از دیدگاه فیزیولوژیکی مشخص شده است که خوابیدن برای جسم انسان لازم است و در صورتی که خواب انسان در مدت طولانی تامین نشود تخریبهای جسمانی و شناختی به وجود میآورد که در نهایت باعث مرگ میشود.
از زمانی که شما به خواب میروید تازمانی که بیدار میشوید دو نوع خواب را تجربه میکنید. خوابی که در آن بدن شما در حالت عادی قرار دارد و به طور کلی آرام هستید و فشار خون و ضربان قلبتان در حالت عادی است خواب NREM نام دارد، معمولا با گذشت 90 دقیقه از آغاز خواب در حالت NREM قرار میگیرد. خوابهایی که در این مرحله میبینید معمولا خوابهایی هستند که خیلی واضح و مشخصاند. خوابهای خیلی پیچیده و گنگی نیستند و به عبارتی صریح هستند. این خواب 75 درصد کل زمانی را که در خواب هستیم، شامل میشود. ضمن اینکه با گذشت زمان و افزایش سن، خواب NREM بیشتر هم میشود. در دیگاههای روانشناسی این طور مطرح شده که وقتی فعالیت بدنی بیشتری داشتهاید و گرسنه هستید از نظر متابولیکی به خوابی احتیاج دارید که از نوع NREM باشد.
خواب REM نوع دیگری از خواب است که به آن خواب متناقض هم گفته میشود. علت اینکه واژه متناقض را به این نوع خواب نسبت میدهند، این است که اگر یک کارشناس، خصوصیات فیزیولوژیکی بدن شما را در این مرحله بررسی کند نمیتواند تشخیص بدهد که شما بیدارید یا خواب! این نوع خواب بهترین وضعیت برای خواب دیدن است. خوابهایی که در این مرحله میبینید بیشتر به حوزه خوابهای فرا واقعی (سورئال) مربوط میشوند.
اگر بخواهیم به اینکه خوابهای ما دقیقا از کجا میآیند پاسخی بدهیم، باید بگوییم که خوابهای ما در واقع تجلیگاه موضوعات خود آگاه و ناخود آگاه ما هستند. رویاها و امیال سرکوب شده و خاطرات و بخشهای متنوعی که در ناخودآگاه ما وجود دارند، زمینهساز بیشتر خوابهای ما میشوند. روانشناسها معتقدند که با روانکاوی اشخاص و خوابهایشان میشود به شخصیتشان بیشتر پی برد و اطلاعات وسیعتری را درباره آنها به دست آورد. حتی گفته میشود که در بخش روانی، خواب و رویا شاهراه رسیدن به ناخودآگاه است.
اما در حقیقت از نظر فیزیولوژیکی هیچ نظریهای وجود ندارد که بتواند توجیه کند که خوابهای ما به طور قطعی و دقیق از کجا میآیند.
خوابهایی که فراموش میشوند
خوابها اغلب به زبان سمبلیک و نمادها بیان میشوند. روان شناسها میگویند گاهی موضوعاتی که ذهن درگیرشان میشود یا در ناخودآگاه هر شخص وجود دارد، آنقدر پیچیده و آزار دهنده است که اگر به طور مستقیم و صریح مطرح شود و یا شخص آن را مستقیم در خواب ببیند تا مدتها دچار افکار ناراحت کننده میشود و نمیتواند با خودش کنار بیاید. برای همین روان ما، آن را به شدت تغییر داده و آن را دستکاری میکند تا زمانی که فرد با آن مواجه میشود، اضطراب ناشی از خواب، شخص را دچار مشکل نکند و از طرفی بخشی از ناخودآگاه که احتیاج دارد به موضوع مورد نظرش بپردازد راضی شود و به وسیله خواب پاسخش را دریافت کند. علت اینکه بعضی خوابها را به یاد میآوریم و بعضی را هم اصلا به یاد نمیآوریم تا حدودی مربوط به این قضیه است، که خیلی از خوابها برای ما اضطراب ایجاد میکنند، در این حالت روان ما کاری میکند که آن را به یاد نیاوریم.
خوابها، واقعیت یا خیال
قوه عقلانیت و هوشیاری انسانها در هنگام خواب دیدن فعال است، اگرچه به اندازه زمان بیداری فعال نیست و این خود به خود باعث میشود برخی از فکرهای انسان تا حدودی منطقی باشند؛ با این حساب، واقعی از آب در آمدن برخی از خوابها هرگز عجیب نیست، زیرا این خوابها نتیجه عقلانیت انسان هستند و عقلانیت انسانها در برخی موارد میتواند چیزهایی را از روی دانستهها پیشبینی کند.
به عنوان مثال کاملاً طبیعی است اگر شخصی قرار باشد در یک جلسه امتحان شرکت کند و شب قبل از امتحان خواب ببیند که فردا سر موقع از خواب بلند نشده است، حال اگر فردا واقعا از خواب بیدار نشود و این رویای او به حقیقت بپیوندد هیچ اتفاق عجیبی نیافتاده است.
«کارل یونگ» معتقد بود رویا دیدن برخواسته از ضمیر خودآگاه انسان است که تلاش میکند، مشکلات ما را که در حال بیداری با آن روبهرو هستیم، حل کند و مسائل مختلف را پردازش کند. اما چیرهترین تئوری موجود برای توضیح خواب مربوط به «آلان هابسون» و «رابرت مککارلی» است، که بر طبق آن خواب دیدن نتیجه برانگیزشهای تصادفی مغز است که حافظههای باقی مانده از آثار تجربیات حسی پیشین را به ویژه از بخش حافظه موقت مغز که دسترسی سریعتر و آسانتری به آن مقدور است بازپردازش میکند.
استرس، افسردگی، و ضربههای روحی به طور مستقیم خواب را مورد تاثیر قرار میدهند. رویاها را هم چنین میتوان با فکر کردن قبل از خواب تحت تاثیر قرار داد، یعنی برخی از خوابها راجع به موضوعاتی هستند که انسانها راجع به آن موضوعات فکر کردهاند.