گاهی که به فرشتگان نوید آفرینشم را دادی با آن که هنوز هیچ بودم و هیچ و هنوز حتی عدم را ترک نگفته بودم و هنوز گِلی بودم و بی جان و بی روح ............................ هستی ام آغاز شد
و آن گاه آفریدگار! دست توانای تو تکاملم می بخشید، جسم خاکی حتی از سرم زیاد بود که تو منت بر مخلوق بی چاره و بی جان نهادی.
و جان بی جانم را به دمیدن روح و جان الهیت آزین بستی و این شدم،این شدم که اکنون ......
و خداوند! آن دم که در گذر از عدم به جان و درست لب مرز هست. خلایق را فرمان به سجده ام میدادی...
چه غروری از من میگذشت و بر من می تافت ونمی دانم خداوند! اگرزمان سجده همگان بر من غرور و کبرِ ابلیس در پیچش از فرمان تو پیش چشمم نبود و رانده شدنش نهیبم نمی زد و به خویشم نمی آورد چه بر سر آدمیتم می آمد ....
و حالا که از غرور وسرنوشت شیطان درس گرفته ام ;این شده ام.....
و اگر این درس و این تلنگر نبود چه بر سرم می آورد غرور....
و تنها دلگرمیم خداوند!...
ادامه مطلب
یک بار دو نفر از بچّهها سر کولی گرفتن از سرباز عراقی شرطبندی کردند. یکی از آنها
ادامه مطلب
- بيش از صدبار در قرآن آمده که برپا داريد نماز را، و يک بار نگفته بخوانيد نماز را. برپاداشتن نماز يعني به مسئوليتهاي ديني، مسئوليتهاي مملکتي و مسئوليتهاي شرعي اهميت بدهيم. حجاب را به مردم بگوييد، حيا را بگوييد، غيرت را بگوييد، نكبتها را به مردم بگوييد، بديها را بگوييد.
سخنراني 11/08/85
ادامه مطلب
در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن،امر دایر است بین اینکه:با کسی که حیات و ممات،غنا و فقر و مرض و صحت و مریض خانه و دکتر و خزانه و ثروت...به دست اوست مجالست کنیم،یا با کسی که هیچ ندارد؟!
ادامه مطلب
میدانیم که
ادامه مطلب
ناصر کاظمی که از اول ناصر کاظمی نبود.یکی بود مثل
ادامه مطلب
از عمق ناپیدای مظلومیت ما،صدایی آمدنت را وعده می داد.
صدا را عدل خداوندی صلابت می بخشید و مهر ربانی گرما می داد.
و ما هرچه استقامت،از این صدا گرفتیم و هرچه تحمل،از این نوا دریافتیم.در زیر سهمگین ترینپنجه های شکنجه تاب می آوردیم که شکنج زلف تو را می دیدیم.در کشاکش تازیانه ها و چکاچک شمشیر ها،برق نگاه تو تابمان می داد و صدای گامهای آمدنت توانمان می بخشید.
ادامه مطلب
شب نوروز بود و سرد و برفی.
پسرک،در حالی که پاهای برهنه اش را روی برف جابه جا می کرد تا شاید
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بعثت گذارهای از نهاد مکتب عشق است که با نزول ملائک از خاک تا افلاک عجین شد و مشق آسمانی دل را نگاشت.
|
|
رفته خود از عرش تا به فرش سراسر ، زیر فلک سایه لوای محمد (ص) ، نوری سیاره یافت
ادامه مطلب