آخرین مطالب ارسالی
آرشيو مطالب
|
http://yaghin.tk
http://www.yaghin.com.nu
http://yaghin.zim.ir
http://yaghin.utc.ir
http://yaghin.bdl.ir
http://yaghin.orq.ir
http://yaghin.vov.ir


آخرین اخبار وبلاگ:
صاحب نظران علم اخلاق بر آنند كه بخشهاى آغازین علم اخلاق را آشنایى با رذایل اخلاقى و راههاى زدودن آنها تشكیل مىدهد؛ انسان، نخست باید رذایل اخلاقى و نفسانى را شناسایى و آنها را دفعا یا رفعا طرد كند؛ به این معنا كه اگر ندارد، بكوشد به آنها مبتلا نشود و اگر به آنها آلوده است، تلاش كند آنها را برطرف كند. آشنایى با رذایل اخلاقى براى طبیب روح، درست مانند آشنایى با سموم براى طبیب جسم لازم و سودمند است؛ تا خود به آنها مبتلا نشود و به دیگران نیز هشدار دهد تا به آن دچار نشوند و اگر دچار شدند، راه درمان را به آنان نشان دهد و آنان را درمان كند. از این رو بسیارى از بزرگان علم اخلاق گفتهاند: ترك رذایل و اجتناب از آن تخلیه، یعنى خالى كردن نفس از رذایل اخلاقى است و بر تحلیه، یعنى آراستن نفس به زیورهاى فضایل اخلاقى، مقدم است. این سخن گرچه تام است؛ ولى باید توجه كرد كه تخلیه از رذایل با تحلیه به فضایل كاملا فرق دارد؛ زیرا فضایل در نهاد آدمى ریشهدار است، لیكن رذایل، امرى عارضى است؛ در حالى كه انسان از نظر علوم حصولى، نادان به دنیا آمده است: و الله اخرجكم من بطون امهاتكم لاتعلمون شیئ(1)در علوم حضورى و شهودى مانند معرفت حق و اسماء و تعینات او با سرمایه فطرت توحیدى آفریده شده است: فاقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها(2) در زمینه مسائل عملى نیز چنین است. هنگامى كه روح انسان به بدنش تعلق گرفت، اگر چه منزه از رذایل اخلاقى بود ولى تهى از فضایل نبود؛ بلكه با فضایل گرایش به حق آفریده شد كه از آن به فطرت توحیدى یاد مىشود: و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها.(3) بنابراین، روح انسان در عین حال كه ملهم به فجور و تقواست گرایش به تقوا هم دارد؛ در نتیجه اگر این رذایل عارضى زدوده شود، آن فضایل فطرى، شكوفا مىگردد و خود را بهتر نشان مىدهد و در عین حال انسان مىتواند آن را تحصیل و تكمیل كند. اكنون به بررسى موانع سیر و سلوك و راههاى مانع زدایى و مراحل آن مىپردازیم و در آغاز موانع نظرى (غفلت، وسوسه علمى، پندارگرایى و عقل متعارف) و سپس موانع عملى (هوس مدارى و خودبینى، كمینگاههاى شیطان و بازیگرى و دنیاگرایى) ذكر مىشود.
مرگ مهم ترين دغدغه انساني است؛ زيرا با هر زندگي مرگي زاده مي شود و هر چيزي كه نام زندگي دارد مرگ را هم آغوش خود دارد. از اين روست كه مفهوم زندگي و مرگ به هم وابسته اند و هر جايي كه زندگي وجود دارد مرگ نه در كنار و بيرون آن بلكه در درون آن در انتظار دمي است تا بتواند چيرگي خويش را بنماياند و خود را نشان دهد.
همان اندازه كه مفهوم زندگي براي انسان روشن و آشكار است به همان ميزان مرگ در تاريكي و ابهام قرار دارد. به همان اندازه كه زندگي، ظاهر و هويداست مرگ در باطن و نهان است. اين گونه است كه نام مرگ و مفهوم و معناي آن مردمان را به هراس مي اندازد و دلهره را در جانشان فرو مي افكند.
ادامه مطلب
همان اندازه كه مفهوم زندگي براي انسان روشن و آشكار است به همان ميزان مرگ در تاريكي و ابهام قرار دارد. به همان اندازه كه زندگي، ظاهر و هويداست مرگ در باطن و نهان است. اين گونه است كه نام مرگ و مفهوم و معناي آن مردمان را به هراس مي اندازد و دلهره را در جانشان فرو مي افكند.
ادامه مطلب
يكى از مسائلى كه از قرآن كريم و روايات ائمه معصومين(علیهم السلام) استنباط مىشود تجسم اعمال است.
يعنى: در آن روز علاوه بر اين كه انسان باقى و جاويد مىماند؛ اعمال و كردار انسان نيز در برابر او حاضر مىگردد و از بين نمىرود و انسان تمام اعمال خوب و بد خود را به صورت مصوّر و مجسّم مشاهده مىنمايد. عمل يك امر عرضى و حركت است كه در آن روز به ذات و جوهر تبديل مىگردد. لذا، اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه ممكن است يك امر عرضى تبديل به ماده و جسم و جوهر گردد؟
و آيا ممكن است «عمل» باقى بماند با وجود اين كه بعد از انجام محو و نابود مىگردد؟
لذا بعضى از مفسرين منكر تجسم اعمال شدهاند و گفتهاند: امكان ندارد كه عوارض چه در اين دنيا و چه در سراى آخرت تبديل به جوهر شوند.
آنان مسائل اين جهان را با جهان آخرت مقايسه مىكنند و به چنين نتيجهاى دست مىيابند و ظاهر آن را نيز به تأويل مىبرند و مىگويند: مراد از تجسم و حضور اعمال، حضور و مشاهده جزاى عمل است.
ولى آنچه ظواهر آيه دلالت بر مطلبى بكند، داعى بر تأويل و يا رد آن را نداريم. گر چه ظاهر آيهاى گاهى تأويل برده شود ولى آن در صورتى است كه با يك دليل قطعى برخورد كند.
لذا ، ما عقل را بر ظواهر كتاب حاكم مىدانيم در صورتى كه چارهاى جز اين نداشته باشيم.
اما صرف اين كه عرض قابل تبديل به جوهر نيست پس در آخرت اعمال انسان قابل تجسم نيست دليل قطعى نمىشود.
ادامه مطلب
يعنى: در آن روز علاوه بر اين كه انسان باقى و جاويد مىماند؛ اعمال و كردار انسان نيز در برابر او حاضر مىگردد و از بين نمىرود و انسان تمام اعمال خوب و بد خود را به صورت مصوّر و مجسّم مشاهده مىنمايد. عمل يك امر عرضى و حركت است كه در آن روز به ذات و جوهر تبديل مىگردد. لذا، اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه ممكن است يك امر عرضى تبديل به ماده و جسم و جوهر گردد؟
و آيا ممكن است «عمل» باقى بماند با وجود اين كه بعد از انجام محو و نابود مىگردد؟
لذا بعضى از مفسرين منكر تجسم اعمال شدهاند و گفتهاند: امكان ندارد كه عوارض چه در اين دنيا و چه در سراى آخرت تبديل به جوهر شوند.
آنان مسائل اين جهان را با جهان آخرت مقايسه مىكنند و به چنين نتيجهاى دست مىيابند و ظاهر آن را نيز به تأويل مىبرند و مىگويند: مراد از تجسم و حضور اعمال، حضور و مشاهده جزاى عمل است.
ولى آنچه ظواهر آيه دلالت بر مطلبى بكند، داعى بر تأويل و يا رد آن را نداريم. گر چه ظاهر آيهاى گاهى تأويل برده شود ولى آن در صورتى است كه با يك دليل قطعى برخورد كند.
لذا ، ما عقل را بر ظواهر كتاب حاكم مىدانيم در صورتى كه چارهاى جز اين نداشته باشيم.
اما صرف اين كه عرض قابل تبديل به جوهر نيست پس در آخرت اعمال انسان قابل تجسم نيست دليل قطعى نمىشود.
ادامه مطلب
« پرسش قبر » از مهمترین موضوعات این مبحث است که در بسیارى از روایات این باب، از آن سخن رفته است و در اهمیت این موضوع همین نکته بس که انکار کننده آن، شیعه اهل بیت (علیهم السّلام) نیست.
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هر که سه چیز را انکار کند، شیعه ما نیست:
۱ – معراج ، ۲ - پرسش قبر ، ۳ – شفاعت ». (۱)
از روایات استفاده مىشود که پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر انجام مىدهند:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر، جهت پرسش به قبر مىفرستد». (۲)
از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسیدند: سیماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهایشان (به گونهاى بلند است که از پشتشان آویزان و) به روى زمین کشیده مىشود؛ دندانهایشان (به گونهاى تیز است که وقتى آنها) را در زمین فرو کنند، گودالى پدیدار شود». (۳)
امام کاظم(علیه السّلام) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نیکى شنوند) قبرش را تا چشم کار مىکند، بگشایند و از طعامهاى بهشتى برایش (ارمغان) آورند». (۴)
حال این سؤال به ذهن مىرسد که آیا سیماى فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نیکان و بدان یکسان است یا تفاوت دارد؟
امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هر که سه چیز را انکار کند، شیعه ما نیست:
۱ – معراج ، ۲ - پرسش قبر ، ۳ – شفاعت ». (۱)
از روایات استفاده مىشود که پرسشهاى قبر را دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر انجام مىدهند:
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «خداوند تعالى، دو فرشته به نامهاى نکیر و منکر، جهت پرسش به قبر مىفرستد». (۲)
از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسیدند: سیماى فرشتگان بازرس قبر چگونه است؟
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «بسیار تندخو و زشتند؛ صدایشان همچو رعد غرّان و چشمانشان چون برق تابان است.
موهایشان (به گونهاى بلند است که از پشتشان آویزان و) به روى زمین کشیده مىشود؛ دندانهایشان (به گونهاى تیز است که وقتى آنها) را در زمین فرو کنند، گودالى پدیدار شود». (۳)
امام کاظم(علیه السّلام) فرمود: «هنگام ورود مؤمن به قبر، بازرسان قبر(با احترام) او را نشانند و سؤالاتشان را پرسند (و چون پاسخ به نیکى شنوند) قبرش را تا چشم کار مىکند، بگشایند و از طعامهاى بهشتى برایش (ارمغان) آورند». (۴)
حال این سؤال به ذهن مىرسد که آیا سیماى فرشتگان بازرس قبر، نسبت به نیکان و بدان یکسان است یا تفاوت دارد؟
تشبیه حیات برزخى
مطالبى که در این سطور - از زبان اولیاى دین- مىنگاریم، بیانگر شمهاى از حقایق شگفت انگیز جهان برزخى است.
در آغاز این گفتار، توجه شما خوانندگان عزیز را به تشبیه برزخ با دنیا جلب مىکنیم؛ تا بتوانیم ترسیمگر چهرهاى - هر چند ناقص - از حیات برزخى باشیم.
عالم و دانشمند ربانى، مرحوم « فیض کاشانى » (متوفى۱۰۹۱ه. ق) در کتاب نفیس و ارزشمند « الْمُحجَّهُ الْبَیْضاء فی تَهْذیبِ الْإحیاء » در این باره چنین مىنویسد:
«دنیا، همچون زندان تاریکى است که انسان در آن حبس باشد و برزخ همانند بستان وسیع و گستردهاى است که انواع درختان سر به فلککشیده، گلهاى زیباى عطرآگین، پرندگان خوش الحان و... در آن باشند». (۱)
پیامبر گرامى(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با تعبیرى بسیار زیبا و دقیق -به مضمون زیر- دنیا و برزخ را چنین تشبیه نموده است:
«مِثال مؤمن در دنیا، مثل جنین است در شکم مادر (چنان به آن خوگرفته است که گویى عالمى برتر و با صفاتر از آن نیست).از این رو پس از پایان عمر آن جهان، با اکراه و سختى، همراه با ترس و گریه ، دل از آن مکان مىکند.
پس از اندکى که با این جهان انس گرفت، دیگر میل بازگشت به وطن نُه ماهه خویش را ندارد
ادامه مطلب.
مطالبى که در این سطور - از زبان اولیاى دین- مىنگاریم، بیانگر شمهاى از حقایق شگفت انگیز جهان برزخى است.
در آغاز این گفتار، توجه شما خوانندگان عزیز را به تشبیه برزخ با دنیا جلب مىکنیم؛ تا بتوانیم ترسیمگر چهرهاى - هر چند ناقص - از حیات برزخى باشیم.
عالم و دانشمند ربانى، مرحوم « فیض کاشانى » (متوفى۱۰۹۱ه. ق) در کتاب نفیس و ارزشمند « الْمُحجَّهُ الْبَیْضاء فی تَهْذیبِ الْإحیاء » در این باره چنین مىنویسد:
«دنیا، همچون زندان تاریکى است که انسان در آن حبس باشد و برزخ همانند بستان وسیع و گستردهاى است که انواع درختان سر به فلککشیده، گلهاى زیباى عطرآگین، پرندگان خوش الحان و... در آن باشند». (۱)
پیامبر گرامى(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با تعبیرى بسیار زیبا و دقیق -به مضمون زیر- دنیا و برزخ را چنین تشبیه نموده است:
«مِثال مؤمن در دنیا، مثل جنین است در شکم مادر (چنان به آن خوگرفته است که گویى عالمى برتر و با صفاتر از آن نیست).از این رو پس از پایان عمر آن جهان، با اکراه و سختى، همراه با ترس و گریه ، دل از آن مکان مىکند.
پس از اندکى که با این جهان انس گرفت، دیگر میل بازگشت به وطن نُه ماهه خویش را ندارد
ادامه مطلب.
مرگ بریده شدن علاقه روح از بدن است . مرگ یعنى آغاز سفر از این دنیا به سراى آخرت،
بعد از مرگ، انسان را به جایى منتقل مى کنند که نامش قبر است، و قبر منزل موقتى مردگان مى باشد. در هنگام مرگ و قبض روح، ممکن است سختیها و شداید فراوانى - در اثر اعمال و افکارى که در دنیا کسب نموده است - به انسان هجوم آورد. و بعد از این ناراحتیها و رنجهاى عالم قبر و برزخ شروع مى شود، تاریکى و ظلمت قبر، سوال نکیر و منکر، فشار قبر، حمله حیوانات گوناگون به بدن و...
آدمى، باید خود را براى چنین سفرى آماده سازد و از حالا به فکر سختىهاى راه طولانى خود باشد. و اینجاست که نماز - این باشکوهترین عمل عبادى الهى - به یارى انسان مى شتابد و از او در بحرانى ترین و طوفانى ترین لحظات، دستگیرى مىنماید، چنانکه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ملک الموت به من گفت که: هر کس مواظب اوقات نمازهاى پنجگانهاش باشد، من از مادر به او مهربانتر مى باشم . (۱)
امام صادق علیه السلام فرمود: ان ملک الموت، یدفع الشیطان عن المحافظ على الصلاه و یلقنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله، فى تلک الحاله العظیمه (۲)
در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.
ملک الموت به هنگام قبض روح، شیطان را از آن انسانى که بر نمازش محافظت داشته دفع مىکند، و در آن حالت هولناک و پر وحشت، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین مىکند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: الصلاه شفیع بینه و بین ملک الموت و انس فى قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر (۳)
نماز شفیع نمازگزار در نزد ملک الموت و مونس در قبر و بسترى نیکو در قبر و پاسخ، به سوال نکیر و منکر مىباشد.
سعید بن جناح مىگوید: در مدینه، در منزل امام محمد باقر علیه السلام بودم .حضرت ابتدا، بدون اینکه سوالى شده باشد، فرمود: "من اتم رکوعه، لم تدخله وحشه فى قبره" (۴) هر کس رکوع خود را در درست و کامل به جاى آورد، وحشت قبر به او راه نیابد.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: "ما من عبد، اهتم بمواقیت الصلاه و مواضع الشمس، الا ضمنت الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار" (۵)
بندهاى نیست که به وقتهاى نماز و مواضع خورشید، اهتمام دارد، مگر اینکه راحتى و آسایش در موقع مرگ و از بین رفتن ناراحتیها و غمها و رهایى از آتش را برایش ضمانت مىنمایم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: صلاه اللیل، سراج لصاحبها فى القبر (۶) نماز شب، چراغى است براى صاحبش در قبر.
خداوند به یکى از پیامبرانش خطاب نموده، فرمود: "قم فى ظلمه اللیل، اجعل قبرک روضه من ریاض الجنه" تیرگى شب، به عبادت برخیز تا قبر تو را باغى از باغهاى بهشت قرار دهم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ان القبر ینادى کل یوم بخمس کلمات، انا بیت الفقر، فاحملوا الىّ کنزا، انا بیت الظلمه فاحملوا الىّ سراجا،... قبر در هر روز به این کلمات پنجگانه ندا در مى دهد، من خانه فقر و تهیدستیم ، پس ذخیرهاى براى خودتان به اینجا بفرستید. من خانه تاریکىام، چراغى در این خانه بیاورید،... گفته شد: آنها کدامند؟ حضرت فرمود: "و اما السراج فصلاه اللیل و اما الکنز فکلمه شهاده لا اله الا الله" ... چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و... مى باشد. (۷)
حضرت رضا فرمود: بر شما باد به نماز شب ! بندهاى نیست که آخر شب برخیزد و هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بجاى آورد، و در قنوت وتر، هفتاد مرتبه استغفار کند، مگر آنکه پاسخ داده شود به ایمنی از عذاب قبر و از عذاب جهنم و نیز عمرش طولانى شود (۸)
وقتى که جناب ابوذر غفارى (رحمت الله علیه) به مکه معظمه مشرف گردیده بود نزد کعبه ایستاد، و خطاب به مردمى که براى حج از اطراف عالم در مسجد الحرام جمع گشته بودند، فرمود:
چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و...
ایها الناس ! منم جندب بن سکن غفارى، منم خیر خواه شما و مهربان بر شما، به سوى من بیایید.
مردم از اطراف دور او جمع شدند، فرمود:
اى مردم ! هر گاه یکى از شما خواست به سفرى برود، هر آینه زاد و توشهاى
براى خود بر مىدارد - به آن اندازه که در سفر دارد - و چاره اى از آن ندارد، پس هر گاه چنین است، سفر آخرت سزاوارتر است به زاد و توشه راه، در این هنگام مردى برخاست و گفت: پس ما را راهنمایى کن اى ابوذر!
فرمود: ... "صل رکعتین فى سواد اللیل لوحشه القبور" (۹) در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.
پي نوشت :
۱- ثواب الاعمال ، ص ۶۱، بحار، ج ۶، ص ۲۴۴.
۲- وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۱۹، من الا یحضره الفقیه ، ج ۱، ص ۴۲.
۳- بحار، ج ۸۲، ص ۲۳۱ خصال صدوق ، ج ۲، ص ۵۲۲.
۴- ثواب الاعمال ، ص ۶۱، بحار، ج ۶، ص ۲۴۴.
۵- سفینه البحار، شیخ عباس قمى ، ج ۲، ص ۴۳.
۶- الرساله العلیه ، ص ۱۷۶.
۷- نشان از بى نشانها، ص ۳۱۴.
۸- سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۹۷.
۹- بحار، ج ۹۶، ص ۲۵۸، منازل الاخره ، ص ۳.
منبع: پاداشهاى نمازگزاران، رحیم کارگر محمدیارى
بعد از مرگ، انسان را به جایى منتقل مى کنند که نامش قبر است، و قبر منزل موقتى مردگان مى باشد. در هنگام مرگ و قبض روح، ممکن است سختیها و شداید فراوانى - در اثر اعمال و افکارى که در دنیا کسب نموده است - به انسان هجوم آورد. و بعد از این ناراحتیها و رنجهاى عالم قبر و برزخ شروع مى شود، تاریکى و ظلمت قبر، سوال نکیر و منکر، فشار قبر، حمله حیوانات گوناگون به بدن و...
آدمى، باید خود را براى چنین سفرى آماده سازد و از حالا به فکر سختىهاى راه طولانى خود باشد. و اینجاست که نماز - این باشکوهترین عمل عبادى الهى - به یارى انسان مى شتابد و از او در بحرانى ترین و طوفانى ترین لحظات، دستگیرى مىنماید، چنانکه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ملک الموت به من گفت که: هر کس مواظب اوقات نمازهاى پنجگانهاش باشد، من از مادر به او مهربانتر مى باشم . (۱)
امام صادق علیه السلام فرمود: ان ملک الموت، یدفع الشیطان عن المحافظ على الصلاه و یلقنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله، فى تلک الحاله العظیمه (۲)
در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.
ملک الموت به هنگام قبض روح، شیطان را از آن انسانى که بر نمازش محافظت داشته دفع مىکند، و در آن حالت هولناک و پر وحشت، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین مىکند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: الصلاه شفیع بینه و بین ملک الموت و انس فى قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر (۳)
نماز شفیع نمازگزار در نزد ملک الموت و مونس در قبر و بسترى نیکو در قبر و پاسخ، به سوال نکیر و منکر مىباشد.
سعید بن جناح مىگوید: در مدینه، در منزل امام محمد باقر علیه السلام بودم .حضرت ابتدا، بدون اینکه سوالى شده باشد، فرمود: "من اتم رکوعه، لم تدخله وحشه فى قبره" (۴) هر کس رکوع خود را در درست و کامل به جاى آورد، وحشت قبر به او راه نیابد.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: "ما من عبد، اهتم بمواقیت الصلاه و مواضع الشمس، الا ضمنت الروح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان و النجاه من النار" (۵)
بندهاى نیست که به وقتهاى نماز و مواضع خورشید، اهتمام دارد، مگر اینکه راحتى و آسایش در موقع مرگ و از بین رفتن ناراحتیها و غمها و رهایى از آتش را برایش ضمانت مىنمایم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: صلاه اللیل، سراج لصاحبها فى القبر (۶) نماز شب، چراغى است براى صاحبش در قبر.
خداوند به یکى از پیامبرانش خطاب نموده، فرمود: "قم فى ظلمه اللیل، اجعل قبرک روضه من ریاض الجنه" تیرگى شب، به عبادت برخیز تا قبر تو را باغى از باغهاى بهشت قرار دهم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ان القبر ینادى کل یوم بخمس کلمات، انا بیت الفقر، فاحملوا الىّ کنزا، انا بیت الظلمه فاحملوا الىّ سراجا،... قبر در هر روز به این کلمات پنجگانه ندا در مى دهد، من خانه فقر و تهیدستیم ، پس ذخیرهاى براى خودتان به اینجا بفرستید. من خانه تاریکىام، چراغى در این خانه بیاورید،... گفته شد: آنها کدامند؟ حضرت فرمود: "و اما السراج فصلاه اللیل و اما الکنز فکلمه شهاده لا اله الا الله" ... چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و... مى باشد. (۷)
حضرت رضا فرمود: بر شما باد به نماز شب ! بندهاى نیست که آخر شب برخیزد و هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بجاى آورد، و در قنوت وتر، هفتاد مرتبه استغفار کند، مگر آنکه پاسخ داده شود به ایمنی از عذاب قبر و از عذاب جهنم و نیز عمرش طولانى شود (۸)
وقتى که جناب ابوذر غفارى (رحمت الله علیه) به مکه معظمه مشرف گردیده بود نزد کعبه ایستاد، و خطاب به مردمى که براى حج از اطراف عالم در مسجد الحرام جمع گشته بودند، فرمود:
چراغ این خانه ظلمانى، نماز شب است و گنج آن، کلمه شهادت لا اله الا الله و...
ایها الناس ! منم جندب بن سکن غفارى، منم خیر خواه شما و مهربان بر شما، به سوى من بیایید.
مردم از اطراف دور او جمع شدند، فرمود:
اى مردم ! هر گاه یکى از شما خواست به سفرى برود، هر آینه زاد و توشهاى
براى خود بر مىدارد - به آن اندازه که در سفر دارد - و چاره اى از آن ندارد، پس هر گاه چنین است، سفر آخرت سزاوارتر است به زاد و توشه راه، در این هنگام مردى برخاست و گفت: پس ما را راهنمایى کن اى ابوذر!
فرمود: ... "صل رکعتین فى سواد اللیل لوحشه القبور" (۹) در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای (رهایی از) وحشت قبرها.
پي نوشت :
۱- ثواب الاعمال ، ص ۶۱، بحار، ج ۶، ص ۲۴۴.
۲- وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۱۹، من الا یحضره الفقیه ، ج ۱، ص ۴۲.
۳- بحار، ج ۸۲، ص ۲۳۱ خصال صدوق ، ج ۲، ص ۵۲۲.
۴- ثواب الاعمال ، ص ۶۱، بحار، ج ۶، ص ۲۴۴.
۵- سفینه البحار، شیخ عباس قمى ، ج ۲، ص ۴۳.
۶- الرساله العلیه ، ص ۱۷۶.
۷- نشان از بى نشانها، ص ۳۱۴.
۸- سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۹۷.
۹- بحار، ج ۹۶، ص ۲۵۸، منازل الاخره ، ص ۳.
منبع: پاداشهاى نمازگزاران، رحیم کارگر محمدیارى
بحث درباره مسئله وجود در مکتب ابن عربي است که يکي از مسائل بسيار بنيادي و مهم در اين حوزه به شمار ميرود. در قرآن فيالمثل در سوره حديد آياتي وجود دارد که گوياي نظريه وجود در نزد ابن عربي و پيروان اوست. چون واقعاً وجود از نظر ابن عربي و اتباع وي اساساً متبني بر ديدگاه قرآني و نبوي است و خارج از آن نيست. از آيات مورد نظر يکي هوالاول و الآخر و الظاهر و الباطن است. اين آيه واقعا در ميان آيات قرآني، آيه بسيار عجيبي است. يعني همه اوست و غير او نيست: اول اوست در مظهر اوليت، آخر اوست در مظهر آخريت، ظاهر اوست در مظهر ظاهريت و باطن اوست در مظهر باطنيت و هويت او متصف به همه اين اسماء است. و هو بکل شيء عليم و او به همه چيز داناست
ادامه مطلب.
ادامه مطلب.
درباره وبلاگ

حال ما برق جهان است دمي پيدا و ديگر دم نهان است
گهي در طارم اعلي نشينم گهي تا پشت پاي خود نبينم
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 465127
تعداد کل پست ها : 141
تعداد کل نظرات : 13
تاریخ آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 21 مهر 1395
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 30 مهر 1388