|
عشق به حسين بيابان هم كه باشي ....حسين (ع) آبادت ميكند ....درست مثل كربلا
|
|
آخرین مطالب ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
امکانات جانبی ابزار های نایت اسکین
| نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 28 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) فاجعه خونینی کربلا
مهمترین جنایتى که به دستور یزید در ابتداى حکومت وى انجام شد، ماجراى خونین کربلاى سال 61 هجرى و شهادت امام حسین(علیه السلام) و یاران پاکباخته و با ایمان او و به اسارت بردن زنان و کودکان حریم نبوى(صلى الله علیه وآله) به دست عمّال وى مى باشد. یزید در ابتداى حکومت خویش نامه اى به «ولید بن عتبه» ـ والى مدینه ـ نوشت و از وى خواست به هر قیمتى که شده از امام حسین(علیه السلام)، عبداللّه بن عمر و عبداللّه بن زبیر براى او بیعت بگیرد.(1) مطابق نقل «ابن عثم» هنگامى که یزید از خوددارى امام حسین(علیه السلام) و عبداللّه بن زبیر آگاه شد، نامه دیگرى به ولید نوشت و در آن تأکید کرد که در صورت امتناع حسین(علیه السلام)از بیعت، سرش را براى من بفرست، تا جوایز فراوانى نصیب تو شود.(2) با امتناع امام(علیه السلام) از بیعت و حرکت به سمت مکّه و کوفه، در نهایت کار به حادثه کربلا ختم شد.
ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 28 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 28 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 28 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) شعر ترکی امام حسین ع « استاد شهریار »
یا رب منه بو لحظه دى بیر عمر ایله یارى عشقونده سنون جان ویرورم هر ندن عارى قان قان ویئن او خلا یا غورى الّى هوادتن اوز اوند روب او خلار منه فنده سنه یارى قربانوى سلما نظر مر حقوننن جان اوسته وارام نعمتوون شكر گذارى گرجام بلاده گنه وار باده خدایا گوندر من عطشانه خمار قویما خمارى دنیا سو اولا من سوسوزى سالماز عطشدن قور تارسا عطشدن منى وصلوندى قوتارى وردیم سنون عشقونده منه گلدى گمانم بیر باشعرى قالان عاشقون دار و ندارى بو باشد اسنو نكیدى كه سندیدى امانت ردّ ایلورم ایندى سنه آن قوجا یوخارى دشمن دیدى قول بیعته قوى من دیدیم اولماز عشقم دیدى قان قان چا غیرسان دیدیم آرى تهیدید ایلینگر منى مرگه نه بو لوگر مرد آننى قانیله یوار اولساغبارى زهرا چراغى مین بیله طوفانیله سونمز حشره كیمى وار مشعلمون نورى ، شرارى من ایستسویورم غرتنى دوشمینمونده نینیم گورورسن دشمنون یوخدى چخارى آخر نفسمدور گل آچوب گلشن جسمم قان اویچره غمیم یوخ اورزوم اولسا سنه سارى روحیم قوشى چوخداوندیكه قالمو شدى قفسده بیراوخ تو خونوپ قلمبیمه سندردى حصارى اوخ قلبمى داغون ایلیوپ توكدى داغتدى وردى جالادى ، قانى یره ، قیردى دامارى زهرا باغنون عنچه لرى گلگرى سولدى تك بیر گونون عرضینده خزان اولدى بهارىش نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 28 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1394 توسط ( علی علیاری )
سفر کردم به دنبال سر تو نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) داغ حسین « شعر استاد شهریار »
محرّم آمد و نو كرد درد و داغ حسین گریست ابر خزان هم بباغ و راغ حسین هزار و سیصد واندى گذشت سال و هنوز چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین بهر چمن كه بتازد سموم باد خزان زمانه یاد كند از خزان باغ حسین هنوز ساقى عطشان كربلا گوئى كنار علقمه افتاده با ایاغ حسین اگر چراغ حُسینى بخیمه شد خاموش مُنوّر است مساجد به چلچراغ حسین خدا به نافه خلدش دماغ جان پرداشت كه بوى خون نكند رخنه در دماغ حسین فراغ از دو جهان داشت با فروغ خُداى خُدایرا چه فروغى است در فراغ حسین یزید كو كه ببیند بناله قافله ها گرفته از همه سوى جهان سُراغ حسین نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) کشتن شیعیان به بهانه های گوناگون
معاویه بعد از تثبیت قدرت خویش و پس از مسموم ساختن امام مجتبى(علیه السلام)برخلاف مفاد صلح نامه(1) و بر خلاف تمام اصول انسانى و دینى به کشتار وسیع شیعیان امیرالمؤمنین على(علیه السلام) دست زد; تا با از میان برداشتن مخالفان، راه را براى خودکامگى هایش هموارتر سازد. ابن ابى الحدید با اشاره به این دوران مى نویسد: «فشارها بر شیعیان ادامه داشت، تا آنگاه که امام حسن(علیه السلام) به شهادت رسید; پس از آن، سختى ها و فشارها بر شیعیان افزایش یافت، به گونه اى که هر شیعه، از کشته شدن و یا تبعید و آواره شدن بیمناک بود».(2) امام باقر(علیه السلام) با اشاره به فضاى تاریک و وحشت بار عصر معاویه مى فرماید: «وَ کَانَ عِظَمُ ذلِکَ وَ کِبَرُهُ زَمَنَ مُعاوِیَةَ بَعْدَ مَوْتِ الْحَسَنِ(علیه السلام) فَقُتِلَتْ شِیعَتُنابِکُلِّ بَلْدَة وَ قُطِّعَتِ الاَْیْدِی وَ الاَْرْجُلُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ کَانَ مَنْ یُذْکَرُ بِحُبِّنَا وَ الاِْنْقِطاعِ إِلَیْنَا سُجِنَ أَوْ نُهِبَ مَالُهُ أَوْ هُدِّمَتْ دارُهُ; بیشترین وبزرگترین فشارها بر شیعیان در عصر معاویه، پس از شهادت امام حسن(علیه السلام)بود. در آن زمان در هر شهرى شیعیان ما کشته مى شدند و دست ها و پاهایشان با اندک گمان و بهانه اى قطع مى شد. شدّت سخت گیرى به حدّى بود که اگر کسى از دوستى ما یاد مى کرد، زندانى مى شد و اموالش مصادره مى گردید و یا خانه اش ویران مى گشت».(3)
ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آبان 1394 توسط ( علی علیاری ) |







