قالب پرشين بلاگdownload

خاطرات و دل نوشته ها
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم ***** در میان لاله و گل آشیانی داشتم
نويسندگان
شیردل شیروانی انارک

Image result for ‫تصاویر برای رفتار امروز مردم در جامعه‬‎

بنام خدا

دچار کوری سفید شده‌ایم

شاید کتاب «کوری» نوشته ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی را خوانده باشید. شاید هم نخوانده باشید که توصیه می‌شود حتما بخوانید. ساراماگو در این کتاب با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره می‌کند. داستانی که از یک چهار راه آغاز می‌شود و شهری را دچار یک کوری سفید می‌کند.

کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش می‌کنند خود را زنده نگه دارند حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه می‌خواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست.

تنها یک نفر در این شهر کورها، بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایده‌آل درون هر انسان!



حالا می‌خواهم تلخ و هولناک بنویسم و بگویم ما هم دچار کوری سفید شده‎‌ایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.

دیروز شاهد اتفاق تلخی بودم. مردم در یک فروشگاه در حال خرید بودند که اتفاق عادی است اما نکته اینجاست که تقریبا از هر کالایی از رب، روغن تا پوشک و نوار بهداشتی، 5 تا 5 تا می‌خریدند. گویا فروشگاه بیشتر از 5 تا به هر فردی نمی‌داد و گرنه آنها بیشتر می‌خریدند.

چه خبر است؟ چرا به اینجا رسیدیم؟ چرا فکر می‌کنیم تنها و تنها باید خودمان زنده بمانیم. چرا فکر نمی‌کنیم افراد دیگری در این جامعه هستند که آنها هم باید زندگی کنند.

یک لحظه با خود فکر کنیم. الان ما تمام پوشک‌های یک مغازه را خریدیم یا تمام برنج‌های یک مغازه را خالی کردیم. خوب، دیگران باید چه کنند؟ آن بچه‌ای که احتیاج به پوشک یا شیر خشک دارد باید چه کند؟

با خودمان فکر کرده‌ایم که اگر همچون گذشته به تعداد نیاز خرید می‌کردیم امروز دهان به دهان نمی‌چرخید که مثلا نوار بهداشتی در سطح شهر نایاب شده است. بله، در هر حالتی هر فردی از کالایی 10 برابر نیاز خود بخرد آن کالا نایاب می‌شود و از دسترس دیگران خارج. چه ایران چه خارج.

ما همه را محکوم می‌کنیم اما وقتی به عرصه عمل می‌رسیم، خودمان چشم‌مان را بر تمام مسائل می‌بندیم و فقط به دنبال زین کردن اسب خود هستیم.

این اولین بار نیست که جامعه ما با مشکلات این چنین دست و پنجه نرم می‌کند. خوب است به یاد بیاوریم حدود سی سال پیش در بحبوحه جنگ، مردم هوای همدیگر را داشتند. پدری اگر برای فرزندش یک شیر خشک می‌خرید برای دختر همسایه نیز می‌خرید. تازه آن موقع جنگ نظامی بود و مردم واقعا هم نگران نان بودند هم جان اما اجازه نمی‌دادند وجدانش قربانی چند تکه نان شود.

باید از خود بپرسیم چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ چرا همان مردم امروز می‌تازند بدون اینکه توجه کنند کسی در غبار تاختن آنها در حال خفه شدن است. تقریبا همه در حال گل کردن آب هستیم بدون اینکه توجه کنیم، در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.


نویسنده : مصطفی داننده






 
 
[ چهارشنبه 4 مهر 1397  ] [ 3:00 PM ] [ شیردل شیروانی انارک ]
نظرات 0

درباره وبلاگ





بنام خدا هر کس در طول زندگی خودبا حوادث و وقایع تلخ و شیرینی مواجه می شود که تصویر این حوادث در ذهنش می ماند که این دهنیت ها را خاطرات و تجربیات آن فرد می نامند ، بنده نیز چون سایر افراد خاطرات و تجربیات تلخ و شیرینی در طول زندگی داشتم ، آنچه در این وبلاگ خواهد آمد خاطرات و تجربیاتم علاوه بر مطالب عمومی و مذهبی می باشد.
آمار سايت
کل بازديد : 278513 نفر

كل مطالب : 1524 عدد

كل نظرات : 0 عدد

تاريخ ايجاد وبلاگ :
سه شنبه 14 بهمن 1393 


آخرين بروز رساني : شنبه 3 آذر 1397 


پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون