آزادی در تنظیم قرارداد

اصل آزادی قراردادی که در ماده ۱۰ قانون مدنی اعلام شده است، میگوید: قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند، در صورتی که خلاف صریح قانون نباشد، نافذ است. پس، جز در مواردی که قانون مانعی در راه نفوذ قرار داد ایجاد کرده است، اراده اشخاص حاکم بر سرنوشت پیمان های ایشان است و آزادی اراده را باید به عنوان (اصل) پذیرفت.

اشخاص می توانند قرارداد را، زیر هر عنوان که مایل باشند، منعقد سازند و نتایج و آثار آن را به دلخواه معین کنند. قانون مدنی آثار و شرایط پاره ای از عقود را که اهمیت اقتصادی و اخلاقی ویژه ای داشته به تفصیل پیش بینی کرده است. به همین مناسبت نیز این گروه را (عقود معین) می گویند: مانند عقد بیع و اجاره و صلح و هبه و وکالت و قرض. ولی، باید دانست که پیش بینی این نهادهای حقوقی بدان معنی نیست که اشخاص ناچار باشند یکی از آنها را برای هر پیمان برگزینند و تنها از این راه است که می توانند روابط مالی و اخلاقی خویش را تنظیم کنند.
عقد با تراضی واقع می شود و تشریفات خاص ندارد و دو طرف آن ناگزیر از بکار بردن واژه های معین نیستند. بیان اراده وسیله دست یافتن به خواسته های واقعی آنان است و با هر لفظ و حرکت که انجام شود اثر دارد. تشریفات دیگر، مانند حضور شاهد یا تنظیم سند، ضروری نیست و نیروی الزام آور عقد به آن ارتباط ندارد.
دو طرف عقد ملزم به رعایت آن هستند. بایستی پیمان خویش را محترم دارند و تعهد ناشی از آن را اجرا کنند. دادگاه نیز، به بهانه اجرای عدالت و انصاف، حق ندارد شرایط عقد را تعدیل یا مدیون را از آنچه به عهده دارد معاف کند.
اثر عقد محدود به کسانی است که در تراضی دخالت داشته اند و دیگران از آن سود و زیان نمی برند. آزادی هر شخص محدود به آزادی دیگران است و هیچکس نمی تواند، جز در موارد استثنایی، تعهدی بر دیگری تحمیل کند یا به سود او حقی بوجود آورد.

آزادی اراده، با مفهوم و گسترشی که فرد گرایان سده های پیشین به آن اعتقاد داشتند، در حقوق ما پذیرفته نشده است. زیرا، قانونگذار ضمن تأیید اصل آزادی قراردادی، نفوذ قرارداد را موکول به مخالفت نداشتن با قانون کرده است (ماده ۱۰ ق.م) و بدین ترتیب حکومت قانون را برتر از (تراضی) اشخاص می داند و حاکمیت اراده را نمی پذیرد (ماده ۱۲۸۸ همان قانون). اگر نیروی الزام آور قوانین در همه جا یکسان بود، اجرای این قاعده نیز با هیچ مشکلی روبرو نمی شد. ولی، دشواری در این است که گاه هدف از وضع قانون ایجاد قاعده تخلف ناپذیر نیست؛ قانونگذار نظر ارشادی دارد و می خواهد آنچه را عادلانه و مفید می داند جانشین سکوت طرفین عقد سازد. در این گونه موارد، آنان می توانند بر خلاف قانون تراضی کنند. به همین جهت نیز گفته می شود که الزام ناشی از این قوانین مشروط بر نبودن تراضی مخالف است و برای عقد نقش (تکمیلی) دارد.

از اصل آزادی قراردادی، دو قاعده مهم بدست می آید:
۱ ـ اشخاص در بستن قرارداد یا خودداری از آن آزادند: یعنی، هیچ کس را نمی توان مجبور کرد که طرف عقدی قرار گیرد، یا از بستن قراردادی که مایل به آن است خودداری کند.
۲ ـ هر کس آزادانه می تواند طرف قرارداد خویش را انتخاب کند و مفاد عقد و تعهدات ناشی از آن را به دلخواه معین سازد.

بر طبق اصل حاکمیت اراده، عقد در نتیجه توافق دو اراده آزاد بوجود می آید. ولی، این آزادی مطلق امروز با دخالت دولت در امر اقتصاد، به طور مستقیم مورد تجاوز قرار گرفته است و دیگر مفهوم گذشته را ندارد. به اضافه، اگر از سیاست اقتصاد آزاد نیز پیروی شود، ضرورت های زندگی در اجتماع همه را کم و بیش ناچار از انجام پاره ای معامله ها می سازد. تقسیم کارها در تمدن امروز هر کس را ناگزیر می کند که، برای تأمین نیازمندی های خویش، پیمان های گوناگونی با صاحبان مشاغل و حرفه ها ببندد.

 

آزادی در تنظیم قرارداد

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 7 اردیبهشت 1397  ساعت :1:47 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حقوق جزا در قرآن

مقررات جزایی هر کشوری وسیله ای برای حفظ ماهیت و شکل موجود توزیع ارزش ها میان احزاب، گروه ها و تمامی اعضای کشور است. قوانین اساسی و مدنی حقوقی را برای افراد جامعه بوجود آورده است، به این ترتیب می تواند شکل و میزان بهره مندی افراد و گروه ها را از ارزش های اجتماعی تغییر دهد. قوانین جزایی خود آفریننده حقوقی برای افراد نیست، بلکه از طریق تهدید و تحمیل مجازات ها می کوشد تا افراد را به احترام و رعایت وضع موجود توزیع ارزش ها وادار کند. بدین ترتیب روشن است که نظام جزایی یک جامعه نمودار و منعکس کننده وضع اجتماعی آن جامعه خواهد بود و با شکل حکومت و روابط اقتصادی و اجتماعی افراد همبستگی نزدیک دارد.

در حقوق جزای اسلامی سیاست کیفری مبتنی بر اصولی است که که مهمترین آنها عبارتند از:
الف- حفظ و حراست جامعه از علل و موجبات گناه و جرم (با ممنوعیت شرب مسکرات و یا رفتاری بر ضد اخلاق حسنه و عفت و نظم عمومی و روابط صحیح خانوادگی).
ب- حتمیت و قاطعیت اجرای کیفرهای اسلامی نسبت به کسانی که فاقد هر گونه انگیزه و مجوزی برای ارتکاب گناه و جرم بوده اند (در مورد ارتکاب ضرب و جرح و قتل های اتفاقی و بدون سبق تصمیم).
ج- تامین خیر و سعادت و مصلحت و منفعت مردم در شریعت اسلام
د- تعیین کیفر مناسب به عنوان ضرورتی اجتماعی، به منظور حمایت جامعه از گزند بزهکاران
ه- پذیرفتن اصل عدم مسئولیت کیفری نسبت به افراد فاقد ادراک و اختیار (مجنون،صغیر،مکره و مجبور) با استفاده از اقدامات تامینی برای حمایت اجتماع از آسیب و زیان احتمالی افراد غیر مسئول.
و- تقویت ایمان افراد از نظر پیشگیری از بزهکاری، تشریع کیفر برای تهذیب اخلاق و اصلاح بزهکار، اثر امر به معروف و نهی از منکر در ارتباط با تقلیل جرائم. قرآن کریم که دستورات الهی در آن تجلی یافته و منبعی غنی برای احکام اسلام است، در مبحث حقوق جزا دارای اصولی است که اصول حقوق جزای عرفی با آن قابلیت انطباق دارد وپس می توان اثبات کرد که قرآن کریم مقدم بر بسیاری از مکاتب نو ظهور حقوق جزا و جرم شناسی می باشد.

علمای مذهبی مبنای حقوق را اراده خداوند تبارک و تعالی می دانند که با ارسال پیامبران و نزول وحی بر آنان قوانین و مقررات لازم را برای مردم اعلام داشته است (آیه ۲۵ سوره حدید). در کتب آسمانی و الهی، احکام و قوانین بسیاری برای حفظ حق الله و حق الناس از طریق پیش بینی ضمانت اجراهای کیفری در قبال تخلف از مقررات مزبور پیش بینی شده است.
هیچ جرمی بدون تصریح قانونی وجود ندارد، هیچ مجازاتی نیز بدون پیش بینی و تصریح قانونگذار ممکن نیست. همه افراد نه فقط باید بدانند کدام دسته از افعال انسانی جرم است، بلکه باید از ضمانت های اجرای دستورهای قانونگذار نیز باخبر شوند. مجازات مقرر در قانون، آن ها را از اهمیتی که جامعه برای نقض این دستورها قایل است آگاه خواهد کرد. به این ترتیب، هر کس می تواند پیامد افعال و سود و زیان خود را از پیش سنجیده و در این ارزیابی مجازات فعل مورد نظر را نیز لحاظ کند.
در مجموع حقوق جزای اسلام از یک فلسفه مختلط الهام گرفته است. در این فلسفه هم فایده اجتماعی، هم عدالت و هم اصلاح و تربیت مجرم به چشم می خورد. از تشریع احکام قصاص چنین برمی آید که در شکل تساوی جرم و مجازات، شارع بیش از هرچیز به اجرای عدالت توجه داشته است و مردمان را به تعدیل انتقامجویی که جامعه قبیله ای پیش از اسلام به آن دچار بود، دعوت کرده است. در قرآن کریم که تجلی احکام و دستورات الهی است، اسلام به عنوان کامل ترین دین معرفی شده است و در عین حال که کتاب قانون یا علم و رشته علمی خاصی تلقی نمی شود طول تاریخ خلقت بشری را منطبق با نیازهای هر عصر و زمانی با برنامه ها و تعلیمات به تصویر کشیده است که مراجعه به آیات مختلف مربوط به تاریخ و فلسفه خلقت انسان، نظارت و هدایت الهی، راهنمایی پیامبران الهی، الگوهای تربیتی ارائه شده و عبرت های مورد تأکید قرار گرفته و سایر برنامه ها و دستورات، حاکی از وجود اندیشه هایی مقدم بر اندیشه های حقوق جزاست.

 

حقوق جزا در قرآن

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 31 فروردین 1397  ساعت :4:13 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جرم سقط جنین

سقط جنین عبارت است از، اخراج عمدی و غیر طبیعی و قبل از موعد طبیعی جنین، به نحوی که حمل خارج شده از بطن مادر زنده و یا قابل زیست نباشد. حمل به کودکی می گویند که در شکم مادر است و از نظر پزشکی به دوران بعد از هفت ماهگی تا قبل از تولد طفل گفته می شود. سقط جنین که در سطح جهان رو به افزایش است به دلایلی چون تنظیم خانواده، مخفی نمودن روابط جنسی نامشروع قبل از ازدواج رسمی و قانونی، گریز از بارداری ناخواسته، هتک ناموس به عنف و … واقع می شود.

ادیان مختلف سقط جنین را بجز در موارد استثنائی ممنوع اعلام کردند. این اعتقادات مذهبی قوانین و مقررات را تحت تاثیر قرار داد و به همین دلیل قانونگذاران کشورهای مختلف سقط جنین را ممنوع و برای آن مجازات تعیین کردند. در آیین زرتشتی سقط جنین گناهی بس عظیم تلقی می شد و برای زنی که مبادرت به این عمل می کرد، عقوبت سختی در نظر می گرفتند. دین مسیحیت ابتدا سقط جنین را بنحوی تعریف می کرد که شامل مواردی که هنوز روح در نطفه دمیده نشده است نمی شد. سنت آگوستین معتقد دمیده شدن روح و حرکت در پسرها چهل روز بعد از انعقاد نطفه و در دخترها هشتاد روز بعد از انعقاد صورت می گرفت. اکثر فلاسفه یونان قدیم سقط جنین را در شرایطی مجاز می دانستند. مثلا سقراط سقط را با میل مادر جایز می دانسته و ارسطو در صورتی که مادر اولاد زیادی داشت، آنرا تجویز می کرده است، اما بقراط در قسم نامه معروفش از سقط جنین به عنوان عملی ناپسند یاد کرده و آنرا به دلیل صدماتی که به زنان وارد می کرد، ممنوع اعلام کرده است.
در حقوق ایران سقط جنین از همان مراحل اولیه استقرار نطفه قابل مجازات است و ضوابط آن در مواد ۴۸۷ تا ۴۹۳ قانون مجازات اسلامی و همچنین در مواد ۶۲۳ و ۶۲۴ قانون مدنی ایران، پیش بینی شده است.

سقط جنین با سقط حمل در هر زمان اعم از اینکه در اولین روزهای انعقاد نطفه باشد که هنوز شکل و صورتی ندارد و یا در روزهای آخر حاملگی انجام پذیرد که شکل یک انسان کامل را بخود گرفته مستوجب کیفر است. در سقط جنین فرقی بین جنین یا حمل مشروع و یا نامشروع وجود ندارد. بنابراین دیه حمل نامشروع نیز همان دیه حمل مشروع است.
در مواردی چون وضع حمل بر اثر صدمه وارده ناشی از تخلفات رانندگی (موضوع ماده ۷۱۶ قانون مدنی ایران) مرتکب، به حبس از دو ماه تا شش ماه و پرداخت دیه، در صورت مطالبه دیه از طرف مصدوم محکوم می شود. در عین حال هر گاه صدمه بدنی غیر عمدی ناشی از تخلفات رانندگی (موضوع ماده ۷۱۵ قانون مدنی ایران) منتهی به سقط جنین شود یعنی جنین زنده ای ساقط و تلف شود جرم سقط جنین تحقق می یابد. مرتکب در این حالت به حبس از دو ماه تا یکسال و نیز پرداخت دیه، در صورت مطالبه دیه از ناحیه مصدوم محکوم می شود. ماده ۶۲۲ قانون مدنی ایران در همین جهت مقرر می دارد: هر کس عالماً و عامداً به واسطه ضرب یا اذیت و آزار زن حامله، موجب سقط جنین وی شود علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد.

بطور کلی اسقاط عمدی جنین از چهار شکل خارج نمی شود:
الف) اسقاط جنین قبل از دمیده شدن روح میباشد که در اینصورت فقها متفق القول، مطلقاً خواه عمل مرتکب عمدی باشد خواه غیر عمدی، حکم به دیه داده اند.
ب) اسقاط جنین پس از دمیده شدن روح و مرگ در رحم، در این مورد برخی فقها تفاوتی بین عمد و غیر عمد قائل نشده و حکم به دیه داده اند.
ج) اسقاط عمدی جنین و مرگ در خارج از رحم قبل از استقرار حیات یا دمیده شدن روح که دراین صورت نیز حکم به دیه داده شده است.
د) اسقاط عمدی جنین و مرگ در خارج از رحم و بعد از دمیده شدن روح: مورد اخیر مشمول عمومات ادله قصاص می گردد. نظیر آنکه بواسطه ایراد ضرب حمل زنده متولد شده و بواسطه اصابت به زمین یا شئ سختی فوت نماید.

آیت … خامنه ای، در جواب استفتای فردی که بارداری را برای همسر خود سبب بروز ناراحتی های روانی و مشقت دانسته است، فرموده اند: با توجه به حرج و مشقت روحی و درمانی ناشی از بارداری ناخواسته برای همسرتان، سقط این جنین را تا قبل از ولوج روح (چهار ماهگی) به دلیل حرج و مشقت غیر قابل تحمل نمی توان گفت حرام است، بلکه حرج و مشقت رافع است و سقط جنین جایز است.
آیت … مکارم شیرازی، در خصوص ناقص بودن جنین پس از آنکه با تجهیزات پیشرفته پزشکی معلوم شود که جنین ناقص است و کودکی ناقص الخلقه یا معلول به دنیا خواهد آمد، اظهار داشته اند: اگر تشخیص بیماری در جنین قطعی است و نگه داشتن چنین فرزندی موجب حرج است در این صورت جایز است قبل از دمیده شدن روح، جنین را اسقاط کنند.

جرم سقط جنین

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 24 فروردین 1397  ساعت :3:06 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

شخص حقوقی

شخصیت‏ حقوقى عبارت است از: صلاحیت دار شدن حقوق و تکالیف براى موضوعات غیر انسانى. شخص حقوقى از نظر علم حقوق قابلیت ‏برخوردارى از حقوق را دارد، تکالیف قانونى بر عهده میگیرد، اعمال حقوقى انجام میدهد، اقامه دعوا میکند، تحت تعقیب قرار میگیرد و مسئول شناخته می‏شود.

شخص حقوقى در هر نظامى پیرو متغیرهایی از ملاحظات مختلف سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و سیستماتیک مربوط به آن نظام حقوقى است. در نظامهاى داخلى، قانونگذار به اعتبار حاکمیت دولت، با توجه به نیازهاى اجتماعى، نهادهایى را به عنوان شخص حقوقى تلقى کرده و شناسایى آن را به افراد و نهادهاى تحت‏ حاکمیت ‏خویش تحمیل مى‏کند.
با پیشرفت جوامع بشرى، تشکیل دولت و توسعه و پیچیده شدن روابط اجتماعى و اقتصادى موضوعات و موجودات دیگرى در صحنه‏ هاى حقوقى، اقتصادى، سیاسى اجتماعى و فرهنگى ظاهر شدند که ضرورى است داراى حقوق و تکالیفى باشند. بدین ترتیب در کنار اشخاص حقیقى یعنى انسانها، موضوعات دیگرى که ما امروز اشخاص حقوقى مى‏ نامیم متولد و صاحب حق و تکلیف شدند. ضرورتهاى اجتماعى از اولین روزهاى زندگى اجتماعى بشر با او همراه بوده و تنها این ضرورتها در هر عصر و دوره‏اى داراى شدت و ضعف بوده و از این رو مفهوم شخصیت‏ حقوقى هم متناسب با نیازها و ضرورتهاى هر دوره و عصرى ضیق، وسعت پیدا نموده است.

در حقوق اسلام نیز بعضى از موضوعات غیر انسانى وجود دارد که به اعتبار مالکیت ‏یا صاحب ذمه بودن آن مصادیق مى‏توان شخصیت‏ حقوقى براى آنها فرض نمود و از آن به عنوان شخص حقوقى یاد کرد. نمونه‏ هاى از این مصادیق عبارتند از:
۱- دولت (منصب امامت و رهبرى) که مالک انفال است و این اموال ملک شخصى امام نیست ‏بلکه ملک عنوان امامت است.
۲- امت: قرآن کریم براى امت‏ شخصیت مستقلى از آحاد مردم قایل است و براى آن حیات و مرگ تصور مى‏کند.
۳- وقف از جمله موضوعاتى است که مى‏تواند علاوه بر تملک، داین و مدیون واقع گردد.
۴- عناوین عامه یکى از موضوعاتى است که صلاحیت مالک شدن را دارد، مثلا عنوان کلى فقیر که مالک زکات است.
۵- جهات عامه همچون مساجد، مدارس، مشاهد مشرفه و دیگر اماکن عبادى یا مکانهاى عمومى.

قرآن کریم در عین اینکه براى جامعه طبیعت، شخصیت، عینیت، نیرو، حیات و مرگ و اجل، وجدان و طاعت و عصیان قایل است، براى فرد نیز شخصیت مستقلى قایل است و او را از نظر امکان سرپیچى از فرمان جامعه توانا میداند.
مجازات‌هایی که برای شخص حقیقی در نظر گرفته می‌شود، به طور معمول درباره شخص حقوقی قابل اجرا نیست؛ شخص حقیقی را می‌توان محکوم به حبس و در موارد اشد مجازات بسته به جرم ارتکابی به اعدام محکوم کرد اما تصور حبس یا اعدام یک موسسه یا شرکت به راحتی قابل تصور و تائید نیست. بر اساس ماده 19 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 که درجات مختلف مجازات‌ها بیان شده است، انحلال شخص حقوقی که در درجه 1 مجازات‌ها هم ذکر شده، شدیدترین مجازات برای شخص حقوقی و انتشار حکم در روزنامه‌های کثیرالانتشار که در درجه 6 مجازات‌ها آمده است، کمترین مجازات برای اشخاص حقوقی است.

شخص حقوقی

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 17 فروردین 1397  ساعت :3:04 AM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حکم سنگسار

زنای محصنه، اگر با شرایطی بسیار سخت گیرانه به اثبات برسد، ممکن است به مجازات سنگسار منتهی شود. پیش بینی این گونه مجازات های سنگین، به دلیل جنبه بازدارندگی آن است؛ زیرا دامنه مفاسد مترتب بر زنا، به خصوص زنای محصنه، ابعاد مختلف زندگی دنیوی و اخروی، مادی و معنوی و فردی و اجتماعی انسان و جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد.
نوع نگرش اسلام و مکاتب مادی به انسان، حق حیات، آزادی، و سایر حقوق بنیادین بشر، مهم ترین عامل در تفاوت برخورد با مسئله زنا و مجازات زناکار است. بسیاری از شبهات در این زمینه، ناشی از عدم تصور دقیق چیستی، چرایی و شرایط مجازات سنگسار است. تحقق شرایط اجرای مجازات سنگسار، به حدی دقیق، نادر و سخت گیرانه است که عملاً امکان تحقق آن را به حداقل می رساند. شرایط اجرای سنگسار نیز به گونه ای است که بهانه های مشروعی را برای اجرا نکردن کامل این حکم پیش بینی کرده است. با تامل و دقت معلوم می شود این حکم اسلامی، به هیچ وجه با حقوق انسانی تنافی نداشته و اختلاف در این خصوص، ناشی از اختلاف در جهان بینی ها و نگرش های انسان شناسانه است.

گروهی الگو بودن فناوری و صنعت غرب و پیشرفته بودن کشورهای غربی در این زمینه را دلیل الگو و مترقی بودن نظام ارزشی و اخلاقی غرب قلمداد می کنند. حقوق بشر با قرائت سکولاریستی را علم کرده، به اصطلاح برای دفاع از حقوق بشر با هر وسیله ممکن در پی بومی سازی ارزش های غربی در نظام اسلامی هستند. برخی دیگر درصددند کیفیت و شرایط مجازات سنگسار را امری غیر عقلانی جلوه دهند! دسته ای دیگر، می کوشند با استفاده از احساسات توده مردم، حکم الهی سنگسار را به گروه خاصی مثل یهودیان و یا خلیفه دوم منتسب کنند. از این رو، غیر اسلامی بودن آن را نتیجه بگیرند؛ ترفندی که در مورد انکار بسیاری از احکام اسلامی در طول تاریخ اسلام وجود داشته است.
شرایط سه گانه برای حکم سنگسار ضروری است:
الف. شرایط ثبوت زنای مستوجب سنگسار
ب. شرایط اثبات زنای مستوجب سنگسار
ج. شرایط اجرای حکم سنگسار

به رغم اینکه برخی منتقدان معتقدند که حکم سنگسار فقط مخصوص زن هاست و اسلام در این زمینه بین زن و مرد تبعیض قایل شده است، باید گفت که حکم سنگسار شامل زن یا مرد زناکاری است که شرایط ذیل را داشته باشد:
۱. متأهل و دارای همسر باشد؛ هرکدام از طرفین زنا که متأهل نباشند، حکم سنگسار از او مرتفع، و به تناسب حد شلاق یا تعزیر بر او اجرا می شود.
۲. همسر دائم داشته باشد؛ بنابراین زن یا مردی که در ازدواج موقت هستند و با شخص دیگری مرتکب زنا می شوند، اگرچه اصطلاحاً همسردار هستند، زنای آنها زنای محصنه مستوجب سنگسار نخواهد بود.
۳. با همسر خود قبل از اینکه مرتکب زنا شود، دست کم یک مرتبه هم بستر شده باشد؛ شخص زناکاری که همسر دائم دارد، در صورتی که هنوز با همسر دائم خود هم بستر نشده است، سنگسار نخواهد شد.
۴. به همسر خود برای ارتباط جنسی دسترسی داشته باشد؛ هرچه مانع از استفاده مشروع از همسر دائم شود، مانع از تحقق زنای محصنه مستوجب سنگسار خواهد بود. در سفر بودن همسر، بیماری مقاربتی، عنن مرد و…، ازجمله مواردی است که مانع از تحقق حکم سنگسار برای زناکار می شود.
۵. آزاد باشند؛ سنگسار بر زن و مردی که کنیز یا برده باشند، مترتب نمی شود. مجازات کنیز و برده، پنجاه ضربه شلاق است. بر اساس برخی روایات، حتی اگر شخص آزادی با کنیز یا برده ای زنای محصنه انجام دهد، بازهم شخص آزاد سنگسار نمی شود، بلکه به او صد ضربه شلاق زده می شود.
۶. مسلمان باشند؛ بنا بر نظر بسیاری از فقیهان، حکم زنای محصنه در مورد مسلمان جاری می شود. مسیحی و یهودی و پیروان سایر ادیان، در صورتی که همه شرایط زنای محصنه را داشته باشند، حکم سنگسار در مورد آنها الزامی ندارد. حاکم اسلامی می تواند آنها را به قوم خویش واگذارد.
۷. همه شرایط عمومی تکلیف را داشته باشد؛ افزون بر موارد مذکور، که در شکل گیری مفهوم زنای محصنه نقش اساسی دارند، باید شرایط عمومی تکلیف نیز وجود داشته باشد. خلل در هریک از شرایط عمومی تکلیف، موجب سقوط مجازات می شود. برخی شرایط عمومی تکلیف عبارتند از: بلوغ، عقل، علم به حکم، علم به موضوع، عدم اجبار، عدم اکراه و… .

در رابطه با تناسب جرم و مجازات توجه به این نکته ضروری است که دامنه مفاسد مترتب بر زنا آن قدر گسترده است که ابعاد گوناگون زندگی دنیوی و اخروی را تحت الشعاع قرار می دهد. بیماری ها و عفونت های مقاربتی، ناامنی روانی اعضای خانواده، تأثیر منفی در اقتصاد و فرهنگ و پیشرفت جامعه، منازعات و درگیری، قتل و کینه ورزی، اختلاط نطفه ها، ترک تربیت و سرپرستی کودکان، بحران فرزندان بی هویت، که کانون بزهکاران آینده هستند، بی دینی، بی عفتی و ده ها مفاسد دیگر، که در آیات و روایات به آن اشاره شده است، از جمله مفاسدی است که بر زنای مستوجب سنگسار مترتب می شود و پیش بینی ضمانت اجرای بازدارنده ای را می طلبد.

 

حکم سنگسار

 

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 10 فروردین 1397  ساعت :3:50 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

نرخ دیه در سال 1397

نرخ دیه کامل در ماه‌های غیرحرام از ابتدای سال 1397 مبلغ 231 میلیون تومان تعیین و توسط رییس قوه قضاییه ابلاغ شده است.

صادق آملی لاریجانی، رئیس دستگاه قوه قضاییه، در بخشنامه ای به واحدهای قضایی و دادسراهای کشور نوشته است: در اجرای ماده 549 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و با توجه به بررسی های به عمل آمده قیمت دیه کامل در ماه های غیرحرام از ابتدای سال 1397 مبلغ دو میلیارد و سیصد و ده میلیون ریال تعیین می گردد و لازم الاجرا است.

بر اساس نرخ دیه اعلامی، دیه در ماه‌های حرام نیز 308 میلیون تومان تعیین گردیده است.

 

نرخ دیه در سال 1397

ادامه مطلب

نوشته شده در : جمعه 25 اسفند 1396  ساعت :1:18 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مفهوم بیع زمانی

نظام حقوقی کشور ما، در زمینه مسائل مدنی، بر پایه آزادی اراده یا حاکمیت اراده در انعقاد قراردادها قرار گرفته است، تا آنجا که این قراردادها مخالفتی با نظم عمومی و اخلاق حسنه و یا قوائد آمره نداشته باشند. این نکته بنیادی تا آنجا پیش می رود که هرگاه بپرسیم یا تردید کنیم که این قاعده و قانون آمره است یا غیرآمره؟ جواب می دهیم غیرآمره مگر اینکه خلاف آن ثابت شود، زیرا در کشور ما انعقاد قراردادها بر مبنای تراضی طرفین و آزادی اراده و حاکمیت اراده استوار است (ماده ۱۰ قانون مدنی).

مفهوم بیع و تاریخ عقد بیع از سال ۷۵۲ قبل از میلاد آغاز می شود، در آنجا که بشر برای اولین بار در شهر لید یا در غرب ترکیه با مفهوم یک کالای (واسطه ای) به عنوان پول آشنا شده و به ضرب سکه های طلا و نقره پرداخت، حدودا ۲۵۷۹ سال قبل. قبل از این تاریخ بیع به صورت عقد معاوضه یا مبادله کالا با کالا صورت می گرفت. مثلا ۲۰ سبد یا کیسه خرما در مقابل یک شتر یا یک اسب و لذا مسئله تجارت و مبادله به کندی صورت می گرفت و پس از پیدایش پول و بکارگیری آن در روابط مبادلاتی میان اشخاص یا میان شهرها، دومین انقلاب بزرگ در تاریخ تحول و پیشرفت تمدن بشری، پس از انقلاب کشاورزی یعنی آشنایی با کشت دانه های حبوبات و میوه ها و بهره برداری از آنها برای تغذیه، حادث گردید.
نهاد یا تاسیسی حقوقی به نام بیع زمانی یا تایم شرینگ، در کشور ما به تدریج راه خود را به جلو می پیماید و مانند هر پدیده نوظهور دیگری که حیات می یابد مشکلات فراراه خود را دارد مانند فروش آپارتمان های ساخته نشده، بیع با ثمن شناور، تجارت الکترونیکی و غیره. بیع زمانی هنوز به عنوان یک قاعده حقوقی جا نیفتاده و مستقر نشده است. هدف مقالاتی از این دست این است که مسائل و مشکلات و اختلاف نظرها را نقد و بررسی نماید تا در نهایت به یک اجماع (Consensus) برسیم. اساسی ترین بحث، بررسی ماهیت حقوقی قراردادی است میان فروشنده و خریدار به نام تایم شرینگ.
با توجه به خصوصیات و آثاری که برای قرارداد تایم شرینگ وجود دارد، معلوم می شود با عقدی به نام (عقد بیع) وجوه اشتراک فراوانی دارد، به خصوص که در هر دو قرارداد تکیه بر انتقال مالکیت است و دامنه استیفاء منفعت نیز در هر دو قرارداد می تواند به طور (متعارف) محدود شود. قانون مدنی انواع عقد بیع را احصاء نکرده است و فقط به ذکر مصادیقی از آن پرداخته است مانند: بیع مطلق، بیع مشروط، بیع موجل، بیع نقد یا حال، بیع معاطاتی، بیع سلف و سلم، بیع منجز، بیع خیاری، بیع صرف، بیع فضولی و …

عبارت (مالکیت زمانی) برای قرارداد تایم شرینگ اصطلاح مناسبی نیست زیرا مفهوم مخالف آن در ذهن (مالکیت غیرزمانی) را به دنبال می آورد و این خود بر ابهامات موجود می افزاید. اصلح آن است که در راستای واژه هایی که قانون مدنی خود به کار گرفته است حرکت کنیم مانند بیع مطلق، بیع مشروط، بیع صرف، بیع فضولی و… و (بیع زمانی) را با تمام خصوصیات و آثار آن به این مجموعه اضافه نماییم و به این ترتیب به یک توافق همگانی یا اجماع (Consensus) نائل شویم.

مفهوم بیع زمانی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:03 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حق شفعه

حق شُفعه در علم حقوق ایران و همچنین در فقه به این معنی است که هر گاه اموال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر به صورت مشاع مشترک باشد و یکی از دو شریک سهم خود را به شخص سومی به قصد بیع بفروشد، در این حالت برای شریک دیگر حق شفعه به وجود می‌آید به این ترتیب که شریک می‌تواند مبلغی را که شخص سوم به شریک خود داده را به وی بدهد و سهم و حق وی را تملک کند. به کسی که صاحب این حق است شفیع گفته می‌شود.
(شفعه) از ماده (شفع) به معناى زوج و جفت و منضم کردن چیزی به چیزی مثل خودش است. حق یکی از واژه های بسیار پر معناست که تداعی بخش اساسی ترین آرمان های انسانی است وقتی اندیشه در عرصه ای راه می یابد که شهود ابعاد فطری نوع بشر میسر می افتد از میان عناصری که در تاروپود سرشت انسان ریشه دوانده دو عنصر پر فروغ جلوه گری می کند، یکی احساس تعهد نسبت به حق گرایی و حقیقت جویی، دوم احساس شرافت و تشخیص در احقاق حقوق فردی. یکی آن چه تحت تاثیر جاذبه کهربایی حق، قرار از کف انسان می رباید و تا همسو با حق و حقیقتش نگرداند وجدانش را آرام نمی گذارد. دوم آن غیرت و آزادگی که زور و تجاوز را بر نمی تابد.‏

در حق شفعه اگر این انتقال و جابه جایی به وسیله هبه یا صلح یا معاوضه یا قرار دادن مهریه باشد باعث ایجاد حق شفعه نمی‌گردد و سهم مشاعی که فروخته می‌شود باید مبیع معامله باشد نه ثمن معامله. برای اینکه بتوان حق شفعه بوجودآمده برای شریک را از بین برد و در خیلی مواقع طرفین برای اینکه حق به وجود آمده برای شفیع را به نوعی ساقط نمایند معامله انجام شده را به صورت یکی از موارد ذکر شده در پایین تثبیت می‌نمایند که شفیع نتواند با استناد به آ‌ن از حق خود استفاده نماید و آیا اینکه حق شفعه ویژه املاک است، و فقط ارسال غیرمنقول ایجاد می‌شود و اموال منقول از این قاعده خارج می‌باشند و در مواردی که یک مال غیرمنقول تبعی که متعلق به ملک باشد اگر به فرض همین اتصال فروخته شود تابع ملک و موضوع شفعه است در زمانی که این حق برای شفیع به وجود آمد ایشان با پرداخت مبلغ حقه فروخته شده به خریدار آن را تملک می‌نماید و هرگاه شفیع بخواهد از نظر قانونی اقدام نماید طبق رای‌های صادر شده در دیوان‌ عالی کشور و رویه قضائی باید دعوای خود را به طرفیت خریدار و شریک با هم اقدام نماید تا از نظر حقوقی قابل استماع باشد.

شرایط حق شفعه
1. آن معامله به عنوان (بیع) و فروش باشد؛ در صورتى که آن شریک سهم خود را به عنوان (صلح) یا (هبه) یا به عنوان (مهر) یا (عوض خُلع) داده باشد، شریک دیگر حق شفعه ندارد.
2. تنها دو نفر در ملک شریک باشند؛ اگر سه نفر یا بیش از آن شریک باشند، براى هیچ‌کدام از آنها حق شفعه وجود ندارد.
3. ملک، (مشاع) باشد؛ پس در ملکى که تقسیم شده، حق شفعه نیست.
4. شفیع براى پرداخت قیمت، توانایى داشته باشد.
5. شفیع مسلمان باشد؛ در صورتى که مشترى مسلمان باشد و شفیع کافر، برای ‏کافر حق شفعه ثابت نمی‌شود.
6. ملک، شخصى باشد. در ملک وقفى، حق شفعه ثابت نمی‌شود.
7. شفیع پس از اطلاع از فروش سهم شریک و قیمت آن، فورى اعلام کند که با استفاده از حق شفعه سهم شریکم را از مشترى گرفتم، یا این‌که عملاً قیمت را بدهد و ملک را بگیرد؛ اگر تأخیر بیندازد، حق شفعه او از بین می‌رود.
8. همچنین در صورتى که شریک سهم خود را به شریکش عرضه کند و او از خریدن خوددارى نماید و راضى به فروش به دیگرى شود، حق شفعه او از بین می‌رود.

حق شفعه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:03 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

دعاوی اجاره در قانون

هدف از وضع قانون و تشکیل شورای حل اختلاف مطابق ماده ۱۸۹ قانون برنامه سوم توسعه جلوگیری از تراکم پرونده در مرجع دادگستری است، تا افراد در حداقل زمان و هزینه نسبت به احقاق حق خود اقدام نمایند. اما کماکان این هدف نادیده گرفته شده و چه بسا درخصوص برخی دعاوی همچون دعاوی اجاره با نقض غرض قانونگذار مواجه ایم که دادخواه و دادرس را دچار تکلف نموده است.

مطابق ماده ۵۱ قانون شورای حل اختلاف که اعلام میکند: کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون ملغی الاثر اعلام میگردد. بنابراین ارجح آن است که به موجب آخرین اراده مقنن قائل به نسخ ضمنی قانون روابط موجر و مستاجر ۷۶ و آئین نامه آن در مورد اجاره های منعقده با سند عادی گردید.
بند دوم ماده ۱۱ قانون شورا حل اختلاف رسیدگی به کلیه دعاوی مربوط به تخلیه عین مستاجره بجز دعوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه را در صلاحیت قاضی شورا اعلام می کند و این در حالیست که تا قبل از تصویب قانون جدید شورا، دعاوی مربوط به تخلیه اماکن استیجاری مربوط به قانون ر.م.م ۷۶ وفق ماده ۳ آن ظرف یک هفته به انجام میرسید بدون اینکه تشریفات دادرسی باعث اطاله در رسیدگی گردد. در این خصوص ماده ۳ آئین نامه اجرایی قانون مذکور نیز بیانگر آن است: رسیدگی به درخواست تخلیه در مورد سند عادی موضوع ماده ۲ قانون بدون تقدیم دادخواست و با ابطال تمبر مربوط به دعاوی غیر مالی و بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی مدنی بعمل خواهد آمد.

مزیت مهم قانون ر.م.م نسبت به قانون شورا عدم اطاله در دعاوی مربوط به تخلیه است، که مواردی از آن در پایین اشاره شده است:
۱- در قانون ر.م.م مطالبه حق در قالب درخواست و در فرم مخصوص انجام میشود. (ماده ۱۰ آئیننامه)
۲- جلسه دادرسی تشکیل نمیگردد و صرف مستند قرار دادن اجاره نامه عادی تکافوی صدور دستور تخلیه را می نماید.
۳- تخلیه در قالب دستور قضایی اعمال میگردد نه بصورت حکم. (ماده ۳ قانون ر.م.م و ماده ۴ آئین نامه آن) همچنین مطابق نظریه مشورتی شماره ۱۰۹۴۰/۷-۱/۱۱/۷۹ دستور تخلیه رای محسوب نمیشود، تا مطابق مواد ۳۳۰ الی ۳۳۲ قابل تجدیدنظر باشد. معهذا مهلت ۲۰ روزه تجدید نظرخواهی باعث به تعویق افتادن تخلیه نمیگردد.

موجری که مطابق قانون شورای حل اختلاف خواستار تخلیه ملک خود می گردد، بصورت ذیل است:
۱- رسیدگی به امر تخلیه مورد اجاره ابتدائا با اقامه دادخواست صورت می پذیرد. (ماده ۲۰ قانون شورا و تبصره ۱ ماده ۲۱)
۲- تشکیل جلسه دادرسی و استماع اظهارات طرفین الزامیست. (تبصره ۱ماده ۲۰ و تبصره های ماده ۲۱ قانون شورا)
۳- تخلیه به تبع اصدار رای واقع میشود نه دستور که چنین رایی علاوه بر قابلیت تجدیدنظرخواهی، درصورتیکه موجبات صدور رای غیابی نیز فراهم باشد، امر تخلیه را به مدت ۴۰ روز به تاخیر می اندازد و این، با اصل تسریع در رسیدگی شورای حل اختلاف در تعارض است.

دعاوی اجاره در قانون

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:02 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مالکیت معنوی

مالکیت معنوی عبارت است از حقوق مربوط به آفرینش ها و خلاقیت های فکری در زمینه های علمی، صنعتی، فنی، ادبی و هنری. مالکیت های معنوی مالکیت های عینی و ملموسی نیستند و یکی از آثار مترتب بر این ویژگی آن است که نقض این مالکیت ها نیز می تواند سهل تر از نقض حقوق مالکیت های عینی صورت پذیرد.

ماده ۹۶۶ قانون مدنی ایران می گوید: تصرف و مالکیت و سایر حقوق بر اشیای منقول یا غیرمنقول تابع قانون مملکتی خواهد بود که آن شیء در آنجا واقع است. با این وجود حمل و نقل شدن شیئی منقول از مملکتی به مملکت دیگر نمی تواند به حقوقی که ممکن است اشخاص مطابق قانون محل وقوع اول شیء نسبت به آن تحصیل کرده باشند، خللی وارد آورد.
در این ماده تکلیف قانون حاکم بر مالکیت های معنوی به لحاظ این که این مالکیت ها در هیچ کدام از طبقه بندی های اموال منقول و غیرمنقول قرار نمی گیرند، مشخص نشده است و نمی توان مفاد این ماده را در مورد آن لازم الرعایه دانست. از آنجا که به هر حال در روابط بین المللی باید تکلیف حاکم بر این اموال معلوم شود، از این رو قوانین کشورهای مختلف و کنوانسیون ها و موافقت نامه های بین المللی منطقه ای و چندجانبه قانون محل ثبت یا انتشارشان را به عنوان محل وقوع اعتباری برای آنها در نظر می گیرند تا به این ترتیب اصل سرزمینی بودن قوانین در مورد اموال نیز رعایت شده باشد.
موافقت نامه تریپس به عنوان حاصل دور گفت و گوهای اوروگوئه که از سال ۱۹۹۵ با ترتیبات خاص مقرر در موافقت نامه لازم الاجرا شده است، جامع ترین موافقت نامه چندجانبه درباره حقوق مالکیت فکری می باشد و به تمامی مقولات اصلی در این زمینه می پردازد.

سرانجام این که انسان ها در طول تاریخ و در همه فرهنگ ها به ابداعاتی دست یافته اند که برای زندگی و جامعه ارزشمند بوده است. بنابراین گسترش خلاقیت ها مفهوم جدیدی نیست که در زندگی امروزی نمود یافته باشد. به عبارت دیگر ویژگی نوآوری ها و خلاقیت ها در عصر حاضر، قانونمند ساختن بهره گیری و رعایت حقوق مالکان آنهاست. با افزایش تعاملات و پیچیده تر شدن زندگی، شاید بتوان گفت که سده حاضر، قرن دانش و تفکر خواهد بود و نوآوری کلیدی است برای تولید و تبدیل دانش جوامع به کالایی اقتصادی – اجتماعی. در این راستا، پیدایش و شکل گیری حقوق مالکیت معنوی به عنوان ابزاری برای حمایت از این دانش و تفکر مؤید اهمیت آن در زندگی بشری است. به همین لحاظ حقوق مالکیت معنوی حوزه ای است که پیچیدگی بسیاری در خود دارد و دربرگیرنده عناصری از اقتصاد، حقوق، روابط بین الملل، سیاست و اخلاقیات است.

مالکیت معنوی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:02 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

اثرات پولشویی

پولشویی (money Laundering) فعالیتی غیرقانونی است که طی آن معاملات و درآمدهای نامشروع شکلی کاملا قانونی یافته و مشروعیت می یابند، به عبارت دیگر پول های کثیف و نامشروع ناشی از اعمال خلاف در همان کشور یا در کشورهای دیگر به پول های تمیز تبدیل شده و از اقتصاد غیر رسمی وارد اقتصاد رسمی می شود.

به گزارش بانک مرکزی جمهوری اسلامی وسعت بازار غیررسمی در کشورهای در حال توسعه بین ۳۵ تا ۴۵ درصد و کشورهای در حال گذر ۲۱ تا ۳۰ درصد و کشورهای صنعتی ۱۳ تا ۱۵ درصد از حجم تولید ناخالص داخلی (GDP) است. علاوه بر اینکه کسب مال غیرقانونی جرم است، تبدیل آن به مال مشروع نیز که پولشویی است جرم محسوب می شود، زیرا انگیزه ای برای کسب مال حرام محسوب می شود.

انواع پولشویی
۱- پولشویی داخلی: شامل پول های کثیف حاصل از فعالیت مجرمانه داخل خاک یک کشور می شود که در همان کشور شسته می شود.
۲- پولشویی کنترل شونده: شامل پول های کثیف به دست آمده از فعالیت مجرمانه که در داخل خاک یک کشور کسب و در خارج از آن کشور تطهیر می شود.
۳- پولشویی بیرونی: شامل پول های کثیف به دست آمده از فعالیت مجرمانه انجام شده در سایر کشورها که درخارج نیز شسته می شود
۴- پولشویی وارداتی: شامل پول هایی که از فعالیت مجرمانه در سایر نقاط به دست آمده و در داخل خاک کشور موردنظر شسته می شود.

عموما پولشویی در کشورهایی که در قوانین تجاری و اقتصادی آنها خلاءهای اساسی و بنیادی وجود دارد و فاقد ساز و کارهای نظام نظارتی و قانون مبارزه با پولشویی می باشند، اتفاق می افتد. در برخی کشورها پول های نامشروع به عنوان سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) وارد این اقتصادها می شود و پس از طی چندین مسیر دوباره از آن کشور خارج می شود. پولشویی باید به شیوه ای انجام شود که جلب توجه مجریان قانون را به حداقل برساند. تاسیس شرکت های مختلف برای نقل و انتقال پول های کثیف، سرمایه گذاری در بانک (اس- مورفینگ)، هزینه کردن در کار های عمرانی به خصوص خرید اوراق قرضه طرح های عمرانی و فروش آنها در بازار، سرمایه گذاری در بازارهای مالی، تاسیس شرکت های مهندسی، سرمایه گذاری موقت در بنگاه های تولیدی – تجاری قانونی، ایجاد سازمان های خیریه قلابی، سرمایه گذاری در بازار طلا و الماس و ارز، شرکت در مزایده های اجناس هنری و کالاهای قدیمی و انتقال پول به کشورهای دارای مقررات بانکی آزاد مثل کشور سوئیس از شیوه های مختلف پولشویی می باشد.
زیرینای این جرم، جرایم سنگین تر و سازمان یافته تر است. البته در بعضی انواع پولشویی، جرم در یک کشور و پولشویی در کشور دیگری انجام می شود. در هر صورت پولشویی مانع بزرگی بر سر راه ایجاد عدالت اجتماعی است و ایران به دلیل قرار گرفتن در مسیر قاچاق مواد مخدر از افغانستان به اروپا مکان جذاب و مناسبی برای پولشویی محسوب می شود.

اثرات پولشویی در اقتصاد
– کاهش بهره وری در بخش واقعی اقتصاد و عدم پرداخت مالیات و عوارض
– بی نظمی و تخریب بازارهای مالی و ایجاد بی ثباتی و نوسان در بازارها
– خروج سرمایه به صورت غیر قانونی از کشور
– ورشکستگی بخش خصوصی
– کاهش اعتبار و اعتماد سیستم بانکداری و امنیت سرمایه گذاری
– بی ثباتی در روند نرخ ارز و فلزات گرانبها مانند طلا و نقره و…
– افزایش ریسک خصوصی سازی و ایجاد سرمایه های سرگردان در اقتصاد
– کاهش بهره وری در بخش واقعی اقتصاد و عدم پرداخت مالیات و عوارض

اثرات پولشویی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:01 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

معاملات ورثه نسبت به ترکه

در صورت انجام معامله از ناحیه وارثین نسبت به اعیان ترکه، طلبکاران می توانند آن معامله را ابطال نمایند.
حکم قانونگذار در ماده ۸۷۱ ق.م آمده است: هرگاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تادیه نشده است، معاملات مزبور نافذ نبوده و دیان می توانند آن را به هم بزنند. در ماده ۲۲۹ قانون مدنی نیز همین حکم تکرار شده است. مطابق این ماده: تصرفات ورثه در ترکه از قبیل فروش، صلح، هبه و … نافذ نیست مگر بعد از اجازه بستانکاران و یا اداء دیون.

سوالی که در اینجا مطرح می شود اینست که آیا صرف انتقال تمام یا بخشی از ترکه به دیگری، طلبکاران می توانند تقاضای ابطال معامله مذکور را بنمایند؟ بنظر می رسد طلبکاران به صرف انتقال تمام یا بخش معینی از اعمال ترکه نتوانند آنرا ابطال بنماید آنهم بدلایل زیر:
۱- عبارت (مادام که دیون متوفی تادیه نشده است) در ماده۸۷۱ قانون مدنی دلالت بر این دارد، چنانچه دیون متوفی ادا گردد حتی بعد از معاملات ناقله، طلبکار نفعی در بهم زدن معامله نداشته باشند.
۲- در قسمت اخیر ماده ۲۲۹ قانون امور حسبی نیز چنین آمده است (مگر بعد از اجازه بستانکاران و یا اداء دیون) که به نظر می رسد سرنوشت انتقال تصرفات ورثه از قبیل فروش و غیره بدو شکل بروز می نماید، یا اینکه طلبکاران نسبت به معامله مذکور رضایت دهند و آن را تنفیذ بنمایند یا اینکه وراث دین طلبکاران را بپردازند که در صورت اخیر با پرداخت دین متوفی، بازهم طلبکاران نفعی در بهم زدن معامله نخواهند داشت.
۳- در ماده ۲۲۸ ق.ا.ح بیان شده است: (ورثه می توانند دیون را از ترکه یا از مال خود اداء نمایند)؛ که در اینصورت هم بر فرض پرداخت دین از بخش دیگری از ترکه یا از مال خود وارث، دین طلبکاران پرداخت شده و نوبت به ابطلال معامله نمی رسد.

قانونگذار در ماده ۸۷۱ صرفأ بیان نموده: هرگاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تادیه نشده است معاملات مزبور نافذ نبوده و دیان می توانند آنرا بر هم زنند. اما در ماده ۲۲۹ قانون امور حسبی به صراحت تصرفات ورثه در ترکه از قبیل فروش و صلح و هبه و غیره نافذ دانسته مگر بعد از اجازه بستانکاران و یا اداء دیون.
لازم به ذکر است همانطور که پس از برخورد با وراث معسر، طلبکار می تواند به سایر وراث مراجعه نماید و این وراث بیش از سهم خود، نسبت به پرداخت دیون متوفی اقدام نمایند، پس از پرداخت می توانند به وراث معسر مراجعه نمایند.

معاملات ورثه نسبت به ترکه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:01 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جرم اسیدپاشی

یکی از جرایمی که در هر بار ارتکاب انزجار عمومی را به شدت بر می انگیزد، اسیدپاشی است. علت این انزجار را علاوه بر صدمات جدی و بعضاً جبران ناپذیری که به قربانی جرمی وارد می شود باید در انگیزه ی مرتکب جستجو کرد. این جرم که معمولاً روی صورت قربانیان انجام می گیرد، عموماً به انگیزه ی تباه ساختن آینده و گوشه نشین کردن دائمی قربانی انجام می گیرد که متاسفانه در عمل نیز چنین شده و قربانی جرم تا مدت های طولانی و حتی تا پایان عمر از بند لطمات جسمانی و روانی این جرم خلاصی نخواهد یافت.

به موجب لایحه ی قانونی مربوط به ۱۳۳۷، هر کس عمداً با پاشیدن اسید یا هر نوع ترکیبات شیمیایی دیگر موجب قتل کسی بشود به مجازات اعدام و اگر موجب مرض دائمی یا فقدان یکی از حواس مجنی علیه گردد به حبس جنایی درجه یک و اگر موجب قطع یا نقضان یا از کار افتادن عضوی از اعضا شود به حبس جنایی درجه دو از دو سال تا ده سال و اگر موجب صدمه دیگری شود به حبس جنایی درجه دو از دو سال تا پنج سال محکوم خواهد شد. مجازات شروع به پاشیدن اسید به اشخاص، حبس جنایی درجه ۲ از دو سال تا پنج سال است. در کلیه ی موارد مذکور در این ماده در صورت اجرای ماده ۴۴ قانون کیفر عمومی بیش از یک درجه تخفیف جایز نیست.
عمل مرتکب عبارت است از پاشیدن اسید و هر نوع ترکیبات شیمیایی که منجر به یکی از نتایج مذکور در ماده واحده شود. اقدام مقنن در منحصرکردن تحقق جرم به (ترکیبات شیمیایی) قابل انتقاد است، زیرا با توجه به اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری پاشیدن ترکیبات غیر شیمیایی هر چند منجر به صدماتی حتی شدیدتر از صدمات مذکور در ماده واحد را نمی توان تحت شمول آن دانست و بهتر آن بود که مقنن از عنوان کلی (ترکیبات شیمیایی و غیرشیمیایی) در متن قانون استفاده می کرد. اسید پاشی از جرایم مقید به نتیجه بوده و صرف مبادرت به پاشیدن مواد شیمیایی موجب تحقق جرم نخواهد شد. البته در این حالت در صورت وجود شرایط، عمل مرتکب در محدودی شروع به جرم قابل مجازات خواهد بود.

به موجب ماده واحده در صورتی که اسیدپاشی منجر به مرض دائمی یا فقدان یکی از حواس یا موجب قطع یا نقصان یا از کار افتادن عضوی از اعضای منجی علیه شود، با توجه به حذف عناوین جنحه و جنایت از حقوق کیفری ایران عمل مرتکب مستوجب دو تا ده سال حبس می باشد. مقنن هم چنین در ذیل ماده، منجر شدن اسیدپاشی به هر صدمه ی دیگری را نیز مستوجب حبس از دو تا پنج سال دانسته است که برای تحقق این قسمت، نتیجه ی وارده باید به صورتی باشد که اطلاق صدمه بر آن ممکن بوده و در نتیجه در صورت وارد نشدن هیچ ضرب یا جرحی و تنها به صورت عمل فرد تنها براساس شروع به اسیدپاشی قابل مجازات خواهد بود که البته مجازات در هر دو مورد فوق یکسان می باشد.
به موجب ذیل لایحه ی قانونی مربوط به پاشیدن اسید: مجازات شروع به پاشیدن اسید به اشخاص، حبس از دو تا پنج سال است. با توجه به ماده ی ۴۱ قانون مجازات اسلامی برای تحقق شروع به اسید پاشی مرتکب باید قصد پاشیدن اسید نموده و شروع با اجرای آن نماید و عدم وقوع کامل جرم نیز ناشی از مانع خارجی باشد. هم چنین به موجب تبصره ۱ ماده ۴۱: مجرد قصد ارتکاب جرم و عملیات و اقداماتی که مقدمه ی جرم بوده و ارتباط مستقیم با وقوع جرم نداشته باشد، شروع به جرم نخواهد بود. پس صرف خرید اسید به قصد پاشیدن و یا حتی کمین کردن سر راه مجنی علیه و دستگیر شدن قبل از هر اقدام بعدی، شروع به اسیدپاشی نخواهد بود.
در جرم اسیدپاشی صرف سوءنیت عام کافی است و لازم است که مرتکب به ماهیت اسید یا ترکیبات شیمیایی نیز آگاه باشد، پس صرف پاشیدن ماده ی شیمیایی برای تحقق جرم کافی نبوده و لازم است که مرتکب به نوع و تأثیر ماده ی شیمیایی به کار رفته نیز عالم باشد. هم چنین برای تحقق جرم اهمیتی ندارد که صرفاً همان جایی از بدن مجنی علیه که مرتکب قصد کرده صدمه ببیند، پس اگر مرتکب قصد صدمه به صورت مجنی علیه را داشته ولی در عمل باعث ورود صدمه به قسمتی دیگری از بدن او گردد، باز هم عمل مرتکب طبق ماده واحده قابل مجازات است.
در مورد تخفیف جرم اسیدپاشی نیز با توجه به منسوخ بودن قسمت اخیر ماده واحده در مورد نحوه تخفیف، تخفیف جرم و تبدیل آن به استناد ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی بلااشکال و منطبق بر موازین قانونی است.

جرم اسیدپاشی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:00 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حقوق زندانیان

با پیشرفت جوامع و گسترش انواع جرایم تحول زیادی نیز در جهت اجرای مجازات ایجاد، و با بررسی های فراوان که ناشی از پیشرفت علوم و تکنولوژی بوده، نحوه مجازات نیز دستخوش تغییرات زیادی شده بطوریکه در عصر کنونی بنحو دیگری با پدیده جرم و مجرم و نحوه مجازات آنها برخورد می شود.‏
حفظ اصول کلاسیک سیستم کیفری یا بعبارت دیگر تدوین قوانین جزائی و مجازات مجرمین برای ایجاد رعب و ترس در دیگران و متنبه نمودن بزهکاران و دیگری اجرای برنامه های خاص اجتماعی برای از بین بردن عوامل جرم زا بمنظور پیشگیری از بزهکاری است. متخصصین جرم شناسی معتقدند که تدوین قوانین کیفری و نحوه اجرای مجازاتها باید بمنظور اصلاح و تربیت و یا درمان بزهکاران باشد و تجربه نشان داده که شدت مجازاتها بدون توجه به نحوه اجرای آنها تأثیری در تقلیل جرائم نداشته است و روز به روز برتعداد بزهکاران در دنیا افزوده می شود.‏

مجازات هایی که توسط متصدیان مربوطه و دستگاه قضا برای افراد خاطی تعیین می شود بر دو نوع هستند:
۱- سالب آزادی‏
‏۲- محدود کننده آزادی

مجازات زندان از نوع اول و سالب آزادی است. در ابتدای امر فرد خاطی یا بزهکار عنوان متهم را دارد و پس از بررسی و محاکمه و صدور حکم نهایی درصورتیکه باید بعنوان مجازات برای زمانی معین و یا ابد در محل مخصوصی نگهداری شود عنوان زندانی مجرم را به خود می گیرد و با توجه به جرم یا تخلف ارتکابی در گروه و رده مخصوص جای می گیرد.‏ کلیه منابع حقوقی جهان که در دنیای امروز پذیرفته شده و الهام بخش همه واضعین و قانونگذاران قرار گرفته هریک بنحوی به بیان حمایت از حیثیت جامعه و سپس حمایت از فرد متهم یا مجرم پرداخته اند، که از آن جمله است.
الف- اعلامیه جهانی حقوق بشر:
– هرکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد، در بیان حمایت از افراد خاطی یا متهم و مجرم بیان می کند :
– احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرارداد که ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.‏
– هرکس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا بعنوان یک انسان در
مقابل قانون شناخته بشود.‏
– احدی نباید خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید شود.‏
– هرکس که به بزهکاری متهم شده باشد بیگناه محسوب خواهد شد تا وقتیکه در جریان یک دعوای عمومی که درآن کلیه تضمین های لازم برای دفاع او تأمین شده باشد تقصیر او قانوناً محرز گردد.‏
ب- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با پاسداری از حقوق مردم و بمنظور پیشگیری از انحرافات موضعی در درون امت اسلامی، ایجاد سیستم قضائی بر پایه عدل اسلامی را پیش بینی و در رابطه با حقوق انسانها اعلام می دارد:
– اصل بر برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر آنکه جرم او در دادگاه ثابت گردد.‏
– هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند‏. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود. و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.‏
– هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است‏. اجبار شخص به شهادت اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است، متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.‏
– هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.‏
– در همه دادگاها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.‏
– حکم به مجازت و اجراء آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد‏.‏

مجرمین خطرناک با تعریف قانونگذار کسانی هستند که مرتکب جنحه یا جنایاتی میشوند که مجازات آن حبس است. درباره همین افراد نیز قانونگذار با دید ارفاقی با وجود شرایطی مجازات را درباره آنها بلا اجرا می گذارد.‏
‏۱ ـ در صورتیکه فاعل، شخص ولگرد یا قواد بوده و از راه فحشا یا تکدی و یا نظایر آن امرار معاش می کرده و ارتکاب جرم ناشی از این طرز زندگی او بوده
۲ ـ در صورتیکه فاعل استعداد جسمی و فکری برای کارکردن داشته باشد (با جلب نظر کارشناس)
۳ ـ در صورتیکه فاعل سابقه محکومیت جزایی نداشته باشد و دو سوم محکومیت خود و یک سال درکارگاه نگهداری شود بعد می تواند حکم آزادی مشروط خود را بگیرد. اگر این مجرم بعد اصلاح نشد و رویه سابق خود را ادامه داد دادگاه حکم به اعاده او به کارگاه و یا اجرای مجازات را خواهد داد و اگر در مدت آزادی مشروط رفتار خوبی داشت آزادی او قطعی و مجازات ساقط می شود و اینها همه مشروط و موکول به آنست که امکان و زمینه اصلاح برای آنها فراهم گردد.‏

حقوق زندانیان

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :10:00 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وصیت در حقوق

به جهت اهمیت وصیت در زندگى اجتماعى افراد در فقه اسلامى و حقوق مدنى این مبحث از اهمیت وافرى برخوردار می باشد و همواره مباحث وصیت مورد توجه حقوقدانان و فقهاى اسلامى بوده است. شکى نیست که فلسفه وجودى حقوق و بالاخص حقوق مدنى تنظیم و برقرارى عدالت در مطالبات و دیون و اساساً روابط حقوقى افراد است لذا اقتضاى این امر این است که در مورد مراودات و معاملات حقوقى اشخاص بعد از حیات دنیوى نیز قواعد و مقرراتى حاکم باشد که موجب حمایت از حقوق بازماندگان او باشد.

علاوه بر قوانین ایران و فقه اسلامى در حقوق سایر کشورها نیز به وصیت اهمیت و توجه بسیارى شده است. کشورهایى نظیر فرانسه، آلمان، انگلیس و… که از لحاظ سیستم هاى حقوقى هریک متفاوت هستند، وصیت را بسیار عمیق و موشکافانه بررسى کرده اند. این توجه و حساسیت در این موضوع از چند جهت قابل استدلال است، وصیت از جمله اعمال حقوقى است که مبتنى بر تسامح است و نه تغابن، لذا اقتضا دارد همانند عقود تسامحى دیگر نظیر هبه، صلح بلاعوض و… به آزادى اراده موصى توجه و اهمیت قائل شویم. مستنداً به ماده ۸۲۶ ق.م وصیت تملیکى عبارت است از اینکه کسى عین یا قسمتى را از مال خود براى زمان بعد از فوتش به دیگرى مجاناً تملیک کند و وصیت عهدى عبارت است از اینکه شخصى یک یا چند نفر را براى انجام امر یا امورى یا تصرفات دیگرى مأمور نماید.
در قانون مدنى ایران ماهیت حقوقى وصیت به طور وضوح مشخص نگردیده است و به طور واضح مشخص نشده که وصیت از جمله اعمال حقوقى است که نیازمند اراده انشائى دو طرف یعنى عقد است یا ایقاع. مضافاً به اینکه مبحث مربوط به وصیت جدا از سایر عقود آورده شده است و در مبحث ارث و بعد از مسائل مربوط به حق شفعه بیان گردیده است. عیناً این مطلب در باب وقف نیز به چشم می خورد و بیان این مباحث جدا از سایر عقود باعث بروز ابهامات و شبهاتى گردیده است که آیا جداسازى وقف و وصیت از سایر عقود معین از جهت خاصى بوده است و اساساً قرینه اى است مبتنى بر عقد نبودن آنها یا خیر؟

به ماده ۸۳۴ قانون مدنى در وصیت عهدى قبول شرط نیست. این بیان قانونگذار نشان از ایقاع بودن وصیت عهدى است. زیرا تنها در ایقاع است که اراده طرف مقابل شرط تحقق نیست. در اینکه آیا اشخاص می توانند به اراده خود در برابر دیگران متعهد گردند اختلاف است، اما این امر در وصیت عهدى به طریق اولى جارى می گردد، چرا که اساساً ماهیت وصیت عهدى چیزى جز ایجاد تعهد براى وصى نیست و به موجب آن وصى متعهد است که حتى برخلاف میل باطنى خویش به آنچه موصى بر او تحمیل کرده ملتزم باشد و آن را به مرحله اجرا درآورد این امر با نظریه عمومى ایقاعات منافات دارد و بر همین مبنا بسیارى از فقها از جمله علامه حلى معتقدند وصى در صورت عدم آگاهى وصیت قبل از فوت موصى می تواند آن را رد کند.
رد وصیت از چندین جهت قابل بررسى است. اول اینکه وصیت تملیکى است یا عهدى و دوم اینکه رد وصیت در هریک از اقسام مزبور قبل از فوت و بعد از فوت موصى چه آثارى را در پى خواهد داشت. مستنداً به ماده ۸۳۰ قانون مدنى قبول یا رد موصى به قبل از فوت موصى اثرى ندارد و رد یا قبول وصیت بعد از فوت او معتبر می باشد. آن عده اى که اراده موصی له را در انعقاد وصیت مؤثر نمی دانند و به عبارت دیگر وصیت تملیکى را ایقاع می دانند، این مطلب را اشکالى وارد بر نظریه عقد بودن وصیت تملیکى می دانند. بدین نحو که اگر قبول موصی له شرط لازم براى تحقق وصیت است، لذا با الحاق قبولى به ایجاب وصیت از ناحیه موصی، دیگر وصیت را باید تمام شده فرض کرد. لیکن وضع این ماده حکایت دیگرى را مطرح کرده است. آن عده اى که این اشکال را به نظریه عقد بودن وصیت وارد می دانند، توجهى به قصد انشاء موصى و اراده باطنى او نداشته اند، مضافاً به اینکه تحلیل نادرستى از مفاد این ماده و مستندات فقهى آن به عمل می آورند. زیرا این مطلب بیانگر این موضوع نیست که اراده موصى له در تحقق وصیت لازم نمی باشد بلکه بحث بر اعتبار ایجاد موصى تا زمان فوت اوست از یک جهت و از جهت دیگر اجازه اى که به موصى براى رجوع از وصیت داده شده است.
وصیت نیز مانند سایر اعمال حقوقى براى اینکه به طور صحیح منعقد گردد نیازمند جمع شرایطى است که فقدان هریک از این شروط موجب عدم صحت آن می گردد. وصیت خواه تملیکى باشد و خواه عهدى از حیث اینکه جزء اعمال حقوقى محسوب می گردد، مشمول ماده ۱۹۰ قانون مدنى است. لذا تمامى شرایط احصا شده در ماده مذکور در باب وصیت نیز لازم الرعایه است. در وصیت عهدى که آن را ایقاع می دانیم حداقل اهلیت موصى از شرایط صحت است، زیرا مقصود این است که اراده انشا شده از جانب شخصى باشد که حائز اهلیت استیفا باشد. شرایط اساسى صحت معاملات بی گمان در مورد وصیت لازم الرعایه است، اما آنچه در این مبحث بدان اشاره می شود شرایط اختصاصى است که لازمه صحت وصیت جمع آنها می باشد. مستنداً به ماده ۸۴۳ قانون مدنى در حقوق ما وصیت تا میزان ثلث ترکه نافذ است و وصیت زیاده بر ثلث موقوف به تنفیذ ورثه است. تحدید اختیار موصى از دو جهت قابل استدلال است. اول اینکه مستنداً به ماده ۳۰ قانون مدنى شخص تا زمان حیات خود اختیار تصرف در اموال خویش را دارد، لذا محدود کردن اختیار موصى در وصیت امرى برخلاف قاعده که این امر به منظور حفظ مصالح وراث و توزیع ثروت بیان گردیده است و دوم اینکه اختیار مالک با فوت او از بین می رود و لذا ورثه مالک دارایى می گردند. لذا این امر اقتضا می کند که هیچ کس نتواند به موجب وصیت در حقوق ورثه تجاوز کند و اختیارى که به موصى درباره ثلث داده شده است حکمى است استثنائى که براى رعایت انصاف و برقرارى عدالت مقرر شده است.

وصیت در حقوق

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:59 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مشاوره حقوقی رایگان

وکیل پایه یک دادگستری ما آقای شاهین قیصری، با دارا بودن سال ها تجربه در عرصه وکالت، آمادگی قبول کلیه مشاوره های حقوقی را داراست. شما عزیزان میتوانید جهت مشاوره رایگان با دفتر ما تماس بگیرید و یا اینکه در سایت در بخش مشاوره آنلاین (پایین صفحه گوشه سمت راست) اقدام به مشاوره حقوقی بطور مستقیم با وکیل و مشاور حقوقی ما کنید. پیشنهاد ما به شما این است، که قبل از هر واقعه حقوقی حتماً از یک مشاور حقوقی مجرب، مشاوره تخصصی بگیرید.

مشاور حقوقی با تسلط کاملی که به قوانین و اصول حقوقی دارد، کلیه امور حقوقی سازمان یا شرکت از جمله تهیه و تنظیم آیین نامه ها و دستورالعمل ها، انعقاد قراردادهای داخلی و خارجی، رسیدگی و پیگیری پرونده های حقوقی و دعاوی اداری و استخدامی، شرکت در جلسات دادرسی و دفاع از حق سازمان، ارائه مشاوره حقوقی به کارکنان در صورت لزوم، انجام امور حقوقی مربوط به مناقصه، مزایده و … را برعهده دارد. برخی از مشاوران حقوقی در حوزه های خاص و تخصصی فعالیت می کنند. به عنوان مثال یک مشاور حقوقی فقط به شرکت ها و سازمان های هنری و دیگری فقط به سازمان های ورزشی مشاوره می دهد.
وجود مشاوران حقوقی در راستای کمک به مدیران و ذی‌نفعان سازمان‌ها واجب است تا علاوه بر اینکه به مسئولیت‌های حقوقی، کیفری، جزایی و … می‌پردازند و تصمیماتی به‌مراتب صحیح‌تر از افراد نامتخصص سازمان ارائه می‌دهند، همچنین در صورت مواجه شدن با مسائل حقوقی سازمانی بتوانند به سادگی به حل‌وفصل آن‌ها پرداخته و در حل مشکلات سازمانی یاری رسانند.
در برخورد با مسائل و مشکلات حقوقی دشوار باید توجه داشت که اصولاً مشکلات حقوقی تنها یک‌ مرتبه قابل طرح و اقامهٔ دعوی را دارا هستند. البته در مواردی نیز استثنا وجود دارد. به همین علت باید توجه داشت که با صادر شدن حکم پایانی امکان بازگشت به شرایط و وضعیت پیشین وجود ندارد.
به همین علت واجب است که افراد راجع به پرونده و مسئله طرح‌شده با رجوع با افراد متخصصی چون وکلا و مشاوران حقوقی یاری لازم را کسب کنند و در صورت نیاز به وکیلی اعطای وکالت کنند تا امر به نحو احسن پیگیری شود.

مشاوره حقوقی رایگان

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:59 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حقوق بین الملل

حقوق بین‌الملل به مجموعه قوانین و معاهداتی گفته می‌شود که روابط میان دولت‌های ملی را مستحکم می‌کند و به بررسی رابطه دولت‌ها با یکدیگر، رابطه دولتها با سازمانهای بین‌المللی و رابطه سازمانهای بین‌المللی با یکدیگر می‌پردازد. امروزه افراد هم به عنوان تابع حقوق بین‌الملل در حقوق بشر مدنظر قرار گرفته‌اند.
حقوق بین الملل به زبان دیگر به معنی مجموعه قواعد و مقرراتی است که بر جامعه حقوق بین الملل حاکم و قابل اجرا است. جامعه حقوق بین الملل اجتماعی است که بر اساس ، همکاری و همبستگی مبتنی بر منابع مشترک و نیازهای متقابل کشورها بوجود آمده است. ریشه لغوی حقوق بین الملل را باید در کلمه لاتین jusgentium جستجو کرد. این کلمه به مفهوم (حقوق الملل) نزدیک تر است. در حقوق روم در مقابل jus civil (حقوق مدنی) بکار می رفت و چیزی جز قوانین ملی امپراطوری روم در ارتباط با روابط آن کشور یا سایر کشورها و اتباع بیگانه نبوده است.

حقوق بین‌الملل موضوعات متنوعی را موضوع کار خود قرار داده‌است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:
– حقوق بشر بین‌المللی
– حقوق سازمانهای بین‌المللی
– حقوق بین‌الملل اقتصادی
– حل و فصل مسالمت‌آمیز منازعات بین‌المللی
– حقوق معاهدات
– مسئولیت بین‌المللی دولتها و سازمانهای بین‌المللی
– حقوق دریاها
– حقوق بین‌الملل کیفری

حقوق بین الملل خود به دو دسته تقسیم میشود، عمومی و خصوصی. حقوق بین الملل عمومی، شامل قواعدی که رعایت آن برای جامعه بین الملل عام قابل اجرا است. این قواعد باید از طرف تمام یا اکثریت قابل توجهی از جمله کشورهای بزرگ پذیرفته می شود. در این صورت است که این قواعد حتی برای کشورهایی که رسما آن را نپذیرفته و تعهد نکرده اند نیز الزام آور و تعهد آور باشد. مانند عهدنامه ۱۹۴۹ ژنو در زمینه حقوق جنگ. حقوق بین الملل خاصوصی، دسته ای از قواعد و مقررات حقوق بین الملل که رعایت آن فقط در جوامع خاص که در آنها حداقل دو کشور گردهم آمده اند را الزامی می داند. از جمله موافقت نامه های همکاری، اقتصادی، بازرگانی، علمی و فرهنگی.
حقوق بین الملل عمومی بر خلاف حقوق بین الملل خصوصی در تمام کشورهای عضو معاهدات بین المللی یکسان و یکنواخت است، در حالی که حقوق بین الملل خصوصی به تعداد نظامهای حقوقی کشورها متعدد و متنوع است، زیرا حقوق مزبور ناظر بر روابط اشخاص حقوق خصوصی در جامعه بین المللی است و هر دولت این اختیار را دارد که قواعد آن را به طور جداگانه در قلمرو خود تنظیم کند مگر آنکه در معاهده دو یا چند جانبه به توافق دولتها برسد. رسیدگی به اختلافات درباره حقوق بین الملل عمومی در دیوان بین المللی دادگستری (international court of justice) و دیگر محاکم و یا داوری های بین المللی صورت می پذیرد.
برخلاف حقوق بین الملل عمومی که اصول کلی حقوقی و مقررات موجود در آن برای تنظیم روابط بین دولتها و یا سازمانهای بین المللی می باشد، مبنی بر احترام به قراردادها پایه گذاری شده و منبع اصلی آن معاهدات و عرف و رویه قضایی دادگاههای بین المللی نظیر دیوان بین المللی دادگستری است، حقوق بین الملل خصوصی می تواند یکی از شاخه های حقوق داخلی محسوب شود، اساسا این رشته وسیله ای است برای پیشبرد سیاستهای حقوقی کشور که اصول کلی حقوقی و مقررات آن پس از رویت و انطباق با مصالح و منافع ملی و عدالت حقوقی و قضایی تدوین و وضع شده است.

حقوق بین الملل

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:58 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکالت بلاعزل

قانونگذار در ماده ۶۷۹ قانون مدنی به موضوع وکالت بلاعزل اینگونه اشاره کرده است: موکل می‌تواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم‌ عزل وکیل در ضمن عقد شرط شده باشد. در این حالت موکل دیگر حق عزل وکیل و فسخ وکالت را ندارد.
برابر قانون از این حیث فرقی میان عقد وکالت بلاعزل و یا عقد وکالت ساده نیست. موکل هر وقت که بخواهد می‌تواند وکیل خود را عزل کند، اما طرفین می‌توانند، بلاعزل بودن وکیل را در قرارداد شرط کنند، حال در جواب اینکه آیا موکل می‌تواند خودش عمل وکالت را انجام دهد یا این که این حق فقط منحصر به وکیل است؟
ذکر این نکته ضروری است، که بلاعزل بودن وکیل مانع انجام عمل مورد وکالت توسط موکل نخواهد بود، بنابراین اگر شخصی در ضمن یک عقد لازم مثل عقد بیع به‌ عنوان وکیل انتخاب شده باشد و یا به‌ صورت توافقی در وکالتنامه اشاره به وقوع (عقد لازمی) شود و عبارت (ضمن عقد خارج لازم) درج شود، طرف مقابل یعنی موکل، حق عزل وکیل را ندارد.

وکالت بلاعزل با فوت یا جنون طرفین فسخ می‌شود. در این حالت خریدار دیگر مالی را که خریده است نمی‌تواند به نام خود سند بزند و باید وراث متوفی برای انتقال و امضای سند رسمی اقدام کنند که این فرایند مسلما وقت‌گیر و دارای مشکلات مختلفی است. بنابراین در این موارد، حتما باید نسبت به انتقال رسمی مال مورد نظر در سریع‌ترین زمان ممکن اقدام شود. وکالت بلاعزل، محاسن زیادی دارد، اما در برخی موارد ممکن است دارای پیامد‌ها و مشکلاتی باشد و با امضای یک وکالت‌نامه رسمی بلاعزل ناخواسته افراد، تمام دارایی و اموال خود را از دست بدهند. مردم باید در دادن وکالت بلاعزل به فرد یا افراد دقت لازم را داشته باشند، چرا که بعضی از افراد از طریق همین وکالت اقدام به کلاهبرداری می‌کنند.
برای نوشتن وکالت بلاعزل، باید به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کرد و همراه داشتن کارت ملی و شناسنامه وکیل و موکل و نیز رونوشت آنها ضروری است. معمولا زمانی که افراد به دفاتر اسناد رسمی مراجعه می‌کنند،  قهرا چه در وکالت از باب تضمین و چه در مقام فروش، خریدار یا شخصی که تضمین به نفع او شده، این موضوع را درک می‌کند، که موکل نبایستی حق عزل داشته باشد. سردفتران اسناد رسمی که حرفه‌ای هستند این موضوع را تشخیص می‌دهند، لذا دفاتر اسناد رسمی از فرم‌هایی استفاده می‌کنند که بدین شرح است: موکل ضمن عقد خارج لازم، حق عزل وکیل را از خود سلب کرده و طرفین نیز زیر سند وکالت را امضاء کردند، یا این‌که فقط موکل امضا می‌کند، چرا که اکثر قراردادهای وکالت بایستی به امضای موکل برسد، چرا که وکالت عقد است و عقد نیز، نیاز به ایجاب و قبول دارد.

اگر شرط عدم عزل محدود به مدت معینی شده باشد پس از اتمام مدت، موکل حق عزل وکیل را خواهد داشت. همچنین اگر برای عقد وکالت مدت معین شده باشد به محض اتمام مدت مقرره، عقد وکالت خود به خود منتفی می‌شود. در خصوص شرط عدم ضم وکیل یا شرط عدم انجام مورد وکالت توسط خود موکل دو نظر وجود دارد. عده‌ای این شروط را به استناد ماده 959 قانون مدنی نافذ نمی‌دانند. اما بعضی دیگر استدلال می‌کنند که چون این شرط، فقط سلب مورد خاصی از حقوق است، شامل حکم ماده فوق نمی‌شود و طرفین بر اساس اراده آزاد طرفین و ماده 10 قانون مدنی می‌توانند این شرط را ضمن عقد لازمی منعقد کنند و به طور کلی به عقیده این عده، در مورد هر حقی که قابل انتقال یا اسقاط باشد می‌توان حق تمتع یا اجرای آن را از خود سلب کرد. به این موضوع نیز باید تاکید کرد که راحت‌ترین طریقه نفی وکالت بلاعزل، استفاده از ماده 683 قانون مدنی است و در صورت اعتراض وکیل، بار اثبات موضوع از طریق مراجع قضایی به عهده وکیل خواهد بود.

وکالت بلاعزل

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:58 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جرم سیاسی در حقوق ایران

شناسایی مسئولیت کیفری برای اشـخاص حقـوقی از موضـوعات بحـث برانگیـز حقوق جزا است. یکی از مهمترین اشخاص حقوقی حزب است که مسئولیت کیفـری آن از جوانب مختلف حائز اهمیت است. اهمیت حـزب در نظـام سیاسـی بـر هـیچ کـس پوشـیده نیسـت. در یـک نظـام دموکراتیک و یا مبتنی بر مردم سالاری، حزب الزمـه و ضـامن توسـعه سیاسـی و رشـد جامعه مدنی است. البته این امر در تاریخ سیاسی ایران آن چنان که بایست رشد نیافتـه است و عملاً با آنچه برخی کشور های دیگر تجربه نموده اند، تمایز فراوانـی دارد. البته نگاه این مقاله به موضوع حزب صرفاً از منظر حقوقی است.

طبق تبصره 5 ماده 2 قانون نحوه فعالیت احزاب و گروه های سیاسی، گروه های متقاضی با داشتن شرایط قانونی برای فعالیت های حزبی باید در اساسنامه خود صراحتاً التزام خود را نسبت به قانون اساسی جمهـوری اسـالمی ایـران بیان کنند. فعالیت حزبی در خارج از چهارچوب قانون اساسی و اهداف نظـام جمهـوری اسلامی نه تنها ممنوع می باشد، بلکه می تواند جرم نیز تلقی شود. احـزاب سیاسی معرف تشکلهایی هستند که طبق قانون به وجود آمده اند و در جهـت اهـداف سیاسی و کسب قدرت به فعالیت خود ادامه می دهند. واژه (سیاسی) در این عبارت بـه ماهیت اهداف و اعمال این تشکل ها اشاره دارد، که حـول محـور (قـدرت سیاسـی) کـه جوهره سیاست است، قرار دارد. لذا به نظر می رسد، واژه (احزاب) اشاره بـه مقصـود بوده و به کار بردن واژه (سیاسی) در این عبارت، تخصیصی را به وجود نمی آورد.
طبق اصل 26 قانون اساسی، فعالیت احزاب آزاد است. مشـروط بـر اینکـه اصـول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی ایـران را نقـض نکند و هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد و یا به شرکت در یکـی از آنهـا مجبور ساخت. ماده 13 قانون نحوه فعالیت احزاب و گروه های سیاسی نیز حقـوق و امتیازاتی را به عنوان فعالیت های مجاز احزاب معرفی نمـوده اسـت. مشـروط بـر اینکـه مرتکب تخلفات مندرج در بندهای ماده 18 این قانون و نیز رفتار خلاف سایر قـوانین و مقررات ازجمله جرایم نگردند. فعالیتهای غیرقانونی کـه موجـب مسـئولیت کیفـری میگردد، محور اصلی بحث حاضر میباشد.
به منظور تبیین مسئولیت کیفری احزاب سیاسی، جـرایم سـرزده از یـک حـزب را می توان به دو دسته (جرایم حزبی) و (جرایم حزبی شـده) تقسـیم نمـود. جـرایم حزبـی، جرایمی هستند که یا تنها از سوی نهاد حزب قابل ارتکاب هستند و یـا اینکـه در راسـتای اهداف اصیل حزب که در مرامنامه و اساسنامه آمده باشند، ارتکـاب یافتـه و خـالی از هـر گونه خشونت باشند. به عبارتی این جرایم از مصادیق بـارز (جـرم سیاسـی) هسـتند. امـا جرایم حزبی شده، جرایمی هستند که در پوشـش احـزاب ارتکـاب یافتـه انـد و هـیچ گونـه رابطه ای با اهداف مشروع احزاب نداشته و نیز منطبق با تعریف جرایم سیاسی نباشد.

مستند قانونی موجود برای مجازات احـزاب، مـاده 143 قـانون مجـازات اسـالمی 1392 است و چنانچه احزاب را طبق همین ماده کیفـر دهـیم، مجـازات ایـن اشـخاص حقوقی بر مبنای ماده 20 این قانون اعمال خواهد شد. بـا توجـه بـه طبیعـت متفـاوت احزاب و سایر اشخاص حقوقی مانند شـرکت هـای تجـاری کـه در نگـارش مـاده 143 کانون توجه بوده اند، متأسفانه علاوه بر اینکه قوانین جاری، در مورد مسـئولیت کیفـری احزاب مناسب نیست، مجازات های پیشبینی شده نیز نامتناسب است. در ماده 20 ایـن قانون آمده است، در صورتیکه شخص حقوقی بر اساس ماده 143 این قانون مسئول شناخته شود، با توجه به شدت جرم ارتکابی و نتایج زیانبار آن بـه یـک تـا دو مـورد از موارد زیر محکوم میشود، این امر مانع از مجازات شخص حقیقی نیست:
– انحلال شخص حقوقی
– مصادره کل اموال
– ممنوعیت از یک یا چند فعالیت شغلی یا اجتماعی به طور دائـم یـا حـداکثر برای مدت پنج سال
– ممنوعیت از دعوت عمومی برای افزایش سرمایه به طور دائم یا حداکثر برای مدت پنج سال
– ممنوعیت از اصدار برخی از اسناد تجاری حداکثر برای مدت پنج سال
– جزای نقدی
– انتشار حکم محکومیت به وسیله رسانه ها

جرم سیاسی در حقوق ایران

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:57 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

رازداری در حقوق بانکی

بانکداری به عنوان یک کسب و کار کلیدی در زندگی امروز مـا جایگـاه حساسـی یافته است. از مبادلات روزمره بیشتر شهروندان گرفته تا تأمین سـرمایه بـه شـیوه هـای پیچیده که کارآفرینان به آن اتکا می کنند و از گردش مالی در بازارها گرفته تا تبـادلات تجاری بین کشورها، همه در چرخه عملیات حرفه ای بانک ها تحقـق مـییابنـد. بـدیهی است این حجم عظیم و طیف گسترده مراجعه کننده به بانک، جلب اعتماد او را مـی طلبـد. بر بستر این اعتماد است که ارتباط های بلند مدت شکل گرفته و سیستم بانکداری گسترش پیدا میکند.

در دنیای بانکداران دو نو اسرار بانکی معرفی شده اسـت. اسـرار بـانکی بـه عنـوان اسرار حرفه ای که اطلاعاتی است که مطابق قانون یا عرف اهـل حرفـه ملـزم بـه حفـظ آن اسرار مشتریان خود است و اسرار بانکی در معنای آنچه قانون سوئیس مقرر داشته است و مطاب آن تحت هیچ عنوان، هیچ یک از اطلاعات مشتری افشا نمیشود. مورد اخیر بـرای پاره ای از افراد، به ویژه از نظر مالیاتی، جـذاب اسـت و موجـب جـذب سـرمایه هـای خـارجی میشود. اما بسیاری از کشورها به این روش واکنش نشان داده و آن گونه که خواهیم دیـد خواستار وضع استثنائاتی بر آن شده اند. آنچـه کـه بـه طـور معقـول از اسـرار بـانکی فهـم میشود و این مقاله بدان پرداخته، همان نگاه حرفه ای به اطلاعات بانکی است.
آنچه که در خصوص رازداری بانکی مهم است، ضرورت وجود یک رابطـه حقـوقی میان متعهد و متعهدٌله است که از نظر حقوقی موضوع را واجـد اعتبـار و دارای ضـمانت اجرا کند. کاملترین شکل آن به این صورت است که مشـتری بـا ارائـه کننـده خـدمات حرفه ای (قرارداد عدم افشا) منعقد کنـد. ایـن قـرارداد، پـیش شـرط حفاظـت از اسـرار مراجعان است و انعقاد آن به عنوان یک تکلیـف بـه دارنـده تحمیـل مـیشـود و نقـش حمایتی را ایفا میکند. اطلاعاتی که دارای ارزش اقتصادی هستند، نقـش یـک کـالای سـرمایه ای را ایفـا می کنند و جایگاهی مهم در سوددهی بنگـاه هـای تجـاری شـخص بـه خـود اختصـاص میدهند، اسرار تجاری نامیده می شوند. ایـن اسـرار سـبب تولیـد محصـولات یـا ارائـه خدماتی می شوند که مشتریان در ازای آن پول پرداخت میکننـد یـا بـه طریقـی دیگـر ممکن است سبب کاهش هزینه تولید یا عرضه شـوند. دادههـایی هماننـد اطلاعـاتی در خصوص محاسبات و اقدامات سودآور برای مشتری، اطلاعات قراردادهای کسـب و کـار، تدابیر تجاری و یا محصول جدیدی که بانک در طی عملیات استقراضی برای حمایـت از تولید از آنها مطلع شده است، (مال) بوده و در این دسته قرار میگیرند.

بخش مهم از اسرار بانکی مرتبط بـا زنـدگی خصوصـی و شخصـیت معنوی افراد است و شامل اطلاعات شخصی مشتریان میشود. بر اساس این، همـان گونه که نامه های خصوصی و مکالمات تلفنی و مخابرات اینترنتی افراد مصون از تعـرض است، صاحبان پارهای مشاغل مانند پزشکان، وکلای دادگستری، مددکاران و بانـک داران نیز مکلف به حفظ اسرار اشـخاص شـدهانـد. منظـور از دادههـای شخصـی مشخصـات، ممیزات و اطلاعات مربوط به یک شخص حقیقی یا حقوقی معین یا قابل تمایز است که موجب تمایز او از سایرین گردد. اطلاعاتی از قبیل شماره ملـی و شناسـنامهای شـخص، اقامتگاه، شماره تلفن، شماره حساب مشتریان و میزان موجودی آنها، تعداد حسابهـای موجود مشتری در بانک، آدرس ایمیل، رمز عبور اینترنتی حساب اشخاص و غیره، همـه اطلاعاتی است که در چرخه عملیات بانکداری در دسترس بانک قرار میگیرد.
بر خالف اسرار تجاری، اطلاعات شخصی افراد جزء دارایی او به حساب نخواهد آمـد و حمایـت از اطلاعات شخصی و هویتی او همانند، نـام و محـل سـکونت، مبتنـی بـر حقـوق اشخاص بر شخصیت آنها است و از این حیث که شخصیت انسان محترم و مورد حمایت است، این قبیل اطلاعات نیز مورد حمایت خواهد بود.
مـاده 16 طـرح اداره بانـکهـای دولتی که در سال 82 در کمیسیون اقتصادی مجلـس مطـرح شـد، افشـای حسـاب بانکی و اسرار و اطلاعات مشتریان بـه جـز مـواردی کـه مراجـع صـالح قضـایی تعیـین مینمایند را ممنوع دانسته و متخلف از آن را موجب پیگرد قانونی قرار داده است.

رازداری در حقوق بانکی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:57 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

شرایط عقد نکاح

شروط ضمن عقد چیزی جدا و مستقل از مفاد عقد نیست. بنابراین چون در حقوق، شرط بطور معمول به تعهدهای فرعی و تبعی گفته می‏شود و به این اعتبار از اصل قرارداد فاصله می‏گیرد، خود نظریه خاصی را به وجود آورده است. رابطه عقد و شرط، بویژه در جایی که یکی از آن دو فاسد است، یکی از مباحث پیچیده و مورد اختلاف حقوقی را تشکیل می‏دهد.

مفهوم و ماهیت شرط
در اصطلاح حقوقی، شرط یکی از این دو مفهوم را بیان می‏کند:
۱ـ امری که وقوع یا تأثیر عمل یا واقعه حقوقی خاص به آن بستگی دارد. مثلاً وجود قصد و رضا هرکدام شرط صحت معامله است.
۲ـ توافقی است که برحسب طبیعت خاص موضوع آن یا تراضی طرفین، در شمار توابع عقد دیگری درآمده است.
از دیدگاهی دیگر، شرط ضمن عقد را به دو دسته تقسیم می‏کنند:
۱ـ صریح که در آن تراضی به صراحت بیان می‏شود.
۲ـ ضمنی که از طبیعت عقد و عرف و عادت بطور ضمنی استنباط می‏شود.
بنابراین به تعهدی شرط ضمن عقد گفته می‏شود که در نتیجه طبیعت تعهد یا تراضی دو طرف، بین عقد و آن تعهد علاقه و ارتباطی مانند اصل و فرع موجود باشد، خواه عقد بر مبنای آن واقع شود، یا مفاد شرط را دو طرف ضمن عقد بیاورند، یا بعد از عقد به آن ضمیمه کنند. آنچه اهمیت دارد وجود و علاقه و ارتباط شرط با عقد است نه زمان وقوع آن. زیرا نیروی (قصد مشترک) این توان را دارد که امری خارجی را به عقد پیوند زند و آن را در شمار مفاد عقد آورد. پس اگر شرطی که ضمن عقد آمده است، از دیدگاه قصد مشترک ربطی به عقد نداشته باشد باید آن را التزامی مستقل یا تعهدی ابتدایی شمرد.

اقسام شرط
شرط را به اعتبارهای گوناگون تقسیم کرده‏اند:
ـ به اعتبار اثری که در عقد می‏نامند به سه گروه تعلیقی، فاسخ و تقییدی.
ـ به اعتبار چگونگی بیان اراده، به صریح و ضمنی.
ـ به اعتبار شیوه ارتباط با عقد، به ضمن عقد و خارج از آن(ابتدایی).
ـ به اعتبار نفوذ شرط، به صحیح و فاسد.
تقسیم شرط به اعتبار موضوع را قانون مدنی در ماده ۲۳۴ چنین بیان کرده است:
۱ـ شرط صفت
۲ـ شرط نتیجه
۳ـ شرط فعل

نکاح بین عقود دیگر وضعیت حقوقی خاصی را پیدا کرده و جنبه اجتماعی او بر جنبه فردی برتری داده شده است. لذا زوجین نمی‏توانند نکاح را به اراده خود اقاله کنند. اما مسلما تفویض طلاق بدون وکالت بر خلاف ماهیت عقد است. زیرا خداوند متعال با توجه به (الطلاق بید من أخذ بالساق) طلاق را به دست مرد قرار داده است و مرد این حق را فقط از طریق وکالت می‏تواند به دیگری تفویض کند وگرنه سپردن حق طلاق به زن بر خلاف مقتضای عقد نکاح می‏باشد.
اما اینکه برخلاف قوانین آمره نیز می‏باشد یا خیر؟ بعضی از حقوقدانها چنین جواب داده‏اند که زن نمی‏تواند بر شوهر شرط کند که حق دادن طلاق با باشد، ماده ۱۱۳۳ ق.م که می‏گوید مرد می‏تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد، حق طلاق را منحصرا به شوهر داده و از قوانین آمره می‏باشد. ولی چنانکه گذشت، ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگری می‏توان شرط نمود که زن از طرف شوهر وکیل باشد که خود را طلاق دهد. در این صورت زن بعنوان نمایندگی از شوهر، خود را طلاق می‏دهد.

شرایط عقد نکاح

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:56 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

دعاوی مالی و غیرمالی

نظریات علمای حقوق یکی از منابع این دانش است. مبحث دعاوی مالی و غیرمالی از دید استادان این رشته به دور نمانده و این دیدگاه وجود دارد که اگر حق مورد نزاع از حقوق مالی باشد، دعوا مالی و اگر غیرمالی باشد، دعوا نیز غیرمالی محسوب می شود. براین اساس، در صورتی که خواسته قابل تقویم به پول باشد، دعوا مالی و چنانچه قابل تقویم نباشد، دعوا غیرمالی است. و سرانجام این که اگر خواسته مال بوده و نتیجه حاصل از دعوا دسترسی به مال باشد، دعوا مالی و چنانچه دعوا به طور مستقیم چنین نتیجه ای را در بر نداشته باشد، این دعوا غیرمالی خواهد بود.

از آنجا که پیش از تصویب قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹، درباره میزان هزینه دادرسی برخی دعاوی به این اعتبار که مالی هستند یا غیرمالی، مباحثی میان قضات مطرح می شد و پس از تصویب قانون مذکور نیز علاوه بر هزینه دادرسی، آثار دیگری بر این دعاوی مترتب گردید، این امر گفتمان های متعددی را میان قضات به وجود آورد.
قانون گذار بر شناخت و تفکیک دعاوی مالی از غیرمالی 9 اثر متفاوت را مترتب کرده است. هنگامی که از تمییز دعوای مالی و غیرمالی 9 اثر متفاوت استخراج می گردد، باید برای شناخت این دعاوی از یکدیگر نیز اهمیت لازم را قائل شد. باوجود شباهت هایی که میان دعاوی مالی و غیرمالی وجود دارد، تفاوت های موجود بین این دعاوی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
۱- تفاوت در سن مدعی برای اقامه دعوا
۲- تفاوت در تقویم خواسته
۳- تفاوت در هزینه دادرسی
۴- تفاوت در هزینه های خدمات وکالت
۵- تفاوت در گواهی گواهان
۶- تفاوت در هزینه های اجرایی
۷- تفاوت در نتیجه قرار قبولی اعاده دادرسی
۸- تفاوت در نتیجه درخواست فرجام
۹- تفاوت در ارجاع به داوری

دعاوی مالی و غیرمالی یکی از تقسیمات دعاوی در نظام حقوقی ایران است. دعاوی منقول و غیرمنقول به شرح مذکور در ماده ۲۰ قانون مدنی ایران و دعاوی دینی و عینی به شرح مندرج در ماده ۲۳۲ قانون امور حسبی نیز از جمله دیگر تقسیم های دعاوی به شمار می روند. اما تفاوت هایی که میان دعاوی مالی و غیرمالی در قانون بیان شده است، اهمیت شناخت این دعاوی را آشکار می سازد. از آنجا که ملاک های ارائه شده در دکترین حقوق و نشست های قضایی قضات، ملاک های ارشادی و مشورتی هستند، برای جلوگیری از تشتت رویه ها که منجر به بروز اختلاف در عملکرد دادرس در موارد تفاوت این دعاوی می شود، شایسته است قانون گذار به طور مشخص ملاک شناخت این دعاوی از یکدیگر را بیان نماید.

دعاوی مالی و غیرمالی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:56 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

سلب تابعیت

تابعیت عبارت است از تعلّق سیاسی، حقوقی و معنوی شخص به یک دولت معین. وفق ماده ۱۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر همه افراد از حق داشتن تابعیت بهره‌مند هستند و احدی را نمی‌توان خودسرانه از تابعیتش محروم ساخت.
 یکی از مباحث مهم حقوق بین‌الملل خصوصی، تقسیم جغرافیایی اشخاص است که دو مقوله تابعیت و اقامتگاه را موردبحث قرار می‌دهد.
تبعه کسی است که تابعیت دولت معینی را داشته باشد. چنانچه شخصی تابعیت هیچ دولتی را نداشته باشد او را (آپادرید) می‌نامند. لذا به‌ موجب معاهده 1951 ژنو، اشخاص بدون تابعیت اشخاصی هستند که هیچ‌یک از کشورها آنها را تبعه خود نمی‌داند.

از اصل لزوم تابعیت دو نتیجه حاصل می‌شود:
1) قاعده همزادی شخص و تابعیت
2) قاعده پیوستگی تابعیت

اگر اشخاصی تابعیت هیچ کشوری را نداشته باشند معمولاً از حقوقی که دولتها برای اتباع خود در نظر می‌گیرند محروم می‌مانند. مثل حق شرکت در انتخابات و حتی مسائل شغلی. متأسفانه گاهی در عمل این اتفاق می‌افتد. ازجمله عواملی که موجب بروز پدیده نامطلوب بی‌تابعیتی می‌شوند، می‌توان به سلب تابعیت به سبب مجازات، پناهندگی، مهاجرت و یا سلب تابعیت به سبب قصد جلای وطن اشاره کرد. نتیجه سلب تابعیت چیزی جز ایجاد یک معضل بین‌المللی به‌عنوان آپاتریدی نیست.
سلب تابعیت به‌عنوان مجازات برای دارنده تابعیت اکتسابی (نه اصلی) در گذشته مورد پذیرش بود امّا در حال حاضر به‌ هیچ‌ عنوان مورد پذیرش جامعه بین‌المللی نیست، به‌خصوص اگر تابعیت اصلی باشد.
امروزه اغلب کشورها پذیرفته‌اند که سلب تابعیت از تبعه، تجاوز به حقوق تبعه می‌باشد و بسیاری از کشورها سلب تابعیت را در قوانین خود ممنوع کرده‌اند. در قانون ایران هم سلب تابعیت در ماده 981 ق.م و تبصره آن آمده بود که به‌ موجب قانون اصلاحی موادی از ق.م در سال 1370 حذف گردید.
در چنین شرایطی رژیم آل خلیفه، تابعیت شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین را سلب تابعیت کرده تا زمینه اخراج او از بحرین فراهم شود. اقدامی که با هیچ‌یک از موازین حقوق بین‌الملل قابل توجیه نیست.

سلب تابعیت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:56 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جرم اختلاس

هنگامی که شخصی مال خود را نزد دیگری به امانت می سپارد، چنین رفتاری در نگاه نخست حاکی از اعتماد و اطمینان امانت دهنده به امانت گیر است. چه اینکه اگر خلف وعده ای در این رابطه امانی صورت پذیرد علاوه بر آن که عقلای عالم چنین رفتاری را به دور از شرط مروت و انصاف میدانند، با ضمانت اجرای کیفری نیز بدان پاسخ داده میشود. به همین جهت، عنوان مجرمانه چنین عملی (خیانت در امانت) خواهد بود، که ماده 674 قانون تعزیرات مصوب 1375 نیز متعرض آن شده است. با این حال اگر چنین رابطه و تخلفی بین دولت و کارکنانش روی دهد عنوان مجرمانه از (خیانت در امانت) به (اختلاس) تغییر نام میدهد و میزان قبح آن نیز دوچندان میشود. زیرا مقام های دولتی دست چپاول به سوی اموال بیت المال دراز کرده اند و همین موجب بی اعتمادی مردم به دستگاههای دولتی خواهد شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قانون تعزیرات مصوب 1362 با وضع ماده 75 تحت عنوان (تعدیات مأموران دولتی نسبت به دولت) کلیه مقررات سابق مربوط به اختلاس، از جمله ماده 152 قانون مجازات عمومی و قانون دادرسی و کیفر ارتش را به صورت ضمنی نسخ کرد. مطابق ماده مزبور، هریک از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمان ها و مؤسسات و شرکت های دولتی یا وابسته به دولت یا مأمورین به خدمات عمومی اعم از رسمی و غیررسمی و دیوان محاسبات عمومی و مؤسساتی که به کمک مستمر دولت اداره می شوند و دارندگان پایه های قضایی، وجوه نقدی یا مطالبات یا حواله جات یا سهام و سایر اسناد و اوراق بهادار یا سایر اموال متعلق به هریک از سازمان ها و مؤسسات فوق الذکر یا اشخاصی که برحسب وظیفه به آنها سپرده شده است به نفع خود یا دیگری برداشت یا تصاحب کرده، به عنوان مختلس علاوه بر مجازات مقرر اداری و رد وجه یا مال تا پنج سال محکوم میشود. همچنین کارمندان و کارکنان قوای مقننه و قضاییه نیز مشمول این ماده خواهند بود.
ماده 5 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری تمام افرادی که با دولت دارای رابطه استخدامی هستند را، مشمول جرم اختلاس قرار داده است. بنابراین افراد عادی یا کارمندان شرکتهای خصوصی که فاقد رابطه استخدامی با دولت هستند به هیچ وجه قابل تعقیب تحت عنوان مجرمانه اختلاس نخواهند بود. عنصر مادی جرم اختلاس به صورت فعل مثبت (برداشت) و (تصاحب) قابل ارتکاب است. مقصود از برداشت کاملاً واضح است و درمورد اموال منقول اتفاق می افتد اما منظور از تصاحب، برخورد مالکانه با مال است. بدین معنا که مقام دولتی مال را از آن خود بداند و با آن برخوردی داشته باشد که به طور معمول مالک، حق چنین برخوردی را با مال دارد. مانند آن که مال را به گرو بگذارد یا بفروشد.
مطابق تبصره 1 ماده 5 قانون مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری (اتلاف عمدی) نیز مجازات اختلاس را در پی خواهد داشت. چنین رفتاری مشابهت بسیاری با (تصاحب) دارد زیرا در اینجا مرتکب، مال را به نوعی تحت سیطره و از آن خود میپندارد و با مال، رفتاری مالکانه انجام می دهد. باید توجه داشت مطابق قانون، لزوماً نمی بایستی مال به نفع فرد مختلس (برداشت) یا (تصاحب) شود بلکه اگر مختلس مال را برای شخص ثالثی نیز بردارد، جرم اختلاس محقق شده است. بنابراین، به فرض مثال کارمند شهرداری که هرروز چند گونی سیمان برای خانه سازی به برادرش می دهد به مجازات اختلاس محکوم خواهد شد، ولو آنکه  خودش هیچ نفعی در این زمینه نداشته باشد.
در ماده 598 قانون تعزیرات مصوب 1375، قانونگذار سه عنوان مجرمانه مجزای (تصرف غیرقانونی)، (تضییع اموال و وجوه دولتی) و (مصرف کردن اموال و وجوه در مواردی که قانون برای آن اعتباری در نظر نگرفته یا در غیر مورد معین یا زائد بر اعتبار) مورد حکم قرار داده است. مجازات هریک از این سه جرم، تا 75 ضربه شلاق تعیین شده است.

جرم اختلاس

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:55 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مفهوم قدرت کیفری

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﮐﯿﻔﺮی ﻗﻠﻤﺮوی ﻃﺮح ﭘﺮﺳﺶ ﻫﺎی ﺑﻨﯿﺎدﯾﻨﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺎﺳﺦ واﻗﻌﯿـﺖ ﻫـﺎی ﭘﯿﭽﯿﺪه و ﭘﻨﻬﺎن ﻣﺠﺎزات را در ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﻌﺎﻣﻞ اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ آﺷـﮑﺎر ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ. ﭘﺮﺳـﺶ ﻫـﺎﯾﯽ در اﯾـﻦ ﺧﺼﻮص ﮐﻪ اﺟﺘﻤﺎع از ﭼﻪ ﻃﺮﯾﻖ ﻗﺪرت ﺧﻮد را ﺑﺮای ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻣﺠﺎزات ﺑﺮ ﺑﺰﻫﮑﺎران ﺳـﺎﻣﺎن دﻫـﯽ ﮐﺮده و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﯽ دﻫﺪ؟ دﻏﺪﻏﻪ ی اﺻﻠﯽ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺷﻨﺎﺳـﯽ ﮐﯿﻔـﺮی ﯾـﺎﻓﺘﻦ ﻣﺴـﯿﺮی ﺑـﺮای ﮐﺎرآﻣـﺪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻧﻬﺎدﻫﺎی ﮐﯿﻔﺮی ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻠﮑﻪ، ﮐﺎوش در ﺧﺼـﻮص ارﺗﺒـﺎط اﺟﺘﻤـﺎع و ﻣﺠـﺎزات، درک اﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﺠﺎزات ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻧﻬﺎد اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻋﻤـﺎل ﻣـﯽ ﺷـﻮد و ﻧﯿـﺰ ﺗﺮﺳـﯿﻢ ﺟﺎﯾﮕﺎه ﮐﯿﻔﺮ در زﻧﺪﮔﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، در ﺷﻤﺎر اﻫﺪاف ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﮐﯿﻔـﺮی ﻗـﺮار دارد.
ﺷﻤﺎری از ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎن ﮐﯿﻔﺮی ﮐﺎرﮐﺮدﮔﺮا، ﻣﺠـﺎزات را اﺑـﺰاری ﺑـﺮای واﮐـﻨﺶ اﺟﺘﻤـﺎع در ﺑﺮاﺑﺮ ﻧﺎﺑﻬﻨﺠﺎری و ﺗﻬﺎﺟﻢ ﺑﻪ ارزش ﻫﺎ اﻧﮕﺎﺷﺘﻪ و ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﮐـﻪ ﺗﺤﻤﯿـﻞ ﮐﯿﻔـﺮ ﺗﻨﻬـﺎ ﯾـﮏ دﻓـﺎع ﻃﺒﯿﻌﯽ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻧﻘﺾ اﺧﻼﻗﯿﺎت اﺳﺖ. ﭼﻬـﺎرﭼﻮب ﻫـﺎی ﻧﻈﺮی ﮐـﺎرﮐﺮدﮔﺮا اﮔـﺮ ﭼـﻪ ﺗـﻮان ﺗﻮﺻـﯿﻒ ﺑﺨﺸـﯽ از واﻗﻌﯿـﺖ ﻣﺠـﺎزات را دارا ﻫﺴـﺘﻨﺪ؛ ﻟـﯿﮑﻦ، واﻗﻌﯿﺖ ﭘﻨﻬﺎن دﯾﮕـﺮی ﮐـﻪ در ﺑﻄـﻦ ﺗﻤـﺎﻣﯽ ﻧﻬﺎدﻫـﺎی ﺗﻨﺒﯿﻬـﯽ ﻧﻬﻔﺘـﻪ اﺳـﺖ را ﻧﺎدﯾـﺪه ﻣـﯽ اﻧﮕـﺎرد. ﻣﺠﺎزات و دﯾﮕﺮ اﺷﮑﺎل واﮐﻨﺶ ﻫـﺎی ﺗﻨﺒﯿﻬـﯽ را ﺑـﯿﺶ از ﻫـﺮ ﭼﯿـﺰ ﻣـﯽ ﺗـﻮان در ﻗﺎﻟـﺐ ﻣﻨﺎﺳـﺒﺎت ﻗﺪرت ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار داد. ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻗﺪرت ﺗﻨﺒﯿﻬﯽ ﮐـﻪ ﺗﺮﮐﯿﺒـﯽ از ﺗﻮﻟﯿـﺪ ﺣﻘﯿﻘـﺖ ﻫـﺎی رﻓﺘـﺎری، ﻗﺎﻋﺪه ﻣﻨﺪ ﺳﺎزی و ﺳﭙﺲ ﺗﻌﺬﯾﺐ اﺳﺖ؛ اﺑﺰاری ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻗﺎﺑﻞ اﺗﮑﺎ ﺑﺮای ﺗـﺪاوم ﻗـﺪرت ﻣﺤﺴـﻮب ﻣﯽ ﮔﺮدد.

ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﺠﺎزات، ﯾﻌﻨﯽ آﻧﭽﻪ در ﻗﺎﻟﺐ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻫﺎی ﻓﻠﺴﻔﯽ آﻓﺮﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد؛ ﺑﺎ ﻧﻘﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ اﯾـﻦ ﭘﺪﯾﺪار ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم اﺟﺮا ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﮕﯿﺮد؛ ﻓﺎﺻﻠﻪ ای ﻗﺎﺑـﻞ ﺗﻮﺟـﻪ دارﻧـﺪ. در ﺣﻘﯿﻘـﺖ، ﻓﻠﺴـﻔﻪ ﮔﺮاﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﭘﯿﺮوی از اﻫﺪاف ﻣﻌـﯿﻦ ﺷـﺪه ای اﺳـﺖ ﮐـﻪ در ذﻫـﻦ ﻓﯿﻠﺴـﻮف و ﻧـﻪ اﻟﺰاﻣـﺎ در ﺑﻄـﻦ واﻗﻌﯿﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ آﻓﺮﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد. ﻟﯿﮑﻦ، ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﯾﺎد ﺑﺮد ﮐﻪ ﻣﺠﺎزات ﺑـﯿﺶ از آﻧﮑـﻪ ﯾـﮏ ﺳـﺎﺧﺘﺎر اﻧﺘﺰاﻋﯽ ﻓﻠﺴﻔﯽ-اﺧﻼﻗﯽ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﯾﮏ ﭘﺪﯾﺪار اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﺖ ﮐـﻪ در ﺷـﺮاﯾﻂ ﮔﻮﻧـﺎﮔﻮن واﻗﻌﯿـﺖ ﻫـﺎی ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ ﺑﻪ ﺧﻮد ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻧﻘﺶ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ را در ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺣﯿﺎت اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ اﯾﻔـﺎ ﻣـﯽ ﻧﻤﺎﯾـﺪ. ﺑﻨـﺎﺑﺮاﯾﻦ، ﮐﺎﻟﺒﺪﺷﮑﺎﻓﯽ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﭘﯿﭽﯿﺪه ی ﻣﺠﺎزات، ﻋﻼوه ﺑـﺮ ﻣﻄﺎﻟﻌـﺎت ﻫﻨﺠـﺎری ﻧﯿﺎزﻣﻨـﺪ ﺗﻼﺷـﯽ ﻫﻤـﻪ ﺟﺎﻧﺒـﻪ ﺑﺮای ﻓﻬﻢ واﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪار اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﺧﻮدی ﺧﻮد از آن ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.
اﺻﻮﻻ، ﻣﺠﺎزات ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ی ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺳﺮﮐﻮﺑﮕﺮی، ﺑﺮﺧﻮرداری از ﭼﻬﺮه ی اﺧﻼﻗﯽ و ﻧﯿـﺰ ﻗﺪرت ﻗﺎﻋﺪه ﻣﻨﺪ ﺳـﺎزی رﻓﺘﺎرﻫـﺎ ﻫﻤـﻮاره ﻣـﻮرد ﺗﻮﺟـﻪ ﺣﮑﻮﻣـﺖ ﻫـﺎی ﺳﯿﺎﺳـﯽ و در ﯾـﮏ ﻧﮕـﺎه ﮔﺴﺘﺮده ﺗﺮ، (ﻗﺪرت) ﺑﻮده اﺳﺖ. از آن ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻓﺮاﺗﺮ از روش ﻫﺎی رﺳﻤﯽ اﻋﻤـﺎل ﻣﺠـﺎزات، در ﺑﻄﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻧﻬﺎدﻫﺎی اﻧﻀﺒﺎﻃﯽ-اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ ﭘﯿﻮﺳـﺘﻪ ﯾـﮏ ﺧـﺮده ﺳـﺎز و ﮐـﺎر ﮐﯿﻔـﺮی (ﮔﻮﻧـﻪ ﻫـﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ واﮐﻨﺶ ﻫﺎی ﺗﻨﺒﯿﻬﯽ) در ﺣﺎل اﻋﻤﺎل اﺳﺖ. ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺑﻪ ﻫﻤﺎن اﻧﺪازه ﮐﻪ ﻣﻮﺿـﻮع اﻧﻀﺒﺎط ﻫﺎی رﻓﺘﺎری ﻗﻬﺮ آﻣﯿﺰ ﻫﺴﺘﻨﺪ؛ ﺧﻮد ﻧﯿﺰ اﺷـﮑﺎﻟﯽ از ﻗـﺪرت ﺗﻨﺒﯿﻬـﯽ را ﺑـﻪ دﯾﮕـﺮان ﺗﺤﻤﯿـﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. اﯾﻦ رواﺑﻂ ﺗﻨﺒﯿﻬﯽ داﻣﻨﻪ ای ﺑﻪ وﺳﻌﺖ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ داﺷﺘﻪ و در ﺗﻤـﺎﻣﯽ ﻧﻬﺎدﻫـﺎی ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪه اﺳـﺖ. ﺧـﺎﻧﻮاده، ﻣﺪرﺳـﻪ، داﻧﺸـﮕﺎه، ﺑﯿﻤﺎرﺳـﺘﺎن و … ﻫﻤـﻮاره ﺟﻐﺮاﻓﯿـﺎی اﻋﻤﺎل روش ﻫﺎی ﻗﻬﺮآﻣﯿﺰی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮای اﯾﺠﺎد اﻧﻀـﺒﺎط رﻓﺘـﺎری و ﻧﯿـﺰ ﺗﺮﺑﯿـﺖ اﺧﻼﻗـﯽ ﺗﻮﻟﯿـﺪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. اﯾﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ی ﺑﻪ ﻫـﻢ ﭘﯿﻮﺳـﺘﻪ و ﭘﯿﭽﯿـﺪه از روش ﻫـﺎی ﺳـﺮﮐﻮﺑﮕﺮ و ﮐﻨﺘـﺮل ﮐﻨﻨـﺪه در ﮐﻨﺎر ﻣﺠﺎزات رﺳﻤﯽ ﻗﻠﻤﺮوﯾﯽ وﺳﯿﻊ ﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﺎم ﻗﺪرت ﮐﯿﻔﺮی را ﺷﮑﻞ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.
ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ ﮐﻪ ﻗﺪرت ﻫﻤﭽـﻮن اﻧـﺮژی ﭘﯿﻮﺳـﺘﻪ در ﺣـﺎل ﺗﻐﯿﯿـﺮ ﭼﻬـﺮه ﺑـﻮده و ﺑـﻪ ﻫﻤـﯿﻦ واﺳﻄﻪ، اﺑﺰارﻫﺎی اﻋﻤﺎل ﻗﺪرت (از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺠﺎزات) ﻧﯿﺰ دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ. اﺻـﻮﻻ، ﺟﻮاﻣـﻊ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻗﺪرت، ﺑﻪ اﻧﻮاع و اﻗﺴﺎم ﻃﺮق ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮق ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. اوﻻ در ﻣﻘـﺪار ﻗـﺪرﺗﯽ ﮐـﻪ در اﺧﺘﯿـﺎر اﻓﺮاد ﯾﺎ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎی آﻧﻬﺎ ﻗﺮار دارد … ﺛﺎﻧﯿﺎ، ﺟﻮاﻣﻊ از ﻟﺤﺎظ ﻧﻮع ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در آﻧﻬﺎ ﺑﯿﺸـﺘﺮﯾﻦ ﻧﻔـﻮذ را دارد در ﻋﻤﻞ ﻓﺮق ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ: اﺳﺘﺒﺪاد ﻧﻈﺎﻣﯽ، ﺣﮑﻮﻣﺖ دﯾﻨـﯽ و ﺣﮑﻮﻣـﺖ ﻣﺘﻨﻔـﺬان ﺑـﺎ ﯾﮑـﺪﯾﮕﺮ ﻓﺮق ﻓﺮاوان دارﻧﺪ. ﺛﺎﻟﺜﺎ، ﺟﻮاﻣﻊ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺗﻔﺎوت راﻫﻬﺎی دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺑـﻪ ﻗـﺪرت ﻓـﺮق ﻣـﯽ ﮐﻨﻨـﺪ: ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻣﻮروﺛﯽ ﻧﻮﻋﯽ ﻓﺮد ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ ﭘﺪﯾﺪ ﻣـﯽ آورد و ﺻـﻔﺎت ﻻزم ﺑـﺮای ﯾـﮏ روﺣـﺎﻧﯽ ﺑـﺰرگ ﻧﻮﻋﯽ دﯾﮕﺮ؛ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺷﮑﻞ ﺳﻮم ﻓﺮد ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ را ﭘﺪﯾـﺪ ﻣـﯽ آورد و ﺟﻨـﮓ، ﺷـﮑﻞ ﭼﻬـﺎرم را از دﯾﮕﺮ ﺳﻮ، اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ای وﺟﻮد دارﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨـﺪه ی اﺷـﮑﺎل ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻗﺪرت ﮐﯿﻔﺮی ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﭼﻬﺮه ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﻗـﺪرت ﺑـﺮ اﺳـﺎس ﻣﯿـﺰان ﺑﻬـﺮه ﻣﻨـﺪی از اﯾـﻦ اﻟﮕﻮﻫﺎ و ﻧﯿﺰ روش ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮی آﻧﻬﺎ اﻋﻤﺎل ﮐﻨﻨﺪه ی اﺷﮑﺎل ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ از ﺳﯿﺎﺳﺖ ﮐﯿﻔـﺮی ﺧﻮاﻫﻨـﺪ ﺑﻮد. اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺣﻘﯿﻘﺖ، اﻟﮕﻮﻫـﺎی ﺟـﺮم اﻧﮕـﺎری و در ﻧﻬﺎﯾـﺖ، اﻟﮕﻮﻫـﺎی ﮐﯿﻔﺮﮔـﺬاری اﯾـﻦ ﻣﺜﻠﺚ اﻋﻤﺎل ﻗﺪرت ﮐﯿﻔﺮی را ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ دﻫﻨﺪ.

مفهوم قدرت کیفری

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:55 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

ترس از جرم

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﭘﺪﻳﺪﻩﺍﻱ ﺷﺎﻳﻊ ﻭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻌـﻀﻼﺕ ﺟﻮﺍﻣـﻊ ﻧـﻮﻳﻦ ﺍﺳـﺖ. ﻋﻮﺍﻣﻠﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻴـﻞ ﺟﻨـﺴﻴﺖ، ﺳـﻦ، ﺳـﺎﺑﻘﺔ ﺑـﺰﻩﺩﻳـﺪﮔﻲ ﻭ ﻣﺤـﻴﻂ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﻓـﺮﺩ ﺩﺭ ﺷﻜﻞﮔﻴﺮﻱ ﻭ ﺗﺸﺪﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﭘﺪﻳـﺪﻩ ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭﻧـﺪ. ﺗـﺮﺱ ﺍﺯ ﺟـﺮﻡ ﺩﺭ ﺣـﺪ ﻣﺘﻌـﺎﺩﻝ ﻭ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺑﺰﻩﺩﻳﺪﮔﻲ، ﻛـﺎﻣﻼ ﻃﺒﻴﻌـﻲ ﺍﺳـﺖ ﻭ ﺍﮔـﺮ ﻣﻮﺟـﺐ ﮔـﺮﺩﺩ ﻛـﻪ ﺷــﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺍﻗــﺪﺍﻣﺎﺕ ﻣﻨﺎﺳــﺒﻲ ﺑــﺮﺍﻱ ﺍﺟﺘﻨــﺎﺏ ﺍﺯ ﺟــﺮﺍﻳﻢ ﺍﻧﺠــﺎﻡ ﺩﻫﻨــﺪ، ﻛــﺎﺭﻛﺮﺩ ﺣﻤﺎﻳﺘﻲ ﻣﻬﻤﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺍﻳﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻌﺪ ﺍﻓﺮﺍﻃﻲ ﺑﻪ ﺧـﻮﺩ ﮔﻴـﺮﺩ، ﺁﺛﺎﺭ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩﺍﻱ ﭼﻮﻥ ﺍﻧﻔﻌﺎﻝ ﻭ ﺍﻧﺰﻭﺍﻱ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﺷـﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ، ﻛﺎﻫﺶ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷـﺖ.

ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺍﺯ ﻧﻴﺎﺯﻫـﺎﻱ ﻣﻬـﻢ ﻫـﺮ ﻓـﺮﺩ ﺩﺭ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﺍﺳﺖ. ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺩﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺑﺎﻻﻱ ﺭﺷﺪ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﻣﻨﻴـﺖ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺳﺖ. ﺣﻖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﻴﺘﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﻨﻴﺎﺩﻳﻨﻲ ﭼﻮﻥ ﺣﻖ ﺣﻴﺎﺕ، ﺟﺰﺀ ﻧﺴﻞ ﺍﻭﻝ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣـﻲﺷـﻮﺩ. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺍﻣﻨﻲ ﻭ ﺗﺮﺱ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺘﻌﺪﺩﻱ ﭼﻮﻥ ﺑﻼﻳﺎﻱ ﻃﺒﻴﻌـﻲ، ﺟﻨـﮓ ﻭ ﻧﻈﺎﻳﺮ ﺁﻥ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻳﺪ، ﺍﻣﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺍﻣﻨﻲ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺑﺰﻩﺩﻳﺪﮔﻲ ﺍﺳﺖ.
ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﺔ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻄﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﺩ ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ. ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﻧﻴﺰ ﻧﻮﻋﻲ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻳﺎ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﺔ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺘﻨﺒﺎﻁ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮ ﺑـﺰﻩﺩﻳـﺪﮔﻲ ﺍﺳﺖ، ﭘﺪﻳﺪ ﻣﻲﺁﻳﺪ . ﺗﺮﺱ ﻳﻚ ﻭﺍﻛﻨﺶ ﻃﺒﻴﻌـﻲ ﻭ ﺿـﺮﻭﺭﻱ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲﺷﻮﺩ، ﭼﻮﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﻄﺮﻫﺎ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭ ﻧﮕـﻪ ﺩﺍﺷـﺘﻪ ﻭ ﻣﻮﺟـﺐ ﺗﺤـﺮﻙ ﻭﻱ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺧﻄﺮﻫﺎ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺜﺎﻝ ﺗـﺮﺱ ﺍﺯ ﺟـﺮﻡ ﺍﮔـﺮ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻮﺳﻞ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﻱ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺟﺮﻡ ﻭ ﭘﻴﺸﮕﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻴﺰ ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺗﺮﺱ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﻄﺮ ﺁﺳﻴﺐﭘـﺬﻳﺮ ﻭ ﻧـﺎﺍﻳﻤﻦ ﻣـﻲﺳـﺎﺯﺩ. ﺗﺮﺱ میتواند ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺟﻨﺒﺔ ﺁﺳﻴﺐﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺍﻓﺮﺍﻃﻲ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ، ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﮔﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻣﻨﻔﻌﻞ ﺷﺪﻥ ﻭﻱ ﻭ ﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﻜﻞﮔﻴﺮﻱ ﻭﺍﻛﻨﺶﻫﺎﻱ ﻛﻨﺘﺮﻝﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ ﮔﺮﺩﺩ.
ﻣﺤﻴﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺍﻣﻨﻲ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﺟـﺮﻡ ﻣـﺆﺛﺮ ﺍﺳـﺖ. ﻣـﺜﻼ ﻛـﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻫﺎﻱ ﺭﻭﺳﺘﺎﻳﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ، ﻧـﺴﺒﺖ ﺑـﻪ ﺷﻬﺮﻧـﺸﻴﻦﻫـﺎ ﺍﺣـﺴﺎﺱ ﺗـﺮﺱ ﻛﻤﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻫﺮ ﻗﺪﺭ ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻮﺟـﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑـﻂ ﻗﻮﻱﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺑـﺎ ﻫـﻢ ﺩﺍﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﻨﺪ، ﺣﻤﺎﻳـﺖﻫـﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﺯﻳﺎﺩﺗﺮ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺮﺍﻳﻢ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ، ﺩﻭﺳـﺘﺎﻥ، ﻫﻤــﺴﺎﻳﮕﺎﻥ ﻭ ﻫﻤﻜــﺎﺭﺍﻥ ﺑــﻪ ﺩﺳــﺖ ﻣــﻲﺁﻭﺭﻧــﺪ. ﺍﻣــﺎ ﺭﺳــﺎﻧﻪﻫــﺎ ﺑﻴــﺸﺘﺮﻳﻦ ﻧﻘــﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻃﻼﻉﺭﺳﺎﻧﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﺪﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪﻫﺎ، ﻭﺑﮕﺎﻩﻫﺎﻱ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺘـﻲ ﻭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﻭ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﺭﺍ ﺧﺒﺮﻫﺎﻱ ﺟﻨﺎﻳﻲ ﭘﺮ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺣﻮﺍﺩﺛﻲ ﻛﻪ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﺰﺭﮒﻧﻤﺎﻳﻲ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﻲ ﮔﺎﻩ ﺧﻴﺎﻝﭘﺮﺩﺍﺯﻱ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﺳﺮﺍﻳﻲ ﺑـﻴﺶ ﻧﻴـﺴﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗـﻊ ﺑـﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﻱ ﺟﻨﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﻭ ﻟﻌﺎﺏ ﻗﺘﻞ ﻭ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﻋﻨﻒ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﻣﺠﺬﻭﺏ ﺧﻮﺩ ﻣﻲﻛﻨﺪ.
ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺭﺳـﺎﻧﻪ ﻫـﺎ ﺍﺯ ﺳـﻪ ﺑﻌـﺪ ﺩﺭ ﺧـﺼﻮﺹ ﻣـﺴﺎﺋﻞ ﺟﻨـﺎﻳﻲ ﻣﺘﻬﻤﻨـﺪ: ﻋـﺪﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ، ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺗﺼﻨﻌﻲ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭ ﺗﺤﻤﻴـﻞ ﻭﺣـﺸﺖ ﺭﻭﺍﻧـﻲ. ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻱ ﺟﺬﺏ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻭ ﻓـﺮﻭﺵ ﺑﻴـﺸﺘﺮ، ﺗﻤﺎﻳـﻞ ﺑـﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﺒﺮﻫﺎﻱ ﺟﻨﺠﺎﻟﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻻﻳﻠﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺮﺍﻳﻢ ﺍﺭﺯﺵ ﺧﺒﺮﻱ ﻣﻲﻳﺎﺑﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻃﺮﻑ ﻭﻗـﻮﻉ ﺁﻥﻫـﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳـﺴﻪ ﺑـﺎ ﺟـﺮﺍﻳﻢ ﻋـﺎﺩﻱ ﭼـﻮﻥ ﺗـﻮﻫﻴﻦ، ﺻﺪﻭﺭ ﭼﻚ ﺑﻼﻣﺤﻞ ﻭ… ﻧﺎﺩﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥﻫﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ (ﺟﺮﺍﻳﻢ ﻧﺎﺩﺭ ﺧﺸﻮﻧﺖﺁﻣﻴﺰ) ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻲﺷـﻮﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻦ ﺟﺮﺍﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﻴﺸﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻛﻨﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﮔـﺎﻩ ﺭﺳـﺎﻧﻪﻫـﺎ ﺑـﻪ ﺟﺎﻱ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻧﻮﻉ ﻭﻳﮋﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﺟﺮﺍﻳﻢ، ﺑﺮ ﺑﺰﻩﺩﻳﺪﮔﺎﻥ ﺧﺎﺻﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﻣـﺴﻦ ﺗﻤﺮﻛـﺰ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥﻫﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ.

ﺑﺮﺭﺳﻲﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣـﻲﺩﻫـﺪ ﻛـﻪ ﺑـﻴﻦ ﻣﻴـﺰﺍﻥ ﺭﺿـﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﭘﻠـﻴﺲ ﻭ ﺗـﺮﺱ ﺍﺯ ﺟـﺮﻡ، ﺭﺍﺑﻄـﺔ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺍﺯ ﭘﻠﻴﺲ ﺩﺍﺷـﺘﻪﺍﻧـﺪ، ﭼـﻮﻥ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺑﻪ ﭘﻠﻴﺲ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻱ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺗﺮﺱ ﻛﻤﺘـﺮﻱ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﭘﻠﻴﺲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺘﻮﻟﻲ ﻧﻈـﻢ ﻭ ﺍﻣﻨﻴﺖ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺵ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ، ﺧﻮﻳﺸﺘﻦﺩﺍﺭﻱ ﻭ ﺗﻜﺮﻳﻢ ﻣـﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺻـﺪﺩ ﺟﻠـﺐ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﺎﺷﺪ. ﻭﻇﻴﻔﺔ ﻧﻴﺮﻭﻫـﺎﻱ ﺍﻧﺘﻈـﺎﻣﻲ ﺍﻳﺠـﺎﺩ ﺁﺭﺍﻣـﺶ ﺩﺭ ﺳـﻄﺢ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺍﺳـﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﻴـﺖ ﻭ ﺭﺿـﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻩ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﺍﻳﻦ ﻧﻬﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺧـﻮﺩ ﻣﻮﺟـﺐ ﺷﻜﻞﮔﻴﺮﻱ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﻨﻲ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﻣﺜﻼ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﮔﺴﺘﺮﺩﺓ ﭘﻠﻴﺲ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥﻫﺎﻱ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﻏﻴﺮ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺧﻮﺩﺭﻭﻱ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬـﺎ ﻛﻤﻜـﻲ ﺑـﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺁﻥﻫﺎ ﻧﻤﻲﻛﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺰﺩﮔﻲ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻨﻔﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺿﺎﺑﻄﺎﻥ ﺍﻧﺘﻈـﺎﻣﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ.
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟـﺮﻡ ﻳـﻚ ﻣـﺴﺌﻠﺔ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﻣﻬـﻢ ﺍﺳـﺖ، ﺗﺤﻘﻴﻘـﺎﺕ ﭼﻨـﺪﺍﻧﻲ ﺩﺭﺑـﺎﺭﺓ ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﻱ ﻛﺎﻫﺶ ﺁﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻛـﺸﻮﺭ ﻣـﺎ ﻧﻴـﺰ ﺭﻭﻳﻜـﺮﺩ ﻧﻈـﺎﻡﻣﻨـﺪﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﺔ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﻭﻳﮋﺓ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻃﺮﺍﺣـﻲ ﻧـﺸﺪﻩ ﻭ ﺗﻨﻬـﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﺧـﻲ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ ﻫـﺎﻱ ﭘﻴﺸﮕﻴﺮﻱ ﺑﻪ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﻧﻴﺰ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳـﺖ. ﮔﺮﭼـﻪ ﭘﻴـﺸﮕﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺟـﺮﻡ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﺷﻮﺩ، ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺷﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﭘﻴﺸﮕﻴﺮﺍﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺛﺮ ﻣﻌﻜﻮﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﺣـﺴﺎﺱ ﻧـﺎﺍﻣﻨﻲ ﺭﺍ ﺍﻓـﺰﺍﻳﺶ ﺩﻫـﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﻣﺴﺘﻘﻠﻲ ﺟﻬﺖ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﮔﺮﺩﺩ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﻛﺎﻫﺶ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺻـﻮﺭﺕ ﮔـﺎﻡ ﺑـﻪ ﮔـﺎﻡ، ﻃـﺮﺡ ﻛـﺎﻫﺶ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺍﻣﻨﻲ ﺭﺍ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺳﺎﺯﻧﺪ.

ترس از جرم

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:54 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مفهوم حق در زمان مشروطه

مفهوم حق از برجسته ترین مفاهیم حقوقی به شمار میرود به شکلی که امروزه بسیاری از مسایل برای پیشبرد با گفتمان حق مطرح میشوند. زمانی فقط تکلیف یکطرفه افراد برای رابطه میان فرد و حکومت تعریف میشد اما با بروز اندیشه های مدرن حقوق عمومی، مفهوم حق متولد شد. این مفهوم در طول تکامل دچار تطوری در مبنا و مفهوم گردید به صورتی که از مفهومی برخاسته از شریعت به مفهومی عقلی بدل گردید و به تبع آن رابطه خود را با الهیات از دست داد.

حضور فقها در عرصه مشروطه بنا بر مکتوبات تاریخی مشهود است اما اگرچه رویکرد روشنفکران فعال و مبتنی بر تغییرات است اما فقها در عرصه مفاهیم مدرن برخالف محدود نمودن سلطنت بر اساس تأثیرات فقه شیعه منفعل بوده اند و به عبارتی گفتمان وارداتی مفاهیم مدرن به واسطه روشنفکران آغاز شد و بر اساس این اندیشه که هیچ عملی مباح نیست مگر اینکه با فحص در قرآن و سنت ردعی بر آن وارد نشده باشد فقهای مشروطه به این مفاهیم اقدام نمودند تا ثابت شود که با شریعت زاویه نداشته باشند. با توجه به این تفکر باید روحیه سنتگرا و معارض با اندیشه های نو را به عنوان برخورد فقهی، در نظر داشت. فقهای مؤثر بر گفتمان مشروطه را میتوان بر مدار سه طیف از اندیشه در نظر گرفت. اندیشه (این همانی) که توسط آقا نور الله اصفهانی بیان شده است. اندیشه (متضاد) با مشروطه که آن را با تفکرات شیخ فضل الله نوری و گفتمان مشروعه وی میشناسیم و تفکر (عالمه نائینی) که برای پذیرش مشروطه شروطی قائل است.

حق در قانون اساسی مشروطه
قانون اساسی مشروطه در بسیاری از موارد ساکت بود، بنابراین در زمستان سال 1907 مجلس گروهی شش نفری را برای رسیدگی به این کاستی ها برگزید تا به نوشتن متممی بر قانون اساسی بپردازند. هریک از اعضای این گروه میبایست با یک زبان خارجی آشنا باشد تا بتوانند از قوانین اساسی دیگر کشورها در این کار بهره برند. سال ها بعد، یکی از اعضای این گروه شش نفری، سید حسن تقی زاده، در سخنانی در (گروه آسیای مرکزی لندن) تأکید کرد که او و همکارانش اصول مندرج در متمم قانون اساسی ایران را (بیش از هر چیز بر قانون اساسی بلژیک بنا نهادند، گرچه گاه از قوانین اساسی فرانسه و بلغارستان نیز کمک گرفتهاند) اما باید اذعان نمود با آنکه این متمم تحت تأثیر شدید قوانین اساسی خارجی بوده است، ولی شریعت اسلامی بنا بر آرای فقها در جایجای آن قابل مشاهده است که بحث حق نیز از این امر مستثنا نیست. در ادامه به اموری که بر متمم قانون اساسی مشروطه و بحث حقها مؤثر بوده اند می پردازیم و سعی میکنیم با توجه به مقدمات بیان شده سیری منطقی برای آن ترسیم نماییم و کشف کنیم که از انبوه اقوال و رویکردها در منبع حق کدامیک موردنظر قانونگذار اساسی قرارگرفته است.
فصل سوم متمم قانون اساسی مشروطه به حقوق ملت پرداخته است چنانچه از اصل هشتم تا اصل بیست و سوم حقوق ملت ایران بیان شده است. اما در دیگر اصول نیز مواردی از حقوق ملت یافت میشود که بدانها اشاره میشود. به عنوان نمونه از حقوقی که مورد تأیید متمم بوده حق مالکیت است. قابل توجه است که این حق در سه اصل پانزدهم، شانزدهم و هفدهم با ادبیاتی متفاوت تکرار میشود. این تکرار حاکی از عدم توجه و درخطر بودن حق مالکیت مردم در دولت قاجار بوده که نمایندگان را واداشته است تا با تکرار این مسأله بر وجود این حق تأکید کنند.
علاوه بر حق مالکیت، مصونیت مسکن اشخاص از تعرض نیز در دو اصل نهم و سیزدهم مورد شناسایی قرار میگیرد که این تکرار نیز حاکی از همان عدم توجه قاجار به حقوق ابتدایی مردم بوده است. توجه به این حق در آثار مشروطه خواهان روشنفکر نیز مورد توجه بوده است. به عنوان نمونه مستشارالدوله به امنیت جان، مال و حیثیت میپردازد. ملکم خان در فقره ششم از قانون اساسی پیشنهادی بیان میکند که دخول جبری در مسکن هیچ یک از رعایای ایران جایز نخواهد بود مگر به حکم قانون.

مفهوم حق در زمان مشروطه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:54 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

انصاف و حقوق

در ﺑﺴﯿﺎری از روﯾﺪادﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﯾﺎ اﺣﮑﺎم دادﮔﺎهﻫﺎ ﺷﻨﯿﺪه ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ آن را ﻋﯿﻦ ﺑﯽاﻧﺼﺎﻓﯽ ﻣﯽداﻧﻨﺪ و ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺰ از ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪﺑﻮدن آﻧﭽﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ آورده اند را اﺑﺮاز ﺧﺮﺳﻨﺪی ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮدم ﺑﻪﻃﻮر ﻋﻤﺪه در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ (اﻧﺼﺎف ﭼﯿﺴﺖ) جملاتی ﻣﺒﻬﻢ و ﻏﯿﺮ روﺷﻦ و ﮔﺎه ﻣﺘﻀﺎد از اﻧﺼﺎف اراﺋﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﮔﻮﯾﺎ اﮔﺮ ﻣﻌﻠﻮم ﺷﻮد اﻧﺼﺎف ﭼﻪ ﭼﯿﺰی ﻧﯿﺴﺖ آنﮔﺎه ﻣﻌﻠﻮم ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ اﻧﺼﺎف ﭼﯿﺴﺖ! اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺷﻨﺎﺧﺖ اﺷﯿﺎء از ﻃﺮﯾﻖ اﺿﺪاد آنﻫﺎﺳﺖ.

ﻋﻨﺼﺮ زﻣﺎﻧﯽ ﯾﺎ ﺗﺎرﯾﺨﯽ، ارﺗﺒﺎط ﺧﺎﺻﯽ در ﻧﻮع ﺗﻠﻘﯽ از ﻣﻔﻬﻮم اﻧﺼﺎف دارد. ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺎرﯾﺨﯽ، ﮐﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺤﻮل ﯾﮏ ﻣﻔﻬﻮم را در ﺑﺴﺘﺮ زﻣﺎن ﻣﺪﻧﻈﺮ دارد، ﻏﻨﯽﺷﺪن ﺗﺪرﯾﺠﯽ ﻣﻔﻬﻮم را اﺛﺒﺎت ﻣﯽﮐﻨﺪ، درﻣﻮرد اﻧﺼﺎف، ﭼﯿﺰی ﺑﯿﺸﺘﺮ از اﯾﻦ اﺗﻔﺎق ﻣﯽاﻓﺘﺪ و ﯾﮏ روﯾﮑﺮد ﺿﺮوری و روشﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﺎرﯾﺦ را ﻣﻄﺮح ﻣﯽﺳﺎزد. ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﺗﺤﻮل ﺗﺎرﯾﺨﯽ ﻣﻔﻬﻮم ﺣﻘﻮﻗﯽ ﺧﺎﺻﯽ ﻣﺜﻞ اﻧﺼﺎف، ﻣﺸﮑﻞ اﺳﺖ. اﻧﺼﺎف، ﻣﻔﻬﻮم ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻗﺪﯾﻤﯽ و آﺷﻨﺎﺳﺖ و در ﺗﺎرﯾﺦ ﺑﺴﯿﺎری از ﺟﻮاﻣﻊ وﺟﻮد دارد. اﻧﺼﺎف در ﻣﯿﺎن ﯾﻮﻧﺎﻧﯿﺎن ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪﮔﯽ و ﻣﺮوت و ﻧﺰد روﻣﯿﺎن، ﻣﻌﺎدل ﺑﺮاﺑﺮی اﺳﺖ. در ﺣﻘﻮق ﭼﯿﻦ، اﻧﺼﺎف ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺷﻔﻘﺖ و در ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻫﻨﺪو ﺑﻪ درﺳﺘﯽ ﻣﻌﺮوف اﺳﺖ. در ﯾﻬﻮدﯾﺖ، ﺑﻪ اﻟﻮﻫﯿﻢ، ﻋﺪاﻟﺖ و رﺣﻤﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ دو ﻧﺎم ﺧﺪاﺳﺖ اﺷﺎره ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﺮﺧﯽ از ﻣﺤﻘﻘﯿﻦ اﺳﻼﻣﯽ ﮐﻪ آﺛﺎری ﺑﻪ زﺑﺎن اﻧﮕﻠﯿﺴﯽ در زﻣﯿﻨﻪ اﻧﺼﺎف اراﺋﻪ ﮐﺮده اﻧﺪ ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﮐﻪ اﻧﺼﺎف در ﺣﻘﻮق اﺳﻼﻣﯽ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان اﺳﺘﺤﺴﺎن ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺎرﻧﺪه، ﺑﻪﮐﺎرﮔﯿﺮی اﯾﻦ ﻋﺒﺎرت ﺑﻪﺟﺎی اﻧﺼﺎف، ﻣﺤﻞ ﺑﺤﺚ اﺳﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ در ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻓﻘﻬﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﮐﻪ واژه اﻧﺼﺎف در ﺣﻘﻮق اﺳﻼﻣﯽ ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ وﯾﮋه ﺧﻮد را دارد و ﻋﻨﻮان اﺳﺘﺤﺴﺎن، اﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ را ﻧﻤﯽرﺳﺎﻧﺪ.
وی داوری را ﺑﻪ دادﺧﻮاﻫﯽ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽدﻫﺪ ﭼﻮن داور ﺑﻪ اﻧﺼﺎف ﻗﻀﯿﻪ ﺳﻮق ﻣﯽدﻫﺪ و ﻗﺎﺿﯽ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﻀﯿﻖ. اﻧﺼﺎف، ﻣﺎ را ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺿﻌﻒ ﻣﺎﻫﯿﺖ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺳﻮق ﻣﯽدﻫﺪ؛ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮن ﮐﻤﺘﺮ از ﺑﺸﺮ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﺑﻪ آﻧﭽﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ، ﮐﻤﺘﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ آﻧﭽﻪ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽدﻫﺪ. اﻧﺼﺎف، ﻣﺎ را ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ اﻋﻤﺎل ﻧﻈﺮ ﺷﺨﺼﯽ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺟﺰﺋﯽ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﭘﺪﯾﺪارﻫﺎ را درﮐﻞ، ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار دﻫﯿﻢ و از ﯾﮏ ﻓﺮد ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ ﻧﭙﺮﺳﯿﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﻮع ﺑﺸﺮ ﺳﺆال ﮐﻨﯿﻢ،ﺳﻮق ﻣﯽدﻫﺪ. اﻧﺼﺎف ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺰاﯾﺎ را ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺑﯽﺣﺮﻣﺘﯽﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ آورﯾﻢ، و آنﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺰاﯾﺎ درﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آنﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ اﻋﻄﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. در ﻣﺘﻮن ارﺳﻄﻮ، ﺟﻨﺒﻪ دوﮔﺎﻧﻪای ﺑﺮای او ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯽﺷﻮد: اﻟﻒ) ﮐﺎرﮐﺮد ﺟﻨﺒﻪ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﻓﻨﯽ آن ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻗﺎﻧﻮن ﮐﻠﯽ ﺑﺮای ﻗﻀﯿﮥ ﺧﺎص، وﻇﯿﻔﻪای ﺑﺮای ﻗﺎﺿﯽ، ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮن را اﻋﻤﺎل ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ب) ﺟﻨﺒﻪ ﻣﺎﻫﻮی و اﺧﻼﻗﯽ آن ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻓﻀﯿﻠﺖ اﻧﺴﺎﻧﯽ، ﻣﺸﺘﺮک ﺑﺎ ﻫﻤﻪ اﻧﺴﺎنﻫﺎ، ﺑﻪﻋﻨﻮان وﯾﮋﮔﯽ و ﻣﺸﺨﺼﻪ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﻓﺮاﻣﯽﺧﻮاﻧﺪ.
ﺑﺮاﺑﺮی، ﺣﻖ، ﺑﺮدﺑﺎری و ﺷﻔﻘﺖ و ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮارد ﻣﺸﺎﺑﻪ دﯾﮕﺮ را در اﻇﻬﺎرﻧﻈﺮﻫﺎی ﺣﻘﻮقداﻧﺎن ﻣﺨﺘﻠﻒ ﯾﺎ در ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎی ﻗﻀﺎت در رﺳﯿﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﺼﺎدﯾﻖ ﻣﻌﯿﻦ در ﺳﻄﺢ داﺧﻠﯽ ﯾﺎ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ و در ﻋﺒﺎرتﭘﺮدازی اﺳﻨﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﻣﻘﺮرات ﻣﻮﺿﻮﻋﮥ ﻣﺘﻨﻮع ﻣﯽﺗﻮان ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐﺮد. در ﺧﺼﻮص ﻫﺮﯾﮏ از ﮐﻠﯿﺪواژهﻫﺎی ﯾﺎدﺷﺪه، ﺑﺤﺚ های ﻧﻈﺮی ﻣﻔﺼﻠﯽ از دﯾﺮﺑﺎز اﻧﺠﺎم ﺷﺪه و ﺑﻌﻀﺎً ﻣﮑﺎﺗﺐ ﻓﮑﺮی ﻣﺘﻨﻮﻋﯽ درﻣﻮرد ﻧﻮع ﻧﮕﺮش ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻧﯿﺰ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻣﯽﺗﻮان اﯾﻦ ﺗﮑﺜﺮ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت را در ﺣﯿﻄﻪﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻓﻠﺴﻔﻪ، ﻣﻔﻬﻮم، ﮐﺎرﮐﺮدﻫﺎ و آﺛﺎر ﺣﻖ ﯾﺎ ﺑﺮاﺑﺮی ﯾﺎ ﻋﺪاﻟﺖ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐﺮد. ﻓﺎرغ از ﺑﺤﺚﻫﺎی ﻧﻈﺮی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻫﺮﯾﮏ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﯾﺎدﺷﺪه، اﯾﻦ ﻣﻬﻢ اﺳﺖ ﮐﻪ در ادراک اﻧﺼﺎف ﯾﺎ اﻋﻤﺎل آن در ﺣﻘﻮق، ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻻﺟﺮم در ﻣﻮاردی اﻧﺼﺎف ﺑﺎ ﺑﺮﺧﯽ از اﯾﻦ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ، ﻫﻤﻨﺸﯿﻨﯽ، ﻫﻢﭘﻮﺷﺎﻧﯽ و ﻫﻢاﻓﺰاﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ و اﯾﻦ اﻣﺮ ﻣﻨﻄﻘﯽ و ﺗﻮﺟﯿﻪﭘﺬﯾﺮ اﺳﺖ. ﻟﺬا ﺑﺎﯾﺪ از ﻣﺮزﺑﻨﺪیﻫﺎی ﺗﻮﻫﻤﯽ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﺮد. ﺑﺮای درک ﺑﻬﺘﺮ ﻣﻮﺿﻮع و ﻇﺮاﯾﻒ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻠﯿﻞ آن در ﺣﻘﻮق، ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت زﺑﺎنﺷﻨﺎﺳﯽ و ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﯽ ﻧﯿﺰ ﻧﯿﺎز اﺳﺖ.

انصاف و حقوق

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:53 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جرم شناختی تروریسم

پدیده تروریسم در جهان در حال گسترش است. این پدیده مخصوصاً از آغاز ربع آخر قرن بیستم میلادی شدیداً فراگیر شده است. فراگیر شدن تروریسم بدان علت است که برای تروریست ها، اقدامات تروریستی نتایج مطلوبی را به ارمغان می آورد. آنها در نتیجه عملیات های تروریستی، امتیازات بزرگ از جمله امتیازات سرزمینی را از طرف مقابل خود که عمدتاً دولت ها هستند، به دست می آورند.

تروریسم، به معنى (ترس و ترساندن) است. در لغت نامه‏ى دهخدا، تروریسم به معناى (اصول حکومت وحشت و فشار) اصول حکومتى که در فرانسه‏ى حد فاصل سالهاى 1793 و 1794 حاکم بود، آمده است. تروریسم یکی از واژه هایی است که امروزه در ادبیات سیاسی جهان کاربرد بسیار گسترده ای یافته است. از واژه ترور تعاریف متعددی بعمل آمده است، و افراد مختلف تعاریف متعددی از آن بدست آورده اند.
یکی از خصلت هایی که در بسیاری از گروه های تروریستی رواج دارد، مساله فراکنی شخصیتی است. بدین معنا که فرد نکات منفی شخصیتی خود را به محیط اطراف خود نسبت می دهد و با حمله به دشمن، آنان را سپر بلای زشتی ها قرار می دهد. عبارت (ما مسئول مشکلاتمان نیستیم، آنها سبب مشکلات ما هستند)، از نظر روانی توجیه مناسبی است از آنچه در زندگی آنها اتفاق افتاده است و این حالت را می توان به طور بارز در وجود کاریزماهای ویرانگری چون هیتلر یافت.

تروریسم روشی است که ریشه در نارضایتی های سیاسی داشته که در خدمت عقاید، باورها، دکترین و ایدئولوژی های مختلف برای مشروع انگاشتن توسل به خشونت و تداوم آن قرار می گیرد. می توان با قاطعیت گفت که همه ایدئولوژی های ملی، انقلابی، دینی و دفاع سرزمینی منجر به ایجاد تروریسم شده اند. تروریسم با مسائل سیاسی پیوند بسیار نزدیکی دارد، برای نمونه بسیاری از احزاب و جنبش های سیاسی وجود دارد که از این گونه گروه ها برای تحت فشار قرار دادن دولت حمایت می کنند یا مواردی وجود دارد که یکی از شاخه های حزب سیاسی به یک گروه تروریستی تبدیل می شود. چنانچه گروه های سیاسی در یابند امکان انجام تغییرات مورد نظر را در حکومت نداشته یا هیچ روزنه ای برای دستیابی به قدرت نیابند و یا اهداف و آرمان هایشان از سوی دولت سرکوب می گردد، قطعاً به تروریسم متوسل خواهند شد.
علاوه بر سیاست های داخلی، سیاست بین المللی نیز باعث بروز تروریسم می گردد. جهانی شدن خود مساله ای است که باعث ظهور گروه های تروریستی بسیاری با بهانه مقابله با استیلای غرب شده است. مضافاً اینکه پیشرفت در تکنولوژی، قابلیت تحرک گروه های تروریستی را بالا برده و آنها راحت تر می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کرده، مبادرت به انتقال مواد و تجهیزات لازم برای تحقق اهداف خود در میان مرزها کنند. کشورهایی که در اثر مسائل اقتصادی، جنگ یا اغتشاش داخلی، ضعیف هستند و در نتیجه امکان اعمال کنترل موثر بر امنیت و ثبات داخلی خود را ندارند، تبدیل به بهشت امنی برای گروه های تروریستی می شوند همانگونه که افغانستان برای گروه القاعده بود. درگیریهای داخلی طولانی و بی ثباتی داخلی باعث سیل آوارگان و پناهندگان می گردد که تروریستها به راحتی می توانند در میان آنها خود را پنهان کنند.
فقر یکی از عوامل ایجاد جرم در هر جامعه ای است. هنگامی که جوانان امکانات مالی و معیشتی مناسب ندارند، توسل به اقدامات نامشروع امری سهل تر می گردد. با این حال مطالعات نشان می دهد، فقر به تنهایی دلیل تروریسم نیست. اما امکان وقوع آن در کشورهای در حال توسعه و با اقتصاد ضعیف بسیار بیشتر از سایر کشورهاست. هر گونه تغییر در اقتصاد که بر زندگی عادی عموم مردم تأثیر گذارد و نوعی بی ثباتی یا فشار را بر مردم وارد آورد، احتمال توسل مردم به طرق خشونت آمیز برای میل به اهدافشان بیشتر می شود. به ویژه آنکه بسیاری از کسانیکه به گروه های تروریستی می پیوندند عموماً از میان طبقات پایین و کم درآمد جامعه می باشند. گروه هایی که معمولاً از لحاظ اقتصادی تحت فشار می باشند و دریابند فشار اقتصادی ناشی از تدابیر مثبت یا منفی دولت نسبت به گروهی خاص با منشا قومی نژادی و ملی است، سریع تر به گروه های تروریستی می پیوندند. در نتیجه می توان گفت که نابرابری های ساختاری عاملی است برای ظهور جنبش های سیاسی خشن به طور عام و تروریسم به طور خاص، همین مساله در سطح بین المللی نیز صادق است.
تشکر از همراهی شما عزیزان در این مقاله، شما خوبان میتوانید مقالات دیگر ما همچون مراحل شکایت از پزشک و حقوق اداری را نیز مطالعه نمایید.

جرم شناختی تروریسم

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:53 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

اثبات نسب

تولد هر انسانی ناشی از پیوند زناشویی زن و مردی است که در اصطلاح حقوقی به آن نسب گفته می‌شود. مبنای نسب قانونی، ازدواج زن و شوهر است. در حقیقت، نسب رابطه خونی و حقوقی است که پدر و مادر را به فرزندان آنها مربوط می‌کند و این گونه نسب به معنای رابطه پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی است.
اثبات نسب مادری ساده‌تر از اثبات نسب پدری است زیرا دوران بارداری و زایمان به راحتی قابل انکار نیست و طبق قانون ظرف 15 روز پس از تولد نوزاد باید به دنیا آمدن او در یکی از حوزه‌های ثبت احوال اعلام و برای طرف شناسنامه گرفته شود. اما اثبات نسب پدری با توجه به آزادی مردان در امر ازدواج موقت با دشواری‌های فراوانی همراه است؛ هر چند امروزه با پیشرفت علم و انجام آزمایشات مختلف، اثبات نسب ساده‌تر شده است اما به دلیل گرانی و در دسترس نبودن این آزمایشات اثبات نسب پدری همچنان دشواری‌ های به همراه دارد.

قانونگذار اماره قانونی را یکی از راه‌های اثبات نسب می‌داند. در تعریف اماره قانونی می‌توان گفت عبارت از اوضاع و احوالی است که به حکم قانون، دلیل قانون دلیل بر امری شناخته می‌شود. البته این تعریف بسته به زمانی که طفل به دنیا بیاید یعنی در زمان زوجیت یا پس از انحلال نکاح متفاوت است.
الف) اماره قانونی نسب پدری و در زمان زوجیت: به موجب قانون طفل متولدشده در زمان زوجیت ملحق به شوهر است؛ به شرط آن که از تاریخ ازدواج تا زمان تولد کمتر از 6 ماه و بیشتر از 10 ماه نگذشته باشد. در این صورت، نسب پدری و مادری هر دو قانونی خواهد بود.
ب) اماره قانونی نسب پدری پس از انحلال نکاح (جدایی) هنگامی که مادر ازدواج مجدد نکرده باشد. به موجب این قانون هر طفلی که بعد از جدایی متولد شود متعلق به شوهر است مشروط بر اینکه مادر هنوز ازدواج نکرده باشد و از تاریخ جدایی تا روز تولد طفل بیشتر از 10 ماه نگذشته باشد.
ج) اماره قانونی نسب پدری بعد از انحلال نکاح هنگامی که مادر ازدواج مجدد کرده باشد. چنانچه بین زن و شوهری جدایی حاصل شود و زن ازدواج مجدد کند و پس از ازدواج مجدد او طفل متولد شود، اگر از تاریخ جدایی اول 10 ماه نگذشته و نکاح دوم به 6 ماه رسیده باشد، طبق اماره قانونی طفل متعلق به شوهر دوم است، مگر آن که اماره قانون قطعی دیگری خلاف آن را ثابت کند.

در این صورت چنانچه امارات قانونی به نحوی باشد که الحاق طفل را به هر دو شوهر ممکن سازد، با استفاده از تشخیص پزشکی می‌توان الحاق طفل را به یکی از دو پدر امکانپذیر کرد. ممنون از توجه شما در این مقاله، شما میتوانید دیگر مقالات ما همچون تمکین زوجه و پولشویی را نیز مطالعه نمایید.

اثبات نسب

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:52 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جرم در فضای مجازی

با توجه به ماهیت خاص فضای مجازی شاید بتوان ادعا نمود کشف جرایم در این فضا همواره با بهره گیری از تکنولوژی و فناوری اطلاعات میسر خواهد بود و صرفا بخش اندکی به روشهای غیرعلمی نظیر مهندسی اجتماعی و کشف به شیوه های سنتی اختصاص می یابد. لذا آن بخش از مراجع و ضابطین که با استفاده از روشهای علمی و فن آوری اطلاعات در زمینه کشف و بررسی جرایم در فضای مجازی فعالیت می نمایند نظیر پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات نیروی انتظامی و نیز سازمان امنیت فضای مجازی سپاه در واقع پلیس علمی سایبری محسوب می شوند.

براساس اصل حقوقی (شخصی بودن مجازاتها) شناسائی و تشخیص هویت مجرمان امری ضروری و اجتناب ناپذیر است که تحقیقات پلیسی و قضائی بر مبنای همین تشخیص هویت صورت می پذیرد وانگهی این امر در زمینه مجرمان سایبری به مراتب پیچیده تر و تخصصی تر خواهد بود چرا که حضور افراد در فضای مجازی بر مبنای نشانی پروتکل اینترنت (internet protocol address) یا همان آی پی میباشد. این هویت مجازی در واقع عددی است که به هریک از دیوایسها و رایانه های متصل به شبکه اینترنت اختصاص می یابد که با شناسائی آن در واقع راه در جهت شناسائی استفاده کننده از آی پی یا مجرم سایبری تا حدودی هموار می گردد. پس نخستین قدم جهت شناسائی و تشخیص هویت مجرمان سایبری کشف آی پی می باشد.

الف – جرائم علیه اخلاق و اشخاص در فضای مجازی:
1- نقض حریم خصوصی (هتک حیثیت از طریق انتشار صوت و فیلم تحریف شده دیگری بوسیله سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی)
2- جرائم علیه اخلاق و عفت عمومی ( انتشار آثار مبتذل و مستهجن از طریق سامانه رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده همچنین تسهیل دسترسی افراد به محتوای مبتذل و مستهجن از طریق سامانه رایانه ای یا مخابراتی یا حاملهای داده)
3- هتک حیثیت و حرمت اشخاص
4- نشر اکاذیب از طریق سیستم های رایانه ای یا مخابراتی به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی
5- ترویج فساد و مخدرهای اینترنتی (دیجیتال دراگ)

ب – جرائم علیه اموال در فضای مجازی:
1- تحصیل مال بطور غیرمجاز از طریق سامانه اینترنتی
2- شرط بندیهای اینترنتی

ج – جرائم علیه داده ها و سیستمهای رایانه ای و مخابراتی:
1- شنود داده ها و جاسوسی رایانه ای (شنود غیرمجاز محتوای در حال انتقال در سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی)
2- سابوتاژ رایانه ای (حذف یا تخریب یا مختل یا غیرقابل پردازش نمودن داده های دیگری از سیستم های رایانه ای یا مخابراتی یا حاملهای داده بطور غیرمجاز همچنین از کار انداختن یا مختل نمودن سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی بطور غیرمجاز)
3- نفوذ و دسترسی غیرمجاز به داده ها و سامانه های رایانه ای و اینترنتی (دسترسی غیرمجاز به داده های سری در حال انتقال در سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده یا تحصیل و شنود آن)
4- سرقت داده های رایانه ای (ربودن داده های متعلق به دیگری بطور غیرمجاز)
5- جعل داده های رایانه ای (تغییر داده‎ها یا علایم موجود در کارت‎های حافظه یا قابل پردازش در سیستم‌های رایانه‎ای یا مخابراتی یا تراشه‎ها یا ایجاد یا وارد کردن متقلبانه داده‎ها یا علایم به آنها)
6- قاچاق ترافیک مخابراتی (استفاده غیرمجاز از پهنای باند بین الملل مبتنی بر پروتکل اینترنتی به منظور برقراری ارتباطات مخابراتی)
7- در دسترس قرار دادن داده‎های سری در حال انتقال در سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده برای اشخاص فاقد صلاحیت
8- افشا یا در دسترس قرار دادن داده های سری در حال انتقال در سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده برای دولت، سازمان، شرکت یا گروه بیگانه
9- نقض تدابیر امنیتی سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی به قصد دسترسی به داده های سری در حال انتقال در سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده
10- تغییر غیرمجاز داده‎های قابل استناد یا ایجاد یا وارد کردن متقلبانه آنها
11- ممانعت از دسترسی اشخاص مجاز به داده های یا سیستمهای رایانه ای یا مخابراتی بطور غیرمجاز
12- ممانعت از پالایش محتوای مجرمانه از سوی ارائه دهندگان خدمات دسترسی
13- تولید یا انتشار یا توزیع یا معامله داده‎ها یا نرم‎افزارها یا هر نوع ابزار الکترونیکی که صرفاً به منظور ارتکاب جرائم رایانه‎ای به کار می‎روند.
14- فروش یا انتشار یا در دسترس قرار دادن گذرواژه یا هر داده‎ای که امکان دسترسی غیرمجاز به داده‎ها یا سیستم‎های رایانه‎ای یا مخابراتی متعلق به دیگری را فراهم می‎کند.
15- آموزش نحوه ارتکاب جرایم دسترسی غیرمجاز، شنود غیرمجاز، جاسوسی رایانه‌ای و تخریب و اخلال در داده‌ها یا سیستم‌های رایانه‌ای و مخابراتی.

د- جرائم علیه امنیت و آسایش عمومی در فضای مجازی:
1- جرائم سازمان یافته در فضای مجازی
2- اهانت به مقدسات در فضای مجازی
3- تروریسم در فضای مجازی

پس از شکل گیری جرم در فضای مجازی، اعلام و شکایت قربانی بزه یا رصد ضابطین و مراجع قضائی نخستین قدم در جهت کشف جرم سایبری می باشد که متعاقب آن مرجع تحقیق اقدام به جمع آوری و تحصیل ادله جهت اثبات و انتساب جرم به متهم می نماید. بررسی و تفتیش فنی داده های موجود بر روی سامانه های رایانه ای یا مخابراتی نظیر رایانه، گوشی تلفن همراه، حاملهای داده، بررسی لاگ و گزارش فعالیتهایی که کاربر با استفاده از سیستم رایانه ای در فضای مجازی انجام داده است همچنین ریکاوری و بازگردانی داده های حذف شده و دسترسی به داده های رمزنگاری شده و کنترل ارتباطات غیرعمومی نظیر ایمیل و پیامک با استفاده از امکانات نرم افزاری و سخت افزاری و تصویر برداری از داده ها یا پیاده سازی داده ها و ادله الکترونیکی مثبت جرم بر روی حاملهای داده جهت ارائه به مرجع قضائی، استفاده از سخت افزار و نرم افزارهای قفل شکن و رمزیاب،نفوذ قانونی به داده های رمزنگاری شده، بررسی خطوط مخابراتی که متهم از طریق آن مبادرت به برقراری ارتباط می نموده است، بررسی اشتراک اینترنت متعلق به متهم، بررسی آثار و مشخصاتی که متهم در فعالیت مجرمانه خود در فضای مجازی باقی گذاشته است نظیر عکس، آدرس، تلفن، ایمیل و… از جمله اقدامات علمی جهت کشف و جمع آوری ادله جرم می باشد. تشکر از همراهی شما عزیزان در این مقاله، شما میتوانید دیگر مقالات ما همچون پولشویی و قانون کپی رایت را نیز مطالعه نمایید.

جرم در فضای مجازی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:52 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جعل کارت پایان خدمت

ماده 60 قانون خدمت وظیفه عمومی مصوب 1363 (اصلاحی 68/9/8) عمل کسانی را که به وسیله اعمالی چون جعل شناسنامه، مهر، امضاء، کارت پایان خدمت یا کارت معافیت و استفاده از شناسنامه دیگران یا گواهی خلاف واقع و نظایر آنها موجبات معافیت خود یا دیگران را از خدمت وظیفه عمومی فراهم سازند مستوجب حبس از یک تا پنج سال و در صورتی که عمل جعل تاثیری در وضعیت مشمول نداشته باشد، مستوجب سه ماه تا سه سال حبس و یک تا ده سال انفصال دانسته است.

بدین ترتیب به نظر می رسد که در حالت اول باید عملاً معافیت به فرد مورد نظر اعطا شده باشد، ولی در حالت دوم صرف جعل چیزهای مورد اشاره هر چند که منتهی به نتیجه منظور نیز نگردد کفایت میکنند. ماده 61 قانون مورد اشاره پرسنل اداره وظیفه عمومی و نیروهای نظامی و انتظامی و نهادها و ارگانها و موسسات دولتی یا وابسته به دولت و نمایندگان شوراها و انجمن های اسلامی را، در صورت ارتکاب جرایم مذکور، مستحق انفصال دائم و حبس از سه تا هفت سال دانسته است.
به موجب تبصره ماده 61 (هرگاه به موجب قوانین جاری اعمال ارتکابی مذکور در دو ماده 60 و 61 عناوین دیگر داشته باشد، در این صورت به کیفر اشد همان عناوین محکوم می شوند).

بدین ترتیب بنظر میرسد که جعل گواهی پزشکی از این پس مشمول ماده 538 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 و نه مواد 60 و 61 فوق الاستعار خواهد بود.
در مورد فرار از خدمت نظام وظیفه ماده 58 قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح مصوب سال 1376 نیز قابل ذکر است که به موجب آن (هر نظامی که در ارتباط با وظیفه خود موجبات معافیت یا اعزام مشمولی را به خدمت وظیفه عمومی به ناحق فراهم سازد و یا سبب شود نام کسی که مشمول قانون خدمت وظیفه هست در لیست مشمولان ذکر نگردد، چنانچه اعمال مذکور به موجب قوانین دیگر مستلزم مجازات شدیدتری نباشد، به حبس از شش ماه تا سه سال و انفصال موقت از خدمت از شش ماه تا یک سال برای مرحله اول و اخراج از خدمت برای مرحله دوم محکوم می شود).
در صورتی که مرتکب از پزشکان یا متخصصان شاغل در نیروهای مسلح باشد، طبق ماده 56 عمل خواهد شد. باتشکر از توجه شما عزیزان، شما میتوانید دیگر مقالات ما همچون غصب و خلع ید را نیز مطالعه نمایید.

جعل کارت پایان خدمت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:51 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مهریه تا 110 سکه

سوالی که بسیار برای خانم ها مطرح می شود، این است که آیا با توجه به قانون حمایت از خانواده مصوب 1391/12/1 که در ماده 23 آن صرفاً مهریه تا سقف 110 سکه را مشمول ماده 3 قانون نحوه محکومیت های مالی دانسته و در خصوص مازاد، ملائت زوج را ملاک پرداخت دانسته است.

این ابهام وجود دارد که اولاً مفهوم مخالف قسمت اخیر ماده در خصوص مازاد 110 سکه چیست؟ یعنی آیا در خصوص 110 سکه ملائت زوج ملاک نیست و حتی اگر معسر هم باشد، محکوم به حبس است؟ و اینکه 110 سکه مشمول ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی دانسته؟ آیا شامل اصلاحیه بند (ج) ماده 18 آیین نامه اجرائی موضوع ماده 6 قانون نحوه محکومیت های مالی که به نوعی در این آیین نامه اصل بر اعسار قرار داده است و خواهان می بایست بدواً ملائت خوانده را اثبات و سپس تقاضای اعمال ماده 3 نماید. در خصوص صدور 110 سکه هم این آیین نامه لازم الاجرا است یا با توجه به تصویب ماده 22 اخیر آیین نامه فسخ تلقی می شود؟
در پاسخ می توان گفت برابر ماده 2 قانون حمایت از خانواده مصوب 91/12/1 وصول مهریه تا سقف 110 سکه مشمول مقررات ماده 3 قانون نحوه محکومیت های مالی است. در نتیجه چنانچه زوج علی رغم ملائت از پرداخت آن خودداری نماید، به درخواست زوجه حبس می شود و نسبت به مازاد بر این مقدار مقررات قابل اعمال نخواهد بود. اما این امر مانع نخواهد بود که زوجه نسبت به مازاد از 110 سکه مهریه، اموال زوج را از طریق معرفی به اجرای احکام، توقیف و استیفا نماید. اما بطور کلی در مورد توهه به پرداخت مهریه به هر میزان در فرض عدم اطلاع از اعسار یا ایسار زوج، اصل بر اعسار است و خلاف آن نیاز به اثبات دارد.

مهریه تا 110 سکه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:51 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

قانون برای کارگر پاره وقت

فرهنگ معین حقوق را از نظر لغوی حصه، بهره، وظایف، تکالیف، مواجب و شهریه ها تعبیر کرده است. اما حقوق به عنوان مولفه اجتماعی از منظرهای مختلفی قابل تعریف می باشد. منظور از این لفظ در این نوشتار به معنی مجموع امتیازاتی است که به یک فرد به موجب ضوابط و مقررات وضعی صالح، قابلیت استحقاق دارا شدن و به کارگیری ‌آن را داشته باشد.
قانون در معنی لغوی شامل رسم، قاعده و روش و آیین بوده و یا امری است کلی که بر همه جزئیاتش منطبق گردیده و احکام جزئیات از آن شناخته شود. ولی در معنی عام به هر نوع مقرره ای گفته می شود که توسط مقامات صلاحیتدار یک کشور وضع می گردد.

کارگر کسی است که به دستور کارفرما انجام دهد و در برابر انجام کار کارمزد یا حقوق دریافت کرده و تحت نظر کارفرما می باشد. چنانچه ماده ۲ قانون کار نیز مقرر می دارد کارگر از لحاظ این قانون کسی است که به هر عنوان در مقابل حق السعی، اعم از مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می کند و لفظ کسی در ماده مذکور حاکی از آن است که صرفاً، اشخاص حقیقی استحقاق عنوان کارگر را دارند و لاغیر.

در خصوص مفهوم کارگر پاره وقت، در قانون کار ملاحظه می کنیم که قانونگذار صرفا در ماده ۳۹ به این مفهوم اشاره داشته و مقرر نموده مزد و مزایای کارگری که به صورت نیمه وقت و یا کمتر از ساعات قانونی تعیین شده به کار اشتغال دارند به نسبت ساعات کار انجام یافته محاسبه و پرداخت می شود که در زیر به بررسی این ماده می پردازیم:
صدر ماده به آوردن عبارات مزد و مزایا بدون هیچ قیدی و به صورت اطلاق، این مفهوم را متبادر به ذهن می رساند که کلیه اشکال مزد و انواع مزایای مقرر در قانون کار که قانونگذار برای مطلق کارگران مقرر نموده شامل این قسم از کارگران نیز خواهد بود. کاربرد عبارت کارگران نیمه وقت یا کمتر از ساعات قانونی حاکی از اراده قانونگذار در خصوص شمول این قانون بر کارگران پاره وقت نیز می باشد. عبارت محاسبه و پرداخت مزد و مزایا به نسبت ساعات کار انجام یافته در ذیل ماده نشانگر این امر است که قانونگذار حقوق این قسم از کارگران را با لحاظ کردن میزان فعالیت بر حسب ساعت مقرر نموده است و این امر هیچ نوع تاثیر تحدیدی شمول قانون کار بر رابطه کارگران پاره وقت با کارفرمایان ندارد بنابراین این قسم از کارگران با جمع سایر شرایط مقرر در این قانون کارگر مشمول تلقی شده میزان کار آنها تاثیری بر شمول قانونی کار به غیر از موارد مطروحه در قانون بر ایشان نخواهد داشت.

قانونگذار با گستردن چتر حمایتی قانون کار به اغلب قشر کارگران از جنبه های مختلف درصدد حمایت از مطلق کارگران در جامعه بر آمده است و گفته شد که کارگران پاره وقت به عنوان زیر مجموعه ای از جامعه کارگران کشور تحت حمایت این قانون بوده منتها این قسم از کارگران به تصریح ماده ۳۹ قانون کار صرفا به نسبت ساعات کار انجام یافته در زیر چتر حمایتی این قانون قرار دارند. با این حال، مشکل فعلی در خصوص جایگاه قانونی و حقوق این قسم از کارگران این است که از طرف خود قانونگذار به ندرت در خصوص جایگاه قانونی و حقوقی آنها توضیح داده و از طرفی دیگر نظر به کم مبتلا به بودن وضعیت کارگران به عنوان پاره وقت، طبعاً بخشنامه ها، آیین نامه ها و دستور العمل های اجرایی کمتری در خصوص آنها وضع و منتشر گردیده و برای شفاف سازی وضع حقوقی و قانونی آنها باید منتظر گذشت زمان بود. شما عزیزان میتوانید دیگر مقالات ما همچون حضانت و حقوق شهروندی را مطالعه نمایید.

قانون برای کارگر پاره وقت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:50 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

طلاق توافقی

در صورتی که زوجین متقاضی طلاق توافقی باشند، می بایست با مراجعه به سایت عدل ایران درخواست خود را ثبت کنند. یا با مراجعه به دفتر خدمات قضایی نسبت به ثبت درخواست طلاق توافقی اقدام نمایند.
در صورتی که طرفین قبلاً در سامانه ثنا ثبت نام نموده باشند، نیازی به ثبت نام مجدد ندارند. در غیر اینصورت در ابتدای امر برای ثبت درخواست طلاق توافقی می بایست در سامانه ثنا جهت انجام امور ابلاغ اوراق قضائی ثبت نام نمایند. پس از ثبت درخواست طلاق توافقی بوسیله دفاتر خدمات قضایی به دادگاه محل اقامت زوجین ارسال و ظرف 48 ساعت ارجاع و تعیین شعبه میگردد و از طریق پیام کوتاه به طرفین ابلاغ میشود، و طرفین با مراجعه به سایت عدل ایران و مشاهده ابلاغیه خود به شعبه مراجعه می نمایند.

دادگاه موضوع را به مرکز مشاوره خانواده ارجاع می دهد. مرکز فوق در صورت انصراف طرفین از طلاق، با تنظیم صورتجلسه، پرونده را جهت اخد تصمیم متقضی به دادگاه ارسال می کند. در صورت عدم حصول توافق کلی زوجین نسبت به شرایط مقرر بین طرفین، گزارش اقدامات انجام شده و مشروع مذاکرات از جمله، اظهارات آنها و نقاط قوت و ضعف و موارد توافق و نظر مرکز فوق پیرامون موضوع را به دادگاه ارائه می دهد تا دادگاه مطابق قانون رسیدگی و اتخاذ تصمیم نماید.
در صورتی که طرفین با شرایط مقرر بر طلاق توافقی مصر و پافشاری کنند، دادگاه بر اساس توافقات فی مابین نسبت به کلیه حقوق مالی زوجه اعم از مهریه، اجرت المثل، نفقه و جهیزیه و همینطور حضانت فرزندان و میزان نفقه آنان بر اساس شرایط مقرر فی مابین اتخاذ تصمیم می نماید. پس از صدور گواهی عدم امکان سازش بوسیله پیام کوتاه، به طرفین ابلاغ میشود.
با مراجعه به سایت عدل ایران حکم گواهی عدم امکان سازش مشاهده نمایند. در صورتی که طرفین نسبت به حکم صادره اعتراضی نداشته باشند، در ذیل دادنامه با اسقاط حق تجدید نظر خواهی و فرجام خواهی از حق خود صرف نظر می نمایند و مدیر دفتر با اعلام قطعیت دادنامه طرفین را برای اجرای صیغه طلاق به دفترخانه راهنمایی و دلالت می نماید. گواهی عدم امکان سازش از تاریخ صدور دارای سه ماه اعتبار می باشد و در صورتی که یکی از طرفین در این مدت 3 ماه در دفترخانه حاضر نگردد، ابطال میگردد. در صورت عدم حضور یکی از طرفین دادگاه نمیتواند وی را مجبور به حضور در دفترخانه و اجرای صیغه طلاق توافقی نماید.

طلاق توافقی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:50 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل آنلاین

همانگونه که از نام آن پیداست، فرآیندی است که طی آن، شخصی که مشکل حقوقی درباره موضوعاتی چون، وظایف زوجین نسبت به یکدیگر، وظایف پدر نسبت به فرزند، وظایف فرد نسبت به همنوعان و وظایف هر فرد نسبت به جامعه و تکالیفی که هر کسی به لحاظ شهروند بودن، نسبت به حکومت و اشخاص پیدا می کند و سایر موضوعات حقوقی را با مشاور حقوقی بصورت آنلاین، مطرح می نماید. وکیل آنلاین ما مشاوره حقوقی خود را از طریق انجمن و تلگرام موجود روی خط همراه خود میدهد. در این راستا و در گذر زمان، نیاز هر شخص به مشاور حقوقی امین و قابل اعتماد، بیش از هر زمان دیگری، نمایان می شود. داشتن مشاور حقوقی ثابت برای سازمانهای بزرگ و خانواده ها، در تمامی کشورهای پیشرفته، از ملزومات حقوق شهروندی و مکمل حقوق شهروندی می باشد. حق برخورداری هر فرد از افراد جامعه به وکیل و مشاور حقوقی، مانند حق برخورداری از بهداشت و آموزش و پرورش، در زمره حقوق اولیه قرار می گیرد.

مراحل کار وکیل آنلاین
شما عزیزان میتوانید با عضویت در سایت و طرح سوال در انجمن، بطور مستقیم از آقای شاهین قیصری وکیل پایه یک دادگستری در انجمن مشاوره حقوقی بگیرید. همچنین میتوانید با شماره های موجود در سایت تماس گرفته و بطور مستقیم با وکیل ما مشورت حقوقی نمایید.

در ماده ۳۱ قانون اصلاح مصوب ۵۶ و ماده ۲ آیین نامه ریاست قوه قضاییه مورد اشاره قرارگرفته است اینکه وکلای دادگستری باید در دعاوی حقوقی و دعاوی جزایی که با گذشت شاکی تعقیب قانونی آن متوقف می شود قبل از طرح دعوا و یا شکایت و بعد از آن و در طول دفاع مساعی خود را برای سازش بین طرفین به کار گیرند. به دیگر سخن وقتی که یکی از اهداف الزامی شدن حضور وکیل استفاده از تخصص و تجارت آن ها و همچنین تقلیل پرونده های مطروحه در دادگستری است، کمافی السابق وکلاء باید نسبت به وجود آوردن امکان سازش بین طرفین مساعی خود را به کار گیرند که مسلما آثار ارزشمندی را در پی خواهد داشت.
ما منتظر سوالات شما چه از طریق انجمن و چه از طریق تماس تلفنی خواهیم بود. با ما تماس بگیرید.

وکیل آنلاین

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:49 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

قانون سفته

طبق ماده 307 سفته سندی است که به موجب آن امضا کننده تعهد می کند مبلغی در موعد معین و یا هر وقت که حامل یا شخصی که سفته را در اختیار دارد، پولش را طلب کند بپردازد. اگر چه سفته حالا دیگر با ظهور چک، جایگاه اولیه خود را از دست داده است، اما هنوز دارای اعتبار و پشتوانه قانونی بالایی داشته و اگر مطابق قانون تنظیم شده باشد، دارنده آن از مزایای قانونی برخوردار است که اسناد عادی دارای چنان اعتباری نیستند.

هر برگ سفته سقف خاصی برای تعهدکردن دارد، مثلا اگر روی سفته ای نوشته شده باشد تا یک میلیون ریال، یعنی آن سفته حداکثر برای تعهد 100 هزار تومان دارای اعتبار است و با آن نمی توان به پرداخت مثلا 200 هزار تومان تعهد کرد. طبق ماده 308 سفته علاوه بر امضا یا مهر باید دارای تاریخ بوده و علاوه بر این، اطلاعات زیر هم روی آن ثبت شود:
-مبلغی که باید پرداخت شود
-نام و نام خانوادگی گیرنده وجه
-تاریخ پرداخت وجه
-نام و نام خانوادگی صادر کننده
-اقامتگاه وی و محل پرداخت سفته

عبارت (حواله کرد) در سفته به شخص دارنده این اختیار را می دهد که بتواند سفته را به دیگری منتقل کند، ولی اگر (حواله کرد) خط زده شود، دارنده سفته نمی تواند آن را به دیگری انتقال دهد و تنها خود وی باید برای وصول آن اقدام کند، علاوه بر آن که می تواند با پشت نویسی آن را به شخص دیگری انتقال دهد. پرداخت وجه سفته را می توان ضمانت کرد. این ضمانت ممکن است در ارتباط با صادرکننده یا پشت نویس ها صورت گیرد. در این صورت ضامنی که ضمانت صادرکننده یا پشت نویسی کرده، فقط با کسی مسئولیت تضامنی دارد که از او ضمانت کرده است.
دارنده سفته باید در سررسید سفته را مطالبه کند. اگر وجه سفته پرداخت شد که خب قضیه تمام است، ولی در صورت عدم پرداخت، دارنده سفته باید ظرف 10 روز از تاریخ سر رسید، سفته را واخواست کند. واخواست اعتراض رسمی است به سفته ای که در سررسید آن پرداخت نشده و علیه صادرکننده سفته به عمل می آید. از آنجا که این اعتراض باید رسما به صادرکننده ابلاغ شود، واخواست در برگه های چاپی که از طرف وزارت دادگستری تهیه شده نوشته می شود، علاوه بر این بانک ها نیز واخواست نامه چاپی مخصوص دارند. در واخواست رونوشت کامل سفته نوشته می شود و دستور پرداخت وجه سفته که به وسیله دادگاه انجام میگیرد، آورده می شود.
در صورتی که سفته ای چند بار پشت نویسی شود یعنی افراد متعددی آن را گرفته و به فرد دیگری منتقل کرده باشند، دارنده آن می تواند به هر کدام از آنها مراجعه کند. کسی که سفته را امضا کرده و پشت نویس ها همگی در مقابل دارنده آن مسئولیت تضامنی دارند، یعنی دارنده سفته در صورت عدم پرداخت، می تواند به هر کدام از آن ها که بخواهد (به صورت منفرد) یا به دو یا چند یا تمامی آنها (به صورت دسته جمعی) مراجعه کند. همین حق رجوع را هر یک از پشت نویس ها نسبت به صادرکننده سفته و پشت نویس های قبلی خود دارد. بنابراین صادرکننده به علاوه پشت نویس ها، همگی مسئول پرداخت وجه سفته خواهند بود. به این ترتیب انبوهی از مسئولیت ها برای پرداخت مبلغ مندرج در سفته ایجاد می شود. این مسوولیت در اصطلاح مسئولیت تضامنی نامیده می شود.
ممنون از همراهی شما در این مقاله. شما عزیزان میتوانید با جستجو در سایت به دنبال مقاله حقوقی مد نظر خود باشید. همچنین ما به شما پیشنهاد میکنیم مقاله های غصب و قانون صدور چک را نیز مطالعه نمایید.

قانون سفته

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:49 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

عدل ایران

قوه قضاییه در راستای جلوگیری از ابطال دادرسی و تسریح در امر ابلاغ و پیشگیری از سوء استفاده افراد در روند ابلاغ، سامانه ای را به نام سامانه ثنا طراحی نموده است که شما میتوانید با مراجعه به دفتر خدمات قضایی در سطح شهر نسبت به ثبت نام اقدام نمایید، تا از این پس ابلاغ های شما در محاکم دادگستری از طریق سامانه ثنا به شما ابلاغ گردد.
شما پس از ثبت سامانه ثنا از این پس وارد سایت عدل ایران می شوید و پس از ورود به سایت عدل ایران وارد قسمت ابلاغ از طریق لینک 1 یا لینک 2 می شوید، و پس از وارد کردن کد ملی و رمز شخصی وارد قسمت بعدی میشوید، و رمز موقتی که به تلفن همراه شما اس ام اس می شود را وارد میکنید.

صفحه ابلاغ شما در سایت عدل ایران باز میگردد. شما از طریق سایت عدل ایران ابتدا قسمت ابلاغ های جدید خود را مشاهده کنید و هر بار نیز وارد سایت عدل ایران شوید میتوانید با همان ترتیبی که بیان شد، ابلاغ هایی که قبلاً نیز مشاهده نموده بودید را مشاهده نمایید و از روی ابلاغ های خود پرینت بگیرید.
در واقع قوه قضاییه با طراحی سایت عدل ایران و تشکیل دفاتر خدمات قضایی از مراجعات مکرر و بیهوده ارباب رجوع و بعضاً وکلای دادگستری کاسته و افراد میتوانند با ورود به دفتر خدمات قضایی و ثبت دادخواست ها و کلیه دادخواست های خود از مراجعه به محاکم و دفاتر آن خودداری نموده و بسیار ساده با رمز شخصی وارد سایت عدل ایران شده و روند پرونده و ابلاغ خود را مشاهده نمایند.
سایت عدل ایران خدمات نوینی از قوه قضاییه می باشد که قطعاً راه گشای بسیاری از خواسته های مردم و دستیابی آنان به اطلاعات پرونده خود می باشد.
در سایت عدل ایران افراد میتوانند کلیه دادخواست های خود را از طریق سیستم رایانه ای خود ثبت نموده و صرفاً جهت پرداخت هزینه های دادرسی به دفاتر خدمات قضایی مراجعه نمایند که بدین ترتیب زمان کمتری را نیز در دفاتر خدمات قضایی سپری خواهد نمود. افراد میتوانند پیش از ثبت دادخواست خود در سایت عدل ایران به دفاتر خدمات قضایی مراجعه و اطلاعات کاملتری نیز در این خصوص دریافت نمایند و پس از اقدام به ثبت دادخواست خود در سایت عدل ایران نمایند.

عدل ایران

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:48 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

پیش فروش مشارکت در ساخت

موضوع این مقاله در خصوص تایید بطلان قرارداد جهت پیش فروش بدلیل فسخ قرارداد مشارکت در ساخت می باشد. در برخی قراردادهای مشارکت در ساخت، ضمن انقضای قرارداد شرط می شود که سازنده تا پایان قرارداد یا تا مدت معینی، حق پیش فروش واحدهای سهم خود را ندارد.

این شرط و تعهدات، برای طرفین الزام آورند و در صورت تخلف از شرط، آثاری را بدنبال دارند. سوالی که در اینجا ممکن است مطرح شود این است که در صورتی که سازنده با وجود شرط عدم پیش فروش واحد ها، مبادرت به پیش فروش واحدهای سهم خود کند، چه نتیجه ای در پی خواهد داشت.
اول اینکه، با توجه به تخلف سازنده از شرط ضمن عقد (شرط عدم انتقال واحدها)، مالک حق فسخ قرارداد مشارکت در ساخت را (به استناد خیار تخلف شرط) دارد. در مرحله دوم، در صورتی که در قرارداد مشارکت، عدم انتقال ملک موضوع مشارکت توسط سازنده (که همان پیش فروشنده) شرط شده باشد، قرارداد پیش فروش نیز قابل انحلال خواهد بود.

این دعوا را مالک اولیه ملک، به طرفیت پیش فروشنده و پیش خریدار مطرح می کند. منظور از مالک اولیه کسی است که ملک خود را در اجرای قرارداد مشارکت در ساخت در اختیار سازنده قرار داده است. سازنده در قرارداد مشارکت در ساخت، ملک سهم خود را به شخص دیگری فروخته و به این ترتیب، پیش فروشنده نیز هست.
هر چند پیش خریدار رابطه قراردادی، ملک اولیه ندارد ولی از آنجا که پیش خریدار، یک طرف قرارداد پیش فروش است وی نیز باید خوانده قرار گیرد.
دعوی تایید بطلان قرارداد پیش فروش در دادگاه محل وقوع ملک پیش فروش شده مطرح میشود. رای دادگاه جنبه اعلامی دارد و به همین دلیل، در این دعوا اجراییه صادر نمی شود. چنانچه پیش خریدار مبلغی بابت قرارداد به پیش فروشنده (سازنده) داده باشد، این مبلغ طی دادخواستی که پیش خریدار تقدیم می کند قابل مطالبه است.

پیش فروش مشارکت در ساخت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:48 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حقوق عمومی و حقوق خصوصی

حقوق عمومی قوائدی است که بر روابط دولت و ماموران او با مردم حکومت می کند و سازمانهای دولتی را منظم می سازد. حقوق خصوصی مجموعه قوائدی می باشد، که حاکم بر روابط افراد است. مانند: روابط تجاری و خانوادگی و تعهدات اشخاص در برابر یکدیگر.

تفاوت بین حقوق عمومی و خصوصی پیشینه بسیار طولانی دارد و در میان رومیان نیز رواج داشته است و بر اساس دخالت روز افزون دولت میان ارتباط مردم مفهوم حقوق خصوصی مورد نقد قرار گرفته است و تفاوت بین حقوق خصوصی و حقوق عمومی را بسیار مشکل و دشوار ساخته است.
بعضی از اندیشمندان تعریف هایی جهت بهتر مشخص شدن حریم حقوق عمومی و خصوصی قرار داده اند که عبارتد از:

قوائد حقوق عمومی امری است
یعنی اشخاص، حتی با توافق یبن خود نیز نمی توان از آنها سرپیچی کنند در حالی که قواعد حقوق خصوصی بر مبنای احترام به اراده افراد استوار است. در این میان بسیاری از قواعد خصوصی به خاطر حفظ نظم عمومی به صورت قواعد امری در آمده است مانند رابطه زن و شوهر که یک رابطه کاملا خصوصی است که دولت به ناچار جهت حفظ حریم افراد و نظم عمومی یکسری قواعد خاص را در نظر گرفته است.

هدف قوائد حقوق عمومی حمایت از منافع جامعه است
یعنی هدف حقوق خصوصی تامین نفع اشخاص است. اما باید در نظر داشت که در هر حقوقی کم پیش نفع عموم مورد نظر است. البته در این میان تعریفی در باره حقوق عمومی وجود دارد که بیان میکند حقوق عمومی قواعدی است که بر سازمانهای دولتی و عمومی حاکم است که به این تعریف اشکالاتی مطرح است.

حقوق عمومی و اعمال حق حاکمیت
هدف اشخاص در فعالیتهای که می کنند سود جوئی و حفظ منافع خصوصی خودشان است. در حالی که منظور از اعمال اداری حمایت از حقوق عمومی و اجرای حاکمیت است. درست است که سازمانهای دولتی توسط افراد اداره میشود ولی چون سود به طور مستقیم برای افراد ندارد، هنگام انجام وظیفه تنها اجرای درست قوانین و نفع عموم را می بینند. هنگامی که افراد حقوق عمومی به کارهای خصوصی می پردازند و هدفشان اعمال حاکمیت ملی نیست، روابطشان با مردم تابع حقوق خصوصی است.

پس، میتوان در تعریف حقوق عمومی گفت: قواعد حاکم بر تشکیلات دولت و روابط سازمانهای وابسته آن با مردم است ، تا جائی که این سازمانها در مقام اعمال حق حاکمیت و اجرای اقتدار عمومی هستند.
ممنون از اینکه ما را در این مقاله همراهی نمودید. شما عزیزان میتوانید جهت مشاوره رایگان حقوقی با دفتر تماس گرفته و مستقیم با وکیل ما صحبت کنید. همچنین میتوانید جهت مشاوره حضوری با تماس به دفتر ما نوبت خود را رزرو کنید. پس با تماس بگیرید.

حقوق عمومی و حقوق خصوصی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:47 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حضانت فرزندان

کسی که حضانت طفل را بر عهده دارد، میتواند طفل را از ملاقات و معاشرت با افرادی که حق ملاقات ندارند، منع کند. اما نمیتواند کسانی را که قانوناً حق ملاقات دارند، از این حق محروم نماید.
قانونگذار نیز در قانون حمایت خانواده برای ممانعت از حق ملاقات، ضمانت اجرا تعیین کرده است. ماده 14 قانون حمایت خانواده مقرر می دارد: هرگاه دادگاه خانواده تشخص دهد، شخصی که حضانت طفل به او محول شده از انجام تکلیف مربوط به حق حضانت خودداری کرده یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذیحق شود، او را برای هر بار تخلف به پرداخت مبلغی از هزار ریال تا ده هزار ریال و در صورت تکرار به حداکثر مبلغ مزکور محکوم خواهد کرد. دادگاه در صورت اقتضا می تواند علاوه بر محکومیت مزبور حضانت طفل را به هر شخص دیگری واگذار کند.

در هر صورت، حکم این ماده مانع از تعقیب متهم چنانچه عمل او طبق قوانین جزائی جرم شناخته شده باشد، نخواهد بود. در این ماده فوق چند نکته وجود دارد که اشاره می شود:
1- ماهیت ضمانت اجرا و محکومیت فوق جنبه حقوقی دارد نه کیفری.
2- میزان و مبلغی که برای وادار کردن ممتنع در نظر گرفته شده است، اندک به نظر می رسد و جنبه بازدارندگی آن محل خدشه است.
3- مهمترین نکته که در این ماده مطرح است، سلب حضانت از کسی است که از ملاقات اشخاص ذیحق ممانعت به عمل آورد.

قانونگذار ضمانت اجراهای حقوقی را برای حمایت از مساله حضانت کودک کافی ندانسته است و مبادرت به تعیین ضمانت اجراهای کیفری نموده است. ماده 633 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: اگر کسی از دادن طفل که بر او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاصی که قانوناً حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات از سه ماه تا شش ماه حبس یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم خواهد شد. این جرم با توجه به ماده 727 قانون مجازات قابل گذشت است و شامل ممانعت از ملاقات طفل نمی شود. ممانعت از ملاقات طفل از لحاظ کیفری، ممکن است با مقررات دیگری منطبق باشد.
شما میتوانید با مراجعه به بخش انجمن، از وکیل مجرب ما مشاوره رایگان بگیرید. لازم به ذکر است که مشاوره حضوری و تلفنی در این دفتر وکالت توسط بهترین وکیل پایه یک دادگستری ما صورت میگیرد. پس با ما تماس بگیرید.

حضانت فرزندان

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:46 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

رفع تصرف عدوانی

ممکن است شخصی در یک برهه زمانی، ملکی را در تصرف خود داشته باشد، اما شخص دیگری بدون رضایت او و بصورت غیر قانونی ملک را از تصرف وی خارج کند. در چنین حالتی متصرف سابق میتواند اعاده تصرف را بخواهد و دادخواست رفع تصرف عدوانی مطرح نماید.

تصرف عدوانی هم جنبه حقوقی دارد و هم جنبه کیفری. به عبارت دیگر دعوی تصرف عدوانی هم در دادگاه حقوقی قابل طرح است و هم در دادگاه کیفری. با این تفاوت که در دعوی حقوقی تصرف عدوانی، صرف متصرف سابق بودن خواهان برای ارائه دادخواست کافی است، اما در تصرف عدوانی کیفری، شاکی باید حتماً مالک رسمی ملک باشد.
متصرف سابق خواهان دعوی و متصرف کنونی خوانده دعوی است. دعوی تصرف عدوانی در دادگاه محل وقوع ملک طرح می شود. دعوی تصرف عدوانی به محض صدور حکم قابلیت اجرائی دارد و به تجدید نظر از آن اجرای حکم را به تاخیر نمی اندازد. بنابراین پس از صدور حکم مبنی بر رفع تصرف عدوانی، اجراییه صادر می شود و رای اجرا می شود.

ارکان دعوی رفع تصرف عدوانی عبارت است از، اثبات تصرف سابق خواهان، اثبات تصرف فعلی خوانده و غیر قانونی بودن تصرف فعلی. در دعاوی تصرف عدوانی به مالکیت رسیدگی نمی شود و فقط به سابقه تصرف شخص خواهان و عدوانی بودن تصرف خوانده رسیدگی می شود.
تشکر از همراهی شما در این مقاله. شما عزیزان می توانید با تماس به دفتر وکالت ما، از وکیل پایه یک دادگستری و وکیل حقوقی ما مشاوره بگیرید.

رفع تصرف عدوانی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :9:45 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حقوق شهروندی

شخصی در یک جامعه از حقوق مدنی یا امتیازات مندرج در قانون اساسی یک کشور برخوردار است. امروزه اگر بخواهیم در دنیا، کشوری را به لحاظ دموکراسی محک بزنیم باید آئین دادرسی مدنی و آئین دادرسی کیفری آن و همینطور نحوه چگونگی رعایت حقوق شهروندی در آن را توجه کنیم.

مانع نخست در اجرای منشور حقوق شهروندی نبود پیش بینی لازم برای برخورد قانونی با اشخاص دستگاه هایی است که از اجرای آن ممانعت میکنند، و تفسیرهای مختلفی که دایره قوانین را باز میکند در کنار مشخص نبودن مرجع تشخیص اصلی قانون اساسی و حقوق شهروندی به صورت شفاف، و تعبیر تفسیرهای مختلف و متفاوت از اصول که میتوان از دیگر موانع قانونی برای اجرای حقوق شهروندی دانست.
اهمیت حقوق شهروندی به آن درجه است که در سند چشم انداز 1404 نیز تاکید شده که جامعه در افق 20 ساله باید به سوی جامعه ای توسعه یافته متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی حرکت کند و همچنین بر مردم سالاری دینی، عدالت اجتمائی، آزادیهای مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان ها و بهره مندی از امنیت اجتمائی و قضایی تاکید شده است. به طوری که هر فرد ایرانی در سال 1404 باید از رفاه ملی، امنیت ملی و تولید ملی برخوردار باشد. این در حالی است که موضوع حقوق شهروندی در سیاست کلی برنامه پنجم توسعه که دی ماه 1387 توسط رهبر انقلاب به رئیس جمهور وقت ابلاغ شده و مورد تاکید قرار گرفته است.

آنچه که روشن است، در مرحله اول باید قوانین را براساس قانون اساسی و آنچه حقوق بشر که در برگیرنده کلیه حقوق شهروندان است همراه با ضمانت اجرای کافی و البته بسیار شفاف که جای هیچگونه تفسیر خلاف قانون که باعث باز شدن دایره قوانین و عملکرد ها گردد، تدوین گردد و مراجع مراجع تضمین ان ضمانت اجرای آن را نیز مشخصا تعیین کنند و در مرحله بعد اشنایی افراد یکایک جامعه با حقوق خود که بوسیله قانون برای آنان مشخص گردیده که کلیه شهروندان از آن به طور مساوی نیز بهره خواهند بود، و باید از همان دوران اولیه اموزش به آنان آموخت تا اشخاص با حقوق خود در جامعه اشنایی کامل داشته باشد.
هر شهروندی باید بتواند از حقوق مالکیت خود به گونه ای که به خود یا دیگران یا جامعه ضرر نرساند برخوردار باشد مالکیت شرعی و قانونی را نمیتوان از شهروندان سلب کرد مگر به حکم قانونی دادگاه صالح و بنا به ضرورت حفظ منافع عمومی و در مقابل پرداخت غرامت فوری و عادلانه. رسول خدا فرموده: احترام مال مومن، همچون احترام خون اوست.
ممنون از اینکه در این مقاله با ما همراه بودین. شما میتوانید جهت مشاوره حقوقی با وکیل مجرب ما بصورت حضوری، با دفتر تماس گرفته و نوبت خود را رزرو کنید. همچنین میتوانید در انجمن این سایت سوال خود را مطرح کرده تا یکی از بهترین وکیل حقوقی ما جواب پرسشتان را بدهند.

حقوق شهروندی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:17 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

رشاء و ارتشاء

موضوع این مقاله در خصوص رشاء و ارتشاء در قوانین فعلی ایران می باشد. رشاء یا رشوه دادن را می توان به معنی (دادن وجه، مال یا سند تسلیم وجه یا مال به مامورین دولت یا کارکنان شاغل در نهاد های عمومی و سایر افراد مذکور در قوانین برای انجام یا عدم انجام وظایف مرتبط با اداره یا سازمان محل اشتغال آن ها) و ارتشاء یا رشوه گرفتن را به معنی (اخذ وجه، مال یا سند تسلیم وجه یا مال از سوی ماموران دولت یا کارکنان مشاغل در نهاد های عمومی و سایر افراد مذکور در قانون برای انجام یا عدم انجام وظایف مرتبط با اداره یا سازمان محل اشتغال آن ها) دانست.

در مورد موضوع قابل گذشت بودن جرم رشاء و ارتشاء، باید بگوییم که قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری (مصوب سال 1367 و نیز ماده 727 قانون تعزیرات مصوب سال 1357) ذکری از قابل گذشت بودن این جرائم به میان نیاورده اند. بنابراین این جرائم را باید زمره جرائم برخوردار از ماهیت عمومی و غیر قابل گذشت دانست، و گذشت شاکی را تنها به عنوان یک کیفیت مخففه محسوب کرد.
عناصر مادی این دو جرم را میتوان در سه ماده زیر جستجو کرد:
1- ماده 3 قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس، ارتشاء و کلاهبرداری مصوب 1367
2- ماده 592 قانون مجازات اسلامی
3- ماده 590 قانون مجازات اسلامی

ممنون از اینکه در این مقاله با ما همراه شدین. شما میتوانید برای مشاوره رایگان در عرصه های مختلف اعم از حقوقی، کیفری، خانوادگی و ملکی با وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی ما با دفتر تماس گرفته و نوبت خود را رزرو کنید. همچنین میتوانید با طرح سوال در انجمن همین سایت سوالات خود را از وکیل مجرب ما جویا شوید. پس با ما تماس بگیرید.

رشاء و ارتشاء

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:16 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

دعاوی خانوادگی ایرانیان مقیم خارج از کشور

به استناد ماده 15 قانون حمایت از خانواده، هرگاه ایرانیان مقیم خارج از کشور امور و دعاوی خانوادگی خود را در محاکم و مراجع صلاحیت دار محل اقامت خویش مطرح کنند، احکام این محاکم یا مراجع در ایران اجرا نمی شود، مگر آنکه دادگاه صلاحیت دار ایرانی، این احکام را بررسی و حکم تنفیذی صادر کنند.
ثبت طلاق ایرانیان مقیم خارج از کشور در کنسولگری ایران به درخواست کتبی زوجین یا زوج، با ارائه گواهی اجرای صیغه طلاق توسط اشخاص صلاحیت دار که با پیشنهاد وزارت امور خارجه و تصویب رئیس قوه قضائیه به کنسولگری ها معرفی می شود، امکان پذیر است.

ثبت طلاق رجعی منوط به انقضای عده است. در طلاق بائن نیز زوجه می تواند طلاق خود را با درخواست کتبی و ارائه گواهی اجرای صیغه طلاق توسط اشخاص صلاحیت دار فوق در کنسولگری ثبت نماید. در مواردی که طلاق به درخواست زوج ثبت می گردد، زوجه می تواند با رعایت این قانون برای مطالبه حقوق قانونی خود به دادگاه های ایران مراجعه نماید.
رویه قضائی محاکم خانواده ایران در مقام رسیدگی کننده به تقاضای تنفیذ احکام صادره از محاکم بیگانه و از جمله حکم طلاق بر آن است که بدون صدور دستور اجرا وارد ماهیت دعوا شده و به تقاضای خواهان تنفیذ حکم طلاق، وفق قوانین ایران رسیدگی کرده و حکم مورد درخواست را قرینه ای برای حکم خود فرض می کنند و پس از رسیدگی ماهیتی، مبادرت به صدور رای می نمایند و البته نظر مخالف هم وجود دارد. بنابراین محاکم ایران در مقام شناسایی حکم، وارد ماهیت شده و پس از احراز و مطابقت حکم با قوانین ایران آن را شناسایی و دستور اجرای آن را صادر می نمایند.
باتشکر از اینکه ما را در این مقاله همراهی کردین. شما میتوانید با مراجعه به دفتر ما و صحبت حضوری با وکیل و مشاور حقوقی ما از مشاوره رایگان بهره مند شوید. لازم به ذکر است که حق الوکاله در این دفتر وکالت به صورت اقساطی و پایان کار می باشد.

دعاوی خانوادگی ایرانیان مقیم خارج از کشور

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:16 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

اثبات مالکیت ملک

اگر ملکی در اداره ثبت اسناد و املاک بصورت رسمی ثبت نشده باشد، طبیعتاً سند رسمی نیز ندارد. حال اگر در مورد مالکیت اینگونه املاک اختلاف ایجاد شود و شخصی که آن را خریده یا به نحو دیگر تملک کرده، بخواهد مالکیت خود را اثبات نماید، لازم است دعوایی به خواسته اثبات مالکیت در دادگاه مطرح کند.

دادگاه باتوجه به دلایل و مستندات خواهان نظیر تصرف ملک، مبایعه نامه عادی و مشهود، در صورتی که مالکیت خواهان را احراز نماید، حکم بر اثبات مالکیت وی صادر میکند.
در دعوای اثبات مالکیت خواهان، کسی که به نحوی ادعای مالکیت ملک را دارد و خوانده کسی است که ملک ثبت نشده را به خواهان فروخته است و چنانچه ایادی قبلی نیز داشته باشد، باید علاوه بر فروشنده تمام ایادی قبلی نیز طرف دعوی قرار گیرد. دعاوی مربوط به اموال غیر منقول در دادگاه محلی که ملک در آن حوزه واقع شده است، رسیدگی می شود.

حکم اثبات مالکیت اعلامی است و نیاز به صدور اجرائیه نیست، و پس از قطعیت حکم محکوم له به عنوان مالک رسمی ملک میتواند از مزایای رای استفاده کند. در مواردی که ملک ثبت نشده ای که در تصرف شخص دیگری است، مدعی دعوای اثبات مالکیت می تواند دعوای اثبات مالکیت و خلع ید را بصورت همزمان مطرح نماید.
تشکر از اینکه در این مقاله ما را همراهی نمودید. شما میتوانید با مراجعه به بخش انجمن در همین سایت هرگونه سوال و پرسش حقوقی را که دارین مطرح کنید، و سوالات شما توسط وکیل پایه یک دادگستری آقای شاهین قیصری جواب داده خواهد شد.

اثبات مالکیت ملک

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:16 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تفاوت دادگاه با دادسرا

برای انجام وظایف قوه قضائیه دادگستری هایی تشکیل می شود که بتوانند به بهترین شکل احقاق حق کرده و به تخلفات رسیدگی کنند. دادگستری محل انجام خدمات قضایی و حقوقی در هر حوزه، شهر، شهرستان و یا استان است که از دو بخش دادگاه و دادسرا تشکیل شده است.
دادگاه‌ها از لحاظ صلاحیت رسیدگی، به سه بخش اداری، مدنی و کیفری تقسیم بندی می‌شوند. دادسرا بخشی از دادگستری است که وظیفه اصلی آن تحقیق و بازجویی و کشف جرم است.
مقامات ارشد دادسرا عبارتند از: 1- دادستان 2- معاونین دادستان 3- بازپرس 4- دادیار. بالاترین مقام دادسرا، دادستان است که بسیاری از وظایف دادسرا زیر نظر وی و بعد از تعیین این مقام انجام می‌شود. دادسرا مثل دادگاه است، اما در شعبه‌های آن قاضی‌های تازه کار وجود دارد که به آن‌ها دادیار می‌گویند. دادیار مثل پلیس یا کاراگاه است و تحقیقات لازم در مورد اینکه عمل متهمی جرم است یا نیست را به عمل می‌آورد.

در دادسرا حکمی صادر نمی‌شود یعنی مرجعی که مجرم را مجازات می‌کند دادسرا نیست بلکه دادگاه است. ادعا‌ها‌ی که در دادگاه مطرح می‌شود یا جنبه جزائی دارد و یا حقوقی ادعاهای جزائی (کیفری) از طریق دادستان در دادگاه مطرح می‌شود و ادعا‌های حقوقی (مدنی) از طرف مدعی مستقیما با تنظیم فرم مخصوصی در دادگاه طرح می‌گردد.
اگر مشخص شد جرمی انجام نداده در همان دادسرا پرونده وی بسته شده و مختومه می‌شود و قرار‌های (منع تعقیب، موقوفی تعقیب صادر می‌شود) و اگر کسی مجرم تشخیص داده شد پرونده جهت صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست به نظر دادستان خواهد رسید و دادستان پس از صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست پرونده را به شعبه مربوطه اعاده می‌کند و شعبه مربوط پرونده را جهت رسیدگی به جرم به شعبه جزایی ارسال می‌کند. پس مجازات جرم در دادگاه تعیین می‌گردد و دادسرا فقط به انجام تحقیقات مقدماتی و کیفرخواست و قرار مجرمیت اقدام می‌کند.
تشکر از همراهی شما در این مقاله. شما میتوانید با مراجعه حضوری به دفتر وکالت و یا صحبت تلفنی با وکیل ما از مشاوره رایگان، با مشاور حقوقی ما بهره مند شوید.

تفاوت دادگاه با دادسرا

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:15 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

ابطال سند رهنی

سند رهنی یک سند رسمی محسوب میگردد که در دفاتر اسناد رسمی تنظیم می شود و به موجب آن راهن یا بدهکار، ملک خود را به عنوان وثیقه بدهی خود در رهن مرتهن یا بدهکار قرار می دهد.
چنانچه سند رهنی به صورت قانونی تنظیم نشده باشد، شخص ذینفع میتواند برای ابطال سند رهنی به دادگاه مراجعه نماید.

ممکن است شخصی ملک دیگری را به عنوان مال خود در رهن شخص دیگر اعم از حقیقی یا حقوقی قرار دهد، پس از این مالک متوجه قرار گرفتن ملک خود در رهن شود، میتواند دادخواست ابطال سند رهنی را مطرح نماید.
مثال دیگری که در این ارتباط می توان زد زمانی است که شخصی با سند عادی ملکی را خریداری می نماید و فروشنده ملک پس از امضای مبایعه نامه اقدام به در رهن بودن ملک می نماید. در چنین حالتی نیز خریدار ملک می تواند دادخواست ابطال سند رهنی را از دادگاه بخواهد.

حالت دیگری که ممکن است وجود داشته باشد، زمانی است که شرایط قانونی قرارداد رهن مانند شرایط اساسی صحت معامله رعایت نشده باشد.
مالک ملک و یا کسی که از در رهن بردن ملک متضرر شده است باید به طرفیت راهن و مرتهن طرح دعوی نماید. از آنجا که دعوی ابطال سند مربوط به مال غیر منقول است، در دادگاه وقوع ملک رسیدگی می شود. پس از قطعی شدن رای، مرجع قضائی برای ذینفع گواهی قطعیت رای صادر میکند.
با ارائه حکم قطعی از مرجع قضائی، اداره ثبت اسناد و املاک و تقاضای ذینفع، رئیس اداره ثبت، موضوع را برای بررسی و اقدام به دفتر املاک ارجاع می نماید. متصدی دفتر املاک پس از بررسی سوابق و ملاحظه مدارک ابرازی و تطبیق مشخصات مندرج در آن با محتویات پرونده ثبتی، مراتب ابطال سند رهنی را در ستون ملاحظات دفتر املاک مربوط توضیح می دهد. در پیش نویس سند مالکیت جدید علاوه بر قید مشخصات مالک جدید، جریان پرونده ثبتی و نحوه ابطال سند رهنی نوشته می شود.
باتشکر از اینکه ما را در این مقاله همراهی نمودید. شما عزیزان میتوانید بصورت رایگان و به طریق حضوری، تلفنی و آنلاین با وکیل ما مشاوره رایگان داشته باشید. پس با ما تماس بگیرید.

ابطال سند رهنی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:15 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حضانت

وفق ماده 40 قانون حمایت از خانواده، هر کس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای آن شود یا از استرداد طفل امتناع ورزد، حسب تقاضای ذینفع و به دستور دادگاه صادرکننده رای نخستین تا زمان اجرای حکم، بازداشت می شود.
وفق ماده 22 آیین نامه قانون صد را که بر اجرای حکم حضانت تا زمانی که در حکم قطعی دادگاه معین گردیده استمرار دارد و اجرای احکام دادگاه باید پرونده اجرائی ویژه آن را تشکیل دهد، و هر زمان نیاز به پیگیری باشد، اقدام نماید.

هرگاه یکی از والدین از انجام تکالیف خودداری کند، در این صورت طبق ماده 1172 قانون مدنی الزام به تکلیف می شود، در صورتی که الزام موثر نباشد به هزینه پدر یکی از دیگر ابوین یا شخص ثالث، عمل حضانت را انجام می دهد. و ماده 1173 قانون مدنی و ماده 13 قانون حمایت از خانواده در مورد عدم مواظبت طفل علاوه بر مسئولیت حقوقی و جزائی که بر متخلف تحمیل می شود، ممکن است حضانت وی نیز ساقط گردد.
ضمانت اجرای جزائی حضانت از اجرای حکم در ماده 633 قانون مجازات اسلامی در نظر گرفته شده است و شخص که مانع از اجرای حکم گردد به حبس محکوم خواهد شد.

ممنون از شما که در این مقاله ما را همراهی کردین. شما عزیزان میتوانید جهت مشاوره رایگان بصورت حضوری با دفتر تماس گرفته و نوبت خود را جهت مشاوره با وکیل پایه یک دادگستری ما رزرو کنید.

حضانت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:14 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تهدید به بمب گذاری وسایل نقلیه

ماده 511 قانون مجازات اسلامی که بر اثر گسترش اعمال تهدید آمیز نسبت به هواپیما و وسایل نقلیه مشابه تصویب شده است، استحضار میدارد: هر کس به قصد بر هم زدن امنیت کشور و تشویش اذهان عمومی تهدید به بمب گذاری هواپیما، کشتی و وسایل نقلیه عمومی نماید یا ادعا نماید که وسایل مزبور بمب گذاری شده است، علاوه بر جبران خسارات وارده بر دولت و اشخاص به 6 ماه تا 2 سال حبس محکوم می گردد.

همانطور که ملاحظه می شود، عنصر مادی این جرم تهدید یا ادعا نسبت به بمب گذاری در وسایل نقلیه و عنصر روانی آن علاوه بر سوء نیت عام، یعنی عمد در تهدید یا ادعا، عبارت از سوء نیت خاص، به شکل بر هم زدن امنیت کشور می باشد.
تفاوت تهدید یا ادعا آن است که تهدید نسبت به آینده و ادعا نسبت به گذشته است. همین طور تهدید حتماً، عملکرد خود فرد یا فرد و گروه دیگری که وی بر کار آن ها کنترلی دارد، مرتبط است. لیکن ادعا چنین نیست، مثلاً فرد میتواند ادعا کند که دیگری هواپیما را بمب گذاری کرده است.
قطعاً برای شمول ماده ادعا باید کذب و عاری از حقیقت باشد، چرا که اگر کسی واقعاً بمب گذاری کرده و سپس این خبر را به گوش مسئولان مربوط میرساند نه تنها نباید بابت این خبر دادن مجازات شود، بلکه مستحق تشویق هم خواهد بود. هرچند که مجازات او بابت بمب گذاری به جای خود خواهد بود. لیکن به استناد موادی که در قانون مجازات اسلامی پیش بینی شده است، موجب برخورداری وی از تخفیف مجازات می گردد.

باتشکر از همراهی شما عزیزان در این مقاله. شما میتوانید در مسیر حقوقی و قضائی خود ما را همواره به عنوان تکیه گاهی محکم در کنار خود بدانید. وکیل ما با سابقه طولانی و فعالیت در عرصه های مختلف حقوقی میتواند بهترین گزینه برای شما عزیزان باشد. پس با ما در تماس باشید.

تهدید به بمب گذاری وسایل نقلیه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:14 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

شرایط حقوقی جزایر سه گانه

موضوع اساسی در بحث جزایر سه گانه حاکمیت ایران بر خلیج فارس از زمان حضور انگلیسی ها در این جزایر است و تصاحبی که بر اساس اصول و قواعدی همچون سرزمین بلاصاحب صورت گرفته بوده است در حالی که این جزایر در حاکمیت دولت ایران قرار داشته است و باید بررسی گردد که آیا ضعف یک دولت در حاکمیت میتواند دلیلی بر از دست دادن قدرت حاکمیتی خود بر سرزمین خود شود.

حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه خلیج همیشه فارس ریشه در گذشته های دور دارد. در دوره امپراطوری مادها، هخامنشی، اشکانی و ساسانی، و نظم امنیت حاصل از این حاکمیت در سرتاسر خلیج فارس و جزایر برقرار بوده است. بعد از ورود دولت انگلیس در سال 1622 میلادی این جزایر در بین سالهای 1903-1971 میلادی در اختیار شارجه و راس الخیمه قرار گرفت. دلیل این موضوع نیز از طرف دولت انگلیس این بود که این جزایر در زمان تصرف در اختیار هیچ دولتی نبوده و امارات نیز تا زمان مشخص شدن اثبات غیر قانونی بودن تصرف حق نصب پرچم خود را دارد و این دولت نیز با سو استفاده از وضعیت موجود در جهت حفظ منافع خود اقدام به انعقاد قرارداد های تحت الحمایتی با شیوخ عمان نمود و یکی دیگر از دلایل جدایی جزایر فوق نیز این بود که دولت انگلیس از نفوذ در ایران هراسان بودند و انها بدون در نظر گرفتن اصول بین الملل اقدام به مطرح نمودن مالکیت و حاکمیت شیوخ مزبور نمودند.

طبق ماده 3 کنواسیون حقوق دریاها 1982، حداکثر دریای سرزمینی 12 مایل است. باتوجه به ضبط قشم در اسناد بین الملل در صورتی که از آن به سمت تنب بزرگ و از آن طرف به طرف قشم ادامه دهیم میبینیم که فاصله 24 مایل دریایی کمتر است، که این امر در مورد تنب کوچک و ابوموسی نیز صادق است و از سویی شارجه تا ابوموسی بیش از 67 کیلومتر است، یعنی بیش از 2 برابر دریایی سرزمینی که بیش از 24 مایل است که منطقه نظارت و دریای سرزمینی روهم رفته میتواند 24 مایل دریایی پهنا داشته باشد. در صورتی که از ابوموسی به شارجه برویم و از آنجا به ابوموسی فاصله 12 مایل دریایی برهم منطبق نمی شوند و از نظر حقوقی این امر پذیرفته نیست.

 

ترجمه آخرین اظهار نظر وزیر امور خارجه امارات در تاریخ 25/9/2016 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به نقل از سایت وزارت امور خارجه امارات:

Mr. President, The crises of our region should not distract us from our core national issue which is the sovereignty of the UAE over its three islands: Greater Tunb, Lesser Tunb and Abu Musa, which are occupied by Iran against the provisions of international law and the Charter of the United Nations. My country has called, and continues to call on, our neighbor Iran, to return the occupied islands to their rightful owners either voluntarily or through peaceful means, particularly through international justice or arbitration, in order to maintain friendly relations and goodneighborliness in the Arabian Gulf region. We also affirm that my country will never give up its sovereign right over these islands, and this approach emphasizes the UAE’s insistence on the principles of international law

بحران های منطقه نباید ما را از مسئله اصلی که حق حاکمیت امارات متحده عربی بر جزایر است جدا سازد. جزایر سه گانه که ایران در مقابله با قوانین بین المللی و منشور سازمان ملل آن را اشغال نموده است، و ما خواستار بازگشت جزایر و حل فصل موضوع از طرف ایران به صورتی داوطلبانه و یا صلح آمیز از طریق مجامع بین المللی داوری هستیم، و این هم به دلیل حسن همجواری در خلیج فارس است و ما تاکید داریم که هرگز از حاکمیت خود در برابر جزایر سه گانه بر اساس رویکرد امارات متحده عربی در پرتو اصول و قوانین بین المللی عقب نخواهیم کشید.

شما عزیزان میتوانید با مراجعه حضوری به دفتر وکالت ما از مشاوره رایگان با وکیل و مشاور حقوقی ما بهرمند شوید. پس جهت تعیین وقت مشاوره با ما تماس بگیرید.

شرایط حقوقی جزایر سه گانه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:13 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تخلیه به جهت تغییر شغل

در قراردادهای اجاره املاک تجاری دارای حق کسب و پیشه، هرگاه مورد اجاره برای شغل معینی اجاره داده شود و مستاجر بدون این که رضایت موجر را برای تغییر شغل کسب کند، شغل خود را تغییر می دهد، موجر می تواند تخلیه مورد اجاره را به لحاظ تغییر شغل از دادگاه بخواهد، مگر اینکه شغل جدید عرفاً مشابه شغل سابق باشد.

دادگاه پس از استماع اظهارات طرفین در جلسه رسیدگی و بررسی مستندات خواهان و در صورت نیاز ارجاع امر به کارشناس دادگستری و معامله محل پس از احراز تغییر شغل از سوی مستاجر رای به تخلیه ملک صادر می نماید و در ضمن رای مهلتی که از 10 روز کمتر و از 2 ماه بیشتر نخواهد بود، برای تخلیه ملک تعیین می کند. دعاوی تخلیه املاک تجاری در دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک رسیدگی می شود.

زمانی که رای مبنی بر تخلیه صادر گردید و قطعی شد، اجراییه صادر شده و به مستاجر ابلاغ می گردد تا ظرف مهلت تعیین شده، نسبت به تخلیه اقدام نماید. در صورت استنکاف مستاجر از تخلیه در موعد مقرر، دادورز اجرای حکم اقدام به تخلیه ملک می نماید. شما میتوانید برای پرونده های ملکی خود اعم از تجاری یا مسکونی روی وکیل ملکی و مجرب ما حسابی ویژه باز کنید. لازم به ذکر است که مشاوره در این دفتر وکالت، رایگان می باشد.

تخلیه به جهت تغییر شغل

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:13 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تعدیل اجاره بها

در قراردادهای اجاره املاک تجاری که قبل از سال 76 بین موجر و مستاجر منعقد گشته است، اگر مدت اجاره تمام شده باشد و از تاریخ استفاده مستاجر از عین مستاجره یا تاریخی که حکم قطعی بر تعدیل اجاره بها صادر شده باشد، 3 سال گذشته باشد، می توان دادخواست تعدیل اجاره بها را مطرح نمود.

افزایش و یا کاهش خرید های زندگی یکی از پیش شرط های دادخواست تعدیل اجاره بها است. دادگاه پس از تشکیل جلسه رسیدگی و استماع اظهارات طرفین، پرونده را برای تعیین اجاره بها به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می دهد. کارشناس رسمی دادگستری پس از بررسی و ارزیابی، نظریه خود را در خصوص میزان اجاره بها بر اساس نرخ عادله اعلام و در صورت قطعیت نظریه کارشناس، دادگاه بر اساس این نظریه اقدام به صدور رای تعدیل اجاره بها صادر می نماید.

هر کدام از موجر و مستاجر می تواند به استناد زیاد شدن یا کم شدن هزینه های زندگی درخواست تعدیل نسبت به میزان اجاره بها را بنماید. در این صورت هر کدام که خواستار آن شدند خواهان دعوی و طرف مقابل خوانده دعوی نامیده میشود. دادگاه محل وقوع ملک، صالح به رسیدگی دعوای تعدیل اجاره بها است. حکمی که دادگاه میدهد چنانچه فقط تعدیل باشد، حکم اعلامی بوده و نیازی به صدور اجراییه ندارد. ولی اگر ما به التفاوت نیز مورد صدور حکم باشد، اجرای این قسمت از رای، احتیاج به صدور اجراییه دارد.
دفتر ما با وجود بهترین وکیل پایه یک دادگستری و تجربه فراوان در عرصه های مختلف حقوقی میتواند، گزینه مناسبی برای شما عزیزان باشد. با ما تماس بگیرید.

تعدیل اجاره بها

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:12 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مطالبه سرقفلی

در قراردادهای اجاره موضوع قانون روابط موجر و مستاجر سال 76، اگر مالک بر اساس حکم تخلیه ای که توسط دادگاه صادر می شود، اقدام به تخلیه ملک نماید، مستاجر در مواردی که مستحق دریافت حق سرقفلی است میتواند همزمان با دادخواست تخلیه از سوی موجر و یا پس از آن اقدام به طرح دعوای مطالبه سرقفلی نماید.

اگر مالک در پایان مدت قرارداد اجاره، دادخواست تخلیه مطرح ننماید، مستاجر میتواند بدواً دادخواست مطالبه سرقفلی را به دادگاه تقدیم کند. مقدمه این دادخواست آن است که مستاجر ملک را تخلیه نموده و به مالک تحویل دهد و در صورت استنکاف مالک از تحویل گرفتن ملک، ملک را به دادگاه تحویل دهد.

دادگاه پس از برگزاری جلسه رسیدگی، با ارجاع پرونده به کارشناس رسمی دادگستری، بهای سرقفلی را بر اساس قیمت عادله روز محاسبه نموده و موجر را به پرداخت سرقفلی محکوم میکند.
پس از محکومیت مالک به پرداخت وجه سرقفلی و قطعیت رای، اجراییه صادر و به مالک ابلاغ میگردد. اگر مالک ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ اجراییه اقدام به پرداخت سرقفلی ننماید، مستاجر میتواند اقدام به توقیف اموال مالک و تامین مبلغ سرقفلی از محل اموال توقیف شده نماید. ملکی که قبلاً در تصرف مستاجر بوده است نیز قابل توقیف است.
شما میتوانید در مورد پرونده های مطالبه سرقفلی و ملکی روی وکیل ملکی و وکیل حقوقی ما حسابی ویژه باز کنید. لازم به ذکر است که مشاوره در این دفتر وکالت کاملاً رایگان و توسط وکیل پایه یک دادگستری انجام میگیرد. پس با ما تماس بگیرید.

مطالبه سرقفلی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:12 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تایید فسخ قرارداد

موضوع این مقاله در خصوص تایید فسخ قرارداد به جهت فوت، از کار افتادگی و ورشکستگی است. قرارداد مشارکت در ساخت جزء عقود لازم محسوب می شود و با فوت، ورشکستگی و یا حجر یکی از طرفین قرارداد از بین نمی رود.
از سوی دیگر در صورت وقوع شرایطی نظیر شرایط فوق برای یکی از طرفین، علی الخصوص سازنده در اکثر مواقع اجرای قرارداد متوقف می گردد و این توقف طرف مقابل را متضرر می نماید. به همین دلیل ممکن است در قرارداد شرط شود که در صورت فوت، ورشکستگی و حجر یکی از طرفین، طرف دیگر بتواند قرارداد را فسخ نماید.

در صورتی که هر یک از طرفین به استناد حق فسخ مندرج در قرارداد و مشارکت و پس از وقوع یکی از شرایط فوق اقدام به فسخ قرارداد نماید، میتواند تایید فسخ قرارداد را از دادگاه مطالبه کند.
هر کدام از مالک یا سازنده که قرارداد را فسخ نموده به عنوان خواهان، دعوی را مطرح میکند و در مقابل دعوا حسب مورد می بایست به طرفیت وراث، قیم و یا اداره تصفیه و امور ورشکستگی طرف دیگر قرارداد طرح شود.
باتوجه به این که قرارداد مشارکت در ساخت مربوط به ملک و مال غیر منقول است، بنابراین در دادگاه محل وقوع ملک به این دعاوی رسیدگی می شود.

آرای مربوط به تایید فسخ، فقط جنبه اعلامی دارند و نیازی به صدور اجراییه ندارد. میتوان به جای حق فسخ، در قرارداد شرطی گنجانده شود که در صورت فوت، ورشکستگی، ازکارافتادگی و یا حجر یک از اطراف قرارداد، قرارداد منسوخ گردد، که در این صورت با وقوع یکی از حالات فوق، قرارداد خود به خود و بدون نیاز به اعلام اراده جدید منحل میشود، البته در قرارداد مشارکت در ساخت گنجاندن این شرط توصیه نمیشود.
ممنون از اینکه در این مقاله با ما همراهی کردین. شما خوبان میتوانید با مراجعه حضوری به دفتر وکالت ما بصورت رایگان و کامل با وکیل پایه یک دادگستری ما مشاوره رایگان داشته باشید.

تایید فسخ قرارداد

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:12 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تخلیه به جهت انتقال به غیر

در مورد قراردادهای اجاره اماکن تجاری که قبل از سال 1376 منعقد شده و مشمول قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 هستند، مستاجر حق انتقال منافع ملک را به شخص دیگر ندارد.

در صورتی که مستاجر بدون اذن موجر و یا حکم دادگاه به هر شکلی اعم از آن که در قرارداد مکتوبی در بین باشد و یا به صورت به عملی و بدون مبادله قرارداد منافع ملک را به دیگری منتقل نماید مالک میتواند با پرداخت نصف حق کسب و پیشه، ملک را تخلیه کند. حتی اگر قراردادی برای انتقال حق کسب و پیشه منعقد نشده باشد ولی فرد دیگری غیر از مستاجر عملاً از عین مستاجره استفاده کند، برای تحقق انتقال به غیر کفایت میکند و وجود یا عدم وجود قرارداد بین مستاجر و استفاده کننده از عین مستاجره موثر نیست.

بنابراین در صورت تحقق انتقال به غیر از سوی مستاجر، مالک میتواند دادخواست فسخ قرارداد اجاره و تخلیه به جهت انتقال به غیر را طرح نماید.
دادگاه پس از برگزاری جلسه رسیدگی و بررسی اظهارات طرفین در صورت احراز انتقال به غیر، موضوع را برای ارزیابی میزان حق کسب و پیشه به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می نماید و پس از قطعیت نظر کارشناس، رای به تخلیه ملک استیجاری در ازای پرداخت نصف حق و پیشه صادر می نماید.
دادگاه در رای صادره به موجر مهلت می دهد تا ظرف سه ماه از تاریخ قطعیت رای، نسبت به پرداخت نصف حق کسب و پیشه به مستاجر اقدام نماید. همچنین برای مستاجر مهلتی که از 10 روز کمتر و از 2 ماه بیشتر نباشد، برای تخلیه ملک در نظر میگیرد. شروع مهلت مستاجر از زمان پرداخت حق کسب و پیشه توسط موجر محاکمه میشود. اگر موجر در مهلت سه ماه از تاریخ قطعیت رای، اقدام به پرداخت حق کسب و پیشه ننماید، حکم صادره ملغی میگردد.

شما عزیزان میتوانید با تماس به دفتر وکالت ما به طور مستقیم با وکیل و مشاور حقوقی ما مشاوره رایگان داشته باشید. تشکر از همراهی شما در این مقاله.

تخلیه به جهت انتقال به غیر

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:11 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

الزام به تنظیم سند صلح سرقفلی

موضوع این مقاله در خصوص الزام به تنظیم سند صلح سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت است. تا قبل از تصویب قانون روابط موجر و مستاجر سال 1376، هر شخص با اذن مالک، ملک تجاری تحت هر عنوانی اعم از اجاره، صلح منافع و یا هر عنوان دیگر اقدام به تصرف ملک می نمود، مشمول مقررات قانون روابط موجر و مستاجر سال 1356 می گردید و دارای حق کسب و پیشه میشد. این حق با اتمام مدت اجاره نیز از بین نمی رفت و معتبر بود.

اشخاصی که به استناد قانون فوق، دارای حق کسب و پیشه شده اند و تاکنون سند رسمی صلح حق کسب و پیشه به نام آنها تنظیم نشده است، میتوانند با اثبات رابطه استیجاری خود با مالک ملک، تقاضای صدور سند رسمی صلح حق کسب و پیشه را طرح نمایند.
همچنین در قراردادهای اجاره مشمول قانون روابط موجر و مستاجر سال 1376 و بعد از آن چنانچه مستاجر دارای سرقفلی باشند، میتواند از مالک بخواهد سند رسمی صلح سرقفلی به نام وی تنظیم کند. علاوه بر این، در مواردی که مستاجر حق انتقال به غیر دارد، ممکن است مستاجر سرقفلی را به مستاجر دیگری منتقل کند، در چنین حالتی نیز مستاجر دوم می تواند خواستار سند رسمی صلح سرقفلی بشود.

مستاجری که آخرین اجاره نامه را منعقد نموده، خواهان دعوی است و دادخواست به طرفیت مستاجر سابق که با او قرارداد اجاره را منعقد نموده است به عنوان خوانده قابل طرح است. از آنجا که حق کسب و پیشه و سرقفلی در مالکیت مستاجر است، نیازی به طرفیت قرارداد مالک در دادخواست نیست.
بنا به قاعده، دادگاهی که ملک در حوزه قضائی آن واقع است، حاضر به رسیدگی است. پس از قطعیت رای و ابلاغ اجراییه به مستاجر سابق در صورتی که وی اقدام به تنظیم سند رسمی صلح سرقفلی و یا حق کسب و پیشه نماید، دادگاه با حضور در دفترخانه از طرف مستاجر سابق سند صلح سرقفلی را امضاء می نماید.

دفتر مشاوره ما آمادگی قبول کلیه دعاوی حقوقی، کیفری، ملکی و خانوادگی را داراست. ما با وکیل و مشاور حقوقی مجرب و باسابقه یمان میتوانیم تکیه گاهی محکم برای شما عزیزان باشیم. با ما تماس بگیرید.

الزام به تنظیم سند صلح سرقفلی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:11 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تایید بطلان قرارداد

موضوع این مقاله در خصوص تایید بطلان قرارداد به جهت در رهن بودن می باشد. چنانچه شخصی ملک خود را در رهن شخص دیگری اعم از اشخاص حقیقی و یا حقوقی قرار دهد، نمیتواند در ملک خود تصرفاتی داشته باشد که منافی حق مرتهن (طلبکار) باشد.

در خصوص ضمانت اجرای چنین تخلفی از سوی راهن، دو نظریه وجود دارد:
نظریه اول معتقد است چنین معامله ای غیر نافذ است و در صورت رد مرتهن باطل میگردد. و سایر محاکم و حقوق دانان بر این باور هستند که تصرفات حقوقی خلاف حق مرتهن، باطل است.
به هر حال بر اساس هر دو نظریه فوق، اگر مالک نسبت به ملک معاملاتی انجام دهد که با حق مرتهن منافی باشد، مرتهن میتواند تایید بطلان این قرارداد را از دادگاه بخواهد.

مرتهن یا کسی که ملک در رهن اوست، خواهان دعوی است و دعوا به طرفیت راهن (مالک) و شخص ثالثی که قرارداد با او منعقد شده است طرح میشود. و از آنجا که دعوی غیر منقول است، دادگاه محل وقوع ملک به دادخواست رسیدگی میکند.
از زمانی که مرتهن عقدی که منافی حقوق خود است را رد کند بیع باطل است و تنها برای تایید ابطال آن به دادگاه رجوع میکند و رای دادگاه جنبه اعلامی دارد و نیاز به صدور اجرائیه نیست.

ممنون که در این مقاله با ما همراه بودین. شما خوبان میتوانید با حضور در دفتر با وکیل پایه یک دادگستری ما مشاوره رایگان داشته باشد. وکیل ما در عرصه های مختلف حقوقی فعالیت دارد و می تواند بهترین تکیه گاه برای شما عزیزان باشد.

تایید بطلان قرارداد

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:10 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مطالبه اجرت المثل

قراردادهای اجاره ای که از سال 76 به بعد منعقد میگردد، پس از این که مدت پایان یافت، عقد اجاره نیز پایان می یابد و پس از انقضای مدت، اگر مستاجر مورد اجاره را بدون اذن مالک در تصرف خود داشته باشد، موجر برای مدت مزبور مستحق اجرت المثل می باشد، هر چند که مستاجر از مورد اجاره استفاده نکرده باشد.

چنانچه مستاجر بعد از اتمام مدت، با اجازه مالک، ملک را در تصرف خود داشته باشد زمانی باید اجرت المثل بدهد که از آن استفاده کرده باشد. بنابراین اگر مالک اجرت المثل را مطالبه نماید و مستاجر آن را پرداخت نکند باید دادخواست مطالبه اجرت المثل مطرح شود.

دادگاه پس از برگزاری جلسه رسیدگی و بررسی اظهارات طرفین، در صورت مستحق دانستن مالک نسبت به اجرت المثل، او را به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می دهد. کارشناس رسمی دادگستری با بررسی و ارزیابی اجرت المثل ملک، با توجه به موقعیت و شرایط آن و مقایسه با املاک مشابه اجرت المثل را در دوره ای که در تصرف مستاجر بوده مشخص میکند. مبلغ اجرت المثل ممکن است از مبلغ اجاره کمتر یا بیشتر باشد.

پس از محکوم شدن مستاجر به مبلغ معین شده در رای، موجر باید از طریق صدور اجراییه به همان میزان از اموال مستاجر مانند اتومبیل و… را توقیف کرده و با فروش آن ها به آنچه که استحقاق دارد نسبت پیدا کند. اگر اموالی از مستاجر در دسترس نباشد، حکم جلب وی صادر شده و تا زمانی که مستاجر مبلغ محکومیت را پرداخت نکند در حبس می ماند. موجر می تواند پس از قطعیت حکم و صدور اجرائیه، مبلغ اجرت المثل را از ودیعه مستاجر که نزد وی است کسر و وصول نماید.

شما با تماس به دفتر وکالت ما میتوانید مستقیم با وکیل و مشاور حقوقی ما صحبت کنید. لازم به ذکر است که وکیل پایه یک دادگستری ما در عرصه های مختلف حقوقی، کیفری، خانواده و ملکی فعالیت دارد.

مطالبه اجرت المثل

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:10 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

درخواست توقیف حقوق

موضوع این مقاله، درخواست توقیف حقوق مستخدم از سازمان مربوطه می باشد. وفق ماده 97 قانون اجرای احکام مدیر اجرا، مراتب را به سازمان مربوطه ابلاغ می نماید و رییس یا مدیر سازمان مکلف است از حقوق و مزایای محکوم علیه کسر نموده و به قسمت اجرا بفرستد.

مطابق این ماده مدیر اجرا از دستگاه متبوع محکوم علیه خواهد خواست تا حسب مورد ربع یا ثلث حقوق و مزایای او را کسر و به قسمت اجرا بفرستد. اعلام مدیر اجرا به سازمان مربوطه می تواند به یکی از دو صورت ذیل انجام شود:
الف- طی نامه اداری از دستگاه متبوع کارمند خواسته می شود، حسب مورد ربع یا ثلث حقوق و مزایای ماهانه او کسر و به حساب اجرا واریز شود. در این صورت نامه از طریق پست یا به وسیله ذینفع برای دستگاه مورد نظر فرستاده میشود.
ب- به موجب احضاریه ای به دستگاه متبوع، کارمند امر میشود، حسب مورد ثلث یا ربع حقوق و مزایای او کسر و به حساب اجرا واریز شود. این احضاریه توسط مأمور ابلاغ، به مخاطب ابلاغ می شود.

مزیت روش دوم این است که نسخه ابلاغ شده اخطاریه اعاده و در پرونده اجرائی ضبط میشود.
مدیر اجرا نمی تواند برای اجرای ماده 96 توسط دستگاه مربوط مهلت تعیین کند، چرا که ممکن است نامه یا اخطاریه مثلاً در دهم به مخاطب برسد، در حالی که حقوق و مزایای کارمند معمولاً آخر هر ماه به حساب او واریز می شود.
در مورد ماده 97 قانون اجرای احکام مدنی این سوال پیش می آید که اگر رییس یا مدیر سازمان متبوع کارمند مطابق نامه یا اخطاریه مدیر اجرا عمل نکند چه مسولیتی دارد.

در پاسخ به این سوال باید گفت از لحاظ قوانین و مقررات موجود قائل به تفکیک شد. به این صورت که اگر مدیر یا رییس دستگاه دولتی مخاطب، قسمت اجرا باشد و به تکلیف خود عمل نکند، مشمول ماده 576 قانون مجازات اسلامی بوده و مجازات کیفری خواهد داشت. اما اگر مدیر شرکت خصوصی مخاطب امریه اجرا بوده و به تکلیف خود عمل نکند استفاده از ماده 576 در مورد او ممکن نخواهد بود و او از اجرای دستور واحد اجرای احکام مقاومت در برابر مأمور دولت نیز نمیتوان تلقی کرد.

لازم به ذکر است که شما میتوانید با وکیل پایه یک و وکیل حقوقی ما در مسیر قضائی خود راهی امن تر و ساده تری را بپیمایید.

درخواست توقیف حقوق

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:10 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مطالبه ضرر از تخلف در تعهد

موضوع این مقاله در خصوص مطالبه ضرر و زیان تخلف از انجام تعهد است. در بسیاری از قرارداد ها، طرفین نسبت به یکدیگر تعهداتی را بر عهده میگیرند، و معمولا برای انجام این تعهدات موعد و زمان مشخصی نیز تعیین می شود. حال ممکن است یکی از طرفین قرارداد، نسبت به اجرای تعهدات خود تخلف نماید. این تخلف ممکن است بصورت تاخیر در اجرای تعهد و یا عدم انجام تعهد باشد.

اگر بر اثر تخلف متعهد ضرر و زیانی به طرف مقابل وارد شود، متعهدله میتواند دادخواست مطالبه ضرر و زیان ناشی از تخلف قرارداد را به دادگاه تقویم نماید. به عنوان مثال در یک قرارداد مشارکت در ساخت، سازنده تعهد می نماید که بنای مورد نظر را در موعد معینی تکمیل و یا تحویل دهد و یا ممکن است در یک قرارداد اجاره، موجر متعهد گردد که ملک را در زمان مقرر به مستاجر تحویل دهد. در هر یک از مثال های فوق، تخلف متعهد از تعهدات قراردادی ممکن است به طرف مقابل ضرر و زیان وارد نماید، و ذی نفع میتواند با تقویم دادخواست، ضرر و زیان وارده به خود را مطالبه نماید.

شرط لازم برای طرح چنین دعوائی این است که بر اثر تخلف طرف قرارداد به صورت مستقیم ضرر و زیانی وارد شود، در غیر این صورت و در حالتی که تاخیر و یا عدم انجام تعهد ضرری به متعهدله وارد ننماید، امکان طرح چنین دعوائی نیست. همچنین اگر در قرارداد خسارت مقطوعی برای تخلف از تعهدات پیش بینی شده باشد که اصطلاحاً به آن وجه التزام می گویند، سقف ضرر و زیان قابل مطالبه، مبلغ وجه التزام است و حتی اگر ضرر و زیان وارده بیش از مبلغ وجه التزام باشد، امکان مطالبه آن وجود ندارد. معمولاً در پرونده مطالبه ضرر و زیان قراردادی، برای تعیین میزان ضرر و زیان وارده ابتدا موضوع به کارشناس رسمی مربوطه ارجاع می شود و سپس بر اساس نظر وی دادگاه تصمیم میگیرد.

باتشکر از همراهی شما در این مقاله، شما میتوانید با تماس تلفنی با وکیل و مشاور حقوقی ما از مشاوره رایگان تلفنی برخوردار شوید.

مطالبه ضرر از تخلف در تعهد

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:09 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

خلع ید

باسلام خدمت بینندگان این ویدیو، موضوع این ویدیو در خصوص خلع ید است. هرگاه ملکی که اعم از باغ، خانه، مغازه دارای سند رسمی است، بصورت غیر قانونی در تصرف کسی دیگر باشد، کسی که سند مالکیت رسمی به نام او است میتواند، دعوای خلع ید را به طرف متصرف غیر قانونی مطرح کند.

همچنان مالکین مشاعی که ملک بلاتصرف دارند، سایر مالکینی که ملک در تصرف آن ها نیست میتوانند درخواست خلع ید ملک مشاعی را به طرفیت کسانی که ملک را در تصرف دارند اقامه دعوا کنند.
مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای خلع ید، دادگاه محل وقوع ملکی است. دعوای خلع ید دارای چهار رکن اصلی است که عبارت است از:
– مالکیت رسمی مالک
– غیر منقول بودن مال مورد تصرف
– احراز تصرف خوانده بر ملک
– غیر قانونی بودن تصرف متصرف

که در صورت احراز این چهار رکن، دادگاه مبادرت به صدور رای خلع ید خواهد کرد. تشکر از همراهی شما.
شما میتوانید از وکیل حقوقی ما مشاوره رایگان بگیرید. لازم به ذکر است که مشاوره در این دفتر وکالت توسط وکیل پایه یک دادگستری، بصورت حضوری، تلفنی و آنلاین انجام میگیرد.

خلع ید

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:08 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

خیانت در امانت

 

قانونگذار در مورد جرم خیانت در امانت نیز مثل جرم کلاهبرداری تعریفی را ارائه نکرده است. ولی با توجه به ماده 674 قانون تعزیرات می توان تعریف زیر را از این جرم ارائه کرد. خیانت در امانت عبارت است از استعمال، متعصب، تلف یا مفقود نمودن توام با سوء نیت مالی که از طرف مالک یا متصرف قانونی به کسی سپرده شده و بنابر استرداد یا به مصرف معین رسانیدن آن بوده است.

عناصر جرم خیانت در امانت

الف- عنصر قانونی: عنصر قانونی این جرم ماده 674 قانون مجازات اسلامی و عنصر قانونی برخی از انواع خیانت در امانت که مورد اشاره خاص قانونگذار قرار گرفته است، مواد و قوانین متفرقه ای هستند که در قوانین مختلف مشاهده میشود.

ب- عنصر مادی:
1) استعمال نمودن: منظور از استعمال، مصرف کردن یا مورد استفاده قرار دادن مال مورد امانت است.
2) تصاحب: منظور از تصاحب برخورد مالکانه با مال می باشد. مثل اینکه مال را بفروشد یا به گرو بگذارد و یا از استرداد خودداری نماید.
3) اتلاف: تلف یعنی نابود کردن یا از بین بردن به هر وسیله ممکن اعم از آتش زدن، شکستن و پاره کردن.
4) مفقود کردن: یعنی امین ممکن است بدون اینکه مال امانتی را تلف کند، موجب شود که دست یابی به آن برای مالک عملاً غیر ممکن گردد.

شرایط و اوضاع اموال لازم برای تحقق جرم
1) موضوع جرم باید عین مال یا وسیله تحصیل مال باشد.
2) سپرده شدن مال به امین به یکی از طرق قانونی با شرط استرداد یا بر مصرف معین رسانیدن.
3) تعلق مال به غیر

خیانت در امانت از زمره جرائم مقید می باشد که تحقق آن منوط به این است که رفتار، مرتکب منتهی به نتیجه خاصی شود. بدین ترتیب ورود ضرر به مالک یا متصرف، ماده 674 قانون مجازات اسلامی بر اثر فصل مرتکب لازمه تحقق جرم خیانت در امانت می باشد.

ج- عنصر روانی: عنصر روانی جرم خیانت در امانت نیز مانند عنصر روانی جرم کلاهبرداری از دو بخش سوء نیت عام و سوء نیت خاص تشکیل می شود. سوء نیت عام به جزء اول عنصر مادی یعنی عمل فیزیکی که متهم آن را مرتکب شده است مربوط گشته و عبارت است از عمد در ارتکاب عمل فیزیکی که متهم باید یکی چهار فصل تصاحب، تلف، مفقود و استعمال کردن مال مورد امانت را عمداً و از روی قصد انجام داده باشد و منظور از سوء نیت خاص آن است که مرتکب این اعمال را به قصد به جزء سوم عنصر مادی که همان عنصر نتیجه است انجام داده باشد. یعنی اینکه قصد متهم از ارتکاب فصل مجرمانه ایراد ضرر به مالک یا متصرف مال باشد.

با تشکر از اینکه در این مقاله با ما همراهی کردین. شما عزیزان میتوانید با وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی ما در مسیر سخت حقوقی و قضائی راهی آسان تر و ساده تری را بروید. پس با ما تماس بگیرید.

خیانت در امانت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:08 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

غصب

ماده 308 قانون مدنی غصب را اینگونه تعریف کرده است: غصب استیلا بر حق غیر است، به نحو عدوان، اثبات ید بر مال غیر، بدون محوز هم در حکم غصب است.

غصب با توجه به تعریف خاص خود در قانون مدنی، برخی دیگر از عناوین حقوقی مشابهت دارد. تعریف عدوانی یکی از عناوین است که از جهاتی با غصب اشتراک دارد. اما باید توجه داشت که بین این دو اختلافاتی نیز وجود دارد.

در دعوای تصرف عدوانی، موضوع، مال غیر منقول است، مگر اموال منقولی که در منظر ماموران تصرف شود. ولی غصب کلیه اموال را در بر میگیرد. در غصب بحث مالکیت مورد بررسی قرار می گیرد، اما در تصرف عدوانی، سبق تصرف خواهان و لحون تصرف خوانده مورد توجه است. همچنین در غصب، مالک می تواند علیه کلیه غاصبان اقامه دعوی کند، در حالی که در تصرف عدوانی، متصرف فعلی، طرف دعوا قرار میگیرد.

از طرف دیگر، دعوی غصب یک ادعای حقوقی و دعوی تصرف عدوانی یک موضوع کیفری است. مطابق با مواد فصل 26 از قانون مجازات اسلامی در مواردی که ورود بر منزل مالک یا تصرف قانونی با زور، قهر و غلبه باشد، عمل مشخص علاوه بر آثار حقوقی، جرم تلقی می شود. در ماده 308 قانون مدنی به تعریف غصب پرداخته است. جایز نبودن تصرف در مال غیر از مستندات عقیله نمی باشد که در شرع نیز بر آن تصریح شده است. منظور از استیلاء، در ماده مذکور، تسلط می باشد. یعنی بدون صدق استیلا غصب تحقق نمی یابد. مفهوم استیلاء اعم از تصرف فعلی باشد، لذا اگر کسی مسلط بر مال باشد، یعنی قدرت و تمکن بر تصرف داشته باشد، عرفاً استیلا دارد.

باتشکر از همراهی شما در این مقاله. شما عزیزان میتوانید با تماس با وکیل و مشاوره حقوقی ما، از مشاوره رایگان حقوقی برخوردار شوید.

غصب

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:07 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تغییر سن در شناسنامه

باسلام خدمت بینندگان این ویدیو، موضوع این ویدیو در خصوص ابطال شناسنامه و تغییر سن است.

سوالی که بسیاری از خانم ها و آقایان و مشکلی که با آن در گریبان هستند و برایشان در زندگی روزمره مشکلاتی را ایجاد کرده، سن است.
بعضی ها برای ازدواج، بعضی ها برای کار، بعضی ها برای ورزش، نیاز دارند که سن خودشونو کاهش بدهند. برای طرح دعوا کاهش سن نیاز است به ابطال شناسنامه و دعوای ابطال شناسنامه مطرح شود، و برای اقدام اولیه ابطال شناسنامه باید به دفتر خدمات قضائی مراجعه کنند.

پس از مراجعه به دفتر خدمات قضائی، که استشهادیه ای مبنی بر کاهش سن باید توسط متقاضی ضمیمه دادخواست شود، و نیاز است به اینکه دو نفر ذیل این استشهادیه را امضاء کنند، دادخواست در دادگاه محل اقامت متقاضی ارسال می شود. دادگاه پس از تایین جلسه و در روز جلسه استشهاد شهود را خواهد گرفت. در صورتی که اظهارات شهود معید صحت ادعای موکل باشد، آن را ارجاع میکنند به پزشکی قانونی و پس از معایناتی که بر روی فرد متقاضی خواهد شد در صورت صحت و تناسبش با دادخواست تقدیمی رای صادره توسط دادگاه صادر خواهد شد.

باتشکر از اینکه در این ویدیو با ما همراه بودین. شما عزیزان میتوانید در پرونده های سخت خود روی وکیل حقوقی و مشاور حقوقی مجرب ما حسابی ویژه باز کنید.

تغییر سن در شناسنامه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:07 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

ضرر قابل مطالبه

موضوع مسولیت مدنی، جبران خسارت است. بنابراین بدون تصور ضرر و زیان و شرایط آن نمی توان مسولیت مدنی مورد بررسی و تحلیل قرار داد.
خسارات از جهات گوناگون قابل تقسیم می باشد که به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می شود.

 

1 – اقسام ضرر

الف) ضرر مادی و معنوی
بر اساس یک تقسیم بندی که برای ضرر یا خسارت انجام گرفته آن را به دو قسم مادی و معنوی تقسیم نموده اند.
منظور از خسارت مادی، خسارتی است که به اعیان و منافع و حقوق اموال وارد می شود، و به عبارت دیگر، خسارتی که به طور معمول قابل تقویم به پول می باشد خسارت مادی نامیده می شود.
در مقابل خسارت معنوی خسارتی است که قابل تقویم به پول نمی باشد، به طور کلی صدمات روحی و لطماتی را که به آبرو، حیثیت، شخصیت، اعتبار تجاری و شخصی اشخاص وارد می شود، شامل گردد.

امکان مطالبه خسارت مادی بدیهی است و بحثی در آن وجود ندارد، اما در امکان مطالبه خسارت معنوی، اختلاف نظر وجود دارد. معتقدان به امکام مطالبه خسارت معنوی، گرچه در خصوص سنجش میزان خسارت و تقویم آن به پول مشکلاتی را عنوان کرده اند، اما در مجموع جبران مالی این نوع خسارت را صحیح دانسته اند، زیرا از طرفی رابطه نسبیت این عمل و خسارت معنوی محرز است و از طرف دیگر نمی توان نسبت به خسارت وارده بی نفاوت بود و باید به نحوی آن را جبران نمود.

بنابراین، دادرس با توجه به اوضاع و احوال و تشخیص خود و کسب نظر کارشناس، جبران مالی متناسب با ضرر معنوی وارده به افراد تعیین می نماید. مستندات قانونی قابل مطالبه بودن خسارت معنوی عبارت است از: ماده 1 قانون مسولیت مدنی، بند دوم ماده 9 قانون آیین دادرسی کیفری (سابق) و اصل 171 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

ممنون از اینکه در این مقاله با ما همراه بودین. شما عزیزان میتوانید با مراجعه به بخش درباره ما از طریق منوی سایت، به بیوگرافی و مشخصات وکیل و مشاور حقوقی ما دسترسی داشته باشید.

ضرر قابل مطالبه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :8:07 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

طلاق زوجه غایب

درباره امور غیر مالی غایب مفقود الاثر، آنچه مورد توجه قانونگذار واقع شده و احکام خاص راجع به آن مقرر گردیده است، طلاق زن اوست.

بر اساس ماده 1029 قانون مدنی هرگاه شخصی چهار سال در مقام مفقود الاثر باشد، زن او می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند. در این صورت دادگاه اقدام به نشر آگهی به ترتیب مذکور خواهد کرد، و بعد از گذشتن یک سال از تاریخ نخستین آگهی، در صورتی که خبری از غایب نرسیده باشد، حکم به طلاق خواهد داد. و در مورد عده زوجه مطلقه غایب ماده 1156 قانون مدنی میگوید، زنی که شوهر او غایب بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق، عده وفات نگه دارد.

این قاعده ار فقه اسلامی گرفته شده و بدین نحو توجیه میشود که ممکن است شوهر مرده باشد. اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و گذشتن مدت عده مراجعت کند، دیگر حقی نسبت به زن سابق خود نخواهد داشت. لیکن اگر قبل از انقضای مدت عده باز گردد، نسبت به طلاق حق رجوع دارد، یعنی می تواند با اظهار اراده خود مبنی بر ادامه ازدواج اثر طلاق را از بین ببرد.
در گذشته هرگاه زوجه کسی، مفقود الاثر می شد، قانون حمایت خانواده، تشریفات و ضوابط خاصی برای طلاق او مقرر داشته بود. لیکن چون به موجب تبصره 2 ماده 2 لایحه قانونی دادگاه مدنی خاص مصوب 1358، موارد طلاق همان است که در قانون مدنی و احکام شرع مقرر گردیده بود. آنچه در قانون حمایت خانواده راجع به طلاق زنی که مفقود الاثر شده است، آمده منسوخ است.

با وجود این بر طبق مقررات قانون مدنی و احکام شرع، شوهر با اختیاری که از طلاق دارد میتواند زن را طلاق دهد. لیکن به نظر می رسد که برابر ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوطه به طلاق مصوب 1370 باید به دادگاه مراجعه و گواهی عدم امکان سازش تحصیل نماید.

باتشکر از شما که در این مقاله حقوقی با ما همراه بودین. شما میتوانید با عضویت در سایت و پرسیدن سوال در انجمن این سایت، جویای جواب سوالتان در کمتر از 48 ساعت شوید، و جواب های سوالاتتان توسط وکیل و مشاور حقوقی مجرب ما صورت میگیرد.

طلاق زوجه غایب

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:38 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

عدم نفوذ قرارداد

موضوع این مقاله عدم نفوذ قرارداد یا تعهد نسبت به مال توقیف شده است. به استناد ماده 57 قانون اجرای احکام مدنی، هرگونه قرارداد و یا تعهدی که نسبت به مال توقیف شده بعد از توقیف به ضرر محکوم له منعقد شود، نافذ نخواهد بود. مگر اینکه محکوم له کتباً رضایت دهد.

حکم این ماده یا همان ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی دارای تفاوت اساسی است. ماده 56 انعقاد هرگونه معامله قطعی، شرطی و رهنی نسبت به مال توقیف شده را باطل و بلااثر می دانست. اما ماده 57 هرگونه قرارداد و یا تعهد نسبت به مال توقیف شده را غیر نافذ دانسته است. بنابراین تشخیص محدوده هر یک از این دو ماده در نتیجه تصمیم مرجع قضائی و یا اثری که بر عمل حقوقی واقع شده ترتیب میگردد، متفاوت است.

در مورد جمع بین دو ماده 56 و 57 قانون اجرای احکام مدنی سه احتمال وجود دارد. احتمال نخست آن است که هر گونه قرارداد نسبت به مال توقیف شده غیر نافذ است، مگر اینکه قرارداد متخص یکی از عقود قطعی، شرطی یا رهنی باشد که در این صورت معامله باطل و بی اثر خواهد بود. احتمال دوم آن است که ماده 56 راجع به عقود با نام و ماده 57 راجع به عقود بی نام است. و احتمال سوم نیز آن است که ماده 56 به عقودی نظر دارد که موضوع اصلی آن ها مال توقیف شده می باشد. اما ماده 57 ناظر به عقودی است که موضوع اصلی آن مال توقیف شده نیست. به عنوان نتیجه باید گفت اگر نتیجه عقد یا قرارداد به ضرر محکوم علیه باشد چنانچه عمل حقوقی در قالب ماده 56 قرار گیرد، آن معامله باطل و چنانچه در قالب ماده 57 قرار گیرد، آن معامله غیر نافذ خواهد بود.

باتشکر از اینکه در این مقاله با ما همراه بودین. شما میتوانید برای مشاوره رایگان با وکیل و مشاور حقوقی ما با دفتر تماس بگیرید و نوبت خود را رزرو نمایید.

عدم نفوذ قرارداد

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:38 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

جعل

جعل در لغت به معنی دگرگون کردن – منقلب نمودن، گرداندن، قرار دادن، آفریدن، وضع کردن، ساختن و ایجاد کردن به کار رفته است.
استحکام روابط اجتماعی، اقتصادی و غیره منوط بر آن است که افراد جامعه بتوانند به صحت و اصالت نوشته ها و اسنادی که برای اهداف مختلف بین آن ها رد و بدل شده و مورد استناد قرار می گیرد، اطمینان داشته باشند.

از همین روست که این پیشنهاد که چون جعل در واقع مقدمه ای است برای استفاده بعدی از سند مجهول یا برای ارتکاب کلاهبرداری و نظایر آن ها، بنابراین نباید جرم مستقلی محسوب شود. بلکه، جزء در موارد استثنایی مثل جعل اسکناس و قلب سکه، برعکس در بعضی این نظام ها همواره بر اهمیت حفظ این جرم به عنوان یک جرم مستقل در جهت تحکیم روابط اجتماعی سالم تاکید گشته که در قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز بدین گونه می باشد.

به استناد ماده 583 قانون مجازات اسلامی جعل عبارت است از:
ساختن نوشته، یا سند یا ساختن مهر یا امضاء اشخاص رسمی یا غیر رسمی، یا خراشیدن با تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته ای به نوشته دیگر یا به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن و نظایر این ها به قصد تقلب.

در حال حاضر با توجه به این که ماده 726 قانون مدنی تعزیرات مصوب سال 1375 در مقام بیان جرائم قابل گذشت هیچ ذکری از مواد هشت فصل اول قانون تعزیرات به میان نیاورده است. باید گفت که کلیه جرائم مذکور در این مواد جزء جرائم برخوردار از ماهیت عمومی و در نتیجه غیر قابل گذشت می باشد.
شما عزیزان میتوانید با وکیل و مشاور حقوقی این دفتر وکالت در مسیر سخت پرونده های قضائی خود راهی آسان تر و مطمعن تر را بپیمایید، پس با ما تماس بگیرید.

جعل

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:37 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

قرارداد ارفاقی

قرارداد ارفاقی، قراردادی است که بین تاجر ورشکسته از یک طرف و اکثریت طلبکارهای وی از طرف دیگر به منظور توقف جریان تصفیه و تعیین ترتیب پرداخت دیون بسته می شود.

این قرارداد که در قانون تجارت پیش بینی شده است، یک نوع قرارداد جمعی است و طلبکارها به جای تقسیم اموال تاجر ورشکسته با او قرارداد می بندند و با دادن مهلت ارفاقی به تاجر، اجازه ادامه فعالیت تجاری را به او می دهند.
برای تشکیل قرارداد، لازم نیست همه طلبکارها با داشتن سه ربع از کلیه مطالباتی که تشخیص، تصدیق شده یا موقتاً قبول گشته است، باید در آن شرکت بنمایند (ماده 480 قانون تجارت).

به موجب ماده 489 این قانون، همین که قرارداد ارفاقی تصدیق شد، نسبت به طلبکارهایی که در اکثریت بوده، ظرف مدت 10 روز از تاریخ تصدیق آن را امضاء کرده اند قطعی خواهد بود. ولی طلبکارهایی که جزء اکثریت نبوده اند و قرارداد را هم امضاء نکرده اند میتوانند سهم خود را موافق آنچه از دارایی تاجر به طلبکارها می رسد دریافت نمایند. لیکن حق ندارند در آتیه از دارائی تاجر ورشکسته بقیه طلب خود را مطالبه کنند، مگر پس از تادیه تمام طلب کسانی که در قرارداد ارفاقی شرکت داشته یا آن را ظرف 10 روز مزبور، امضاء نموده اند.

با تشکر از همراهی شما در این مقاله، شما خوبان میتوانید در بخش وبلاگ، از آخرین اخبار، مقاله و ویدیوهای حقوقی که توسط مجرب ترین وکیل دادگستری و مشاور حقوقی تهیه شده است، مطلع شوید.

قرارداد ارفاقی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:37 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

درخواست تابعیت

با سلام خدمت بینندگان این ویدیو، موضوع این ویدیو در خصوص افرادی است که میخواهند تابعیت کشور ایران را داشته باشند.

طبق ماده 979 قانون مدنی، اشخاصی که دارای شرایط ذیل باشند، میتوانند درخواست تابعیت ایران را بکنند:
– به سن 18 سال کامل رسیده باشند.
– فراری از خدمت نظام نباشند.
– به مدت 5 سال متوالی و یا متناوب در ایران حضور داشته باشند.
– در هیچ مملکتی به جرم های سیاسی محکوم نشده باشند.
– کسانی که دارای عیال ایرانی باشند و از او دارای فرزند باشند.
– کسانی که دارای جایگاه های علمی و متخصص باشند.
– کسانی که به عموم مردم و جامعه خدمت شایانی کرده باشد.

طبق ماده 983 قانون مدنی، درخواست کننده تابعیت باید درخواست خودش را به وزارت امور خارجه تسلیم کند، و مدارک ذیل را هم همراه درخواستشان ارائه دهد.
– اسناد هویت درخواست کننده به همراه عیال و فرزندانش.
– گواهی نامه ای در خصوص تایین اقامتش در ایران.
– نداشتن سوء سایقه.
– داشتن شغل لازم برای امرار معاش.

درخواست به هیئت وزیران ارسال میشود و هیئت وزیران در صورت موافقت با درخواست، سند تابعیت صادر خواهد شد.

باتشکر از اینکه در این ویدیو با ما همراه بودین. شما میتوانید برای انجام مشاوره رایگان با وکیل و مشاور حقوقی ما با شماره های تماس موجود در سایت تماس بگیرید و نوبت حضوری خود را رزرو کنید و یا همان تلفنی با وکیل پایه یک دادگستری ما مشاوره حقوقی داشته باشد.

درخواست تابعیت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:37 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مفهوم جرم

جرم اینگونه در ماده 2 قانون مجازات اسلامی تعریف شده است: هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است.

در نتیجه جرم که منشأ مسئولیت برای مجرم است توسط قانون گذار به وجود می آید و هر گاه توسط قانون گذار این مسئولیت از رفتار انسان برداشته شود به این معنی است که آن رفتار مجاز است، و مانند این است که هیچ جرمی رخ نداده است. گاه قانون گذار در شرایطی که دقیقاً آن را ذکر کرده است ارتکاب رفتاری را که جرم است را جرم نمی داند یعنی وصف جرم بودن را از جرم، به علت خاص بودن شرایط می زداید. به این شرایط و اوضاع احوال که باید دقیقاً در قانون ذکر شده باشد عوامل موجهه جرم گفته می شود. به عبارت دیگر هنگام وجود عوامل موجهه جرم عنصر قانونی جرم از بین می رود و هر گاه یکی از این عوامل موجود باشند به علت زوال عنصر قانونی مانع از شکل گیری جرم می شوند؛ در نتیجه شرکا و معاونان نیز از مجازات معاف می شوند.

در معنای اول شاید اجبار و اضطرار به یک معنا انگاشته شوند، اما باید خاطر نشان شد که اجبار قدرت عمل و اختیار را از انسان سلب می کند و فرد هیچ انتخابی نمی تواند داشته باشد. اما اضطرار اختیار و اراده انسان را از بین نمی برد بلکه انسان ناچار به انتخاب یکی از دو راه است یا اطاعت از دستور قانون گذار و رویارویی با خطری که جان یا مال خودش یا دیگری را تهدید می کند و یا ارتکاب جرم برای دفع با رهایی از خطر، که معمولا  افراد در این حالت با در نظر گرفتن سود و منفعت خود یا دیگری ارتکاب جرم را برمی گزیند. مثل شکستن شیشه ی مغازه دیگری برای فرار از آتش سوزی.

دفاع مشروع عبارت است از: توانایی که قانون به افراد داده است تا برای دفاع از نفس، عرض، ناموس، مال یا آزادی تن خود یا دیگری در برابر هر گونه تجاوز یا خطر فعلی یا قریب الوقوع با رعایت مراحل دفاع و رعایت شرایط مندرج در قانون، زمانی که راه دیگری برای دفع خطر نباشد مرتکب رفتاری شوند که طبق قانون جرم محسوب می شود. به شکل ساده تر دفاع مشروع را می توان این گونه تعریف کرد: اباحه ارتکاب جرم برای دفع خطر با رعایت شرایط مندرج در قانون.

لازم به گفتن است که شما عزیزان میتوانید با طرح سوال در انجمن از وکیل و مشاور حقوقی ما مشاوره رایگان بگیرید.

مفهوم جرم

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:36 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

حضانت فرزند

باسلام خدمت بینندگان این ویدیو. موضوع این ویدیو در خصوص حضانت فرزند است. سوالی که بسیاری از خانم ها با حضور در دفتر وکالت از اینجانب سوال میکنند، این هست که آیا میتوانند بعد از اینکه از همسرشان جدا شدند، حضانت فرزندشان را بعد از 7 سالگی هم داشته باشند یا نه ؟

طبق قانون مدنی حضانت فرزند تا 7 سالگی با مادر است و بعد از 7 سالگی حضانت با پدر خواهد بود. مگر بعد از سنین کودک پسر در سن 15 سالگی و دختر 9 سالگی که خود تایین کننده هستند که با کدام یک از والدین خودشون زندگی کنند. در صورتی که خانمی بخواهد بعد از 7 سالگی حضانت فرزند خودش را همچنان داشته باشد، باید عدم صلاحیت پدر را در واقع ثابت کنند.

طبق ماده 1173 قانون مدنی، هرگاه در اثر عدم مواضبت یا انحتاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل در حضانت اوست، صحت جسمانی یا تربیت اخلاقیش در معرض خطر باشد، محکمه میتواند به تقاضای به تقاضای گرفتگی حضانت ار پدر و مادر به تصمیم رییس قوه قضایی هر تصمیمی که بر حضانت طفل است، اتخاذ کند.

مواردی که برای عدم مواضبت و یا انحتاط اخلاقی هر یک از والدین است، عبارت اند از:
1- اعتیادشان به موارد مخدر و یا مشروبات الکلی
2- انجام امور فساد اخلاق و فحشا
3- ابتلا به بیماری های روانی
4- سوء استفاده از طفل یا اجبارشان برای مشاغل غیر اخلاقی
5- تکرار ضرب و جرح خارج از عرف

در این صورت و موارد میتواند مادر با اثبات این موارد در دادگاه حضانت طفل را از پدر گرفته و طفل را خودشان نگه داری کنند، ولی همچنان نفقه فرزند بر عهده پدر خواهد بود.

باتشکر از این که در ویدیو با ما همراه بودین. لازم به گفتن است که شما میتوانید با مشاور حقوقی و وکیل پایه یک ما برای امور خانوادگی خود، ما را همراه خود بدانید.

حضانت فرزند

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:36 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

معامله به قصد فرار از دین

معامله به قصد فرار از دین معامله ای است که جهت آن نامشروع است و فرار از تادیه دین، انگیزه اصلی معامله است و دو طرف برای میل به آن معامله میکنند.

قانون گذار نیز معامله به قصد فرار از دین (ماده 218 ق.م) را ذیل جهت معامله (ماده 217 ق.م) آورده است. گرچه معامله با جهت نامشروع باطل است، ولی چون مقصود قانونگذار حمایت از طلبکار بوده است، معامله به قصد فرار از دین را باطل ندانسته (ماده 218 مصوب 1308 هـ.ش) و غیر نافذ معرفی کرده است. با وجود این قانونگذاری جدید، با حذف ماده مزبور و تصویب دو ماده مبهم و قابل انتقاد، به ظاهر از حکم عدم نمود عدول کرده و به صحت معامله به قصد فرار از دین تمایل پیدا کرده است. و فقط برای پیشگیری از تشکیل معامله به قصد فرار از دین، توقیف اموال بدهکار را تجویز کرده است (ماده 218).

جزء ماده 217 قانون مدنی که بطور کلی حکم معاملات با جهت نامشروع را در بر دارد پیشینه و مستندات قانونی معامله به قصد فرار از دین از قرار ذیل است:
1- ماده 218 قانون مدنی مصوب 1307 که مقرر می دارد، هرگاه معلوم شود که معامله به قصد فرار از دین واقع شده، آن معامله نافذ نیست.
2- ماده 65 قانون مدنی صحت وقفی که به علت اضرار دیان واقف شده باشد، منوط به اجازه دیان است. یعنی وقف به جهت اصرار طلبکاران غیر نافذ است و طلبکار میتواند آن را رد یا تنفیذ کند.
3- ماده 871 قانون مدنی هرگاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند، مادام که دیون متوفی تادیه نشده است معاملات مربوره، نافذ نبوده و دیان میتوانند آن را بر هم زنند.
4- ماده 21 قانون، نحوه محکومیت های مالی مصوب 1394: انتقال مال به دیگری به هر نحو به وسیله مدیون با انگیزه فرار از ادای دین به نحوی که باقی مانده، اموال برای پرداخت دیون کافی نباشد، موجب حبس تعریزی یا جزای نقدی درجه 6 یا جرای نقدی معادل نصف، محکوم یا به هر دو مجازات میشود. و در صورتی که منتقل الیه نیز با علم به موضوع اقدام کرده باشد، در حکم شریک جرم است. در این صورت عین آن مال و در صورت تلف یا انتقال، مثل یا قیمت آن از اموال انتقال گیرنده به عنوان جریمه اخذ و محکوم از محل آن استیفا خواهد شد.
5- ماده 500 قانون تجارت: معاملاتی که تاجر ورشکسته پس از صدور حکم راجع به تصدیق قرارداد ارفاقی تا صدور حکم بطلان یا فسخ قرارداد مزبور نموده، باطل میشود، مگر در صورتی که معلوم شود به قصد اضرار بوده و به ضرر طلبکاران میباشد.
6- ماده 218 قانون مدنی مصوب 1370: هرگاه معلوم شود که معامله به قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده، آن معامله باطل است.

لازم به ذکر است که شما عزیزان میتوانید روی وکیل پایه یک دادگستری و همچنین مشاور حقوقی ما برای پرونده های سخت و دشوار خود حسابی ویژه باز کنید.

معامله به قصد فرار از دین

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:35 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مشاور حقوقی

با توجه به پیچیده شدن روابط فردی و سازمانی در دنیای امروز و افزایش مسایل و مشکلات مختلف در سازمان های دولتی و یا شرکت های خصوصی و همچنین در روابط بین انسان ها، نیاز به حضور یک یا چند کارشناس و یا مشاور حقوقی در کنار مدیران و افراد بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

مشاور حقوقی باید علاوه بر دانش حقوقی از نظر اخلاقی نیز انسانی شایسته باشد یا حداقل در چارچوب اخلاق حرفه ای نسبت به حفظ اسرار موکل و تلاش کامل برای حفظ منافع مشروع او، خود را مقید بداند. در فرایند مشاوره سه عنصر شخصیت، دانش و مهارت مشاوره، نقش بسیار مهمی دارد. مشاوره، حرفه ای است علمی و بسیار حساس که با خصوصی ترین و محرمانه ترین و نیز پیچیده ترین مسایل انسان ها سر و کار دارد لذا داشتن صرف اطلاعات محدود حقوقی به تنهایی نمی تواند فرد را در مقام یک مشاور حقوقی حرفه ای قرار دهد.

مشاور حقوقی به مدیران و ذی نفعان سازمان کمک می کند تا ضمن توجه به مسئولیت های کیفری، حقوقی، جزایی و انتظامی تصمیماتشان، تصمیمات صحیح تری اتخاذ نمایند و همچنین در مواجه به مسایل حقوقی سازمانی به آنها در حل و فصل مسایل و مشکلات یاری می رساند. مشاور حقوقی با تسلط کاملی که به قوانین و اصول حقوقی دارد، کلیه امور حقوقی سازمان یا شرکت از جمله تهیه و تنظیم آیین نامه ها و دستورالعمل ها، انعقاد قراردادهای داخلی و خارجی، رسیدگی و پیگیری پرونده های حقوقی و دعاوی اداری و استخدامی، شرکت در جلسات دادرسی و دفاع از حق سازمان، ارائه مشاوره حقوقی به کارکنان در صورت لزوم، انجام امور حقوقی مربوط به مناقصه، مزایده و … را برعهده دارد.

برخی از مشاوران حقوقی در حوزه های خاص و تخصصی فعالیت می کنند. به عنوان مثال یک مشاور حقوقی فقط به شرکت ها و سازمان های هنری و دیگری فقط به سازمان های ورزشی مشاوره می دهد. لازم به ذکر است که مشاور حقوقی و وکیل مجرب ما میتواند در عرصه های حقوقی، کیفری، خانوادگی و ملکی با مشاوره رایگان در کنار شما عزیزان باشد.

مشاور حقوقی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:26 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

دفتر وکالت تهران

وکالت یکی از عقود بسیار رایج میباشد، که امروزه در صحنه‌های اجتماعی، اقتصادی و در بانک‌ها استفادۀ زیادی دارد. وکالت عقد است و در نتیجه آن نیاز به ایجاب موکل و قبول وکیل دارد.

مورد وکالت باید امری باشد که به موجب قانون یا طببعتاً در انحصار شخص نباشد مثل وکالت در مجلس معامله که باید خودش عمل نماید و نمی‌تواند دیگری را وکیل نماید و دیگر این‌که خود شخص موکل بتواند آن را انجام دهد، برای مثال شخص ورشکسته که از دخالت در اموال ممنوع است نمی‌تواند در مورد آن به دیگری وکالت دهد. موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است انجام دهد، موکل باید تمام مخارجی که وکیل برای انجام وکالت نموده است را بدهد، موکل باید اجرت وکیل را بدهد مگر اینکه در عقد وکالت طور دیگری مقرر شده باشد.

با توجه به اینکه اقامه دعوی حقوقی و یا کیفری نسبت به هر موضوعی معمولاً یکبار قابلیت طرح را دارد مگر موضوعات و یا مواردی که از این قاعده مستثنی هستند لذا کسب اطلاعات لازم از طریق مشاوره حقوقی و یا انتخاب وکیل دادگستری در اقامه دعوی و یا دفاع در قبال دعوی مطروحه می تواند در حل مشکلات بوجود آمده مفید باشد، البته مشاوره با وکیل فقط مختص بروز مشکلات حقوقی نبوده و حتی قبل از اقدام به امری و پیش آمدن مشکلات، می توان با وکیل مشاوره داشته و علاج واقعه را قبل از وقوع نمود.
وکیل نمی‌تواند برای انجام کاری که به او واگذار شده دیگری را وکیل نماید، ولی اگر موکل به او اجازه داده باشد که وکیل بگیرد، ‌به هر طوری که به او دستور داده می‌تواند رفتار نماید. در وکالت لازم نیست صیغه‌ی آن را بخوانند، و اگر انسان به دیگری بفهماند که او را وکیل کرده و او هم بفهماند قبول نموده، مثلاً مال خود را به کسی بدهد که برای او بفروشد و او مال را بگیرد وکالت صحیح است. حقوق محیط زیست، حقوق حمل و نقل، حقوق بشر، حقوق نفت و گاز نیز از دیگر زمینه های فعالیت وکلا می باشد که هر وکیلی پس از فارغ التحصیلی با توجه به رشته تحصیلی خود و نیاز بازار کار و عوامل دیگر جذب یکی از زمینه های تخصصی فوق خواهد شد.

وظایف دفتر وکالت
-مشاوره به مراجعان در خصوص موارد قانونی
-حضور در دادگاه به عنوان نماینده موکل خود و دفاع از آنها
-تهیه پیش نویس ها، قراردادها و نامه ها برای درج در پرونده و پیشبرد امور حقوق و قضایی موکل خود
-جستجوی موارد مشابه قبلی برای تسهیل کار پرونده جاری در دست
-جمع آوری و نگهداری از مستندات و مدارک مربوط به پرونده برای ارائه به دادگاه جهت دفاع از موکل خود
-شرکت در جلسات و مذاکره ها به منظور کشف اطلاعات بیشتر، بررسی بیشتر پرونده و یا ارائه توضیحات یا دلایل و مدارک به ذی نفعان
-ارائه مدارک و شواهد به دادگاه و دفاع از موکل

دفتر وکالت تهران

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:26 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

دفتر وکالت

وکالت در فقه و حقوق ایران عبارت از: عقدی جایز که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب و یا جانشین خود قرار می‌دهد. وکالت دهنده را موکل، و وکالت گیرنده را وکیل می‌نامند. وکالت در لغت به معنای واگذار کردن، اعتماد و تکیه کردن به دیگری می باشد.

وکالت به دو بخش مدنی و قضایی تقسیم بندی میشود. بخش مدنی را که به امور غیر قضایی مانند خرید و فروش، اجاره، عقد ازدواج، طلاق، قرض، رهن و… اطلاق می‌شود می‌توان به دیگری نیابت داد ولی در امور قضایی که مراد، طرح شکایت یا دعوا نزد مراجع قضایی و یا دفاع از خود نزد آنان است نمی‌توان به هر شخصی وکالت داد بلکه وی باید فردی صاحب صلاحیت و دارای اجازه ویژه از مراجع قانونی در امر وکالت قضایی باشد وگرنه مراجع قضایی از پذیرش وکالت او خودداری می‌کنند.
در دادگاه‌، طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند دادگاه برای آن ها وکیل تایین میکند و یا شرایط و امکاناتی را فراهم میکند که شخص بتواند بهترین وکیل مرتبط به پرونده خود را یابد. در نظام قضایی کشورمان ایران، سابقه‌ی حضور وکیل در دعاوی و امور قضایی اعم از امور مشورتی و دفاعی به بیش از ۱۰۰ سال بالغ می‌گردد. البته قبل از سال ۱۳۳۲ قمری به صورت غیر رسمی و به طور متفرقه، وکالت‌هایی صورت می‌پذیرفت و لیکن از این سال وکالت تحت قواعد و قوانین مدونی قرارگرفت که از ناحیه‌ی وزارت عدلیه‌ی وقت تعیین و تبیین گردیده بود. مطابق فرمان وزیر عدلیه مرحوم فروغی، وکلا به ۳ درجه تقسیم‌بندی می‌شدند و حق مداخله در پرونده‌هایی را داشتند که از محاکم ابتدایی تا دیوان عالی کشور را شامل می‌گردید و به همین منظور امتحاناتی از وکلا اخذ می‌گردید.

در حال حاضر ۲ تشکیلات موازی و جداگانه با ساختار متفاوت در امور وکالتی کشورمان وجود دارد، یکی (کانون‌های وکلاء دادگستری)» و دیگری (مرکز امور مشاوران و وکلاء قوه‌ی قضائیه) که هر یک از این دو تشکل، وکلاء متعددی را تحت نظر و نظارت خود دارند. وکلاءِ هر دو تشکل موصوف در مجموع اختیارات و وظایف مشابهی داشته و امور وکالتی و مشاوره‌ای را به انجام می‌رسانند و در دادگاه‌ها به انجام وکالت اشتغال دارند.

لازم به گفتن است که شما میتوانید در پرونده های سخت حقوقی و قضایی خود روی مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری ما حسابی ویژه باز کرده و امور حقوقی خود را به ما بسپارید.

دفتر وکالت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:24 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل پایه یک دادگستری کسی است  که در دادگاه های عالی قانون، از طرف دادستان صحبت می کند و یا از موکل خود دفاع میکند. وکیل پایه یک دادگستری کسی است که به افراد مشاوره حقوقی می دهد، اسناد و موارد قانونی را مطرح می کند، و در شرایطی که فردی بخواهد، در دادگاه به نمایندگی از او حضور پیدا می کند.

وکلا از مردم در برابر رسوخ دولتی و خصوصی در حقوق شخصی و اموال دفاع می کنند. دانش وکلا از قانون باعث می شود تا از سوء استفاده های برخی از ندانستن قانون یا سوء استفاده از نقاط ضعف در قانون  توسط عده ای دیگر جلوگیری شود. وکلایی که از کانون وکلای دادگستری پروانه اخذ می‌کنند بدواً به ‌صورت ۲ سال کارآموزی دوره ای را طی می‌کنند و می‌توانند زیر نظر وکیل سرپرست نسبت به دفاع از حقوق موکل اقدام کنند و پس از طی 2 سال و همچنین تأیید صلاحیت علمی و گزینش‌های مربوطه موفق به اخذ پروانه وکالت پایه یک شوند. لذا شهروندانی که حق انتخاب وکیل را دارند بدواً باید اطلاع کامل از پایه وکیل داشته باشند و بر حسب موضوع که آیا کارآموز وکالت یا وکیل، پایه دوم یا اول باشد اقدام کنند.

توجه به پایه وکیل در ابتدا می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل انتخاب وکیل باشد. در بعضی موارد اشخاصی که نیاز به وکیل دارند بدون تشخیص این امر اقدام به انتخاب وکیل می‌کنند و بعد از بروز مشکل متوجه می‌شوند که وکیل انتخابی آن‌ها کارآموز پایه 2 بوده و در صلاحیت دفاع از حقوق وی نمی‌توانسته باشد. بنابراین شهروندان باید با توجه به موضوع و مشکلات خود، برای انتخاب وکیل اصلح دقت نظر کافی را لحاظ کنند.
وکلای پایه 2 فقط حق شرکت در محاکم کیفری که به جرم‌های تعزیری مستوجب حبس کمتراز ۱۰ سال و شلاق و جزای نقدی و اقدامات تامینی منتج می‌شود را دارند، و در محاکم حقوقی نیز چنانچه بازخواسته کمتر از۵۰۰ میلیون ریال باشد و یا خواسته غیر مالی مگر در دعاوی مربوط به اختلافات در اصل نکاح، اصل طلاق، اثبات و نفی نسب باشد.

متن سوگند نامه وکیل هنگام اخذ پروانه پایه یک دادگستری
در این موقع که می خواهم به شغل شریف وکالت نائل شوم، به خداوند قادر متعال قسم یاد می کنم که همیشه قوانین و نظامات را محترم شمرده، و جز عدالت و احقاق حق منظوری نداشته، و بر خلاف شرافت قضاوت و وکالت اقدام و اظهاری ننمایم. و نسبت به اشخاص و مقامات قضائی و اداری و همکاران و اصحاب دعوی و سایر اشخاص، رعایت احترام را نموده، و از اعمال نظریات سیاسی و خصوصی و کینه توزی و انتقام جوئی احتراز نموده و در امور شخصی و کارهایی که از طرف اشخاص انجام می دهم. راستی و درستی را رویه خود قرار داده و مدافع از حق باشم. و شرافت من وثیقه این قسم است که یاد کرده و ذیل قسم نامه را امضاء می نمایم.

وکیل پایه یک دادگستری

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:23 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل تهران

برای پرونده هایی همچون زمین خواری، بهترین وکیل تهران را می توان معرفی کرد تا حداقل با گرفتن او به عنوان مشاور حقوقی سرتان کلاه نرود. وکیل ما میتواند بهترین گزینه برای شما عزیزان باشد.

یکی از کلاهبرداری هایی که دیگر آن قدر تکراری شده که به روشی سنتی و پر از قربانی تبدیل شده است، پرونده هایی است که در مورد موضوع زمین خواری و موارد مشابه اشاره دارد. زمین خواری یعنی این که افرادی بدون آن که استحقاقش را داشته باشند در یک محوطه تصرف غیر قانونی داشته و به بهره برداری از زمین بپردازند. مثلاً ساخت و ساز های بدون مجوز در حاشیه رود ها برای کسب در آمد، توریست و مسافر. در اغلب این زمین خواری ها باید با گرفتن بهترین وکیل آقا که در سازمان خاص دولتی نفوذ دارند و با پرداخت رشوه ملک را در اختیار گرفته اند، اقداماتی را علیه ان ها انجام داد.

هرگاه از تقصیر وکیل خساراتی به موکل متوجه شود که وکیل مسبب آن باشد، مسئول خواهد بود، وکیل می بایست در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را مراعات نموده و از اختیارات داده شده تجاوز نکند، آنچه را به جای موکل خود دریافت می کند به او رد کند، در صورتیکه برای انجام امری دو یا چند وکیل معین شده باشد هیچ نمی تواند بدون دیگری و یا دیگران در امری دخالت نماید و اگر وکیل، وکالت در توکیل نداشته باشد نمی تواند انجام امری را به دیگری واگذار کند.

وکالت به 2 دسته تقسیم می‌شود: مطلق و مقید.
1- منظور از وکالت مطلق این است که شخصی را برای تمامی امور وکیل کنند و این وکالت شامل امور اداری و مالی موکل می‌شود، مثل فروش یا خرید یا پرداخت هزینه خانواده. بنابراین در این قسم اعمال، وکیل نیاز به اجازه موکل ندارد.
2- وکالت مقید نیز به این معنی است که مورد وکالت مشخص و معین است و وکیل باید فقط در همان مورد معین، عمل کند، مثل خرید خانه یا فروش ماشین.

یک وکیل می تواند تمام انواع مسائل حقوقی از تهیه پیش نویس گرفته یا اینکه کسی ادعای ثبت اختراع داشته باشد، انجام دهد ویا به دفاع از مردم در برابر اتهامات جنایی بپردازد. وکلای واجد شرایط باید دوره درس قانون دیده باشند  و معنی دیگر وکیل، البته به معنی قانوندان است.

وکیل تهران

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:21 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل خوب

زمانی که افراد به دنبال یک وکیل خوب می گردند، ضمن اینکه وکیل خوب مورد نظر آنها وکیلی است که دانش و آگاهی و مهارت لازم را داشته باشد به دنبال یک وکیل قابل اعتماد هستند. از آنجا که خودشان تسلطی بر قوانین و روند قضایی دادگاه ها ندارند، در جستجوی یک وکیل دادگستری هستند که به او اعتماد کرده و آسوده خاطر از اینکه وکیل تمام تلاش خود را انجام می دهد به نتیجه کار امیدوار باشند. از این رو معمولا افراد از طریق پرس و جو از اطرافیان و استفاده از تجربه دیگران وکیل خود را انتخاب می کنند.

شجاعت و جسارت هم از صفات لازمه یک وکیل خوب دادگستری است. یک وکیل قرار است مدافع و حافظ جان، مال، ناموس و آبروی موکل خود باشد. بهتر آن است که افراد جهت یافتن یک وکیل خوب، قبل از سپردن وکالت کار خود به یک وکیل دادگستری حتما مشاوره حضوری در دفتر وکیل داشته باشند و تنها به تماس تلفنی و مشاوره تلفنی اکتفا نکنند یا حتی با چند وکیل پایه یک مشورت کنند تا قادر به انتخاب یک وکیل قابل اعتماد که با او احساس راحتی دارند باشند. وضع ظاهری و برخورد وکیل باید در شان این حرفه مقدس باشد. یک وکیل خوب حتما انسان وقت شناسی است. یک وکیل توانمند صریح و در قالب مطالبی که برای موکل قابل فهم باشد صحبت می کند و در جلسه دادرسی هم طوری مطلب را بیان می کند که قاضی بتواند مطلب را همانگونه که منظور وکیل است دریافت کند.

واقعیت این است که غیر از وکلایی که کار خود را تازه شروع کرده و در دوره ی کارآموزی هستند، یا وکلایی که مجازات شده و تنزیل درجه شده اند، وکلای کانون وکلاء، تماماً (وکیل پایه یک) هستند! بنابراین (پایه یک بودن) صفتی است که غیر از کارآموزان و وکلای مجازات شده، صفت بقیه وکلاء است و نشانه خوب بودن وکیل محسوب نمیشود. قطعا در این عرصه تجربه کاری میتواند نقش مهم تری ایفا کند که وکیل دادگستری ما با تجربه بیش از 12 سال کار وکالت و قعالیت در عرصه های مختلف حقوقی میتواند به عنوان یک وکیل خوب مطرح شود.

پس یک وکیل خوب و موفق باید تلاش نماید کار ماهیتاً با ارزش وکالت و قضاوت را نه صرفاً به دید مادی و کسب درآمد و شغلی برای امرارمعاش بلکه به نیت احقاق حق و اجرای عدالت و دفع ظلم و حل مشکلات انسانها دنبال کند و جنبه معنوی کار را از یاد نبرد که ارزش آن بسیار گرانبهاست، و از فرصت به دست آمده و اختیار و توانی که جامعه در اختیار او نهاده است نهایت استفاده را جهت خدمت واقعی با تجهیز خود به علم و اخلاق و کمال شغلی ببرد.

وکیل خوب

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:21 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل ملکی

دعاوی مربوط به اموال غیر منقول مثل زمین، آپارتمان، باغ و… می باشد که مالکیت ممکن است، مشاع باشد. منظور از ملک مشاع، مالکیت بین ۲ یا چند نفر مشترک باشد. ملک مشاع ممکن است قابلیت افراز، ( تقسیم ) داشته باشد یا غیر قابل افراز باشد. که یکی از مشکلات عمده در دعاوی ملکی، غیر قابل افراز بودن ملک مشاع است.
اگر مالکین با توافق و تراضی ملک را به قسمتهای مشخص بین خود تقسیم کنند، می توانند از اداره ثبت سند مجزا دریافت کنند. در غیر اینصورت اگر قادر به فروش ملک به نحو مشاع نباشند. می تواند با مراجعه به اداره ثبت و گرفتن دستور غیر قابل افراز بودن ملک به دادگاه مراجعه نموده و دستور فروش بگیرد که غیر قابل اعتراض در مراجع تجدید نظر بوده و با همین دستور ملک وارد مزایده می شود.
در کشور ما اراضی و املاک با توجه به نوع زمین و ملک و همچنین نوع کاربری آن دارای نظام حقوقی متفاوتی می باشند. با توجه به رشد روز افزون جمعیت و توسعه اجتماعی توجه جدی به حقوق اراضی و املاک، هر روز ضروری تر از قبل می گردد. قوانین و مقررات تصویب شده در طول سالیان متمادی نشانگر تلاش برای دستیابی به این مهم می باشد. با توجه به تنوع و کثرت قوانین مربوط به املاک در کشور ما از قانون مدنی گرفته تا قانون ثبت اسناد و املاک و… و همچنین وجود رویه قضائی خاص و در برخی مواقع متناقض و مبهم، دارا بودن تخصص و اشراف و تبحر در طرح، تعقیب و پاسخگویی به دعاوی ملکی مشهود می باشد.

دعاوی ملکی و دعاوی ناشی از قرارداد خدمات زیر را ارائه می نماید:
– کلیه دعاوی ناشی از خرید، فروش و اجاره املاک، از قبیل: الزام به تنظیم سند رسمی، الزام به اخذ پایان کار و صورتمجلس تفکیکی، الزام به تنظیم سند رسمی اجاره، تخلیه املاک تجاری و مسکونی، مطالبه سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت، تجویز انتقال منافع
– کلیه دعاوی راجع به تصرفات غیر قانونی املاک از قبیل: خلع ید، رفع تصرف عدوانی، رفع مزاحمت و رفع ممانعت از حق و ….
– کلیه دعاوی راجع به املاک و اموال مشاع، از قبیل: افراز ملک مشاع، دستور فروش ملک مشاع، تقسیم و تفکیک ملک مشاع و….
– تنظیم ، تفسیر و پشتیبانی انعقاد کلیه قراردادها
– و سایر دعاوی ناشی از اموال و املاک

لازم بذکر است که شما عزیزان میتوانید با طرح سوال در انجمن همین سایت از وکیل پایه یک و مشاور حقوقی ما مشاوره رایگان بگیرید.

وکیل ملکی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:20 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل خانوادگی

یکی از رشته های مهم حقوق، حقوق خانواده و مسائل مرتبط با آن است. وکیل خانواده وکیلی است که با تخصص در زمینه دعاوی خانواده و کسب تجارب و توانایی لازم می تواند در دعاوی خانواده به کمک شهروندان بیاید به گونه ای که با توجه به تخصصی بودن دعاوی خانواده از یک طرف و تجربه و خلاقیت یک وکیل از طرف دیگر کمک وی تاثیر بسزایی در دعاوی مزبور داشته باشد. هرچند که ممکن است وکلای زیادی در این زمینه وجود داشته باشند ولیکن پیدا نمودن وکیل متخصص خانواده کار دشواری نیست.

خدمات حقوقی ویژه ما در قالب قبول وکالت و ارائه مشاوره حقوقی، در خصوص دعاوی خانوادگی، به شرح ذیل ارائه می نماید:
طلاق توافقی؛ طلاق یکطرفه؛ فسخ نکاح؛ ابطال نکاح
مطالبه مهریه؛ تقسیط مهریه؛ توقیف اموال (تأمین خواسته)؛ ممنوع الخروج کردن بدهکار
مطالبه نفقه؛ طرح شکایت کیفری ترک انفاق و یا دفاع از آن
اجازه ازدواج مجدد؛ اجازه ازدواج دختر باکره (در فرضی که پدر اجازه ازدواج نمی دهد)
حضانت فرزند و سلب حضانت؛ ملاقات فرزند مشترک
– و سایر دعاوی و اختلافات خانوادگی

بیشتر افراد علاقه مند هستند که پرونده های خود را به بهترین وکیل محول کنند. در خصوص لزوم استفاده از وکیل متبحر بسیار سخن گفته شده است و علی رغم این که هنوز در کشور ما مثل کشورهای توسعه یافته، استفاده از خدمات وکیل پایه یک دادگستری رواج نیافته است اما آنچنان مزایای استفاده از وکیل روشن است که طولانی کردن کلام، توضیحات واضحات خواهد بود. اما نکته ای ظریف این که همه هنر وکیل در دانستن قوانین ماهوی نیست به کرات به افرادی برخورد کرده ایم که در رشته تحصیلی خودشان تبحر داشته اند ولی به فراخور مشکلشان مثل دعاوی خانوادگی، قانون را مطالعه کرده اند و به اطلاعات کلی دست یافته اند اما غافل از اهمیت دانستن آیین دادرسی و مقررات شکلی (که قواعد چگونه رسیدن به حق است) بوده اند و به همین علت دعاوی آن ها به شکست انجامیده است. اهل فن می دانند که اهمیت راه رسیدن به حق کمتر از دانستن خود حق نیست.

وکیل خانوادگی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:20 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل کیفری

دعوای کیفری، مربوط به عملی است که برای مرتکب آن، دادگاه مجازات تعیین می‌کند.

– هیچ عملی جرم نیست مگر آنکه قبلاً از طرف قانونگذار تعریف شده باشد. ‌
– هیچ مجازاتی ممکن نیست مورد حکم قرار گیرد مگر آنکه قبلاً از طرف قانونگذار برای همان جرم وضع شده باشد.
– هیچ محکمه‌ای صالح برای رسیدگی به جرمی نیست مگر آنکه قانون، صلاحیت آن محکمه را برای رسیدگی به آن جرم به رسمیت شناخته باشد.
– هیچ حکمی از محکمه صالح علیه متهمی صادر نخواهد شد مگر پس از رسیدگی و محاکمه، آن هم با شرایط پیش بینی شده در قانون.

بسیاری از پرونده های شکایت‌های کیفری حتی با پس گرفتن شکایت از طرف شاکی هم بسته نمی شوند (مثل شکایت در مورد رشوه، قتل، زنا و.. ). برای دعوت کردن طرف شکایت کیفری (متهم) به دادگاه برگه ای بنام احضاریه برای او فرستاده می‌شود ولی برای دعوت کردن طرف شکایت حقوقی (خوانده) از ورقه ای بنام اخطاریه استفاده می‌کند. از ویژگی های قانون جدید آئین دادرسی کیفری آن است که قاضی کیفری را از ابتدا به حقوق طرفین امر جزایی و دادرسی منصفانه توجه می دهد. وکیل کیفری در این مسیر می تواند با تذکرات بجا و هوشمندی خود، شاکی یا متهم را با حقوق قانونی خود آشنا سازد و مانع خروج قاضی کیفری از مسیر درست و قانونی شود.
وکیل دادگستری و به ­خصوص وکیل کیفری موفق کسی است که از ذکاوت و تیز هوشی ذاتی یا اکتسابی بهره مند باشد. بدون ذکاوت و تیزهوشی هیچ رمزی را نمی توان گشود و هیچ سختی و بسته ای را نمی­توان شکافت و از هیچ علم و تجربه ای نمی توان بهره گرفت. وکیل دادگستری و به خصوص، وکیل کیفری، هر روز با رمزها و سختی ها روبرو است و بر تجربۀ خود می افزاید. آمیخته ای از ذکاوت و علم و تجربه وکیل کیفری را ممتاز می کند و رجوع به او حاصل این امتیاز است و امیدها را به سوی خود می خواند.

وکیل کیفری

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:19 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل حقوقی

وکیل حقوقی کسی است که به جای موکل (کسی که وکیل حقوقی را انتخاب می کند و به او وکالت می دهد) کارهایی را که خود موکل اهلیت انجام آنها را دارد را بر عهده می گیرد. اگر وکالت با سند عادی (غیررسمی) و یا سند رسمی (تنظیم شده در دفتر اسناد رسمی) داده شود، برای انجام امور اداری یا انجام معاملات قابل استفاده است. اما با وکالت تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی نمی توان از جانب شخص حقیقی یا حقوقی به طور مستقیم به دادسراها و دادگاه ها مراجعه و موضوع وکالت را انجام داد. اما می توان در وکالت رسمی حق انتخاب وکیل دادگستری را هم گنجاند.

انتخاب وکیل دادگستری آزادانه از سوی هر شهروند یا اشخص حقوقی از میان وکلای دادگستری انجام می شود و رابطه میان وکیل و موکل با تنظیم و امضای وکالتنامه ( به صورت فرم قرارداد چاپی که کانون وکلا در اختیار وکلا قرار می دهد) و تعیین حق الزحمه وکیل آغاز می شود. وکلای دادگستری ایران به موجب قوانین همتراز با قضات دادگستری و هم شان آن ها در انجام وظیفه هستند. بنابراین نباید به آن ها توهین یا بی احترامی شود. وکیل دادگستری نمی تواند همزمان، وکالت شخصی را که طرف دعوی موکل اوست به عهده بگیرد و باید صلاح و غبطه موکل را رعایت کند.

در صورت برکناری وکیل حقوقی، باید تمام حق الوکاله به وی پرداخت شود مگر طرفین توافق دیگری در این باره داشته باشند. وکیل و دفتر وکالت ما در عرصه حقوقی میتواند: چک و سفته، مطالبات مالی و موارد دیگر حقوقی را انجام دهد.

وکیل حقوقی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:19 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

وکیل

وکیل کسی است که از طرف شخص دیگری چه حقوقی و چه حقیقی، به موجب اجرای عقد وکالت برای انجام کاری مأمور و نایب موکل خود می‌شود. وکیل به مشتریان خود مشاوره حقوقی می دهد و در برخی موارد به عنوان نماینده آنها در مسیر حقوقی و قضایی عمل می کنند.

وکیل یاری دهنده عدالت است. وکلا پیوسته نقش برجستهای در اجرای عدالت داشته اند و از همین رو اختیاراتی به آنها داده شده و تکالیفی بر عهده آنها گذاشته شده است. محاکم نمیتوانند نسبت به وکیل از آن جهت که نمایندگی موکل را بر عهده گرفته و به او یاری میرساند بی تفاوت باشند یا حتی او را طرف دعوا بشمار آورند. بلکه در راه وظیفه اجرای عدالت که قانون به او داده است وکیل را باید در هیات دادگستری همکار خود بدانند. پیرو این ویژگی که برای وکیل شناخته شده تکالیف و حقوقی نیز برای او ایجاد شده است. حق این که دادگاه اظهارات او را هر اندازه که برای بیان مدافعاتش لازم باشد بشنود. در محدوده مقررات حاکم بر حوزه قضایی میتواند دستمزد خود را دریافت نماید. حق دارد طرز به کارگیری وقت خود را تنظیم کند و مثل یک محکوم به اعمال شاقه از یک دادگاه به دادگاه دیگر نرود و از یک جلسه بازپرسی به جلسه کارشناسی نشتابد بلکه امکان آن را داشته باشد وقت خود را طوری تقسیم کند که بتواند از حقوق موکلش دفاع کند.

وکیل دادگستری نباید مسؤولیت هایش را از یاد ببرد و حق ندارد برای سوء رفتارهایی که امروزه در خیلی از اعضای جامعه ی وکلا مشاهده می شود، مظلوم نمایی و فرافکنی بکند، ولی واقعیت این است که او برای انجام مطلوب وظایفش، نظام تقنینی برآمده از انتخابات آزاد که بر مصوبات اش واقع بینی، خرد جمعی و احترام به حقوق شهروندی حاکم باشد، لازم دارد. نظام قضایی مستقل، پاک و متخصص لازم دارد. نظام صنفی جامع، کارآمد و قاطع لازم دارد. این ها اصلی ترین امکانات و ابزار دفاع مطلوب از حق و اجرای عدالت از سوی وکیل دادگستری به شمار می روند.

وکیل ما با دارا بودن 12 سال سابقه کار در عرصه های مختلف اعم از حقوقی، کیفری، خانوادگی و ملکی میتواند بهترین گزینه برای شما عزیزان باشد. شما میتوانید با تماس با دفتر وکالت ما جهت اخذ نوبت برای مشاوره رایگان اقدام نمایید.

وکیل

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:19 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

نحوه وصول مهریه

1. ارسال اظهار نامه از سوی زن به شوهر
2. از طریق اجرای ثبت
3. از طریق دادگاه

اظهار نامه نوعی اوراق چاپی موجود در دادگستری است که دارای سه ستون اظهار کننده و مخاطب و موضوع می باشد. اظهار کننده (زوجه)، اظهارات خود را در مورد درخواست مهریه، در ردیف اظهار کننده مینویسد و آن را برای مخاطب (زوج) از طریق دادگاه میفرستد. در ردیف مخاطب، اظهارات زوج نیز ثبت میشود. در این هنگام زوجه همچنان باید تمکین کند، چرا که در غیر اینصورت ناشز محصوب میشود، و نفقه به او تعلق نمیگیرد. ولی نشوز در مهریه زوج تاثیری ندارد. البته اکنون دفاتر خدمات قضایی، ثبت و ارسال اظهار نامه را برعهده دارند.
اگر مرد توانایی پرداخت مهریه داشت اما از پرداخت آن خودداری میکرد، زوجه مهریه خود را به اجرا میگذارد. چنانچه ظرف مدت ده روز، زن دارایی شوهر را معرفی کند، فوراً نسبت به توقیف آن ها اقدام میشود. اگر دارایی زوج فقط حقوق او باشد (اگر همسر دیگری نداشته باشد) تا یک چهارم آن ماهانه به زوج تعلق میگیرد، تا زمانی که مهریه کاملا گرداخت شود. و مرد تا پرداخت کامل مهریه زن نمیتواند از کشور خارج شود. اما در صورتی که مرد اموال دیگری غیر از حقوق داشته باشد دادگاه اموال او را به استثنای مستثنیات دین میفروشد و مهریه از این طریق پرداخت میشود.
اما اگر مرد توانایی مالی نداشت، زن میتواند به دادگاه خانواده مراجعه کند و دادخواستی مبنی بر مطالبه مهریه به دادگاه بدهد. دادگاه به دادخواست او رسیدگی میکند، در صورتی که زوجه مستحق دریافت مهریه باشد، حکم به پرداخت مهریه میدهد. در این صورت مرد موظف میشود از زمان تعیین شده توسط دادگاه مهریه همسرش را بپردازد. اگر مرد مالی داشته باشد و زن فکر کند که در طول مدتی که دادگاه تشکیل میشود مرد آن مال را میفروشد یا جابجا میکند از دادگاه میخواهد قرار تاٌمین خواسته صادر کند. با این درخواست قرار تاٌمین صادر میشود و مال تا صدور حکم دادگاه، توقیف میشود. از این مال تاٌمین شده میتوان، مهریه را برداشت در غیر اینصورت عدم پرداخت مهریه ضمانت اجرایی دارد.
اگر مرد مازاد بر مستثنیات دین دارای تمکین مالی باشد وصول مهریه از طریق اجرای ثبت یا مراجعه به دفتر خانه سهل الوصول تر است. مهلت تجدید نظر خواهی از رای دادگاه در خصوص مهریه بیست روز است. زوجین ظرف این مدت میتوانند به رای دادگاه اعتراض کنند. بعد از اینکه رای دادگاه قطعی شد زوجه ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی را اعمال میکند. یعنی اگر مرد بدهی خود را پرداخت تکتد به زندان می رود، اما اگر توسط دادگاه معسر شناخته شود، دادگاه رای به اعسار یا تقسیط حسب مورد مهریه میدهد.

لازم به ذکر است که شما میتوانید با تماس به دفتر وکالت ما از وکیل پایه یک دادگستری ما مشاوره رایگان بگیرید.

نحوه وصول مهریه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:18 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

عقد وکالت

به موجب ماده 656 قانون مدنی (وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می نماید) از این تعریف و مواد قانونی نتایجی بدست می آید که در شناخت ماهیت و اوصاف وکالت اهمیت ویژه دارد.

1- اثر عقد وکالت اعطای نیابت است، بدین معنی که موکل اقدام وکیل را در مورد انجام اعمال حقوقی به منزله اقدام خود می داند و به او اختیار می دهد که به نام و حساب موکل تصرفاتی انجام دهد. بنابراین وکیل نسبت به آثار اموری که انجام میدهد در حکم واسطه است و آنچه میکند، برای موکل است: تعهد هایی که پذیرفته است بر موکل تحمیل میشود و اگر نفعی در بین باشد برای اوست.
بطور معقول، عمل حقوقی را که وکیل انجام میدهد بنام موکل است، یعنی در قرارداد از او نام می برد تا طرف دیگر بداند با چه کسی پیمان می بندد، ولی گاهی نیز موکل در این رابطه پنهان می ماند: قرارداد به حساب موکل و بنام وکیل منعقد می شود و خود او عهده دار اجرای تعهد های ناشی از عقد میگردد (قانون 196 قانون مدنی) در قانون تجارت نیز با اینکه حق العمل کار به اسم خود و به نام و حساب آمر معامله میکند، (ماده 357) قانونگذار آن را در حکم وکالت می داند.

2- وکالت در زمره عقود اذنی است: بدین معنی که اثر مستقیم آن ایجاد اذن است، اختیاراتی که به وکیل تفویض میشود و او به طور صریح یا ضمنی آن را می پذیرد. به همین اعتبار نیز وکالت جایز است و هیچ التزامی برای موکل و وکیل ایجاد نمیکند و با فوت و حجر یکی از آنان نیز منفسوخ میشود. مگر اینکه وفق ماده 679 قانون مدنی وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازم شرایط شده باشد.

3- وکالت عقدی است مجانی، بدین معنی که در برابر تفویض اختیار به وکیل عوضی قرار نمیگیرد، ولی کاری که وکیل به نیابت انجام میدهد رایگان نیست، مگر اینکه در عقد شرط شده باشد (ماده 677 قانون مدنی) بنابراین اگر نسبت به میزان دستمزد وکیل قراردادی نباشد، این مبلغ تابع عرف و عادت یا اجرت المثل کار انجام شده است (ماده 676 قانون مدنی).

4- با اینکه اعطای نیابت به وکیل با توجه به شخصیت او انجام می شود، موکل میتواند شخصی را وکیل کند و به او اختیار دهد تا وکیلی برای موکل انتخاب کند. این اختیار حق توکیل مینامند. بیگمان دادن حق توکیل اقدامی است خطرناک و به همین دلیل بعضی آن را مجاز نمی دانند. برای پرهیز از هرگونه سوء استفاده و هشدار به توکیل وجود حق توکیل را خلاف اصل و نیازمند تصریح موکل یا دلالت قرائن خاص اعلام میکند، در ماده 672 قانون مدنی آمده است: وکیل در امری نمیتواند برای آن امر به دیگری وکالت دهد، مگر اینکه صریحاً یا به قرائن وکیل در توکیل باشد و ماده 673 قانون مدنی برای حمایت از موکل مقرر می دارد. اگر وکیل که  وکالت در توکیل گذاشته انجام امری را که در آن وکالت دارد به شخص ثالث واگذار کند هر یک از وکیل و شخص ثالث در مقابل موکل نسبت به خساراتی که مسبب محسوب می شود مسئول خواهد بود.

5- وکالت به استناد ماده 678 به طرق ذیل مرتفع می شود: -عزل موکل -به استعفای وکیل -به فوت یا جنون وکیل یا موکل

6- به استناد ماده 683 قانون مدنی هرگاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا بطور کلی عملی منافی با وکالت وکیل باشد به جا آورد، مثل اینکه مالی را که فروش آن وکالت داده بود خود وکالت منسوخ می شود.

لازم به ذکر است که شما میتوانید در صورت داشتن سوالی، با مشاور حقوقی این دفتر وکالت مشاوره رایگان داشته باشید.

عقد وکالت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:18 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

درخواست تامین خواسته

باسلام خدمت بینندگان این ویدیو. موضوع این ویدیو در خصوص درخواست تامین خواسته میباشد. درخواست تامین خواسته طبق ماده 108 آیین دادرسی مدنی خواهان میتواند ضمن تقدیم دادخواست یا در زمانی که پرونده در جریان دادرسی است، تا زمانی که حکم قطعی راجع به موضوع اصل دعوا صادر نشده باشد، از دادگاه درخواست تامین خواسته کند.

در سه مورد دادگاه مکلف است که بدون پرداخت خسارت احتمالی تامین خواسته را صادر کند:
– دعوا مستند به سند رسمی باشد.
– دعوا مستند به اوراق تجاری وا خواسته شده از قبیل چک و سفته باشد.
– دعوا خواسته را در معرض تهدید قرار دهد.

و مورد دیگر، در صورتی که خواهان خسارت احتمالی را تودی کند به صندوق دادگستری، دادگاه مکلف به صدور قرار تامین خواسته است.
در خیلی از موارد است که برای اجرای تامین خواسته میتوانیم درخواست کنیم که تامین خواسته و توقیف اموال یا دستور موقت مبنی بر جلوگیری از نقل و انتقال قبل از ابلاغ به خوانده، اجرا شود که این امر بسیار متداول است، فقط به خاطر اینکه خواسته در معرض تهدید قرار نگیرد.

باتشکر از همراهی شما. شما میتوانید با تماس به دفتر وکالت ما، از وکیل و مشاور حقوقی ما مشاوره حقوقی بگیرید.

درخواست تامین خواسته

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:12 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

سرقفلی

سرقفلی را با توجه به قانون سال 1376 میتوان شرح ذیل تعریف کرد: وجهی است که مالک محل تجاری در آغاز اجاره، ما علاوه بر اجور، از مستاجر میگیرد تا محل را به او اجاره دهد، یا مستاجری که حق انتقال به غیر دارد و به موجر سرقفلی پرداخته، در قبال انتقال منافع به مستاجر دست دوم از او دریافت میکند. و یا مستاجری که به موجب شروط ضمن عقد، امتیازاتی دارد که مانع از تخلیه عین مستاجره به وسیله موجر است، در قبال اسقاط این امتیازات و استرداد مورد اجاره به مالک، از وی میگیرد.

به این ترتیب ملاحطه میشود که سرقفلی پدیده ای است ناشی از اعمال اراده آزاد طرفین عقد اجاره و ایجاد آن به هیچ وجه جنبه قهری و خود به خود ندارد و قوای عمومی هم به هیچ عنوان در ایجاد یا تعیین میزان آن دخالتی ندارند، مگر در حدی که در ماده 10 قانون موجر و مستاجر مصوب 1376 آمده که به تفکیک در مقالات بعدی به آن خواهیم پرداخت.

باتشکر از اینکه در این مقاله با ما همراه بودین. لازم به ذکر است که شما میتوانید با وکیل و دفتر وکالت ما در راه های حقوقی خود راهی امن تری را بپیمایید و این افتخار را به ما بدهید تا ما با مشاور حقوقی خود بتوانیم مشاوره رایگان در خدمتتون باشیم.

سرقفلی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:11 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

شرایط تحقق ارث

باسلام خدمت بینندگان این ویدیو. موضوع این ویدیو در خصوص شرایط تحقق ارث است. ارث با مرگ حقیقی و یا مرگ فرضی متوفا ایجاد میشود.

مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفا مستقر نمیشود، مگر پس از ادای حقوق و دیونی که بر ترکه متوفا وجود دارد. حقوق و دیونی که بر ترکه متوفا وجود دارد عبارت است از:
– قیمت کفن و دفن میت، و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق به حق است
– دیون و واجبات مالی متوفا
– وثایای میت تا ثلث ترکه که بدون اجازه ورثه نافذ نخواهد بود
و در خاتمه پس از ادای دیون مالکیت ورثه بر ترکه محقق میشود و ورثه میتوانند نسبت به تقسیم ترکه اقدام لازم را انجام بدهند.

شما عزیزان میتوانید با وکیل و مشاور حقوقی ما در پرونده های حقوقی خود راهی آسان تر را بروید و این دفتر وکالت با وجود وکیل پایه یک دادگستری به خوبی میتواند در کنار شما خوبان باشد.

شرایط تحقق ارث

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:11 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

کلاهبرداری

ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری بدین صورت، جرم کلاهبرداری را تعریف نموده است. (هر کس از راه حیله و تقلب، مردم را به وجود شرکت ها یا تجارتخانه ها یا کارخانه ها یا موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی، فریب دهد یا به امور غیر واقعی امیدوار نماید یا از حوادث و پیش آمدهای غیر واقعی بترساند و یا اسم و عنوان مجحول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور و یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و یا اموال یا اسناد و یا حوالجات یا قبوض یا مفاصا حساب و امثال آنها را تحصیل کرده و از این را مال دیگری را ببرد، کلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش، به حبس از 1 تا 7 سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است، محکوم می شود).

لازم به ذکر است که شما میتوانید در مسیر های سخت حقوقی خود روی وکیل و مشاور حقوقی ما حساب باز کرده و این افتخار را به ما بدهید، که این دفتر وکالت بتواند در پرونده های سخت شما در کنارتان باشد.
بدین ترتیب که ملاحظه میشود قانون تعریفی از جرم کلاهبرداری ارائه نکرده است و در ماده صد را ذکر به بیان و ذکر برخی از مصادیق جرم نموده که با توجه به همین مصادیق میتوانیم تعریف زیر را از جرم کلاهبرداری ارائه دهیم.
کلاهبرداری عبارت است از، بردن مال دیگری از طریق توسل توأم با سوء نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه.

با توجه به این تعریف، شروع به کلاهبرداری موضوع ماده 2 و ماده 1، قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری، عبارت خواهد بود از: توسل توأم با سوء نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه برای بردن مال دیگری.

شرایط لازم برای تحقق جرم کلاهبرداری
از میان همه شرایطی که وجود آنها برای تحقق جرم کلاهبرداری ضروری است، 3 شرط مهم وجود دارد که عبارت است از:
– متقلبانه بودن وسایلی که کلاهبردار از آن ها برای اغفال دیگری استفاده میکند.
– اغفال شدن و فریب خوردن قربانی، که مستلزم عدم آگاهی ولی نسبت به متقلبانه بودن وسایل مورد استفاده مجرم می باشد.
– تعلق مال برده شده به دیگری.

در خصوص جرم کلاهبرداری وصور خاص، مطالب بسیار زیادی موجود و قابل بحث می باشد، که در مقالات دیگر به تفصیل آن خواهیم پرداخت.

کلاهبرداری

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:08 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

طلاق به درخواست زوجه

باسلام خدمت بینندگان این ویدیو. موضوع این ویدیو در خصوص مواردی است که زن میتواند بدون اجازه شوهر از دادگاه درخواست طلاق کند.

به استناد ماده 30-11 قانون مدنی، در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجیت بشود، زوج میتواند در دادگاه اقامه دعوا بنماید و در صورت اثبات عسر و حرج، دادگاه زوج را ملزم به طلاق میکند. در صورت عدم حضور زوج، از طرف دادگاه مامور در دفتر خانه حاضر و ذیل دفتر طلاق را امضا میکند.
موارد عسر و حرج به تبصره ماده 30-11 عبارت است از: ترک زندگی خانوادگی زوج به مدت 6 ماه متوالی یا 9 ماه متناوب در یک سال، ابتلا زوج به اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی بصورتی که قابل ترک نباشد و یا در مدتی که دادگاه معین میکند زوج نسبت به ترک اقدام نکند، در مواردی که زوج محکوم به حبس از 5 سال و بیشتر میشود، در مواردی که زوج مرتب زوجه را مورد ضرب و شت قرار میدهد یا سوء رفتار زوج بصورتی که برای زوجه قابل تحمل نباشد، ابتلا زوج به بیماری های صعب و العلاج که زندگی مشترک را مختل میکند.

باتشکر از اینکه با ما همراه بودین. شما عزیزان میتوانید با تماس به دفتر وکالت ما و یا طرح سوال در انجمن، از وکیل و مشاور حقوقی ما مشاوره رایگان بگیرید.

طلاق به درخواست زوجه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:08 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مطالبه مهریه

موضوع این ویدیو در مورد مطالبه مهریه است. خانوم ها و آقایان بسیاری که سوالاتی در خصوص مهریه برایشان پیش می آید، این است که آیا فقط مهریه تا 110 سکه تمام بهار آزادی قابل مطالبه هست یا خیر؟

به استناد ماده 22 قانون حمایت از خانواده هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا 110 سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد، مشمول قانون نحوه محکومیت های مالی و ماده 3 آن خواهد بود. بیش از 110 سکه بهار آزادی در صورتی قابل مطالبه خواهد بود که ملاعت زوج اثبات شود. به این صورت که خانوم ها میتوانند نسبت به تمام مهریه خود اقدام به تنظیم دادخواست و اقامه دعوا کنند، و دادگاه هم حکم پرداخت تمام آن را صادر خواهد کرد، اما در زمان اجرا تا 110 سکه بهار آزادی در صورت عدم تمکن مالی زوج مشمول قانون نحوه محکومیت های مالی خواهد بود.

شما میتوانید در انجام امور خانوادگی خود روی وکیل و مشاور حقوقی ما حساب باز کنید، و این دفتر وکالت را یار و همراه خود بدانید.

مطالبه مهریه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:07 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

مراحل درخواست تخلیه

مرجع درخواست تخلیه در مورد اسناد عادی مجتمع شورای حل اختلاف محل وقوع مورد اجاره است. رسیدگی به درخواست تخلیه موضوع ماده ٢ قانون موجر و مستاجر از سال ٧۶ بدون رعایت تشریفات دادرسی مدنی و فوری و بدون تعیین وقت به عمل می آید. لازم به ذکر است که شما عزیزان میتوانید با مشاوره رایگان این دفتر وکالت در انجام امور ملکی خود آسوده تر قدم بردارید.

رییس حوزه پیش صدور دستور تخلیه باید مالکیت موجر را احراز کند. اجرای دستور تخلیه صادره وسیله مقام قضایی نیاز به صدور اجراییه ندارد و توسط مامور، ابلاغ و اجرا می گردد. به اسناد ماده ۶ آیین نامه مامور مکلف است ظرف ٢۴ ساعت نسبت به ابلاغ دستور تخلیه اقدام و مهلتی که مستاجر برای تخلیه دارد ٣روز میباشد.
ضمانت اجرای عدم رعایت این مواعد از جانب قضات یا مامورین مجازات انتظامی یا اداری است. شایان ذکر است موجر قبل از اجرا میبایست مبلغ ودیعه مستاجر به صندوق دولت واریز نماید.

گفتنی است که شما عزیزان برای صحبت حضوری با وکیل پایه یک دادگستری باید با دفتر تماس گرفته و وقت مشاوره خود را با مشاور حقوقی ما تایین نمایید.

مراحل درخواست تخلیه

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:07 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

ماده 13 قانون صدور چک

موضوع این ویدیو در مورد ماده 13 قانون صدور چک میباشد، در مواردی که صادر کننده چک قابل تعقیب کیفری نیست و دارنده چک باید از طریق تنظیم دادخواست با خواسته ی مطالبه وجه میتواند علیه صادر کننده چک اقدام قانونی انجام دهد. لازم به ذکر است که شما عزیزان برای راحتی در همچین اموری، میتوانید روی وکیل و مشاور حقوقی ما حساب باز کنید.

در مواردی که صادر کننده چک قابل تعقیب کیفری نیست عبارت است از:
الف) در صورتی که ثابت شود چک بصورت سفید امضاء صادر شده است.
ب) هرگاه در متن چک، وصول آن نیازمند شرطی باشد.
ج) چنانچه در متن چک قید شده باشد که چک بابت تنظیم انجام معامله یا نیازمند به انجام تعهدی است، و چنانچه بدون قید در متن چک ثابت شود که چک برای تنظیم انجام معامله یا انجام تعهد است.
ح) در صورتی که ثابت شود، چک بدون تاریخ و یا تاریخ تنظیم چک مقدم بر تاریخ چک باشد.

گفتنی است که شما میتوانید با دفتر وکالت ما تماس بگیرید و از وکیل پایه یک دادگستری ما مشاوره رایگان بگیرید.

ماده 13 قانون صدور چک

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:06 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

برنامه اندروید وکیل

شما عزیزان میتوانید با دریافت آخرین نسخه از برنامه اندروید وکیل، بدون نیاز به روندی طولانی وارد سایت شوید، و از اخبار و مقالات ما مطلع شوید.

همچنین شما میتوانید در این برنامه به راحتی در سایت عضو شوید و با طرح سوال در انجمن، از مشاور حقوقی این دفتر وکالت ، مشاوره رایگان بگیرید.

برنامه اندروید وکیل

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:06 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

اخذ گواهی انحصار وراثت

افراد برای تقسیم ترکه و گرفتن سهم ارث خودشان، ابتدا باید گواهی انحصار وراثت تهیه کنند. لازم به ذکر است که شما عزیزان میتوانید با مراجعه به دفتر وکالت ما، از مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری ما، راهنمایی بگیرید.

مدارک لازم برای اخذ گواهی انحصار وراثت شامل: اصل شناسنامه و کارت ملی فرد فوت شده، اصل شناسنامه و کارت ملی ورثه، استشهاد محلی و اصل گواهی فوت میباشد.
بعد از تهیه مدارک یکی از ورثه به نمایندگی از سایر وراث، به شورای حل اختلاف مراجعه میکند، و با ارعه مدارک و نشر آگهی و همینطور با گذشت یک ماه از تاریخ نشر آن آگهی، گواهی انحصار وراثت صادر میشود.
افراد با در دست داشتن گواهی انحصار وراثت میتوانند نسبت به تقسیم ترکه و گرفتن حق سهم و ارث خودشان اقدام کنند.
شما با طرح سوال در انجمن این سایت میتوانید، از وکیل مجرب ما مشاوره رایگان بگیرید.

اخذ گواهی انحصار وراثت

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:05 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

قانون در زمان کورش

به نقل از هرودت مورخ نامی آورده شده است: بیش از هر چیز، دادگستری مورد توجه ایرانیان بوده است. چنانچه مردی بسیار بزرگ و باهوش که دیوکیس نام داشت، میان قوم ماد قد برافراشت. مادها او را در دهکده خود به عنوان قاضی برگزیدند. ساکنان دهکده های دیگر نیز به سوی او شتافتند و دعاوی خود را به داوری او واگذار نمودند. روزی رسید که مردم به هیچکس جز او برای مرافعات خود رو نمی آوردند. سرانجام در یک انجمن همگانی به پادشاهی انتخاب شد. آری او کورش بنیادگذار سلسله هخامنشی بود.

در زمان سلطنت داریوش، وی دستور داد که یک قانون مدنی کامل از روی قوانین کشورهای تابعه و قوانین ایران تهیه و مورد عمل قرار دهند که بعدها همان قانون پایه گذار قانونگذاران روم و سایر کشورهای جهان گردید. چنانچه افلاطون، قانون ایرانی را بعنوان نمونه ای از عقل و درایت، توصیف کرده است.
عدالت در زمان هخامنشیان توسط دادگاههایی که به ریاست سران طبقات جامعه تشکیل میشد اجراء میگردید. آنان در آراء و احکام قضایی خود به سنن کهن و قوانینی که (داتا) نامیده می شد استناد میکردند. دادگاههای رسمی دیگری وجود داشت که داوران آنها به (داته برا) مرسوم بودند و مستقیماً از طرف پادشاه منصوب میشدند و شغل آنان نیز مورثی بود.

موروثی بودن قضات، نشان از آن دارد که استبداد ایرانی، به مفهومی که نزد غربی ها معروف است،‌ نبوده و چنانچه وراثت در میان قضات موجب می شده است که نظمی اجتماعی در میان مسعولین اصلی قضاوت در کشور وجود داشته باشد که خارج از حیطه اختیار شاه بوده است و شاه مجبور به پیروی از آن می شد. به همین جهت امکان آن نبود که شاه هرکس را که می پسندد و دوست دارد، نصب کند و از طرف دیگر مجبور بود که کارها و تصمیماتش را با این قضات هماهنگ نماید.
کورش از زبان استاد خود گفته است: عدالت آن است که به مقتضای قانون و حق باشد و هرچه را از راه حق منصرف شود ستم و بی عدالتی است و قاضی عادل آن است که فتوایش به اعتبار قانون و مطابق حق باشد.

شورای مشورتی شاهی
شورایی از داوران شاهی که برای مدت عمر تعیین میشدند در مسائل مشکل حقوقی به او کمک میکردند این شورا خود نیز حق داوری داشت و شاه مراقب بود که مبادا در احکام آنها تجاوزاتی روی دهد. این مسئله هم تأکید دیگری است بر نظام غیر استبدادی حکومت و قضاوت. چرا که وجود قضاتی مادام العمر مانع آن می شد که قضات برای ترس از برکنار شدن، مخالف حق و قانون عمل کنند و یا بر طبق رضایت شاه عملی نادرست را مرتکب شوند.

نقش و اختیارات شاه
درزمان هخامنشیان چون ریاست عالیه امور قضایی کشور برعهده شاه بود، او بزرگترین داور محسوب شده و احکام نهایی با رأی و صلاحدید او صادر میشد. شاه میتوانست مجرم را عفو نموده یا در مجازات وی تخفیف داده و یا مجازاتی دیگر غیر از آنچه که در قانون پیش بینی شده بود مقرر نماید و حتی کیفرهای دیگر را نیز به نحوی که صلاح میدید در مورد مجرمین به مورد اجرا میگذاشت. چنین حقی معمولا در همه قوانین کشورها، بصورت های کم یا زیاد وجود دارد و عالی ترین فرد اجازه نقض حکم را داراست. چنانچه رئیس جمهور در کشور آمریکا می تواند حکم اعدام را نقض کند و یا حتی برخی قوانین کنگره را نقض کند.

آئین دادرسی و روش محاکمه
در زمان هخامنشیان برای آنکه کار محاکمات به درازا نکشد برای هر نوع دعوی مدت زمان معینی مقرر شده بود که می بایست در ظرف آن مدت حاکم صادر شود. همچنین به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری میکردند تا دعوایی که میان انها اتفاق افتاده است توسط داور و به طرفین مسالمت آمیز حل و فصل شود.

باتشکر از اینکه در این مقاله با ما همراه بودین. شما میتوانید برای انجام امور حقوقی خود روی وکیل و مشاور حقوقی ما حساب باز کنید، و این اطمینان را داشته باشید که این دفتر وکالت میتواند در سخت ترین شرایط در کنار شما باشد.

قانون در زمان کورش

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:05 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

ضمانت نامه بانکی

در سیستم بانکداری کنونی ما، ضمانت نامه ها از هر چیز دیگری برای استفاده از تسهیلات بانکی مهم تر است، البته این را هم باید خاطر نشان کرد که این ضمانت نامه ها در بسیاری از مواقع فقط جنبه رسمی داشته و برای خیلی از افراد با اصطلاح بانفوذ جایگاهی ندارد! ضمانت نامه بانکی عبارت است از تعهد غیر قابل برگشت یک بانک به پرداخت وجه مورد ضمانت، که در صورت عدم ایفای تعهدات تحت قرارداد توسط شخص ثالث برای بازپسگیری آن تسهیلات استفاده میشود.

ضمانت نامه بانکی تعهدی است که بانک در قبال قرارداد متقاضی با کارفرما صادر می نماید و در صورت درخواست کارفرما به هر دلیل بانک وجه ضمانت نامه را بدون قید و شرط به کارفرما (ذینفع) پرداخت می نماید. ضمانت‌ نامه‌ های بانکی در سطح داخلی و بین‌المللی اقسام مختلفی دارند که حسب توافق طرفین، تنظیم و اجرا می‌شوند. صدور ضمانت‌نامه عمل تجاری محسوب می‌شود. هرچند این اسناد، با برات و اسناد قابل انتقال دیگر مثل چک و سفته تفاوت دارند. لازم بذکر است که شما میتوانید با عضویت در سایت و طرح سوال در انجمن ما، از وکیل و مشاور حقوقی ما مشاوره رایگان بگیرید.

انواع ضمانت نامه بانکی

ضمانت نامه شرکت در مناقصه / مزایده
معمولاً هنگام خرید کالا و اجرای طرحها و یا در حالت فروش کالاها در سطوح بین المللی بخصوص در بخش های دولتی و عمومی سازمانها و دستگاه های ذیربط موظفند مراتب را از طریق جراید و رسانه های گروهی اعلام نموده تا پیشنهاد کنندگان با ارائه بهترین پیشنهاد بتوانند در مناقصه یا مزایده شرکت نمایند. پیشنهاد کنندگان می بایست با ارائه ضمانتنامه و مشخصات فنی و پیشنهاد قیمت، جدی بودن قصد شرکت خود را اعلام نمایند و همچنین نشان دهند که آنها قصد خارج شدن از تشریفات مناقصه / مزایده قبل از اتمام آن را نداشته و یا در صورت برنده شدن در مناقصه یا مزایده قرارداد متعاقب آن را امضا خواهند نمود.
ضمانت نامه حسن انجام کار/ تعهدات
از نظر ماهیتی می توان ضمانتنامه حسن انجام کار (GPG) را همتای اعتبارات اسنادی تلقی کرد. همانگونه که یک اعتباراسنادی، پوشش پرداختی را از طرف خریدار در صورت عملکرد صحیح فروشنده بر اساس شرایط مندرج در اعتباراسنادی برعهده دارد، یک ضمانتنامه حسن انجام کار نیز پوشش پرداخت واردکننده یا کارفرما در حالتی که صادرکننده یا پیمانکار تعهدات خود را ایفا نکرده یا بموقع و یا کامل و مناسب عمل ننماید را تضمین می نماید. مبلغ ضمانتنامه حسن انجام کار در صدی از مبلغ قرارداد منعقده می باشد و میزان آن بر اساس توافق طرفین تعیین و اعلام می شود که معمولا ً بین ۵ تا ۱۰ درصد است اما با توجه به شرایط قرارداد درصد آن می تواند افزایش یابد.
ضمانت نامه پیش پرداخت
در اغلب قراردادهای پایه ای و اصلی، صادرکننده یا پیمانکار برای دریافت درصدی از ارزش قرارداد که معمولاً بین ۵ تا ۳۰ درصد است با کارفرما یا خریدار به توافق می رسند زیرا طرف قرارداد نیاز به پیش دریافت دارد تا بتواند از این طریق منابع مالی لازم و اولیه را جهت اجرای تعهدات و یا قرارداد خود تامین نماید. در مقابل واردکننده و یا کارفرما به منظور پرداخت چنین مبلغی نیاز به تضمین دارد که این تضمین از طریق ارائه ضمانتنامه پیش پرداخت (APG) تامین می شود.
ضمانت نامه استرداد کسور وجه الضمان
معمولاً در قراردادهای ساخت یا پروژه ای، مبالغی بعنوان پرداخت های میانی انجام می شود اینگونه پرداخت ها در زمانیکه مهندسی پروژه تائید می کند که قسمتی از پروژه به اتمام رسیده یا تائید آزمایش نصب فاز مربوطه ارائه شده صورت می گیرد. این پرداخت های میانی پیمانکار را قادر می سازد تا نقدینگی لازم را در طول مدت انجام عملیات پروژه در اختیار داشته باشد از طرفی کارفرما، درصدی از این مبالغ پرداختی را که بین ۵ تا ۱۰ درصد است با توجه به حجم پروژه نزد خود نگه می دارد تا در نهایت پس از پایان پروژه و پس از اطمینان از حسن اجرای کار و انجام عملیات مربوطه، مبالغ مکسوره را بنفع پیمانکار آزاد نماید. کارفرمایان و پیمانکاران اغلب موافقت می کنند که این مبالغ کسر شده که به کسور  وجه الضمان معروف است بنفع پیمانکار آزاد نماید، مشروط به اینکه در مقابل ضمانتنامه ای تحت عنوان ضمانتنامه استرداد کسور وجه الضمان صادر شود. ضمانتنامه استرداد کسور وجه الضمان می تواند در صورتی که پیمانکار از تعهد خود در مورد اتمام پروژه قصور ورزید مورد مطالبه قرار گیرد.
ضمانت نامه گمرکی
این نوع ضمانتنامه زمانی کاربرد پیدا می کند که متقاضی صدور ضمانتنامه درخواست حضور در نمایشگاه بین المللی در کشوری دیگر را دارد و یا در زمانی که برای پروژه نیاز به ورود تجهیزات خاص بطور موقت باشد، برای اینکه متقاضی ضمانتنامه حقوق گمرکی را پرداخت نکند مبادرت به تقاضای صدور این نوع ضمانتنامه بنفع گمرک کشور میزبان می نماید. گمرک کشور مربوطه در صورتی که کالای مورد نظر در زمان مقرر از کشور خارج نشود و یا اینکه حقوق و عوارض گمرکی پرداخت نشود می تواند ضمانتنامه مورد بحث را مورد مطالبه قرار دهد.
ضمانت نامه تعهد پرداخت
یک ضمانتنامه می تواند برای پوشش موارد بسیاری از تعهدات پرداخت صادر شود مثلاً در ارتباط با تضمین قرارداد فروش، قراردادهای اجاره، قرارداد های ساخت، وام، اوراق قرضه یا هر تعهد مالی دیگری می توان از ضمانتنامه تعهد پرداخت استفاده نمود. در سالهای اخیر تقاضای صدور ضمانتنامه های تعهدات جهت جایگزینی با اعتباراسنادی بطور چشمگیری افزایش یافته است و تفاوت دو ابزار در این است که تسویه حساب و پرداخت تحت اعتبارات اسنادی عادی زمانی انجام می شود که دیگر طرفهای درگیر در اعتباراسنادی وظایف تعریف شده خود را به تحقق رسانده باشند، در حالیکه ذینفع یک ضمانتنامه تعهد پرداخت، در وهله اول باید وجه را از خریدار یا متعهد اصلی دریافت نماید و در صورتیکه خریدار در پرداخت خود قصور ورزد ذینفع با مراجعه به بانک می تواند وجه ضمانتنامه را مطالبه نماید.
سایر ضمانت نامه ها
ضمانتنامه های بانکی علاوه بر پوشش ریسکهای مختلف که در بالا به آن اشاره شد می تواند برای پوشش بسیاری دیگر از انواع خطرات که در مبادلات تجاری و بین المللی وجود دارد مورد استفاده قرار گیرد. ضمانتنامه های قضایی که یکی از مهمترین انواع آنها (ضمانتنامه رفع توقیف کشتی) می باشد را می توان از این گروه برشمرد.

ممنون از اینکه در این مقاله با ما همراه بودین، شما میتوانید برای انجام شکایات و موفقیت در مسیر حقوقی خود روی دفتر وکالت ما حساب کرده و ما با وجود وکیل پایه یک دادگستری و تجربه فراوان در عرصه های مختلف حقوقی، در کنار شما باشیم.

ضمانت نامه بانکی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:04 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

پولشویی

پولشویی در تعریف سازمان پلیس کیفری، عبارت است از هر نوع عمل یا اقدام به عمل، که برای مخفی کردن یا تغییر ظاهر و هویت عایدی های نامشروع، به طوری که وانمود شود از منابع قانونی سرچشمه گرفته است. تصویب لایحه مبارزه با پولشویی در دولت های قبل و تصویب آن در مجلس هفتم، از اقداماتی می باشد که می تواند گام مهمی در اجرایی نمودن اصل ۴۹ قانون اساسی کشور باشد. شما عزیزان میتوانید با بهره گیری از تخصص وکیل و مشاور حقوقی ما برای حل مشکلاتتان کمک بگیرید.

واژه پولشویی «money Launderiny» جدیداً وارد مفاهیم اقتصادی و مشمول جرایم گردید. گفته می شود این اصطلاح مالکیت مافیا بر دستگاه های لباسشویی سکه ای در آمریکا گرفته شده است در دهه ۱۹۲۰ گانگسترها مبالغ هنگفتی به صورت نقد از راه اخاذی، فحشا، قمار، قاچاق، مشروبات الکلی و… به دست می آوردند و ناچار بودند منبعی برای وجوه غیر قانونی خود معرفی نمایند
یکی از راه های رسیدن به این هدف، خرید واحدهای تجاری قانونی و تلفیق عایدات غیرقانونی خود با عایدات قانونی و مشروعی بود که آنها از این مرکز تجاری به دست می آوردند. دستگاه های رختشویی سکه ای به این دلیل انتخاب شدند که از طریق این دستگاهها روزانه وجوه نقد زیادی کسب می شد و حساسیتی هم بر نمی انگیخت. در قضیه واترگیت در سال ۱۹۷۳ در آمریکا، برای نخستین بار اصطلاح پولشویی وارد مطبوعات شد و در سال ۱۹۸۲، به متون قضایی و حقوقی آمریکا راه یافت.
پولشویی یک پدیده جهانی است که از طریق جامعه مالی بین المللی صورت می گیرد. برای بیان اهمیت میزان پولشویی در جهان، به بعضی از آمارهای ارائه شده توجه بفرمایید. براساس گزارش کمیسیون بانکی icc در دهلی نو به تاریخ دسامبر ۲۰۰۳، آخرین آماری که از میزان پول حاصل از جنایت ارائه شد، مبلغی حدود ۷۸ تریلیون دلار اعلام گردید.
براساس تحقیق صندوق بین المللی پول، جمع فعالیت های پولشویی برای تطهیر درآمدهای حاصل از جنایت بین ۲ تا ۵ درصد درآمد ناخالص داخلی دنیا GDP را تشکیل می دهد.
طبق آمار دیگر در اروپا و آمریکا، قاچاقچیان در دقیقه ۲۳۱۵۵ دلار درآمد دارند و موفق می شوند ۹/۹۹% آن را به حساب های امن بانکی بسپارند.
سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی در سال ۱۹۹۳ از تطهیر سالانه دست کم ۸۵ میلیارد دلار سود حاصله از قاچاق مواد مخدر خبر می دهد.

پولشویی در اصل فرایندی است که صاحبان دارایی های غیرقانونی، ثروت و دارایی های خود را به صورت قانونی جلوه می دهند و به عبارتی پول کثیف، غیرقانونی و نامشروع در چرخه ای از مبادلات قانونی گذارده می شود تا پس از خروج از این چرخه قانونی و تمیز جلوه دهد.
قاچاق مواد مخدر مهم ترین بخش این پدیده است. کنفرانس ۱۹۹۴ سازمان ملل در مورد جنایت سازمان یافته، تجارت جهانی مواد مخدر را سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار برآورد نموده یعنی بیش از تجارت جهانی نفت، اعتیاد به مواد مخدر ریشه در زخم های روانی و ناکامی های اجتماعی دارد که زندگی روزمره در جوامع، بر مردم وارد می کند.
بنابراین، تا آینده نزدیک مصرف گسترده مواد مخدر به رغم سرکوب ادامه خواهد یافت و تجارت آن را به سود آورترین تجارت ما و در اکثر جنایات دیگر تبدیل خواهد کرد. معاملات اسلحه، جعل اسکناس و اسناد مالی، باجگیری و اخاذی، کالاهای تقلبی، فروش کالاهای مسروقه، قاچاق اشیاء هنری و باستانی، و هر آنچه که دقیقاً به دلیل ممنوعیتش در یک محیط اجتماعی دارای ارزش افزوده می شود را می توان در واژه پولشویی جای داد.

لازم به ذکر است که شما با عضویت در سایت میتوانید از وکیل این دفتر وکالت، در انجمن مشاوره رایگان بگیرید. ممنون که در این مقاله هم با ما همراه بودید.

پولشویی

ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 23 اسفند 1396  ساعت :7:04 PM   |   توسط :شاهین قیصری نظرات (0)

تعداد صفحات : 2   12

درباره ما

بایگانی

آمار بازدیدها

  • کل بازديد : 7952
  • تعداد کل مطالب : 116
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تاریخ ایجاد وبلاگ : چهارشنبه 23 اسفند 1396 

تماس با ما

پست الکترونيکي :
وب سایت :

خبرنامه