اسلایدر

یا مهدی عج
 
یا مهدی عج

یا مهدی
اهل سنت بدانند
چرا حضرت زهرا (علیها السلام) وصیت به تدفین شبانه کرد؟
 
1- محمدبن اسماعیل بخارى در الصحیح(3) خود در ج 5، ص 177، چاپ احیاء الثرات ـ بیروت با نقل سلسله سندى از عایشه مى گوید:
 
«فَوَجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلّمه حتى توفّیت و عاشت بعد النبى سته اشهر، فلمّا توفّیت دفنها زوجها على لیلاً و لَمْ یؤذن بها ابابكر.»
 
حضرت زهرا(علیها السلام) ابابكر را به خاطر آن (ماجراى فدك) با حالت خشم و غضب ترك كرده و با او صحبت نكرد تا وفات كرد و بعد از حضرت رسول اكرم (صلى الله علیه وآله)شش ماه زندگى كرد و وقتى وفات نمود ـ همسرش على او را دفن كرد و به ابابكر اجازه نداد (كه در تشییع و تدفین و نماز بر او شركت كند).
 
2- احمد البیهقى در السنن الكبرى ج6، ص 300، چاپ بیروت مى نویسد:
 
«فغصبت فاطمة (علیها السلام) ـ على ابى بكر، و هجرته، فلم تكلّمه حتى ماتت فدفنها على (علیه السلام) لیلاً».
 
حضرت فاطمه (علیها السلام) بر ابوبكر غضب كرد و خشمناك شد و او را رها كرد و اعراض نمود و با او صحبت نكرد تا این كه وفات كرد و او را على (علیه السلام) شبانه دفن كرد».(4)
 
3- مسلم بن الحجّاج القشیرى در الصحیح ج3، ص 1380 (چاپ مصر) نویسد:
 
چون فاطمه (علیها السلام) وفات یافت شوهرش على (علیها السلام) شبانه بر او نماز خواند و او را دفن نمود و به ابوبكر خبر نداد كه بر جنازه او حاضر شود و بر او نماز بخواند».
 
4ـ ابن اثیر در كتاب«الكامل فى التاریخ» ج 2 ص 126 و همچنین در مصادر متعددى (5) نقل شده است كه:
 
«معمّر روایت مى كند از زهرى از عایشه در مورد آنچه بین فاطمه (علیها السلام) و ابابكر درباره میراث پیامبر گذشت كه: حضرت زهرا (علیها السلام) از او اعراض كرد و با او صحبت نكرد تا اینكه وفات كرد و بعد از نبى اكرم(صلى الله علیه وآله)شش ماه زندگى كرد و وقتى وفات نمود، او را همسرش (على (علیه السلام)) دفن كرد و به ابابكر اجازه نداد كه بر جنازه او حاضر شود و نماز بخواند.
 
 
 
XwR95582.jpg (375×500)

[چهارشنبه 17 دی 1393 ]  [9:42 PM]  [علی معصومی]
على بن هلال از قول پدرش مى گويد: هنگامى كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در بستر بيمارى - كه به رحلت ايشان منجر شد - قرار داشت، براى عيادت به خدمت شان شرفياب شدم. حضرت فاطمه (عليها السلام) بر بالين حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم) نشسته و مى گريست، تا اين كه صداى گريه حضرت زهرا (عليها السلام) شدت گرفت. پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) سرشان را به طرف زهرا (عليها السلام) بالا برده و فرمود: عزيز دلم! فاطمه جان! چرا گريه مى كنى؟! حضرت زهرا (عليها السلام) عرض كرد: از ضايعه اى كه بعد از شما است مى ترسم. حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: عزيزم! آيا نمى دانى كه خداوند كاملا بر احوال زمين آگاه است و در يك نظر پدرت را به رسالت مبعوث نمود، و بر اساس همان آگاهى، در نظر بعد، شوهرت را برگزيد، و به من وحى كرد كه تو را به نكاح او در آورم. فاطمه جان! خداوند به ما اهل بيت هفت خصلت عطا نمود كه به كسى قبل از ما عطا نشده، و پس از ما نيز به كسى عطا نخواهد شد: اول آن كه من، خاتم پيامبران و برترين ايشان و محبوب ترين مخلوق در نزد خدا هستم و پدر تواءم. دوم آن كه جانشين من، بهترين جانشينان و محبوترين ايشان نزد خدا است و او شوهر توست. سوم آن كه شهيد ما، بهترين شهدا و محبوب ترين آنها نزد خدا است، و او حمزه، عموى پدر و عموى شوهر توست. چهارم از ماست آن كه دوبال دارد و هرگاه بخواهد با آن در بهشت با ملائكه پرواز مى كند، و او پسر عموى پدر و برادر شوهر تو است. پنجم و ششم؛ دو نوه پيامبر اين امت فرزندان تو هستند، حسن و حسين، كه آقاى جوانان بهشتند، و قسم به خدا! پدرشان از هر دوى آنها نيكوتر است. هفتم؛ فاطمه جان! قسم به كسى كه مرا به پيامبرى بر انگيخت، مهدى اين امت فرزند آن دو (حسن و حسين (عليه السلام) است. هنگامى كه دنيا را هرج و مرج فراگير آشوبها پديدار گرديدند، راههاى بسته شده و گروهى، گروهى ديگر را غارت مى كند، بزرگان به كودكان رحم نمى نمايند، و كوچكترها حرمت بزرگان را رعايت نمى كنند، در اين هنگام خداوند از نسل آن دو كسى را بر مى انگيزد كه قلعه هاى گمراهى و دل هاى قفل زده را مى گشايد. و اساس دين را در آخر زمان (دوره رسالت) آن را استوار نمودم، و زمين را پس از آن كه از ظلم و جور انباشته شده باشد پر از عدل و داد مى كند. فاطمه جان!اندوهگين مباش و گريه مكن همانا خداوند - عزوجل - از من نسبت به تو مهربان توست در قلب من؛ خداوند تو را اين خاطر جايگاه تو نزد من و مهر توست در قلب من؛ خداوند تو را به مردى تزويج نمود كه از جهت خاندان بزرگ ترين مردم، و از جهت بزرگوارى و مقام برترين ايشان، و مهربان ترين آن ها نسبت به مردم، و عادل ترين آنها در مساوات، و بيناترين آنها در رويدادها و مسائل است. و من از خدا خواسته ام كه تو اولين كسى باشى كه از اهل بيتم به من ملحق خواهى شد.(1) (آنگاه آثار سرو ر و شادى در چهره حضرت زهرا (عليها السلام) نمايان شد.)


 


[دوشنبه 15 دی 1393 ]  [4:59 PM]  [علی معصومی]