چه مقدار روایت از اهل بیت (ع) در مورد امام مهدى (عج) به دست ما رسیده است؟
پاسخ :
اوّلا، اخبار مربوط به ظهور امام مهدى (علیه السلام) از دید اهل سنّت، به حدّ تواتر رسیده و اصل مسلّمى به شمار مىآید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حدّ تواتر است، به گونهاى که آیت الله العظمى صافى در کتاب منتخب الاثر مىنویسد:
بر هر کسى که توجّه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارتهاى نقل شده از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور امام مهدى (علیه السلام) به تواتر رسیده است.[1]
ثانیاً، باید گفت، تاکنون استقراى کاملى در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) صورت نگرفته است، ولى در این مورد مىتوان به کتابهایى اشاره کرد که سعى کردهاند بخشى از احادیث مربوط به آن حضرت را گردآورند:
1. مرحوم شیخ الطائفه، محمّد طوسى در کتاب الغیبة بخش مهمّى از احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است.
2. مرحوم نعمانى نیز در کتاب الغیبة بخشى از این احادیث را نقل کرده است.
3. علامه مجلسى، جلدهاى پنجاه و یکم و پنجاه و دوم و پنجاه و سوم کتاب بحارالأنوار را به تاریخ امام مهدى (علیه السلام) اختصاص داده است.
4. از علماى معاصر نیز آیت الله العظمى صافى گلپایگانى در کتاب منتخب الاثر احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است. ایشان، مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را که در کتابهاى مختلف و معتبر اهل سنّت و شیعه ذکر شده، حدود شش هزار و سیصد و سى و هشت روایت مىدانند و در کتاب مذکور، با حذف احادیث مکرر، نهصد و بیست و نه حدیث را نقل کرده است.
پینوشت:
[1]. لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الأثر، مقدمه، ص 2.
منبع: امام مهدى (عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).
اوّلا، اخبار مربوط به ظهور امام مهدى (علیه السلام) از دید اهل سنّت، به حدّ تواتر رسیده و اصل مسلّمى به شمار مىآید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حدّ تواتر است، به گونهاى که آیت الله العظمى صافى در کتاب منتخب الاثر مىنویسد:
بر هر کسى که توجّه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارتهاى نقل شده از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور امام مهدى (علیه السلام) به تواتر رسیده است.[1]
ثانیاً، باید گفت، تاکنون استقراى کاملى در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) صورت نگرفته است، ولى در این مورد مىتوان به کتابهایى اشاره کرد که سعى کردهاند بخشى از احادیث مربوط به آن حضرت را گردآورند:
1. مرحوم شیخ الطائفه، محمّد طوسى در کتاب الغیبة بخش مهمّى از احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است.
2. مرحوم نعمانى نیز در کتاب الغیبة بخشى از این احادیث را نقل کرده است.
3. علامه مجلسى، جلدهاى پنجاه و یکم و پنجاه و دوم و پنجاه و سوم کتاب بحارالأنوار را به تاریخ امام مهدى (علیه السلام) اختصاص داده است.
4. از علماى معاصر نیز آیت الله العظمى صافى گلپایگانى در کتاب منتخب الاثر احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است. ایشان، مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را که در کتابهاى مختلف و معتبر اهل سنّت و شیعه ذکر شده، حدود شش هزار و سیصد و سى و هشت روایت مىدانند و در کتاب مذکور، با حذف احادیث مکرر، نهصد و بیست و نه حدیث را نقل کرده است.
پینوشت:
[1]. لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الأثر، مقدمه، ص 2.
منبع: امام مهدى (عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:53 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
از علمای اهل سنت، چه کسانی قائل به صحت احادیث مهدویت شدهاند؟
پاسخ :
گروهی از علمای اهلسنت به صحت یا حسن احادیث حضرت مهدی علیه السلام تصریح نموده و برخی نیز به تواتر آن اعتراف دارند. اینک به اسامی برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱. ترمذی.
۲. ابوجعفر عقیلی.
۳. بربهاری.
۴. محمدبنحسین آبری.
۵. حاکم نیشابوری.
۶. بیهقی.
۷. بغوی.
۸. ابن اثیر.
۹. قرطبی.
۱۰. ابن منظور.
۱۱. ابن تیمیه.
۱۲. جمالالدین مزی.
۱۳. ذهبی.
۱۴. ابنقیم جوزیه.
۱۵. ابن کثیر.
۱۶. تفتازانی.
۱۷. نورالدین هیثمی.
۱۸. شیخمحمد جزری شافعی.
۱۹. احمدبنابیبکر بویصری.
۲۰. ابنحجر عسقلانی.
۲۱. سیوطی.
۲۲. شیخ عبدالوهاب شعرانی.
۲۳. ابن حجر هیتمی.
۲۴. متقی هندی.
۲۵. شیخمرعیبنیوسف مقدسی حنبلی.
۲۶. محمدبنعبدالرسول برزنجی.
۲۷. محمد عبدالباقی زرقانی.
۲۸. ابوالعلاء عراقی.
۲۹. شیخمحمدبناحمد سفارینی حنبلی.
۳۰. سیدمحمدمرتضی زبیدی.
۳۱. شیخمحمدبنعلی صبان.
۳۲. محمدامین سویدی.
۳۳. شوکانی.
۳۴. محمدبنحسنبنمؤمن شبلنجی.
۳۵. احمدبن زینی دحلان.
۳۶. شهابالدین احمدبناسماعیل حلوانی شافعی.
۳۷. ابوالبرکات آلوسی حنفی.
۳۸. محمد بلبسی شافعی.
۳۹. ابوالطیب عظیم آبادی.
۴۰. مبار کفوری.
۴۱. شیخمنصورعلی ناصف.
۴۲. شیخخضرحسین مصری.
۴۳. ابوالاعلی مودودی.
۴۴. ناصرالدین البانی.
۴۵. شیخعبدالمحسنبنحمد العباد.
۴۶. شیخحمودبنعبدالله تویجری.
۴۷. شیخ عبدالعزیزبنعبداللهبنباز.
پینوشتها:
۱. سنن ترمذی، ج۳، ص۳۴۳.
۲. الضعفاء الکبیر، ج۴، ص۳۸۰.
۳. شرح السنه.
۴. مناقب الشافعی.
۵. المستدرک، ج۴، ص۴۶۵.
۶. به نقل المنار المنیف، ص۱۳۰.
۷. مصابیحالسنة، ج۳، ص۴۹۳.
۸. النهایة، ج۵، ص۲۲۰.
۹. التذکرة، ج۲، ص۲۹۹.
۱۰. لسان العرب، ج۲۵، ص۳۵۴.
۱۱. امنهاج السنة، ج۴، ص۲۱۱.
۱۲. تهذیب اکمال، ج۲۵، ص۱۵۰.
۱۳. تلخیص المستدرک، ج۴، ص۴۶۳.
۱۴. المنار المنیف، ص ۱۳۰ـ۱۳۵.
۱۵. النهایة فی الفتن و الملاحم، ص۴۵ـ۵۳.
۱۶. شرح مقاصد، ج۵، ص۳۱۲.
۱۷. مجمع الزوائد، ج۷، ص۳۱۴.
۱۸. اسنی المطالب، ص۱۲۹.
۱۹. مصباح الزجاجه، ج۳، ص۲۶۳.
۲۰. تهذیب التهذیب، ج۹، ص۱۲۵.
۲۱. الجامع الصغیر، ج۲، ص۵۲۲ و ۵۵۳.
۲۲. الیواقیت و الجواهر، ج۲، ص۵۶۱.
۲۳. الصواع المحرقة، ص۱۶۳؛ القول المختصر، ص۲۶.
۲۴. البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان.
۲۵. فرائد فوائد الفکر، ص۶۰ـ۶۸.
۲۶. الاشاعة لأشراط الساعة، ص۱۳۹.
۲۷. شرح المواهب اللدنیة.
۲۸. شرح احیاء المیت فی فضائل آلالبیت.
۲۹. اللوامع.
۳۰. تاج العروس، ج۲، ص۳۳۲.
۳۱. اسعاف الراغبین، ص۱۴۵ـ۱۶۱.
۳۲. سبائک الذهب، ص۷۸.
۳۳. به نقل از قنوجی در الاذاعة، ص۱۲۶.
۳۴. نورالابصار، ص۱۸۵.
۳۵. الفتوحات الاسلامیة، ج۲، ص۲۹۰.
۳۶. القطر الشهدی، ص۶۸.
۳۷. علامات الساعه.
۳۸. العطر الوردی، ص۴۵.
۳۹. نظم المتناثر، ص۲۲۵.
۴۰. تحفة الاحوذی، ج۶، ص۳۹۳.
۴۱. التاج الجامع للاصول، ج۵، ص۳۴۱.
۴۲. مجلۀ التمدن الاسلامی.
۴۳. البینات، ص۱۱۶.
۴۴. مجلۀ التمدن الاسلامی.
۴۵. عقیدة اهل السن و الاثر فی المهدی المنتظر.
۴۶. الاحتجاج بالاثر علی من انکر المهدی، ص۷۰.
۴۷. الامام المهدی عند اهل السنة، ج۲، ص۴۳۲، به نقل از او.
منبع: پورتال جامع مهدویت
گروهی از علمای اهلسنت به صحت یا حسن احادیث حضرت مهدی علیه السلام تصریح نموده و برخی نیز به تواتر آن اعتراف دارند. اینک به اسامی برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱. ترمذی.
۲. ابوجعفر عقیلی.
۳. بربهاری.
۴. محمدبنحسین آبری.
۵. حاکم نیشابوری.
۶. بیهقی.
۷. بغوی.
۸. ابن اثیر.
۹. قرطبی.
۱۰. ابن منظور.
۱۱. ابن تیمیه.
۱۲. جمالالدین مزی.
۱۳. ذهبی.
۱۴. ابنقیم جوزیه.
۱۵. ابن کثیر.
۱۶. تفتازانی.
۱۷. نورالدین هیثمی.
۱۸. شیخمحمد جزری شافعی.
۱۹. احمدبنابیبکر بویصری.
۲۰. ابنحجر عسقلانی.
۲۱. سیوطی.
۲۲. شیخ عبدالوهاب شعرانی.
۲۳. ابن حجر هیتمی.
۲۴. متقی هندی.
۲۵. شیخمرعیبنیوسف مقدسی حنبلی.
۲۶. محمدبنعبدالرسول برزنجی.
۲۷. محمد عبدالباقی زرقانی.
۲۸. ابوالعلاء عراقی.
۲۹. شیخمحمدبناحمد سفارینی حنبلی.
۳۰. سیدمحمدمرتضی زبیدی.
۳۱. شیخمحمدبنعلی صبان.
۳۲. محمدامین سویدی.
۳۳. شوکانی.
۳۴. محمدبنحسنبنمؤمن شبلنجی.
۳۵. احمدبن زینی دحلان.
۳۶. شهابالدین احمدبناسماعیل حلوانی شافعی.
۳۷. ابوالبرکات آلوسی حنفی.
۳۸. محمد بلبسی شافعی.
۳۹. ابوالطیب عظیم آبادی.
۴۰. مبار کفوری.
۴۱. شیخمنصورعلی ناصف.
۴۲. شیخخضرحسین مصری.
۴۳. ابوالاعلی مودودی.
۴۴. ناصرالدین البانی.
۴۵. شیخعبدالمحسنبنحمد العباد.
۴۶. شیخحمودبنعبدالله تویجری.
۴۷. شیخ عبدالعزیزبنعبداللهبنباز.
پینوشتها:
۱. سنن ترمذی، ج۳، ص۳۴۳.
۲. الضعفاء الکبیر، ج۴، ص۳۸۰.
۳. شرح السنه.
۴. مناقب الشافعی.
۵. المستدرک، ج۴، ص۴۶۵.
۶. به نقل المنار المنیف، ص۱۳۰.
۷. مصابیحالسنة، ج۳، ص۴۹۳.
۸. النهایة، ج۵، ص۲۲۰.
۹. التذکرة، ج۲، ص۲۹۹.
۱۰. لسان العرب، ج۲۵، ص۳۵۴.
۱۱. امنهاج السنة، ج۴، ص۲۱۱.
۱۲. تهذیب اکمال، ج۲۵، ص۱۵۰.
۱۳. تلخیص المستدرک، ج۴، ص۴۶۳.
۱۴. المنار المنیف، ص ۱۳۰ـ۱۳۵.
۱۵. النهایة فی الفتن و الملاحم، ص۴۵ـ۵۳.
۱۶. شرح مقاصد، ج۵، ص۳۱۲.
۱۷. مجمع الزوائد، ج۷، ص۳۱۴.
۱۸. اسنی المطالب، ص۱۲۹.
۱۹. مصباح الزجاجه، ج۳، ص۲۶۳.
۲۰. تهذیب التهذیب، ج۹، ص۱۲۵.
۲۱. الجامع الصغیر، ج۲، ص۵۲۲ و ۵۵۳.
۲۲. الیواقیت و الجواهر، ج۲، ص۵۶۱.
۲۳. الصواع المحرقة، ص۱۶۳؛ القول المختصر، ص۲۶.
۲۴. البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان.
۲۵. فرائد فوائد الفکر، ص۶۰ـ۶۸.
۲۶. الاشاعة لأشراط الساعة، ص۱۳۹.
۲۷. شرح المواهب اللدنیة.
۲۸. شرح احیاء المیت فی فضائل آلالبیت.
۲۹. اللوامع.
۳۰. تاج العروس، ج۲، ص۳۳۲.
۳۱. اسعاف الراغبین، ص۱۴۵ـ۱۶۱.
۳۲. سبائک الذهب، ص۷۸.
۳۳. به نقل از قنوجی در الاذاعة، ص۱۲۶.
۳۴. نورالابصار، ص۱۸۵.
۳۵. الفتوحات الاسلامیة، ج۲، ص۲۹۰.
۳۶. القطر الشهدی، ص۶۸.
۳۷. علامات الساعه.
۳۸. العطر الوردی، ص۴۵.
۳۹. نظم المتناثر، ص۲۲۵.
۴۰. تحفة الاحوذی، ج۶، ص۳۹۳.
۴۱. التاج الجامع للاصول، ج۵، ص۳۴۱.
۴۲. مجلۀ التمدن الاسلامی.
۴۳. البینات، ص۱۱۶.
۴۴. مجلۀ التمدن الاسلامی.
۴۵. عقیدة اهل السن و الاثر فی المهدی المنتظر.
۴۶. الاحتجاج بالاثر علی من انکر المهدی، ص۷۰.
۴۷. الامام المهدی عند اهل السنة، ج۲، ص۴۳۲، به نقل از او.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:53 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
چند کتاب در مورد کرامات، نحوه ظهور، چگونگی حکومت امام مهدی علیه السلام معرفی کنید؟
پاسخ :
در این زمینهها، کتابهای متعدد و مختلفی تألیف شده است. در این جا، به معرفی برخی از کتابهای مهدوی فارسی اشاره میشود.
1. مهدى موعود(علیه السلام)، ترجمه جلد سیزدهم بحارالأنوار، على دوانى.
2. حضرت امام حجة بن الحسن المهدى پیشواى دوازدهم(علیه السلام).
3. عزیز آل یاسین(علیه السلام)، محمد ملک على آبادى.
4. مهدى، انقلابى بزرگ، ناصر مکارم شیرازى.
5. قیام و انقلاب مهدى، مرتضى مطهرى.
6. جلوه هاى پنهانى امام عصر، حسین على پور.
7. منتخب الاثر، لطف الله صافى گلپایگانى.
8. مهدى منتظر در نهج البلاغه، مهدى فقیه ایمانى.
9. ترجمهى الغدیر، ج 13، زین العابدین قربانى.
10. شیفتگان حضرت مهدى، احمد قاضى زاهدى گلپایگانى.
11. عصر ظهور، على کورانى، ترجمهى عباس جلالى.
12. ملاقات با امام عصر (علیه السلام)، سید جعفر رفیعى.
13. روزنهاى به خورشید، هاشم بحرانى، ترجمهی سیدحسین افتخارزاده.
14. در انتظار خورشید ولایت، عبدالرحمان انصارى.
15. امام زمان و سید بحرالعلوم، سید جعفر رفیعى.
16. بررسى طول عمر و ملاقات با امام زمان(علیه السلام) از روایات تا واقعیت، محسن علوى.
17. مجلهى تخصّصى انتظار، قم، مرکز تخصصى مهدویت.
منبع: امام مهدى(عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).
در این زمینهها، کتابهای متعدد و مختلفی تألیف شده است. در این جا، به معرفی برخی از کتابهای مهدوی فارسی اشاره میشود.
1. مهدى موعود(علیه السلام)، ترجمه جلد سیزدهم بحارالأنوار، على دوانى.
2. حضرت امام حجة بن الحسن المهدى پیشواى دوازدهم(علیه السلام).
3. عزیز آل یاسین(علیه السلام)، محمد ملک على آبادى.
4. مهدى، انقلابى بزرگ، ناصر مکارم شیرازى.
5. قیام و انقلاب مهدى، مرتضى مطهرى.
6. جلوه هاى پنهانى امام عصر، حسین على پور.
7. منتخب الاثر، لطف الله صافى گلپایگانى.
8. مهدى منتظر در نهج البلاغه، مهدى فقیه ایمانى.
9. ترجمهى الغدیر، ج 13، زین العابدین قربانى.
10. شیفتگان حضرت مهدى، احمد قاضى زاهدى گلپایگانى.
11. عصر ظهور، على کورانى، ترجمهى عباس جلالى.
12. ملاقات با امام عصر (علیه السلام)، سید جعفر رفیعى.
13. روزنهاى به خورشید، هاشم بحرانى، ترجمهی سیدحسین افتخارزاده.
14. در انتظار خورشید ولایت، عبدالرحمان انصارى.
15. امام زمان و سید بحرالعلوم، سید جعفر رفیعى.
16. بررسى طول عمر و ملاقات با امام زمان(علیه السلام) از روایات تا واقعیت، محسن علوى.
17. مجلهى تخصّصى انتظار، قم، مرکز تخصصى مهدویت.
منبع: امام مهدى(عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:53 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
به حدیث: «المهدی من ولد الحسن» چگونه پاسخ میگویید؟
پاسخ :
ابوداوود در سنن خود از ابیاسحاق نقل میکند که حضرت علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام نظر کرده و فرمود: «همانا این فرزندم آقاست همان گونه که پیامبر او را آقا نامید، و زود است که از صلب او مردی خروج کند که هم نام پیامبر شماست».(۱)
۱. در مقابل این حدیث دهها روایت دیگر وجود دارد که دلالت دارد بر این که حضرت مهدی علیه السلام از اولاد و نسل امام حسین علیه السلام است.
۲. به یک معنا حضرت مهدی علیه السلام از ذریه امام حسن علیه السلام نیز هست، زیرا مادر امام باقر علیه السلام فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است و لذا با جمع بین این دو دسته روایات، حضرت مهدی علیه السلام هم حسنی و هم حسینی است. و در حدیثی پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «از این دو ـ حسن و حسین ـ مهدی امت است».(۲)
۳. صاحب کتاب «عقدالددر» همین حدیث را نقل کرده ولی در آن آمده که امام علی علیه السلام به فرزندش حسین علیه السلام نظر کرد... و نیز در صحیح ترمذی و سنن نسائی و سنن بیهقی این گونه آمده است(۳). خصوصاً که احتمال تصحیف و جابهجایی نیز داده میشود.
۴. این نکته قابل توجه است که سادات حسنی به رهبری محمد بن عبدالله حسنی که با او در منطقه ابواء بیعت شد، بیتأثیر در پیدایش این گونه احادیث نبودهاند. و از آنجا که سادات حسنی درصدد شورش و قیام بر علیه دولت بنیامیه بودهاند احتیاج به پشتوانه معنوی داشتند، لذا از روایاتی که دربارۀ ظهور مهدی منتظر وارد شده، بهرهبرداری سیاسی کرده و آن را بر عبدالله بن حسن منطبق کردند. آنان با جعل روایتی و نسبت آن به پیامبر صلّی الله علیه و آله، حضرت مهدی علیه السلام را از نسل امام حسن مجتبی علیه السلام معرفی کردند.(۴)
پینوشتها:
۱. سنن ابنداوود، ج۲، ص۳۱۱، ح۴۲۹۰.
۲. مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۵.
۳. عقد الدرر، ص۴۵، باب۱.
۴. ر.ک: مجموعه آثار، شهید مطهری(ره)، ج۱۸، ص۱۷۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ابوداوود در سنن خود از ابیاسحاق نقل میکند که حضرت علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام نظر کرده و فرمود: «همانا این فرزندم آقاست همان گونه که پیامبر او را آقا نامید، و زود است که از صلب او مردی خروج کند که هم نام پیامبر شماست».(۱)
۱. در مقابل این حدیث دهها روایت دیگر وجود دارد که دلالت دارد بر این که حضرت مهدی علیه السلام از اولاد و نسل امام حسین علیه السلام است.
۲. به یک معنا حضرت مهدی علیه السلام از ذریه امام حسن علیه السلام نیز هست، زیرا مادر امام باقر علیه السلام فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است و لذا با جمع بین این دو دسته روایات، حضرت مهدی علیه السلام هم حسنی و هم حسینی است. و در حدیثی پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «از این دو ـ حسن و حسین ـ مهدی امت است».(۲)
۳. صاحب کتاب «عقدالددر» همین حدیث را نقل کرده ولی در آن آمده که امام علی علیه السلام به فرزندش حسین علیه السلام نظر کرد... و نیز در صحیح ترمذی و سنن نسائی و سنن بیهقی این گونه آمده است(۳). خصوصاً که احتمال تصحیف و جابهجایی نیز داده میشود.
۴. این نکته قابل توجه است که سادات حسنی به رهبری محمد بن عبدالله حسنی که با او در منطقه ابواء بیعت شد، بیتأثیر در پیدایش این گونه احادیث نبودهاند. و از آنجا که سادات حسنی درصدد شورش و قیام بر علیه دولت بنیامیه بودهاند احتیاج به پشتوانه معنوی داشتند، لذا از روایاتی که دربارۀ ظهور مهدی منتظر وارد شده، بهرهبرداری سیاسی کرده و آن را بر عبدالله بن حسن منطبق کردند. آنان با جعل روایتی و نسبت آن به پیامبر صلّی الله علیه و آله، حضرت مهدی علیه السلام را از نسل امام حسن مجتبی علیه السلام معرفی کردند.(۴)
پینوشتها:
۱. سنن ابنداوود، ج۲، ص۳۱۱، ح۴۲۹۰.
۲. مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۵.
۳. عقد الدرر، ص۴۵، باب۱.
۴. ر.ک: مجموعه آثار، شهید مطهری(ره)، ج۱۸، ص۱۷۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:52 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا در روایات گفته شده که چرا به حضرت مهدی علیه السلام، «قائم» میگویند؟
پاسخ :
قائم یعنی قیام کننده و حضرت در برابر اوضاع سیاسی و انحرافات اجتماعی و دینی قیام می کنند و عالم را پر از عدل و داد مینمایند و قیام آن حضرت یک قیام جهانی است که همه اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بشر را فرا میگیرد و وعده الهی را محقّق میسازد.
جالب است که شخصی از امام جواد علیه السلام همین سؤال را نمود، حضرت پاسخ دادند:
«به جهت آن که نام و یاد مهدی به فراموشی سپرده میشود و بعد از آن فراموشی او قیام میکند».(۱)
و شیخ مفید روایتی از امام صادق علیه السلام نقل نموده است که حضرت فرمودند:
«مهدی قائم نامیده شده است، چون قیام به حق مینماید».(۲)
و از برخی اخبار استفاده میگردد به این علّت حضرت مهدی علیه السلام را قائم میگویند چون حضرت در عالم قبل از این عالم در حال قیام بودند و مشغول نماز و عبادت پروردگار.
معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:
۱- نام محبوب، سید حسین حسینی.
۲- الشهاب الثاقب، علی سلیمانی بروجردی.
۳- القاب امام زمان (عج)، سید علی نقی حسینی.
۴- امام زمان (عج) قائم آل محمّد (ص)، امید امیدوار.
پینوشتها:
۱. شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۳۷۸.
۲. شیخ مقید، ارشاد، ص ۳۶۴.
منبع: پورتال جامع مهدویت
قائم یعنی قیام کننده و حضرت در برابر اوضاع سیاسی و انحرافات اجتماعی و دینی قیام می کنند و عالم را پر از عدل و داد مینمایند و قیام آن حضرت یک قیام جهانی است که همه اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بشر را فرا میگیرد و وعده الهی را محقّق میسازد.
جالب است که شخصی از امام جواد علیه السلام همین سؤال را نمود، حضرت پاسخ دادند:
«به جهت آن که نام و یاد مهدی به فراموشی سپرده میشود و بعد از آن فراموشی او قیام میکند».(۱)
و شیخ مفید روایتی از امام صادق علیه السلام نقل نموده است که حضرت فرمودند:
«مهدی قائم نامیده شده است، چون قیام به حق مینماید».(۲)
و از برخی اخبار استفاده میگردد به این علّت حضرت مهدی علیه السلام را قائم میگویند چون حضرت در عالم قبل از این عالم در حال قیام بودند و مشغول نماز و عبادت پروردگار.
معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:
۱- نام محبوب، سید حسین حسینی.
۲- الشهاب الثاقب، علی سلیمانی بروجردی.
۳- القاب امام زمان (عج)، سید علی نقی حسینی.
۴- امام زمان (عج) قائم آل محمّد (ص)، امید امیدوار.
پینوشتها:
۱. شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۳۷۸.
۲. شیخ مقید، ارشاد، ص ۳۶۴.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:52 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
در روایات، رحلت امام زمان علیه السلام چگونه بیان شده است؟
پاسخ :
روایات در مورد چگونگی رحلت حضرت مهدی علیه السلام (شهادت یا مرگ طبیعی)، مختلف است. در کتابی به شهید شدن امام زمان علیه السلام توسط یک پیرزن با اوصاف خاص تصریح شده(۱)، اما سندی برای این حدیث بیان نشده لذا نمیتوان آن را پذیرفت.
در مورد شهادت حضرت مهدی علیه السلام، روایات کلی هم وجود دارد که بر اساس آنها، هیچ امامی نیست مگر اینکه کشته یا مسموم میشود.(۲) ظاهر اینگونه روایات، شهادت حضرت را بیان میکند(۳)، اما دلیل قطعی بر شهادت شخص حضرت، وجود ندارد.
در روایات آمده، امام حسین علیه السلام و یارانش در اواخر حیات امام زمان علیه السلام رجعت میکنند و امام زمان علیه السلام بعد از معرفی آنها و شناخت مردم، از دنیا رحلت میکند و امام حسین علیه السلام غسل و دفن حضرت را به عهده میگیرد.(۴) سپس سالهای طولانی حضرت امام حسین علیه السلام حکومت میکند و رهبری را به عهده میگیرد. طبق این نوع روایات امام زمان علیه السلام به مرگ طبیعی از دنیا میروند و این احتمال قویتر به نظر میرسد.
پینوشتها:
۱. الزام الناصب، ص۱۹۰.
۲. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵.
۳. کفایۀ الاثر، ص ۲۲۷.
۴. بحارالانوار، ج ۵۳، ص۹۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت
روایات در مورد چگونگی رحلت حضرت مهدی علیه السلام (شهادت یا مرگ طبیعی)، مختلف است. در کتابی به شهید شدن امام زمان علیه السلام توسط یک پیرزن با اوصاف خاص تصریح شده(۱)، اما سندی برای این حدیث بیان نشده لذا نمیتوان آن را پذیرفت.
در مورد شهادت حضرت مهدی علیه السلام، روایات کلی هم وجود دارد که بر اساس آنها، هیچ امامی نیست مگر اینکه کشته یا مسموم میشود.(۲) ظاهر اینگونه روایات، شهادت حضرت را بیان میکند(۳)، اما دلیل قطعی بر شهادت شخص حضرت، وجود ندارد.
در روایات آمده، امام حسین علیه السلام و یارانش در اواخر حیات امام زمان علیه السلام رجعت میکنند و امام زمان علیه السلام بعد از معرفی آنها و شناخت مردم، از دنیا رحلت میکند و امام حسین علیه السلام غسل و دفن حضرت را به عهده میگیرد.(۴) سپس سالهای طولانی حضرت امام حسین علیه السلام حکومت میکند و رهبری را به عهده میگیرد. طبق این نوع روایات امام زمان علیه السلام به مرگ طبیعی از دنیا میروند و این احتمال قویتر به نظر میرسد.
پینوشتها:
۱. الزام الناصب، ص۱۹۰.
۲. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵.
۳. کفایۀ الاثر، ص ۲۲۷.
۴. بحارالانوار، ج ۵۳، ص۹۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:51 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
مهدی موعود علیه السلام از ذریه چه کسی است؟
پاسخ :
همۀ مسلمانان اتفاقنظر دارند که مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه الشریف از ذریۀ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است.
سعید بن مسیب میگوید: نزد امسلمه بودم که سخن از مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف به میان آمد امسلمه گفت: از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود:
«المهدی من ولد فاطمة(۱)؛ مهدی از اولاد فاطمه است».
ابوسعید خدری میگوید: رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:
«لاتقوم الساعة حتی تمتلی الارض ظلما و عدوانا، قال: ثم یخرج رجل من عترتی (أو من اهل بیتی) یملأها قسطاً و عدلا کما ملئت ظلماً و عدواناً(۲)؛ قیامت برپا نمیشود تا این که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. فرمود: سپس مردی از عترتم یا از اهل بیتم [تردید از راوی است] قیام میکند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که پر از ظلم و جور شده است».
امامباقر علیه السلام فرمود: «المهدی رجل من ولد فاطمه(۳)؛ مهدی مردی از اولاد فاطمه است».
پینوشتها:
۱. سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۸، ح۴۰۸۶.
۲. مسند احمد، ج۳، ص۳۶.
۳. بحارالانوار، ج۵۱، ص۴۳، ح۳۲.
منبع: پورتال جامع مهدویت
همۀ مسلمانان اتفاقنظر دارند که مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه الشریف از ذریۀ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است.
سعید بن مسیب میگوید: نزد امسلمه بودم که سخن از مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف به میان آمد امسلمه گفت: از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود:
«المهدی من ولد فاطمة(۱)؛ مهدی از اولاد فاطمه است».
ابوسعید خدری میگوید: رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:
«لاتقوم الساعة حتی تمتلی الارض ظلما و عدوانا، قال: ثم یخرج رجل من عترتی (أو من اهل بیتی) یملأها قسطاً و عدلا کما ملئت ظلماً و عدواناً(۲)؛ قیامت برپا نمیشود تا این که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. فرمود: سپس مردی از عترتم یا از اهل بیتم [تردید از راوی است] قیام میکند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد همانگونه که پر از ظلم و جور شده است».
امامباقر علیه السلام فرمود: «المهدی رجل من ولد فاطمه(۳)؛ مهدی مردی از اولاد فاطمه است».
پینوشتها:
۱. سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۸، ح۴۰۸۶.
۲. مسند احمد، ج۳، ص۳۶.
۳. بحارالانوار، ج۵۱، ص۴۳، ح۳۲.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:50 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا وجود دستخط امام مهدی علیه السلام صحت دارد؟
پاسخ :
رواج بعضی از چیزها که اصل و اساسی ندارند و چه بسا از خرافات باشد، ایمان و اعتقاد انسانها را متزلزل میکند. برای نمونه میتوان به چاپ و نشر دستخطی از امام مهدی (عج) اشاره کرد که آیه قرآن در آن به اشتباه آمده است.
آری، هیچ دلیلی نداریم که این دستخط از امام عصر (عج) باشد و مضمون آن، مطلب تازهای نیست، بلکه به صراحت در روایات اسلامی و در یکی از توقیعات شریف امام مهدی (عج) خطاب به شیعیان آمده است که «ما خبرهای شما را میدانیم و هیچ چیز از حال شما بر ما مخفی نیست».(۱)
پینوشت:
۱. احتجاج، ج۲، ص۳۲۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت
رواج بعضی از چیزها که اصل و اساسی ندارند و چه بسا از خرافات باشد، ایمان و اعتقاد انسانها را متزلزل میکند. برای نمونه میتوان به چاپ و نشر دستخطی از امام مهدی (عج) اشاره کرد که آیه قرآن در آن به اشتباه آمده است.
آری، هیچ دلیلی نداریم که این دستخط از امام عصر (عج) باشد و مضمون آن، مطلب تازهای نیست، بلکه به صراحت در روایات اسلامی و در یکی از توقیعات شریف امام مهدی (عج) خطاب به شیعیان آمده است که «ما خبرهای شما را میدانیم و هیچ چیز از حال شما بر ما مخفی نیست».(۱)
پینوشت:
۱. احتجاج، ج۲، ص۳۲۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:31 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا مهدی موعود (عج) همان عیسی بن مریم است؟
پاسخ :
از جمله ادله منکرین مهدویت و اعتقاد به ظهور حضرت مهدى علیه السلام در آخرالزمان حدیث ابن ماجه است که به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: «و لا مهدى الا عیسى بن مریم؛ و مهدى جز عیسى بن مریم نیست.(1)
در پاسخ این ادعا میگوییم:
1- بسیارى از صحابه که احادیث مهدویت را از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده اند مهدى را از ذریه رسول خدا صلى الله علیه و آله مى دانند.
2- این حدیث مورد اعراض علماى حدیث و متکلمین بوده و هیچ کسى به آن استناد نکرده است.
3- خود ابن ماجه در سنن خود حدیث المهدى حق و هو من ولد فاطمة را نیز نقل کرده است.(2)
4- ابن قیم جوزیه این حدیث را در «المنار المنیف» نقل کرده و به طور مبسوط آن را تضعیف نموده است.(3) حاکم نیشابورى نیز که این حدیث را نقل کرده از روى تعجب بوده نه آن که به جهت مطابقتش با شروط شیخین آن را نقل کرده باشد.(4)
ذهبى مى گوید: ... حدیث «و لا مهدى الا عیسى بن مریم» خبرى است منکر که ابن ماجه آن را نقل کرده است.(5)
قرطبى مى گوید: حدیث - و لا مهدى الا عیسى بن مریم - معارض با احادیث این باب است. آن گاه مى گوید: احادیثى که نص بر خروج مهدى از عترت پیامبر و از اولاد فاطمه علیها السلام است ثابت بوده و اصحّ از این حدیث است، پس حکم مطابقت احادیث خروج مهدى از اولاد فاطمه است نه احادیث دیگر.(6)
5- این حدیث را طبرانى نیز با سند خود از ابى امامه نقل کرده ولى در متن آن جمله (و لا مهدى الا عیسى بن مریم) نیامده است.(7)
6- روایات خروج مهدى از اولاد فاطمه علیها السلام متواتر است و همان گونه که در جاى خود اشاره شد عده زیادى به تواتر آن تصریح کرده اند. ولى حدیث (و لا مهدى الا عیسى بن مریم) بر فرض صحت سند خبر واحد است و هنگام تعارض، خبر متواتر مقدم است. و نیز مشهور بین مسلمین در طول تاریخ اسلام ظهور شخصى از اهل بیت رسول خدا صلى الله علیه و آله و از اولاد فاطمه علیها السلام است و این شهرت مى تواند مرجح احادیث مهدویت اسلامى باشد.
ابوالفیض غمارى نیز در صدد پاسخ به حدیث فوق برآمده و با هشت اشکال به آن پاسخ گفته است.(8)
پینوشتها:
1- سنن ابن ماجه، ج 2 ص 1340، ح 4039.
2- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4086.
3- المنار المنیف، ص 130، ح 325.
4- مستدرک حاکم، ج 4، ص 441.
5- تهذیب التهذیب، ج 9، ص 125، رقم 202، ترجمه محمد بن خالد جندى.
6- التذکرة، قرطبى، ج 2، ص 701.
7- المعجم الکبیر، ج 8، ص 214، ح 7757.
8- ابراز الوهم المکنون، ص 538.
منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
از جمله ادله منکرین مهدویت و اعتقاد به ظهور حضرت مهدى علیه السلام در آخرالزمان حدیث ابن ماجه است که به سندش از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: «و لا مهدى الا عیسى بن مریم؛ و مهدى جز عیسى بن مریم نیست.(1)
در پاسخ این ادعا میگوییم:
1- بسیارى از صحابه که احادیث مهدویت را از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده اند مهدى را از ذریه رسول خدا صلى الله علیه و آله مى دانند.
2- این حدیث مورد اعراض علماى حدیث و متکلمین بوده و هیچ کسى به آن استناد نکرده است.
3- خود ابن ماجه در سنن خود حدیث المهدى حق و هو من ولد فاطمة را نیز نقل کرده است.(2)
4- ابن قیم جوزیه این حدیث را در «المنار المنیف» نقل کرده و به طور مبسوط آن را تضعیف نموده است.(3) حاکم نیشابورى نیز که این حدیث را نقل کرده از روى تعجب بوده نه آن که به جهت مطابقتش با شروط شیخین آن را نقل کرده باشد.(4)
ذهبى مى گوید: ... حدیث «و لا مهدى الا عیسى بن مریم» خبرى است منکر که ابن ماجه آن را نقل کرده است.(5)
قرطبى مى گوید: حدیث - و لا مهدى الا عیسى بن مریم - معارض با احادیث این باب است. آن گاه مى گوید: احادیثى که نص بر خروج مهدى از عترت پیامبر و از اولاد فاطمه علیها السلام است ثابت بوده و اصحّ از این حدیث است، پس حکم مطابقت احادیث خروج مهدى از اولاد فاطمه است نه احادیث دیگر.(6)
5- این حدیث را طبرانى نیز با سند خود از ابى امامه نقل کرده ولى در متن آن جمله (و لا مهدى الا عیسى بن مریم) نیامده است.(7)
6- روایات خروج مهدى از اولاد فاطمه علیها السلام متواتر است و همان گونه که در جاى خود اشاره شد عده زیادى به تواتر آن تصریح کرده اند. ولى حدیث (و لا مهدى الا عیسى بن مریم) بر فرض صحت سند خبر واحد است و هنگام تعارض، خبر متواتر مقدم است. و نیز مشهور بین مسلمین در طول تاریخ اسلام ظهور شخصى از اهل بیت رسول خدا صلى الله علیه و آله و از اولاد فاطمه علیها السلام است و این شهرت مى تواند مرجح احادیث مهدویت اسلامى باشد.
ابوالفیض غمارى نیز در صدد پاسخ به حدیث فوق برآمده و با هشت اشکال به آن پاسخ گفته است.(8)
پینوشتها:
1- سنن ابن ماجه، ج 2 ص 1340، ح 4039.
2- سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4086.
3- المنار المنیف، ص 130، ح 325.
4- مستدرک حاکم، ج 4، ص 441.
5- تهذیب التهذیب، ج 9، ص 125، رقم 202، ترجمه محمد بن خالد جندى.
6- التذکرة، قرطبى، ج 2، ص 701.
7- المعجم الکبیر، ج 8، ص 214، ح 7757.
8- ابراز الوهم المکنون، ص 538.
منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 تیر 1394 ] [ 10:31 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
آیا مهدی (عج) از اولاد امام حسن (ع) است؟!
پاسخ :
ابوداود سجستانی در سنن خود حدیثی آورده و میگوید: از هارون بن مغیره برایم روایت کردند که گفت: عمر بن ابی قیس از شعیب بن خالد و او از ابواسحاق روایت کرد که گفت: علی (ع) نگاهی به فرزندش حسن انداخت و گفت: «این پسرم، همان گونه که پیامبر فرموده، سرور شماست و از نسل او مردی همنام پیامبرتان قیام خواهد کرد که در خلق و خوی شبیه اوست، اما در خلق شباهتی به او ندارد... الخ». (1)
درباره سند و متن این حدیث دو احتمال وجود دارد: تصحیف یا جعل.
1. درباره سند حدیث باید گفت معلوم نیست چه کسی این حدیث را از هارون بن مغیره برای ابوداود روایت کرده است؟ ابن خلدون به این امر تصریح کرده و گفته است: روایت ابوداود از هارون بن مغیره، منقطع است. (2)
2. ثابت نشده که ابواسحاق آن را از امام (ع) نقل کرده باشد، بنابراین، حدیث مزبور از این جهت نیز منقطع است. ابن خلدون در این باره نیز گفته است: روایت او یعنی روایت ابن اسحاق از علی (ع) منقطع است. (3) منذری نیز بر این مطلب تصریح کرده است. (4)
درباره متن حدیث می توان گفت:
1. جزری شافعی در ضمن نقل حدیث می گوید: «علی نگاهی به فرزندش حسین (ع) انداخت» و از حسن نام نبرده است. جالب این است که او این حدیث را از ابوداود نقل کرده و می گوید: درست این است که مهدی (ع) بنا به تصریح امیرالمؤمنین علی (ع) از ذریه حسین بن علی باشد، چنان که شیخ ما در مورد وثوق اهل زمانه بود، خبر داد که عمر بن حسن الرقی بر او چنین قرائت کرد: ابوالحسن بخاری از عمر بن محمد الدار قزی و او از ابوالبدر کرخی به نقل از ابوبکر خطیب و او از ابو عمر هاشمی از ابو علی اللولؤی به ما خبر داد که ابوداود حافظ گفت به نقل از هارون بن مغیره شنیدم که گفت: عمر بن ابی قیس از شعیب بن خالد و او از ابواسحاق برای ما حدیث کرده که «علی (ع) در حالی که به پسرش حسین نگریست، گفت: این فرزندم همان گونه که پیامبر فرموده، سرور شماست و مردی از نسل او قیام خواهد کرد که همنام پیامبر شما و در خلق و خوی شبیه اوست اما در خلق به او نمی ماند». (5)
ابن بطریق در العمده (6) و قندوزی حنفی در ینابیع المودة (7)، این حدیث را با همین معنی که «به فرزندش حسین نگریست» آورده اند.
2. این حدیث از طریق موسی بن جعفر به ترتیب از پدر و اجدادش از علی (ع) نقل شده و در آن، نام حسین آمده نه حسن. ابن طاووس نیز آن را ذکر کرده و به فتن سلیلی منسوب دانسته است. (8)
3. متن حدیث با بسیاری از احادیث و روایاتی که مهدی را به حسین و نه حسن منسوب می داند، در تعارض است. بسیاری از علمای اهل سنت از جمله ابن قیم و طبرانی و ابونعیم و ابن حجر (9) نیز این معنا را آورده اند، شیخ صافی سلسله سند احادیثی را که مهدی را به حسین منتسب می داند، نه امام حسن، ذکر کرده است.
دو احتمال تصحیف و جعل درباره این حدیث به قوت خود باقی است.
در باره تصحیف، احادیث فراوانی وجود دارد که مهدی را از نسل امام حسین (ع) می داند و علمای دو طرف آن ها را تأیید و نقل کرده اند.
اما در باب جعل، ممکن است برای متزلزل کردن و فرو انداختن پرچمی که چشم ها را همواره به خود معطوف داشته، چنین کاری صورت داده باشند.
با این حال می توان نسبت امام مهدی به حسن و حسین (ع) را این گونه توجیه کنیم که بگوییم ایشان از طرف مادر، حسنی است، چون همسر امام سجاد، فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است بنابراین، مهدی از طرف مادر به امام حسن و از سوی پدر به امام حسین منسوب است و این توجیه اشکالی ندارد چرا که خداوند عیسی را به مادرش مریم نسبت داده و فرموده است: « و وهبنا له اسحاقَ و یعقوبَ کلًّاً هَدَینا و نوحاً هدینا مِن قبلُ و من ذرِّیته داود و سلیمان ... × .... و عیسى و الیاسَ کُلَّ مِنَ الصالحین». (10)
بنابراین، این حدیث با این که مهدی از طرف پدر حسینی باشد منافاتی ندارد.
پینوشتها :
1- سنن ابی داود، ج2، ص 311، حدیث 4290 .
2- تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 314 .
3- همان، ج1، ص 313 .
4- مختصر سنن ابی داود، ج6، ص 162، حدیث 4121 .
5- اسمی المناقب فی تهذیب اسنی المطالب، ص 61، 165 - 167 .
6- عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار، ص 424 .
7- ینابیع المودة لذوی القربی، ج3، ص 259 .
8- الملاحم و الفتن، ص 144 .
9- المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، ص 148، حدیث 329، فصل 50؛ به نقل از طبرانی در المعجم الاوسط؛ عقد الدرر، ص 45، حافظ ابونعیم این حدیث را در باب صفت مهدی آورده است؛ ذخائرالعقبی فی مناقب ذوی القربی، ص 136؛ فرائد السمطین، ج2، ص 325، حدیث 575، باب 61؛ القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، ص7، حدیث 37، باب 1 .
10- الانعام، 84 - 85.
منبع: الحسنی، سید نذیر یحیی، 1389،مصلح جهانی، ابراهیم خاکپور و سید محمد صالحی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.
ابوداود سجستانی در سنن خود حدیثی آورده و میگوید: از هارون بن مغیره برایم روایت کردند که گفت: عمر بن ابی قیس از شعیب بن خالد و او از ابواسحاق روایت کرد که گفت: علی (ع) نگاهی به فرزندش حسن انداخت و گفت: «این پسرم، همان گونه که پیامبر فرموده، سرور شماست و از نسل او مردی همنام پیامبرتان قیام خواهد کرد که در خلق و خوی شبیه اوست، اما در خلق شباهتی به او ندارد... الخ». (1)
درباره سند و متن این حدیث دو احتمال وجود دارد: تصحیف یا جعل.
1. درباره سند حدیث باید گفت معلوم نیست چه کسی این حدیث را از هارون بن مغیره برای ابوداود روایت کرده است؟ ابن خلدون به این امر تصریح کرده و گفته است: روایت ابوداود از هارون بن مغیره، منقطع است. (2)
2. ثابت نشده که ابواسحاق آن را از امام (ع) نقل کرده باشد، بنابراین، حدیث مزبور از این جهت نیز منقطع است. ابن خلدون در این باره نیز گفته است: روایت او یعنی روایت ابن اسحاق از علی (ع) منقطع است. (3) منذری نیز بر این مطلب تصریح کرده است. (4)
درباره متن حدیث می توان گفت:
1. جزری شافعی در ضمن نقل حدیث می گوید: «علی نگاهی به فرزندش حسین (ع) انداخت» و از حسن نام نبرده است. جالب این است که او این حدیث را از ابوداود نقل کرده و می گوید: درست این است که مهدی (ع) بنا به تصریح امیرالمؤمنین علی (ع) از ذریه حسین بن علی باشد، چنان که شیخ ما در مورد وثوق اهل زمانه بود، خبر داد که عمر بن حسن الرقی بر او چنین قرائت کرد: ابوالحسن بخاری از عمر بن محمد الدار قزی و او از ابوالبدر کرخی به نقل از ابوبکر خطیب و او از ابو عمر هاشمی از ابو علی اللولؤی به ما خبر داد که ابوداود حافظ گفت به نقل از هارون بن مغیره شنیدم که گفت: عمر بن ابی قیس از شعیب بن خالد و او از ابواسحاق برای ما حدیث کرده که «علی (ع) در حالی که به پسرش حسین نگریست، گفت: این فرزندم همان گونه که پیامبر فرموده، سرور شماست و مردی از نسل او قیام خواهد کرد که همنام پیامبر شما و در خلق و خوی شبیه اوست اما در خلق به او نمی ماند». (5)
ابن بطریق در العمده (6) و قندوزی حنفی در ینابیع المودة (7)، این حدیث را با همین معنی که «به فرزندش حسین نگریست» آورده اند.
2. این حدیث از طریق موسی بن جعفر به ترتیب از پدر و اجدادش از علی (ع) نقل شده و در آن، نام حسین آمده نه حسن. ابن طاووس نیز آن را ذکر کرده و به فتن سلیلی منسوب دانسته است. (8)
3. متن حدیث با بسیاری از احادیث و روایاتی که مهدی را به حسین و نه حسن منسوب می داند، در تعارض است. بسیاری از علمای اهل سنت از جمله ابن قیم و طبرانی و ابونعیم و ابن حجر (9) نیز این معنا را آورده اند، شیخ صافی سلسله سند احادیثی را که مهدی را به حسین منتسب می داند، نه امام حسن، ذکر کرده است.
دو احتمال تصحیف و جعل درباره این حدیث به قوت خود باقی است.
در باره تصحیف، احادیث فراوانی وجود دارد که مهدی را از نسل امام حسین (ع) می داند و علمای دو طرف آن ها را تأیید و نقل کرده اند.
اما در باب جعل، ممکن است برای متزلزل کردن و فرو انداختن پرچمی که چشم ها را همواره به خود معطوف داشته، چنین کاری صورت داده باشند.
با این حال می توان نسبت امام مهدی به حسن و حسین (ع) را این گونه توجیه کنیم که بگوییم ایشان از طرف مادر، حسنی است، چون همسر امام سجاد، فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است بنابراین، مهدی از طرف مادر به امام حسن و از سوی پدر به امام حسین منسوب است و این توجیه اشکالی ندارد چرا که خداوند عیسی را به مادرش مریم نسبت داده و فرموده است: « و وهبنا له اسحاقَ و یعقوبَ کلًّاً هَدَینا و نوحاً هدینا مِن قبلُ و من ذرِّیته داود و سلیمان ... × .... و عیسى و الیاسَ کُلَّ مِنَ الصالحین». (10)
بنابراین، این حدیث با این که مهدی از طرف پدر حسینی باشد منافاتی ندارد.
پینوشتها :
1- سنن ابی داود، ج2، ص 311، حدیث 4290 .
2- تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 314 .
3- همان، ج1، ص 313 .
4- مختصر سنن ابی داود، ج6، ص 162، حدیث 4121 .
5- اسمی المناقب فی تهذیب اسنی المطالب، ص 61، 165 - 167 .
6- عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار، ص 424 .
7- ینابیع المودة لذوی القربی، ج3، ص 259 .
8- الملاحم و الفتن، ص 144 .
9- المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، ص 148، حدیث 329، فصل 50؛ به نقل از طبرانی در المعجم الاوسط؛ عقد الدرر، ص 45، حافظ ابونعیم این حدیث را در باب صفت مهدی آورده است؛ ذخائرالعقبی فی مناقب ذوی القربی، ص 136؛ فرائد السمطین، ج2، ص 325، حدیث 575، باب 61؛ القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، ص7، حدیث 37، باب 1 .
10- الانعام، 84 - 85.
منبع: الحسنی، سید نذیر یحیی، 1389،مصلح جهانی، ابراهیم خاکپور و سید محمد صالحی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.
ادامه مطلب



