نماز اعرابی
نماز اعرابی
یکی از نماز های مستحبی نماز مشهور به نماز اعرابی است که به صورت یک دو رکعتی و دو چهار رکعتی خوانده می شود.[1]
در روایت آمده است،[2] روز جمعه، چون روز بلند شود، دو رکعت نماز بگزارد، در رکعت اول بعد از حمد هفت مرتبه سوره فلق و در رکعت دوم بعد از حمد، هفت مرتبه سوره “ناس” بخواند و بعد از سلام هفت مرتبه “آیه الکرسی” بخواند، پس برخیزد و هشت رکعت دیگر بگزارد به دو سلام و بعد از هر دو رکعت آن بنشیند و تشهد بخواند و سلام بگوید. چون چهار رکعت را تمام کرد سلام بگوید و چهار رکعت دیگر نیز بدین طریق بجا آورد و در هر رکعتی حمد یک مرتبه، سوره نصر یک مرتبه، سوره توحید را ۲۵ مرتبه بخواند و چون از تشهد و سلام فارغ شد، هفت مرتبه این دعا را بخواند: “یا حی یا قیوم یا ذا الجلال و الاکرام…”.
پی نوشت:
[۵۰] العروه الوثقی، ج ۲، ص ۱۱۱، م ۶٫
[۵۱] حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۶۹، ح ۹۶۰۴٫
ادامه مطلب
استاد ی. هیل (Y. Hill)
استاد ی. هیل (Y. Hill)
دانشمند محقق، آقای ی. هیل در کتاب تمدن غرب می نویسد: « از روزی که اسلام ظاهر شد، نماز یگانه شعار اسلامی به صورت یک ضرورت درآمد، ارتباط این نماز با مسیحیّت و یهودیّت هر چه باشد نیروی خاص و اهمیتی فوق العاده در بین مسلمانان پیدا کرد. و بعدها به صورت « نماز جماعت » به اقتداء امامی که اغلب، خود (حضرت) محمد صلی الله علیه و آله وسلم بود، اقامه می شد. هر کس به هنگام نماز جماعت، اجتماع مسلمانان را مشاهده کند که برای نماز صف بسته اند و با نظام خاص در کمال وقار و با طرز حیرت انگیزی رکوع و سجود می کنند، به شگفت درآمده، آثار تربیتی آن را در روان مسلمین (از همان روزهای نخستین) درک خواهد نمود. کافی است که ما نقش این نماز را مورد بررسی قرار دهیم که چه تأثیر مهمی در پیدا کردن روح نماز و حفظ نظام داشته است، آنگاه به خوبی در می یابیم که در حقیقت « نماز » برای مسلمین مانند یک آموزش نظامی بوده است. و همین نظم مسلمانان در نماز، و اجتماع با شکوه آنان، روح وحدت و یگانگی را زنده کرده، برادری، مساوات، برابری و دیگر دستاوردهای اجتماعی اسلام را عملاً ایجاد می نموده است ».1
ادامه مطلب
نماز اول وقت یادت نرود!

در اتوبوس نشسته بودیم که اذان از رادیو پخش شد. جوان به راننده گفت: نگه دارید تا نماز بخوانیم.
راننده گفت: وقتی به قهوه خانه رسیدیم، نگه می دارم ولی جوان اصرار داشت که همین اول وقت نمازش را بخواند.
بحث بالا گرفت تا اینکه بالاخره رانن
بعد از سوار شدن گفت: من به امام زمان(عج) قول داده ام که نمازم را اول وقت بخوانم و بعد قصه خود را تعریف کرد.
گفت: من در یک کشور اروپایی درس می خواندم. محل اقامتم تا دانشگاه فاصله زیادی داشت و روزانه فقط یک اتوبوس این مسیر را طی می کرد.
یک روز که برای آخرین آزمون فارغ التحصیلی عازم دانشگاه بودم ، اتوبوسِ پر از مسافر، وسط راه خراب شد و روشن نشد.
مسافران پیاده شدند و کنار جاده منتظر ماندند تا وسیله ای پیدا شود و آنها را به مقصد برساند. من که از این وضعیت بسیار نگران بودم و وقت زیادی هم نداشتم، مرتب قدم می زدم و به جاده نگاه می کردم و حرص می خوردم که زحمات چندین ساله ام در آستانه سفر به ایران برباد رفت و...
در همین اثنا در ذهنم خطور کرد که در ایران وقتی مشکلی داشتیم، متوسل به امام زمان(عج) می شدیم و از او کمک می خواستیم. با دل شکسته اشکم جاری شد . با خودم گفتم: یا صاحب الزمان(عج)! اگر امروز کمکم کنی تا به امتحان برسم، قول می دهم و متعهد می شوم تا آخر عمر نمازم را همیشه اول وقت بخوانم!
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که آقایی از دور آمد و با زبان محلی به راننده گفت: چی شده؟ بعد مقداری ماشین را دستکاری کرد و گفت: برو استارت بزن! ماشین خراب روشن شد و همه خوشحال سوار شدند.
من هم ازهمه امیدوارتر سوار شدم. همین که اتوبوس خواست حرکت کند، همان آقای ناشناس بالا آمد و من را به اسم صدا زد و فرمود: قولی که به ما دادی یادت نرود! نماز اول وقت را فراموش نکن!
من که نمی توانستم حرفی بزنم، فقط احساس کردم آقا رفت ومن او را ندیدم! شروع کردم به اشک ریختن و گریه کردن!
برگرفته از : میر مهر، مسعود پورسیدآقایی، ص 344 ( بااندک تصرف وتلخیص).
ادامه مطلب
روش آقای رجایی برای بیدار کردن بچه ها برای نماز صبح

روش آقای رجایی برای بیدار کردن بچه ها برای نماز صبح با توجه به اینکه در سن نوجوانی معمولا خواب بچه ها قدری سنگین است و به خصوص خواب صبح که شیرین هم هست، این بود که بالای سر بچه ها می ایستادند و با شوخی به صدای بلند می گفتند:" بلند صحبت نکنید، بچه از خواب بیدار میشه!".
بچه های ما بین ۶ تا ۱۰ سال سن داشتند و چون خودشان هم مایل بودند و ذوق داشتند، لذا بلند می شدند. تأکید آقای رجایی این بود که قبل از اینکه آفتاب بزند، آنها بیدار شوند، اگر می دید آنها بیدار نمی شوند، بالای سرشان می نشست و با محبت و شوخی شانه های آنها را مالش می داد و کمی حرف می زد تا با لطافت و ملایمت بیدار شوند و بنشینند. بعد که بلند می شدند شانه های آنها را می گرفت و آنها را تا نزدیک دستشویی همراهی می کرد و قبل از رسیدن به دستشویی با شوخی یک ضربه ی ملایم با کف دست به پشت آنها می زد! با این روش های بسیار عاطفی توأم با مهر و محبت می خواست فرزندانش به نماز عادت کنند و از این امر هم خاطره تلخی نداشته باشند.
راوی: همسر شهید محمد علی رجایی
منبع: به رنگ صبح(سبک زندگی شهدا)،ص 44
ادامه مطلب