آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

هر دختر و پسری که به سن رشد و بلوغ می رسد، بزرگ ترین آرزویش این است که ازدواج کند، با تشکیل زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری به دست آورد و یار و مونس مهربان و محرم اسراری داشته باشد. زندگی سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج آغاز می کند و برایش جشن می گیرد. خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت بزرگ یاد می کند و می فرماید:

و از نشانه های خدا این است که از خود شما برایتان همسرانی آفرید تا با آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید و در میان تان دوستی و مهربانی افکند و در این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه هایی است. (روم: 21)

دو انسان مؤمن که با آیین مقدس ازدواج پیمان زناشویی می بندند و تشکیل خانواده می دهند، از انس و محبت و آرامش و کامیابی های مشروع جنسی برخوردار می شوند و در نتیجه از انحراف و تمتعات غیرمشروع و کشیده شدن به مراکز فساد و اعتیادهای خطرناک و شب نشینی های خانمان سوز، محفوظ و در امان خواهند بود. بدین جهت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نسبت به ازدواج بسیار تأکید فرموده اند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: « هر کس ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است».

داشتن همسری دین دار (چه مرد و چه زن) در راهنمایی و تشویق فرد برای انجام تکالیف دینی از جمله واجبات، مستحبات و ترک مکروهات و محرمات و آراستگی به اخلاق نیک و دوری از اخلاق ناپسند نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. زن یا مرد دین دار و مؤمن، دیگری را به خوبی و صلاح دعوت می کند، به همین جهت به مرد و زن سفارش شده است که به هنگام ازدواج موضوع ایمان و دین داری و اخلاق پسندیده را به عنوان شرط اساسی آن مطرح سازند.
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 8:46 PM | نظرات (0)

در این جا به ذکر ترجمه ی روایتی که جناب شیخ صدوق در حدیث اول ومجلس هشتاد وچهار امالی خود نقل کرده تبرک می جوییم

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به علی بن ابیطالب علیه السلام چنین سفارش کرد وفرمود

یا علی چون عروس را به خانه تو آرند وقتی نشست کفش او را بکن وپایش رابشوی وآبش را به در خانه ات بریز که چون چنین کنی خداوند از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد

وهفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد وهفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بگردد تا برکت آن به هر گوشه خانه ات برسد وخداوند عروس را از جنون وخوره وپیسی

امان دهد که به او رسندمادامی که در آن خانه است.

سپس فرمود یا علی! عروس را در هفته نخستین از خوردن شیر ها وسرکه وگشنیز (سبزی امزنا)وسیب ترش بازدار زیرا که زهدان از این چار سرد ونازاینده گردد وبوریا

در گوشه خانه به از زن نازاینده است اگر عروس بر سرکه خوردگی خون حیض ببیند هیچ گاه به خوبی از آن پاک نگردد وگشنیز آن خون را درونش بشوراند وزایمان

را بر وی دشوار گرداند وسیب ترش آن را از باز بداردوبیماری بر وی گردد.سپس ترش آن را از باز بدارد وبیماری بر وی گردد.

سپس فرمود ای علی! در هنگام جماع سخن مگو مبادا که فرزند گنگ ولال گردد وبه عورت زن (در حین جماع )نگاه نکن که سبب نا بینایی فرزند شود وبا شهوت زن دیگری در خاطرت

با زنت جماع مکن فرزند مخنث آید وایستاده با زنت جماع مکن که از کار خران است واگر فرزندی آید در فراش کمیز میزنده(یعنی دچار شب ادراری)شود اول ومیانه وآخرماه مجامعت مکن
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 8:46 PM | نظرات (0)

در آداب معاشرت با مردم به وسيله ى اهل بيت عليه السلام به موارد زيادى اشاره شده که در اينجا به نقل چند مورد از آنها مى پردازم:

- با شش طايفه مجالست نماييد:

1- علما 2- عقلا 3- کريمان 4- فقرا 5- صلحا 6- سالخوردگان

- با چهارده طايفه مجالست نکنيد:

1- ظلمه 2- بخيل 3- دروغگو 4- فاسق 5- احمق 6- قاطع رحم 7- پست رتبه ها 8- متهم ها 9- اطفال 10- غلام و کنيز 11- چاپلوس 12- اصحاب بدعت 13- کسى که مجالست با او نفع دنيوى و اخروى نداشته باشد 14- خائن

- در کاره با مردان مشورت کنيد و از زنان و ترسويان و بخيل و حريص و پست مرتبه و فاسق مشورت نگيريد.

- به مردم محبت و دوستى کنيد تا شما را دوست داشته باشند.

- به صورت خوش ملاقات برادران مؤمن نماييد تا دوستى شما زياد گردد.

- به کسى که او را دوست داريد ، دوستى خود را اظهار نماييد زيرا سبب ثبات و زيادى آن مى شود.

- به يکديگر سلام کنيد زيرا کفاره گناهان شماست.

- با فقرا مانند اغنيا سلام کنيد تا موجب غضب الهى نشود.

- سلام را بلند بگوييد.

- به دوازده طايفه سلام نکنيد:

1- يهودي 2- نصراني 3- مجوس 4- شخصى که مشغول تخلّى باشد 5- شراب خورنده 6- شاعرى که در شعر خود نسبت معاصى مى دهد 7- ربا خورنده 8- فاسق آشکار فسق کننده 9- کسى که در حمام باشد 10- کسى که مشغول نماز باشد 11- کسى که مُخَنَّث1 باشد 12- کسى که مشغول بازى شطرنج باشد يا نَرد بلکه مطلق بازى باشد.

- هر گاه کسى عطسه کند او را تسمى گوييد به لفظ ( يرحَمُکَ الله )

- زشت و قبيح عطسه نکنيد

- در وقت شنيدن عطسه حمد الهى را بجا اوريد به لفظ ( الحملله رب العالمين )

- صاحبان تقوا را احترام نماييد.

- صاحبان مال و جاه را تکريم و احترام نماييد زيرا موجب تحصيل ثواب است.

- اکرام را رد ننماييد زيرا فقط آن را حمار رد مى کند.

- کسى که وارد مى شود او را استقبال و مشايعت نماييد.

- سخنن مجلس را جايى اظهار ننماييد مگر :

1- جايى که خونى ريخته شود 2- مال حرام حلال شود. 3- حلال فَرَجْ حرام شود.

- هر گاه چند نفر بوديد ، دو نفر با هم در حضور ديگران نجوى نکنيد.

- با تبسم خنده کنيد و از قهقهه احتراز نماييد که از شيطان است و اگر قهقهه کرد بگويد: ( اللهم لا تَمْقُتْني خدايا مرا دشمن مدار )

- زياد خنده نکنيد زيرا دل را مى ميراند و ايمان را محو مى کند.

- زياد شوخى نکنيد ، آبرو را بر ميدارد و شخص را بى وَقَعْ 2 ميکند.

- هر کس کثافتى را از جامه ى مومنى بر دارد ده حسنه از براى او ثبت شود.-

- اگر همسايه اى تو را آزرد صبر پيشه کن زيرا موجب بلندى مرتبه است.

- در يک مجلس چشم خود را به يک نفر نيندازيد بلکه فى نا بين همه تقسيم نماييد.

- چشم خود را بين برادران خود بالمرّه و دفعى بر ندارد.

- عيب دوست خود را عيب خد بدانيد.

- چهار چيز است که هر کس داشته باشد دين او کمل است، حتى اگر سراپاى او را گناه گرفته باشد:

1- راستي 2- ادا امانت 3- حيا 4- حسن خلق که موجب خير دنيا و اخرت است.

- نرم و نرمگو باشيد.

- به همه ى عالم گشاده رو باشيد .

- در تنگدستى انفاق کردن بهشت را بر انسان واجب مى کند .

* همچنين از ابراهيم بن عباس صولى نقل شده است كه گفت: هيچ كس را فاضل‏تر از ابو الحسن رضا(ع) نديده و ن‏شنيده‏ام. از او چيزهايى ديده‏ام كه از هيچ كس نديدم. هرگز نديدم با سخن گفتن به كسى جفا كند. نديدم كلام كسى را قطع كند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود. هيچ گاه حاجتى را كه مى‏توانست‏برآورده سازد، رد نمى‏كرد. هرگز پاهايش را پيش روى كسى كه نشسته بود دراز نمى‏كرد. نديدم به يكى از دوستان يا خادمانش دشنام دهد. هرگز نديدم آب دهان به بيرون افكند و يا در خنده‏اش قهقهه بزند بلكه خنده او تبسم بود. چنان بود كه اگر تنها بود و غذا برايش مى‏آوردند غلامان و خدمتگزاران و حتى دربان و نگهبان را بر سفره خويش مى‏نشانيد و با آنها غذا مى‏خورد. شبها كم مى‏خوابيد و بسيار روزه مى‏گرفت. سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمى‏داد و مى‏فرمود: اين سه روز برابر با روزه يك عمر است. بسيار صدقه پنهانى مى‏داد بيشتر در شبهاى تاريك به اين كار دست مى‏زد. اگر كسى ادعا كرد كه فردى مانند رضا (ع) را در فضل ديده است، او را تصديق مكنيد.
پى نوشتها

1- مخنث . مردى كه در جماع ناتوان باشد و حالات زنانه داشته باشد.

2- وقع . بى قدر و منزلت داشتن

* سيره معصومان، ج 5، ص 144 سيد محسن امين (ره)، ترجمه على حجتى كرمانى
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 8:46 PM | نظرات (0)

ازدواج یک مسئولیت است و انسان باید مسئولیت خویش را به بهترین وجه انجام دهد.
امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: ((هنگامى که یوسف صدیق (علیه السلام ) برادرش ، بنیامین را دیدار کرد، پرسید: اى برادر، چگونه توانستى پس از من با زنى ازدواج کنى ؟! بنیامین جواب داد: پدرم به من دستور داد و گفت که اگر مى توانم نسلى داشته باشم که زمین را با تسبیح الهى زنده کند، چنان نمایم .))
همین مفهوم در روایتى از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نیز رسیده است : ((چه چیز مؤ من را باز مى دارد از این که خانواده اى بگیرد تا خداوند نسلى را روزى او کند که زمین را با ((لا اله الا اللّه )) سنگین سازد؟)).
به همین دلیل عزب (مجرد بودن ) مکروه است . در حدیثى از پیامبر صل الله علیه و آله آمده است : ((پست ترین مردگان شما عزب ها هستند.))
عده اى از ترس فقر ازدواج را به ازدواج مى اندازند. این عده نمى دانند که ترسشان از فقر، خود، سوءظنى به خدا است . چرا که در آیه کریمه آمده است :
وانکحوا الاایامى منکم و الصالحین من عبادکم و امامکم ان یکونوا فقرا یعنهم اللّه من فضله و اللّه واسع علیم (۴۸) ((مردان و زنان بى همسر را همسر دهید و همچنین اگر غلامان و کنیزان صالح و درستکارى فقیر و تنگدست باشند، خداوند آنها را با فضل خود بى نیاز مى سازد و خداوند گشایش دهنده و آگاه است . بنا براین اگر ترس از فقر مانع ازدواج شود، در واقع بدگمانى نسبت به شان خداوند خواهد بود(۴۹).
آداب انتخاب همسر
۱ - دیندارى مهم ترین ویژگى همسر است . امام صادق (علیه السلام ) مى فرمایند: ((هر گاه مردى به سبب جمال یا مال زنى با او ازدواج کند به همان واگذار مى شود و هر گاه به خاطر دینش با او ازدواج کرد، خداوند مال و جمال را نیز به او عطا کند.))(۵۰) 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 8:46 PM | نظرات (0)

در اینجا به برخی از این توصیه در دوران بارداری اشاره می شود:
۱٫ تلاوت آیه نور توسط والدین ، قبل از بارداری و توسط زن در ایام بارداری ضروری است.

۲٫ خوردن گلابی

الف ) خوردن گلابی توسط پدر ، سبب زیبایی فرزند می شود
ب) به زنان باردار گلابی بدهید که فرزندان را نیکو و زیبا می کند
پ) به زنان باردار گلابی بدهید که اخلاق فرزندانتان را نیکو می کند
ت) خوردن گلابی مایه قوت قلب ، پاکی معده ، صفای دل ، دلیری و زیبایی بچه می شود
ث) گلابی قلب را جلا می دهد و دردهای درون را به اذن حق شفا می بخشد

در کتاب کافی از امام صادق (ع) نقل شده : ایشان در حالی که به کودکی زیبا می نگریست فرمود : باید پدر این پسر بچه ، گلابی خورده باشد.

۳٫ خوردن کاسنی
الف) کاسنی برای افزایش فرزند مفید است
ب) خوردن کاسنی آب کمر را افزایش داده و فرزند را نیکو و ذکور بودن را ولد زیاد می کند
پ) خوردن کاسنی باعث زیبایی فرزند و ازدیاد در پسر آوردن می شود
ت) زیاد خوردن کاسنی سبب افزایش دارایی و تولد فرزند پسر خواهد شد

۴٫ خوردن قاووت به پدر و مادر توصیه شده است
الف) خوردن سویق توسط والدین موجب قوت در فرزند و نبودن کودنی و سبک مغزی و نادانی
در او می شود
ب) خوراندن سویق به کودک جهت تقویت و رویاندن گوشت و مجکم کردن استخوان بسیارمفید است.

۵٫ سفارش به خوردن انار

خوردن انار شیرین فرزند را نیکو می کند.

۶٫ کندور

خوردن کندور توسط زن باردار باعث زیادی عقل بچه ، باهوش ، پاکدل ، دانا و شجاع شدن پسر و خوش خو و نیکو شدن دختر می شود.
در حدیثی آمده است : به زنان حامله کندر بخورانید ، بدرستی که طفل در شکم مادر کندر غذای او می شود ، دلش محکم و تحملش زیاد می شود.

دعا برای فرزندار شدن
نقل شده که امام صادق (ع) که فرموده اند درسجده این دو آیه را بخوانید:
رب هب لی لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعا ، رب لا تذرنی فردا و انت خیرو الوارثین.

در حین آمیزش هیچ یک از زن یا مرد مت نباشد و الکل مصرف نکرده باشند؛ چون موجب کمبود ویتامین می شود و در نتیجه استخوان بچه نرم می گردد.

حالات پدر و مادر
در روایات به پدران و مادران سفارش شده است که در حین نزدیکی با وضو بوده و به یاد خدا باشند. بدیهی است یاد خدا موجب آرامش قلب می شود و در فرزند اثر مثبتی خواهد داشت . همچنین رغبت و میل قوی جنسی زوجین ، در زیبایی جنین و هوشمندی وی اثری قطعی خواهد نهاد . ترس و اضطراب والدین به هنگام عمل زناشویی ، بدترین تاثیر را بر روی طفل می گذارد ؛ همانگونه که آرامش خاطر پدر و مادر ، .تاثیر بس نیکو در فرزند می نهد
تاثیر خستگی زیاد ، روی جنین کاملا محسوس است و او را ضعیف ورنجور می کند.
در حدیثی از معصومین (ع) نقل شده است که فرموده اند : در شبی که از مسافرت بر می گردید و همینطور در شبی که می خواهید به مسافرت بروید ، نزدیکی نکنید.
در ساعات اولیه شب با جسمی خسته و شکمی پر ، آمیزش صورت نگیرد ، بلکه در ساعات پایانی شب که خستگی جسم تا حد زایل و تجربه نشان داده است فرزندانی که نطفه آنها در ساعات پایانی شب منعقد می شود از هوش بیشتری برخوردارند.
از امام صادق نقل شده که فرمودند: در شب ، زفاف کنید و در روز ولیمه دهید.

عوامل طبیعی و تاثیر آنها بر روی بدن
اشعه گاما : جنس اشعه گاما از زرات انرژی بوده و از این رو خاصیت نفوذ آن بسیار زیاد است . این اشعه مضر ، در نور خورشید وجود دارد و اثرات منفی زیادی بر سلولهای اولیه دارد که تقریبا بعد از سی سال ظاهر می شود.
نقل شده که حضرت رسول اکرم (ع) به علی (ع) فرمودند : یا علی در مقابل نور خورشید مجامعت مکن مگر اینکه پردهای بیاویزی که شما را بپوشاند ؛ زیرا اگر در آن جال فرزندی به وجود آید ؛ همیشه در حال پریشانی و فقر است تا بمیرد.
اشعه ماورا بنفش :این اشعه دارای فوائد و مضراتی است . از آن جمله تغییراتی است که بر روی نسل و نژاد ایجاد می کنند.
اشعه مجهول : این اشعه از کرات دیگر به زمین می رسد ؛ البته بنا به موقعیت فصول سال؛ فشارهوا ؛ رطوبت ، خشکی ، کسوف ،خسوف و غیره . در روایات هم بدست می آید که از جمله اوقات مکروه برای جماع ، هنگام کسوف و خسوف و بادهای تند و زلزله است.

اوقاتی که عمل جماع و نزدیکی مطلوب است:
شب دوشنبه که در پی آن ،احتمال دارد فرزند، حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند برایش قرار داده بشود.
شب سه شنبه که احتمال دارد در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزی او می شود ، خداوند او را با مشرکین عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو ، دلش رحیم و جوانمرد خواهد بود و زبانش از دروغ و غیبت و تهمت پاک می ماند.
- شب پنج شنبه که در پی آن ،احتمال دارد حاکمی از حکما و یا عالمی از علما بشود.
روز پنج شنبه هنگام زوال ( اذان ظهر ) که در پی آن شیطان به او نزدیک نگردد تا پیر شود و سلامتی دین ودنیا روزی اش خواهد بود.
شب جمعه که در پی آن ،احتمال دارد بچه خطیب و سخنگو بشود .
روز جمعه بعد از عصر که احتمال دارد آن فرزند از دانایان مشهور شود .
شب جمعه بعد از نماز عشا که امید است آن فرزند شبیه والدین باشد.
شب اول ماه رمضان
ادامه دارد …

برگرفته از کتاب ریحانه بهشتی ، تالیف جمعی از نویسندگان,قم
 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 5:29 PM | نظرات (0)

ضیف به معنی میل است و علت نامیدن مهمان به ضیف آن است كه به طرف میزبان میل می‌كند و به منزل او وارد می‌شود.
یكی از صفات پسندیده مهمان داری است كه ریشه در فرهنگ دینی و باروهای مذهبی دارد، در مهمانی اگر آداب و سنن اسلامی مراعات شود، دیگر مهمان، اسباب زحمت نخواهد شد، بلكه مایه بركت و سبب خوشحالی خواهد بود.
مهمان حبیب خدا و مایه بركت است، هدیه‌ای از سوی پروردگار و عامل افزایش رزق و سبب آمرزش گناهان صاحب‌خانه و سبب نزول مغفرت الهی است.
رسول خدا (ص) می فرماید:

«هنگامی كه خداوند اراده كند نسبت به جمعیتی نیكی نماید هدیه گرانبهائی برای آن ها می فرستند، عرض كردند ای رسول خدا چه هدیه‌ای؟ فرمود: میهمان،‌ كه با روزی‌اش وارد می‌شود و گناهان خانواده را با خود می‌برد و بخشوده می‌شوند.»
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 5:20 PM | نظرات (0)

یک مجلس مهمانی خوب، درست مثل یک سکه دو رویه است که هم مهمانانش آداب مهمانی را خوب بلدند، هم میزبانانش آداب میزبانی را. شما با این آداب چقدر آشنایی دارید؟
● مهمان خوبی باشید
۱ ) ‌تشکر یادتان نرود:
تشکر از میزبان به خاطر پذیرایی‌اش ضرورت دارد. این کار را می‌توانید در پایان مهمانی انجام بدهید. اما روش بهتری هم وجود دارد؛ می‌توانید فردای مهمانی به میزبان تلفن بزنید و به او بگویید فقط زنگ زده‌اید بابت تشکر از پذیرایی دیروز؛ همین.
۲) سرزده نروید مهمانی:
ایام عید، بازار مهمانی و دید و بازدید حسابی داغ است. پیش از این‌که به قصد مهمانی از منزل خارج شوید، تلفن بزنید و از حضور میزبان در منزل و از آمادگی‌اش برای پذیرایی از شما اطمینان حاصل کنید. شاید مهمانان زیادی در منزل میزبان حضور داشته باشند و او موقع پذیرایی به زحمت بیفتد. 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 5:17 PM | نظرات (0)

دعا رابطه‌ی معنوی میان خالق و مخلوق و رشته‌ی پیوند میان عاشق و معشوق است. «دعا، یاد دوست در دل راندن و نام او بر زبان آوردن و كلید عطا و وسیله‌ی قرب الی الله و مخ عبادت و حیات روح است.»[1] دعا روی آوردن بنده‌‌ی فقیر محتاج بر درگاه خداوند بی‌نیاز و مشتاق است. چنان مشتاق بندگان خویش است كه فرمود: «اگر به درگاه من نیایید و از من چیزی درخواست نكنید به شما توجهی نمی‌كنم».[2] پس در این حال كه حق‌تعالی باب دعا و مناجات را به روی بنده‌ی خود گشوده و به او اجازه‌ی حضور در محضر خود داده، بنده نیز باید ادب مقام مقدس ربوبیت را نگه دارد و چنان رفتار كند كه سزاوار مقام حق تعالی است.
در این نوشتار با استفاده از قرآن كریم و احادیث معصومین، اشاره‌ای اجمالی به شرایط و آداب دعا شده است و از آنجایی كه شرط تحقق هرچیزی مهمتر از آداب به جا آوردن آن است اول شرایط دعا را ذكر می‌كنیم سپس به بیان آداب آن می‌پردازیم. 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 5:05 PM | نظرات (0)

بطور كلي مي توان شرايط آداب نماز, را به دو بخش اصلي تقسيم كرد: 1. صفات و ويژگي هاي نمازگزار قبل از ورود به نماز. 2. آداب و شرائطي كه مي بايست يك نماز گزار واقعي آنها را درحال نماز رعايت كند.



الف: در بخش اول از باب نمونه مي توان به اين امور اشاره كرد:

1. تقوي و ترك گناه: از امور مهمي كه بيش از هر چيز رعايتش براي نمازگزار واقعي ضروري است محافظت بر نفس و اعمال و رفتار خويش است يعني دوري گزيدن از هر آنچه را كه خداوند متعال از انجام آن ناخشنود است و گناه و معصيت الهي بشمار مي رود، چرا كه حقيقت گناه و معصيت چيزي جز آلودگي و نجاست و تيرگي نفس و جان آدمي نيست و براي نمازگزاري كه مدعي است مي خواهد به معراج و ملكوت پرواز كند و هم آوا و هم سخن خداوند و فرشتگان شود.و با اين كدورتها و آلودگي روحي و سنگيني گناه به ملكوت اعلي راه نمي يابد و با قلبي كه شيطان آن را تصرف كرده متوجه خدا نمي شود و با زباني كه در اثر گناه لال شده با حضرت دوست سخن نمي گويد. از اين روي در قرآن بر پرهيز از گناه و معصيت تأكيد شده و مي فرمايد: « بگو اي اهل کتاب! بياييد به يک کلمه (ايمان)که مشترک بين ما و شماست ايمان آوريد و جز خدا را نپرستيم و برخي ديگر را تحت سلطه قرار ندهيم.»

و از صبر و نماز ياري جوئيد و اين كار سنگين و گران است مگر بر خاشعون. در اينجا صبر را به معناي عام از ما خواسته شده هم صبر بر سختي ها و ناگواري ها و هم صبر بر عبادت و هم صبر بر معصيت و پرهيز از شهوت ها و لذتهاي نامشروع كه مبغوض خداوند هستند.

از طرفي در آيات و برخي روايات همين تقوي و پرهيز از معاصي را از يك نمازگزار واقعي، متوقع است و خواستار نتيجه واقعي و عيني نماز است يعني نمازي مي خواهد كه«تنهي عن الفحشاء و المنكر» باشد رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«هر كس نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هيچ بهره اي جز دوري از خدا نبرده است»


2. انفاق و اعطاء زكات و صدقه به مستمندان:

قرآن مي فرمايد:«به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بپاي دارند و در نهان و آشكار از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي كنند.» و در جايي ديگر در وصف نمازگزاران مي فرمايد:«آنها در اموالشان براي تقاضا كنندگان و محرومان حق معلومي را پرداخت مي كنند» پس معلوم مي شود كه يك نماز گزار واقعي كسي است كه در حالي كه مواظبت بر اعمال و رفتار شخصي خود و عبادات خود دارد از مردم و محرومان جامعه فاصله نگرفته و از كمك و دستگيري افراد نيازمند و ناتوان غافل نيست و همواره با اعطاء صدقات واجب(زكات و خمس) و صدقات مستحبي و هر كمكي كه از دستش برآيد براي نيازمندان كوتاهي نمي ورزد.

3. اطاعت از رسول و خاندانش: بي شك هر عبادت وكار خيري كه از آدمي سر مي زند اگر رضايت و امضاءِ و تأييد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ در آن نباشد و آدمي نتواند عملاً مطيع و پيرو اصيل آن ذوات مقدس در همه ابعاد و رفتار وكردار نباشد آن عبادت اصلاً به سرانجام نمي رسد و هيچ ارزش و بهائي ندارد. از اين رو پايبندي به اصل امامت و ولايت و رهبري ضروري است چرا كه نماز را جهت دار مي كند و آنرا مقبول حق مي گرداند.

قرآن كريم مي فرمايد:«و اقيموا الصلوة و آتوا الزكوة و اطيعوا الرسول ...» نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و رسول خدا را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت او شويد.

4. امر به معروف و نهي از منكر:

يكي ديگر از اموري كه رعايت آن بر نمازگزار واقعي ضروري است، آن است كه علاوه بر مواظبت بر اعمال و رفتار خويش مي بايست نسبت به افعال و كردار خانواده و نزديكان خود و ديگر افراد جامعه خويش غافل و بي تفاوت نباشد و آنها را از منكرات بر حذر دارد و به سوي اعمال شايسته ترغيب سازد لذا مي فرمايد:«يا بني اقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر» پسرم نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن.

در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ شرايط نمازگزار واقعي را اينگونه برمي شمارد:«خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد: همانا نماز كسي را قبول مي كنم كه:1. در برابر عظمتم تواضع كند و برايم خاكسار باشد 2. براي رضاي من از شهوات دوري جويد 3. روزهايش را با ذكر من به شب رساند 4. بر بندگانم فخر نفروشد 5. گرسنگان را سير كند 6. برهنگان را بپوشاند 7. بر مصيبت ديدگان رحم كند 8. بي پناهان را پناه دهد.

ب) اما شرايط و آداب نمازگزار واقعي در خود نماز:


قبل از بيان اين صفات بايد دانسته شود كه براي نماز غير از اين صورت ظاهري، حقيقت و باطني است كه داراي آدابي مخصوص به خود است و چنانچه ظاهر آن را آدابي است كه مراعات آنها ضروري است بطوري كه اگر آنها را رعايت نكند موجب بطلان و نقصان نماز صوري است؛(مانند رعايت نكردن آداب و احكام شرعي و فقهي نماز همچون طهارت ظاهري بدن و لباس و مكان از نجاسات ظاهري و صحت وضو و افعال و اذكار نماز) همينطور براي نماز آدابي است به نام آداب قلبيه و باطنيه كه با مراعات ننمودن آنها نماز معنوي باطل و ناقص مي شود.

بدين جهت مراعات و محافظت بر تمام آداب ظاهري و باطني نماز امري است ضروري، چرا كه نمازي كه مقبول حق واقع شود همين نماز است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: كسي كه نماز واجب خود را در اول وقت ادا كند و حدود آنها را حفظ نمايد، فرشته ‌آنرا سپيد و پاكيزه به آسمان مي برد و نماز به نمازگزار مي گويد خدا تو را نگاه دارد همان گونه كه مرا نگاه داشتي ... و كسي كه نمازهايش را بي سبب به تأخير بيندازد و حدود آنها را حفظ نكند، فرشته نماز او را سياه و تاريك به آسمان برد در حالي كه نماز با صداي بلند به نمازگزار گويد مرا ضايع كردي خداي تو را ضايع كند آنچنانكه مرا ضايع كردي و خدا تو را رعايت نكند آنچنان كه تو مرا رعايت نكردي»

اما برخي از آداب باطنيه اين سلوك روحاني و معجون الهي كه يك نمازگزار واقعي بايد بر آنها مواظبت كند عبارتند از: 1. خشوع: يعني خضوع و فروتني كامل در برابر هيبت و عظمت جمال و جلال محبوب. «قد افلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون» همانا رستگار شدند مؤمناني كه در نمازشان خاشع اند.

2. طمأنينه: به اين معنا كه نمازگزار عبادت و نماز خود را از روي سكونت قلب و اطمينان خاطر بجا آورد زيرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل بجا آورد آن عبادت هيچ اثر و فايده اي بر روح و قلب انسان نمي گذارد.

3. محافظت نماز از تصرف و سرقت شيطان: قرآن در وصف مؤمنين مي فرمايد: الذين هم علي صَلَواتِهم يحافظون» مؤمنين كساني هستند كه بر نمازهايشان محافظت و مراقبت دارند و اين محافظت در تمامي حالات و مسائل و مراتب نماز است كه يكي از مهمترين مراتب، حفظ آن از تصرف غاصبانه شيطان است چنانكه مي دانيم شيطان دشمن قسم خورده انسان است«فبعزتك لاُغوينكم اجمعين» پس به عزت تو قسم همه آنها را گمراه مي كنم مگر بندگان مخلَص .... . از اين روي همواره در همه جا و همه اوقات اين سارق و ره زن، در كمين مؤمنين و كالاهاي ناب آنان است لذا مي بايست تلاش و مواظبت كامل بر نماز و عبادات داشت.


4. نشاط و بهجت: مي بايست نمازگزار وقتي و ساعتي را به نماز اختصاص بدهد كه فارغ از همه چيز باشد به گونه اي كه داراي نشاط و شادابي و تازگي باشد و هرگز در زمان خستگي و كسالت و بي حالي نماز و عبادت را بر خود تكليف نكن در قرآن آمده«در حال مستي به نماز نزديك نشويد» كه در برخي روايات مستي را به كسالت تفسير كرده اند. امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: هنگامي كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپاريد و وقتي كه گريزان اند آنها را واگذاريد»

5. حضور قلب: يكي از مهمترين آداب قلبيه كه خود مفتاح قفل كمالات و باب الابواب سعادت است حضور قلب است سخن در اين باب بسيار است اما اجمالاً يكي از مراتب حضور قلب اين است كه قلب نمازگزار در وقت عبادت از همه جا و همه چيز غير از جمال حق تعالي فارغ و منصرف شود، باجان و قلب خويش خود را فقط در محضر محبوب ببيند و جز او چيزي را مشاهده نكند رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«خدا را عبادت كن چنانچه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند»

در اهميت حضور قلب همين بس كه روايات فراوان داريم كه نمازي و يا مقداري از نماز مقبول حق واقع مي شود كه حضور قلب در آن باشد. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه «همانا بالا رود از نماز بنده از براي او نصف يا ثلث يا ربع يا خمس نماز پس بالا نمي رود براي او مگر آنچه را اقبال به قلب نموده است به آن و ما مأمور شده ايم به نافله ها و نمازهاي مستحبي تا نقص نمازهاي واجب كامل و تمام شود»

6. اخلاقي در عبادات: به اين معنا كه عبادت و نماز را فقط و فقط براي رضاي او انجام دهد و از هر آنچه كه شائبه غير خدائي دارد عملش را تصفيه و پاك نمايد تا آنجا كه براي ترس از جهنم و يا ثواب و پاداش هم نخواند.



منبع :مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه عليمه
 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 4:57 PM | نظرات (0)

استخاره و آداب آن


اهمیّت استخاره وآداب آن


بسیار مى شود که انسان براى انجام کار مهمّى متحیّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحیّر از او نمى کند; با افراد آگاه مشورت مى کند، ولى آنها نیز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در کار خود سرگردان مى ماند و اگر این سرگردانى ادامه یابد خسارت هاى سنگینى دامن گیر او خواهد شد. در این گونه موارد، دستور استخاره داده شده است که انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسیله قرآن مجید، یا تسبیح و مانند آن - مشورت کند و از ذات پاکش هدایت و راهنمایى به آنچه خیر و صلاح اوست، بطلبد; به یقین خداوند نیز او را ـ طبق روایات صریحى که داریم ـ راهنمایى خواهد کرد.


استخاره، نه تنها انسان را از حال تحیّر و سرگردانى - که بدترین حالات است و مایه تلف شدن وقت و نیروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصمیم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حرکت وا مى دارد; بلکه واقعاً نیز راهنما و راهگشا به سوى خیرات است و این حقیقتى است که در روایات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ایم که استخاره ها گوئى معجزه مى کند.
گاه انسان براى کارى استخاره مى کند و مطابق آن، به سوى آن کار مى رود و ظاهراً نتیجه اى نمى گیرد; امّا بعد از ماه ها، یا سال ها، رمز عجیب آن استخاره را درمى یابد. به هر حال، استخاره را با پیشگویى نباید اشتباه گرفت; بلکه استخاره خیر و صلاح کار را از طریق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.

نکته:
دو چیز را به هنگام استخاره نباید فراموش کرد:
1ـ استخاره منحصر به جایى است که مثبت یا منفى بودن کار بر انسان روشن نباشد، و با تفکّر و اندیشه، و حتّى با مشورت کردن با افراد خبره و صاحب نظر نیز روشن نشود; این جا، جاى استخاره است و در غیر این صورت استخاره کردن، اشتباه است.
2ـ از استخاره هاى مکرّر در یک چیز باید پرهیز کرد (مگر این که فاصله قابل توجّهى بشود و یا این که شرایط تغییر کند.) در استخاره هاى مکرّر، همان استخاره اوّل معتبر است و بقیّه اعتبارى ندارد.
باید انسان بعد از استخاره - با شرایطى که در بالا گفته شد - تردید نکند و به دنبال آن به راه بیفتد و از خدا خیر و صلاح خویش را بطلبد و بر ذات پاک او توکّل کند، و مطمئن باشد نتیجه خواهد گرفت.

معناى دیگر استخاره:


استخاره معناى دیگرى هم دارد که در روایات اسلامى کراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خیر و سعادت از ذات پاک خداست.
یعنى به هنگام شروع در یک کار ـ حتّى کارهاى روشنى که براى آن استخاره نکرده است ـ انسان از خداوند خیر و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره به معناى طلب خیر است) و با گفتن جمله «أَسْتَخیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهى طلب خیر و سعادت مى کنم)، به آن کار اقدام کند و مى تواند این مطلب را به فارسى هم بگوید. به هر حال، استخاره به این معنا طبق روایات اسلامى نیز، بسیار مفید و مؤثّر است.
در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:
«مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ; هیچ بنده با ایمانى از خداوند طلب خیر نکرد، مگر آن که پروردگار سعادت او را فراهم ساخت».(1)
همچنین امیرمؤمنان(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) فرمود:
«وَأَکْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ; بسیار از خداوند طلب خیر نما».(2)
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمود:
در سجده آخر نماز شب، از خداوند طلب خیر نما و صد و یک مرتبه بگو: «أَسْتَخِیرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ; از رحمت خداوند طلب خیر و سعادت مى کنم».(3)
همچنین در سجده آخر نافله صبح نیز، استخاره به همین معنا وارد شده است.(4)

آداب استخاره:
در روایات اسلامى آداب ویژه اى براى استخاره به معناى معروف آن، ذکر شده; مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار کردن به هنگام استخاره و مانند آن(5) و این امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.

 
1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 224، حدیث 4. 2. نهج البلاغه، نامه 31. 3. فقیه، جلد 1، صفحه 562، حدیث 1552. 4. همان مدرک، صفحه 563، حدیث 1553. 5. رجوع شود به: جواهرالکلام، جلد 12، صفحه 161 و 162.
 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 4:55 PM | نظرات (0)

آداب قرآن خواندن

الف ـ در ظاهر آداب قرآن خواندن
در حال قاری

و آن ادب آن است که با وضو باشد بر هیئت ادب و سکون ـ ایستاده یا نشسته ـ روی در قبله و سر فرود انداخته بی تربّع (چهار زانو نشستن) و تکیه و هیئت تکبّر... فاضل تر آن که در نماز ایستاده خواند و در مسجد چه آن از افضل اعمال است.
ترتیل

و آن مستحب است زیرا که بیان خواهیم کرد که مقصود از قرائت، تفکر است و تفکر به ترتیل میسّر شود و برای این «اُمّ سلمه» قرائت پیغامبر را قرائتی مفسرّه ی حَرفْ حرفْ صفت کرده است و «ابن عباس» گفت که «البقره» و «آل عمران» به ترتیل بخوانم و در آن تدبّر کنم، دوست تر از آن دارم که همه ی قرآن را به شتاب بخوانم.
گریه

گریه با قرائت مستحب است. پیغامبر صلی الله علیه و آله گفت: قران بخوانید و بگریید و اگر نگریید خود را به گریندگان مانند کنید... و «صالح مرّی» گفت که در خواب بر پیغامبر صلی الله علیه و آله قرآن خواندم. گفت: ای صالح! این قرآن است، گریه کو؟ و «ابن عباس» گفت: چون سجده ی سبحان بخوانید، در سجده تعجیل مکنید تا نگریید و اگر چشم یکی از شما نگرید، بایدکه دلش بگرید.
رعایت حق آیات

[قاری باید ] حقّ هر آیت رعایت کند. چون به آیت سجده رسد، سجده آرد و هم چنین چون از دیگری شنوده سجده آرد، چون خواننده سجده آرد و سجده نکند مگر چون بر طهارت باشد و در قرآن چهارده سجده است. در «حج» دو سجده است و در «ص» سجده ای نیست... و اقلّ سجده آن است که پیشانی بر زمین نهد [واکمل آن است که تکبیر بگوید] و در سجده دعا گوید بدانچه لایق آیت باشد.
نیکو خواندن

پیغامبر صلی الله علیه و آله گفت: قرآن را به آواز خود بیارایید و نیز گفت: حق تعالی هیچ چیزی را چنان استماع نفرماید که آواز خوش را در خواندن قرآن... و پیغامبر ابن مسعود را گفت: بخوان، گفت: یا رسول اللّه ! قرآن بر شما مُنزل شده است، من خوانم؟ فرمود: دوست دارم که از غیر خود بشنوم. پس عبداللّه می خواند و پیغامبر می گریست... پیغامبر گفت: هر که آیتی از کتاب حق تعالی استماع کند روز قیامت آن آیت وی را نوری باشد و در روایتی دیگر: ده نیکی برای وی بنویسند و چون ثواب استماع بسیار است و سبب آن خواننده است، او هم در آن شریک باشد مگر آن که قصد او ریا و تصنع بُوَد.


پدیدآورنده: ابوحامد غزالی

منبع:گنجینه :: دی و بهمن 1380، شماره 10 و 11
 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 اردیبهشت 1390  ساعت 4:52 PM | نظرات (0)
تعداد صفحات :2   1   2