برای رضای خدا...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مَن قَرَأَ القُرآنَ ابتِغاءَ وَجهِ اللّه و َتَفَقُّها فِى الدّینِ كانَ لَهُ مِنَ الثَّوابِ مِثلَ جَمیعِ ما اُعطِىَ المَلائِكَةُ و َالأنبیاءُ وَ المُرسَلونَ؛
هر كس براى كسب رضایت خدا و آگاهى در دین قرآن بیاموزد، ثوابى مانند همه آنچه كه به فرشتگان و پیامبران و رسولان داده شده، براى اوست.
وسائل الشیعه، ج۶، ص۱۸۴، ح۷۶۸۳

 





[ چهارشنبه 21 آذر 1397  ] [ 7:27 PM ] [ زینب زارع ]
نظرات

پس تکلیف این همه علاقه چه می شود؟

می تواند بنشیند و دست روی دست بگذارد تا دنیا فراموش کند 
 قلبی که به شوق لحظه ی وصال با مولایش می تپد چگونه آرام می گیرد؟ شب ها به کدام آسمان نگاه می کند تا کمتر احساس دلتنگی کند؟
وقتی آدم منتظرعزیزی باشد،با هر صدایی برمی گردد.خیال می کند زنگ خانه را اوست که می زند. تلفن که زنگ می خورد منتظر است صدای او را بشنود یا خبری از او بگیرد.لحظه هایش سراسر شوق و طلب می شود.بر مدارمحبت چه کسی می گردد؟
می تواند از محبوبش سخن نگوید؟ دنیا را آب ببرد و او را خواب؟!!  می تواند دروغ آرامش را از دنیایی که در تب بی قراری  می سوزد باور کند؟ می تواند به چششمایش بیاموزد غم سنگین نیامدنش را کتمان کنند؟ به گام هایش دستور بدهد یک جا بنشینند و جز ندبه کاری نکنند؟می نشیند تا شور وشوق دویدن از دلش برخیزد؟
پس جاده ، قرار، چشم های بارانی،..پس تکلیف طاقت این همه علاقه چه می شود؟
 چرا انتظار فرج برترین اعمال است؟
چون عمل یعنی قدم در راه گذاشتن.مبارزه کردن،بارهای سنگین را بر شانه های نحیف گذاشتن و قوت گرفتن.رفتن اما همیشه رفتن.ایستادن اما تا پای جان.
طومار این تاریخ  یک روز پیچیده می شود.آن وقت است که دیگر برای ثانیه به ثانیه ی نبودمان بهانه نمی تراشیم،حسرت می خوریم ای کاش کمی بیشتر دوستش داشتیم، آن وقت چقدر جاده ها کوتاه تر می شد و مقصد نزدیک تر.
 

 دوست داشتن او نباید بگذارد مظلومی در عالم باقی بماند.تنها مدعیان دروغین اند که منتظر می نشینند تا سیاهی جهان را بگیرد و منجی از راه برسد.آنها منتظر سیاهی اند،.منتظر حق کشی ها،ظلم ها و تبعیض هاهستند. هر چه باشند 
منتظر مولایشان نیستند.آن قومی اند که به موسی کلیم الله گفتند تو وخدایت بروید بجنگید ما همین جا منتظر می نشینیم.
حکایت شان حکایت طرماح است،حسین را تنها می گذارند تا بروند برای رساندن آذوقه به خانواده شان.از حسین علیه السلام جدا می شوند تا برای نصرتش برگردند ولی وقتی بازمی گردند که دیگر در نینوا لاله ای نیست و آتش ها خاکستر شده اند.
انتظار مکتب آمادگی است.اگر می خواهیم حسرت یاری امام معصوم بر دلمان نماند باید بار تکلیفمان را برداریم وقدم در راه بگذاریم.بی واهمه از در اقلیت بودن.
در راه حق قدم گذاشتن که هراس ندارد.آن جاده های منتهی به دوزخند که با اضطراب و ترس گریه خورده اند.
 

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ.
سست نشوید! وغمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.

 سوره ی آل عمران.آیه ی 139

 
 

آستان قدس رضوی





[ چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397  ] [ 8:38 AM ] [ زینب زارع ]
نظرات

از وصیت های لقمان حکیم به فرزندش

 

خداوند در قرآن کریم فرمود: (وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ)، ما به لقمان حكمت دادیم. خداوند در قرآن کریم فرمود:)وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً (، به هر کس دانش داده شود, خیر فراوانی داده شده است. فرزندم: هیچگاه از سکوت کردن پشیمان نشدم. فرزندم: از شرارت دوری کن, زیرا شرارت برای انسان های شرور است. فرزندم: (خداوندا مرا بیامرز) را هیشه بر زبان بیاور , زیرا خداوند ساعاتی را مشخص کرده که در آن دعا مستجاب است. فرزندم: اطاعت از خداوند را تجارتی بدان که از آن منافع زیادی را بدست خواهی آورد. فرزندم: از خوراک و خواب زیاد دوری کن, زیرا کسانی که در آن زیاده روی می کنند در روز قیامت اعمال نیکشان کم است. فرزندم: هیچگاه در چاهی که از آن آب خوردی سنگ نینداز. فرزندم: هیچگاه با غرور نخند و از اموری که به تو متعلق نیست سئوال مکن. فرزندم: پیامبران زیادی را ملاقات کردم و از آنها حکمت های زیادی را یاد گرفتم: - هنگام نماز فقط متوجه خداوند باش. - اگر در مراسمی که دعوت شده ای حضور یافتی از حرفهای بیهوده بپرهیز. - اگر به منزلی جز منزل خود رفتی چشمان خود را مراقب باش - از پر خوری بپرهیز - دو چیز را هیچگاه بازگو مکن: بدی دیگران به تو, و احسان و نیکی ات به مردم.

 

منبع:www.imamhussain.org





[ پنج شنبه 24 اسفند 1396  ] [ 9:04 AM ] [ زینب زارع ]
نظرات

اسراری از ملاقات بهشتیان....

 

اسراری از ملاقات بهشتیان

 

یکی از مسائل بسیار جالب در مورد آخرت؛ روابط انسان ها پس از مرگ است. این سوال برای همه مطرح شده که آیا مومنان پس از مرگ می توانند به دیدن هم بروند؟ پاسخ به این دسته از سوالات بسیار بحث برانگیز است و حس کنجکاوی انسان را برمی انگیزد.

ابوبصیر از امام صادق (ع) می پرسد: «اَینَ اَرواحُ المومنینَ» ارواح مومنان کجا هستند؟ حضرت در پاسخ می فرمایند: «اَرواحُ المومِنینَ فی حُجُراتِ فِی الجَنَّهِ یَاکُلُونَ مِن طَعامِها وَ یَشرَبونَ مِن شَرابِها وَ یَتَزاوَرونَ فیها...»[1] ارواح مومنین در منزل ها و جایگاه های بهشتی خود هستند و از خوردنی ها و آشامیدنی ها استفاده می کنند و همدیگر را ملاقات می نمایند.

خداوند در قرآن می فرماید: «فَاَقبَلَ بَعضُهُم عَلی بَعضٍ یَتَسائَلون[1]»؛ یعنی بهشتی ها پیش هم می روند و از هم سوال می کنند. در تفسیر این آیه چنین آمده است: «یَتَسائَلوُنَ عَنِ الفَضائِلِ وَ المَعارِفِ» [1] یعنی از فضائل اهل بیت (ع) و معارف حقه از هم می پرسند و با هم گفت و گو می کنند.با این وصف روشن می شود که مؤمنین در بهشت برزخی، با هم ملاقات کرده و از نورانیت هم لذت می برند و ملاقات آنان نوعی رشد معرفتی است.

ارواح مومنین در منزل ها و جایگاه های بهشتی خود هستند و از خوردنی ها و آشامیدنی ها استفاده می کنند و همدیگر را ملاقات می نمایند.

البته ملاقات بهشتیان یک شرط و قانون کلی دارد و آن اینکه چون بهشت دارای درجات است، کسی که درجه و مقام ش بالاتر است، می تواند برای ملاقات افراد پایین تر بیاید، ولی آن که درجه اش پایین است، نمی تواند بالا برود؛ چرا که اولاً استحقاق بالا رفتن را ندارد چون آن کمالات و قابلیت ها را در دنیا پیدا نکرده، لذا در آخرت هم نمی تواند بالاتر برود.

ثانیاً اگر نعمت ها و لذت های بالاتر را ببیند، احساس حقارت می کند و غصه می خورد و همین برایش نوعی عذاب می شود و چون در بهشت غصه و عذاب نیست، پس اصلا چنین ملاقاتی امکان ندارد.

امام صادق (ع) فرمودند: «اِنَّ الاَرواحَ فی صِفَهِ الاَجسادِ فی شَجَرَهٍ فی الجَنَّهِ تَعارَفُ وَ تَساءَلُ، فَاِذا قَدِمَتِ الرُّوحُ علی الاَرواحِ یَقوُلُ دَعُوها فَاِنَّها قَد اَفلَتَت مِن هَولٍ عَظیمٍ، ثُمَّ یَساَلونَها ما فَعَلَ فُلانٌ فَاِن قالَت لَهُم تَرَکتُهُ حَیاً ارتَجوهُ وَ اِن قالَت لَهُم قَد هَلَکَ قالوا قَد هَوَی هَوَی.» [1]

5aa7bc4a163e3.jpg

«ارواح به صورت جسم در باغ های بهشتی هستند، همدیگر را می شناسند و از حال هم پرس و جو می کنند و با هم گفت و گو دارند. وقتی یکی از افراد دنیا به عالم برزخ می آید، برزخی ها به هم می گویند: فعلا او را رها کنید که خسته است و تازه از هول و وحشت بزرگی خلاص شده، (یعنی تازه از وحشت مرگ و سکرات موت و سختی های آن آزاد شده.) بگذارید استراحتی بکند.

پس از مدتی برزخی ها به ملاقات این تازه وارد می آیند و از اوضاع آن هایی که در دنیا می شناختند و با آنان سابقه ی آشنایی داشتند می پرسند. فلانی چه طور است؟ از فلانی چه خبر؟ اگر بگوید: آن ها هنوز زنده هستند و در دنیا زندگی می کنند، امیدوار می شوند که ان شاءالله آن ها هم به همینبهشت می آیند ولی اگر بگویند: فلانی قبل از من مُرد، می گویند: حتما سقوط کرد و به جهنم برزخی افتاد.»

کفار هم در جهنم برزخ همدیگر را می بینند و می شناسند؛ «یَتَلاقوُنَ وَ یَتَعارَفوُنَ» [1] ولی این ملاقات برایشان نوعی عذاب است؛ چرا که دیدن اهل کینه و فحش و عدوات و ظلمت جز ناراحتی و عذاب و تاریکی چیزی ندارد.

باید مراقب بود. در این دنیا ریاست، ثروت، قدرت، شهرت، پارتی، دوست، آشنا، فامیل و قبیله تکیه گاه های انسان محسوب می شوند ولی همین که انسان از دنیا می رود، همه ی این ها کنار می رود «وَ تَقَطَّعَت بِهِمُ الاَسبابُ»،[2] همه اسباب و تکیه گاه های غیر الهی خراب می شوند.

منبع: کتاب سرنوشت انسان؛ مسعود عالی،آستان قدس رضوی

 


پی نوشت ها:

1. کافی، ج3، ص244، بحارالانوار، ج6، ص269.

2.سوره ی بقره، آیه ی 166.





[ سه شنبه 22 اسفند 1396  ] [ 4:58 PM ] [ زینب زارع ]
نظرات

همانا او توبه پذیر و مهربان است...

 

فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّ‌بِّهِ كَلِمَاتٍ
{پس (فرا) گرفت (حضرت) آدم (پس از لغزش ش) از پروردگارش کلماتی را (که با آن کلمات به سوی پروردگارش توبه کند)}

فَتَابَ عَلَیْهِ ۚ
{پس (خداوند هم) بازگشت بر او (و پذیرفت توبه اش را)}

إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّ‌حِیمُ
{که همانا او توبه پذیر و مهربان است}

┘◄ بقره 37





[ سه شنبه 15 اسفند 1396  ] [ 7:41 AM ] [ زینب زارع ]
نظرات