91 آیینه 404
"مردم" و" دولت " باید برای تحقق این هدف ،متحد شوند
دیگر امکانات

موضوع : وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی

و

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملّی

کدام کالای وطنی نیازمند حمایت است؟
اولین سؤالی که در این بحث مطرح می‌شود آن است که در صورت حمایت از تولید داخلی کدام یک از محصولات باید مورد حمایت قرار گیرند؟ آیا منظور از این شعار حرکت به سمت اقتصاد درون‌گرا و مبتنی بر خودکفایی افراطی است که اقتصاد کشور را به سمت انزوا ببرد و یا منظور توانمندسازی فرآیند تولید، برای رقابت در فضای بین‌المللی است...
گروه اقتصادی برهان/سعید غلامی باغی؛ نام‌گذاری امسال به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» زمان مغتنمی است که یکی از تهدیدهای فعلی را به فرصتی تاریخی تبدیل نماییم. نکته‌ی قابل تأمل آن است که در حمایت از تولید، میان بخش‌های اقتصادی، مصرف ­کنندگان و تولید کنندگان لزوماً اتفاق نظر وجود ندارد و لازم است که هر چه زودتر با طرح مباحث کارشناسی این موضوع کالبد شکافی شود. در این گفتمان تلاش می­شود ضمن طرح برخی سؤال‌ها در این زمینه به پیش­ نیازها و الزامات حمایت از تولید ملی توجه شود، تولید داخلی که نیاز به حمایت دارد شناسایی شود و به راهکارهایی در این خصوص اشاره گردد.

در طول دهه‌ی اخیر با فرا رسیدن سال نو، یکی از مسایلی که توجه مسؤولان و کارشناسان حوزه­های مختلف را متوجه خود می­سازد، بیانات مقام معظم رهبری در زمان سال تحویل و نام‌گذاری آن سال است. چند سالی است که این نام­گذاری­ها، بیش‌تر بر حوزه‌ی اقتصاد متمرکز بوده و نشان­ دهنده‌ی آن است که چالش­های اصلی کشور مربوط به این حوزه می‌باشد و در صورت اولویت­بندی مشکلات پیش رو، مسایل اقتصادی در صدر مشکلات مردم قرار دارند. زمانی­ که مقام معظم رهبری سال­های اخیر را با عناوینی مانند «اصلاح الگوی مصرف»، «همت و کار مضاعف» و «جهاد اقتصادی» نام‌گذاری کردند یک اجماع نظر کارشناسی در خصوص تمامی این حوزه­­ها شکل گرفت و تلاش گردید با ایجاد فضای تضارب آرا، ابعاد مختلف این عناوین کالبد شکافی شوند تا بتوان از نتایج اجرای آن در طول سال بهره برد.
 
هر چند با نام‌گذاری سال 1391 به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» و آغاز مباحث کارشناسی در این خصوص، پیش­بینی می­شود که اجماع نظر در این موضوع نیز شکل گیرد ولی نحوه و روش حمایت از تولیدات داخلی، میزان حمایت، بخش­های مورد نظر و ارتباط آن با اعمال محدودیت بر واردات و هم‌چنین لزوم حمایت از مصرف­ کنندگان داخلی موجب اختلاف­ نظرهایی در میان مسؤولان و کارشناسان این حوزه خواهد شد.

اولین سؤالی که در این بحث مطرح می­شود آن است که در صورت حمایت از تولید داخلی کدام یک از محصولات باید مورد حمایت قرار گیرند؟ آیا منظور از این شعار حرکت به سمت اقتصاد درون‌گرا و مبتنی بر خودکفایی افراطی است که اقتصاد کشور را به سمت انزوا ببرد و یا منظور توانمندسازی فرآیند تولید، برای رقابت در فضای بین‌المللی است. آیا تولیدی که نتواند نیاز و تقاضای داخلی را پاسخگو باشد و یا با کیفیت پایین خود موجب عدم کارایی در فرآیند تولید گردد و یا با قیمت بالای خود منجر به ناکارایی در تخصیص منابع گردد و یا با توجه به استانداردهای پایین منجر به تضییع حقوق مصرف کنندگان گردد و سلامت و بهداشت جامعه را به مخاطره بیندازد، مستحق حمایت در بلند مدت می‌باشد؟ آیا حمایت از تولید داخلی در بلند مدت منجر به ناکارایی در بخش تولید نشده و نتیجه‌ی معکوس نخواهد داد؟
 
آیا تجربه‌ی اعمال سیاست‌های حمایت گرایانه در اقتصادهای در حال گذار در دهه­های گذشته در دنیا و اعمال برخی محدودیت­ها در سال­های اولیه‌ی بعد از انقلاب منجر به رونق در تولید داخلی گشته و یا برعکس منجر به عدم رقابت پذیری محصولات تولیدی در بازارهای جهانی شده است؟ آیا روش حمایت از محصولات داخلی با وضع سیاست­های دستوری از جمله ممنوعیت ورود کالاهای مشابه خارجی امکان پذیر است و یا این که به توسعه‌ی قاچاق در کشور می­انجامد؟ آیا مبارزه با قاچاق کالا و کنترل آن با سیاست‌های انتظامی امکان پذیر است؟

طرح این گونه سؤال‌ها موجب بروز اختلاف نظرهایی در مجامع کارشناسی در خصوص شیوه‌ی حمایت از تولید داخلی شده و در صورت عدم اجماع نظر در خصوص این موارد می­تواند توافق در مورد سیاست­های اجرایی برای تحقق اهداف مورد نظر رهبری در حمایت از تولید را با وقفه مواجه سازد.

الف) برای اجرای سیاستی کارا در حمایت از تولید، پیش­ نیازها و الزامات متعددی مورد نیاز است که به برخی از آن‌ها در زیر اشاره می­شود:

1. تجربه‌ی چند دهه اجرای سیاست‌های حمایتی به شکل کنونی هم منجر به نارضایتی تولید کنندگان و هم مصرف ­کنندگان شده است. از یک طرف بخش‌های مختلف تولیدی در کشور همواره از شرایط نامناسب کسب ­و کار و عدم امکان رقابت با محصولات وارداتی گلایه‌مند هستند و همواره تولید کنندگان و سرمایه­گذاران تلاش می­کنند امتیازاتی مانند وضع نرخ­های تعرفه و حقوق ورودی بالا برای کالاهای وارداتی را دریافت کنند. از طرف دیگر حمایت بدون سقف زمانی مشخص و محدود، منجر به عدم ناکارایی در برخی بخش‌های تولیدی شده و این امر الگوی مصرف منابع را در شرایطی غیر بهینه قرار داده و موجب تنبلی برخی صنایع در رسیدن به مزیت رقابتی شده است.
 
به همین دلیل مصرف کنندگان این کالاها نیز همواره به وضعیت فعلی معترض هستند. در این شرایط تعیین میزان حمایت از یک بخش تولیدی، به یک فرآیند چانه­زنی تبدیل شده که مصرف کنندگان و تولید کنندگان، هر یک برای دریافت امتیاز بیش‌تر، ناگزیر هستند همواره نارضایتی خود را به تصمیم­گیران منعکس کنند و در نتیجه ساختار حاکم بر حمایت از تولید در چند دهه‌ی گذشته معمولاً به دنبال رفع بحران‌ها، تأمین نیازها و ایجاد رضایت در بخش‌های مختلف کشور در کوتاه مدت بوده است.

یکی از اصلی­ترین دلایل این که کشور سال‌هاست با مشکل هدفمند نبودن نظام حمایتی مواجه است و شرایط برون رفت از این وضعیت نیز هنوز فراهم نشده، آن است که اتفاق­ نظر و دید بلند مدت میان سیاست‌گذاران در این حوزه وجود ندارد تا بتوانند در یک برنامه‌ی زمان‌بندی مشخص و با اتخاذ فرآیندی علمی به رفع اساسی مشکلات بپردازند. بنابراین برون رفت از این وضعیت نیازمند وفاق ملی و نگاه بلند مدت است که باید در یک برنامه‌ی زمان‌بندی مشخص و با اتخاذ فرآیندی ثابت و قاطع انجام شود. از این رو است که فرصت به وجود آمده به واسطه‌ی نام‌گذاری امسال توسط مقام معظم رهبری به نام سال حمایت تولید ملی را می­توان به عنوان فرصتی تاریخی در به وجود آمدن این نگاه بلند مدت دانست و می­توان اولین پیش­ نیاز حصول اهداف ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری در این خصوص را ایجاد اتفاق نظر کارشناسی دانست.

2. یکی دیگر از پیش ­نیازهای این بحث، پرهیز از تعجیل در تصمیم­گیری و اتخاذ سیاست‌های افراطی در خصوص محدودیت و ممنوعیت واردات است که می­تواند منجر به تنش­ در اقتصاد کشور شود. از همین رو است که مقام معظم رهبری در بیانات خود، همواره بر ارتقای مرغوبیت و کیفیت تولید داخلی تأکید داشتند و واردات بی­رویه و بی­منطق را به عنوان ضرر و خطری بزرگ برشمردند. ایشان در بیانات خود و به طور خاص در دیدار با جمعی از کارآفرینان سراسر کشور در تاریخ 16/6/1389 مسأله‌ی مدیریت واردات را مسأله­ای مهم بیان کرده و توصیه کردند که واردات را مدیریت کنید نه این که متوقف کنید یعنی یک چیزهایی باید بیاید و یک چیزهایی باید نیاید تا یک مدیریت صحیح شکل گیرد.

اتخاذ سیاست‌هایی مانند اعمال محدودیت غیرعلمی یا اخذ مجوزهای متعدد از دستگاه­های اجرایی برای واردات، حرکت رو به عقب به سمت سیاست‌هایی است که در گذشته زمینه‌ی رانت و فساد اقتصادی را فراهم می­آورد و در گذشته از این محل به اقتصاد کشور صدمات بسیاری وارد شده است. در نگاه ساده به اقتصاد کلان، می­توان بیان کرد که مصرف جامعه از سه منشأ، مصرف کالاهای تولید داخلی، مصرف کالای وارداتی خارجی و مصرف کالای قاچاق وارداتی خارجی تأمین می­شود. بنابراین اصلی­ترین دلیل اقدام به واردات، تأمین کالاهای مورد نیاز جامعه است. وضع هرگونه سیاستی مبتنی بر ممنوعیت واردات حتی در کوتاه مدت می­تواند منجر به بروز آسیب‌هایی بر اقتصاد کشور شود زیرا واردات کالا فی النفسه امری نامطلوب قلمداد نمی­شود.
 
واردات بخشی از کالاهای مورد نیاز برای مصرف کشور را تأمین می­کند، فضای رقابتی میان تولیدات داخلی و کالاهای خارجی با هدف افزایش کیفیت و کارایی تولید ایجاد می­کند، از منابع محدود کشور به واسطه‌ی جلوگیری از ناکارایی در تولید به صورت بهینه استفاده می­کند، بخشی از تکنولوژی تولید کالا را وارد می­کند و نیاز بخش تولید به مواد اولیه و واسطه­ای را تأمین می­کند. بنابراین واردات امری نامطلوب نیست بلکه مهم آن است که چه کالایی؟ به عنوان رقیب و یا مکمل چه تولیداتی؟ و از چه مسیری؟ وارد کشور ­شود.

3. از دیگر پیش نیازهای تعیین سیاست‌های حمایتی، تعیین استراتژی ایران برای الحاق به سازمان جهانی تجارت است. با توجه به طی ­شدن فرآیند الحاق ایران به سازمان جهانی تجارت و عضویت ایران به عنوان عضو ناظر و تعیین کارگروه الحاق ایران به این سازمان؛ به طور حتم سیاست‌های اتخاذ شده در ایران از طرف این سازمان و کارگروه الحاق رصد می­شود. در این شرایط هر گونه اقدامی برخلاف معیارهای این سازمان می­تواند فرآیند الحاق را تحت‌الشعاع قرار دهد. در این شرایط می­توان قواعد قانونی و مقرراتی خود را به نحوی اصلاح نماییم که نخست بیش‌ترین منافع ملی از این راه حاصل شود و دوم، فرآیند الحاق با مشکل مواجه نگردد. تمامی این موارد در گرو تعیین استراتژی ایران برای الحاق به این سازمان است.
 
آیا تجربه‌ی اعمال سیاست‌های حمایت گرایانه در اقتصادهای در حال گذار در دهه‌های گذشته در دنیا و اعمال برخی محدودیت‌ها در سال‌های اولیه‌ی بعد از انقلاب منجر به رونق در تولید داخلی گشته و یا برعکس منجر به عدم رقابت پذیری محصولات تولیدی در بازارهای جهانی شده است؟ آیا روش حمایت از محصولات داخلی با وضع سیاست‌های دستوری از جمله ممنوعیت ورود کالاهای مشابه خارجی امکان پذیر است و یا این که به توسعه‌ی قاچاق در کشور می‌انجامد؟ آیا مبارزه با قاچاق کالا و کنترل آن با سیاست‌های انتظامی امکان پذیر است؟

 
4. یکی دیگر از پیش­ نیازهای دست‌یابی به حمایتی هدفمند، وجود آمار و اطلاعات دقیق برای تطبیق میان میزان تولید داخلی کالا با نیاز واقعی جامعه است. شایان توجه است که در حال حاضر آمار و اطلاعات مربوط به صادرات و واردات از راه گمرک جمهوری اسلامی ایران به تفکیک حدود 6600 کد کالایی بر حسب تقسیم­بندی (HS) تهیه و منتشر می­شود ولی اقلام مربوط به تولید به صورت پراکنده از راه وزارتخانه­های تولیدی (صنعت، معدن، تجارت، کشاورزی، بهداشت و ...) بر حسب تقسیم­بندی (ISIC) تهیه و به صورت متمرکز منتشر نمی­شوند. بنابراین اولین اقدام برای شفاف­سازی میزان نیاز داخلی با توجه به تولید و واردات، تهیه‌ی آمارهای دقیق با تقسیم­بندی­های واحد است.

ب) کدام تولید ملی نیاز به حمایت دارد و باید از آن حمایت شود؟ مشخصات تولید داخلی مورد حمایت عبارت است از:

1. تولیدی مورد حمایت است که در طی یک دوره‌ی برنامه­ریزی شده میان مدت (3 تا 5 ساله) و یا حداکثر در یک دوره‌ی بلند مدت (5 تا 20 ساله)، بتواند نیاز و تقاضای داخلی را با قیمت، کیفیت و استاندارد قابل رقابت با تولید مشابه در بازارهای جهانی تأمین نماید.

2. حمایت از تولید کنندگان نوپا ضروری است. در برخی موارد، در واردات کالا به تولید کنندگان نوپا کم توجهی می­شود (مانند تولید کنندگان قطعات لوازم ­یدکی و یا لوازم خانگی) و در نتیجه بازار تولید متضرر می­شود. ورود کالاهای مربوط به صنایع نوپا، شکل­گیری تولید را به خطر می­اندازد.

3. حمایت از تولید کنندگانی که با تجارت غیرمنصفانه مواجه هستند مهم است. ورود کالاها در شرایط غیرمنصفانه مانند دامپینگ (قیمت­شکنی) با هدف نابودی صنایع داخلی مخرب است. این در حالی است که در برخی موارد کالاهایی از کشورهایی که اقدام به قیمت ­شکنی می‌کنند، وارد می­شود (مانند ورود لاستیک چینی) و در نتیجه بازار تولید را متضرر می­کند.

4. حمایت از تولیداتی که تلاش می­کنند به استانداردهای ملی، منطقه­ای و جهانی نزدیک ­شوند، ضروری است. عدم حمایت از این گونه کالاها در شرایطی که استانداردهای اجباری در حال گسترش هستند و حضور کالاها در کشورهای دیگر و بازارهای جهانی مستلزم رعایت استانداردهای منطقه­ای و جهانی است، ضروری است.

5. حمایت از تولید کالاهایی که با فرهنگ و آموزه های دینی کشور تطبیق دارند، ضروری است، زیرا در برخی موارد کالاهایی به صورت قانونی و غیرقانونی وارد کشور شده و در سطح آن به خصوص در میان قشر نوجوان و جوان، توزیع شده (انواع البسه، لوازم التحریر و علایم و نشان‌های نامناسب) که با فرهنگ ایران در تعارض هستند و موجب بروز آسیب‌های اجتماعی شده­اند.

6. کالای تولید داخلی که می­تواند نیاز داخلی را تأمین کند و از نظر قیمت و کیفیت در شرایط رقابتی است، نیازی به حمایت ندارد و تنها باید در مقابل تجارت غیرمنصفانه از قبیل دامپینگ و ... محافظت شود. با این حال برخی از تولید کنندگان، مدعی هستند که تقاضای داخلی به درستی نیازسنجی نمی­شود و در شرایط رقابتی، تولیدات ملی می­توانند نیاز داخلی را تأمین کنند. این صنایع از ورود بی­رویه‌ی کالا با شرایط غیرمنصفانه گلایه­مند هستند و آن را عاملی برای رکود در تولید داخلی قلمداد می­کنند.

7. کالای تولید داخلی که از فرآیند تبدیل کالاهای واسطه­ای قاچاق حاصل می­شوند، مورد حمایت نیست. در شرایط کنونی که ریسک قاچاق اندک است و انواع کالاهای واسطه­ای و مصرفی به صورت قاچاق وارد کشور می­شوند و نظارتی بر کیفیت و استاندارد این کالاهای قاچاق وجود ندارد، بخش تولید متضرر و سلامت جامعه به مخاطره می­افتد.

8. و برخی کالاهای تولیدی دیگر.

ج) هر چند در این فرصت اندک نمی­توان به تمامی ابزارها و راهکارهای موجود در این زمینه اشاره کرد ولی در زیر به برخی راهکارهای مورد استفاده در راستای حمایت از تولید و مدیریت واردات اشاره می­شود:

1. ایجاد عزم ملی در کشور برای حصول نتایج اجرای سیاست «حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه‌ی ایرانی» که با نام‌گذاری امسال با این عنوان می­توان از این فرصت تاریخی برای تبدیل یک تهدید و نقطه‌ی ضعف به یک فرصت و نقطه‌ی قوت استفاده نمود.

2. برگزاری جلسات کارشناسی و هم­اندیشی در خصوص اقدام‌های لازم برای حصول اجماع کلی پیرامون «استراتژی­های بلند مدت» با ارایه‌ی سیاست‌های کلی از طرف مجمع تشخیص مصلحت نظام و تأیید و ابلاغ مقام معظم رهبری.

3. تعیین متولی اصلی بحث مدیریت واردات و اصلاح فضای کسب و کار در دولت به صورت دقیق تا نسبت به مسایل پیش آمده در برابر دستگاه­های نظارتی پاسخگو باشند.

4. تسهیل فضای کسب و کار در بخش تولید و تسهیل فضای کسب و کار تجاری و گمرکی به عنوان اولویت مدنظر قرار گیرد.

5. تشکیل بانک آمار و اطلاعات مربوط به تولید، واردات، صادرات، قاچاق، اشتغال و ... به تفکیک حدود 7 هزار قلم کالای مورد نظر در طبقه­بندی­های بین­المللی تهیه و منتشر شود.

6. شناسایی و احصای اولویت­های تولیدی کشور و بخش­های نوپای تولیدی.

7. سنجش نیاز کشور در خصوص کالاهای استراتژیک و میزان رقابت­پذیری آن‌ها از نظر قیمت و کیفیت، تا صنایع داخلی نواقص خود در مقایسه با کالاهای خارجی مشابه را شناسایی و آن‌ها را رفع کنند و از ورود کالاهای مازاد نیاز داخلی که از نظر قیمت و کیفیت بهتر نمی­باشند و فقط به علت وارداتی بودن دارای مزیت هستند، جلوگیری شود.

8. تعیین برنامه‌ی زمانی بهینه برای حمایت از تولید بخش­های نوپای تولیدی و کالاهای استراتژیک و برنامه‌ی­ زمان‌بندی دست‌یابی به سطوح رقابتی جهت اعمال محدودیت‌هایی برای ورود کالاهای رقیب.

9. بازنگری در ترکیب و اصلاح ساختار کمیسیون ماده‌ی (1) آیین نامه‌یاجرایی قانون مقررات صادرات و واردات و تبدیل آن به کمیسیونی کارشناسی، فعال و کارآمددر راستای اتخاذ نرخ­های تعرفه‌ی بهینه که بتواند با تنظیم تعرفه­های هدفمند و علمی مدیریت واردات را برعهده بگیرد.

10. هدفمند کردن نظام حمایتی (یعنی بخش‌هایی از تولید داخلی که نیاز به حمایت دارند باید به صورت هدفمند و در زمان‌بندی مشخص مورد حمایت قرار گیرند و بخش‌هایی که استمرار حمایت از آن‌ها موجب ناکارایی و تنبلی تولید شده است مورد بازنگری قرار گیرند.)

11. تهیه‌ی بسته‌ی سیاستی جلوگیری از ورود کالا به صورت قاچاق و استفاده از سیاست‌های مناسب.

12. اتخاذ سیاست‌های ضد دامپینگ و وضع عوارض ویژه برای این کالاها بر اساس بند (ح) قانون برنامه‌ی چهارم توسعه و ماده‌ی 13 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت.

13. استفاده از ظرفیت­های تنظیمی قانون حمایت از مصرف­ کنندگان.

14. اعمال محدودیت­های ویژه برای ورود کالاهای فاقد استاندارد با افزایش پوشش کالاهای استاندارد اجباری و ضوابط فنی که ورود آن‌ها منوط به اخذ گواهی از مؤسسه‌یاستاندارداست؛

15. اعمال محدودیت‌هایی برای ورود برخی کالاها با استفاده از تقسیم­بندی (کالاهای مجاز، مجاز مشروط و ممنوع)

16. استفاده از مقررات تنظیمی مندرج در قانون امور گمرکی برای جلوگیری از ورود کالاهایی که موجب اغفال خریدار و مصرف­ کننده می­شود و نظایر آن.

17. اعمال محدودیت برای واردات کالاهای کشاورزی بر اساس قانون مصوب مجلس.

18. استفاده از ابزارهای فرهنگی و رسانه­ای با هدف تغییر الگوی مصرف کالا و تمایل به کالاهای داخلی تقویت شود.

19. از واردات کالا از تمامی معابر مرزی فاقد نظارت و کنترل دستگاه­های مربوط مانند گمرک، استاندارد و بهداشت، پرهیز شود.

20. برای اعمال محدودیت تنها از روش نرخ تعرفه‌ی ارزشی و عوارض درصدی ضد دامپینگ استفاده شود و تا حد امکان از روش‌هایی مانند نرخ تعرفه‌ی ثابت، محدودیت­های مقداری و سهمیه­بندی به دلیل افزایش امکان بروز فساد پرهیز شود.

21. با توجه به آثار تحریم بر بخش بازرگانی از جمله افزایش هزینه و پیچیده‌تر شدن مراحل تجارت لازم است بسته­ای اجرایی در بخش مدیریت واردات با توجه به مسایل تحریم ارایه شود و از سیاست‌های تشدید کننده اثرات نامطلوب تحریم مانند اعمال محدودیت برای ورود کالا توسط بخش خصوصی بدون تعیین زمان و فرصت مناسب پرهیز شود.(*)
 

*سعید غلامی باغی؛ مدرس دانشگاه و پژوهشگر ارشد امور اقتصادی/

پایگاه تحلیلی ""برهان""

موضوع: وظایف دولت وملت


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:58 PM ] [ سید عسکر ]

موضوع : وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی

و

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملّی

کالای ایرانی، ضامن تثبیت فرهنگ ایرانی

 

آغاز سال 1391 نیز بار دیگر با پیام و رهنمودی راهگشا از سوی رهبر معظم انقلاب همراه شد. «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى» شعاری است که حضرت آیت الله خامنه ای با بیان آن، دورنمای فعالیتهای اقتصادی –اجتماعی و فرهنگی یکا‌یک افراد جامعه را بر‌ای سال جاری و آینده کشور، مشخص فرمودند.
«تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌‌ی ایرانى» اگرچه شعاری به ظاهر اقتصادی است، اما بنا به تاکید رهبر فرزانه انقلاب بخش عظیم حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی به مردم باز می‌گردد و نقش افراد جامعه در این حمایت نه تنها کمرنگ‌تر از دولت و حلقه‌های اصلی اقتصاد تولید یعنی کارگران و سرمایه‌گذاران نیست، بلکه این نقش بسیار اساسی و با اهمیت است، چراکه کم اقبالی افراد جامعه نسبت به تولیدات داخلی ریشه‌ای فرهنگی دارد و این موضوع چرخش چرخ‌های کار و صنعت را با چالش جدی مواجه ساخته و به وابستگی، عقب‌ماندگی و در نهایت رکورد اقتصادی –اجتماعی منجر خواهد شد.
از همین روست که حضرت آیت‌الله خامنه‏‌ای، سهم مردم را در تحقق شعار« تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى» مهم‌ترین سهم یعنی مصرف تولیدات داخلى عنوان کردند؛1 «عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى‌ست که ما مارک‌هاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌‌مان، در خوراکى‌‌هایمان ترجیح بدهیم به مارک‌هاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است». بنا به تاکید ایشان ما باید عادت کنیم، براى خودمان فرهنگ کنیم، بر خودمان فریضه بدانیم که مشابه داخلى کالاها را مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجى به جد پرهیز کنیم؛ چه در زمینه‌هاى مصارف روزمرّه و چه در زمینه‌‌هاى عمده‌تر و مهم‏تر.2
«اسطوره‌ی کیفیت برتر کالای خارجی »،ریشه‌‌ی بی‌توجهی به کالای داخلی
یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرهنگی موجود در جامعه ما «اسطوره‌ی کیفیت کالای خارجی » است ؛پدیده‌ای که مانند بسیاری از چالش‌های فرهنگی دیگر علاوه بر ریشه‌ی تاریخی با ابزار قوی رسانه و از راه تبلیغات گسترده‌ی کالاهای خارجی در ذهن اغلب افراد ایرانی جای گرفته‌است. «دلبستگی به تولیدات بیگانه» امری است که رهبر فرزانه‌ی انقلاب از آن به 3«آفت اجتماعی» تعبیر می‌کنند.آفتی که در دوران طاغوت و دوران‌های ظلمانی گذشته ریشه دارد، با این تفاوت که که ما در آن دوران به طور مطلق وابسته قدرت‌های دیگر بودیم و خودمان هیچ تولیدی نداشتیم، اما امروز گرایش به سمت وسوی کالای خارجی و تفاحر به مارک‌های معروف با وجود تولیدات مرغوب و مطلوب داخلی، یک بیماری است؛ بیماری‌ای که باید علاج شود.
به دیگر بیان می‌توان گفت برای تحقق حمایت از تولید داخلی و اقبال جامعه به سمت تولیدات ملی باید اسطوره‌ی ذهنی کیفیت کالای خارجی در باور افراد جامعه ما بشکند و شکستن چنین باور غلطی، نیازمند توسل به ابزار فرهنگی است.
اما آیا آسیب عادت به مصرف کالاهای خارجی تنها در چالش‌های اقتصادی خلاصه می‌شود یا استیلای فرهنگ مصرف کالاهای لوکس و تجملاتی واراداتی، حکایتی به عمق «تغییرات فرهنگ» و «سبک زندگی» در جامعه را بازگو می‌نماید؟

یک کالا نه، یک فرهنگ !
 

هر کالایی که از یک جامعه یا فرهنگ دیگر به جامعه‌ای دیگر صادر می‏شود بخشی از فرهنگ جامعه مبدا را با خود به جامعه مقصد منتقل می‌نماید و چه بسا فلسفه‌‏ی اصلی صدور و راهیابی آن کالا به جامعه مقصد انتقال همین فرهنگ جدید باشد، چرا که فرهنگ‌ها زیربنای اصلی هر اجتماعی را تشکیل می‏دهند و تنها با حاکمیت فرهنگی است که می‏توان بساط سلطه بر یک جامعه را پهن کرد. بدون شک یکی از مهم‌ترین دلایل تاکیدات همیشگی مقام معظم رهبری بر مصرف تولیدات داخلی، تأثیر فرهنگی کالاهای تازه وارد فرنگی است که در کنار آثار سوء بر اقتصاد، کند شدن چرخه‌ی تولید داخل و از رونق افتادن بازار کسب و کار برای مردم کشورمان، چالشی دیگر را تدارک دیده اند. بسیاری از کالاهای وارداتی بر مبنای نیاز جامعه‌ی ایران طراحی و تولید نشده اند، بلکه هدف از تولید چنین کالاهایی، ایجاد«نیازهای کاذب» در مصرف‌کننده است. همین نیاز کاذب بخش عمده‌ای از درآمد خانواده‌ی ایرانی را به خود اختصاص می‏دهد و از سوی دیگر فرصت را از تولید کننده و کارگر ایرانی می‌‏گیرد.
این نیازهای دروغین به کالاهای لوکس و فوق‌لوکس خارجی از طبقات ثروتمند جامعه یعنی طبقه‌ی هدف چنین کالاهایی آغاز می شود، اما به مدد ابزارهای ارتباط جمعی، رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی هم‌چون ماهواره و اینترنت، کم‌کم طبقات متوسط و کم درآمد جامعه نیز برای تهیه‌ی کالایی که در گذشته‌ای نه چندان دور هیچ جایگاهی برایشان نداشت رقبت نشان می‌دهند و در صورت توفیق نیافتن برای تهیه‌ی چنین کالایی، دچار احساس تبعیض در جامعه خواهند شد؛ احساسی که تبعات اجتماعی فراوانی برجای می‌گذارد.
به هر رو کالای جدید وارد جامعه شده‌است، کالایی که«فرهنگ غرب» را در بسته‌بندی جدید برای تمام اقشار جامعه سوغات آورده است؛ چه آنهایی که قدرت خرید و استفاده از آن‌را دارند و چه آنهایی که از قاب جعبه‌ی جادو، بیلبوردهای غول پیکر تبلیغاتی در جای جای شهر و حتی روستا و جاده ها، بروشورهای تبلیغاتی یا دنیای اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای تصویری فراتر از آن کالا را در ذهن خود می‌پرورانند و رویای داشتن چنین اجناسی، پیشقراول نداشته‌هایشان می‏‌شود.

ریشه‌ی دلباختگی به مارک‌های غربی
 

با نگاهی به جامعه به نظر می رسد داشتن کالاهای لوکس و گران‌قیمت خارجی فقط به خاطر داشتن برندی معروف به ابزار تفاخر و برتری جویی مبدل شده‌اند و این حکایت از تغییر ارزش‌ها و نشانه‌های منزلت در جامعه‌ی ارزش مداری هم‌چون ایران است .بنابراین با شکل‌گیری این تفکر که داشتن کالای خارجی نشانه تعلق به طبقات بالاتر اجتماع و نشانه‌ای از قدرت، ثروت و حتی سلیقه است، رقابتی برای خرید این کالا در بین طبقات مختلف اجتماع شکل می گیرد و استیلای این فرهنگ ناصواب، مهجوریت تولیدات ملی و در پی آن لنگیدن چرخه‌ی اقتصاد و اشتغال و در نهایت عقب ماندگی را به دنبال خواهد داشت. این تغییر در ارزش‌ها یا به عبارت دیگر تغییر در «سبک زندگی » نیز ریشه درهمین کالاهای وارداتی و فرهنگ مادی گرایانه‌ای دارد که با خود به همراه می آورند و در ورای تبلیغات اغوا کننده و بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌ها، در فرهنگ اصیل ایرانی رسوخ یافته‌اند.
بنابراین همان‌گونه که رهبر فرزانه‌ی اننقلاب همواره متذکر شده‌اند، باید این ویروس و این آفت اجتماعی را از میان برداشت تا مردم به عنوان اصلی‌ترین شاکله‌ی حلقه‌ی حمایت از تولید داخلی و ماحصل زحمات کارگر ایرانی، نه فقط برای کمک به چرخه اقتصادی کشور و توزیع عادلانه‌ی ثروت‌ها و ایجاد رفاه اجتماعی، کالای داخلی بخرند بلکه این بار داشتن جنس اصیل ایرانی مایه‌ی تفاخرشان باشد نه برندی خارجی که در ورا خود تغییر «سبک زندگی» ایرانی و نفوذ «فرهنگ بیگانه» را برای سلطه‌ای پایدار برایشان تدارک دیده است.

درمان این «آفت اجتماعی»
 

بیماری فرهنگی «برتر شناختن کالاهای خارجی نسبت به تولیدات ملی حتی در صورت برابری و برتری کیفیت کالاهای داخلی»، آن‌چنان بر پیکره‌ی جامعه‌ی ما نشسته که در بسیاری از موارد، تولیدکنندگان داخلی برای جلب نظر هم‌وطنان به سمت خرید کالای وطنی، دست به دامان برندهای معروف خارجی می‌شوند و با مارک‌هایی که به صورت فله‌ای تهیه می‌شوند به اجناس خود رنگ و لعاب فرنگی می‌دهند تا ایرانی کالای ایرانی را در پوشش جنس خارجی خریدار باشد. اما آیا برای این بیماری راه علاجی نیست ؟
اگرچه چالش‌های فرهنگی پس از ورود به بدنه‌ی اجتماع و نفوذ در باور افراد جامعه به سختی درمان پذیرند اما با عزمی ملی می‌توان برای اصلاح ساختار فکری و شکستن اسطوره‌ی کیفیت برتر کالاهای خارجی نیزچاره اندیشی کرد. بخشی از این درمان به نهادهای فرهنگی و دستگاه‌های فرهنگ ساز جامعه باز می‌گردد و بخشی نیز وظیفه تولیدکنندگان است. درادامه بخشی از این موارد را بررسی می‌نماییم.

1. بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌ها؛
 

بی‌شک بخشی از تعصب مردم نسبت به برتری تولیدات کشورهای بیگانه به کم کاری نهادهای فرهنگی و رسانه ها باز می‌گردد. با مطالعه‌ای در چگونگی شکل‌گیری بسیاری از برندهای معروف در دنیا در می‌یابیم این برندها علاوه بر تلاش در تولیدات کیفی و حفظ این کیفیت، به خوبی از ابزار رسانه و تبلیغات بهره جسته‌اند؛ تبلیغات دامنه داری که با بازاریابی مناسب و سنجش نیاز مشتری و به تناسب زمان، هنوز هم ادامه دارد. در شرایطی که فضای رسانه‌ای کشور و تمامی ابزار تبلیغاتی بدون قید وشرط و تنها در ازای دریافت پول بیشتر در اختیار معرفی و تبلیغ کالاهای خارجی قرار می گیرد، انتظار انتخاب کالای گمنام ایرانی از سوی خریدار چندان منطقی به نظر نمی‌‌رسد.
بنابراین برای شکستن اسطوره‌ی کیفیت بالای کالای خارجی در ذهن افراد جامعه باید اقداماتی صورت پذیرد؛ اقداماتی هم‌چون:
الف) نظارت بر تبلیغات و محدود کردن تبلیغات کالاهای خارجی
ب) بهره‌جستن تولیدکنندگان داخلی از ظرفیت رسانه‏ها و تکنیک‌های مناسب و به روز تبلیغاتی
ج) معرفی کالای ایرانی، ویژگی‌ها و قابلیت‌هایش از طریق ابزار رسانه
بهره‌گیری از این تکنیک‌ها می‌تواند افراد جامعه را با مزیت برندهای ساخت داخل که قیمتی به مراتب مناسب تر از نمونه‌ی خارجی خود دارند آشنا ساخته و مخاطب فهیم ایرانی را در انتخاب و خرید کالای ایرانی ترغیب کند.

آشتی صدا و سیما با کالای ایرانی؛
 

رسانه‌ها را شاید بتوان دستگاه تولید فرهنگ نامید. در کنار فضای باز تبلیغات مستقیم کالاهای خارجی، بسیاری از فیلم‌ها، سریال ها و برنامه‌های رسانه‌ی ملی به عنوان پرمخاطب‌ترین رسانه‌ی کشور، فضاهای لوکس تزیین شده با کالاهای خارجی را به تصویر می‌کشد و بر اساس دانش نشانه شناسی، اثر این تبلیغات غیر‌مستقیم به مراتب از ترغیب مسقیم به خرید کالای خارجی بیشتر است. در زندگی‌های آرمانی به نمایش درآمده در رسانه‌ی ملی، اثری از کالای ایرانی مشاهده نمی‌شود. نقش رسانه‌ها به خصوص رسانه‌های پرمخاطبی هم‌چون صداوسیما در ایجاد «اعتماد ملی» برای اقبال به سمت کالاهای ایرانی بسیار تاثیر گذار است.
الف) استفاده از کالای ایرانی در برنامه‌‌های رسانه‌ی ملی
بدون شک اگر تولیدات داخلی جانشین برندهای خارجی در چیدمان دکور برنامه‌های صداوسیما شوند، بخش مهمی از فرهنگ نادرست جا افتاده در میان مردم نسبت به کالای خارجی اصلاح خواهد شد.
ب) آگاه سازی مردم از مزایای خرید کالای ایرانی
صدا و سیما می‌تواند با ساخت برنامه‌های مناسب آگاهی مردم نسبت به کالاهای تولید داخل را بالا برد. بی تردید اگر مردم بدانند با حمایت از تولید داخلی بسیاری از مشکلات گریبان‏گیر جامعه مانند بی‌کاری حل خواهد شد و توسعه و پیشرفت علم و فن آوری سرعت بیشتری می‌گیرد و به سمت حمایت از تولید ملی حرکت می‌کنند.

3. آموزش برای انتخاب بر اساس کیفیت نه برند؛
 

نقش آموزش و پرورش و معلمان در ایجاد روحیه‌ی حمایت از تولیدات ملی غیر قابل انکار است. کیفیت خوب کالا ایرانی باید در باور کودکان ما برای خودش جا بازکند. به بیان دیگر باید از همان دوران کودکی به افراد یاد داد بر اساس واقعیت‌ها و کیفیتی که لمس می‏کنند، انتخاب نمایند نه این‏که در برابر معروفیت یک برند مقهور شوند. در این صورت این بار کودکان از والدین خود می‌خواهند به جای تهیه‌ی لوازم تحریر با تصویر و برند «باربی» بت من و مرد عنکبوتی، برایشان لوازم تحریر دارا و سارا بخرند.

4. تولید علم و آگاهی برای تفهیم جامعه؛
 

خرید کالای خارجی به معنای تسلیم و ستایش هوش و ذکاوت سازندکان این کالاهاست، در واقع با خرید یک کالا ما در برابر قدرت سازندگان آن مقهور شده‌ایم .کالاها و برندها، استعارههایی از جهان کالا هستند که قدرت، عظمت، نظم، زیبایی و.... را در دل خود جای می‌دهند .در بسیاری از موارد خریداری که با شنیدن این جمله از دهان فروشنده «ایرانی نیست، امریکائیه، ترکه، ژاپنیه » برای خرید کالا به قیمتی بسیار بالاتر از جنس ایرانی قانع می‌شود و این نشان می‌دهد نهادهای آموزشی و رسانه‌های ما در‌ زمینه‌ی آگاهی‌بخشی به مردم بسیار ضعیف عمل کرده‌اند.

5. بهره‌مندی از تجارب موفق دیگر کشورها؛
 

کشورهایی نظیر ژاپن یا کره‌جنوبی از جمله کشورهایی هستند که ظرف مدت کوتاهی با یک اراده‌ی ملی توانستند مسیر توسعه را طی کنند. حمایت مردم از تولیدات ملی رمز موفقیت این کشورها بود که می‌تواند بخش‌هایی از این تجربه مثبت را، با بومی‌سازی در کشور اجرا نمود.

6. ایجاد حس خودباوری، هویت و اعتماد ملی؛
 

ایرانیان اثبات کرده‌اند هر جا به خودباوری رسیده‌اند فراتر از انتظار عمل نموده و توانسته‌اند گام‌های بلندی در راستای پیشرفت و تعالی بردارند. این خود باوری در بسیاری از موارد درشرایط سخت و طاقت فرسایی مانند 8 سال جنگ تحمیلی و یا شرایط تحریم‌ها حاصل شده‌است .با یادآوری حماسه سازی مردم کشور در دوران‌های سخت و پیشرفت‌های حاصل شده در طول سه دهه‌ی انقلاب اسلامی از سوی نهادهای ذی‌ربط و با همکاری رسانه‌ها و نهادهای متولی آموزش در کشور، عرق ملی و در پی آن اعتماد ملی و خودباوری و حس هویت و تعلق به جامعه‌ای سرفراز، را در وجود مردم متجلی می‌سازد و حمایت از تولیدات داخلی یعنی ماحصل کار برادران و خواهران هم وطن، جامه‌ی عمل می‌پوشد.

7. ورود چهره‌های سیاسی و مذهبی به عرصه‌ی حمایت از تولید ملی؛
 

بی‌تردید نام‌گذاری سال 91 از سوی رهبرمعظم انقلاب به نام «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى» نقش عمده‌ای در ورود مردم ولایت‌مدار کشور به صحنه‌ی ادای دین و تعهد خود در قبال محصولات داخلی خواهد داشت. این روند اما باید از سوی سایر مسؤولین و چهره‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی پی‌گیری شود. به طور یقین چهره‌های محبوب و تاثیرگذار جامعه می‌توانند، ترغیب‌کننده مردم به تفاخر از داشتن کالای ایرانی شوند .

8. ارتقای کیفیت؛
 

مطابق با سفارش همیشگی رهبر انقلاب، صاحبان صنایع نیز برای حفظ منافع خود و مصرف کننده، باید کیفیت تولیداتشان را ارتقاء دهند تا مشتری داخلی را راضی نگه دارند. مرغوبیت کالای داخلی بی‌تردید مردم را قانع خواهد کرد. ارتقای کیفیت کالای ایرانی سفارش اکید و همیشگی مقام معظم رهبری است.

9. آموزش و توسعه مهارت‌‌ها؛
 

ارتقای کیفیت پیش نیازهایی دارد که مهم‏ترین آن‏ها آموزش و توسعه‌ی مهارت‌هاست .توسعه‌ی آموزش‌های فنی‌وحرفه ای از طریق آموزشگاه‌ها، هنرستان‌ها و دانشگاه‌های فنی –حرفه ای و علمی کاربردی نیروی کارآمدی تربیت می‏کند که می‏توانند تولیدات داخل را چه از لحاظ کمی و چه کیفی ارتقاء دهند.4

10. نوآورى و ابتکار و زیبایى در تولیدات کشور؛
 

در شرایطی که دنیای غرب می‌کوشد با کالاهای لوکس و فوق‌لوکس، دنیای مدی را که خود ساخته مدیریت کند، نداشتن خلاقیت، ابتکار و زیبایی در تولیدات ملی نمی‌تواند حس زیبایی شناختی مصرف‌کننده را تامین کند و در او رغبت خرید ایجاد نماید. به فرموده رهبر فرزانه‌ی انقلاب، از جمله‏ى چیزهایى که باید مورد توجه قرار بگیرد، نوآورى در همه‏ تولیدات به صورت پى‏درپى و خلاقیت برای اشباع حس زیبائى‏شناسى در مصرف‏کننده است.5

11. تعمیق ارتباط صنعت و دانشگاه
 

افزایش هرچه بیشتر ارتباط موثر صنعت ودانشگاه علاوه بر ایجاد اشتغال سبب رشد دانش و صنعت شده و ارتقای کمی و کیفی تولیدات داخل را در پی خواهدداشت.
مصرف کننده؛ حلقه‌ی اصلی زنجیره‌ی تولید
و در نهایت همان‌گونه که رهبر عزیز انقلاب سهم مردم در حمایت از تولید ملی را از همه مهم‌تر ارزیابی می‌فرمایند، هم تولید کنندگان و هم مردم باید بپذیرند که مصرف‌کننده یکی از زنجیره‌های اصلی تولید است. به این مفهوم که اگر مصرف‌کننده ای وجود نداشته باشد تولید معنایی نخواهد داشت. بنابراین هم تولیدکنندگان و نهادهای دولتی در قبال مصرف کننده داخلی مسئولیت دارند و هم یکایک افراد ایرانی باید خود را ملزم بدانند به عنوان یک وظیفه و یک تعهد در قبال وطنشان از تولیدات داخلی استفاده کنند و به عنوان یک مطالبه گر ارتقای کیفیت این کالاها را از تولیدکنندگان بخواهند.

پي‌نوشت‌ها:
 

* کارشناس مسایل فرهنگی
1- بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در حرم رضوی در آغاز سال 91
2- پیام نوروزى به مناسبت آغاز سال 1391
3- بیانات در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسرکشور
4- بیانات در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور
5- بیانات در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور
 

منبع: borhan.ir

ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:32 PM ] [ سید عسکر ]

موضوع : وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی

و

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملّی
 

رسانه‌ها طعم کالای ایرانی را به «ذائقه‌ی مصرف» مردم بچشانند
گفت ‌‌وگو با آقای دکتر مجید ابهری

کالاهای عرضه شده در هر جامعهای«ذائقه ی مصرف» مردم آن جامعه را شکل میدهند و شاید ریشهایترین دلیل گرایش مردم ما به سمت مصرف کالاهای خارجی، به عرضهی بی حد و حصر این اجناس باز میگردد. از سوی دیگر دستگاههای فرهنگ ساز و ذائقه ساز کشور همانند رسانهها نیز به جای آن که این قابلیت را در راستای مصرف کالای ملی شکل دهند، با تمام توان و ظرفیت در خدمت تبلیغ و توصیهی تولیدات خارجی میباشند. کیفیت برتر کالاهای خارجی در تبلیغات ارایه شده از سوی رسانههای داخلی آن قدر تکرار و تلقین شده که برای مردم به یک عادت تبدیل شده و اکنون برای تحقق خواستهی مقام معظم رهبری باید این ذائقه، عادت و فرهنگ را تغییر داد. در این ارتباط به سراغ «دکتر مجید ابهری» پژوهشگر و متخصص علوم رفتاری میرویم تا رفتار مردم کشورمان در قبال کالاهای خارجی را از زیر ذره‌بین علم رفتارشناسی مورد بررسی قرار دهیم. «دکتر ابهری» استاد دانشگاه تهران، شهیدبهشتی و سمت مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس هشتم را در کارنامهی کاری خود دارد.

 

«تولید ملی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی» یک شعار به ظاهر اقتصادی است، اما به نظر میرسد برای دستیابی حقیقی به این توصیهی رهبر معظم انقلاب باید در کنار اصلاح ساختارهای اقتصادی، اصلاح رفتارهای فرهنگی– اجتماعی را مد نظر قرار داد. از نگاه دکتر ابهری به عنوان یک متخصص علوم رفتاری، تحقق چنین شعاری نیازمند چه تغییراتی در بعد فرهنگی و اجتماعی است؟

 

بیتردید حمایت از تولید ملی نیازمند تحقق بسترهای فرهنگی در جامعه است و به این منظور باید فرهنگ مصرف جامعه را اصلاح کنیم. همان گونه که نخستین رهنمود مقام معظم رهبری برای گام برداشتن در راستای تولید، اصلاح الگوی مصرف بود، برای بستر سازی فرهنگی در حمایت از تولید ملی باید الگوهای مصرف را اصلاح کنیم، چرا که اگر الگوی مصرف اصلاح شود و با فرهنگ بیگانه دوستی و هجوم تولیدات بیگانه، مقابله صورت گیرد؛ دیگر شاهد رکود واحدهای تولیدی نخواهیم بود و حمایت از کار و سرمایهی ایرانی محقق میشود. به هر حال بیکاری و تورم معضلاتی اقتصادی است که آثاری اجتماعی دارد به گونهای که تورم موجب تنش اجتماعی شده و بیکاری نیز بستر رشد آسیبهای اجتماعی در هر جامعهای است پس تحقق چنین امری بیشتر از وجوه اقتصادی، نیازمند بسترسازی اجتماعی است.

 

به باور شما چرا ذائقه و الگوی مصرف مردم کشورمان به سمت مصرف کالاهای خارجی متمایل شده است؟

 

اصلیترین علت افزایش گرایش به محصولات بیگانه، تبلیغات گسترده و واردات بیرویه است تا جایی که موجب شده، سلیقهی مصرف و ذائقهی فرهنگی مردم از تولیدات داخلی رویگردان شود. با نگاهی به در و دیوار شهر میتوان انواع و اقسام تبلیغ کالاهای خارجی را مشاهده کرد. فاصله گرفتن از ساده زیستی و گرایش به رفتار تجملاتی نیز از دیگر دلایل اصلی استقبال از تولیدات غیر ایرانی است که در این زمینه انگشت اتهام را باید به سوی هنجار فرستان و الگوسازان رفتاری در جامعه گرفت.

 

از سوی دیگر، ما با سیل واردات مواجهایم؛ از میوه گرفته تا پوشاک، خودرو و حتی صنایع دستی. این همه واردات، سیلقهی مصرف و ذائقهی برندگرایی و بیگانه خواهی را در جامعه رشد میدهد. در این جاست که هر کالای بیکیفیت با برچسب خارجی به مردم فروخته میشود.

 

آقای دکتر! به نظر میرسد مصرف کالاهای خارجی علاوه بر آن که جامهی فرهنگ پوشیده، برای مردم کشورمان به صورت یک عادت در آمده است؛ چگونه میتوان مطابق تأکیدهای مقام معظم رهبری این عادت را به سمت و سوی مصرف کالای داخلی سوق داد؟

 

از نگاه رفتارشناسی در مسیر حرکت فکری بعد از تکرار هر فکر و ایده، آن فرآیند به صورت عادت ثانویه نهادینه میشود مانند همین که امروز برای بعضی از افراد مصرف کالای خارجی مبدل به یک رفتار نهادینهی اجتماعی- اقتصادی شده و به صورت عادت در آمده است. برای خروج از این فرآیند روانی باید حرکت مقابل آن را انجام داد؛ یعنی با افزایش و بهبود کیفیت کالای ایرانی و ایجاد توانایی رقابت در میان تولید کنندگان میتوان مصرف کالای داخلی را در قالب یک عادت در ذائقهی فرهنگی و اقتصادی مردم نهادینه کرد.

 

برای تحقق شعار امسال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی» در ابعاد فرهنگی و جامعه شناختی، چه زیر ساختهایی لازم است؟

 

شاید بتوان گفت نخستین قدم در راستای تحقق حمایت از تولید ملی، اصلاح الگوی مصرف، تغییر سلیقهی فرهنگی مردم و جلوگیری از تبلیغات گستردهی کالاهای خارجی است. همچنین برای نیل به این مقصود باید عرضهی کالای داخلی و جلوگیری از واردات کالاهای بیگانهای که مشابه کالاهای تولید داخل هستند را مد نظر قرار داد. طبیعی است که این واردات بر مبنای تقاضای عدهای از افراد شکل میگیرد اما باید در نظر داشت برای قطع وابستگیها باید در برابر عدهی ناچیز افراد نوکیسه، مقاومت کرد و اجازه نداد درصد ناچیزی از جامعه با سوار شدن بر خودروهای چندین میلیون تومانی و نمایش ثروت خود با جولان در خیابانها، غرور ملی را مورد حمله قرار دهند.

 

رسانهها را میتوان دستگاه تولید فرهنگ نامید. از نگاه شما سهم رسانه در شکلگیری نهضت خودکفایی و حمایت از تولید ملی چیست و این نقش چگونه باید ایفا شود؟

 

همان گونه که گفتید رسانهها نقش مهمی در فراهم آوردن بسترهای فرهنگی دارند و در رأس آنها صدا و سیما به عنوان پر مخاطبترین رسانه، اصلیترین نقش و وظیفه را بر عهده دارد. همان طور که گفته شد اصلاح الگوی مصرف، گامی اساسی برای حمایت از تولید و کار ملی است و رسانهها در ذائقه سازی و اصلاح الگوی مصرف، نقش اساسی دارند. به این منظور صدا و سیما و سایر رسانهها میتوانند با ساخت برنامههای مختلف به طور مستقیم و غیرمستقیم بر این موضوع تأکید کرده و ذائقه و سلیقهی مصرف مردم را تغییر دهند. رسانهها هم باید از ظرفیت تبلیغات کالای ایرانی بهره بگیرند و هم با استفاده از اقلام تولید داخل در سریالها، فیلمها و سایر برنامههای تصویری، بهرمندی از تولیدات داخل را در ذهن مردم جا بیندازند. بیان و تکرار مزایا و امتیازات تولیدات داخلی و همچنین تفهیم سود این اقبال برای جامعه، وظیفهی مهمی است که رسانهها و به خصوص صدا و سیما میتوانند در آن نقش مهمی ایفا کنند.

 

آقای دکتر! شاید بخشی از چالش عدم استقبال مردم کشورمان از کالاهای تولید داخل به بیاعتمادی و نداشتن خودباوری باز گردد. برای دمیدن روح خود باوری در کالبد مردم کشورمان باید چه کرد؟

 

برای فرهنگ سازی در زمینهی رونق تولید ملی و حمایت از آن باید مستقل اندیشید و این فلسفه را که ایرانی تنها قادر به ساختن اقلام ساده است، به زبالهدان تاریخ انداخت. رسوخ چنین فلسفهای یکی از روشهای نفوذ بیگانگان به کشور ماست که با تلقین ناتوانی به مردم، منابع ملی آنان را غارت میکنند و میکوشند تا مردم را دچار «اعتیاد فرهنگی» برای مصرف کالاهای تولیدی خود بنمایند. به همین خاطر است که امروز تحریمها همانند دوران جنگ تحمیلی برای مردم ما نعمت بزرگی هستند و در سایهی همین تحریمها بوده است که ما توانستهایم در تمام زمینهها از صنایع هوا و فضا گرفته تا تولید داروهای نیازمند تکنولوژی بالا و ساخت سلولهای بنیادی توفیق حاصل کنیم و این موفقیتها خود آغازی برای حمایت از تولید ملی، کار و سرمایهی ایرانی و خط بطلانی بر فرهنگ ضعف فکری و فرهنگی ایرانی است.

 

آیا میتوان استفاده از کالای تولید داخل را به چشم یک فریضه نگاه کرد؟

 

به طور قطع همین طور هم است. متأسفانه ما حتی شاهد آن هستیم که زائران ایرانی در هنگام سفرهای زیارتی خود برای تهیهی سوغات اقدام به خرید کالاهای تولید بیگانه میکنند. از آن جایی که فقر، بیکاری، تورم و گرانی بسترهای اصلی بروز آسیبهای اجتماعی هستند، بنابراین تکیه بر تولیدات داخلی و تشویق مصرف آنها میتواند با کاهش بیکاری و تورم به طور مستقیم با آسیبهای اجتماعی مقابله کند. ارزش واقعی مصرف تولیدات داخلی و تکیه بر تواناییهای ملی در همین جا روشن میشود و با تبیین این مسایل برای مردم میتوان مصرف کالای داخلی را حتی به عنوان یک فریضه در جامعه جا انداخت. البته فریضه شدن تبلیغ و حمایت از کالای ایرانی، مستلزم حمایت و توجه ویژه کارشناسان دینی و فرهنگی است.


منبع:borhan.ir

وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:30 PM ] [ سید عسکر ]

تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7
درباره وبلاگ

توضیحاتی در باره: نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا - جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی - وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی - راهکارهای حمایت از تولید ملّی
آمار و بازدید ها
کل بازدید:31878
تعداد کل مطالب : 302
تعداد کل نظرات : 12
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 
تاریخ ایجاد بلاگ : سه شنبه 8 فروردین 1391