دیروز / امروز
دیروز باهوش بودم و می خواستم دنیا را اصلاح کنم.
امروز عاقلم و می خواهم خودم را اصلاح کنم.
ادامه مطلب
چکیده ای از کتاب این کارو نکن، این کارو بکن.
چکیده ای از کتاب این کارو نکن، این کارو بکن.
ادامه مطلب
باور نکن ...
پرگار
اسب سخنگو
مرده میگه : وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم
اسبی كه روش شرط بندی كردم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه.
سه روز بعدش مرد داشت تلویزیون تماشا می كرد كه زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر كوبید
رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد.
وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود
ادامه مطلب
سادگی
متن سنگ قبر زیبای افراد مشهور
متن سنگ قبر پروین اعتصامی
آنکه خاک سیه اش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
متن سنگ قبر فروغ فرخزاد
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من م
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
متن سنگ قبر کوروش کبیر
ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر
متن سنگ قبر فریدون مشیری
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین
متن سنگ قبر فردین
بر تربت پاکت بنشینم غمناک
کوهی زهنر خفته بینم در خاک
از روح بزرگ هنریت فردین
شاید مددی به ما رسد از افلاک
متن سنگ قبر بابک بیات
سکوت سرشار از ناگفته هاست
متن سنگ قبر خسرو شکیبایی
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد
متن سنگ قبر حافظ
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
متن سنگ قبر شاپور
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست……
متن سنگ قبر سهراب سپهری
به سراغ من اگر می آیید
نرم وآهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
متن سنگ قبر منوچهر نوذری
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی
متن سنگ قبر وینستون چرچیل
من برای ملاقات با خالقم آماده ام
اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست
متن سنگ قبر اسکندر مقدونی
اکنون گور او را بس است
آنکه جهان اورا کافی نبود
متن سنگ قبر نیوتن
ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید……
وهمه روشن شد
متن سنگ قبر لودولف کولن(ریاضی دان)
3.14156235358979323846263386279088
(عدد پی)
متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)
بهترین ها هنوز در راهند….
انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند
متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده)
در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن
ای مرگ
اينم زيبا ترين نوشته هاي روي سنگ قبر:
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
آنکه اینجا در زیر این سنگ هم آغوش با خاک شده
عاشقی دل خسته بود
عاشقی که عشقش را هیچ گاه فراموش نکرد
عاشقی که عاشق او بود...
بنویسید بعد از مرگم روی سنگ
آن که خاک را نقاب چهره اش کرده
عاشق کسی بود که او را از بحر غم نجات داده
و فرشته ی نجاتش تنها او را یک دوست می دید نه یک معشوق...
سنگ قبرم را نميسازد کسي
مانده ام در کوچه هاي بي کسي
بهترين دوستم مرا از ياد برد
سوختم خاکسترم را باد برد
بنویسید بعد مرگم روی سنگ * با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
اینکه اینجا خفته در این گور سرد * بودنش را هیچ کس باور نکرد
چندان بخورم شراب کاین بوی شراب
آید ز تراب چون روم زیر تراب
گر بر سر خـاک من رسد مخموری
از بوی شراب من شود مست و خراب
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
چو بر خاکم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانم
چو رخت خویش بر بستم از این خاك همه گفتن با ما اشنا بود
ولیكن كس ندانست این مسافر چه كفت و با كه گفت و از كجا بود
مرغ دل پر میند تا زین قفس بیرون شود جان بجان امد توانش تا دمی
مجنون شود
کس نداند حال این پروانه دلسوخته در بر شمع وجود دوست اخر
چون شود
بر سنگ مزارم بنویسید آشفته وسرد و خاموش
همه دنیا كرده اند مرا فراموش فراموش
نیه باخرسان منم کیمی - من باخاردم سنین کیمی - یاتاجاقسان منم کیمی - باخاجاقلار سنین کیمی!
( روی قبرم بنویسید!)
تا بودم ای رفیق ندانستی که کیستم
روزی به سراغ حال من آمدی که نیستم
هذا جنایه ابی و ما جنیت ابدا
(این جنایه پدرم است و من هرگز جنایت نکردم)
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان ، چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم!
مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم
مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم
چون مرده شوم خاک مرا گم سازید
احوال مــرا عبرت مــردم سازید
خاک تن من به باده آغشته کنید
وز کـالبدم خشت سر خم سازید
جوان ناکام شادروان جنت مکان خلد آشیان
افسرده دلی خسته در این خلوت خاموش
او زاده غمهای جهان بود گشت فراموش
بر سنگ مزارم بنویسید که بیدار نبود
او خفته به خاک از غم بسیار نبود
بر سنگ مزارم بنویسید که هنگام سفر
عاشق شده و در تب دیدار نبود
آنگاه که در گور نهادند مرا
همه دانند به جز قسمت و اجبار نبود
گلی بودم چه وقت چیدنم بود جوان بودم چه وقت چیدنم بود
برسنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمین نبود نمازش شكسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود
وصیت نامه ی عشق
مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در
طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد
دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست
داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند
همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا
بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب
بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
یك چند به كودكی ، به استاد شدیم
یك چند ز استادی خود شاد شدیم !
پایان سخن شنو كه ما را چه رسید
از خاك برآمدیم و بر باد شدیم !!
فاتحه ای چو آمدی بر سر ی خسته ای بخوان
لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان
آنکه به پرسش آمدو فاتحه خواند و میرود
گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان ....
بگویید بر گورم بنویسند زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت.
مهربون بود ولی مهر نورزید.
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد.
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت.
در زندگی احساس تنهایی نمود ولی هرگزدل به کسی نداد.
و خلاصه...
بنویسید "زنده بودن را برای زندگی دوست داشت، نه زندگی را برای زنده بودن
ادامه مطلب
حدس بزنید
روزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!!
من از روزی میترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد. چنین روزی ، جهان نسلی از ربات ها را خواهد داشت.
ادامه مطلب
مرحله تکامل استادی و معلّمی
وقتی کلاس های دوره آموزش « نحوه ی تدریس » را می گذراندم؛یکی از استادان این دوره فرمودند:
« اگر شاگردی سوالی پرسید که جواب آن را نمی دانستید،به روی خودتان نیاورید که نمی دانید! می توانید از ترفندهای مختلفی استفاده کنید؛ مثلا بگویید : آفرین ، چه سوال خوبی ! حالا من این سوال را به عنوان تکلیف به شما می دهم. بعد تا جلسه ی آینده خودتان به دنبال جواب بروید... البته از ترفندهای دیگری هم می شود استفاده کرد !
امّا علامه بزرگوار « محمد تقی جعفری » چیز دیگری می گوید:
ایشان می فرماید:
« تا به مرحله ای نرسیده اید که نتوانید به راحتی ندانستن خود را به شاگردانتان نشان دهید ، به هیچ کجا نخواهید رسید.»

ادامه مطلب



