزتر و محتاجتر از خود، طبعا هيچ گاه به معصيت تمايل پيدا نمى كند و از قصر شاهنشاهى و از كنار هر گونه ناز و نعمت و آبادى و آسايش به كاروانسراى خرابه و ويرانه نمى رود و با صاحب آن رفيق و همنشين نمى شود، در حالى كه خود آن صاحبخانه هم راضى نيست كه رفيق او و با او باشيم، و از هر چيز محروم گرديم!
بنابراين، براى تسهيل طاعت و اجتناب از معصيت راهى جز اين نداريم كه متوجّه شويم و يقين كنيم كه طاعت، نزديكى به تمام نعمت ها و خوشى ها و دارايى ها و عزّت ها و... است، و معصيت، عبارت است از محروميّت و ناخوشى و ندارى و ذلت و...
ادامه مطلب
سفیانی و دجال
سفيانى و دجال كيستند؟
در وصف سفيانى آمده كه او از نسل ابوسفيان است از پليدترين مردم ، سرخ مايل به زرد رنگ است (در ظاهر مقدس مآبى مى كند) و ذكرش اين است : يا رب ، يا رب ، يا رب ، سرانجامش دوزخ است ، آنقدر پليد است كه كنيزش را كه از او بچه دار شده زنده به گور مى كند.
و به نقل ديگر امام باقر عليه السلام : در شام سه گروه داراى پرچم ، خروج مى كنند: اصهب ، ابقع و سفيانى . به هر حال سفيانى پليد با دار و دسته اش بر ضد حضرت مهدى (عج ) قيام مى كند.مهدى (عج ) به مردم فرمان مى دهد به جنگ اين دشمن خدا و دشمن خودتان برخيزند.سپس خود حضرت مهدى (عج ) همراه مسلمانان براى جنگ با سفيانى از مكه به شام رفته و در شام با او مى جنگد سرانجام سفيانى و دار و دسته اش ، شكست مى خورند و سفيانى زير درخت بغوطه دمشق به هلاكت مى رسد. و در بعضى از روايات آمده : ارتش و طرفداران او براى جنگ با مهدى (عج ) به مكه مى روند، وقتى كه در راه به سرزمين ((بيدا)) رسيدند، بقدرت الهى مسخ مى گردند و يا در زمين فرو مى روند. كوتاه سخن آنكه : ((سفيان )) يك طاغوت پليد داراى يك رژيم جهنمى است كه با ويژگيهاى خاص با انقلاب جهانى مهدى (عج ) مخالفت مى كند و شكست مى خورد. اما در مورد دجال بايد گفت : او نيز يك طاغوت حيله گر ديگر است . طبق نقل امام صادق عليه السلام ، اميرمؤ منان على عليه السلام در ضمن خطبه طولانى فرمود:((حضرت مهدى (عج ) با يارانش از مكه به بيت المقدس مى آيند و در آنجا بين آن حضرت با دجال و ارتش دجال جنگ واقع مى شود، دجال و ارتشش مفتضحانه شكست مى خورند، بطوريكه از اول تا آخر آنها به هلاكت مى رسند و دنيا آباد مى شود و حضرت مهدى ، عدالت و قسط را در جهان بپا مى دارد.طبق روايتى : آن حضرت دجال را در كناسه كوفه به دار مى زند.)) خروج دجال در روايات اهل تسنن و در تورات و انجيل نيز آمده است .اوصاف و ويژگيهاى او نيز در روايات ذكر شده . به هر حال آن حضرت ، دجال يعنى آن طاغوت حقه باز و پر تزوير را نيز كه به جنگ مهدى (عج ) برمى خيزد شكست مى دهد و طبق بعضى از روايات ، آن حضرت ، حضرت عيسى عليه السلام را در كشتن دجال در سرزمين فلسطين كمك مى كند. آرى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به على عليه السلام فرمود:((بدانكه فرزندم از كسانى كه به تو و شيعيان تو ستم كردند در دنيا انتقام مى گيرند، و خداوند در آخرت آنها را غذاب مى نمايند.سلمان پرسيد: او كيست ؟
پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود: او نهمين فرزند حسين عليه السلام است كه پس از غيبت طولانى ظاهر مى شود و فرمان خدا را اعلام مى كند و دين خدا را آشكار مى سازد و از دشمنان خدا انتقام مى گيرد و سراسر زمين را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده ، پر از عدل و داد مى نمايد.)) ضمنا روشن شد كه رهبران مخالف ديگر نيز، طاغوتها با طاغوتچه هايى ديگر روى زمينند.
ادامه مطلب
چه کارهایی موجب فقر و تنگدستی انسان میشود؟
برخی از کارهای به ظاهر ساده میتواند موجب فقر و تنگدستی انسان شود.
در روایتی طولانی که از امیر مومنان علی علیه السلام کارهای زیادی عنوان شده که حاصل آن می تواند تنگدستی و فقر باشد. برخی از این موارد در زیر می آید:
سوگند دروغ تهیدستى آورد،
زنا تهیدستى آورد،
حرص ورزیدن تهیدستى آورد،
به خواب رفتن بین نماز مغرب و عشاء تهیدستى آورد،
به خواب رفتن قبل از طلوع آفتاب باعث فقر شود،
عادت به دروغگویى تهیدستى آورد،
زیاد گوش دادن به غناء تهیدستى آورد،
رد کردن فقیرى که در شب ذکر خدا میگوید موجب تنگدستى شود،
عقل معیشتى نداشتن تهیدستى آورد،
از فامیل بریدن تهیدستى آورد.
(مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار ؛ النص ؛ ص128
ادامه مطلب
در محضر بهجت (ره)
آیت الله بهجت (ره):
وقتی که روح انسان به عالم دیگر رفت، می فهمد این همه تشریفات در دنیا لازم نبود.
![]()
ادامه مطلب







