داستان های دینی
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک نخبه الفلاسفه آیه الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

کوتاه سخن آنکه جوانی هستم 22 ساله، ...چنین تشخیص می دهم که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ دهید. در محیط و شرایطی که زندگی می کنم، هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا اسیر خود ساخته‌اند و سبب آن شده‌اند که مرا از حرکت به سوی الله، و حرکت در مسیر استعداد خود بازداشته و می‌دارند. درخواستی که از شما دارم، برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟



ادامه مطلب...
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 

ابن عباس مى گويد: در بنى اسرائيل عابدى بود به نام ((برصيصا)). مدت طولانى خدا را عبادت كرد تا به جايى رسيده بود كه او را مستجاب الدعوه مى خواندند.
مردم براى درمان ديوانه ها و مريضهاى خود به او مراجعه مى كردند و او هم بيماران آنها را درمان مى كرد.
روزى از روزها دخترى ديوانه شد. برادران او آن دختر را پيش عابد آوردند تا دعا كند و او شفا يابد. آن دختر از خانواده اشراف بود. او پيش عابد رفت



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

کلمه شیْطان (به انگلیسی: Satan) از ماده «شطن» گرفته شده، و «شاطن» به معنای «خبیث و پست» آمده‌است، و شیطان به موجود رانده شده، سرکش و متمرد اطلاق می‌شود و به معنی روح شریر و دور از حق، نیز آمده‌است.

در اسلام «شیطان» اسم عام (اسم جنس) است، در حالی که «ابلیس» اسم خاص (عَلَم) می‌باشد، و به عبارت دیگر شیطان به هر موجود موذی و منحرف کننده و طاغی و سرکش، خواه انسانی یا غیر انسانی می‌گویند، ونام ابلیس در باورهای اسلامی شیطان، به معنای کسی که ادم را فریب داده‌است.

شیطان به موجود موذی و مضر گفته می‌شود، موجودی که از راه راست بر کنار بوده و در صدد آزار دیگران است، موجودی که سعی می‌کند ایجاد دودستگی نماید، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتی است که در او وجود دارد.

شیطان معانی مختلفی دارد، که یکی از مصداقهای روشن آن ابلیس و مصداق دیگر آن انسان‌های مفسد و منحرف کننده‌است.

براساس تفسیرهای قرآن و احادیث ٬شیطان یکی از جن‌ها بود که بر اثر پارسایی زیاد به درجه فرشتگان راه یافت و یکی از فرشتگان مقرب خدا شد، اما برای سجده نکردن به آدم او از درگاه الهی رانده شد در این هنگام شیطان از خداوند برای انحراف انسان تقاضای مهلت کرد و خداوند نیز به او تا روز معین مهلت داد



ادامه مطلب
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

مرحوم شهيد محراب حضرت آية اللّه دستغيب رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب شريفش فرموده در ميان بنى اسرائيل زنى آلوده و زانيه و ناپاك و به قدرى هم زيبا روى بوده كه هركس او را مى ديد فريفته او مى گشته ، در خانه اش هميشه باز بوده و خودش بر روى تختى روبروى در خانه مى نشست تا آلودگان را دور خود جلب كند، هركس كه مى خواست بر او وارد شود و با او آميزش كند مى بايست قبلا ده دينار بپردازد.
روزى عابدى وارسته ، از كنار درخانه او عبور مى كند



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

در كتاب ((مثل آباد)) جلد ششم نوشته و ساير رفقا و دوستان و علماء برايم نقل فرموده اند كه حضرت آية اللّه العظمى جهانگير خان قشقائى رضوان اللّه تعالى عليه كه يكى از عرفاى زمان خودش ‍ بود كه شاگردانى مانند آية اللّه العظمى بروجردى شهيد آية اللّه سيد حسن مدرس و مرحوم ارباب اصفهانى و... مى باشد، ايشان قبلا از افراد افراطگر در معصيت بوده و در قبيله ها تار زنى مى كرده .
(گاهى مى بينم كه حرف حق در بسيارى از گوشها اثر ندارد، سخنان نصيحت كنندگان بر جان بسيارى از گمراهان همچون بارش باران و تخم گياه در شوره زار است . اما اگر دلى آماده باشد و جانى پاكيزه گردد يك سخن كوتاه نيز براى ايجاد تحول ودگرگونى درون آن كافى است ).
مرحوم آية اللّ ه جهانگير خان قشقائى يكى از انسانهايى است كه چنين دل آماده اى را در سينه داشت ، در احوال زندگى او مى نويسند



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

در كتاب خزينة الجواهر مرحوم آقا شيخ على اكبر نهاوند رضوان اللّه تعالى عليه مطالعه كردم :
در بصره زنى زندگى مى كرد به نام شعوانه كه در لا اُبالى گرى و رقّاصى و فاحشه گرى زنى معروفه بود و هيچ خانه و مجلس ‍ فسادى نبود كه شعوانه درش نباشد. روزى اين خانم شعوانه با كنيزان خود از كوچه اى گذر مى كرد اتّفاقا گذرش از درخانه مرد صالح كه از زهاد و وعّاظ زمان خود بود افتاد، ناگهان صداى خروش و گريه و ناله اى از آن خانه بگوشش رسيد.
يكى از كنيزان خود را به آن خانه فرستاد تا ببيند جريان چيست و خبرى آورد و به او گوشزد كرد كه زود بيا و ببين در اين منزل چه ميگذرد و اين ناله و گريه براى چيست ؟



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

جوانی بودم که زیاد به ارتکاب گناهان حساسیت نداشتم، هرچند برخی از گناهان مانند خوردن شراب، زنا،دزدی و برخی کارهای دیگر را انجام نمیدادم و به انجام ندادن آن مقید بودم اما در برخی گناهان ازجمله گناهان مربوط به چشم ، گوش، زبان و گناهان اینترنتی بی تفاوت بودم.

 چند وقتی بود که کم کم مقید به خواندن نماز در اول وقت آن شده بودم و حاضر به ترکش نبودم و هر زمان نزدیک وقت نماز می شد دغدغه نماز اول وقت در من وجود داشت .

از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و ...



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

مفسر تفسیر المیزان آقای سید محمد باقر موسوی همدانی که 4 سالی هست به رحمت خدا رفتن ایشون این داستان رو نقل می کنند . علی نامیه که در محله فعلی که مصلای همدانه اون موقع بهش گنداب میگفتن زندگی می کنه! چون تو این محله زندگی میکنه بهش میگن علی گندابی! علی گندابی چهره خیلی زیبایی داشته چشای زاغ و موهای بور یه کلای پشمی خیلی زیبایی هم سرش میزاشته . لات بوده اما یه جور مرام و معرفت ته دلش بوده ،یه روز تو قهوه خونه نشسته بوده که زن تازه عروس به علی نگاه میکرده علی چون جوان خشکلی بوده به خودش میگه علی پس غیرت کجارفته که زن مردم به تو نگاه میکنه ،کلاشو در میاره موهاشو ژولیده پولیده میکنه و از غه وه خونه میره بیرون تا اینکه یه روز آقا شیخ حسنی توی همدان روضه خونه .



ادامه مطلب...
چهارشنبه 16 مرداد 1392 

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند!
استاد پرسید:
برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت: برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت: سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟

 



ادامه مطلب...
سه شنبه 15 مرداد 1392 

روزی رسول خدا (ص) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(ص) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روamstory.mihanblog.comح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت....



ادامه مطلب
سه شنبه 15 مرداد 1392 

در بصره امیری بود و روزی در باغ خود چشمش به زن باغبان افتاد و آن زن بسیار با عفت و پاکدامن بود.amstory.mihanblog.com
امیر باغیان را برای کاری بیرون فرستاد و به زن گفت: برو درها را ببند.
زن رفت و برگشت و گفت: همه ی درها را بستم غیر از یک در که نمی شود بست.
امیر گفت: آن کدام در است؟
زن گفت: دری که میان تو و پرورگار توست و با هیچ سعی و تلاشی بسته نمی شود .
امیر وقتی این سخن را شنید استغفار کرد و به توبه و انابه پرداخت .

منبع:دا3تانک.میهن بلاگ.کام



ادامه مطلب
سه شنبه 15 مرداد 1392 

مرد جوانی که میخواست راه معنویت را طی کند به سراغ استاد رفت.استاد خردمند گفت:تا یک سال به هر کسی که به تو حمله کند و دشنام دهد پamstory.mihanblog.comولی بده. تا دوازده ماه هر کسی به جوان حمله میکرد جوان به او پولی میداد.آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بیاموزد.
استاد گفت:به شهر برو و برایم غذا بخر.
همین که مرد رفت استاد خود را به لباس یک گدا در آورد و از راه میانبر کنار دروازه شهر رفت.وقتی مرد جوان رسید،استاد شروع کرد به توهین کردن به او.
جوان به گدا گفت:عالی است!یکسال مجبور بودم به هر کسی که به من توهین میکرد پول بدهم اما حالا میتوانم مجانی فحش بشنوم،بدون آنکه پشیزی خرج کنم.استاد وقتی صحبت جوان را شنید رو نشان داده و گفت:برای گام بعدی آماده ای چون یاد گرفتی به روی مشکلات بخندی...!

منبع:دا3تانک.میهن بلاگ.کام



ادامه مطلب
سه شنبه 15 مرداد 1392 

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه amstory.mihanblog.comای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است .

به او گفت چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی ؟

جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟

آن مرد عارف که از عرفای بزرگ ایران بود گفت: از خودم شرم کردم که غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم!

منبع:لیوای.میهن بلاگ.کام



ادامه مطلب
سه شنبه 15 مرداد 1392 

عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست،پرسیدند:کجا می روی ؟ گفت: میروم با آتش بهشت را بسوزانم وamstory.mihanblog.com و با آب جهنم را خاموش کنم،تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند،نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم


منبع:اچ ار ستوریس.پرسیان بلاگ.ای ار



ادامه مطلب
سه شنبه 15 مرداد 1392 

روزی سه عارف بزرگ ،
حسن بصری ، مالک دینار و شفیق بلخی
به دیدن رابعه عدویه که بیمار بود رفتند .
amstory.mihanblog.com

حسن بصری گفت :

هیچکس در عشق خود نسبت به خداوند صادق نیست ...
مگر اینکه ضربه های خدای خود را با شکیبایی تحمل کند .

رابعه گفت : ازین گفته بوی منیت میاید .
شفیق بلخی گفت : هیچکس در دعوی خویش صادق نیست
مگر اینکه در مقابل ضربه های خداوند شکر به جای آورد .

رابعه گفت : بهتر ازین باید گفت این سخن هنوز بوی منیت میدهد .
مالک دینار گفت : در دعوی خود صادق نیست
هر که از ضربه های دوست خویش لذت نبرد .

رابعه گفت : خوب است اما بهتر ازین باید گفت
هنوز سایه ضعیفی از منیت در آن نهفته است .
همه گفتند اکنون تو خود بگو .

او گفت : هیچکس در دعوی خویش صادق نیست
اگر با مشاهده محبوب خویش رنج و درد خود را فراموش نکند ...

منبع:فیس بوک/دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی


ادامه مطلب
سه شنبه 15 مرداد 1392 

فضیل بن عیاض در ابتدای زندگی خود یكی از راهزنان مشهور در نواحی سرخس و ابیورد بود مدتی از عمر خود را به این كار گذرانیده و در سرقت شهرتی یافت . كم كم در قلبش عشق و محبت دختری پیدا شد، شبی خیال داشت خود را به آن دختر برساند. از دیواریكه فاصله بین او و معشوقه اش ‍ بود بالا می رفت در این هنگام



ادامه مطلب...
سه شنبه 15 مرداد 1392 

در كتاب فروع كافی جلد 7 دارد:
در كوفه مردی خدمت آقا امیرالمؤمنین علی - علیه السلام - رسید. عرض كرد یا علی من زنا كردم پاكم كن . حضرت فرمود: از كدام قبیله ای هستی ؟ گفت از قبیله مزینه هستم . حضرت فرمود: از قرآن می توانی چیزی قرائت كنی ؟ گفت : بله . چند آیه نیكو قرائت كرد. حضرت فرمود: آیا جنون عارضت شده ؟ گفت : نه .
حضرت فرمود:



ادامه مطلب...
سه شنبه 15 مرداد 1392 

نصوح مردی بود با هیئت و قیافه‌ی زنانه. او در حمام‌های زنان به کار مشغول بود و بخصوص دختر شاه را دلاکی می‌کرد و کسی هم به جنسیت حقیقی او پی نبرده بود. او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش می‌کرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر می‌ساخت. روزی نصوح ....



ادامه مطلب...
دوشنبه 14 مرداد 1392 

توبه در زبان عربی به معنی بازگشت است و در اصطلاحات اسلامی به معنی بازگشت از گناه به سوی خدا.

توبه نصوح

توبه نصوح توبه ای است خالص و بی هیچ عیب و نقص. توبه نصوح مساوی با ترک همه ی گناهان و انجام تمام واجبات و جبران تمام سیئاتی که شخص مرتکب شده است. زیرا منظور شارع دین اصلاح انسان ها است نه سخت گیری و شدت عمل .

مراتب توبه

توبه سه مرتبه دارد: توبه عام و خاص و اخص. توبه عام ترک گناه است و خاص آن، توبه از ترک اولی است و اخصّ، توبه از توجه غیر از خداست.

مهلت توبه

مرتضی مطهری در جواب به این سؤال که "تا چه زمان می توان توبه کرد؟" با اشاره به حدیث «انینُ الْمُذْنِبینَ احَبُّ الَىَّ مِنْ تَسْبیحِ الْمُسَبِّحین.» چنین پاسخ می دهد: خداى تبارک و تعالى، این رحمت مطلقه و کامله فرمود: ناله‏ گنهکاران در نزد من محبوبتر است از تسبیح تسبیح کنندگان. بروید به درگاه خداى خودتان ناله کنید. فکر کنید تا گناهان به یادتان بیاید. به کسى نگویید؛ اقرار به گناه پیش دیگران گناه است، ولى در دل خودتان گناهانتان را در نظر بگیرید. انسان تا در این دنیا هست و رشته حیاتش باقى است و تا وقتى که مرگ مستقیماً به او روى نیاورده است، مهلت براى توبه کردن دارد. تنها در وقتى که انسان در چنگال مرگ گرفتار است و هیچ امیدى به نجات ندارد، توبه مورد قبول واقع نمى شود. قبل از آن ساعات و لحظات آخر که در تعبیرات حدیثى «ساعت معاینه» نامیده شده است (یعنى لحظه‏اى که انسان مرگ را و جهان دیگر را معاینه مى کند و به چشم مى بیند؛ در عین اینکه هنوز زنده است) توبه انسان قبول است ولى در آن لحظات توبه مقبول نیست. همچنان که در عالم آخرت هم توبه معنى ندارد. نه انسان در آنجا حال توبه پیدا مى کند و نه فرضاً اگر بخواهد توبه کند- که قطعاً توبه واقعى نخواهد بود و فقط یک عمل ظاهرى است- توبه او پذیرفته است.

 

آیات توبه

در قرآن کریم در آیات متعددی به توبه و توبه پذیر بودن خداوند متعال اشاره شده است، که از جمله ی این موارد با موارد زیر اشاره کرد:

آل عمران 89، القصص 67، تحریم 8، نساء 17، طه 82، نساء 18، آل عمران 135، نور47 تا 52،

چند حدیث

·  روایت است شخصی نزد علی بن ابی طالب رفت حضرت از او پرسید:آیا معنای استغفار را می دانی سپس چنین بیان فرمود که:اول آن پشیمانی از اعمال گذشته است و دوم، عزم هرگز به گناه بر نگشتن. و سوم آ ن که حق خلق را به ایشان اداء نمایی تا به هنگام دیدارخدا(کنایه از عالم دیگر) هیچ پیامد بدیبر تو نباشد. و چهارم آن که همت گماری بر جبران هر واجبی که ضایع ساخته ای و حق آن را اداء نمایی. پنجم آن که ملتزم شوی گوشتی را که از حرام بر بدنت روییده، به اندوه آبش کنیتا پوست به استخوان بچسبد و گوشتی تازه بین ؟آن ها بوجود آید. و ششم آن که بدن را درد اطاعت بچشانی همان گونه که حلاوت معصیت را به آن چشانیدی در این وقت است که می گویی استغفرالله.

·  ازمحمد روایت است که فرمود: توبه در نهایت خلوص آنست که باطن انسان همانند ظاهرش باشد و برتر.

·  از گفت: چنانست که بنده از گناه توبه کند چنان که هرگز بدان بازنگردد.



ادامه مطلب
دوشنبه 14 مرداد 1392 






آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 17414
  • تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 14 مرداد 1392 
  • تعداد کل نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 19
  • آخرين بروز رساني : سه شنبه 13 اسفند 1392