داستان های دینی
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3

مرحوم شهيد محراب حضرت آية اللّه دستغيب رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب شريفش فرموده در ميان بنى اسرائيل زنى آلوده و زانيه و ناپاك و به قدرى هم زيبا روى بوده كه هركس او را مى ديد فريفته او مى گشته ، در خانه اش هميشه باز بوده و خودش بر روى تختى روبروى در خانه مى نشست تا آلودگان را دور خود جلب كند، هركس كه مى خواست بر او وارد شود و با او آميزش كند مى بايست قبلا ده دينار بپردازد.
روزى عابدى وارسته ، از كنار درخانه او عبور مى كند



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

در كتاب ((مثل آباد)) جلد ششم نوشته و ساير رفقا و دوستان و علماء برايم نقل فرموده اند كه حضرت آية اللّه العظمى جهانگير خان قشقائى رضوان اللّه تعالى عليه كه يكى از عرفاى زمان خودش ‍ بود كه شاگردانى مانند آية اللّه العظمى بروجردى شهيد آية اللّه سيد حسن مدرس و مرحوم ارباب اصفهانى و... مى باشد، ايشان قبلا از افراد افراطگر در معصيت بوده و در قبيله ها تار زنى مى كرده .
(گاهى مى بينم كه حرف حق در بسيارى از گوشها اثر ندارد، سخنان نصيحت كنندگان بر جان بسيارى از گمراهان همچون بارش باران و تخم گياه در شوره زار است . اما اگر دلى آماده باشد و جانى پاكيزه گردد يك سخن كوتاه نيز براى ايجاد تحول ودگرگونى درون آن كافى است ).
مرحوم آية اللّ ه جهانگير خان قشقائى يكى از انسانهايى است كه چنين دل آماده اى را در سينه داشت ، در احوال زندگى او مى نويسند



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

در كتاب خزينة الجواهر مرحوم آقا شيخ على اكبر نهاوند رضوان اللّه تعالى عليه مطالعه كردم :
در بصره زنى زندگى مى كرد به نام شعوانه كه در لا اُبالى گرى و رقّاصى و فاحشه گرى زنى معروفه بود و هيچ خانه و مجلس ‍ فسادى نبود كه شعوانه درش نباشد. روزى اين خانم شعوانه با كنيزان خود از كوچه اى گذر مى كرد اتّفاقا گذرش از درخانه مرد صالح كه از زهاد و وعّاظ زمان خود بود افتاد، ناگهان صداى خروش و گريه و ناله اى از آن خانه بگوشش رسيد.
يكى از كنيزان خود را به آن خانه فرستاد تا ببيند جريان چيست و خبرى آورد و به او گوشزد كرد كه زود بيا و ببين در اين منزل چه ميگذرد و اين ناله و گريه براى چيست ؟



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

جوانی بودم که زیاد به ارتکاب گناهان حساسیت نداشتم، هرچند برخی از گناهان مانند خوردن شراب، زنا،دزدی و برخی کارهای دیگر را انجام نمیدادم و به انجام ندادن آن مقید بودم اما در برخی گناهان ازجمله گناهان مربوط به چشم ، گوش، زبان و گناهان اینترنتی بی تفاوت بودم.

 چند وقتی بود که کم کم مقید به خواندن نماز در اول وقت آن شده بودم و حاضر به ترکش نبودم و هر زمان نزدیک وقت نماز می شد دغدغه نماز اول وقت در من وجود داشت .

از طرفی، تقریبا حدود 2 یا 3 سال قبلش به بیماری ای دچار شده بودم و ...



ادامه مطلب...
پنج شنبه 17 مرداد 1392 

مفسر تفسیر المیزان آقای سید محمد باقر موسوی همدانی که 4 سالی هست به رحمت خدا رفتن ایشون این داستان رو نقل می کنند . علی نامیه که در محله فعلی که مصلای همدانه اون موقع بهش گنداب میگفتن زندگی می کنه! چون تو این محله زندگی میکنه بهش میگن علی گندابی! علی گندابی چهره خیلی زیبایی داشته چشای زاغ و موهای بور یه کلای پشمی خیلی زیبایی هم سرش میزاشته . لات بوده اما یه جور مرام و معرفت ته دلش بوده ،یه روز تو قهوه خونه نشسته بوده که زن تازه عروس به علی نگاه میکرده علی چون جوان خشکلی بوده به خودش میگه علی پس غیرت کجارفته که زن مردم به تو نگاه میکنه ،کلاشو در میاره موهاشو ژولیده پولیده میکنه و از غه وه خونه میره بیرون تا اینکه یه روز آقا شیخ حسنی توی همدان روضه خونه .



ادامه مطلب...
چهارشنبه 16 مرداد 1392 

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند!
استاد پرسید:
برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت: برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت: سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟

 



ادامه مطلب...
سه شنبه 15 مرداد 1392 

فضیل بن عیاض در ابتدای زندگی خود یكی از راهزنان مشهور در نواحی سرخس و ابیورد بود مدتی از عمر خود را به این كار گذرانیده و در سرقت شهرتی یافت . كم كم در قلبش عشق و محبت دختری پیدا شد، شبی خیال داشت خود را به آن دختر برساند. از دیواریكه فاصله بین او و معشوقه اش ‍ بود بالا می رفت در این هنگام



ادامه مطلب...
سه شنبه 15 مرداد 1392 

در كتاب فروع كافی جلد 7 دارد:
در كوفه مردی خدمت آقا امیرالمؤمنین علی - علیه السلام - رسید. عرض كرد یا علی من زنا كردم پاكم كن . حضرت فرمود: از كدام قبیله ای هستی ؟ گفت از قبیله مزینه هستم . حضرت فرمود: از قرآن می توانی چیزی قرائت كنی ؟ گفت : بله . چند آیه نیكو قرائت كرد. حضرت فرمود: آیا جنون عارضت شده ؟ گفت : نه .
حضرت فرمود:



ادامه مطلب...
سه شنبه 15 مرداد 1392 






آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 17418
  • تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 14 مرداد 1392 
  • تعداد کل نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 19
  • آخرين بروز رساني : سه شنبه 13 اسفند 1392