|
هفت
مرد قدرتمند دنيا پول زيادي در اختيار دارند، با اين حال آنها مجموعاً
تنها 350 ميليون دلار براي حل يك مشكل بزرگ گردهم آوردند. آنان همگي نگران
جنگلهاي استوايي برزيل بودند و براي نجات جنگلهاي مذكور برنامهاي جديد
و نوآورانه را ابداع نمودند. اين طرح كه
PPG7
نام دارد، توسط سران كشورهاي صنعتي جهان ارائه شده است. هماكنون اين
احتمال وجود دارد كه جنگلهاي عظيم آمازون براي هميشه نابود و محو شوند.
از يك سو، كارخانههاي توليد چوب با سودجويي هرچه تمامتر درختان را قطع
ميكنند، از سوي ديگر كشاورزان بيزمين در جنگ براي ادامه بقا ناچار به
سوزاندن جنگل هستند و از سويي ديگر مالكان و صاحبان گلههاي گوسفند به
صورتي بيرويه ذخاير آمازون را از ميان ميبردند. چنين وضعيتي در سال 1992
موجب شد تا مردان قدرتمند جهان به فكر چاره بيفتند. سرنوشت جنگلهاي
استوايي در آن زمان موضوعي بود كه توجه زيادي را به خود برانگيخت.
امروزه
يعني با گذشت 9 سال از آن زمان، هنوز هم اوضاع در جنگلهاي استوايي برزيل
بهبود نيافته است. اگرچه هر روز خبرهايي از موفقيتهاي به دست آمده در راه
جلوگيري از نابودي اين جنگلها در رسانهها منتشر ميشود و مجلاتي مانند
اكونوميست راهحلهايي ارائه ميدهند، اما در عمل تاكنون چندان پيشرفتي به
چشم نميخورد. اخيراً دولت برزيل طرحي را تحت عنوان «برزيل به جلو» ارائه
داده كه در قالب آن، در رشتههاي زيربنايي سرمايهگذارهاي كلاني صورت
خواهد گرفت. اين طرح اگرچه نام پرزرق و برق و جذابي دارد، اما با اجراي آن
آسيب بزرگي به جنگلهاي آمازون وارد خواهد شد. شروع طرح مذكور به نابودي
جنگلهاي مذكور شتاب بيشتري ميبخشد. دولت برزيل قصد دارد با اجراي طرح
«برزيل به جلو» تا سال 2007 حدود 40 ميليارد دلار صرف ساخت جادههاي جديد،
خطوط راهآهن، سد و كانالهاي آب بنمايد. عدهاي از دانشمندان به سرپرستي
ويليام اف. لورنس از موسسه تحقيقات استواي اسميت سونيان، نتايج احتمالي
حاصل از اجراي طرح ياد شده را محاسبه نمودهاند. به گفتهي آنها در
خوشبينانهترين حالت، ظرف بيست سال آينده بيش از يكچهارم جنگلهاي
آمازون از ميان رفته يا شديداً آسيب ميبينند؛ در بدترين حالت نيز حدود
نيمي از اين گنجينه از ميان ميرود؛ گنجينهاي كه مجموعهي منحصربه فرد از
ذخاير گياهي و جانوري را در درون خود دارد.
به
زودي كارشناسان آب و هوا و مسوولان اين امر از بيش از 180 كشور جهان در بن
گردهم ميآيند تا آن بخشهايي از پروتكل كيوتو را كه قابل نجات دادن و
حفظ شدن است، نجات دهند. البته آنها به تنهايي به يكي از دهها مشكل موجود
در اكولوژي جهان رسيدگي ميكنند و بقيه معضلهاي موجود، همچنان در انتظار
رسيدگي بشر در آينده باقي خواهد ماند. هيچ گاه اصول زندگي بشر به
اندازهاي كه اكنون و در آغاز هزارهي سوم شاهد آن هستيم، مخرب و
تهديدكنندهي زندگي وي نبودهاند. از سيدني تا نيويورك به صورتي پيدرپي
شاهد برگزاري گردهماييهاي متفاوتي در اين زمينه هستيم، اما بايد گفت كه
شركت در اين گردهماييها و جلسات، ديگر حالت مسافرت و مهماني رفتن را پيدا
كردهاند و كمتر شاهد نتيجهاي عملي از آنها هستيم. صحراها گسترش
مييابند؛ آب آشاميدني كمتر ميشود و بشر با استفادهي بيش از حد از انرژي
و توليد گازهاي گلخانهاي، دماي كرهي زمين را بالا ميبرد.
آقاي
ويل استفان، مدير برنامهي بينالمللي ژنوسفر ـ بيوسفر و يكي از
برگزاركنندگان كنفرانس علمي ماموتها در آمستردام، ميگويد: «معلوم نيست
سيارهي ما با مجموعهاي جديد از آسيبهاي وارده به آن چه خواهد كرد. آيا
تاب تحمل در مقابل آنها را خواهد داشت»؟ البته «جامعهي علمي»، به پديدهي
كنوني، برچسب بيخطر «تحول جهاني» ميزند و بدين ترتيب آن را بيضرر به
نظر مينماياند، اما اين وضعيت به عقيدهي بسياري از كارشناسان، پيامدهاي
سنگيني را براي جامعهي بشري بر جاي خواهد گذاشت.
نابودي
محيط زيست ما تدريجي است. درست همان طور كه پوست تخم يك پرنده به تدريج
نازكتر و نازكتر ميشود و بالاخره جوجه از آن سر بيرون ميآورد، محيط
زيست ما هم تدريجاً در حال كمرنگتر شدن است. ابتدا ددت در مواد غذايي
پيدا شد، سپس نسل بسياري از پرندگان و ماهيها از ميان رفت. بر اثر نابودي
ماهيها حدود 30 هزار ماهيگير كانادايي بيكار شدند. يكي از علل نابودي اين
گونههايي از پرندگان، خوردن گرد ددت توسط آنها بوده است. ددت به عنوان سم
در مزارع استفاده ميگردد، پس از نشستن بر روي دانههاي گياهان و خوردن
اين دانهها توسط پرندگان، وارد بدن آنان ميگردد. ورود ددت به بدن
پرندگان موجب ميشود تا تخمهاي پرندگان پوستهاي نازك بيابند و مقاومت
آنها در مقابل شكسته شدن كمتر گردد؛ لذا تعداد جوجهها كاهش مييابد و
بدين ترتيب كمكم نسل اين جانورات از ميان ميرود. استفاده بيش از حد از
جنگلهاي چين موجب شده تا ظرف سه سال گذشته طغيانهاي معمولي آب در
رودخانه يانگ تسه كيانگ چنان مخرب گردند كه 3600 نفر بر اثر آنها كشته شده
و 14 ميليون نفر بيخانمان گردند. حدود 30 هزار نفر هم بر اثر سيلاب در
آمريكاي جنوبي جانشان به خطر افتاده؛ علت بروز اين سيلابها نابودي
بيرويهي جنگل است.
حتي
با آن كه به قول مجلهي تايم اكنون «درد زمين به درد بشريت» تبديل شده،
باز هم اوضاع نسبت به سابق تغييري نكرده و بيتوجهي نسبت به محيط زيست
ادامه دارد. البته هشدارهاي دستاندركاران مربوطه همچنان ادامه مييابد.
امروز شاهد روز جهاني محيط زيست، تشكيل احزاب سبز، قوانين حفظ محيط زيست و
اجلاسهايي نظير اجلاس سران جهان ـ كه در سال 1992 در ريودو ژانيرو برگزار
شد ـ هستيم، اما چنين سياستهاي سمبليكي هرگز مانع از تداوم نابودي
اكوسيستم نگرديده است.
طبيعت
كرهي زمين ميتواند بيش از 6 ميليارد انسان را از لحاظ مواد غذايي و
امكانات مورد نياز، آن گونه كه بايد و شايد، تأمين نمايد و در عين حال رشد
مداوم اقتصادي را تضمين كند. البته در اين ميان بانك جهاني و برنامهي
توسعهي سازمان ملل متحد ـ دو نهاد اقتصادي بزرگ جهان ـ بيكار ننشستهاند.
آنان از جمله ارگانهايي هستند كه در بزرگترين تحقيق صورت گرفته تاكنون
دربارهي اكوسيستمها حضور دارند. قرار است ظرف چهار سال تحقيق، پيشبيني
دقيقي راجع به وضعيت آيندهي زمين صورت گيرد. اين تحقيق حدود 50 ميليون
مارك هزينه خواهد داشت و 1500 دانشمند از سراسر دنيا در آن شركت دارند.
امروز
با دخالت بشر در اكوسيستمها چرخهي آب، كربن و مواد غذايي تغيير كرده
است. در نتيجهي اين امر، اكوسيستمها به تدريج فرسوده شده و كارايي كمتري
پيدا ميكنند. به عنوان مثال، هماكنون يك قطره باران بيش از گذشته زمان
نياز دارد تا به دريا برسد. علت نيز وجود سدها و انواع و اقسام
بهرهبرداريهاي جديد از آب رودخانههاست. با ورود آب رودخانهها به
درياها و اقيانوسها مواد غذايي زيادي به همراه آنان وارد حوزههاي دريايي
ميگردد. اين مواد غذايي توسط كشاورزان براي بالا بردن محصول در مزارع پخش
ميشوند و به همراه آب وارد دريا ميگردند. وضعيت ياد شده موجب ميشود تا
تعداد جلبكها افزايش يافته و به محيط زيست آسيب برسد. استفادهي فزاينده
از سوختهاي فسيلي، همچنان ميزان دياكسيدكربن را در جو افزايش داده كه
اين مقدار حداقل ظرف 420 هزار سال گذشته بيسابقه است.
پيامدهاي
ناخوشايند گرم شدن كرهي زمين از هماكنون آشكار شدهاند: بارانهاي شديد
و پيدرپي، افزايش طوفانها، سيلابها و قحطيها و گسترش بيابانها. البته
هنوز مشخص نيست كه در نهايت اين روند چه نتيجهي قطعياي خواهد داشت. طي
دههي هفتاد بيشترين نگرانيها به پايان يافتن ذخاير مواد خام معدني مربوط
ميشد و گمان ميرفت كه اصليترين مانع رشد اقتصادي در ارتباط با
اكوسيستم، منابعي هستند كه اگر درست از آنها استفاده ميشد، هميشه پابرجا
بودند؛ منابعي مانند آب، زمين قابل كشت، جنگلها و ماهيها. هماكنون 70
درصد ذخاير ماهي در درياهاي جهان مورد استفاده بيش از حد قرار گرفتهاند.
16 درصد زمينهاي كشاورزي جهان هم چنان مورد بهرهبرداري بيرويه قرار
دارند كه قدرت باروري خود را عملاً از دست دادهاند و استفاده چنداني
نميتوان از آنها كرد. حدود 40 درصد از مردم كرهي زمين هم از كمبود شديد
آب رنج ميبرند.
در
حالي كه تحقيقات ژنتيكي، روياي مديران صنعتي را برآورده ميكنند، به
گفتهي برخي از كارشناسان، انسان به واسطهي تغييراتي كه در محيط ميدهد،
مقدمات تغيير خود را نيز فراهم مينمايد؛ تغييراتي كه از عصر
هوموساپينها، ششمين مرحلهي تغيير تاكنون محسوب ميشوند. البته اين
تحولات صرفاً محدود به كاهش گونههاي جانوري و گياهي نميشود. كاهش نوع
گونههاي حيات، آسيبهاي وارده به اكوسيستم را نيز افزايش ميدهد و بازده
آن پايين ميآيد.
اين
نكته نياز به توضيح ندارد كه اقتصاد در كل 193 كشور كرهي زمين برمبناي
صادرات كالا و خدمات با استفاده از اكوسيستم استوار است و لذا حيات
انسانها و اقتصاد متكي به كارايي اكوسيستمها بوده و با آنها ارتباط
مستقيم دارد. بشر بدون توجه به اين موضوع، همواره كوشيده است تا بالاترين
سودجويي ممكن را در ارتباط با طبيعت داشته باشد. طبيعت، به خصوص در
كشورهاي صنعتي، بيش از حد مورد استفاده قرار گرفته و ذخاير آن در حال
نابودي است. شهرسازي در آمريكاي شمالي بخش اعظم طبيعت بكر اين ناحيه را
دچار آسيب نموده است. البته يك نكته نيز گفتني است و آن اينكه با وجود
تمامي اين آسيبها، ايالات متحدهي آمريكا، قدرت شمارهي يك كشاورزي جهان
است. در آمريكاي شمالي يعني محدودهي كشورهاي كانادا و ايالات متحدهي
آمريكا، به ازاي هر يك نفر جمعيت، نسبت به ساير جاها دو برابر زمين
كشاورزي وجود دارد. كشورها چه كشاورزي پيشرفتهاي داشته باشند و چه نسبتاً
عقبمانده باشند، يك نكته مهم در مورد آنها صادق است و آن اين كه حيات
آنها وابسته به روابط اكولوژيكي در نواحي آنان ميباشد. در اين ميان در
حالي كه ما براي هر كدام از ساكنين كرهي زمين، نيازمند 85/2 هكتار زمين
قابل باروري هستيم، اين رقم در حال حاضر به ازاي هر نفر حدود 2/2 هكتار
است. اكنون ميتوان گفت كه انسانها به يك سيارهي ديگر غير از زمين هم
نياز دارند، اما از آنجايي كه ما يك كرهي قابل زيست بيشتر نداريم، طبيعت
بيش از ظرفيتش مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد.
البته
هنوز مشكل خيلي جدي نشده است. شش ميليارد نفر هنوز هم رقمي نيست كه كرهي
زمين در تأمين غلات، ماهي و سبزيجات براي آن دچار مشكل مهمي گردد.
اگرچه
در حال حاضر گرسنگان زيادي در سطح جهان وجود دارند، اما گرهي موجود در
ميزان مواد غذايي نيست، بلكه در نحوه تقسيم آنهاست. تقسيم ناعادلانهي
مواد غذايي موجب شده تا گروهي بيش از حد بخورند و گروهي هم از گرسنگي رنج
ببرند. با عادلانه نمودن سيستم تقسيم، مشكل قابل حل شدن است، اما در آينده
اين گونه نخواهد بود. بعدها مشكل ما ميزان مواد غذايي هم خواهد گرديد. از
يك سو جمعيت كرهي زمين روبه افزايش است و از سويي ديگر استفادهي بيش از
حد از منابع طبيعي در آينده بازده اكولوژي را پايين آورده و در دراز مدت،
ميزان محصولها را كاهش ميدهد. به عنوان مثال در حال حاضر درمقايسه با
توان توليد ماهي در درياهاي جهان، ظرفيت ناوگانهاي ماهيگيري در سطح جهان
40 درصد بيش از مقدار صحيح آن است، لذا از يك سو قدرت اكوسيستمها تحليل
ميرود و از سويي ديگر تقاضا افزايش مييابد. براساس تحقيقي كه اوايل
دههي هفتاد توسط يك زوج زيستشناس، به نامهاي آنه و پاول اهرليش، صورت
گرفت، مشخص شد كه مشكلات موجود در زمينهي محيط زيست جهاني از سه عامل
ناشي ميشود: رشد جمعيت، ميزان مصرف و فنآوريهاي موجود. اما اين كه براي
كاهش اين مشكلات به كدام يك از اين عوامل ميتوان توسل جست، سوالي است كه
بايد بدان پاسخ مناسبي داده شود.
هنگامي
كه رود لابرز ـ مدير سابق بنياد جهاني طبيعت و نخستوزير پيشين هلند كه
هماكنون كميسر سازمان ملل در امور آوارگان است ـ سال گذشته گزارشي را تحت
عنوان «گزارش سيارهي زنده» ارائه داد، نوعي تابو را در هم شكست. او در
گزارش خود تصريح كرد كه جمعيت نامناسب كرهي زمين خود به تنهايي خطري بزرگ
براي كرهي زمين محسوب ميشود. اگرچه به يمن رشد و رفاه و سياستمداران
هوشمند در برخي كشورها، افزايش جمعيت به سرعت ده سال پيش صورت نميگيرد،
اما جمعيت كرهي زمين همچنان بيشتر ميشود. بنابر برآورد سازمان ملل تا
سال 2020 ميلادي جمعيت كرهي زمين 5/1 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت. اگر
هر كدام از اين سكنهي جديد زمين، سالانه تنها نيم تن دياكسيدكربن ـ يعني
حتي كمتر از مقدار شاخص آن در هلند ـ توليد كنند، در بهترين حالت هم آنچه
كه در پروتكل كيوتو در مورد كاهش گاز دياكسيدكربن در نظر گرفته شده، محقق
نخواهد شد.
در
مورد ميزان مصرف انسانها هم اميدواري چنداني وجود ندارد. برعكس هنوز هم
حدود يكپنجم مردان جهان در فقر به سر ميبرند و در انتظار خانه و غذاي
مداوم و مناسب هستند. هركس استطاعت مالي مييابد، يك ماشين قويتر و يك
ساختمان بزرگتر ميخرد و بيشتر به مسافرت ميرود و در انتها هم زبالهي
بيشتري را از خود به جاي ميگذارد. لذا كارشناسان سازمان توسعه و
همكاريهاي اقتصادي در گزارشي كه اخيراً منتشر شده، رشد مصرف را در آينده
موجب افزايش آسيبهاي وارده به محيط زيست دانستهاند و بسيار بعيد
ميدانند كه بهبودي در زمينهي مصرف در جهان حاصل شود.
|