ظرفیت تولید در خدمت اقتصاد و سیاست
سال هاست كه به جز عربستان و برخی از تولیدكنندگان كوچك نفت در منطقه خلیج فارس، كشور دیگری از امتیاز مازاد ظرفیت تولید برخوردار نیست. این دسته از كشورها قادرند در بزنگاه بازار، از ظرفیت مازاد خود بهره ببرند و از این رهگذر هم توان خود را به رخ شركای اوپكی بكشند و هم قدرت تاثیرگذاری بر بازار نفت را به مصرف كنندگان بزرگ نفت بنمایانند و با چانه زنی و رایزنی های سیاسی امتیازهایی در خور جایگاهشان در بازار نفت، به دست آورند. اعضای اوپك فرآیند شكل دهی نظام سهمیه بندی تولید و تعیین سهم هر عضو را به زحمت اجرا و اعضای متخلف را با زحمتی دو چندان، به پایبندی به سهمیه ها متقاعد كردند. تلاش اوپك برای تثبیت بهای نفت در سطحی عادلانه و منطقی، همواره موفقیت آمیز نبوده است. پس از شوك های نفتی دهه 1970، دست کم دو بار، یك بار در سال 1986 و یك بار در سال 1998، بهای نفت به قدری كاهش یافت كه اقتصاد كشورهای وابسته به درآمدهای نفت، به شدت به مخاطره افتاد و اعضای اوپک، كوچك و بزرگ، ناچار شدند به سیاست ریاضت اقتصادی روی آورند.در آن روزها، اوپك، بارها جلسه های اضطراری تشكیل داد تا با تنظیم میزان عرضه، از سقوط بی رویه قیمت نفت، جلوگیری کند.
ادامه مطلب
نقش نفت در اقتصادکشورهای نفت خیز
همچنین وفور نهاده های تولیدی در این كشورها، ورود سرمایه گذاری های مستقیم خارجی را تشدید كرده است. در همین حال برخی از اقتصاددانان توسعه، از تخصص گرایی بین المللی به دلیل وابستگی شدید اقتصاد به كالاهای صادراتی انتقاد می کنند. این گروه معتقدند كه تخصص گرایی بین المللی در صدور كالا برای یك كشور به وابستگی شدید اقتصاد آن كشور به درآمدهای صادراتی منجر شده و به علت پیش بینی ناپذیر بودن قیمت كالاهای صادراتی، در صورت نوسان های شدید قیمت، درآمدهای صادراتی نیز دستخوش بی ثباتی می شود و این موضوع اثر منفی (و گاه مثبت ) بر كل اقتصاد خواهد داشت. از لحاظ نظری و عملی، سرازیر شدن درآمدهای نفتی موجب افزایش ذخایر مالی و ارز خارجی كشور می شود و كشور را با مسئله انتخاب میان مصرف حال و آینده و سرمایه گذاری داخلی و خارجی روبه رو می كند، اما اهمیت مسئله در كشورهای گوناگون، متفاوت است.
به طور كلی دو نوع اقتصاد نفتی قابل تشخیص است:
الف) نوع نسبتاً بزرگ و كشاورزی كه از ویژگی های آن بخش كشاورزی سنتی و جمعیت زیاد است (ایران و عراق ).
ب) نوع نسبتاً كوچك و غیر كشاورزی كه بخش كشاورزی در آن كوچك یا ناچیز است و جمعیت اندكی دارد ( كویت و امارات ).
ادامه مطلب
از «هیچ آباد» تا «پایتخت اقتصادی »
وجود سه صنعت مهم گاز، پتروشیمی و مختلط در این منطقه كه تا قبل از سال ۱۳۷۶، منطقه «هیچ آباد» بود و اكنون در ابتدایی ترین رقم حداقل ۱۵ میلیارد دلار را در خود جای داده است نشان از عظمت كاری دارد كه قطعا بدون داشتن هدف مشخا صورت نمی گرفت . اما در این رهگذر نباید حضور خاتمی را در بزرگترین پروژه اجرایی كشور یعنی میدان گازی پارس جنوبی نادیده گرفت اگر چه بسیاری مدعی بودند و هستند كه این پروژه در زمان های پیش از خاتمی انجام شده است ولی هیچ كس قادر به انكار جذب صدها میلیارد دلار سرمایه در زمان او نیست . بی شك می توان عسلویه را به نام خاتمی و دولت او دانست و هرگز نباید از یاد برد كه زمانی كه خاتمی رییس جمهور ایران شد پارس جنوبی هنوز به یك قطب اقتصادی تبدیل نشده بود و فاز یك آن تنها ۲۹ درصد پیشرفت داشت .در هر صورت این منطقه باعث شد كه رییس جمهور چندین مرتبه پایتخت را به مقصد آن ترك كند تا به دیگرانی كه سعی داشتند نقش او را در پارس جنوبی كمرنگ جلوه دهند اثبات كند كه این منطقه اهمیت ویژه یی برای ایران ، ایرانی و شخا او دارد. یادم می آید آخرین باری كه خاتمی برای افتتاح فازهای ۵ و ۴ در ۲۷ فروردین سال جاری به این منطقه پا گذاشت علی رغم بی مهری هایی كه ناجوانمردانه به او روا داشتند از مهندس زنگنه و دیگران خواست تا پایان دولت ، كار را به نحو احسن انجام دهند و خللی در آن ایجاد نشود و حال كه رییس جمهور آینده ایران از سوی مردم انتخاب شده است از او می خواهیم كه ادامه دهنده راه خاتمی برای توسعه هر چه بیشتر منطقه و شهرستان عسلویه باشد. عسلویه یی كه هنوز آب به اندازه كافی ندارد، نیاز به برق را احساس می كند، بهداشت را می طلبد و محیط زیستی سالم برای فرار از آلودگی ناشی از تاسیسات منطقه .
ادامه مطلب