برای رضای خدا...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مَن قَرَأَ القُرآنَ ابتِغاءَ وَجهِ اللّه و َتَفَقُّها فِى الدّینِ كانَ لَهُ مِنَ الثَّوابِ مِثلَ جَمیعِ ما اُعطِىَ المَلائِكَةُ و َالأنبیاءُ وَ المُرسَلونَ؛
هر كس براى كسب رضایت خدا و آگاهى در دین قرآن بیاموزد، ثوابى مانند همه آنچه كه به فرشتگان و پیامبران و رسولان داده شده، براى اوست.
وسائل الشیعه، ج۶، ص۱۸۴، ح۷۶۸۳

 





[ چهارشنبه 21 آذر 1397  ] [ 07:27 ب.ظ ] [ زینب زارع ]
نظرات

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

 

دلم تنگ است یامهدی کجاماندی؟

بگوامشب نمازت راکجاخواندی؟

کناربارگاه مرتضی بودی؟ 

ویاکه زائرموسی الرضا بودی؟

بگودرمکه درحال دعاهستی ؟

ویامهمان شاه کربلا هستی؟

ویاهرنیمه شب دلتنگ وتنهایی..

عزاداربقیع وقبرزهرایی؟

دلم تنگ است یامهدی برای دیدنت هردم 

حلالم کن اگریکدم توراآزرده ات کردم 

دراین دنیاکه گردیده پراز نیرنگ ونامردی 

دعایت میکنم هرشب که فردایش توبرگردی... 

*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*

 





[ پنج شنبه 13 اردیبهشت 1397  ] [ 05:34 ق.ظ ] [ زینب زارع ]
نظرات

حدیث انتظار...

[ پنج شنبه 13 اردیبهشت 1397  ] [ 05:32 ق.ظ ] [ زینب زارع ]
نظرات

چشم تو زینت تاریکی نیست...

 

 


اگر فکر می کنی اخم تو او را از مسیر گناه برمی گرداند اخم کن. اگر حرف های خوبی برای گفتن داری به زبان محبت بگو. آدمها کسی که واقعا دوستشان داشته باشد را پس نمی زنند حتی اگر نخواهند به حرفهایش عمل کنند.
اگر ببینی کسی مسیر را اشتباه می رود و از موعد قرار دورتر می شود سکوت می کنی؟
کسی در میدان ولی عصر منتظر ماست. ما قرار داریم؛باید به قرارمان برسیم.
برای همین است که می گویم ما انسانیم و به سرنوشت هم علاقه مندیم که اگر نباشیم مرده ی متحرکی هستیم که هیچ چیز برایش مهم نیست.
تو جلوی چشم خدایی!اگر لکه ی گناه بیفتد روی صورت ماهت و شیطان فرصت بازگشت را از تو بگیرد دورتر و دورتر می شوی.
یادم می افتد که من روی تمیز بودن شیشه ی عینکم خیلی حساسم.اما تا سر سال نشود به فکر شستن فر‌ش های خانه نمی افتم.
خدا قلبم را آرام می کند و می گوید:اول نورچشمی ها!
وقت هایی هست که با هزار ترس و دلهره در تصمیم گیری دچار لغزش و خطا می شوم اما چیزی نمی گذرد که عواقب اشتباهم گریبانم را می گیرد.با خودم می گویم:چقدر من بدشانسم! مردم هزارجور اشتباه می کنند و حریص تر می شوند؛زرنگی هایشان به نفعشان تمام می شود!
می دانی!
می توانم بی تفاوت از کنارت بگذرم بی آنکه به سرنوشتت علاقه مند باشم.
می دانی چقدر برایم سخت است که پا بگذارم روی غرورم و بی آنکه فکر کنم در مورد من چگونه قضاوت می کنی تو را از رفتارنادرستی منصرف کنم؟
اگر بدانی چقدر دوستت دارم. دلم میخواهد بهترین ها برای تو باشد. به خاطر دوست داشتن است که گاه حرف هایی از من می شنوی که دوستشان نداری.امربه معروف زخم زبان زدن نیست، کنایه گفتن نیست.اظهار برتری و خوبی نیست.باید عاشق باشی. عاشقی که از گناهکار بیزار نیست از گناه او بیزار است.
 

 اگر خانه را امروز تمیز کنی فردا دوباره کثیف نمی شود؟ساکت راضی شریک جرم است پس این بهانه ها شایسته ی یک 
اگر تشنه ای را ببینی و توان آن را داشته باشی که به او جرعه آبی بدهی می گویی صبر کن تا لوله کشی سراسری بشود؟
 امنیت جامعه از دست می رود زمام امورمان به دست ستمگران می افتد و آن وقت است که برای احیای ارزش ها دیگر تذکر ساده ی من و تو کارساز نیست. قیامی به بزرگی قیام اباعبدالله می خواهد و بذل جان!
اگر چشم هایمان را به روی گناهانی که در جامعه از تک تک دوستانمان سر می زند ببندیم. اگر بگوییم عیسی به دین خود موسی به دین خود!اصلا به من چه ربطی دارد، او فردا دوباره همان کار را می کند. باید فرهنگسازی بشود و هزار عذر و بهانه ی دیگر،گناهان ما چهره ی شهر را زشت می کنند.
منتظر واقعی نیست. به خاطر دوست داشتن از همه ی توان و استعدادت برای پراکندن بذر نیکی ها استفاده کن.اصلا خودت مظهر خوبی ها باش و از بدی ها پیراسته شو. آن وقت وجود تو امربه معروف و نهی از منکر است. یادت باشد کسی در میدان ولی عصر منتظرماست. باید به قرارمان برسیم.
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلک ها را بتکان
کفش به پا کن و بیا
 

زینب





[ چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397  ] [ 08:44 ق.ظ ] [ زینب زارع ]
نظرات

ای پیدا ترین پنهان ! 

 

ای پیدا ترین پنهان ! 
جهان چشم به راه قدوم عدالت گستر توست،

تا تو بیایی مروارید چشمانم را برای سلامتیت صدقه می دهم ، 
نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمهایت نمایم . 

پس بیا که نذر خود را ادا کنم.

 

 





[ چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397  ] [ 08:41 ق.ظ ] [ زینب زارع ]
نظرات