فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
خاطرات و دلنوشته های من

بنام خدا

خواستم کرببلا باشم شبی اما نشد
زیر قبّه...یک شب جمعه... ولی آقا نشد
 
با چه رویی من بگویم نوکرت بودم حسین
سهمم اما یک زیارت بین زائرها نشد

بعد از عمری گریه کردن در میان روضه ها
یک سفر تا کربلا در خواب هم حتی نشد

ترس دارم دوستان گویند بعد از مردنم
که فلانی آخرش هم رفت از دنیا نشد

 

تا رود پابوس ارباب همه اما......



بنام خدا

ای غمت معجزه گر، ای حرمت معجزه گاه

ای غمت معجزه‌گر! ای حرمت معجزه‌گاه!
شب مصیبت‌زده‌ی توست که پوشیده سیاه

خبر داغ تو بر دل متواتر بوده‌ست
غم تو ارث رسیده‌ست به ما آه به آه

رفتی و از تو فقط عطر تو آمد به خیام
بعد از آن مانده تو را این همه دل چشم‌به‌راه



 



بنام خدا

کربلا در فراقت مبتلایم

کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا
در فراقت مبتلایم مبتلایم مبتلا

آیه‌ی قرآن نیافتاد از لب خشک حسین
از کنار قتلگه تا دامن دشت طلا

سالها دیدم که در هر محفلی با سوز دل
خوانده اند این بیت را با یکدِگر اهل ولا

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

( میثم مطیعی)




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |