يك روش شناسى پيشنهادى براى اقتصاد سياسى اسلام
چكيده:
موضوع اصلى اين مقاله نقدى بر اصول مختلف اقتصاد نئوكلاسيك و بحثى درباره روششناسى بديل براى اقتصاد اسلامى است. اين مقاله از يك طرف بعضى از انتقادات مطرح شده از سوى اقتصاددانان اسلامى در مورد روششناسى غالب اقتصاد سنتى (غربى) را ارزيابى كرده و از طرف ديگر تلاش مىكند، به پرسشهاى مطرح شده از سوى منتقدين اقتصاد اسلامى پاسخ دهد. نتايج مقاله نشان مىدهد كه طرفداران اقتصاد سياسى اسلام با يك وظيفه دشوار و سختى براى سازماندهى مجدد سيستم اقتصادى پذيرفته شده در كشورهاى خودشان مواجه هستند. يك كار مهم براى پژوهشگران اقتصاد سياسى اسلام اين است كه يك مكانيسم توليد كالا طراحى كنند، كه نه تنها مسائل بيكارى و تورم را حل كند، بلكه بصورت درونزا به موضوع توزيع درآمد بپردازند.
واژگان كليدى :
روش شناسى ـ اقتصاد اسلامى ـ عقلانيت ـ كثرت گرايى ـ اصلاحات فقهى
ادامه مطلب
واسطه گرى مالى در اقتصاد اسلامى
سامى ابراهيم سويلم
محمد جواد توكلى
چكيده
اين مقاله به بررسى ماهيت فعاليت بانك اسلامى در واسطه گرى مالى ميان واحدهاى داراى مازاد (پس انداز كنندگان) و واحدهاى داراى كسرى (تاجران) مى پردازد. نتيجه اين بررسى آن است كه براى تحقق سطح بهينه واسطه گرى مالى، شايسته است كه رابطه بانك اسلامى با دو طرف آن بر اساس عقود نيابتى (وكالت، مضاربه و مشاركت) شكل گيرد. اين مقاله الگوى مزبور را با الگوى سنّتى (واسطه گرى بر اساس وام هاى ربوى) و هم چنين الگوى رايج در بانك هاى اسلامى (واسطه گرى مالى بر اساس مرابحه) مقايسه نموده، نتيجه گرفته است كه الگوى پيشنهادى برتر از دو الگوى ديگر مى باشد. سوداورى اين الگو از الگوى سنّتى بيش تر است و كارايى آن نيز بيش تر از الگوى رايج [در بانك هاى اسلامى] مى باشد. هم چنين مقاله به تبيين تفاوت هاى بانك اسلامى و تاجر و محدوده فعاليت هر يك مى پردازد.
ادامه مطلب
نقش دين در رشد اقتصادي جوامع
دکتر رابرت بارو و دکتر جاشوا مايکل
سايت عمليات رواني - با در نظر گرفتن رويکردهاي مفهومي يا نظري در مورد رابطه ميان دين و اقتصاد سياسي، دو جهت گيري علّي و معلولي وجود دارد که تحليل گران به آن مي پردازند. اين مقاله به جامعه شناسي دين پرداخته است.
رويکرد نخست اين مقاله به بررسي اين فرضيه مي پردازد که دين (يا اعمال ديني) وابسته به پيشرفت زندگي معاصر در جنبه هاي اقتصادي و سياسي مي باشد. از اين لحاظ مقاله به دنبال اثبات اين موضوع است که رويدادهاي اقتصادي - سطوح و استانداردهاي زندگي يا دخالت دولت در بازار - بر مواردي همچون اعتقادات ديني مردم و ميزان مشارکت آنان در مراسم مذهبي تاثيرگذار است.
رويکرد نظري ديگر در پي اثبات رابطه ميان دين و زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم از جنبه اي ديگر است. در اين رويکرد دين به عنوان متغيري مستقل و تاثيرگذار بر پيامدهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي در نظر گرفته مي شود. به عنوان مثال نظرية مشهور ماکس وبر دربارة سرمايه داري که استدلال مي کند مذهب گرايي بر عملکرد اقتصادي و احتمالاً بر نهادهاي سياسي تاثير گذار است، در اين حيطه قرار مي گيرد.
ادامه مطلب