گـفـتـه انـد ((ذكـر دوگونه است : ذكر قلبى و ذكر زبانى و هريك از آنها دوگونه است يا پس از فراموشى است و يا بدون فراموشى)).
و بـه هـر حال در آيه فوق منظور از ذكر خدا كه مايه آرامش دلهاست تنها اين نيست كه نام او را بر زبـان آورد و مـكرر تسبيح و تهليل و تكبير گويد، بلكه منظور آن است كه با تمام قلب متوجه او و عـظمتش و علم و آگاهيش و حاضر و ناظر بودنش گردد، و اين توجه ، مبدا حركت و فعاليت در وجـود او بـه سـوى جهاد و تلاش ونيكيها گردد و ميان او و گناه سد مستحكمى ايجاد كند، اين است حقيقت ((ذكر)) كه آن همه آثار و بركات در روايات اسلامى براى آن بيان شده است.
در حديث مى خوانيم ; از وصايايى كه پيامبر به على (ع) فرمود اين بود:.
((اى عـلى ! سه كار است كه اين امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نيست) مواسات با بـرادران ديـنى در مال ، و حق مردم را از خويشتن دادن ، وياد خدا در هر حال ، ولى ياد خدا (تنها) سبحان اللّه والحمدللّه ولا اله الا اللّه واللّه اكبرنيست ، بلكه ياد خدا آن است كه هنگامى كه انسان در برابر حرامى قرار مى گيرد ازخدا بترسد و آن را ترك گويد)).
آيه ـ شان نزول :.
مـمـكـن است اين آيه را پاسخ به گفتار مشركان كه در سوره فرقان آمده است بدانيم كه در برابر دعـوت پـيـامـبـر(ص) كـه مى گفت : ((براى رحمان سجده كنيد،گفتند:رحمان كيست))؟ ما رحمان را نمى شناسيم ! اسجدوا للرحمن قالوا وما الرحمن (فرقان /60).



