توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:30 AM
اطلاعات وبلاگ
کل بازدید : 263138
تعداد کل پست ها : 3601
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ آخرین بروز رسانی : جمعه 3 آذر 1396
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 11 خرداد 1396
نویسنده وبلاگ : مهدی گلشنی
پیوندهای مفید
قرآن آنلاین
- تفسیر آیات33-34 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 214 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 10-18 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 212 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 19-25 سوره آل عمران
- شرح و تفسير حکمت 213 نهج البلاغه
- شرح و تفسير حکمت 209 نهج البلاغه
- تفسیرآیات285-286 سوره بقره
- شرح و تفسير حکمت 208 نهج البلاغه
- تفسیر آیات 1-6 سوره آل عمران
جدید ترین مطالب
مترجم وبلاگ
ساعت
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:29 AM
پرسش :
اگر فيض معنوی قرآن در شعاع وسيع و همگاني است چرا در آيه سوم سوره لقمان بهرهگيري از آن را به نيكوكاران اختصاص داده است.
پاسخ :
قرآن نسخه سعادت است وبراي هدايت همگان فرو فرستاده شده است و هدف ازبعثت پيامبر خاتم نيز همين است و بس، اما تنها آن گروه از آن بهرهمند ميگردند كه خود را در مسير هدايت قرار داده و آماده بهرهگيري باشند و تا فردي آماده هدايت و بهرهمندي نباشد، هرگز قرآن به حال او سودي نميبخشد.
مثلاً باران رحمت الهي بردشت و دمن ميريزد، و سراسر صحرا ميگيرد، تنها آن گروه از كشاورزان بهرهمند ميشوند كه زمين را براي كشت آماده كرده و دانه در آن پاشيده باشند.
بنابراين، هم صحيح است بگوييم كه قرآن براي هدايت همه مردم فرو فرستاده شده است، زيرا انگيزه از نزول قرآن هدايت همه جهانيان است.
و هم صحيح است كه بگوييم براي نيكوكاران فرو فرستاده شده است زيرا تنها آن گروه از آنان بهرهمند ميشوند كه نيكوكار باشند.
خلاصه هدف از نزول قرآن، هدايت همگان است هرچند نتيجه اش از آن گروهي است كه آماده بهرهگيري باشند.
روي اين بيان روشن ميشود كه چرا خدا قرآن را تنها شفا و رحمت براي افراد با ايمان ميداند و ميفرمايد:
«وَ نُنَزِّلَ مِنَ الْقُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَه لِلْمؤمِنينَ» اسراء/82
[آياتي از قرآن فرو ميفرستيم كه مايه شفاء و وسيله رحمت براي گروه با ايمان است.]
قرآن در عين اينكه نجات دهنده انسان ها از بيماريهاي فردي و اجتماعي، و مايه رحمت براي همه جهانيان است ولي تنها آن گروه از اين خوان گسترده بهرهمند ميشوند كه آماده بهرهمندي باشند.
گروه ديگري كه در آنها آمادگي وجود ندارد نه تنها بهره اي نميبرند، بلكه با شنيدن آياتي از قرآن، از حق روي گردان شده و گامي به عقب مينهند، چنانكه ميفرمايد:
«وَلَقَدْ صَرَّفْنا في هذا الْقُرآنِ لِيَذَّكَّروُا وَما يَزيدُوهُمْ اِلّا نُفُوراً» اسراء/41
[ما در اين قرآن به طور تفصيل پيرامون موضوعاتي سخن گفتيم ولي نسبت به مشركان جز دوري از حق نتيجه اي نميبخشد.]
از اين جهت قرآن پس از آن كه خود را شفادهنده و مايه رحمت براي گروه با ايمان ميداند صريحاً اعلام ميدارد كه گروه ظالم و ستمگر از اين قرآن جز زيان بهره اي نميبرند.
زيرا قرآن با دلائل روشن حجت را بر گروههاي منحرف تمام كرده، و زبان آنان را در روز رستاخيز ميبندد ديگر نميتوانند بگويند پروردگارا! ما را معذور بدار و ما به وظايف و تكاليف خود جاهل و نادان بوديم بلكه به آنان خطاب ميشود:
«قالَ كَذلِكَ اَتَتْكَ آيا تُنا فَنَسيتَها وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسي» طه/126
[خداوند به آنان ميگويد: آيات و پيامبران ما به سوي تو آمدند ولي تو آنها را به دست فراموشي سپردي و امروز نيز تو فراموش ميشوي.]
خود قرآن بار ديگر اين حقيقت را به روشنترين وجه ضمن آيه اي بيان ميكند و ميفرمايد:
«يُضِلُّ به كثيراً وَيَهْدي بِهِ كَثيراً وَما يُضِلُّ بِهِ اِلّاَالْفاسِقينَ» [(با مثل هاي) قرآن گروهي گمراه و گروه زيادي هدايت ميشوند و جز بد كاران كسي گمراه نميگردد.]
مولوي اين حقيقت را در ضمن مثلي مجسم ميكند و ميگويد:
مثل قرآن مانند طناب چاه است كه گروهي بوسيله آن از چاه بيرون ميآيند و برخي بوسيله آن در درون آن وارد ميشوند، اين تقصير طناب نيست بلكه تقصير آن كسي است كه از آن بطور معكوس استفاده ميكند چنانكه ميگويد:
از خـدا مـيخواه تا زيـن نكتههـا
در نـلغـزي و رسـي در انـتـها
زآن كه از قرآن بسي گمراه شدند
زين رسن قوميدرون چه شدند
مـر رسن را نيست جرمي اي عنود
چون تو را سوداي سر بالا نبود
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:29 AM
پرسش :
مقتضای قيم بودن قرآن بر انسانها چيست؟
پاسخ :
مقتضاي قيم بودن قرآن بر انسان ها آن است كه خود قرآن از هر نظر از اعوجاج مصون باشد، هم از لحاظ داخلي مستقيم باشد، هم نسبت به خارج قائم بوده و هرگز آسيب پذير نباشد. و چون قرآن از هر گونه نابساماني دروني و بيروني مصونيت دارد، بر دفع هر شبهه و جواب هر اشكالي توانمند است.
انسان گرچه د رهر حالي توان دفاع از خود را دارد، خوابيده باشد يا نشسته و يا ايستاده، اما نيرومند ترين حالت دفاعي انسان، همان حالت قيام اوست .
بنابراين، چون قران قائم است، قيم انسان هاست و مي تواند به خوبي آنها را سرافراز و حفظ كند و چون دين، عامل قيام جامعه انساني است، جامعه اي مي تواند براي خدا قيام كند كه متدين باشد.
انبيا نخست مردم را قائم نمودند و قيم آنها را در اختيارشان گذاشتند. پس از آن، مردم با پيروي از پيامبران، عليه طاغيان عصر خود قيام كردند.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:27 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:27 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:27 AM
پرسش :
حقيقت وحي چيست؟ آيا قابل درک است؟
پاسخ :
وحی در معناي اصطلاحی و خاص، كلام پوشيده و سرّی از طرف خداوند به انسان است.
پی بردن به حقيقت وحی و دريافتن تمامی زوايای آن، برای غير پيامبران ممكن نيست زيرا، هر پديدهای كه انسان نتواند آن را تجربه نمايد، قابل فهم دقيق نيست، به طور مثال شخصی كه فاقد حس بينايی است، هر مقدار كه در مورد خصوصيات اين حس و خواص و آثار آن توضيح دهيد، باز نابينا نمیتواند به حقيقت آن راه يابد مگر اين كه نابينايی او از بين برود. درمورد وحی نيز چنين است. حقيقت وحی براي پيامبران آشكار است و در قرآن و سنت به كيفيت آن اشارت رفته است. تنها راه بشر براي پی بردن به حقيقت آن، رجوع به كتاب و سنت است. البته در باب وحی، دانشمندان اسلامي (فلاسفه، متكلمين و...) نظريات گوناگونی دادهاند.(1)
مولوی در مورد عدم امكان دست يافتن به حقيقت وحی میگويد:
روح وحی از عقل پنهانتر بُود
زآنكه او غيب است، او زان سر بود
عقل احمد از كسی پنهان نشد
روح وحیش مُدرك هر جان نشد(2)
طبق آيه شريفه، راه ارتباط پيامبران با خدا از سه طريق است:
1 - القای به قلب: وحی الهی به قلب پيامبر الهام می شود مثلاً: "ما به نوح وحی كرديم كه كشتی را در حضور ما و مطابق فرمان ما بساز".(3)
2 - از وراي حجاب: آن طور كه خداوند در كوه طور باموسي(علیه السلام) سخن گفت.(4)
3 - از طريق فرستادن فرشتگان(رُسُل): آن گونه كه در مورد پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) وارد شده است: "بگو كسی كه دشمن جبرئيل باشد و دشمن خدا است" چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرد".(5)
نتيجه اين كه: نزول وحی بر پيامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) غالباً از طريق فرشته وحی صورت ميگرفت.
اولاً: وحی امری، ماورای عقل و فهم بشر است و هيچ گونه تجربهای در مورد آن ندارد.
ثانياً: تنها راه رجوع به قرآن و حديث است.
براي حُسن ختام چند حديث در مورد وحی ذكر ميكنيم:
1 - پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد طريقههای وحی كه بر ايشان نازل شده، سه طريق ذكر كردهاند:
أ) گاه فرشته به صورت انساني در می آيد و پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) را مخاطب میساخت و مطالب را به او میگفت گاهی به صورت "دحيه كلبی" به حضور پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) شرفياب میشد. اين شخص برادر رضاعی پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) بود و از زيباترين مردم بود.(6)
ب) گاهی همچون زنگ در گوش صدا می كرد و اين سختترين نوع وحی بر پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) بود، به گونهاي كه حتي در روزهای سرد، صورت پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) غرق عرق میشد. اگر بر مركب سوار بود، مركب چنان سنگين می شد كه به زمين مینشست.
ج) گاهي جبرئيل به صورت اصليش بر پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) ظاهر می شد كه تنها دو بار چنين بود.(7)
2 - هنگامي كه وحی از طريق فرشته بر پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) نازل میشد، حال پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) عادی بود، اما هنگامي كه ارتباط مستقيم و بدون واسطه برقرار میگشت، پيامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) سنگينی فوقالعادهای احساس می كردند، تا آن جا كه گاه مدهوش میشدند.(8)
براي اطلاع از حقيقت وحی به منابع زير رجوع شود:
1 - تحليل وحی از ديدگاه اسلام و مسيحيت، محمد باقر سعيدی روشن،
2 - وحی و تجربه ديني، حسن يوسفيان، احمد حسينی شريفی، نشريه وارش، ش 6 و 7، مهر و دي 1377.
پينوشتها:
1 - براي اطلاع بيشتر در اين مورد به تفسيرنمونه، ج20، ص 485 به بعد مراجعه نماييد.
2 - مثنوی معنوی، دفتر دوم، ابيات 3258 - 3260.
3 - مؤمنون (23) آيه 27.
4 - نساء (4)، آيه 164.
5 - بقره (2) آيه 97.
6 - مجمع البحرين، ماده وحی.
7 - تفسير نمونه، ج20، ص 488.
8 - توحید صدوق، طبق نقل بحارالانوار، ج18، ص 256.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:27 AM
پرسش :
لطفاً اسامی قرآن كريم، معنای لغوی و اصطلاحی آنها را همراه با آدرس بيان كنيد.
پاسخ :
عناوين قرآن كريم، دو قسم است: 1. اسامي؛ 2. اوصاف.
اسامي: اسامي قرآن 55 و گاهي تا بيش از 90 مورد ذكر شده است. بيان همه آنها از حوصله اين پاسخ نامه خارج است. از اين رو، فقط به ذكر چهار نام مشهور آن اكتفا ميكنيم:
1. قرآن: اين واژه يا از "قَرْن" و يا از "قرأ" به معناي، جمع، پيوند و ضميمه نمودن حروف و كلمات به يك ديگر در هنگام ترتيل است. "قرن الشئ بالشئ؛ پيوند دادن چيزي به چيزي."؛ "قرأ المأ في الحوض؛ آب را در حوض جمع كرد."
"إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُو وَ قُرْءَانَهُو # فَإِذَا قَرَأْنَـَهُ فَاتَّبِعْ قُرْءَانَهُو # ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُو ؛(قيامه،17ـ19) چرا كه جمع كردن و خواندن آن بر عهده ما است. پس هر گاه آن را خوانديم، از خواندن آن پيروي كن، سپس بيان (و توضيح) آن (نيز) بر عهده ما است".(مفردات راغب اصفهاني، ص 413ـ414، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان / تفسير نمونه، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 27، ص 295ـ299، دارالكتب الاسلاميه.)
2. كتاب؛ به معناي ضميمه كردن بعضي حروف بر بعضي ديگر به واسطه نوشتن است. البته گاهي به ضميمه كردن حروف به يكديگر به صورت لفظي نيز كتاب ميگويند؛ و به همين خاطر به آيات و كلام خدا كتاب گفته ميشود، و لو نوشته نشود.(مفردات، راغب اصفهاني، ص 440، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان.) اين اسم، نزديك به صد مورد، از جمله در سوره ص آيه 29 آمده است.
3. ذكر؛ اين عنوان، به معناي يادآوري قلبي و زباني است.(همان، ص 181.) اين اسم، در 20 مورد از جمله سوره انبيأ آيه 50 براي قرآن به كار رفته است.
4. فرقان؛ اين عنوان به معناي جدا كننده حق از باطل است.(همان، ص 392.) اين اسم در سوره فرقان آيه 1 به كار رفته است.
سه عنوان كتاب، ذكر و فرقان، براي كتابهاي آسماني ديگر نيز ذكر گرديده و تنها عنوان قرآن، به صورت اسم خاص براي اين كتاب آسماني مطرح است.
اوصاف؛
اوصاف، گاهي مستقيماً به صورت وصف براي نامهاي "قرآن"، "كتاب" و "ذكر" به كار رفتهاند، و گاهي به صورت غير مستقيم؛ در اين جا فقط به اوصاف مستقيم اشاره ميكنيم:
1. مجيد؛ به معناي با شكوه؛ سوره ق، آيه 1.
2. كريم؛ به معناي ارجمند؛ سوره واقعه، آيه 77.
3. حكيم؛ به معناي حكمتآموز؛ سوره يس، آيه 3.
4. عظيم؛ به معناي بزرگ؛ سوره حجر، آيه 87.
5. عزيز؛ به معناي قوي و محكم؛ سوره فصلت، آيه 41.
6. مبارك؛ به معناي خجسته؛ سوره انبيأ، آيه 50.
7. مبين؛ به معناي روشنگر؛ سوره حجر، آيه 1.
8. متشابه؛ به معناي همانند؛ (كتابي كه آياتش در لطف، زيبايي، عمق و محتوا همانند يك ديگر است) سوره زمر، آيه 23.
9. مثاني؛ به معناي مكرر؛ (تكراري شوقانگيز) سوره زمر، آيه 23.
10. عربي؛ به معناي زبان روشن، گويا و فصيح؛ سوره يوسف، آيه 2.
11. غير ذي عوج؛ به معناي كژ نبودن؛ سوره زمر، آيه 28.
12. ذي الذكر؛ به معناي پراندرز؛ سوره ص، آيه 1.
13. بشير؛ به معناي بشارتگر؛ سوره فصلت، آيه 2 و 3.
14. نذير؛ به معناي هشدار دهنده؛ سوره فصلت، آيه 2 و 3.
15. قيم؛ به معناي راست و درست؛ سوره كهف، آيه 1 و 2.
نام ديگر قرآن كه مشهور است و در قرآن نيست، عنوان "مصحف" است(ر.ك: درسنامه علوم قرآني، حسين جوان آراسته، ص 36ـ55، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.)
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:27 AM
پرسش :
لطفاً، فضايل آيات آخر سوره بقره را بنويسيد؟
پاسخ :
آيات پاياني سوره بقره، معروف به "آمن الرسول" است. در اين دو آيه خلاصهاي از تمام سوره بقره آمده و روح تسليم در برابر آفريدگار جهان را به ما ميآموزد، به همين جهت، پيشوايان معصوم: در ضمن احاديث متعددي ما را به خواندن اين دو آيه ترغيب كرده و ثوابهاي گوناگوني براي آن بيان داشتهاند. بديهي است كه اگر زبان و دل در تلاوت اين آيات هماهنگ گردند، تنها حرف نباشد، بلكه برنامه زندگي گردد، خواندن همين دو آيه ميتواند كانون دل را با آفريدگار جهان پيوند دهد.
برخي از فضايل اين دو آيه طبق احاديثي كه از پيامبر اكرم آمده است، عبارتند از:
1. "هر كس اين دو آيه را شب [بعد از نماز عشا] بخواند كفايتش ميكند [از بيداري براي نماز شب]".
2. "در آخر سوره بقره آياتي است. اين آيات دعا هستند و خداوند رحمان را راضي ميكنند."
3. "...ملك نازل شد و گفت:[اي رسول خدا] خداوند تو را به دو نور بشارت ميدهد كه به هيچ پيامبري قبل از تو داده نشده است: يكي از آنها "فاتحه الكتاب" و ديگري "آيات پاياني سوره بقره" است. هيچ كسي آنها را تلاوت نميكند مگر آن كه حاجتش را خواهد گرفت;(مجمع البيان، علامه طبرسي، ج 1، جزء 3، ص 391، منشورات دارمكتبه الحياه.)
4. "اين دو آيه قرآنند، شفا بخشند، خداوند آن دو آيه را دوست دارد و آن دو خداوند رحمان را راضي و خشنود ميكنند"
5. "...اين دو آيه اگر سه شب در منزلي خوانده شود، شيطان به آن نزديك نميشود."(الدرالمنثور، جلال الدين السيوطي، ج 2، ص 136ـ138، داراحيأ التراث العربي.)
6. "هر كسي چهار آيه اول سوره بقره و آيه الكرسي و دو آيه بعد از آن و سه آيه آخر سوره بقره را بخواند، در جان و مالش مكروهي ]ناملايمتي[ را نخواهد ديد، و شيطان به او نزديك نخواهد شد و قرآن را فراموش نخواهد كرد".(نورالثقلين، عروسي الحويزي، ج 1، ص 368، مؤسسه التاريخ العربي.)
7. در حديث قدسي آمده است كه خداوند فرمود: "اي [رسول گرامي]براي تو و امتت گنجي از گنجهاي عرشم را دادم. اين گنج فاتحه الكتاب و آخر سوره بقره است."(تفسير صافي، فيض كاشاني، ج 1، ص 291، دارالمرتضي للنشر.)
8. "هر كسي شب دوازدهم رجب دو ركعت نماز بخواند. حمد يك مرتبه و "آمن الرسول" را ده مرتبه بخواند، خداوند به او صواب آمران به معروف و ناهيان از منكر و ثواب آزاد كردن هفتاد بنده را عطا ميكند...(اقبال الاعمال، سيد ابن طاوس، ص 654، دارالكتب الاسلاميه.)
9. روايات متعددي درباره فضيلت خواندن اين آيات در نمازهاي گوناگون، مانند نماز روز يكشنبه، دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه، شب بيست و پنجم رجب، شب هشتم شعبان و... وارد شده است.(همان، ص 667ـ668.
eporsesh.com
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:27 AM
توسط : مهدی گلشنی در تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 11:27 AM
پرسش :
آيا درست است كه خواندن سوره واقعه باعث افزوده شدن روزي می شود؟
پاسخ :
هر كدام از سوره قرآن كريم از سوي اهل بيت عصمت و طهارت(علیهم السلام)با صفات و امتيازاتي معرفي شده است كه يقيناً تنها نميتوان با لقلقه زبان اين همه بركات را در اختيار گرفت بلكه بايد به دنبال تلاوت، فكر و انديشه و عمل به معارف آن باشد.
در مورد سوره واقعه رواياتي چند موجود است از جمله از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) است كه: "هركس سوره واقعه را بخواند، نوشته نميشود كه اين فرد از غافلان است"چراكه آيات سوره، آن قدرتكان دهنده و بيداركننده است كه جايي براي غفلت انسان باقي نمي گذارد.
شايد از همين روست كه نبي اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: "سوره هاي هود، واقعه، مرسلات و بناء مرا پير كرد."
همچنين ابن مسعود كه از صحابه معروف پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) و از مفسّران قرآن است از ايشان نقل مي كند كه فرمودند: "هر كس سوره واقعه را هر شب بخواند هرگز فقير نخواهد شد."
از امام صادق(علیه السلام) نيز منقول است كه فرمودند: "هر كس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند، خداوند او را دوست دارد و نزد همه مردم محبوب ميكند و هرگز در دنيا ناراحتي نميبيند و فقر و فاقه و آفتي از آفات دنيا دامنگيرش نميشود و از دوستان امير مؤمنان خواهد بود.(1) انشاءالله.
پی نوشت:
1. منبع روايات تفسير نمونه، ج23،ص194و 195
eporsesh.com
پندهای امام علی (ع)
صفحات سایت
30313233343536373839>
کپی رایت وب
تمام حقوق این وب اعم از مطالب و عکس و فیلم ها متعلق به این وب می باشد و کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع بلامانع است .
همسایه های ما
چاپ محتویات صفحه


