جمع بندی هشت قسمت:

برای حماسه ما باید به سوی عزّت حرکت کنیم، از مسیر سختی‌ها. در آیۀ کریمۀ قرآن سختی‌های میدان جنگ، میدان اقتصادی و میدان جنگ روانی. برای اینکه بتوانیم به سوی عزّت حرکت کنیم، از منفعت زودگذر و سطحی و حداقلی باید چشم‌پوشی کنیم، به منفعت حداکثری برسیم، این شجاعت می‌خواهد.

حماسه در سه نوع نبرد نظامی، سیاسی و اقتصادی تقسیم می شه. ایجاد مشکلات روحی و روانی اگر مقاومت نداشته باشیم ما را از ادامه راه منصرف می کند و دلمان را به منفعت های زود گذر خوش.

رمز پیروزی در جنگ اقتصادی قناعت / در جنگ سیاسی (روانی) استقامت / در جنگ نظامی گذشت از جان و ایثار

سندهای استفاده شده در هشت قسمت قبلی

(این سندها عیناً از متن سخنرانی حجت الاسلام پناهیان | شب آخر مراسم فاطمی در حسینیه امام خمینی (ره) قرارداده شده که در سایت شهید آوینی منتشر شده)

خواندن منابعی که در مطالب (1 تا 9) زیر خالی از لطف نیست.

 

آل‌عمران/۱۸۶ – نبردهای پیش روی مؤمنین و سرزنش و مشکلات و ارائه راهکار در مقابل موارد یاد شده. (تذکر برای حماسه آفرینان)

 

غررالحکم/ص۶۰/ح۱۱۶۶ -  شرط حماسه اقتصادی با قناعت

 

غررالحکم/ص۴۶۳/ح۸ – شرط حماسه اقتصادی با عزت قناعت بهتر از ذلت خضوع بی جا.

 

نهج‌البلاغه/خطبۀ۱۱ – توکل به خدا و از خودگذشتی در نبردهای سخت شرط حماسه.

 

احتجاح/ج۱/ص۱۰۱ – در خطبه حضرت زهرا(س) برای معرفی حضرت علی(ع) علی‌بن ابیطالب(ع) در راه دین محکم کمر بسته، از هیچ سرزنشی هم نمی‌ترسد.

 

غیبت نعمانی/ص۲۳۳ - کلام شریفی از امام باقر(ع) در مورد امام زمان(عج) – توبه نگرفتن امام زمان از احدی و از هیچ سرزنشی هم متأثر نخواهد شد.

 

ترجمه تفسیر المیزان، ذیل آیات ۶۴ تا ۷۴ سوره توبه – جواب رسول خدا(ص) در پاسخ به حذیفه در مورد مجازات کسانی که می خواستند ایشان رو ترور کنند.

 

اثبات الهداه/ج۵/ص۲۱۵ همچنین کتاب «ظهور نور» اثر آیت الله سعادت پرور/ص۱۶۴ – سخن امام صادق(ع) در مورد امام زمان(عج) که از هیچ سرزنشی هم متأثر نخواهد شد.

 

مائده/۵۴ -  علّامۀ طباطبایی(ره) می‌فرمایند که این آیه علی‌الظاهر مال ایرانی‌های آخرالزّمان هم هست- آنها قوم قوی‌ای هستند که رسول خدا فرمودند: این قوم همان قوم سلمان فارسی هستند.

تفسیر نورالثقلین/ج۱/ص۶۴۱ و تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب/ج‏۴/ص۱۴۰ -  سخن پیامبر(ص) در مورد قومی که از هیچ سرزنشی نمی‌ترسند. ایشان  فرمودند: اینها قوم سلمان فارسی هستند که اگر ایمان به ثریا برسد، قوم سلمان فارسی به آن دسترسی پیدا خواهند کرد و روزی با این دین با این استحکام می‌آیند و اینها شیعیان علی‌بن ابیطالب(ع) هستند.

 

میزان الحکمه/حدیث۲۱۵۵ – پیمان پیامبر(ص) با ابوذر برای اینکه از از سرزنش کسی نترسد

یس/۳۰ – سرزنش کاری بوده که دشمنان نسبت به همۀ انبیاء داشته‌اند

نوادر راوندی/۷ - پیامبر گرامی اسلام در مورد ویژگی های دل و قلب می‌فرمایند: دل و قلب انسان، که ظرف محبّت خداست، ظرف معرفت خداست، باید سه ویژگی داشته باشد، صلابت داشته باشد. رقّت داشته باشد و صفا داشته باشد. گفتند یا رسول‌الله! صفا و رقّت و صلابت دل به چیست؟ حضرت فرمود صفای دل به این است که گناه نکنی و آلوده به علاقه‌های بد نباشد، رقّت دل به محبّت شما به برادران دینی‌تان هست، صلابت به چیست یا رسول‌الله؟! فرمود صلابت به این است که شما از سرزنش سرزنش‌کننده‌ها نترسی.

 

کنزالعمال/۷۲۷۵ – پیامبر در مورد ورود به بهشت می فرمایند: رسول خدا(ص) در جایی می‌فرمایند: وقتی که کسی ایمان داشته باشد و ایمانش را به ورع برساند، وارد بهشت می‌شود. کسی قانع باشد به رزق خودش، وارد بهشت می‌شود، بعد می‌فرماید اما اگر کسی می‌خواهد بی‌تردید وارد بهشت بشود، از سرزنش کسی نترسد.

 

وقعة الجمل/ص۱۳۰- حضرت علی(ع) هنگام صحبت با زبیر و جواب زبیر اینکه حرف مردم را چه کنم؟ (حضرت به او فرمود: یادت است پیامبر اکرم(ص) فرمود تو یک روزی در مقابل من می‌ایستی؟ همه را یادش آورد، زبیر گفت: خب الان چه‌کار کنم؟ آقا فرمود خب برگرد. گفت: «آخر حرف مردم را چه‌کار کنم؟»)

 

میزان الحکمه/حدیث۱۸۷۱۳- امام صادق(ع) می فرمایند: هیچ‌کس بندۀ خالص خدا نمی‌شود مگر اینکه مدح و ذم پیشش یکسان باشند. تحت تأثیر مذمّت قرار نگیر.

 

رجال کشی/ج۲/ص۷۸۲ - امام رضا(ع) جمله‌ای فرمودند به یونس یکی از یارانشان زمانی که عده ای از یونس پیش امام رضا(ع) بدگویی می کردند. امام رضا(ع) فرمودند : یعنی چه اشکالی دارد، که حالا چهارتا حرف نامربوط به تو می‌زنند، وقتی امامت از تو راضی است، دیگر حالا هرچه می‌خواهند بگویند، بگذار بگویند.

 

بحارالانوار/۲۲/۳۳۵- جواب پیامبر (ص) بعد از آنکه عمار یاسر از مناظره با کفار پیش ایشان آمده بود پیامبر(ص) گفتند: « پیامبر اکرم(ص) فرمودند: دوست شما که از میدان مذاکره یا مناظره فرار کرد، او انسان خوبی بود، ولی شما مجاهد فی سبیل‌الله بودی »

شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید/ج۲/ص۲۷۹- جواب به سرزنش خوارج از کاری که امام علی(ع) در مقابل معاویه کرده بود گفته بودند: « اشتباه کردی در جنگ کوتاه آمدی!» در جواب حضرت علی(ع) گفتند : « من در موقع خودش به وظیفه‌ام عمل کرده‌ام، چرا باید توبه کنم؟ اگر چیزی را قبول کرده‌ام، یا تحمیل شده، یا موقع یک عملی نبوده است، یا اینکه به تقدیری آن را برای جامعه بهتر دیدم، باید اعتماد کنید.»

 

نهج‌البلاغه/خطبۀ۹۲ – جواب امام علی(ع) زمانی که مردم برای بیعت با ایشان آمده بودند ایشان فرمودند : « بروید سراغ کس دیگر، الان شرایط خیلی پیچیده است. بعد فرمودند: ما الان با مسائلی مواجه هستیم که رنگ به رنگ است، با یکی دوتا مسأله مواجه نیستیم.»

 

نهج البلاغه/نامه۲۸ – جواب نامه معاویه که به سرزنش امام علی(ع) پرداخته بود. در جواب حضرت علی(ع) اینگونه نوشته اند: « تو گفته بودی: به گردن من طناب بستند، مانند طنابی که به گردن شتری می‌اندازند و می‌کشند، تو به من این را گفتی بعد فرمودند: به خدا قسم تو خواستی من را مذمّت کنی، و می‌خواستی من را مفتضح کنی اما خودت مفتضح شدی معاویه تو از مظلومیِ من حرف زدی و مرا به خاطر مظلوم بودن سرزنش کردی، در حالی که چه اشکالی دارد یک مردی مظلوم باشد؟ تا زمانی که در دین خودش شک نکند»


[یک شنبه 29 اردیبهشت 1392 ]  [1:40 PM]  [ابراهیم وکیلی گندمانی]

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت اول

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت دوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت سوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت چهارم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت پنجم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت ششم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت هفتم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت هشتم

خلاصه قسمت هشتم:

 شماتت دوستان خیلی سخت‌تر است/ خوارج به علی(ع) می‌گفتند باید توبه کنید!/مبارزه در چند جبهه شماتت و سرزنش به دنبال دارد
 

خوارج به علی(ع) می‌گفتند باید توبه کنید!/ منطق‌ علی(ع) درپاسخ به خوارج این بود که من در موقع خودش به وظیفه‌ام عمل کرده‌ام
 

امروز بعضی مدعیان روشنفکری، مثل خوارج می‌گویند: فلان موقع از کی طرفداری کردید؟ حالا توبه کنید!
 

ما در موقعیتی هستیم که در چند جبهه باید مبارزه و مقاومت و روشنگری بکنیم/افزایش سرزنش‌ها نتیجه مبارزه در چند جبهه
 

امیرالمؤمنین(ع) همزمان با چند انحراف مبارزه می‌کرد که خودشان با هم دشمن بودند
 

این قسمت:

امیرالمؤمنین علی(ع) همزمان در چند جبهه می‌جنگیدند. شما ببینید، تیپ طلحه و زبیر کجا، تیپ معاویه کجا؟! اصلاً طلحه و زبیر جریان درست کرده بودند علیه امثال معاویه. بعد دوباره ببینید تیپ خوارج کجا، تیپ معاویه کجا؟! تیپ خوارج کجا تیپ انواع طلحه و زبیر کجا؟ اینها اصلاً با هم خوب نبودند. ولی امیرالمؤمنین(ع) مجبور بود در چند جبهه بجنگد. دشمنان ما و دوستان نادان داخلی ما را مجبور نکنند علنی در چند جبهه بجنگیم.

وقتی که مردم برای بیعت سراغ علی‌بن ابیطالب(ع) آمدند، حضرت به تعبیر دیگری، همین مفهوم را توضیح دادند. ابتدا فرمودند «دَعُونِي‏ وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي‏» بروید سراغ کس دیگر، الان شرایط خیلی پیچیده است. بعد فرمودند: «فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ‏ وَ لَا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ»(نهج‌البلاغه/خطبۀ۹۲) یعنی ما الان با مسائلی مواجه هستیم که رنگ به رنگ است، با یکی دوتا مسأله مواجه نیستیم.

الحمدلله خدا جامعۀ ما را دارد می‌رساند به جایی که می‌توانیم در آن واحد در چند جبهه مبارزه کنیم و در مقابل انواع سرزنش‌ها مقاومت بکنیم و خداوند متعال ان‌شاءالله ما را در این مسیر به پیروزی خواهد رساند.

سرزنش معاویه نسبت به علی‌بن ابیطالب(ع) که در نامه‌اش نوشته و اگر امیرالمؤمنین علی(ع) متن سرزنش او را صریحاً در نامۀ خودشان به معاویه ننوشته بودند، بنده اینجا برای شما نمی‌خواندم.
یا فاطمه! داغ تو داغ باعظمتی بود، بعد از تو امیرالمؤمنین(ع) با جای خالی تو چه کند؟ این یک مشکل؛ اما با زخم زبان‌ها چه باید کرد؟ که این زخم زبان‌ها هر روز دارد درِ خانۀ دل علی را می‌شکند و فاطمه‌ای نیست که بیاید از علی(ع) دفاع کند. من عذرخواهی می‌کنم از همۀ گریه‌کن‌های فاطمیه، از همۀ سادات، از همۀ علما، از مقام معظم رهبری، اما می‌خواهم مستقیم در جریان یک شیوۀ برخورد با یک سرزنش از علی‌بن ابیطالب(ع) قرار بگیریم، عیبی ندارد دلمان هم به درد بیاید از سرزنشی که به علی‌بن ابیطالب(ع) کردند؛ بگذارید ما هم آتش بگیریم همراه با همۀ دوستان علی‌بن ابیطالب(ع).

امیرالمؤمنین(ع) در جواب نامۀ معاویه می‌فرماید: معاویه! تو در نامه‌ات این‌طور نوشتی «وَ قُلْتَ إِنِّي كُنْتُ أُقَادُ كَمَا يُقَادُ الْجَمَلُ الْمَخْشُوشُ حَتَّى أُبَايِعَ؛ تو گفته بودی: به گردن من طناب بستند، مانند طنابی که به گردن شتری می‌اندازند و می‌کشند، تو به من این را گفتی‏»(نهج البلاغه/نامه۲۸) بعد فرمودند :«وَ لَعَمْرُ اللَّهِ لَقَدْ أَرَدْتَ أَنْ تَذُمَّ فَمَدَحْتَ، وَ أَنْ تَفْضَحَ فَافْتَضَحْتَ؛ به خدا قسم تو خواستی من را مذمّت کنی، و می‌خواستی من را مفتضح کنی اما خودت مفتضح شدی.» چرا؟ «وَ مَا عَلَى الْمُسْلِمِ مِنْ غَضَاضَةٍ فِي أَنْ يَكُونَ مَظْلُوماً» معاویه تو از مظلومیِ من حرف زدی و مرا به خاطر مظلوم بودن سرزنش کردی، در حالی که چه اشکالی دارد یک مردی مظلوم باشد؟ « مَا لَمْ‏ يَكُنْ‏ شَاكّاً فِي‏ دِينِهِ؛ تا زمانی که در دین خودش شک نکند» فقط مظلوم نباید جا بخورد، تردید بکند به مسیر خودش. این مظلومیت و این زخم زبان‌ها را چگونه باید در تاریخ واگویه کرد؟

 

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان / شب آخر مراسم عزاداری فاطمی / حسینیه امام خمینی(ره)

منبع: http://www.aviny.com/Article/mosahebe/92/1/Khavarej.aspx


[یک شنبه 29 اردیبهشت 1392 ]  [10:43 AM]  [ابراهیم وکیلی گندمانی]

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت اول

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت دوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت سوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت چهارم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت پنجم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت ششم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت هفتم

خلاصه قسمت هفتم:

داستان مقاومت عمار یاسر در برابر سرزنش کنندگان و نقش تبیینی عماریاسر نه تنها در دوره حضرت علی(ع) بلکه در دوره پیامبر(ص)/ شکست مسلمانان در جنگ احد به خاطر اینکه به حرف پیامبر (ص) که شروط پیروزی را گوش ندادند و در وعده خدا شک کردند.

مقاومت در برابر سرزنش سرزنش کنندگان با افزایش معنویت

رد شدن از سدهایی که برای جامعه ایجاد می شود با مقاومت

این قسمت:

شماتت از جانب دشمن قابل تحمل است اما از جانب دوستان نادان سخت است

ولی نکتۀ حساسی در اینجاست که اگر شماتت از جانب دشمنان باشد، خُب قابل تحمل است. اما بعضی وقت‌ها شماتت از جانب دوستان نادان است، این را باید چه‌کار کرد؟
سرزنش‌ها، حرف‌های بی‌ربطی که این گوشه و آن گوشه تولید می‌شود را باید چه‌کار کرد؟ یک‌وقت دشمنان علی‌بن ابیطالب(ع) به علی‌بن‌ابیطالب(ع) حرف می‌زنند. یک‌وقت پای رکاب علی‌بن ابیطالب(ع)، در جامعۀ کوفه برمی‌گردند و شروع می‌کنند حرف‌های بی‌ربط زدن، آنها را چه‌جوری باید جمع کرد؟ واقعاً در مقابل شماتت دوستان، مقاومت کردن خیلی سخت‌تر است.
انواع و اقسام شماتت‌ها و سرزنش‌ها وجود دارد. یک نمونه از اینها را عرض کنم. مثلاً خوارج یکی از حرف‌هایی که به علی‌بن ابیطالب(ع) می‌زدند، شاید تعجّب بکنید، یک حرف بی‌ربط. به ظاهر حرفی بود که لااقل در منطق‌ آنها حرف پُر بیراهی هم نبود. ولی بر همین حرف ایستادند تا بدترین جنگ تاریخ اسلام را شکل دادند. چهار هزار نفر در آن جنگ به قتل رسیدند، آدم‌هایی که اکثراً نمازشب خوان بودند.

گفتند: یا علی! شما اشتباه کردی مذاکره با معاویه را پذیرفتی، یا اشتباه کردی در جنگ کوتاه آمدی! بحث‌شان کوتاه آمدن در جنگ بود. حالا باید توبه کنی! ما توبه کردیم شما هم زودباش توبه کن! (فَقَالُوا إِنَّا أَذْنَبْنَا ذَنْباً عَظِيماً بِالتَّحْكِيمِ وَ قَدْ تُبْنَا فَتُبْ إِلَى اللَّهِ كَمَا تُبْنَا نَعْدِلْكَ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید/ج۲/ص۲۷۹)
امیرالمؤمنین(ع) منطق‌شان در پاسخ به خوارج این بود که من در موقع خودش به وظیفه‌ام عمل کرده‌ام، چرا باید توبه کنم؟ اگر چیزی را قبول کرده‌ام، یا تحمیل شده، یا موقع یک عملی نبوده است، یا اینکه به تقدیری آن را برای جامعه بهتر دیدم، باید اعتماد کنید. اما خوارج می‌گفتند: نه! شما باید توبه کنی!
دوستان من! این سخن، سخن خوارج‌گونه است. امروز متأسفانه آدم از بعضی‌ها که ادّعای روشنفکری‌شان می‌شود و ادّعایشان می‌شود که خیلی با خوارج فاصله دارند، این جنس حرفها را می‌شنود. فکر می‌کنند خوارج اقشار متحجّری بودند. نه‌خیر! خوارج متحجّر نبودند. «زودباش توبه کن! تو فلان موقع از کی طرفداری کردی؟ حالا توبه کن!» آدم یادِ خوارج می‌افتد، خب چه‌کار کند؟ آدم که نمی‌تواند جلوی تداعی خودش را بگیرد.

ما اگر به وظیفۀمان عمل کرده باشیم، هرکس بیاید حرف بی‌اساس بزند، بگوید توبه کن، باید مقابلش ایستاد. باید مقابل سرزنش و تحقیرش ایستاد. سرزنش‌های بیجای دوستانِ نادانِ داخلی را چه باید کرد؟ این یک مسأله.

مسألۀ دوم اینکه، ما در موقعیتی هستیم که در چند جبهه باید مبارزه، مقاومت و روشنگری کنیم. شبیه شرایطی که امیرالمؤمنین علی(ع) داشت. یک کمی موقعیت امیرالمؤمنین علی(ع) را برایتان ترسیم کنم؛ جای فاطمۀ زهرا(س) خالی بود.

حضرت از یک طرف با طلحه و زبیر درگیر بود، وقتی می‌رفت سمت طلحه و زبیر که با آنها بجنگد، به نفع معاویه تمام می‌شد. از یک طرف با معاویه مواجه بود، وقتی می‌رفت به سمت معاویه، به نفع یک گروه دیگر تمام می‌شد. تا می‌رفت به سمت خوارج، دوباره معاویه خوشحال می‌شد. اینها گروه‌های متنوعی بودند، امیرالمؤمنین(ع) وسط ایستاده بود و در چند جبهه می‌جنگید.
ظاهراً جامعۀ ما هم خیلی دارد پیشرفت می‌کند، و ما داریم با آزمایش‌های پیچیده‌ای مواجه می‌شویم. که شما در این آزمایش‌ها و در این چند جبهۀ درگیری وقتی چند نوع انحراف در جامعه سر بلند کرد، به سمت هر انحرافی بروی بخواهی باهاش مبارزه کنی، می‌بینی به نفع آن یکی انحراف تمام شده است. بعد مذمّت‌ها می‌آید، بعد شماتت‌ها می‌آید، حرف‌های بی‌دقت می‌آید. الان جامعۀ ما به اینجا رسیده است.
اتفاقاً امیرالمؤمنین علی(ع) به طور همزمان با چند نوع انحراف مبارزه می‌کرد که آنها خودشان هم با همدیگر دشمن بودند. یعنی اگر امیرالمؤمنین(ع) کنار می‌رفت، اینها خودشان همدیگر را تِکه تِکه می‌کردند، این‌جور نبود که خوارج نخواهند معاویه را بکشند. ولی انرژیِ امیرالمؤمنین(ع) در جنگ با خوارج، گرفته شد و به معاویه نرسید.

چه‌کار باید کرد؟ ما می‌خواهیم در زمانِ خودمان در چند جبهه جنگیدن را پیروزمندانه ببریم جلو. هر مذمّتی از هر گوشه‌ای بلند بشود که ما نباید به آن توجّه کنیم. ما الحمدلله با انواع و اقسام جریان‌های انحرافی که بتوانند خودشان را سازماندهی کنند، بیایند مقابل، مقابله خواهیم کرد و با همۀ آنها هم به قدر کافی منطق داریم که درگیر بشویم. درگیری با یکی از اینها موجب تقویت یکی دیگر نباید باشد و تضعیف همۀ آنها را در آنِ واحد باید در دستورِ کارمان داشته باشیم تا غربت و مظلومیت علی‌بن ابیطالب(ع) تکرار نشود.

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان / شب آخر مراسم عزاداری فاطمی / حسینیه امام خمینی(ره)

منبع: http://www.aviny.com/Article/mosahebe/92/1/Khavarej.aspx


[شنبه 28 اردیبهشت 1392 ]  [2:15 AM]  [ابراهیم وکیلی گندمانی]

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت اول

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت دوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت سوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت چهارم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت پنجم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت ششم

خلاصه قسمت ششم:

«ترس از سرزنش مردم و  جنگ کردن با امام علی(ع)» زبیر را جهنمی کرد!

مژدۀ امام رضا(ع) به کسی که از سرزنش و ملامت دیگران نترسد/ اگر بدانیم امام زمان و نایب امام زمان از ما راضی است، دیگر چی اهمیتی به سرزنش دیگران است

بعد از جنگ احد، عمّاریاسر داشت با یکی از دوستانش حرکت می‌کردند، که یهودی‌های مدینه جلو آمدند، شروع کردن مذمت کردن و زخم زبان زدن، گفتند: «خب! آقای عمّار! پس چه شد این وعده‌هایی که پیغمبر شما می‌داد؟! پس ملائکه برای شما می‌فرستد و کمک می‌فرستد (و به آیات قرآن اشاره کردند.) پیامبرتان که مجروح شد، حمزۀتان را که کشتند....»

اینها را ببینید و با مذمّت‌هایی که کفّار و مشرکین و این رسانه‌های غربی دارند، مقایسه کنید و اصلاً فکر نکنید که روش‌های جدیدی دارند به‌کار می‌گیرند، از قدیم بوده است. مثلاً بعضی‌ها قیافۀ بی‌طرفی می‌گیرند بعد شروع می‌کنند مذمّت کردن؛ قدیم هم همین روش‌ها بوده: ابوموسی اشعری، قیافۀ بی‌طرفی می‌گرفت و زخم زبان‌ها می‌زد. در حالی که امیرالمؤمنین(ع) در یک طرف بود و دشمن امیرالمؤمنین(ع) در طرف دیگر، این دو با هم قابل مقایسه نیستند! به ابوموسی اشعری می‌گفتند: «آقا! بیا کمک کن به علی‌بن ابیطالبمی‌گفت: «ما از فتنه‌ها فاصله می‌گیریم! ما چی‌کار داریم با فتنه‌ها؟بعضی‌ها با بی‌تفاوتی بین حق و باطل شأن خودش را می‌برد بالا. و با بی‌تفاوتی و با وسطِ حق و باطل را گرفتن، می‌خواهند برای خودشان کلاس و آبرو درست بکنند! بعد اینها حرف‌های به‌ظاهر بی‌طرفانه می‌زنند، اما همه‌اش نیش است. همه‌اش سرزنش است. داغی که هیچ‌وقت از دل آدم بیرون نمی‌رود. ولی باید مقابل این نیش‌ها مقاومت کرد.
آنها هم آمدند به عمّار یاسر و رفیقش از همین حرف‌ها زدند، منتها آنجا کفّار بودند. گفتند: پس وعده‌های خدا چه شد؟ در جنگ که آن‌همه کشته دادید. دوست عمّاریاسر گفت: من با شما بحث نمی‌کنم، شما ایمان آدم را ضعیف می‌کنید، به تعبیر ما مثلاً ماهواره را خاموش کرد. اما عمّار یاسر جلو رفت و گفت: چی دارید می‌گویید و ایمان مردم را متزلزل می‌کنید؟ گفتند: مگر پیغمبر شما وعده نداده بود؟ عمّار جوابشان را داد. عمّار فقط نقش تبیینی‌اش مربوط به زمان علی‌بن ابیطالب(ع) نبوده، بلکه از قبل هم چنین سابقه‌هایی در پرونده‌اش بوده است.
عمار محکم ایستاد و گفت: «پیامبر ما به صورت مشروط به ما وعدۀ نصرت داده است: «إن تَنصُرُ الله یَنصُرکُم» بعد فرموده: اگر حرف من را گوش کنید، کوه‌ها به دست شما جابه‌جا می‌شود. ما حرفش را گوش نکردیم، شکست خوردیم، حالا چه می‌گویید؟» هیچی، لال شدند. البته ماهواره‌ها را دیگر نمی‌شود لال کرد، آنها دیگر از آن‌طرف دارند یک طرفه می‌کوبند و می‌آیند جلو. ولی آن کسانی که متأثر می‌شوند را باید متقاعدشان کرد، دانه دانه آنها را باید بیدارشان کرد. بعد آمد پیش رسول خدا، صدا زد یا رسول‌الله! چنین صحنه‌ای پیش آمد و من جواب دادم، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: دوست شما که از میدان مذاکره یا مناظره فرار کرد، او انسان خوبی بود، ولی شما مجاهد فی سبیل‌الله بودی؛ «فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدِینَ عَلَی القَاعِدِین» شما واقعاً مجاهدت کردی. (إِنَّ الْمُسْلِمِينَ لَمَّا أَصَابَهُمْ يَوْمَ أُحُدٍ مِنَ الْمِحَنِ مَا أَصَابَهُمْ لَقِيَ قَوْمٌ مِنَ الْيَهُودِ بَعْدَهُ بِأَيَّامٍ عَمَّارَ بْنَ يَاسِرٍ و ... فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ يَا عَمَّارُ قَدْ وَصَلَ إِلَيَّ خَبَرُكُمَا، أَمَّا حُذَيْفَةُ فَرَّ بِدِينِهِ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ أَوْلِيَائِهِ فَهُوَ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ وَ أَمَّا أَنْتَ يَا عَمَّار فَإِنَّكَ قَدْ نَاضَلْتَ عَنْ دِينِ اللَّهِ وَ نَصَحْتَ لِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ فَأَنْتَ مِنَ الْمُجَاهِدِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الْفَاضِلِين‏؛ بحارالانوار/۲۲/۳۳۵)

ان‌شاءالله ما در مقابل سرزنش سرزنش‌کنندگان و یاوه‌سرایی‌ها و تحقیرهای آنها بتوانیم مقاومت کنیم، بنیۀ تبلیغاتیِ جامعه، با این بنیۀ معنوی که در جامعه هست همراه شود و جامعۀ ما را مقاوم قرار دهد، دراینصورت واقعاً سدهای بسیار بزرگی را ما از سرِ راه برخواهیم داشت.

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان / شب آخر مراسم عزاداری فاطمی / حسینیه امام خمینی(ره)

منبع: http://www.aviny.com/Article/mosahebe/92/1/Khavarej.aspx


[جمعه 27 اردیبهشت 1392 ]  [1:54 PM]  [ابراهیم وکیلی گندمانی]

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت اول

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت دوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت سوم

حماسه چرا؟ چگونه؟ | قسمت چهارم

حماسه چرا؟ و چگونه؟ | قسمت پنجم

خلاصه قسمت پنجم:

ویژگی‌ مؤمنین مقدمه‌ساز این است که از سرزنش ملامت‌گران نمی‌ترسند/ آیۀ قرآن
عهد پیغمبر(ص) با ابوذر: از سرزنش کسی نترسید!/ یاران خاص نباید از سرزنش بترسند
عبور از تمسخرها و ملامت‌ها، قدمی بزرگ به سوی ظهور است


رسول خدا(ص) در جایی می‌فرمایند: وقتی که کسی ایمان داشته باشد و ایمانش را به ورع برساند، وارد بهشت می‌شود. کسی قانع باشد به رزق خودش، وارد بهشت می‌شود، بعد می‌فرماید اما اگر کسی می‌خواهد بی‌تردید وارد بهشت بشود، از سرزنش کسی نترسد. (اِنتَهَى الإيمانُ إلَى الوَرعِ ، مَن قَنَعَ بما رَزَقَهُ اللّه ُ دَخَلَ الجَنَّةَ ، و مَن أرادَ الجَنَّةَ لا شَكَّ فلا يَخافُ في اللّه ِ لَومَةَ لائمٍ؛ کنزالعمال/۷۲۷۵)
چقدر این مطلب اهمیّت دارد. شما می‌دانید زبیر، در آن لحظۀ آخر امیرالمؤمنین علی(ع) متقاعدش کرد که تو نباید با من بجنگی. حضرت به او فرمود: یادت است پیامبر اکرم(ص) فرمود تو یک روزی در مقابل من می‌ایستی؟ همه را یادش آورد، زبیر گفت: خب الان چه‌کار کنم؟ آقا فرمود خب برگرد. گفت: «آخر حرف مردم را چه‌کار کنم؟» با همین یک کلمه رفت جهنّم؛ «حرف مردم را چه‌کار کنم؟» مردم به من حرف می‌زنند. (قَالَ[الزبیر]: اللَّهُمَّ نَعَمْ لَقَدْ كَانَ ذَلِكَ وَ لَكِنِّي نَسِيتُ وَ مَا ذَكَرْتَنِي أَنْسَانِيهِ الدَّهْرُ وَ لَوْ ذَكَرْتَهُ لَمَا خَرَجْتُ عَلَيْكَ فَكَيْفَ أَرْجِعَ وَ قَدْ الْتَقَتْ حَلْقَتَا الْبِطَانِ وَ اللَّهِ إِنَّ هَذَا هُوَ الْعَارُ الَّذِي لَيْسَ لَهُ مَثِيلٌ، فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَا زُبَيْرُ ارْجِعْ قَبْلَ أَنْ تَجْمَعَ الْعَارُ وَ النَّارُ. ...و خطاب به پسرش هم گفت: لَقَدْ ذَكَرَنِي عَلِيٌّ حَدِيثًا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ إِلَهَ وَ سلّم قَدْ أَنْسَانِيهِ الدَّهْرُ فَلَا حَاجَةَ لِي فِي مُحَارَبَتِهِ أَبَداً ... فَقَالَ كَفِّرْ عَنْ يَمِينِكَ لِئَلَّا يَتَحَدَّثْنَ نِسَاءِ قُرَيْشٍ إِنَّكَ جَبُنْتُ وَ مَا كُنْتَ بِجَبَانٍ قال الزبیر: صَدَقتَ؛ وقعة الجمل/ص۱۳۰) مقاومت در مقابل مدح و ذمّ دیگران، حتی در مقابل مدح دیگران باید مقاوم باشید، شما باید اینقدر مخلص باشی که مدح کسی شما را شیر نکند، آنگاه مذمّت کسی هم روی شما تأثیر نخواهد گذاشت.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «لَا يَصِيرُ الْعَبْدُ عَبْداً خَالِصاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى يَصِيرَ الْمَدْحُ‏ وَ الذَّمُ‏ عِنْدَهُ‏ سَوَاء»(میزان الحکمه/حدیث۱۸۷۱۳) هیچ‌کس بندۀ خالص خدا نمی‌شود مگر اینکه مدح و ذم پیشش یکسان باشند. تحت تأثیر مذمّت قرار نگیر.

یک مژده هم به شما بدهم، مژده که چه عرض بکنم، ان‌شاءالله همۀ ما اهل دریافت چنین مژده‌ای باشیم. مژده‌ای است که امام رضا(ع) به یکی از یاران‌شان به نام یونس دادند، یونس یکی از اصحاب امام رضا(ع) بود. گروهی از مردم بصره که تقریباً همشهری‌های ایشان بودند، آمدند؛ آن‌وقت یونس برگشت گفت آقا! اینها من را اذیّت می‌کنند، خیلی حرف به من می‌زنند. آقا فرمود تو برو توی اتاق. یونس رفت توی اتاق. آنها آمدند اتفاقاً شروع کردند از یونس بدگویی کردن. امام رضا(ع) هم حالا سکوت کردند، زیاد نمی‌شد با آنها حرف بزنند، آنها خیلی ضعیف‌تر بودند نسبت به یونس، درک نمی‌کردند. بعد از اینکه رفتند، یونس آمد با یک داغ دلی گفت: «آقا! یا امام رضا! دیدید اینها چه‌کار می‌کنند؟ چقدر حرف به من می‌زنند؟ حرف‌های بی‌ربط، مثلاً من این‌جوری نیستم ها

امام رضا(ع) جمله‌ای فرمودند، چقدر زیباست این جمله، اینها مقاومت انسان را در مقابل مذمّت‌ها افزایش می‌دهد. فرمود: «يَا يُونُسُ فَمَا عَلَيْكَ مِمَّا يَقُولُونَ إِذَا كَانَ‏ إِمَامُكَ‏ عَنْكَ‏ رَاضِياً؟»(رجال کشی/ج۲/ص۷۸۲) یعنی چه اشکالی دارد، که حالا چهارتا حرف نامربوط به تو می‌زنند، وقتی امامت از تو راضی است، دیگر حالا هرچه می‌خواهند بگویند، بگذار بگویند.

ببینید این چه مقاومتی به انسان می‌دهد، ما باید واقعاً دل امام زمان‌مان را به دست بیاوریم و یک کاری بکنیم که در مسیر حضرت، با آن راهی که حضرت امام(ره) و همۀ اولیاء به ما نشان داده‌اند، در مسیر امام زمان(ع) و نایب امام زمان حرکت بکنیم، خدا دیگر از ما راضی خواهد بود، امام‌مان از ما راضی خواهد بود، واقعاً سرزنش دیگران چه تأثیری روی ما دارد؟


سخنرانی حجت الاسلام پناهیان / شب آخر مراسم عزاداری فاطمی / حسینیه امام خمینی(ره)

منبع: http://www.aviny.com/Article/mosahebe/92/1/Khavarej.aspx


[پنج شنبه 26 اردیبهشت 1392 ]  [6:51 AM]  [ابراهیم وکیلی گندمانی]
[چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ]  [7:21 PM]  [ابراهیم وکیلی گندمانی]