|
|
|
|
|
|
| شناساگرها | |
| شماره ثبت سیایاس |
1303-96-4 (decahydrate) |
| کماسپایدر |
17339255 |
| UNII |
91MBZ8H3QO |
| شمارهٔ ئیسی | 215-540-4 |
| جیمول-تصاویر سه بعدی | Image 1 |
| خصوصیات | |
| فرمول مولکولی | Na2B4O7·10H2O or Na2[B4O5(OH)4]·8H2O |
| جرم مولی | 381.37 (decahydrate) |
| شکل ظاهری | white solid |
| چگالی | 1.73 g/cm³ (solid) |
| دمای ذوب | 743 °C (anhydrous) [۱] |
| دمای جوش |
1575 °C
|
| ترکیبات مرتبط | |
| دیگر آنیونها | سدیم آلومینات; sodium gallate |
| دیگر کاتیونها | Potassium tetraborate |
| ترکیبات مرتبط | بوریک اسید سدیم پربورات |
| به استثنای جایی که اشاره شدهاست در غیر این صورت، دادهها برای مواد به وضعیت استانداردشان داده شدهاند (در 25 °C (۷۷ °F)، ۱۰۰ kPa) | |
|
|
|
| Infobox references | |
بوره یکی از مواد معدنی و از نمکهای اسید بوریک است. بوره معمولاً به شکل پودر سفیدی متشکل از بلورهای نرم بیرنگ است که به آسانی در آب حل میشوند.
بوره کاربردهای زیادی دارد و از اجزاء استفاده شده در شویندهها، مواد آرایشی و لعاب شیشهها است. در زیستشیمی از آن به عنوان محلولهای حائل، ماده ضد آتش، حشرهکش و قارچکش در فایبرگلاس بهرهگیری میشود.
نام این کانی در زبانهای اروپایی بوراکس است که وامواژهای است از فارسی در آن زبانها. شکل پارسی میانه این واژه بورَک است.[۲]
کاربردهای قدیم و باورهای پیشینیان
بوره که نمک ایرانی نیز نامیده میشد در ایران و خاورمیانه قدیم بیشتر توسط زرگران بهکار میرفت. بوره را نمک تلخ مزهای توصیف میکردند که از آب دریاچههای آسیا و چین و تبت و هندوستان گرفته میشد. بوره ارمنی، بوره سفید و بوره سلمانی از انواع آن بود.[۳]
در مجموعه نسخههای دانشمند مسلمان ابویوسف کِنْدی، بوره یکی از اجزای گردهای مختلف دندانشویی است. در آن زمان برای درمان یکی از بیماریهای چشم آن را بر چشم میپاشیدند.[۴]
پیشینیان میپنداشتند که اگر قدری از بوره را با صدف بسایند و در بینی زن بدمند، اگر آن زن عطسه کند، دوشیزه است و اگر نکند دوشیزه نیست.[۵]
تنکار
بوره مصنوعی نخستین بار توسط ایرانیان ساخته شد و تِنکار نام داشت. این واژه هنوز در زبانهای اروپایی به صورت tincal استفاده میشود.[۶]
تنکار دارویی بود که طلا و نقره و مس و برنج و امثال آن را بدان پیوند میدادند. برای ساخت تنکار یک جزو نمک و یک جزو قلیا و سه جزو بوره در دیگ میریختند و شیر گاومیش، آن مقدار که اجزاء را بپوشاند، در دیگ میافزودند و میجوشاندند تا سخت شود.[۷]