توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:49 PM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263518
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:49 PM
پرسش :
معنای کلمه «اختیال» که در روایات «مَنْ مَشَى فِی الْأَرْضِ اخْتِیالاً» آمده، چیست؟
پاسخ :
شرح پرسش:
با توجه به روایات زیر، معنای اختیال چیست؟ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یحْیى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ مَشَى علی الْأَرْضِ اخْتِیالًا لَعَنَتْهُ الْأَرْضُ وَ مَنْ تَحْتَهَا وَ مَنْ فَوْقَهَا. عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَیلٌ لِمَنْ یخْتَالُ فِی الْأَرْضِ یعَانِدُ جَبَّارَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ.
پاسخ:
در روایات مورد پرسش میخوانیم:
امام صادق(ع) به نقل از پیامبر خدا(ص) فرمود: «هر که با خودبزرگبینی و تکبّر بر روى زمین راه رود، زمین و آنچه در زیر آن و در بالاى آن است، او را لعنت کنند».[1]
امام باقر(ع) روایت نموده که پیامبر خدا(ص) فرمود: «واى بر آنکس که در زمین خودبزرگبینی و تکبّر کند که این شخص با آفریدگار قاهر آسمانها و زمین مخالفت ورزیده است».[2]
چند نکته درباره این دو روایت بیان میشود:
یک. این روایات بیانگر کیفر کسانی هستند که با خود بزرگبینی و گردن افرازى بر زمین راه میروند.
دو. «اختیال» و «خُیَلاء» از ریشه خیل به معنای خود بزرگبینی[3] و تکبّر[4] است. و اسلام، تکبّر را مورد سرزنش و نکوهش قرار داده، پیروانش را از آن بر حذر میدارد؛[5] قرآن کریم میفرماید: «من آنهایى را که در روى زمین به ناحق ادّعاى بزرگى میکنند، از آیات رحمتم رویگردان خواهم ساخت».[6] و در جاى دیگر میفرماید: «خداوند متکبّران را دوست نمیدارد».[7]
روحیه «خود بزرگبینى» گاه انسان را در برابر خدا و پیامبر به تمرّد و سرکشى میکشاند وگاه او را در میان همنوعان به برتری جویى و استکبار وا میدارد.[8]
پی نوشتها:
[1]. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 275، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، 1406ق.
[2]. همان.
[3]. بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، ص 27، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، 1375ش.
[4]. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی، سید احمد، ج 5، ص 367، کتابفروشی مرتضوی، تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 304، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[5]. ر.ک: islamquest.net/fa/archive/question/fa24545
؛ islamquest.net/fa/archive/question/fa21540
؛ islamquest.net/fa/archive/question/fa24500.
[6]. اعراف، 146.
[7]. نحل، 23.
[8]. ر.ک: نراقى، ملا احمد، معراج السعادة، ص 290 – 292، هجرت، قم، چاپ پنجم، 1377ش.
منبع: www.islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:49 PM
پرسش :
چه فرق محسوسی در پرستش و خودخواهی وجود دارد؟
پاسخ :
«پرستش» واژهای فارسی است و در لغت با این معانی: ستایش، نیایش و عمل یا رفتاری که نشانه بندگی باشد، آمده است.[1] نکتهای اصلی در مفهوم پرستش این است که شخص (پرستش کننده)، پرستش شونده را صاحب مقام و قدرت مافوق میداند، که قدرت بر آوردن تمام نیازهای او را دارد، بلکه همهی توانایی و دارایی خود را از او میداند؛ به این جهت خود را نمیبیند و غرق در توجه به معبود است. اما خودخواهی این است که شخص، موجودی را برتر و بالاتر از خود نبیند و خود را بینیاز از همه انگارد.
در هر صورت این سؤال مقداری ابهام دارد؛ زیرا احتمال دارد هدف از این سؤال به دست آوردن ملاک و معیار برای شناخت عبادت خدایی از عبادت غیر خدایی باشد
پی نوشت:
[1]. لغتنامه دهخدا؛ فرهنگ فارسی معین، واژه «پرستش»
منبع: www.islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:49 PM
پرسش :
قرآن کریم نسبت به زیبایىها و زینتهای دنیا چه هشداری میدهد؟
پاسخ :
قرآن کریم رویکردهای متفاوتی نسبت به زینتهای دنیا دارد. در نگاه ابتدایی از آنها به نیکی یاد میکند؛ آنها را مظهر ذات کبریایی میداند؛ زینتهای دنیا را برای بندگان صالح و مؤمن میداند؛ بهرهگیری و استفاده از زیورهای دنیا را برای آنان مجاز شمرده؛ و مؤمنانی که خود را از آنها محروم میکنند مورد سرزنش قرار میدهد: «بگو: چه کسى زینتهاى خدا را که براى بندگانش پدید آورده و روزىهاى پاکیزه را حرام نموده؟! بگو: آنها در زندگى دنیا از آنِ کسانى است که ایمان آوردهاند (هر چند کفار هم با آنها شرکت جویند) در حالىکه در روز قیامت مخصوص آنها خواهد بود».[1]
اما در آیات بسیاری، زینتها و زرق و برق دنیا را مورد نکوهش قرار داده و آنها را در مقابل آخرت و نعمتهای بهشتی ناچیز شمرده و مؤمنان را از دل بستن به آنها برحذر داشته است. آیات زیادی در این زمینه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میشود، مانند:
1. «دارایى و فرزند پیرایههاى این زندگانى دنیا است و کردارهاى نیک که همواره بر جاى مىمانند نزد پروردگارت بهتر، و امید بستن به آنها نیکوتر است».[2]
2. «آنان که زندگى و زینت این دنیا را بخواهند، پس همه مزد کردارشان را در این جهان مىدهیم و در آن نقصانى نمىبینند».[3]
3. «آنچه به شما داده شده، متاع زندگى دنیا و زینت آن است و آنچه نزد خدا است بهتر و پایدارتر است، آیا اندیشه نمىکنید»؟![4]
4. «و همراه با کسانى که هر صبح و شام پروردگارشان را مىخوانند و خشنودى او را مىجویند، خود را به صبر وادار. و نباید چشمان تو براى یافتن پیرایههاى این زندگى دنیوى از اینان منصرف گردد. و از آن که دلش را از ذکر خود بىخبر ساختهایم، و از پى هواى نفس خود مىرود و در کارهایش اسراف مىورزد، پیروى مکن».[5]
با دقت در آیات قرآن کریم میتوان به این حقیقت پی برد که زیورها و زینتهای دنیا به خودی خود نه تنها مورد نکوهش نیستند، بلکه مظهر زیبایی جمال حق و قدرت لایزال پروردگارند، و اساساً آفرینش آنها برای انسان است: «او است که همه چیزهایى را که در روى زمین است، برایتان آفرید».[6] «آیا ندیدهاى که خدا هرچه را در روى زمین است مسخّر شما کرده است و کشتیها را که در دریا به فرمان او مىروند؟ و آسمان را نگهداشته که جز به فرمان او بر زمین نیفتد؛ زیرا خدا را بر مردم رأفت و مهربانى است».[7]
آنچه باعث میشود تا قرآن کریم نگاهی متفاوت به این نعمتها و مظاهر زیبایی حق داشته باشد، دلبستگی و رویکرد استقلالی به این ابزار تکامل و وسائل رشد و تعالی است.
این آیات از این حقیقت پرده برمیدارند که مجذوب شدن به زرق و برق دنیا، انسان را از آخرت غافل میکند و تمام توجّه آنان را به سوی خود جلب مینماید: «یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الآخِرَهِ هُمْ غافِلُونَ»؛[8] آنان به ظاهر زندگى دنیا آگاهاند و از آخرت بىخبرند.
و اگر چنین شد که زینتهای دنیا مایه تفاخر و تجمل پرستی قرار گرفت، مورد نکوهش قرآن واقع میشود: «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَهٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ... وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور»؛[9] بدانید زندگی دنیا فقط بازی، سرگرمی، تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است... و زندگى دنیا جز متاعى فریبنده نیست.
پی نوشتها:
[1]. اعراف، 32، «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ».
[2]. کهف، 46، «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً».
[3]. هود، 15، «مَنْ کانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُون».
[4]. قصص، 60، «وَ ما أُوتیتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَمَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ زینَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُون».
[5]. کهف، 28، «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً».
[6]. بقره، 29.
[7]. حج، 65.
[8]. روم، 7.
[9]. حدید، 20.
منبع: www.islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:49 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:47 PM
پرسش :
علت خصمانه بودن رفتار شیطان نسبت به انسان چیست؟ انسان چه ضرری به او زده که چنین برخوردی را به دنبال داشته است؟
پاسخ :
آیات فراوانی در قرآن کریم به رابطه دشمنی بین انسان و شیطان اشاره دارد[1] و انسانها را به جهت همین رابطه خصمانه از پیروی شیطان بر حذر میدارد. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «در حقیقت، شیطان دشمن شماست، شما [نیز] او را دشمن گیرید»،[2] یا در آیه دیگر میفرماید:«اى فرزندان آدم! مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، زیرا وى دشمن آشکار شماست».[3]
اما سؤال اصلی اینجاست که چرا شیطان نسبت به انسان تا این حدّ خصمانه و با دشمنی برخورد میکند؟ واقعاً علت آن چیست؟
داستان برخورد شیطان یا همان ابلیس به داستان خلقت آدم بر میگردد. خداوند بعد از آن که نوع بشر را خلق کرد و آدم ابوالبشر را آفرید، بر آفرینش چنین مخلوقی به خود تبریک گفت و فرمود: «...سپس آن را آفرینش تازهاى دادیم پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است!».[4]
سپس به همه فرشتگان دستور داد تا بر این مخلوق جدید؛ سجده کنند. همه سجده کردند جز ابلیس![5]. سرپیچی ابلیس از فرمان خداوند از همان هنگام آغاز شد، او بر این مخلوق خدا سجده نکرد. خداوند علت این نافرمانی را تکبّری میداند که در ابلیس وجود داشت،[6] او خودش را برتر از انسان میدید، لذا وقتی که از او سؤال شد چرا بر انسان سجده نکردی گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش آفریدى و او را از گِل!»،[7] ابلیس با این استدلال دچار خود بزرگبینی شد و در برابر دستور خداوند عصیان نمود.
بعد از این واقعه بود که ابلیس از درگاه خداوند رانده شد و مورد لعن خداوند قرار گرفت،[8] شیطانی که چند هزار سال در درگاه خداوند با فرشتگان زندگی میکرد به یکباره از آن آستان قرب، سقوط کرد، امّا باز هم توبه نکرد و کینه آدم و فرزندان آدم را به دل گرفت و از خداوند مهلت خواست تا بتواند همه جنس بشر را از راه اطاعت خداوند خارج کند.[9]
در گفتوگویی که بین او و خداوند در قرآن ذکر شده است، ابلیس مطلبی را بیان میکند که شاید بتوان از آن به علت رفتار خصمانهاش با انسان پی برد.
«شیطان گفت: پروردگارا! به سبب آنکه مرا از راه بیرون کردى (از رحمت خود راندى) البته من هم در زمین براى ایشان (فرزندان آدم) گناهان را آراسته گردانم، و همه آنان را گمراه میکنم».[10]
بله! ابلیس با سجده نکردن بر مخلوق خداوند، خود را از بارگاه قدس الهی رانده شده دید و با در دل گرفتن کینه انسان و تلاش و سعی فراوان در جهت گمراه کردن بندگان خداوند، در باتلاق نافرمانی خداوند فرو رفت. بنابراین، ابلیس از ابتدا تلاش کرد که نسل بشریت را از راه خدا خارج کند و در ابتدا آدم و حوا را با وسوسههایش از بهشت راند[11] و تا وقتی که به او مهلت داده شده پیوسته در این تلاش است اما خداوند در قرآن میفرماید: ابلیس بر بندگان خداوند تسلط ندارد[12] و مردم را فقط میتواند به کارهای ناپسند دعوت کند.[13]
پی نوشتها:
[1]. اعراف،22؛ یوسف، 5؛ اسراء، 53.
[2]. فاطر، 6.
[3] .یس، 60.
[4]. «ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ»؛ مؤمنون، 14.
[5] . «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرین»؛ بقره، 34.
[6] . «أَبى وَ اسْتَکْبَرَ»؛ بقره، 34.
[7] . «قالَ ما مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین»؛ اعراف، 12.
[8] . «قَالَ فَاخْرُجْ مِنهْا فَإِنَّکَ رَجِیم»؛ حجر، 34.
[9]. «قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنىِ إِلىَ یَوْمِ یُبْعَثُون»؛ حجر، 36؛ «قَالَ رَبِّ بمِا أَغْوَیْتَنىِ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنهَّمْ أَجْمَعِین»؛ حجر، 39.
[10] . حجر، 39.
[11] . «یا بَنی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ»؛ اعراف، 27.
[12] . «إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوین»؛ حجر، 42.
[13] . «وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی فَلا تَلُومُونی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِی...»؛ ابراهیم، 22.
منبع: www.islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:46 PM
پرسش :
آیا در روایات آمده است که برخی افراد، در شب قدر مشمول رحمت خدا نمی شوند؟
پاسخ :
روایات بسیاری وجود دارد که آمرزش گناهان در شب قدر را وعده میدهد.[1] با این وجود برخی انسانها رفتارهایی را پیش رو میگیرند که نتیجهاش محروم شدن از این رحمت گستردۀ الهی است. گروهی از روایات نیز به چنین استثنائاتی میپردازند. به عنوان نمونه در روایتی آمده است؛ پروردگار در شب قدر فرشتهای را مأمور میکند تا این پیام را به بندگانش برساند:
بندگانم! مژده باد بر شما! تمام گناهان گذشتۀ شما را بخشیدم و برخی از شما را شفیعی گروهی دیگر قرار دادم، مگر افرادی که روزۀ خود را با شراب افطار کرده و یا هنوز کینهای از برادر مؤمن خود در دل دارند.[2]
روایت دیگری، قماربازان حرفهای را از افرادی میداند که مشمول رحمت پروردگار در ماه رمضان نیستند.[3]
این استثنائات به دلیل آن است که افراد به وعدۀ آمرزش گناهان در شب قدر مغرور نشده و تلاش برای خودسازی خود را از یاد نبرند.
پی نوشتها:
[1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 94، ص 1، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق.
[2]. راوندی، قطب الدین، سلوة الحزین، ص 207، ح 561، انتشارات مدرسۀ امام مهدی عج، قم، 1407ق.
[3]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 98، ح 1839، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413ق.
منبع: www.islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:46 PM
پرسش :
آیۀ پانزدهم سورۀ لقمان نیکی به پدر و مادر مشرک را - حتی با فرض تلاش برای مشرک کردن فرزند- توصیه میکند، اما آیۀ بیست و سوم سورۀ توبه نسبت به دوستی با پدر و مادر مشرک هشدار میدهد! آیا این دو آیه در تعارض با هم نیستند؟!
پاسخ :
شرح پرسش:
عقیده قرآن در مورد پدر و مادر ناباور چیست؟ قرآن در مورد رفتار یک شخص با والدینی که خدایانی به جز الله را میپرستند اطلاعات متناقضی میدهد. در سوره 31 آیه 15 از مسلمان معتقد میخواهد که همنشینی با والدین را حتی اگر آنها در ناباوری اسرار ورزیدند حفظ کند، اما سوره 9 آیه 23 میگوید پدران و برادرانتان را در صورتی که معتقد نیستند همنشین و دوست خود خود قرار ندهید! البته مشخص است که ایندو آیه در زمانها و در زمینههای مختلفی آورده شدهاند. ممکن است اسلامگرایان شبهه وارد کنند که سوره 9 آیه 23 تنها در زمینه و زمان خصومت آورده شده است، نه در هیچ موقعیت دیگری. اگر چنین شبههای وارد شود، سپس باید ما خصومت را تعریف کنیم و نباید فراموش کنیم که بسیاری از آیات قرآن از شرایط نوسانی بین باورمندان و ناباوران سخن میگوید. از آنجا که نه تمامی سورههای قرآن و نه حتی آیات درون یک سوره با توجه به مفادشان مرتب شدهاند و تمامی قرآن همینگونه سازمان نیافته است، موقعیت و زمینههای این آیات را به دشواری میتوان دریافت. اما جالب است که سوره 31 آیه 15 نیز همانند سوره 9 آیه 23 در زمینه و مفاد حمله به ناباوران آمده است. به عبارت «و ان جاهداک» در این آیه دقت کنید.
پاسخ:
یک انسان مسلمان در رفتار با پدر و مادر مشرک میتواند دو رویکرد را پیش رو گیرد:
اول: آنکه علیرغم تمام احترامی که به پدر و مادر خود گذاشته و دستورات عادی آنان را روی چشم خود قرار میدهد، اما در صورت تعارض خواستههای آنان با عقیدۀ توحید و نیز دستورات پروردگار، آنچه لازمۀ خداپرستی است را بر خواستههای آنان ترجیح دهد.
دوم: دائماً گوش به فرمان پدر و مادر خود بوده و از عقاید و دستورات اسلامی تنها به آن چیزهایی پایبند باشد که والدین او نگاه مثبتی به آنها دارند.
با مشاهده و جمعبندی تمام آیات به این نتیجه خواهیم رسید که رویکرد اول مورد تأیید قرآن کریم است و هیچ تعارضی میان آیات وجود ندارد.
به عنوان نمونه در آیات ۱۴ و ۱۵ سورۀ لقمان چنین توصیه شده است که به دلیل سختیهایی که والدین برای پرورش انسان متحمل شدهاند، انسان باید شکرگذار آنان باشد، اما اگر آنان تلاش کردند تا انسان را به وادی شرک بکشانند، در این زمینه نباید به خواستۀ آنان اهمیتی داد، اما با این وجود - در دیگر موارد - باید رفتار پسندیدهای با آنان داشت.
در آیۀ ۲۳ سورۀ توبه، توصیه میشود که اگر بستگان انسان -از جمله پدر و مادر- کفر را بر ایمان ترجیح دهند، نباید آنان را ولیّ خود قرار دهیم و هرکه آنان را ولیّ خود قرار دهد، ستمکار خواهد بود.
این آیه در تعارض با آیه قبل نیست؛ زیرا رفتار پسندیده با پدر و مادر و دیگر بستگان را منع نمیکند، بلکه آنچه ممنوع است، آن است که بستگان مشرک را ولیّ خویشتن قرار دهیم و معنای ولایت آن است که هرچه آنان گفتند گوش به فرمانشان باشیم.(رویکرد دوم اشاره شده در ابتدای پاسخ).
اگر ما بخواهیم بستگان کافر را ولی خود قرار دهیم، پس گویا آنان را بر پروردگارمان برتری دادهایم که این رویکرد به هیچ وجه نمیتواند مورد تأیید اسلام باشد؛ به همین دلیل، قرآن در آیۀ بعد(۲۴ توبه) اعلام میدارد:
«به آنان بگو! اگر پدرانتان، فرزندانتان، برادرانتان، همسرانتان، بستگانتان، سرمایههایی که اندوختهاید، داد و ستدی که نگران رکود آن هستید، خانههایی که دوستشان دارید، از خدا، پیامبرش و جهاد در راه پروردگار، برایتان با اهمیتتر باشد، پس منتظر باشید تا دستور خدا فرا رسد و بدانید که خدا فاسقان را هدایت نخواهد کرد».
براین اساس، حتی طبق همین آیه، اگر خوشرفتاری با پدر و مادر مشرک به اندازهای نباشد که آنان را از پروردگار و پیامبرش با اهمیتتر جلوه دهد، این رفتار نیک با آنها همچنان پسندیده خواهد بود و این آیه، تعارضی با دیگر آیات نخواهد داشت.
منبع: www.islamquest.net
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:46 PM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت: 1:45 PM
پرسش :
آیا ملامت کردن در امر تبلیغ مفید است؟
پاسخ :
پیامبران که از جانب خدای متعال مأمور به تبلیغ مردم بودهاند؛ برای انجام این رسالت از دو شیوه استفاده میکردند؛ بشارت و انذار، یعنی همان مژده و ترس. قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛[1] ما پیامبران را جز براى مژده دادن یا بیم کردن نمىفرستیم. پس هر کس که ایمان آورد و کار شایسته کند، بیمناک و محزون نمىشود.
با توجه به این نکته و طبق آموزههای قرآن کریم و سیره عملی پیامبران و امامان(ع)، دعوت مردم به دین و اخلاق، تنها از طریق تعریف و تشویق کارساز نبوده، اگرچه ابزار تشویق بسیار مفید فایده است، اما بسیار اتفاق افتاد که پیامبران و ائمه(ع) از طریق ملامت و سرزنش مردم را نسبت به عملکرد ناصوابشان تذکر داده و تحقیر و ملامت میکردند؛ جهلشان را به رخ آنان میکشیدند؛ گذشته مملو از سیاهی و تباهیشان را به آنان گوشزد مینمودند؛ تقلید کورکورانه آنان را از آیین سراسر جهل و خرافه نیاکانشان به آنان یادآوری مینمودند، تا شاید از این طریق به خود آیند و پذیرای حق گردند.
نمونههایی از این نوع ملامت در قرآن و روایات وجود دارد که ما در این مقال تنها به ذکر یک آیه و روایت اکتفا میکنیم:
«چون به ایشان گفته شود که از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید، گویند: نه، ما به همان راهى مىرویم که پدرانمان مىرفتند. حتى اگر پدرانشان بیخرد و گمراه بودهاند».[2]
«نامردان مرد نما، ... اى کاش شما را ندیده بودم و نمىشناختم. به خدا قسم حاصل شناختن شما پشیمانى و غم و غصه است. خدا شما را بکشد که دلم را پر از خون کردید، و سینهام را مالامال خشم نمودید، و پى در پى جرعه اندوه به کامم ریختید، و تدبیرم را به نافرمانى و ترک یارى تباه کردید».[3]
پی نوشتها:
[1]. انعام، 48.
[2]. بقره، 170، «وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ».
[3]. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 70.« یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ... لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّى لَقَدْ قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی».
منبع: www.islamquest.net
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
50515253545556575859>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


