آستان
و هو عیدالله الاکبر  
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

 چيست آن فرائض كه در زمان حجة بن الحسن‏ عليه السلام تجديد مى‏ شود؟ آيا نماز و روزه و حج و جهاد است؟ گرچه با اين كلام مى‏ توان تمام اينها را از مصاديق فرائض الهى محسوب كرد، ولى اساس آن فرائض چيزى جز امامت نيست؛ همان فريضه‏اى كه در موردش خداوند متعال به پيامبر مى‏ فرمايد: «يا اَيُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ»: «اى پيامبر، آنچه را كه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ كن، كه اگر چنين نكنى رسالت الهى را به انجام نرسانده ‏اى».


 به راستى اگر نماز و روزه را جزء فرائض حساب كنيم، بى ‏انصافى است كه ولايت و امامت كه ركن ركين اسلام است را از دائره بزرگترين فرائض الهى خارج كنيم، چرا كه پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: «على جان! اگر كسى به اندازه عمر نوح بندگى خدا كند و به اندازه كوه احد طلا و جواهر در راه خدا انفاق كند، و آن قدر عمرش طولانى شود كه هزار سفر به حج مشرف شود، و آخر عمر هم بين صفا و مروه مظلومانه كشته شود، ولى ولايت تو را نداشته باشد، بوى بهشت به مشامش نمى ‏رسد و داخل بهشت نخواهد شد».

 

تجلى امامت در عصر ظهور

 بايد به منكرين ولايت گفته شود: اگر در نامه اعمالتان عبادتى همچون عبادت حضرت نوح‏ عليه السلام باشد، هم از جهت كميّت و هم از جهت كيفيّت، يعنى 2500 سال عبادت همراه با اخلاص و زحمت جهت هدايت مردم به سمت خدا و ابلاغ رسالت؛ و اگر در نامه اعمالتان انفاق بسيار باشد كه از قطع وابستگى به دنيا نشأت گرفته است؛ و اگر در نامه اعمالتان حج و عمره بسيار است، همان حج و عمره‏اى كه با هر طوافش دريايى از گناهان محو مى ‏شود؛ و اگر در نامه اعمالتان ثواب شهيد و شهادت در راه خداست، همان شهادتى كه خداوند متعال در وصف آن مى ‏فرمايد: «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا فى سَبيلِ اللَّهِ اَمواتاً بَل اَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ»: «هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند مردگانند! بلكه آنان زنده ‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى ‏شوند»، با اين همه اگر نامه اعمال از ولايت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام خالى باشد، بايد از بهشت و نعمت آن چشم بپوشد؛ چرا كه منكر ولايت بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد.
 حال سؤال اينجاست كه اگر فريضه امامت اشرف فرائض است، آيا در عصر ظهور تجلّى و ظهور و بروز نمى‏ يابد؟!


 لذا بايد گفت: خدايا! فرج تجديد كننده امامت و ولايت را برسان! همان كه زنده كننده غدير و پيامش و زنده كننده نام اميرالمؤمنين‏ عليه السلام است. اما به راستى آيا فريضه‏ اى مهم‏ تر و با عظمت‏تر از ولايت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام وجود دارد، كه زنده كننده فرائض الهى آن را زنده كند؟!
 در جواب اين پرسش بايد گفت: خير! چرا كه خوارزمى در مناقبش مى ‏نويسد: پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله فرمود:
 و لا يَقبَلُ اللَّهُ ايمانَ عَبدٍ اِلاّ بِوِلايَتِهِ وَ البَرائَةِ مِن اَعدائِهِ.
 خدا عمل و ايمان هيچ بنده‏اى را قبول نمى ‏كند مگر به ولايت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام و بيزارى از دشمنان آن حضرت.
 پس بدون امامت نه توحيد ارزشى دارد و نه عقيده به نبوّت، چه رسد به فروع دين مانند خمس و زكات و جهاد.

تجديد فرائض در عصر ظهور

بايد پرسيد: آيا به غير از زمان حضرت حجت‏ عليه السلام فرائض الهى تجديد مى ‏شود؟ فريضه مهمِ اطاعت از رسول خدا و اولى الامر او كه خداوند درباره ‏اش مى‏ فرمايد: «يا  اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا اَطيعوا اللَّهَ وَ اَطيعوا الرَّسولَ وَ اولِى الاَمرِ مِنكُم» : «اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر را»!
اگر تا به حال مردم خود را در پوشش اطاعت از رسول خداصلى الله عليه وآله مؤمن معرفى كرده و از اطاعت اولى الامر سرباز زدند، بايد بدانند تخلف از اولى الامر تخلف از خداوند و رسول خداست؛ و اين آگاهى و بيدارى تنها در زمان ظهور حجت بن الحسن‏ عليه السلام صورت مى ‏گيرد، و آن حضرت مردمِ غفلت زده را متوجه واجب ترك شده مى ‏كند و پيام فراموش شده غدير را به يادشان مى ‏آورد؛ و تفسير واقعى و درست آيات الهى را بيان مى‏ كند و مردم را با اولى الامرِ واقعى آشنا مى ‏نمايد و دستورات فوت شده الهى را احياء مى ‏كند؛ و اطاعت واقعى از رسول خداصلى الله عليه وآله را به ياد آنها مى ‏اندازد؛ چرا كه اطاعت از رسول خداصلى الله عليه وآله در پيروى از اميرالمؤمنين‏ عليه السلام است؛ همان اطاعتى كه در غدير خم بر آن از مردم پيمان گرفت.

 

مجازات ظالمين به امامت در عصر ظهور

 اگر خداوند متعال تعدى به مردم را ظلم می‏داند و مى ‏فرمايد: «اِنَّمَا السَّبيلُ عَلَى الَّذينَ يَظلِمونَ النّاسَ وَ يَبغونَ فِى الاَرضِ بِغَيرِ الحَقِّ اولئِكَ لَهُم عَذابٌ اَليمٌ»: «مجازات بر كسانى مجاز است كه به مردم ظلم و ستم مى ‏كنند و در زمين به ناحقّ ظلم روا مى ‏دارند؛ براى آنان عذاب دردناكى است»؛ بايد گفت: آيا آنان كه ريسمان به گردن ولى اللَّه انداختند و خلافت او را غصب كردند ظالم نيستند؟ و آيا اين ظلم رسيدگى نمى ‏شود و حق مظلوم به او برگردانده نمى ‏شود؟
 بله، همانا اوست كه در زمان ظهورش غاصبين خلافت را از قبرهايشان بيرون مى‏ كشد و آنها را وسيله امتحان افرادى قرار مى ‏دهد و مردم را امر به بيزارى از آنها مى ‏كند، و سپس آنها را به دار مى‏ آويزاند و بدن پليدشان را مى ‏سوزاند و خاكسترش را به دريا مى ‏دهد؛ چرا كه در حقيقت بنيانگذاران ظلم و تعدى همان‏ها بودند؛ همان ظالمانى‏ كه به غدير پيامبرصلى الله عليه وآله و داماد و وصى او تعدّى كردند.
 آيا ظلمى بالاتر از اينكه مردمى را كه طالب فيض هدايت بودند از سرچشمه فيض بى ‏بهره كردند؟ آيا ظلمى بالاتر از اينكه مردم را از عالم‏ترين و معصوم‏ ترين فرد زمين دور كردند و آنها را در ضلالت قرار دادند؟
 غاصبين ولايت در زمان ظهور بايد هم جواب گوى حقّ غصب شده امام و مولايمان اميرالمؤمنين‏ عليه السلام باشند و هم جواب گوى مردمى كه طالب نور ولايت بودند، ولى به دست راه زنان راه از اين نعمت محروم شدند. اگر غدير و پيامش به گوش تمام مردم جهان مى ‏رسيد ديگر كافر و مشركى وجود نداشت، و در اسلام نيز اين قدر اختلاف و تفرقه بين مسلمانان نبود، تا به وسيله اين تفرقه دشمنان اسلام و مسلمين هر روز با حيله و مكرى جديد آنها را مورد استعمار قرار دهند.

 

انتقام مظلوم‏ ترين مظلوم در عصر ظهور

 اما از همه مهم‏تر اين كه در عصر ظهور به مظلوميتِ مظلوم‏ترين فرد عالم خاتمه داده مى‏ شود. آيا مظلوميت از اين بالاتر كه اول مسلمان و ايمان آورنده به رسول خداصلى الله عليه وآله و عالم‏ترين فرد بعد از رسول خداصلى الله عليه وآله و معصوم‏ترين شخص شجاع‏ترين، سخى‏ ترين، عابدترين و زاهدترين فرد عالم 25 سال خانه نشين شود و مردم نسبت ارتداد به او دهند و حتى جواب سلام او را ندهند؟
 آيا مظلوميّتى از اين بالاتر كه همان‏ها كه در روز غدير خم گفتند: «بَخٍ بَخٍ لَكَ يَابنَ اَبى ‏طالِبٍ» درب خانه او جمع شدند و خانه او را آتش زدند و همسر او را ما بين در و ديوار قرار دادند؟
 آيا مظلوميتى از اين بالاتر كه خطبه غديرى كه 120 هزار نفر شاهد عينى و سمعى او بودند، به فراموشى سپرده شده و صاحب آن با بى ‏توجهى مردم مواجه شود؟
 آرى! در عصر ظهور ابتدا به مظلوميت حضرت على ‏عليه السلام رسيدگى مى‏ شود، و غدير و پيامش كه همان امامت و خلافت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام است، احياء مى‏ شود و بنيانگذاران اين ظلم و تابعين آنها مورد مؤاخذه واقع مى ‏شوند و جاهلين از آنها بيدار مى ‏شوند و از كرده خود توبه مى ‏نمايند، و دوستى على‏ عليه السلام و آل  او را سرلوحه فكر و عمل خويش قرار مى‏ دهند.

 

انتقام از غاصبين خلافت در عصر ظهور

 اگر خداوند متعال تعدى از حدود الهى را ظلم مى‏ داند و مى‏ فرمايد: «وَ مَن يَتَعَدَّ حُدودَ اللَّهِ فَقَد ظَلَمَ نَفسَهُ»: «هر كس از حدود الهى تجاوز كند بر خودش ظلم كرده است». آيا تخلف از دستور رسول اللَّه و اميرالمؤمنين‏ عليهما السلام تجاوز از حدود الهى و ظلم نيست؟! مگر خداوند متعال مؤمنين را امر به اطاعت خود و رسول و اولى الامرش ننموده است؟ مگر نفرموده: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا اَطيعوا اللَّهَ وَ اَطيعوا الرَّسولَ وَ اولِى الاَمرِ مِنكُم»؟

مگر پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله  -  كه طبق صريح آيه اطاعت از او واجب است  -  در روز غدير امر به امامت و خلافت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام نفرموده اند. همان غدير خمى كه 89 نفر از علماى اهل تسنن آن را نقل كرده ‏اند و آن را قطعى دانسته و تخلف از آن را جايز ندانسته‏ اند.
 مگر خداوند نفرموده: «قُل لا اَسئَلُكُم عَلَيهِ اَجراً اِلاَّ المَوَدَّةَ فِى القُربى‏»؟ پس چرا از حدود الهى تجاوز كردند؟ چرا به واسطه دشمنى با حضرت على ‏عليه السلام خلافت او را غصب كردند و ريسمان بر گردن او انداختند و او را به مسجد كشاندند؟
 مگر خداوند متعال نفرموده: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذينَ آمَنوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعونَ»؟ پس چرا ولىّ اللَّه را رها كردند و تابع مشركين و كافرانى شدند كه به لات و عزى قسم ياد كردند كه لحظه ‏اى به محمدصلى الله عليه وآله ايمان نياورديم!!
 مگر رسول خداصلى الله عليه وآله نفرمودند: «مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَولاهُ» : «هر كس كه من مولاى اويم على مولاى اوست»؟ پس چرا تعدّى كردند؟ آرى؛ غاصبين ولايت و پيروان آنها همه در دسته ظالمين هستند، كه در عصر ظهور به حساب آنها رسيدگى شده و حقّ غصب شده به صاحب حقّ برگردانده مى ‏شود.


 پس صبح و شام براى آمدن آن منجى دعا كنيم و با اشك هاى ريزان بگوييم: «اللهم عجّل لوليك الفرج»؛ چرا كه تنها در زمان حكومت اوست كه حقّ غصب شده مولايمان به او برگردانده مى شود و نام مباركش در محل ولادتش و در تمام جهان بر مأذنه ها برده مى ‏شود. تنها در زمان ظهور منجى آخرالزمان است كه لبخند خوشحالى بر لبان اميرالمؤمنين‏ عليه السلام و همسر با وفا و مظلومه‏ اش مینشيند. پس اگر منتظر آمدن آن عصر و زمانى، با قلب و لسان و عمل بگو: «اللهم عجّل لوليّك الفرج».

 

گرفته شده از :



[ دوشنبه 13 مهر 1394  ] [ 1:20 PM ] [ سامان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بر آستان جانان گر سر توان نهادن *** گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد / + عضو باشگاه وبلاگ نویسان
لینک دوستان
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 8145 نفر
كل نظرات : 0 عدد
كل مطالب : 34 عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 21 مهر 1394 
تاریخ ایجاد بلاگ :شنبه 28 شهریور 1394 
امکانات وب