چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:55 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
تام کروز با بازی در نقش مکمل نسخه تازه و احیا شده «های لندر/کوه نشین»، از ذنیای ستارگان درجه یک خارج شده و وارد مرحله تازه‌ای از کارنامه هنری خود می‌شود؟
«تام کروز» و ورود به فاز جدیدی از زندگی هنری+تصاویر

 

به گزارش سینماخبر؛ تحلیل‌گریان سینمایی می‌گویند چند سالی است که ستاره بخت تام‌کروز افول کرده و تماشاگران او را به عنوان ستاره اصلی محصولات سینمایی قبول نمی‌کنند.
از قرار معلوم، این تحلیل باعث شده تا بازیگر 52 ساله سینما به بازنگری در فعالیت‌های هنری خود بپردازد و با پذیرش واقعیت موجود، از بازی در نقش کاراکترهای اصلی فیلم‌های سینمایی فاصله بگیرد. اتفاقاتی که در چند سال اخیر رخ داده، حکایت از آن می‌کند که تام‌کروز این روزها موقعیت خوب و خوش گذشته‌اش را ندارد و در جدول گیشه نمایش سینماها حرف و مطلب قابل قبولی ارائه نمی کند. ظاهرا این موضوع وی را به بازنگری در فعالیت‌های سینمایی‌اش وا داشته و او با پذیرش واقعیت‌های انکار ناپذیر موجود، صندلی نقش اول را به دست بازیگران جوان‌تر سپرده و نقش مکمل و همراه آن‌ها را در فیلم‌های جدید سینمایی به عهده می‌گیرد. بحث بازی و حضور تام‌کروز در نسخه جدید «های‌لندر» هم در این رابطه قابل بحث و بررسی است. داستان این فیلم درباره یک جوان سلحشور اسکاتلندی با عمری جاودان است که به نبرد با نیروهای اهریمنی برمی‌خیزد. این جوان کوه‌نشین یک راهنمای پیر به نام سانچز رامیرز دارد که به او رسم و رسوم سلحشوری را می‌آموزد و در زمان لازم به کمک او می‌آید.

 

 

 

 

 

 

کاراکتر سانچز رامیرز در داستان مجموعه فیلم «های‌لندر» حضوری مکمل داشت و بار اصلی ماجراها بر دوش کاراکتر جوان کونشین بود. نقش این راهنمای خردمند را در نسخه اصلی شون کانری بازی کرد. این جیمز باند معروف سینما در زمان بازی در «های‌لندر» در سال 1986، 56 سال سن داشت و گاهی اوقات در نقش اصلی فیلم‌های دیگر هم ظاهر می‌شد از ماه نوامبر تا به حال، صحبت از این است که تام‌کروز در «های‌لندر» جدید سینما، در نقش کاراکتر سانچز رامیرز بازی خواهد کرد. این صحبت‌ها از داخل شرکت فیلم‌سازی ترون اسکرین اینترتینمنت که امر تولید نسخه جدید این اکشن فانتزی را به عهده دارد، به دنیای بیرون درز کرده است.
گفته می‌شود تهیه‌کنندگان فیلم در حال مذاکرات محرمانه با تام‌کروز بوده و هنوز هم هستند. این مذاکرات قرار نبوده که به بیرون درز پیدا کند. دلیل آن هم کاملا مشخص است. ترس تهیه‌کنندگان این اکشن تاریخی از این بوده (وهست) که پخش خبر باعث واکنش و اظهار نظر منتقدان، اهل فن و رسانه‌های گروهی شود. این واکنش‌ها می‌توانند تاثیر منفی بر مذاکرات گذاشته و باعث عقب‌نشینی تام‌کروز از بازی در نقش مکمل این فیلم شود. اهل فن عقیده دارند واکنش تند و اظهار نظرهای منفی منتقدان، می‌تواند باعث ترس تام‌کروز از حضور در یک نقش مکمل شود.
این در حالی است که واقعیت‌های انکارناپذیر این نکته را ثابت کرده‌اند که کروز دیگر در مقام یک ستاره و بازیگر نقش‌های اصلی، چهره منتخب تماشاگرانی نیست که برای دیدن فیلم‌های سینمایی پول پرداخت می‌کنند. گروه زیادی از منتقدان سینمایی هم می‌گویند وقت آن رسیده که تام‌کروز با پذیرش واقعیت‌ها در مورد سن بالای خود و عدم استقبال تماشاگران از فیلم‌هایش، تحولی در کارنامه هنری خود به وجود آورده و تبدیل به بازیگر نقش‌های مکمل شود . البته او یک راه دیگر هم دارد و می‌تواند با کنار گذاشتن فعالیت‌های بازیگری، فقط به کار تهیه‌کنندگی فیلم‌های سینمایی بپردازد!  البته شرایط و واقعیت‌های موجود حکایت از آن می‌کند که وی فعلاً قصد بازنشستگی و رها کردن حرفه بازیگری را ندارد.

 

 

 

 

 

 

اما پرسشی که این روزها در سطح وسیعی مطرح می‌شود این است که کروز تا چه زمانی می‌تواند به بازی در فیلم‌های کم فروش ادامه دهد و میدان بازی و رقابت‌های آن را به دست همکاران جوان‌تر خود نسپارد؟ این در شرایطی است که تلاش خبرنگاران و رسانه‌های گروهی برای گفت‌وگو با تام‌کروز درباره حضورش در نسخه جدید «های‌لندر» به جایی نرسیده و او خودش را از چشم آن‌ها پنهان کرده است.
بحث های مربوط به پایان کارنامه بازیگری تام‌کروز و افول او، اختصاص به دیروز و امروز ندارد. صحبت‌ها در این رابطه از سال 2007 شروع شد. در این سال درام سیاسی «شیرهایی برای بره‌ها» به کارگردانی رابرت ردفورد به روی پرده سینماها رفت. کروز در این فیلم در نقش یک سیاستمدار ظاهر شد. جدای از آن که منتقدان سینمایی بازی او را بسیار سطحی ارزیابی کردند (به ویژه در صحنه‌هایی که روبروی بازیگر پرقدرتی مثل مریل‌استریپ ظاهر می‌شد) تماشاگران سینمایی هم استقبالی از فیلم نکردند. این درام با هزینه تولید 35 میلیون دلاری خود، فقط 15 میلیون دلار در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی فروش کرد.
تحلیل‌گران اقتصادی سینما، شگفتی خود را از این رقم بسیار پایین فروش فیلم ابراز کردند. برای بازیگری که زمانی فیلم‌هایش در صدر جدول‌های فروش بود، رقم 15 میلیون دلاری فروش حکم یک فاجعه را داشت. سوالی که در آن زمان مطرح شد این بود که این رقم فروش یک استثنا در کارنامه هنری کروز است یا آغازگر فروش‌های پایین برای فیلم‌های او؟ در حالی که خود بازیگر تلاش داشت این موضوع را فراموش کرده و توجهات را به فعالیت‌های بعدی‌اش جلب کند، رسانه‌های گروهی به بحث درباره شکست فجیع تجاری «شیرهایی برای بره‌ها» دامن می‌زدند و می‌پرسیدند وضعیت و تکلیف فیلم بعدی او در جدول گیشه نمایش چه خواهد شد؟ این در حالی بود که طرفداران تام‌کروز با دفاع از وی، به جنبه غیرتجاری و روشنفکرانه بودن «شیرهایی برای بره‌ها» اشاره کرده و می‌گفتند طبیعی است که این فیلم، انبوه تماشاگران را به داخل سالن‌های سینما نکشاند. با این تفاصیل، چشم‌ها به فیلم های بعدی کروز دوخته شد که قرار بود عامه‌پسند و غیر روشنفکرانه باشند.

 

 

 

 

 

 

اما «والکری» (2008) نتوانست به پاسخ‌ها و انتظارات جواب مثبت بدهد. این درام جنگی، کروز را در لباس یک فرمانده ارشد نظامی ارتش هیتلری نشان داد. این فرمانده با همراهی تعدادی از هم قطاران خود در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، سعی می‌کند آدولف هیتلر را ترور کند. اما طرح او ناکام مانده و دستگیر و اعدام می‌شود. فیلم با هزینه‌ای 75 میلیون دلاری تهیه شد و در ایام کریسمس که به صورت طبیعی استقبال تماشاگران از فیلم‌های سینمایی خوب است، به روی پرده رفت. اما فروش این درام ضدجنگ در آمریکای شمالی فقط 83 میلیون دلار بود، حالا تحلیل‌گران اقتصادی سینما با قاطعیت بیشتری از کاهش محبوبیت کروز حرف می‌زدند و می‌گفتند او برای دست یافتن به یک فروش 100 میلیون دلاری برای فیلم‌هایش، باید تلاش زیادی کند. فیلم بعدی کروز «شوالیه وروز» (2010) یک فاجعه دیگر بود. این کمدی اکشن ماجراجویانه یک محصول تجاری هالیوودی بود که تمام جنبه‌های یک فیلم عامه‌پسند را داشت و طرفداران بازیگر نمی‌توانستند مدعی متفاوت و غیرمتعارف بودن آن باشد. برای تولید این اکشن 117 میلیون دلار خرج شد. اما فروش کلی آن در آمریکای شمای حدود 76 میلیون دلار شد. تحلیل‌گران اقتصادی سینما از این رقم فروش به عنوان یک فاجعه تازه سینمایی اسم بردند و به کروز پیشنهاد کردند در کارنامه هنری خودش یک بازنگری کلی کند.
با وجود انتقادات فراوان به کروز، وی حاضر به بازنگری در کارنامه‌اش نشد و یک اکشن تجاری تازه به نام «جک‌ریچر» (2012) بازی کرد. کارگردان فیلم کریستوفر مک کوآری دوست فیلم‌نامه نویس قدیمی او بود، که با این فیلم به جمع فیلم‌سازان دنیای سینما پیوست. این اکشن دلهره‌آور با هزینه متوسط 60 میلیون دلاری تولید شده و توانست 80 میلیون دلار در آمریکای شمالی فروش کند. البته این فیلم برای سازندگانش حکم یک شکست تجاری سخت را نداشت و سود اندکی هم کرد. ولی در مقایسه با فروش 200 میلیون دلاری فیلم‌های بازیگران موفق، کار موفقی ارزیابی نشد. دو فیلم بعدی کروز اما تبدیل به فاجعه‌های اقتصادی در جدول گیشه نمایش سینماها شدند. درام علمی تخیلی «فراموشی» (2013) که تبلیغات زیادی هم برایش شد، کمتر از 90 میلیون دلار در آمریکا و کانادا فروش داشت. این فیلم با هزینه‌ای 120 میلیون دلاری تهیه شد و حتی نتوانست رقم هزینه‌های تولید خود را تامین کند. آخرین فیلم تام‌کروز روی پرده سینماها «لبه فردا» (2014) ساخته داگ لایمن است. اما بدشانسی تام‌کروز دامن این خالق مجموعه پرفروش «هویت بورن» را هم گرفت! این درام علمی تخیلی با هزینه کلان 178 میلیون دلاری ساخته شد و فروش 100 میلیون دلاری آن در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکا، یک فاجعه اقتصادی به حساب می‌آید.
تحلیل‌گران اقتصادی سینما می‌گویند همین نکته که تهیه‌کنندگان سینمایی به فکر پیشنهاد بازی یک نقش مکمل به تام‌کروز افتاده‌اند، حکایت از این واقعیت می‌کند که آن‌ها به این باور رسیده‌اند که وی این روزها به درد این نوع نقش‌ها می‌خورد. در حقیقت حتی اگر خود تام‌کروز هنوز باور داشته باشد که ستاره اصلی محصولات سینمایی است، همکارانش با او هم نظر نیستند و خلاف آن را فکر می‌کنند. اهل فن عقیده دارند این بازیگر 52 ساله مجبور است خیلی زود واقعیت‌های مربوط به جایگاه خود در دنیای بازیگری را بپذیرد. برای مثال، کروز چند سال است که سخت تلاش می‌کند تا قسمت دوم فیلم پرفروش دهه هشتاد میلادی خود «تاپ‌گان» (1986) را بازی و تهیه کند. اما با وجود آن که خود او نیز در مقام یکی از تهیه‌کنندگان این اکشن ماجراجویانه ظاهر می‌شود، تا به حال مسئولان کمپانی پارامونت ( که امتیاز تولید نسخه جدید این فیلم را دارند) اقدامی برای تولید دومین قسمت آن نکرده‌اند. تام‌کروز همچنان می‌خواهد پس از بیست و هشت سال از زمان ساخت نسخه اصلی، بازیگر نقش اول قسمت تازه باشد. بر خلاف دیدگاه او، کمپانی پاراموقت بر این باور است که دومین قسمت باید با حضور یک بازیگر موفق جوان وارد مرحله تولید شود و تام‌کروز نقش اصلی را در آن نداشته باشد. شایعات حکایت از آن می‌کند که تونی‌اسکات کارگردان قسمت اول هم همین دیدگاه را داشت. وی آنقدر ساخت قسمت دوم را به عقب انداخت که درگذشت و نتوانست پشت دوربین آن قرار گیرد.

 

 

 

 

 

 

مشابه چنین اتفاقی برای مجموعه فیلم اکشن و دلهره‌آور «ماموریت غیرممکن /بالاتر از خطر» هم رخ داده است. زمانی که تام‌کروز در سال 1996 در قسمت اول فیلم بازی کرد هم جوان بود و هم یکی از مطرح‌ترین بازیگران دنیای سینما. اما حالا که قسمت پنجم آن آماده نمایش عمومی است، وی حکم یک مزاحم را برای این مجموعه فیلم موفق دارد. دو قسمت قبلی فیلم در سال‌های 2000 و 2006 با استقبال تماشاگران روبرو شده‌اند. تحلیل‌گران سینمایی می‌گویند این استقبال بیشتر از آن که به خاطر حضور کروز در فیلم‌ باشد، به خاطر حال و هوای آن و خاطره خوشی است که تماشاگران از این مجموعه فیلم دارند. در سال 2010 که چهارمین قسمت فیلم وارد مرحله تولید شد، بسیاری از منتقدان گفتند بهتر است کروز جای خود را به یک بازیگر جوان‌تر بدهد و فقط در امر تولید آن مشارکت داشته باشد. حتی انتخاب و حضور حرمی رنر برای بازی در فیلم ، این شایعه را دامن زد که چنین اتفاقی در حال رخ دادن است. اما در عمل چنین نشد و کروز هنوز در قسمت پنجم فیلم هم، نقش کاراکتر محوری و مرکزی داستان را بازی می‌کند. اهل فن می‌گویند تا قبل از این که این مجموعه فیلم هم به سرنوشت بقیه فیلم‌های تام‌کروز دچار نشده، مسئولان کمپانی پاراموقت باید فکری به حال حضور وی در نقش اصلی ماجراها کنند!
منبع:فارس

 

 

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:55 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )

«گاهی به پشت سر نگاه کن» در فاز جدید تصویربرداری/ ابراهیمی و عابدی بازیگران جدید سریال

ضبط سریال گاهی به پشت سر نگاه کن به کارگردانی مازیار میری و تهیه کنندگی رضا انصاریان در فضاهایی با بافت قدیمی پیگیری می‌شود.
«گاهی به پشت سر نگاه کن» در فاز جدید تصویربرداری/ ابراهیمی و عابدی بازیگران جدید سریال

به گزارش سینماخبر؛ «رضا انصاریان» از شروع مرحله جدید تصویربرداری این سریال خبر داد و گفت: تمامی سکانس‌های مربوط به زمان حال را تصویربرداری کردیم و هم اکنون در مرحله پیش تولید برای ضبط فلش بک‌های حال و گذشته هستیم.

وی ادامه داد: قصه ما در حقیقت روایت زندگی چند خانواده است که سریال با سکانس‌های مربوط به 25 سال پیش آغاز می‌شود، به همین خاطر می‌بایست پیش تولید کوتاهی را داشته باشیم و سپس تولیدمان را آغاز کنیم.
این تهیه کننده در ادامه بیان داشت: به این دلیل که باید حوالی سال 68  را نشان دهیم، باید گریم، لباس، دکور و فضاهای مورد نیازمان را فراهم کنیم چراکه گذشت زمان باعث شده تا در کشورمان فضای کمتری را در آن حال و هوا ببینیم و به همین خاطر باید گروه تولید فضایی شبیه به آن سالها  و با بافت قدیمی پیدا کنند.

 
تهیه کننده «گاهی به پشت سر نگاه کن» ضمن اشاره به بازیگرهای جدید برای این بخش تصریح کرد: حدود یک ماه را برای ضبط این بخش از سریال در نظر گرفتیم و بازیگران جدیدی چون: نگار عابدی و حمید ابراهیمی نیز به جمع بازیگران قبلی اضافه خواهند شد. این دو در حقیقت نقش پدر و مادر پویا با بازی سعید چنگیزیان را ایفا خواهند کرد.
وی اظهار داشت: تدوین به صورت همزمان انجام شده است، اما تدوین نهایی را بعد از ضبط سکانس های مربوط به گذشته انجام خواهیم داد.
«گاهی به پشت سر نگاه کن» یک ملودرام خانوادگی است که با محوریت موضوعی حمایت از تولیدات داخلی و اعتماد به نخبگان جوان ایرانی و توجه ویژه به سبک زندگی ایرانی اسلامی مقابل دوربین رفته است.
فیلمنامه این سریال به قلم محمود محمد سلطانی و مسعود کرمی نوشته شده و امین تارخ و محمد متوسلانی نقش شخصیت‌های اصلی آن یعنی جلال و احتشام را بازی می‌کنند.

 
هدایت هاشمی، الیکا عبدالرزاقی، بهاره کیان افشار، سعید چنگیزیان، شبنم مقدمی، حمید ابراهیمی، میلاد رحیمی، امیر کربلایی‌زاده، مسعود سخایی و نگار حسن‌زاده از دیگران بازیگران «گاهی به پشت سر نگاه کن» هستند.
این سریال برای پخش از شبکه دو ساخته می‌شود و از دیگر عوامل آن می‌توان به مریم هژیروند برنامه ریز و دستیار اول کارگردان، افشین هاشمی انتخاب بازیگر، ندا قائدی منشی صحنه، فریبرز سیگارودی مدیر تصویربرداری، کوروش سیگارودی تصویربردار، محمدرضا موئینی تدوینگر، رامین آشوری طراح صحنه، اردوان همایون فر مدیر صحنه، مرجان گلزار طراح لباس، مهدیه اعرابی طراح گریم، نوید می‌رالی مجری گریم، مهشاد مظفری مجری گریم، ساسان نخعی صدابردار، منصور غضنفری مدیر تولید و سید جواد لاجوردی مدیر تدارکات اشاره کرد.

منبع:فارس

 

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:54 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
نمایش" خشم شدید فیلیپ هوتس" به نویسندگی ماکس فریش و طراحی و کارگردانی بورژین عبدالرزاقی، کاری از گروه تئاتر اندیشه یکم، نیمه اول سال آینده برای اجرا راهی سوئیس می شود.
"خشم شدید فیلیپ هوتس" راهی سوئیس می شود

به گزارش سينماخبر؛ نمایش" خشم شدید فیلیپ هوتس" به نویسندگی ماکس فریش، ترجمه حمید سمندریان و طراحی و کارگردانی بورژین عبدالرزاقی، کاری از گروه تئاتر اندیشه یکم ، نیمه اول سال آینده برای اجرا راهی کشور سوئیس می شود.

کارگردان این نمایش اعلام کرد: هم اکنون در حال رایزنی برای هماهنگی تاریخ اجرای این نمایش  با برخی ازهنرمندان تئاتردر سوئیس هستیم که بتوانیم این اثر را برای اجرا در آن کشور آماده کنیم.

وی ادامه داد: در صورت هماهنگی و انجام مذاکرات، این نمایش را در چند شهر سوئیس اجرا خواهیم کرد.

گفتنی است در این اثر نمایشی، آناهیتا محب علی، احسان بیات فر، شهروز شبستری، سینا فرید، علی جدیدی، ترانه ولدیان و پریسا منفرد ایفای نقش می کنند.

نازنین محب علی تهیه کننده و احسان بیات فر دستیار اول کارگردان این نمایش هستند.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: گروه کارگردانی حسام الدین ابراهیمی، محمدصالح محرابی، طراح چهره پردازی محمود دهقانی، عکاس نازنین محب علی، طراح پوستر و بروشور، افکت های صوتی و ساخت ویدئو ایمان بیات فر، ساخت تیزر علی جدیدی، انتخاب موسیقی بورژین عبدالرزاقی، مدیر صحنه آریا شرفی، مدیر روابط عمومی شیوا حمیدخانی و مدیر روابط بین الملل حسام الدین ابراهیمی.

لازم به ذکر است،  هم اکنون نمایش " خشم شدید فیلیپ هوتس" ساعت 18:30 در تماشاخانه آو به آدرس میدان فاطمی، ابتدای خیابان شهید گمنام، خیابان جهانمهر، پلاک 26 اجرا می شود.

 

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:54 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
محمود گبرلو، تهیه کننده و مجری برنامه «هفت» نام خود را عوض کرد.
تغییر نام مجری برنامه «هفت»

 به گزارش سينماخبر؛مجری برنامه جذاب «هفت» که شبکه سوم سیما پخش می شود، نام خانوادگی خود را گبرلو به شایسته تغییر داد. 
 
برنامه هفت یکی از مهمترین برنامه های صدا و سیما در خصوص سینما و است که از مدتی پیش تهیه کنندگی و مجری گری آن به محود شایسته سپرده شده است. 
 
گفتنی است، پیش تر برادر محود گبرلو نیز نام خانوادگی خود را به الهی تغییر داده بود. 
 
محمود گبرلو، متولد دی ماه ۱۳۴۱ بندر گز است. سال ۶۴ با گذراندن دوره آموزشي "برنامه سازي تلويزيوني" در حوزه هنری تهران «فعاليت فرهنگي هنري» خود را به صورت حرفه اي آغاز کرده و در سال ۶۷ وارد روزنامه رسالت شد و با پذيرش مسئوليت «دبير گروه ادب و هنر» آغاز فعاليت مطبوعاتي را در پرونده حرفه اي خود ثبت كرد. او سال ۸۱ وارد خبرگزاري فارس شد و با پذيرش مسئوليت «دبير گروه فرهنگي» فعاليت حرفه اي خود در عرصه رسانه الكترونيك را ادامه داد. 
 
گبرلو در اين مدت مسئوليت هاي ديگري نيز داشت از جمله دبير گروه گزارش روزنامه جوان، عضويت در گروه طرح و برنامه گروه تلويزيوني شاهد، سردبير مجله ايثار، مديرعامل دفتر سينمايي زوان فيلم، همكاري با گروه تاتر دانشگاه صنعتي شريف، دو دوره مدير اجرايي جشنواره ويديويي سوره، مدير سينما تاتر كوچك تهران، مدير روابط عمومي و بين الملل مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، مدير بولتن جشنواره فيلم فجر،عضو هيأت مؤسس انجمن منتقدان تاتر، عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي و دو سال نيز ریيس انجمن منتقدان (۸۴-۸۶) بود.‌ 
 
وي همچنين در اين سالها در جشنواره مطبوعات، جشنواره هاي فيلم از جمله جشنواره فيلم فجر، جشنواره بين المللي فيلم كوتاه، جشنواره فيلم دفاع مقدس،‌ جشنواره فيلم نماز و نيايش، جشنواره فيلم نهضت سوادآموزي داور و يا عضو هيأت انتخاب بود. 
 
محمود گبرلو اما بیشتر به دلیل اجرای پی در پی جلسات نقد و بررسی فیلم های سی امین دوره جشنواره فیلم فجر شناخته شد. روحیه آرام و سخن گفتن با طمانینه این منتقد سینمایی برخلاف مسعود فراستی او را به عنوان یکی از دلنشین ترین منتقدین کشور نزد اهالی سینما معرفی کرده است!

منبع:عصرخبر

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:54 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
برخی از مفاخر ایران زمین، نیم قرن پیش از این کوچه گذشتند و زنگ ساختمان پلاک ۵۰۳ را فشردند، مفاخری که در قاب نگاه صاحب این نشانی برای همیشه ثبت شدند و حالا خاطره ای شده اند بر دیوار آن.
پلاک۵۰۳ نشانی آشنا برای مفاخر ایران/ پرتره هایی که جاودانه شدند

به گزارش سینماخبر؛ پلاک «۵۰۳» در حوالی میدان فلسطین و خیابان طالقانی، نشانی آشنا برای خیلی از نام آوران کشورمان است. زنگ این ساختمان را افراد بسیاری فشرده اند و در قاب نگاه صاحب آن برای همیشه ثبت شدند.

برخی شان، نیم قرن پیش از این کوچه گذشته اند و حالا خاطره ای هستند بر دیوار و ذهن صاحب این نشانی. از حسین بهزاد نگارگر، شهریار شاعر، علی تجویدی موزیسین، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، حشمت سنجری، احمد عبادی، احمد شاملو، نصرت کریمی، باستانی پاریزی، ایرج افشار، فریدون مشیری و آرام خاچاطوریان گرفته تا هوشنگ ابتهاج (سایه)، عزت الله انتظامی، محمدعلی کشاورز، مرتضی ممیز، بهرام بیضایی، آیدین آغداشلو، عباس کیارستمی، محمود دولت آبادی، لوریس چکناواریان، محمدرضا شجریان، ناصر تقوایی و... همه و همه بخشی از خاطرات ۶۰ ساله این ساختمان قدیمی هستند.

«دیگر کسی از نام آوران فرهنگ و ادب و هنر ایران باقی نمانده که از او عکاسی نکرده باشم» این را فخرالدین فخرالدینی می گوید، همان عکاس مهربان پرتره های مفاخر ایران زمین.

به لهجه آذری، آرام و مهربان سخن می گوید. یکی یکی خاطراتش را از این شخصیت های نامدار فرهنگ و هنر ایران به یاد می آورد، خاطراتی که اگر چه بارها آنها را تکرار کرده است اما باز هم یادآوری آنها هم برای خودش شیرین است و هم برای دیگران.

از شکستن آرشه ویولن علی تجویدی و تحیر آرام خاچاطوریان از شیوه عکاسی «یوسف کارش» عکاس برجسته کانادایی می گوید که ساده انگارانه برایش گفته بود: عکس من را طوری گرفته است که از هر زاویه به آن نگاه می کنم، چشمان عکس هم به من نگاه می کنند!»

نشانی این آتلیه و عکاس آن را که حالا ۸۳ ساله است، مفاخر فرهنگ، ادب و هنراین سرزمین از یاد نخواهند برد، جایی که گاه برای ثبت پرتره هایشان ساعت ها حرف ها زده اند، خاطره ها گفته و شنیده اند، ساز زده اند، شعر خوانده اند و روزها را سپری کرده اند تا یک پرتره خوب از آنها در قاب دوربین آقای عکاس ثبت شود و بر دل بنشیند.

فخرالدین فخرالدینی

حالا علاوه بر آثار این مفاخر در زمینه فرهنگ، ادب و هنر، تصویری از چهره و پرتره آنها نیز در دل یک قاب برای همیشه به یادگار مانده است، تصویری که برخلاف همه عکس های پرتره، هویت و شخصیت متفاوت هر کدام را به خوبی به آیندگان می شناساند. مهترین ویژگی و تخصص فخرالدینی ثبت پرتره هایی شخصیت گرایانه است و بر آن تأکید دارد.

فخرالدینی عنوان می کند: «آیندگانی که برخی از این  مشاهیر از جمله حسین بهزاد را ندیده اند، با دیدن پرتره واقعی او می توانند تا اندازه ای شناخت بهتری از شخصیت و خصوصیات درونی این هنرمند به دست آورند»

او موزیسین های بسیاری را نیز به قاب دوربین شخصیت شناسش دعوت کرده است، از آرام خاچاطوریان گرفته تا علی تجویدی، حسین دهلوی، حسین علیزاده، لوریس چکناواریان، فرهاد فخرالدینی، و ...

خود او نیز علاوه بر عکاسی که رشته تخصصی اوست، تجربه ۷۰ ساله در نقاشی را بر دوش دارد و اهل موسیقی هم هست.

وی می گوید: «تار می زنم اما در زمینه موسیقی در یک نقطه متوقف شده ام، گیر کرده ام، وقتی برای پرداختن به موسیقی ندارم و بیشتر علاقه ام به عکاسی است و درکنار آن نقاشی هم می کنم.»

در مراسم اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی موسیقی فجر که یکم اسفندماه در تالار وحدت برگزار می شود، قرار است از این هنرمند عکاس تجلیل شود و همین بهانه ما شد برای یک گفتگوی صمیمانه.

در این گفتگو با ما همراه باشید:

فخرالدین فخرالدینی

*آقای فخرالدینی شما در عکاسی پرتره بر شخصیت گرایی عکس هایتان تأکید دارید، در میان هنرمندان به طور مثال اهالی موسیقی چگونه این شخصیت هنری را از درون آنها به قاب دوربین می کشانید؟

- وقتی تصویر یک موزیسین با عکاسی شخصیت گرا همراه باشد، اثر بهتری بر مخاطب می گذارد و ارتباط بهتری برقرار می کند. چون از حالت مجسمه ای بیرون می آید و حرکاتش عادی می شود، مثلاً نوازنده ای که در حال تار زدن است، عکاسی از او احساس بهتری را در مخاطب ایجاد می کند.

من معمولاً قبل از عکاسی از هنرمندان، شناختی نسبی از آنها به دست می آورم، برخی از شخصیت های فرهنگی و هنری را که از آنها عکاسی کرده ام، از قبل می شناختم مثل محمدحسین شهریار که با پدرم دوست بود و هوشنگ ابتهاج (سایه) که با او نیز آشنایی داشتم. همین طور با علی تجویدی نیز به دلیل سابقه طولانی دوستی اش با برادرم فرهاد، ارتباط دوستانه ای داشتم و این ارتباطات دوستانه به من برای عکاسی شخصیت گرایانه از آنها بسیار کمک می کرد.

من معتقدم که اگر عکاس بخواهد از یک موزیسین عکس پرتره خوب بگیرد، باید حتماً با او ارتباط دوستانه ای برقرار کند تا به شناخت درستی از چهره، حرکات، رفتار و خلق و خوی او برسد و آنها را در عکس برجسته کند. این گونه شخصیت پردازی در پرتره کار ساده ای نیست و نیازمند کمی روان شناسی است،  البته نه مثل پزشکان روان شناس، ۲۰ درصد دانستن روان شناسی به پیشبرد این هدف عکاس می تواند کمک کند.

آتلیه شما ۵۳ ساله است و شاهد رفت و آمد اهالی فرهنگ و هنر بسیاری بوده است، قدیمی ترین پرتره هایی که عکاسی کرده اید، خاطرتان هست؟

- از فرهیختگان بسیاری عکاس کرده ام، از حشمت سنجری رهبر ارکستر که دوست خانوادگی ما بود، از احمد عبادی نوازنده در حدود ۵۵ سال پیش در حال نواختن ساز عکاسی کرده ام، خاطرم هست یک بار از او پرسیدم، چگونه انگشتانت را روی سیم ساز حرکت می دهی و او گفت من زمان ساز زدن اصلا به این موضوع فکر نمی کنم و در آن حال و هوا اصلا حس نمی کنم کجا هستم و چگونه این کار را انجام می دهم.

آرام خاچاطوریان از بزرگترین موزیسین های دنیا بود از او هم عکاسی کرده ام، به یاد دارم روزی همراه برادرم فرهاد به استودیوی من آمده بود که برای کنسرتش عکس و بروشور و اینها تهیه کنند، از من سوال کرد که «یوسف عکاش» عکاس مشهور کانادایی عکسی از من گرفته است که از هر زاویه ای به آن نگاه می کنم، گویی به من نگاه می کند و من برایش توضیح دادم برای این که شما به دوربین نگاه کرده اید.

با استاد علی تجویدی هم خاطره ای دارم، روزی همراه برادرم به استودیوی من آمدند که از او عکس بگیرم، آرشه سازش را کنار صندلی قرار داده بود، هنگامی که می خواستم پروژکتورها را جابه جا کنم، آرشه بر زمین افتاد و زیر پایم شکست، او هنرمند بسیار حساسی بود، آن قدر ناراحت شدم که او متوجه شد و گفت ناراحت نباش استاد قنبری هست و مشکلی نداریم، برایم درستش می کند.

از حسین علیزاده، فرهنگ شریف و رامیز قلی اف هم در حال نواختن ساز عکاسی کرده ام، از شهداد روحانی هم در حال رهبری کردن ارکستر عکس گرفته ام.

فخرالدین فخرالدینی عکاس پرتره نگار

*از میان مفاخر و مشاهیر هنرمند و اهل فرهنگ و ادب کسی باقی مانده است که دوست داشته باشید از او عکاسی کنید؟

- از اکثر آنهایی که هنرمندان و فرهیختگان نام آوری بوده اند، عکاسی کرده ام، تقریباً دیگر کسی نمانده است. فقط قرار بود آخرین بار از هوشنگ ظریف برای اضافه کردن پرتره اش به کتاب جدیدم عکاسی کنم که متأسفانه همسرش بیمار شد و نتوانست به استودیو بیاید و جای عکسش در کتابم نیز خالی ماند اما نمی شد کتاب را معطل نگه دارم، چون آخرین روزهایی بود که عکس ها اسکن شده بود.

*کتاب تازه شما ادامه کتاب پرتره هاست؟

- بله این کتاب شامل تازه ترین و آخرین پرتره هایی است که از هنرمندان و اهل فرهنگ و هنر عکاسی کرده ام، همه عکس ها جدید است از پرویز یاحقی گرفته تا پایور، گلپایگانی، شهیدی، پری زنگنه و ... همه عکس ها جدید است، برخی هم مربوط به ۵۰ سال قبل است که البته تاکنون منتشر نشده است.

*کی منتشر می شود؟

-این کتاب با عنوان «پرتره ها ۲» به همراه کتاب تازه نقاشی هایم که حاصل ۷۰ سال آثار نقاشی من است، تا دو ماه دیگر برای سال جدید آماده انتشار می شود.

آیا تاکنون خواسته اید که از شخصیت های سیاسی هم عکاسی کنید؟

نه. من اصلا علاقه ای به سیاست ندارم، سیاست همیشه در حال تغییر و تحول است و ماندگار نیست. من همیشه دوست داشته ام پرتره هنرمندان و اهل فرهنگ و ادب را شامل نقاش، نویسنده، موزیسین، شاعر و ... عکاسی کنم که تقریباً همه آنها را که دوست داشته ام، عکاسی کرده ام.  من با این قشر از افراد نام آور جامعه بیشتر احساس نزدیکی می کنم و مردم هم بیشتر آنها را دوست دارند.

*تأکید شما بر شخصیت گرایی در عکاسی پرتره برای چیست؟ چه هدفی را دنبال می کنید؟

- این کار برای شناخت آیندگان از این چهره های فرهنگی و هنری کشور است. برای مثال آیندگانی که حسین بهزاد را ندیده اند، وقتی پرتره او را با این ویژگی می بینند، شناخت بهتری از بهزاد به آن ها داده می شود. وقتی عکسی خوب باشد، کارکتر و شخصیت فرد در آن مشخص باشد، تأثیرگذاری بیشتری هم دارد و ارتباط بهتری با مخاطبش برقرار می کند.

این عکس ها رتوش نمی شود و حالت مصنوعی ندارند، چهره ماندگار هر شخصیت نیز در پس این پرتره ها باقی می ماند. یا وقتی آیندگان، باستانی پاریزی را می بینند، شخصیت این فرد را هم می توانند از روی عکس تا حدودی تشخیص دهند، این نوعی مستندسازی برای تاریخ هنر ماست که البته این روش کار هنوز به خوبی در ایران جا نیفتاده است.

فخرالدین فخرالدینی عکاس پرتره نگار

*معمولاً در عکاسی پرتره همه دوست دارند، خطوط چهره آنها محو باشد و چهره جوان و زیبایی را از خودشان ببینند، چیزی که در آثار شما جایی ندارد؟

- درست است. اگر چه عکاسی خیلی زود یعنی چند سال بعد از اختراع به ایران رخنه کرد و ایران جزو پیشگامان استفاده از عکاسی بود، اما همه عکس های رتوش شده و دستکاری با پوزیشن های مصنوعی بود که شاید خود فرد دوست داشته باشد، اما ماندگار نیست، چون چهره واقعی آنها نیست. همه خطوط زیر چشم ها را از بین می بردند در حالی که به نظر من خطوط هر چهره به شخصیت شناسی او کمک می کند و حس خاص و متفاوتی به هر چهره می دهد.

*این شیوه عکاسی پرتره شخصیت گرا در ایران عمری حداقل به اندازه تجربه بیش از ۵۰ ساله شما دارد چگونه تاکنون این شیوه جا نیفتاده است؟ آیا آموزشی در این زمینه وجود نداشته است؟

- من حدودا ۱۴ سال در دانشگاه هنر عکاسی پرتره وشخصیت گرایی تدریس کرده ام و آموزش داده ام. این شیوه از عکاسی نیاز به عشق و علاقه هم دارد و باید برای آن وقت صرف کرد. همین هفته گذشته نیز من با این سن و سال در شیراز ورک شاپ برگزار کردم و در مدت زمان دو روزه به آموزش این شیوه از عکاسی برای علاقمندان پرداختم، جوانان تشنه یاد گرفتن هستند اما فرصت ها همیشه اندک است.

*پدر شما هم عکاس بود و هم شاعر، برادرتان نیز در زمینه موسیقی و آهنگسازی شهره است، شما هم که در زمینه نقاشی فعالیت داشته  اید، چگونه به عکاسی پرتره گرایش پیدا کردید؟

- بله. پدرم عکاس و شاعر بود، از بچگی و زمانی که ۱۱ ساله بودم نقاشی می کردم و  همان زمان پرتره فردوسی را از روی کتاب نقاشی های رسام ارژنگی به خوبی کپی می کردم. آن زمان مجلات بزرگی از عکاسان بزرگ دنیا منتشر می شد که من عکس های پرتره را از عکاسان خوب دنیا در آن می دیدم، این ها مرا جذب می کرد، چون با همه عکس هایی که حالت مصنوعی داشتند، تفاوت داشت. همان زمان بود که به عکاسی پرتره علاقمند شدم و چند سال نیز در آمریکا و اروپا برنامه عکاسی پرتره را زیر نظر استادان عکاسی بزرگ دنیا دنبال کردم.

 اساساً پیدایش عکاسی با پرتره بوده است و بهترین فیلمبرداران دنیا نیز کارشان را از عکاسی آغاز کرده اند چون نورپردازی خودش مکتب خاصی دارد و یک فیلمبردار خوب این نکات را در عکاسی قبلاً آموخته است. عکاسی کار شیرینی است و بسیار به آن علاقمندم، چون بسیار متنوع است و خسته کننده نیست و تیپ های مختلفی از افراد را می بینید.

اگر کسی عاشق کارش باشد، هیچ گاه خسته نمی شود. من در ۸۴ سالگی هنوز خسته نیستم، اگر چه چشم هایم کمی ضعیف شده است اما آن قدر علاقه دارم که گاه وقتی می خوابم، منتظرم زود صبح شود تا بروم عکس هایم را ظاهر کنم و زود چاپ کنم.

*هنوز هم خودتان عکس هایتان را ظاهر و چاپ می کنید؟

- من هیچ وقت عکس هایم را برای چاپ به کسی نداده ام همه را خودم ظاهر و چاپ می کنم.

 *و همه سیاه و سفید؟

-همه عکس های من سیاه و سفیدند، چون حس بهتری دارد و ماندگارتر از عکس رنگی است. عکس های رنگی بعد از ۳۰ سال رنگ هایش از بین می رود.

یک بار شرکت کداک حدود ۴۰ سال پیش از من دعوت کرد و همراه با برادرم به نیویورک رفتیم، آنجا عکس هایی را دیدم که بعد از ۱۴۰ سال هیچ تغییری نکرده بود و من مات و مبهوت مانده بودم، این در شرایطی بود که در آن روزگار شستشوی فیلم با کیفیت امروز هم وجود نداشته است اما عکس ها همه تمیز و شفاف بود و البته سیاه و سفید.

فخرالدین فخرالدینی

*یعنی عکس های شما نیز که همه سیاه و سفید گرفته شده است، می تواند با همان کیفیت صدها سال ماندگار بماند؟

- من با توجه به تکنولوژی بالای امروز قول می دهم که عکس های سیاه و سفید تا ۵۰۰ سال دیگر هم ماندگار می می ماند، البته اگر در جای مناسب دور از رطوبت، نور و در دمای مناسب نگهداری شود.

*آرشیو عکس ها و نگاتیوهایتان را کجا نگهداری می کنید؟

برخی از آثارم را در استودیو دارم. عکس هایی که مربوط به ۴۰ یا ۵۰ سال قبل است و برخی از آنها را روی دیوار آتلیه ایم به یادگار گذاشته ام. برخی از این عکس ها را برای نمایشگاه هایم چاپ کرده ام و نگاتیوهایم همه آنها را دارم که خوشبختانه در شرایط خوبی نگهداری می شود و ایرادی پیدا نکرده است.

من اینها را در محلی که رطوبت ندارد، یعنی نه خشک است و نه مرطوب می گذارم. خوشبختانه این نگاتیوها تاکنون مشکلی ندارند در حالی که برخی از آنها مربوط به ۶۰ سال پیش است و کیفیت آن تا امروز هیچ تفاوتی نکرده است.

*چگونه؟

- این موضوع به دقت در شستشوی فیلم، داروی خوب و ثبوت و ظهور فیلم برمی گردد و این که دارو روی نگاتیو باقی نماند. البته باید برخی از این نگاتیوها را در آینده دوباره چاپ می کنم.

*رابطه شما با دنیای دیجیتال چگونه است؟

- من معتقدم که پایه کارعکاسی آنالوگ است و اگر کسی قبلاً آنالوگ کار کرده باشد، در عکاسی دیجیتال هم موفق تر است، عکاسی آنالوگ مثل پایه یک ساختمان است و اگر پایه محکم نباشد، سایر اجزا استقامت درستی را ندارند.

چند روز پیش بحثی در تلویزیون بود که توصیه می کرد اگر می خواهید عکس های سیاه و سفیدتان را داشته باشید آنها را چاپ کنید چرا که تا صد سال آینده امکان چاپ این عکس ها دیگر وجود ندارد.

منبع:مهر

 

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:54 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
نمایش«اسب های پشت پنجره» نوشته ماتئی ویسنی یک و به کارگردانی مشترک پرستو علی‌نسب و مصطفی مباشری تا 22 اسفند ماه در تماشاخانه سه نقطه میزبان علاقمندان تئاتر است.
«اسب های پشت پنجره»مردان داستان را به سمت جنگ و نهایتا مرگ می برند

به گزارش سينما خبر؛ پرستو علی نسب یکی از کارگردان های این اثر نمایشی در این باره گفت: نمایش «اسب های پشت پنجره» نوشته ماتئی ویسنی یک است که از 19 بهمن ماه به کارگردانی مشترک من و مصطفی مباشری اجرای خود را در تماشاخانه سه نقطه آغاز کرده است.

وی درباره تجربه کارگردانی مشترک این نمایش عنوان کرد: از گذشته به آثار ویسنی‌ ‌یک علاقمند بودم بنابراین این متن را برای اجرا انتخاب کردم. ابتدا قرار بود کارگردانی نمایش را خودم بر عهده داشته باشم و ایده هایی هم برای اجرای میزانس ها در ذهنم بود اما با اضافه شدن آقای مبشری همه چیز ار اول آغاز شد و تغییراتی در میزانسن و ایده های اولیه برای اجرا داده شد.

علی‌نسب درباره مضمون این اثر نمایشی توضیح داد: اکثر آثار ویسنی یک در ارتباط با تاثیر جنگ و به تمسخر کشیدن آن است. ویسنی یک در نهایت می خواهد به این نتیجه برسد که آدم ها نمی دانند به چه دلیلی جنگ را آغاز می کنند و این تلاش بیهوده منجر به کشته شدن افراد بسیاری می شود. با توجه به مضمون اثر تلاش کردیم ایده های خودمان را نیز روی متن سوار کنیم.

وی ابراز کرد: این نمایش علاوه بر فضاسازی ابزوردی که دارد طنز تلخی را هم به مخاطب القا می کند که در اجرای این نمایش نیز ما تلاش کردیم مفاهیم موجود در نمایشنامه را به درستی به مخاطب منتقل کنیم. البته اجرای نمایش تفاوت هایی با متن ویسنی یک دارد اما تم ضد جنگ اثر در اجرا حفظ شده است.

این کارگردان درباره داستان نمایش توضیح داد: این نمایش سه اپیزود دارد. در اپیزود اول یک مادر و پسر به تصویر کشیده می شوند که دنیای متفاوتی دارند. پسر قرار است به جنگ برود و مادر نگران رفتن فرزندش است. پسر می داند که قرار است به سمت مرگ برود اما مادر در دنیای دیگری به سر می برد. در اپیزود دوم یک یک پدر و دختر و در اپیزود سوم یک زن و شوهر به نمایش در می آیند که باز هم هیچ کدام از این افراد حرف یکدیگر را به درستی نمی فهمند.

وی متذکر شد: در این اثر مردهای نمایش همگی به جنگ می روند و نهایتا این زن ها هستند که قربانی می شوند اما بعد از تنها شدن و مرگ همراهانشان تلاش می کنند در ذهن خود از آنها یک قهرمان بسازند و با وجود تفاوت ها عزیزانشان را فراموش نکنند.

وی در پایان صحبت هایش یادآور شد: در این نمایش اسب هایی پشت پنجره هستند که مردان داستان را به سمت جنگ و نهایتا مرگ می برند. در طراحی صحنه نمایش تلاش کردیم که این موقعیت به شیوه ای غیر رئالیستی به تصویر کشیده شود بنابراین پنجره ای که در اثر شاهدش هستیم روزنه ای ندارد و به شکلی ابزورد موقعیت این افراد را به نمایش می گذارد.

صیاد آیینه وند، بهار جهانگیر، مصطفی مباشری، حسین تفرشی، نیلوفر ایل درویش، پرستو علی نسب، رامین جعفری بازیگران این اثر نمایشی هستند که تا 22 اسفند ماه ساعت 17 در تماشاخانه سه نقطه روی صحنه است.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: دستیار کارگردان: مصطفی زارع، منشی صحنه: فرشته احدی، مدیر صحنه: عباس اکبری، عکاس: بابک حقی، طراح پوستر و بروشور: اردشیر عزیزی، طراح صحنه ولباس: پرستو علی نسب، نقاشی لته ها: ماهور میرشکاک، رسانه و تبلیغات: خاطره علی نسب، تبلیغات مجازی: گروه تقویم تئاتر، ساخت و انتخاب موسیقی: محمود صفری، ساخت تیزر: شهیار کبیری.

 

منبع : مهر

 


ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:53 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
سعید خانی مجری طرح فیلم «استراحت مطلق» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی معتقد است اکران نوروزی حق این فیلم سینمایی است.
اکران نوروزی حق طبیعی «استراحت مطلق» است

به گزارش سينماخبر؛ سعید خانی مجری طرح فیلم سینمایی «استراحت مطلق» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی در گفتگويي با اشاره به اینکه درخواست دریافت پروانه نمایش این فیلم را به وزارت ارشاد ارائه کرده اند، توضیح داد: برنامه ریزی کرده ایم تا جدیدترین ساخته عبدالرضاکاهانی با نام «استراحت مطلق» در اکران نوروزی روی پرده سینما برود. برای دریافت پروانه نمایش این فیلم رایزنی های لازم را انجام داده ایم و امیدوارم تا آخر این هفته پروانه نمایش را دریافت کنیم.

وی در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه فیلم برای اکران دچار اصلاحات می شود، بیان کرد: یک سری اصلاحات برای اکران فیلم اعمال شده و ما برای اینکه بتوانیم این فیلم را در سینماها اکران کنیم ناگزیر به این کار بودیم.

این مجری طرح تاکید کرد: هرچند در ابتدا تمایلی به ایجاد اصلاحات در این فیلم نداشتیم اما سعی می کنیم با حداقل اصلاحات «استراحت مطلق» را برای نوروز اکران کنیم.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه دوستان شرایطی را فراهم کردند تا این فیلم در جشنواره فیلم فجر اکران نشود، به همین دلیل فکر می کنم که اکران نوروزی حق «استراحت مطلق» است و امیدوارم چنین حقی را از ما نگیرند.

سعید خانی در پایان تاکید کرد: اینکه قرار باشد همه فیلم ها در اکران نوروزی نمایش داده شوند، درست نیست، در چنین شرایطی اکران کل سال با مشکل مواجه می شود. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا دیگر فیلم ها به خوبی و در زمان مناسب در سینماها نمایش داده شود.

ترانه عليدوستی، بابک حميديان، رضا عطاران، مجيد صالحی، فريده فرامرزی و اميرشهاب رضويان از جمله بازیگران «استراحت مطلق» هستند.

منبع:مهر

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:53 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و شبكه اطلاع‌رساني عراق، يادداشت تفاهم همكاري رسانه‌اي امضا كردند.
تفاهم رسانه‌اي سازمان صدا و سيما و شبكه اطلاع‌رساني عراق

به گزارش سينماخبر؛ اين يادداشت تفاهم بين دكتر محمد اخگري معاون برون‌مرزي به نمايندگي از سازمان صدا و سيما و محمد عبدالجبار الشبوط، رئيس شبكه اطلاع‌رساني عراق «العراقيه» امضا شد.

دو طرف پيش از امضاي تفاهم‌نامه در گفت‌وگو با يكديگر درباره راه‌هاي توسعه همكاري‌هاي دو جانبه در بخش‌هاي مختلف و لزوم مقابله با جريان‌هاي رسانه‌اي كه در حمايت از گروه‌هاي تروريستي نقش دارند، تأكيد كردند.

شبوط در اين ديدار با اشاره به اينكه شبكه اطلاع‌رساني عراق متشكل از هفت شبكه تلويزيوني، سه راديو، روزنامه الصباح در استان‌ها و يك هفته‌نامه است، ابراز اميدواري كرد كه با امضاي اين سند سطح همكاري‌هاي دو جانبه افزايش يافته و اين شبكه از توانايي‌هاي جمهوري اسلامي در بخش‌هاي مختلف اطلاع‌رساني هر چه بيش‌تر بهره‌مند شود.

در اين ديدار معاون برون‌مرزي به نقش رسانه‌ها در ترويج فرهنگ اسلامي اشاره كرد و افزود: با توجه به مشكلات منطقه و وجود گروه‌هاي تروريستي و تكفيري نقش رسانه‌هاي منطقه‌اي و همكاري آن‌ها براي آگاهي بخشيدن به مردم بسيار حائز اهميت است و اطلاع‌رساني درست موجب بالا رفتن آگاهي مي‌شود و مي‌تواند در مقابله با موج تفكرات تكفيري موثر باشد.

اخگري ابراز اميدواري كرد كه امضاي اين سند بتواند بر تقويت همكاري‌هاي دوجانبه به‌ويژه در حوزه اطلاع‌رساني و آگاه‌سازي مخاطبان در مبارزه با جريان‌هاي تروريستي تكفيري موثر باشد.

شبوط در اين ديدار با اشاره به توانمندي رسانه‌اي صدا و سيما افزود: جمهوري اسلامي ايران در حوزه رسانه‌اي بسيار پيشرفت داشته و به لحاظ جغرافيايي نزديك‌ترين كشور به عراق است. وي ابراز اميدواري كرد كه از تجربه‌هاي برادران ايراني در بخش‌هاي مختلف توليدي و فني در شبكه العراقيه استفاده شود.

بر اساس مفاد تفاهم‌نامه، دو طرف در محورهاي تبادل برنامه‌ها، آموزش رسانه‌اي و ارائه خدمات فني همكاري خواهند كرد. در پايان ديدار دكتر اخگري از استوديوهاي شبكه العراقيه ديدن كرد.

 

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:53 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
تهیه‌کننده سریال تاریخی «معمای شاه» درباره‌ی آخرین روند تولید مجموعه‌اش اعلام کرد: همچنان در شهرک سینمایی غزالی مشغول تصویربرداری هستیم و تاکنون بیش از 70 درصد از کل تصویربرداری کار به پایان رسیده است.
آخرين خبرها از مجموعه «معماي شاه»+تصاوير
به گزارش سينماخبر؛ علی لدنی گفت: در حال حاضر سکانس‌های مربوط به شخصیت‌ خانواده دکتر وزیری و بخش‌های مردمی «معمای شاه» در حال ضبط است و بازیگرانی چون امیریل ارجمند، جمشید مشایخی، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفی‌نیا، بهرنگ علوی، نرگس محمدی، علی دهکردی و... مقابل دوربین این مجموعه در حال ایفای نقش هستند.
وی سپس درباره‌ِ پخش سریال «معمای شاه» از شبکه اول اعلام کرد: اگر از این پس هم شرایط فراهم باشد کل تصویربرداری این سریال ظرف شش ماه آینده به پایان می‌رسد. هنوز برای پخش «معمای شاه» زمان قطعی در نظر گرفته نشده است. این مجموعه تاریخی یا از 28 مرداد سال 94 به روی آنتن می‌رود و یا پخش آن به پاییز 94 موکول می‌شود.
لدنی یادآور شد: موزه عبرت و کاخ سعدآباد از دیگر لوکیشن‌های «معمای شاه» هستند که بعد از پایان کارمان در شهرک سینمایی غزالی به آنجا خواهیم رفت.
او که تهیه‌کنندگی سریال در حال پخش «گذر از رنج‌ها» را نیز انجام داده است، در پایان گفت‌وگویش گفت: خدا را شکر این مجموعه انعکاس خوبی در میان مردم داشته و به نظرم کار متفاوتی از آب درآمده است. جا دارد از کارگردان و همه عواملی که با وجود مشکلات بسیار ما را در این پروژه یاری کردند و با تمام سختی‌های کار کنار آمدند، تشکر کنم. ما با عوامل خوب در سریال «گذر از رنج‌ها» دوران خوبی داشتیم.
لدنی همچنین اعلام کرد که سریال «گذر از رنج‌ها» تا اواسط اسفند ماه از شبکه اول پخش می‌شود. همچنین چند قسمت از پشت صحنه این مجموعه آماده پخش شده است که پخش خواهد شد.
«معمای شاه» به کارگردانی محمدرضا ورزی برای پخش از شبکه یک سیما در حال ساخت است. داستان این سریال تاریخی به دوران رضا شاه و محمدرضا پهلوی مربوط می‌شود.
داریوش کاردان، قطب‌الدین صادقی، جعفر دهقان، احمد نجفی، ثریا قاسمی، فتعلی اویسی، نرگس محمدی، مهراوه شریفی‌نیا، سعید داخ، چنگیز جلیلوند، سیامک اطلسی، سپند امیرسلیمانی، فخرالدین صدیق شریف، حسین محب‌اهری، حدیث فولادوند، رامبد شکرابی، گیتی ساعتچی، کاظم هژیر آزاد، حسام نواب‌صفوی و... از بازیگران نقش اصلی «معمای شاه» هستند.
 
 

منبع:ايسنا

 
 


ادامه مطلب
چهارشنبه 6 اسفند 1393  ساعت 3:52 PM | | نوشته ‌شده به دست hadi alimohammadi | ( نظرات 0 )
«نیش» سومین شهر بزرگ صربستان از شب گذشته میزبان نخستین رویداد فرهنگی- هنری جمهوری اسلامی ایران شد.
چراغ جشنواره صربستان با «یه حبه قند» روشن مي‌شود

به گزارش سينماخبر؛ در شب افتتاحیه این جشنواره که با حضور مقامات ارشد فرهنگی و هنری شهر،  دانشجویان و گروه بسیاری از علاقه مندان در محل سالن اصلی مرکز فرهنگی شهر نیش برگزار شد ، فیلم "یک حبه قند" ساخته رضا میرکریمی به نمایش درآمد.

در برنامه شب‌های فرهنگی ایران در شهر نیش صربستان، فیلم‌های سینمایی "یک حبه قند"، "حوض نقاشی"، "اینجا بدون من"، "خسته نباشید"، "ملک سلیمان"، "خیلی دور-خیلی نزدیک" و آثار دیگری از این دست به نمایش گذاشته می‌شوند.

در مراسم آغازین این رخداد فرهنگی و هنری، محمود شالویی؛ رایزن فرهنگی کشورمان در سخنانی گفت: ایران کشوری است که همواره در سطح جهانی با عنوانی فرهنگی شناخته می‌شود و نخبگانی که در دامان آن پرورش یافته‌اند، شهرتی عالم‌گیر پیدا کرده‌اند.

 شالویی افزود: فرزانگان ایرانی، نام آوران جهانی‌اند و در شعر و ادب پارسی معانی بلندی چون محبت و معنویت و عشق و عرفان در کنار عقل و منطق پیوند خورده‌اند.

وی از نوابغی چون مولانا، حافظ، سعدی و فردوسی، با اندیشه‌هایی تابناک یاد کرد که در قالب اشعاری نغز و پر محتوا، نقشی ماندگار از خویش برجای نهاده اند .

شالویی در ادامه  سینمای ایران را به آینه ای  تشبیه کرد که در آن انعکاس فرهنگ، تمدن و زندگی مردم ایران را می توان دید و با تکیه بر ارزشهای حقیقی، معنای عمیقی را از زندگی نمایان می سازد.

وی با اشاره به حضور فیلم‌های ایرانی و رقابت در جشنواره‌های معتبر بین المللی، دلیل اقبال عمومی مردم و منتقدین به فیلم ‌های ایرانی  را ارایه مفاهیم عمیقی دانست که مطابق ارزشهای انسانی با مخاطبان ارتباط درونی برقرار می کند.

رایزن فرهنگی کشورمان همچنین ، صنعت فیلم‌سازی در ایران را پیشرفته و پویا توصیف کرد و اظهار داشت:

هنر فیلم‌سازی در ایران خصوصا طی سال‌های گذشته رشد چشمگیری یافته و مخاطبان جهانی را خیره خود کرده است.

رایزن فرهنگی کشورمان در صربستان تاکید کرد: ارزش و اهمیت فیلم‌های ایرانی به موضوعات مهمی است که با روح آدمی سازگاری دارد و با فطرت او همخوان است و همه به خوبی می‌دانند که در فیلم‌های ایرانی به ارزش های اخلاقی و منش‌های رفتاری اهمیت داده می‌شود و زندگی سالم بر مبنای انسانیت و معنویت مورد تأکید قرار می گیرد.

شالویی با برشمردن فهرستی از فیلم های در نظر گرفته شده برای شب‌های فرهنگی ایران در شهر"نیش"، به فیلم "یه حبه قند" ساخته رضا میرکریمی اشاره کرد و گفت: در این فیلم بیننده با مجموعه‌ای از آداب و سنن ایرانی‌ها و زندگی محبت‌آمیز اجتماعی آنها از نزدیک آشنا می‌شود و لحظه‌های غم و شادی را بخوبی حس می‌کند.

 وی همچنین افزود: لهجه شیرین یزدی و دورنمایی از شهر یزد که در این فیلم نشان داده می‌شود، سیر هنری فیلم را پربار تر می کند و بر زیبائی‌های آن می‌افزاید.

در این آیین ، همچنین دیان دابیچ مدیر امور سینمایی مرکز فرهنگی شهر نیش، ضمن خوش‌آمدگویی به میهمانان و تشکر از رایزنی فرهنگی کشورمان برای برگزاری این جشنواره ، ایران را کشوری با فرهنگ غنی و صاحب تمدن درخشان خواند و توان سینمایی ایران پس از انقلاب اسلامی را ستود و از آن به عنوان نقطه اوج صنعت سینمای جهانی یاد کرد .

وی در ادامه اظهار داشت : سینمای ایران و سینماگران ایرانی اکنون در دنیا به خوبی شناخته شده اند و چه از نظر تکنیکی  و هنری و چه از نظر محتوایی ارزشمند و قابل ستایش اند.

 وی ابراز امیدواری کرد که از این پس به طور مستمر جشنواره فیلم های ایرانی در این شهر برگزار شود و با دعوت از سینماگران ایرانی و برگزاری کارگاههای نقد و نمایش، این ارتباط مستحکم‌تر گردد.

در این رخداد فرهنگی-هنری که به همت رایزنی فرهنگی کشورمان و با همکاری صمیمانه شهرداری نیش صورت پذیرفت، برنامه‌های متنوعی از جمله سخنرانی پیرامون ویژگی‌های فرهنگ ایران اسلامی، پخش نماهنگ از توانمندی‌ها و جا ذبه‌های گردشگری، نشست ادبی و همچنین نمایش فیلم‌های سینمایی در نظر گرفته شده است.

تلویزیون رسمی شهر نیش و مطبوعات و رسانه‌های مهم این منطقه برنامه‌های فرهنگی کشورمان را پوشش کامل داده اند. شهر نیش، سومین شهر بزرگ صربستان محسوب می شود که با پایتخت این کشور بیش از دویست و بیست کیلومتر فاصله دارد.
منبع:فارس

 

 



ادامه مطلب
 

 
عناوین آخرین مطالب