آستان
و هو عیدالله الاکبر  
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از واقعه مهم غدیر و ارتحال پیامبر صل الله علیه و آله ، خلافت و رهبری جامعه اسلامی در مسیری که خود پیامبر مشخص کردند پیش نرفت و به عبارت دیگه خلافت غصب شد. اما اینطور هم نبود که امامان از این حق چشم پوشی کنند. در این پست به مهمترین فعالیت های امامان معصوم علیهم السلام در جهت مبارزه با غدیر زدایی اشاره می کنیم و در ادامه هم خیلی کوتاه به بیان پیوند توحید و امامت و همچنین گذری بردفاع امام زمان‏ عليه السلام از حقّ منصوصى خود در گفتمان و اجرا خواهیم داشت.

تمامی این مطالب از مقاله " تجلی امامت الهی غدیردر عصر ظهور نوشته اصغر منتظرالقائم " برداشته شده است.

از آن جمله امام على ‏عليه السلام فرمود: «من اگر حق خود را مى ‏خواهم، خدا و رسول مرا به اين مقام برگزيده‏ اند و شما مرا از آن محروم مى ‏كنيد و ميان من و خلافت فاصله مى ‏اندازيد. بار خدايا! مرا بر قريش يارى كن زيرا آنان رحم مرا قطع كردند و حقّم را پايمال كردند و مقام بزرگ مرا تحقير نمودند، و در نزاع و جنگ با من متحد شدند. آنها مقامى را كه شايسته من بود، از من گرفتند».

 اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در چندين مورد براى مبارزه با غدير زدايى متعرض واقعه غدير شده و به استناد با آن به مقام الهى خود استناد كرده ‏اند. از آن جمله در ميدان بزرگ كوفه بود كه 12 نفر از صحابه بدرى شهادت دادند كه حديث غدير را از رسول خداصلى الله عليه وآله شنيده ‏اند.


 همچنين امام على ‏عليه السلام در مسجد النبى ‏صلى الله عليه وآله بپاخاست و مهاجران و انصار را بر فضايل خود و حديث غدير گواه گرفت و اصحابِ حاضر شهادت دادند اين حديث را از رسول خداصلى الله عليه وآله شنيده ‏اند.

 حضرت زهراعليها السلام نيز در خطبه خود در مسجد النبى ‏صلى الله عليه وآله متعرض امامت اهل بيت‏ عليهم السلام شده فرمودند: «امامت ما اهل بيت ‏عليهم السلام موجب نظم شريعت و مصونيت از تفرقه مى ‏گردد».

 امام حسن مجتبى عليه السلام در نامه‏ اى به معاويه به حقوق الهى خود اشاره داشته مى‏ فرمايند: «ما به راستى از كسانى كه در ربودن حق ما بر ما يورش بردند در شگفتيم! زيرا خلافت رسول اللَّه ‏صلى الله عليه وآله را كه حقّ مسلم ماست از چنگ ما ربودند».

 همچنين امام حسين ‏عليه السلام در نامه‏ اى به بزرگان بصره مى ‏نويسد: «ما خاندان رسالت جانشينان رسول خداصلى الله عليه وآله و وارثان وى بوديم، و از همه مردم نسبت به جايگاه وى شايسته‏ تريم».
 آن حضرت در محل «ذو حسم» در برابر سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود: «اى  مردم! ما خاندان رسول خداصلى الله عليه وآله به كار خلافت شما از اين مدعيان ناحق كه با شما رفتار ستمگرانه دارند شايسته ‏تريم. مگر نمى ‏بينيد كه به حقّ عمل نمى‏ كنند و از باطل باز نمى ‏دارند؟ به راستى مؤمن بايد مشتاق ديدار خدا باشد. من مرگ را جز نيك فرجامى نمى ‏دانم و زندگى با ستمگران را جز ذلّت نمى ‏بينم».

 امام على بن الحسين ‏عليه السلام نيز در بيدارى وجدان جامعه و آشنايى مردم به حقوق الهى خاندان رسالت در قالب دعاهاى گوناگون تلاش وسيعى كرده ‏اند، و از جمله در دعاى عرفه فرموده ‏اند: «پروردگارا! بر پاكان اهل بيت رحمت فرست كه آنان را براى امر خود برگزيدى، تا كليد داران خزائن علم تو و نگهبانان دين و خلفاى تو در روى زمين و حجت‏ هاى فروزان تو بر بندگانت باشند. تو آنان را از پليدى ‏ها بر كنار داشته ‏اى و مقرر فرموده ‏اى كه ميان تو و بندگان تو وسيله ‏اى باشند و به سوى بهشت تو راه بنمايند».
 به همين سبب تلاش گسترده امام زين العابدين ‏عليه السلام در دعاهاى گوناگون اين بود كه مردم را به حقوق اهل بيت‏ عليهم السلام آشنا سازد.

امام باقرعليه السلام نيز در تبيين امامت در مكتب اهل بيت ‏عليهم السلام تلاش وسيعى را آغاز كردند و با استناد به روايات رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره امامت فرمودند: «هر كس بدون امام بميرد به جاهليت مرده است». و فرمودند: «امامت يكى از ستون‏هاى عمده اسلام است، و امامان حافظ و هادى مؤمنان بوده و اطاعت آنان واجب است. آنان اهل ذكر و خزائن علم الهى و نورى هستند كه مؤمنان را به راه راست هدايت مى ‏كنند و دل‏هاى آنان را روشنايى مى ‏بخشند. قرآن به آنان به ميراث داده شده و آنها مفسّران وحى و راسخان در علم هستند».

 امام صادق ‏عليه السلام نيز در تبيين نظريه امامت، شناسايى امام را بر هر مؤمنى واجب مى ‏دانست و فرمود: «مَن ماتَ و لا يَعرفُ امامَه ماتَ ميتةً جاهليّةً». آن حضرت با انتخاب سياست تقيّه و تبيين آن، از ادعاى امامت الهى خود دست برنداشت و در مراسم عرفه از امامت رسول اللَّه ‏صلى الله عليه وآله و اجداد طاهرينش سخن گفت و فرمود: «رسول اللَّه ‏صلى الله عليه وآله امام بود، سپس على بن ابى‏ طالب، و سپس حَسَنين و پس از آن على بن الحسين و محمد بن على ‏عليهما السلام و سپس من امام هستم».
 

پيوند توحيد و امامت‏

 امام رضا عليه السلام نيز پس از آنكه ناگزير به قبول ولايتعهدى گرديد در خطبه‏ اى فرمود: «ما را به واسطه رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله بر شما حقّى است و شما را نيز به خاطر رسول خدا بر  ما  حقّى است. هر گاه شما حقّ ما را پرداختيد بر ما واجب است حقّ شما را ادا كنيم».
 آن حضرت در نيشابور با بيان حديث سلسلة الذهب فرمود: «كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ حِصنى؛ فَمَن دَخَلَ حِصنى اَمِنَ مِن عَذابى. سپس فرمود: «بِشُروطِها وَ اَنَا مِن شُروطِها»: «كلمه توحيد شروطى دارد و من يكى از اين شروط هستم».
 بدين ترتيب امام رضاعليه السلام اين مسئله اساسى را براى مردم تبيين مى ‏كنند كه توحيد با امامت برگزيدگان خداوند در پيوند است؛ چرا كه اسماء و صفات خدا در وجود انسان كامل، يعنى امام تجلى مى ‏يابد؛ و به وسيله امام راه توحيد شناخته مى ‏شود. شايد اين سخن بى ‏تأثير نباشد كه كلمه «لا اله الا اللَّه» دوازده حرف است و امامت نيز در قرآن 12 مرتبه آمده است! (17 هود، 12 يس، 12 احقاف، 12 توبه، 5 قصص، 72 انبياء، 24 سجده، 74 فرقان، 124 بقره، 70 اسراء، 79 حجر و 41 قصص).
 لذا امام رضاعليه السلام فرمود: خداوند مى‏فرمايد: «كلمه "لا اله الا اللَّه" دژ من است». آن  حضرت در مسجد جامع مرو در تبيين مسئله امامت شئون گوناگون آن را تبيين فرمودند:
 امامت از منازل انبياء و ارث اوصياست. امامت خلافت خداوند و رسول اكرم ‏صلى الله عليه وآله و اميرالمؤمنين ‏عليه السلام و ميراث حسن و حسين‏ عليهما السلام است. امامت زمام دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزّت مؤمنين و ريشه اسلام و شاخه بلند آن است.
 همچنين امام على بن محمدعليه السلام در زيارت جامعه كبيره كه از مشهورترين و معتبرترين زيارات فرهنگ شيعه است، طرح اساسى مسئله امام شناسى و معارف عميق توحيدى و ولايى و فضايل انسان كامل را در انداختند؛ و امام را به عنوان حجّت خدا و معدن اسرار الهى و خزانه علم خداوند و رهبر سياسى و فكرى جامعه اسلامى معرفى نمودند.

 

دفاع امام زمان‏ عليه السلام از حقّ منصوصى خود در گفتمان و اجرا

 بدين سان بر ما روشن مى ‏گردد مسئله امامت در قرآن، به عنوان وصايت و جانشينى انبياء و حاصل ميراث پيامبران در فرزندان ذكور و يا برادر به شرط علم و عصمت تحقق پيدا مى ‏كند.
 تعيين امام از سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله بر عهده خداوند گذاشته شده و مسئله منصوصى آن تأكيد شده و غدير خم تجلّى نص امامت و جانشينى آن حضرت است.
 طرح امامت منصوصى و استشهاد به آن به عنوان حقّى كه خداوند بر عهده امامان گذاشته از سوى آنان تصريح شده است، و هر كدام از امامانِ شيعه به نحوى به تبيين وظايف و شئون و اختيارات امام در خطبه‏ ها و نامه‏ ها و زيارات و روايات خود به آن تصريح كرده‏اند و بيشتر آنان به شكل‏هاى گوناگون، داعيه امامت و رهبرى الهى خود را بيان داشته ‏اند.
 به همين سبب، ريشه گفتمان منصوصى امامت در قرآن است و پايه و اساس آن بر غدير نهاده شده، و هر كدام از امامان به تبيين آن پرداخته ‏اند. بنابراين در عصر ظهور امام زمان‏ عليه السلام، ايشان نيز مثل ديگر اهل بيت ‏عليهم السلام از حقّ خود دفاع نموده و آنچه در غدير بيان گرديده را محقق مى ‏نمايند؛ هم در گفتمان منصوصى و هم در اجرا، تمام آن شئون و اختيارات را به امر خداوند بدون هيچ مانعى طبق وعده الهى انشاء اللَّه به ظهور خواهند رساند». در زمان غدير و زمان اهل بيت ‏عليهم السلام تا زمان ظهور امام زمان‏ عليه السلام، فقط گفتمان بوده و در جاهايى خاص به اجرا در آمده است، و لكن در زمان ظهور امام زمان‏ عليه السلام هم گفتمان منصوصى است و هم در اجرا به ظهور مى ‏رسد.



[ یک شنبه 12 مهر 1394  ] [ 10:56 AM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بر آستان جانان گر سر توان نهادن *** گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد / + عضو باشگاه وبلاگ نویسان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 7286 نفر
كل نظرات : 0 عدد
كل مطالب : 34 عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 21 مهر 1394 
تاریخ ایجاد بلاگ :شنبه 28 شهریور 1394 
امکانات وب