تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 26 بهمن 1394
|
درباره وبلاگ ![]()
نوای وبلاگ
آمار وبلاگ کل بازدید : 6783
تعداد کل پست ها : 17
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 26 بهمن 1394
|
|
تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 26 بهمن 1394
تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه 26 بهمن 1394
دل پُر از احساسه لحظه ها حساسه
شب (روز،شام) میلاد امیرالمومنینه
جبرئیل خندونه مدح حق می خونه
مست از یاد امیرالمومنینه
مکه شده ، سرزمینه حق پرستی
دنیا اومد ، پادشاه کل هستی
شور و شینی شده بپا تا حق بشکافت کعبه را ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 22 بهمن 1394
تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه 22 بهمن 1394
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 18 بهمن 1394
کاروان افتاده امشب دست هر نامحرمی
سینه مالامال درد است؛ ای دریغا مرهمی!
چند روزی داغ هفتادو دو گل را دیده ام
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
خیز وبا دست بریده با نگاهی غرق خون
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
روز عاشورا نمی دانی چه برجانم گذشت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
مجلس عیش است وشام ذلت وخاری به راه
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
خطبه هایم این محافل را به آتش می کشد
رهروی باید جهانسوزی نه خامی بی غمی
با چنین حیوان صفتهایی که اینجا دیده ام
عالمی دیگر بباید ساخت وزنو آدمی
یارب این طشتی که در مجلس نمایان است چیست
کز شمیمش بوی یار مهربان آید همی
بی قراران تو محتاجان لختی گریه اند
کاندرین طوفان نماید هفت دریاشبنمی ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 18 بهمن 1394
راس تو را به روی نی ، هرچه نظاره می کنم
سیر نمی شود دلم ، نگه دو باره می کنم
ز اشک و آه سینه ام ، میان آب و آتشم
چو با توام ، از این میان کجا کناره می کنم
گمان کنند دشمنان ، نیست به کام من زبان
ز دور بسکه با سرت ، به سر اشاره می کنم
به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد
گریه به گوشواره نی ، به گوش پاره می کنم
هم سر تو بر سر نی ، هم سر اکبرت زپی
گاه نگاه نگاه سوی مه ، گه به ستاره می کنم
رخت به خون که رنگ زد ؟ آینه را که سنگ زد
خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 18 بهمن 1394
دیدن گریۀ او داد زدن هم دارد
سَر که باشد بغلش حالِ سخن هم دارد
زحمت شانه نکش عمه برایش دیر است
گیسوی سوخته کوتاه شدن هم دارد
کاش عادت به روی شانه نمی کرد سه سال
بندِ زنجیر شدن دردِ بدن هم دارد
ناخُنِ پیر زنی بر رُخ او جا انداخت
کاش می گفت کسی بچه زدن هم دارد؟
ساربان ضربه ی دستش چقدر سنگین است
تازه انگشترِ او سنگِ یمن هم دارد
زخمهای سَر و رویِ پدرش را که شمُرد
گفت با عمه چرا زخمِ دهن هم دارد؟
حرمله چشم چران است بَدَم می آید
مثل زجر است ببین دست بزن هم دارد
چادرِ پاره ی او را به روی دست گرفت
عمه اش گفت به غَساله: کفن هم دارد
ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 18 بهمن 1394
حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن
برای اینکه حسین است سوگوار حسن
محرم و صفر اندوهگین غربت او
دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن
ضریح کرببلا نقره داغ تربت او ادامه مطلب
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 18 بهمن 1394
تاریخ ارسال مطلب : یک شنبه 18 بهمن 1394
|
| نویسندگان لوگوی دوستان
|