بطوركلى محتواى اين سوره در پنج بخش خلاصه مى شود.
بـخـش اول : بـحثى پيرامون گروههائى از ملائكه و فرشتگان خداوند، و درمقابل آنها گروهى از شياطين سركش و سرنوشت آنها را مطرح مى سازد.
بخش دوم : از كفار، و انكارشان نسبت به نبوت و معاد، و عاقبت كار آنها درقيامت سخن مى گويد، و گـرفـتـارى تـمـام آنـها در چنگال عذاب الهى ، و نيز بخشى ازنعمتهاى مهم بهشتى و لذات و زيبائيها و شادكاميهاى بهشتيان را شرح مى دهد.
بـخـش سـوم : قـسـمـتـى از تـاريـخ انبياى بزرگى ، مانند ((نوح)) و ((ابراهيم)) و((اسحاق)) و ((مـوسـى)) و ((هـارون)) و ((الياس)) و ((لوط)) و ((يونس)) را به صورت فشرده ودر عين حال بـسـيار مؤثر و نافذ بازگو مى كند، ولى بحث درباره ((ابراهيم)) قهرمان بت شكن ، مشروحتر آمده است.
بـخش چهارم : از يكى از انواع شرك كه مى توان آن را ((بدترين نوع شرك))دانست يعنى ; اعتقاد به رابطه خويشاوندى ميان خداوند و جن و خداوند وفرشتگان بحث مى كند.
و سـرانـجام بخش پنجم كه آخرين بخش اين سوره است ، و در چند آيه كوتاه مطرح شده ، پيروزى لشكر حق را بر لشكر كفر و شرك و نفاق ، و گرفتار شدن آنها رادر چنگال عذاب الهى ، ضمن تنزيه و تقديس پروردگار بيان مى دارد.



