تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 6:02 PM | نويسنده : یعقوب مصطفایی
بشکن و بخور
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن.
بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد.
آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!
بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است...!
.: RASEKHOON.NET:.