رسم بندگی
رسم بندگی
نماز، زنده کننده جان، راز و نیاز دردمندان، روشنی راه رهروان، نور دیده بیداران، سرمایه مستمندان، دوای درد فقیران، امید امیدواران، سرّ حقیقی سحرخیزان، حرارت روح افسردگان، مایه بقای جان، و دستگیره نجات انسان از تمام مهالک است. نماز، اقیانوس بی کرانی است که گوهرهای پربهایی را می توان در آن یافت. نماز، اوج بندگی انسان، سرّ سعادت فرد و اجتماع و کلید گنجینه آرامش است. نماز، قوت قلب است و دیواره درون را در برابر تهدید حوادث، مستحکم می کند. پس بیایید تا عاشقانه نماز بخوانیم و آن را همچون گلی خوشبو ببوییم. بیایید بسان نهری زلال در آن فرو رویم و در اقیانوس بی کرانش خویشتن را غوطه ور سازیم. بیایید رسم بندگی به جا آوریم و سجده سپاس، بر خاک بساییم. بیایید با نماز، به وحدت و هماهنگی درون و برون بیندیشیم و با یک قنوت، دوگانگی را به یگانگی تبدیل کنیم. بیایید نماز را بچشیم و جرعه جرعه بنوشیم؛ چرا که تا آن را بسان جرعه ای گوارا ننوشیم، در اقیانوس بی کران رضا و رحمت، قربت و وصل و معرفت و مغفرت، غوطه ور نخواهیم شد.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه
ادامه مطلب
گسستن از خویش
گسستن از خویش
نماز، نردبان صعود، امید سالکان مسیر سعادت و کمال، و زمزمه دل نشینِ پرستش پروردگار است. زیباترین حالت انسانْ لحظه نماز، و زیباترین لحظه نماز، هنگام سجده است. در سجده، ما با خاک نزدیک ترین فاصله را داریم. انانیت و غرور در سجده شکسته می شود و انسان، ناچیز بودن خویش را به نمایش می گذارد و کبریایی را فقط از آنِ خداوند می داند. سجده گسستن از خویش، و پیوستن به معبود است.
منبع: حوزه
ادامه مطلب
ترجمه عرفانی از معنای نماز

بعضی از بزرگان صلاه را از تصلیه مشتق می دانند بدین معنی که چوب های کج را با گرفتن به نزدیکی آتش و رساندن حرارت به آن مستقیم سازند. عرب آن را تصلیه گویند، گویی نمازگزار با توجه به مبدأ اعلی در نماز کج رفتاری های نفس را که در اثر توجه به غیرخدا و میل به باطل ایجاد شده است، تعدیل می نماید احتمال دارد که تصلیه از باب تفعیل باشد و در این مورد به معنای سلبیآمده باشد(گرچه نادرست) بنابراین معنای تصلیت، سلب حرارت می شود گویی نمازگزار با انجام عمل نماز، حرارت آتش جهنم را از خود دور نموده و از سوزشآن می کاهد.
(خمینی، 1359،ج 1: 23)
ادامه مطلب
حقیقت و باطن نماز

آنچه که مسلّم است این است که این عمل ظاهری که اصطلاحاً بدان نماز گفته میشود تمام حقیقت نماز نیست بلکه این صورت و چهره ظاهری آن است. نماز امری است الهی که تحقق آن همانند سایر امور دارای ظاهر و باطن است که در متون دینی به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهری نماز همان است که با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نمازعبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذکر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگی به ذات ربوبی، اعتماد و رکون به وجود سرمدی و محو شدن در مقابل ذاتیکتایی که در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است. حقیقت نماز اعم از معنای ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادی است. همانطور که حقیقت انسان در این جسم خاکی و هیکل مادی قالب گیری شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شکل ظاهری وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتکم اطواراً«وبه تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»( سوره جن(72)، آیه 14).
حقیقت نماز هم چون سایر امور در باطن و روح او نهفته شده که این قالب و صورت را پذیرا شده است هرگاه آن حقیقت بخواهد در عالم خارج تحقق یابد قطعاًباید در همین طور و قالب خاص باشد و در غیر این صورت نماز نبوده بلکه پدیده دیگری است. هرگاه این قالب خاص و صورت ظاهری نماز با روح و باطن آن آمیخته و قرین گردد نماز حقیقت خود را یافته و تأثیر خود را میگذارد. در چنین صورتی است که این امر الهی، معراج مؤمنین(مجلسی، بی تا، ج82 : 303 روایت 2 باب 4)، روشنگر چهره مسلمین(پاینده، 1384، حدیث 1874)، مقرِّب متقین(پاینده، 1384، حدیث 1878)، مکمّل اخلاص مخلصین، مبعِّد خصائص ملحدین(طبرسی،1380، ج7 : 447)، مسوِّد چهره شیاطین(پاینده، 1384، حدیث 1877.)، وممیّز مؤمنین از کافرین(پاینده، 1384، ح 1098)، قرار می گیرد. پس نمازی که فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطی شی نخواهد بود. بنابر این قیام به ظاهر آن، تحرکی در نماز گزار ایجاد نخواهد کرد و از سوی ذات باری به این نماز اقبال و توجهی نیست چنانچه از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده که فرمودند:
«خداوند متعال نظر نمی افکند به نمازی که آدمی دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نکند»(نراقی،1384: 668).
پس حقیقت نماز اعم از صورت ظاهری و معنای باطنی است و تمسک به هر یک از این دو بدون دیگری نماز نیست در نتیجه هم کسانی که به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بیخبرند از حقیقت نماز غافلند و هم آنان که نماز نمی خوانند و ادعا دارند که ما به معنا و حقیقت آن رسیده ایم معرفتی از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقیقت است.
منبع: راسخون
ادامه مطلب