1-از حضرت علی علیه السلام منقول است : طعام خوردن آخر روز پیغمبران بعد از نماز عشا است پس آن را ترک نکنید که ترکش باعث خرابی بدن است .
٢ از حضرت علی علیه السلام منقول است : ترک طعام خوردن طرف شب آدمی را پیر می کند و البته چون آدمی پیر شد باید که در شب پیش از خواب چیزی بخورد که بهتر به خواب می رود و دهانش خوشبو و خلقش نیکو می شود .
٣ از حضرت علی علیه السلام منقول است : طعام را بگذارید تا سرد شود به درستی که طعامی که به نزد حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم آوردند ، فرمودند : بگذارید که سرد شود که خدا آتش را طعام ما نگردانیده و برکت در طعام سرد است .
منبع حلیة المتّقین نوشته علامه مجلسی
روزى امام حسن علیه السلام از محلى عبور مى کرد، چشمش به جوانى افتاد که قاه قاه مى خندید، نزد جوان رفت و فرمود، اى جوان ، آیا شنیده اى که در روز قیامت ، همه مردم وارد دوزخ مى شوند؟ جوان گفت : آرى شنیده ام و دانسته ام . امام حسن علیه السلام فرمود، از کجا شنیده اى و دانسته اى ؟ آن جوان جواب داد: از اینکه خداوند در قرآن مى فرماید:
وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَقْضِیا. (مریم/۷۱)
همه شما (بدون استثناء) وارد جهنم مى شوید، این امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از ناحیه پروردگارتان (که بعضى آن را مربوط به پل صراط مى دانند).
امام حسن علیه السلام فرمود:
آیا تو اطمینان دارى که از آن افرادى نیستى که تو را در جهنم نگه دارند؟ جوان پاسخ داد: نه ، چنین اطمینانى ندارم . امام حسن علیه السلام فرمود: پس کسى که نمى داند بهشتى است یا جهنمى این گونه نمى خندد (و همه دهان را براى خندیدن نمى گشاید). آن جوان از این نصیحت دلسوزانه امام حسن علیه السلام پند گرفت و بعد از آن روز دیگر آن جوان را خندان ندید.
منبع: جامع النورین . ص ۱۳۲٫
1 . از حضرت امام علی علیه السلام منقول است : هر گاه برای غذا خوردن نشستید به روش بندگان دو زانو بنشینید . و یک پا را روی پای دیگر مگذارید . چهار زانو منشینید که خداوند کسی را که اینگونه بنشیند دشمن می داند .
2. از حضرت امام علی علیه السلام منقول است : باکی نیست که در راه رفتن چیزی بخورید .
3. از حضرت امام علی علیه السلام و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین منقول است : هر کسی که می خواهد خیر خانه اش بسیار شود پیش از غذا دست ها را بشوید و فرمودند که دست شستن پیش از غذا فقر را از بین می برد و روزی را زیاد می کند و چرک را از لباس دور می کند . چشم را جلا می دهد و درد ها را از بدن دور می کند .
4. در حدیث معتبر منقول است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به حضرت امام علی علیه السلام فرمودند: یا علی ! در اول و آخر غذا نمک بخور که هر کسی که غذا را با نمک آغاز و به نمک تمام کند خداوند تعالی از او هفتاد نوع بلا را که کمترین آنها خوره باشد دفع می کند.
منبع حلیة المتّقین نوشته علّامه مجلسی
ادامه مطلب
در مورد آداب انگشتري توجهتان را به نكات زير جلب مي كنيم:
استفاده از انگشتر عقيق ثواب دارد و باعث زياد شدن فضيلت نماز هم مي شود واز باب نمونه از امام صادق(ع) نقل شده كه هيچ دستي كه براي دعا به سوي خدا بالا مي رود محبوب تر از دستي كه در آن انگشتر عقيق باشد نيست, (وسائل الشيعه , ج 7, ص 144, باب 66).
آداب انگشتري:
1- مستحب است انگشتر در دست راست باشد.
2- مكروه است انگشتر در انگشت شهادت و يا انگشت ميانى باشد.
3- مستحب است از جنس نقره باشد.
4- مستحب است نگين آن از عقيق باشد، همچنين ياقوت و زبرجد، درّ، زمرّد و فيروزه نيز داراى فضيلت است.
در حديث از حضرت رضا(ع) روايت شده كه انگشتري عقيق فقير و تهي دستي را برطرف ميكند و نيز برطرف كننده نفاق است. در حديث ديگري از حضرت صادق(ع) منقول است كه انگشتر عقيق در دست كنيد كه مبارك است و هر كه انگشتر عقيق داشته باشد اميد است که عاقبتش مقرون به خير و نيکي باشد و از حضرت رسول(ص) نقل شده که هر که انگشتر عقيق در دست داشته باشد، حاجتش برآورده است. حضرت صادق(ع)در روايتي مي فرمايد: انگشتر عقيق در سفر موجب ايمني است. در حديث معتبر از حضرت رضا(ع) نقل شده كه انگشتر ياقوت در دست كنيد كه پريشاني را زايل ميكند. در حديثي از حضرت كاظم(ع) منقول است كه انگشتر زمرد در دست كردن موجب آساني است كه در آن هيچ دشواري نباشد.
از حضرت صادق(ع) منقول است كه هر كس انگشتر فيروزه در دست كند، دستش فقير نشود. در حديثي از پيامبر(ص) آمده است كه خداي متعال مي فرمايد: من شرم مي كنم از دستي كه به سوي من بلند شود به دعا و در آن دست انگشتر فيروزه باشد، پس او را نااميد برگردانم.
در مورد دُِّرِ نجف در روايت آمده است: هر كه آن را دست كند خداوند به هر نظر كردني زيارتي يا حجي يا عمره اي در نامه عمل او مي نويسد كه ثواب پيغمبران و صالحان است. (رجوع كنيد به حليه المتقين، علامه محمد باقر مجلسي، فصل 3 و 4 و 5 و 6)
پوشيدن طلا - مانند آويختن زنجير طلا به گردن و به دست كردن انگشتر و ساعت طلا - براى مردان حرام است.Vتوضيحالمسائل مراجع، م832؛ آيتالله نورى، توضيحالمسائل، م833؛ آيتالله خامنهاى، اجوبة الاستفتاءات، س444؛ آيتالله وحيد، توضيحالمسائل، م838.
ادامه مطلب
مناظره در ادب فارسی به معنی "جدال کردن "، " با هم بحث کردن " و نیز " بحث با یکدیگر در حقیقت و ماهیت چیزی " بکار رفته است .
مناظره ، مکالمه و گفتگویی دو طرفه است که هر یک با استدلال و ارائه براهین سعی می کنند برتری و فضیلت خویش را بر دیگری به اثبات برسانند .
هدف مناظره
هدف اصلی مناظره های رسمی ، رسیدن به حقیقت یک امر است .
یکی از اهداف مناظره ، آموزش است ؛ آموزشی مستقیم که بدلیل شیوه خاص مناظره در اذهان ماندگار است .
فواید مناظره
مهمترین فایده مناظره ، فایده آموزشی آنست . در مناظره از یک سو کلیه اطلاعات راجع به موضوعی جمع آوری می شود و از سوی دیگر با بیان آن منتشر می شود .
اهمیت این آموزشها نیز در آنست که اولا چون نتیجه بحث و استدلال است در اذهان ماندنی است و ثانیا بهدلیل غیر مستقیم بودن ، پذیرفتنی تر و جذاب تر است .
یکی دیگر از فایده های مناظره این است که محاسن یا معایب مساله یا موضوع مورد بحث آشکار می شود و در نتیجه امکان تکامل و توسعه آن فراهم می آید همچنین مناظره به منظور باز یافتن دقیق مآخذ و اسناد علم و آگاهی صورت می گیرد . 1
1- شیوه مناظرات انبیاء و امام صادق (ع) ، سیده فاطمه حسینی میر صیفی ، سازمان تبلیغات اسلامی ، 1384 ، تهران
ادامه مطلب
1) ماه اول ، هر روز ناشتا به مقدار دو عدد خرما بخورد و به آن سوره « قدر » بخواند . 2) ماه دوم ، هر روز ناشتا كمى عناب بخورد و به آن سوره « توحيد » بخواند. 3) ماه سوم ، هر روز يك عدد سيب بخورد و به آن سوره « آية الكرسى » بخواند. 4) ماه چهارم ، هر روز انجير بخورد و به آن سوره « تين » بخواند. 5) ماه پنجم ، هر روز يك عدد تخم مرغ بخورد و به آن سوره « حمد » بخواند. 6) ماه ششم ، هر روز انار بخورد و به آن سوره « انا فتحنا » بخواند. 7) ماه هفتم ، هر روز به بخورد و به آن سوره « يس » بخواند. 8) ماه هشتم ، هر روز مقدارى نبات و زعفران را بكوبد و به آن سوره « نصر » بخواند. 9) ماه نهم ، هر روز شير و خرما بخورد و به آن سوره « دهر » بخواند.
زمانى كه نوزاد تكان خورد، سوره « توحيد » بخواند و صلوات بفرستد. همچنين در طول دوران باردارى هر روز دعاى عهد ، زيارت عاشورا و دعاى توسل را بعد از نماز صبح بخواند. هر روز چهار مرتبه سوره توحيد بخواند و در طول اين دوران يك بار قرآن را ختم كند و در ماه آخر براى راحتى زايمان ، سوره مريم را بخواند. ضمناً در طول اين دوران بايد چهل روز سوره يوسف و چهل روز سوره انعام را بخواند.
استخیرُ اللّه
«علی بن ابراهیم» در تفسیر و «حِمْیَری» در «قُرْبُ الاَسْناد» روایت کردهاند از «علی بن اسباط» که گفت: رفتم به خدمت حضرت امام رضا علیهالسلام و گفتم میخواهم به سفر مصر بروم و نمیدانم از راه دریا بروم یا از راه صحرا. حضرت فرمود که برو به مسجد حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم در غیر وقت نماز واجب و دو رکعت نماز بجا آور و بعد از آن صد و یک مرتبه بگو «استخیرُ اللّه» و به روایت حمیری صد مرتبه بگو.
دعا
«کلینی» و «شیخ» به سند صحیح از حضرت صادق علیهالسلام روایت کردهاند که دو رکعت نماز بکن و طلب خیر خود از حق تعالی بکن، پس به خدا سوگند میکنم که هیچ مسلمان، طلب خیر از خدا نمیکند مگر آنکه البته آنچه خیر اوست خدا به نزد او میآورد.
«ابن بابویه» و «شیخ طوسی» و دیگران به سند معتبر از حضرت صادق علیهالسلام روایت کردهاند که هرکه هفتاد مرتبه این دعا را برای طلب خیر از خدا بخواند، البته خدا آنچه خیر اوست برای او مقدر میگرداند: یا اَبْصَرَ النّاظِرین وَ یا اَسْمَعَ السامِعین و یا اَسْرَعَ الحاسِبین و یا اَرْحَمَ الرّاحمین و یا اَحْکَمَ الْحاکِمین، صَلّ علی محمدٍ و اهل بَیْتهِ وَ خِرْلی فِی الْاَمْرِ الَّذی أَرَدْتُ.
طریق استخاره
«ابن بابویه» و «سید» روایت کردهاند که «محمد بن خالد قسری» از حضرت صادق علیهالسلام سؤال کرد از طریق استخاره فرمود که: در آخر رکعتهای نماز شب در سجده صد و یک مرتبه بگو «اَسْتَخیرُ اللّهَ برحمتِهِ» و به روایت دیگر صد مرتبه.
به سند معتبر دیگر روایت کردهاند که هرگاه حضرت صادق علیهالسلام اراده میفرمودند که غلامی یا چهار پایی بخرند یا امر آسانی یا حاجت سبکی داشتند، برای آن هفت مرتبه طلب خیر از حق تعالی میکردند. و اگر امر عظیمی اراده میکردند صد مرتبه طلب خیر میکردند و اَقلّش «استخیرُ اللّه برحمتِهِ» است.
دعای سفر
به سند معتبر از حضرت امام موسی علیهالسلام روایت است که مردی به خدمت آن حضرت آمد و گفت: فدای تو شوم، میخواهم به سفری بروم و میخواهم مرا تعلیم استخاره نمایی که اگر خیر من در این سفر باشد برای من میسر گرداند و اگر برای من شر باشد از من بگرداند. حضرت فرمود که میخواهی به این سفر بروی؟ گفت: آری. فرمود: این دعا بخوان تا برای تو خیر شود «اللّهم قَدِّر لی ما أَرَدْتُ وَاجْعَلْهُ خَیرا لی فَاِنَّکَ تَقْدِرُ علی ذلک»
نمازِ استخاره
«سهل قمی» گفت: من در مکّه معظّمه مجاور بودم، پس رفتم به مدینه و بخدمت حضرت امام محمد تقی علیهالسلام مشرف شدم و اراده داشتم که از حضرت سؤال (تقاضا) کنم از برای شرف و کرامت جامهای را که بپوشم و میسر نشد که سؤال کنم تا وداع کردم و بیرون و خواستم که از مدینه بیرون روم، باز به خاطرم رسید که عریضه به خدمت حضرت بنویسم و جامه را سؤال کنم، چون ترددی داشتم عریضه را نوشتم و رفتم به مسجد حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم و دو رکعت نماز استخاره کردم و بعد از آن صد مرتبه طلب خیر از خدا کردم، پس در دلم افتاد که نامه را نفرستم، نامه را دریدم و از مدینه بیرون رفتم. چون روانه شدم دیدم که خادم آن حضرت میگردد و سؤال از مکان من میکند، چون به من رسید دستمالی به من داد که دو پارچه بسیار خوش قماش نازک در میان آن پیچیده بود و گفت: مولای تو این جامهها را برای تو فرستاده است، پس «احمد بن محمد بن عیسی» راوی حدیث گفت که: در آن زودی «محمد بن سهل» به رحمت خدا رفت و من او را غسل دادم و در همان جامهها که حضرت فرستاده بودند او را کفن کردم.
رجوع قلب
در بیان نوع دوم استخاره است که بعد از عمل استخاره رجوع به قلب خود کند و آنچه در خاطرش رجحان به هم رسانیده به آن عمل نماید. چنانچه «شیخ طوسی» در کتاب «اقتصاد» گفته است: کسی که اراده امری کند، سنت است که غسل کند و دو رکعت نماز به جا آورد و بعد از آن به سجده رود و صد مرتبه بگوید «استخیرُ اللّه تعالی فی جمیعِ أموری کُلِّها خِیَرَةً فی عافیَةٍ» پس آنچه در دلش افتد به آن عمل کند.
«کلینی» و «شیخ» و «سید» و «طبرسی» به سند صحیح روایت کردهاند که «ابن اسباط» اراده مصر داشت و در راه دریا و صحرا متردد بود. حضرت امام رضا علیهالسلام فرمود: که برو به سجده و در غیر وقت نماز واجب و دو رکعت نماز بکن و صد مرتبه طلب خیر خود از خدا بکن و آنچه در دلت میافتد به آن عمل کن.
مشورت با خدا
شیخ در «مجالس» به سند معتبر از امام علی نقی علیهالسلام روایت کرده است که حضرت صادق علیهالسلام فرمود: هرگاه یکی از شما را حاجتی عارض شود باید که مشورت با پروردگار خود بکند. گفتند: چگونه مشورت کند؟ فرمود: بعد از نماز فریضه به سجده رود و صد مرتبه بگوید: «اللّهُم خِرْلی» پس متوسل شود به ما و صلوات فرستد بر ما و ما را شفیع گرداند در درگاه خدا، پس آنچه حق تعالی به دلش میاندازد به آن عمل کند و این مطالب را اگر به فارسی بگوید نیز خوب است.
فروشِ ملک
«سید» به سندهای صحیح و معتبر روایت کرده است که مردی به حضرت امام محمد جواد علیهالسلام عریضه در باب فروختن ملکی نوشت، در جواب نوشتند: دو رکعت نماز به جا آور و بعد از آن صد مرتبه طلب خیر خود از خدا بکن و در اثنای استخاره با کسی سخن مگو تا صد مرتبه تمام شود، پس اگر در دلت بیفتد فروختن آن ملک، بفروش.
طلب خیر از خدا
«اسحاق بن عمار» به خدمت حضرت صادق علیهالسلام عرض کرد که بسیار واقع میشود که امری را اراده میکنم و بعضی مرا امر میکنند به آن و بعضی نهی میکنند. حضرت فرمود: هرگاه چنین باشد دو رکعت نماز بکن و صد و یک مرتبه طلب خیر از خدا بکن، پس نظر کن که کدام یک در دل تو حج را است، پس آن را بکن که ان شاء اللّه خیر تو در آن است و باید که طلب خیر را در عافیت بکنی، یا آنکه بگویی: «استخیرُ اللّه بَرحمتِهِ خِیَرَةً فی عافیةٍ» زیرا که بسا باشد که خیر آدمی در بریدن دست او باشد یا در مردن فرزند او یا در رفتن مال او؛ یعنی: هرچند خیر در اینها باشد اما چون اکثر خلق صبر بر این بلاها نمیتوانند کرد و حق تعالی قادر است بر آنکه خیر را در اموری قرار دهد که مقرون به عافیت از این بلاها باشد، پس در دعا باید که شرط عافیت بکند.
مشورت با مؤمنان
بدان که مشورت کردن با برادران مؤمن عاقل، از اَهمّ امور است و تأکید بسیار در آیات و اخبار در آن وارد شده است، چنانچه حق تعالی برای تعلیم سایر بندگان و تألیف قلوب مؤمنان و امتحان منافقان حضرت رسالت پناه صلیاللهعلیهوآلهوسلم را که صاحب عقل کل بود و خاطر مقدسش اسرار وحی الهی و مشرق انوار الهامات نامتناهی بود خطاب نمود که «... وَ شاوِرهُم فی الْاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّل عَلَی اللّه اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوکلِّین». یعنی با صحابه مشورت کن در امر جهاد و غیر آنکه اراده مینمایی، پس چون عزم کنی بر آنچه ما بر زبان ایشان جاری میسازیم و به خاطر مقدس تو میاندازیم، پس توکل کن بر خدا و کار خود را به او بگذار و اعتماد بر غیر او مکن، به درستی که خدا دوست میدارد آنها را که در همه امور بر خداوند خود توکل می کنند.
* * *
بدان که امر آن حضرت به مشوره برای تعلیم سایر بندگان و تطییب خاطر مؤمنان و مصالح بسیار، دیگر باز امر فرمود به توکل و اعتماد بر جناب مقدس و او و تفویض امور خود به علم کامل و لطف شامل او، پس با ارتکاب مشورت باید که اعتماد بر آرای خلق نکند و خیر خود را از علاّم الغیوب طلب کند تا آنچه خیر اوست حق تعالی بر زبان ایشان جاری گرداند.
در جای دیگر فرموده است: «والذین استجابوا لِرَبِّهِم وَ اَقامُوا الصَّلاةَ و أمْرُهمْ شُوری بَیْنَهُمْ و مِمّا رزقناهُمْ یُنْفِقُونَ.» پس مدح کرده است جماعتی را که اجابت میکنند پروردگار خود را در هر امری از امور دین که ایشان را به سوی آن میخواند و نماز را بر پا میدارند در اوقات فضیلت با شرائط و آداب آن و کار ایشان مشورت است در میان ایشان، یعنی مستبد به رأی خود نمیباشند و در هر کار با یکدیگر مشورت میکنند و از آنچه به ایشان روزی کردهایم از مال حلال در راه رضای ما انفاق میکنند. و از این آیه کریمه نهایت مبالغه در مشورت ظاهر می شود.
امام صادق (ع) : پوشیدن لباس کتانی بدن را فربه می کند.
حضرت علی (ع): بپوشید جامعه پنبه ای را که آن پوشش رسول خدا و پوشش ما اهل بیت است.
پیامبر اکرم (ص): بپوشید جامعه سفید که آن نیکوتر و پاکیزه ترین رنگها است و مرده های خود را در آن کفن کنید.
امام صادق (ع): جامعه سرخ تیره پوشیدن آن کراهت دارد مگر برای نوداماد
.
حضرت امام محمد باقر(ع): جایز نیست زنان را که شبیه به مردان شوند زیرا که رسول خدا(ص) لعنت کرد مردانی را که شبیه به زنان شوند و لعنت زنان را که شبیه مردان شوند در پوشیدن لباسها.
حضرت علی (ع): زیر جامه را ایستاده پوشیدن باعث اندوه میشود.
حضرت صادق (ع): نعلین و کفش بهترین رنگها، رنگ زرد است.
حضرت علی (ع): چون لباس خود را از بدن بیرون آورید بسم الله بگویید تا جنیان نپوشند و اگر جنیان آن جامه را می پوشند تا صبح.
رسول اکرم (ص): یا علی جان انگشتر در دست راست بکن تا از مقربان باشی. پرسیدند گه چه انگشتر در دست کنم فرمودند که عقیق سرخ.
حضرت رضا (ع): انگشتر عقیق فقر و درویشی را برطرف می کند و در دست کردن عقیق نفاق را زایل می کند.
حضرت صادق (ع): انگشتری بگیرید که نگینش عقیق باشد زیرا انسان پریشان نشود و عاقبت کارش نیکو گردد.
حضرات موسی کاظم (ع): انگشتری زرد در دست کردن موجب آسانی است که در آن هیچ دشواری نباشد.
امام صادق (ع): هر که انگشتری فیروزه در دست کند دستش فقیر نشود.
رسول اکرم (ص) : خداوند عالمیان میفرماید که من شرم میکنم از دستی که به سوی من بلند شود به دعا و در آن دست انگشتر فیروزه باشد پس او را ناامید برگردانم.
حضرت صادق (ع): سرمه کشیدن در شب، چشم را نفع میرساند و در روز زینت است.
امام محمد باقر (ع): سرمه سنگ در دیده کشیدن دهان را خوشبو و مژگان را محکم و قوت جماع را زیاد میکند.
رسول اکرم (ص): اگر سیر بودی چیزی مخور که باعث پیسی میشود.
امام موسی کاظم (ع): اگر مردم در غذا خوردن میانه رو باشند همیشه بدن ایشان سالم بماند.
امام موسی کاظم (ع): چیز خوردن شب را ترک مکنید اگرچه به پاره نان خشکی باشد که باعث قوت بدن و قوت جماع است.
حضرت علی (ع): طعام را بگذارید سرد شود زیرا برکت در طعام سرد است.
حضرت علی (ع): منشین بر طعامی مگر وقتی که گرسنه باشی و دست بکش از غذا در صورتی که هنوز میل داشته باشی و غذا را خوب بجوید و همیشه قبل از خواب به توالت بروید. اگر کسی این مسائل را رعایت کند دیگر به طبیب نیازی پیدا نخواهد کرد.
پیامبر اکرم (ص): هرگز در موقع غذا خوردن بر پهلوی چپ و یا راست تکیه مکنید.
حضرت علی (ع): باکی نیست که در حال راه رفتن چیزی بخورند.
پیامبر اکرم (ص): در اول طعام و آخر طعام نمک بخور که هر که در طعام افتتاح و اختتام به نمک کند خدای تعالی دفع کند از او هفتاد نوع بلا را که آسانتر آنها، خوره باشد.
حضرت علی (ع): در موقع غذا خوردن شروع کن با بسما... و چون تمام نمودی بگو الحمدلله. کسی که چنین کند هرگز از آن طعام از او سؤال نکنند.
حضرت صادق (ع): آب زمزم شفا است از هر دردی.
حضرت صادق (ع): جماع مکن در اول ماه و میان ماه و آخر ماه که باعث این میشود که فرزند سقط شود و یا دیوانه شود و یا صرع داشته باشد. نمیبینی کسی که صرع میگیرد اکثراً یا در اول ماه یا در آخر ماه میباشد.
حضرت موسی کاظم (ع): پرسیدند که اگر تا حالت جماع جامه از روی مرد و زن و شود چیست فرمودند با کی نیست.
حضرت صادق (ع): پرسیدند از حضرت اگر کسی زن خود را عریان کند و به او نظر کند چون است فرمود که مگر لذتی از این بهتر میباشد.
امام رضا (ع): پرسیدند از جماع کردن در حمام فرمودند با کی نیست.
حضرت صادق (ع): فرمودند که دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسی که ولدالزنا یا مادرش در حال حیض به او حامله شده باشد.
پیامبر اکرم(ص): بر پشت بام جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد منافق و ربا کننده و صاحب بدعت باشد.
پیامبر اکرم(ص): در شب عید فطر جماع مکن که فرزندی به وجود آید شر بسیار از او به ظهور آید و در شب عید قربان جماع مکن که اگر فرزندی به هم رسد شش انگشت یا چهار انگشت در دست داشته باشد. یا علی جان در زیر درخت میوهدار جماع مکن که اگر فرزندی بهم رسد جلاد و کشنده مردم باشد.
پیامبر اکرم (ص): یا علی جان در شب سه شنبه جماع بکن که اگر فرزندی بهم رسد بعد از سعادت اسلام او را روزی شود و دهانش خوشبو و دلش رحیم و دستش جوانمرد و زبانش از غیبت و بهتان پاک باشد.
پیامبر اکرم (ص): در شب دوشنه جماع بکن که اگر فرزندی بهم رسد حافظ قرآن و راضی به قسمت خدا باشد.
پیامبر اکرم(ص): جماع کنید در شب جمعه که اگر فرزندی بهم رسد خطیب و سخنگو باشد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع کنی در شب جمعه و فرزندی بهم رسد از دانایان مشهر باشد.
پیامبر اکرم(ص): گفتن مرد به زن خود که من تو را دوست میدارم هرگز از دل او بدر نمیرود.
پیامبر اکرم(ص): حق شوهر بر زن آن است که روزه مستحبی و بیرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر نباشد. زیباترین لباسها و بهترین زینتها را برای شوهر در خانه بپوشد و خود را خوشبو کند و هر بامداد وشام خود را بر او عرضه کند که اگر اراده جماع داشته باشد ابا نکند. و هیچ چیزی بیاجازه او به کسی ندهد و اگر بدهد گناهش برای زن است و ثوابش برای شوهر و هیچ شب نخوابد که شوهر از او خشمناک باشد. زن گفت: یا رسول الله! هر چند شوهر بر او ظلم کرده باشد . فرمودند: بلی.
امام صادق(ع): هر زنی که شوهر از او آزرده باشد نمازش مقبول نباشد تا شوهر را راضی کند.
امام صادق (ع): جهاد زن به نیکو شوهر داری است.
امام موسی کاظم (ع): از برکت زن این است که کم خرج و آسان زا باشد .
پیامبر اکرم (ص): هر زنی که هفت روز به شوهرش خدمت کند خداوند هفت در جهنم را بروی او میبندد و هشت در بهشت را بر روی او میگشاید تا از هر دری که خواهد وارد شود.
پیامبراکرم (ص): زنی که به شوهرش آبی دهد عبادت یک سال برای او نویسد و برای او شهری در بهشت بنا شود، و شصت گناه او آمرزیده شود.
پیامبر اکرم (ص): خوشا به حال زنی که شوهر از وی خشنود باشد.
پیامبر اکرم(ص): سه زن است که حق تعالی عذاب قبر از ایشان بردارد و حشرشان با فاطمه زهرا (ع) خواهد بود.
اول: صبر بر غیرت شوهر.
دوم: بر اخلاق بد مرد.
سوم: زنی که بخشنده و مهربان باشد بر شوهرش.
حضرت علی (ع): خاکروبه را شب در خانه مگذارید و بیرون ببرید که شیطان در آن جا میگیرد.
پیامبر اکرم (ص): خانه شیطان در خانه های شما جایی است که عنکبوت میکند. پس پاک کنید آنها را که باعث فقر و پریشانی میشود.
امام رضا(ع): هنگامی که خواستی به حمام بروی و دچار سردرد و زکام نشوی بعد از داخل شدن پنج جرعه از آب گرم و تمیز بنوش که به اذن متعال از درد سر و درد شقیقه سالم میمانی و بعد از خارج شدن بر قدمها آب سرد بریز.
امام سجاد (ع): در سر سفره استخوانها را خوب پاک نکنید که مقداری سهمیه اجنه است و اگر خوب پاک شود چیزی از منزل شما می برند که ازآن مقدار بهتر باشد.
امام جعفر صادق(ع): هر بنده که آب بخورد و امام حسین (ع) و اهل بیت او را یا کند و لعنت کشندگان آن حضرت را حق تعالی صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزار گناه از او پاک نماید و صد هزار درجه برای او بلند کند و چنان باشد که صدهزار بنده آزاد کرده باشد.
حضرت تصادق(ع): پیش از آب خوردن بسم الله بگویید و دمی بخورید و الحمدلله بگوید پس باز بسم الله بگوید و بخورد و بعد از خوردن الحمدالله بگوید و مادام که آن آب در شکم او باشد تسبیح خدا گوید و وثوابش از برای او باشد.
پیامبر اکرم (ص): در شب معراج زنانی چند از امت خود را در عذابی شدید دیدم. زنی را دیدم که به موهایش آویخته شده، مغز سرش میجوشید سوال نمودم که او چه کرده است گفتند: او موی خود را از مزدان نامحرم نمیپوشانده است. و زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچیهای آتشی قیچی میکردند، گفتم او چه کرده است گفتند خود را به مردان نامحرم نمایش میداده که به او رغبت کنند.
پیامبر اکرم(ص): وقتی دیدی زنها سرهایشان را مثل کوهان شتر درست کردند، ایشان را لعنت کنید که آنها معلومند و نمازشان مقبول نیست.
پیامبر اکرم (ص): هر کس عمدا نماز را ترک کند کافر است.
پیامبر اکرم (ص): وقت نماز که میشود ملکی جلوی روی مردم ندا می کند ای مردم بایستید به طرف آتشی که از گناه بر پشت های خود افروخته اید، پس آن از با نماز خاموش کنید.
امام سجاد (ع): هنگامی که به نماز میایستی طوری آن را به جا آور که گویی آخرین نماز توست.
امام رضا (ع): نماز بهترین اعمال و پایه و ستون دینتان است.
حضرت مهدی (ع): هیچ چیز مانند نماز بینی شیطان را به خاک نمیمالد، پس نماز بگزار و بینی شیطان را به خاک بمال.
حضرت مهدی (ع): معلون است معلون است کسی که نماز صحبش را تاخیر بیندازد تا زمانی که ستارگان محو شوند.
* از جمله آداب و سنن آن حضرت در روزه گرفتن آنست كه صاحب فقیه به سند خود از محمد بن مروان نقل كرده كه گفت: از امام صادق (ع) شنیدم كه مى فرمود: رسول خدا (ص) یك مرتبه آن قدر زیاد روزه مى گرفت كه مى گفتند: دیگر افطار نمى كند و یك مرتبه آن قدر پشت سر هم افطار مى كرد كه مى گفتند دیگر روزه نمى گیرد، بعضى از اوقات هم یك روز روزه مى گرفت و یك روز افطار مى كرد، بعضى از اوقات تنها روزهاى دوشنبه و پنجشنبه را روزه مى گرفت تا آنكه به اینجا رسید كه در هر ماه تنها سه روز یعنى پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ما را روزه مى گرفت. و مى فرمود: اگر كسى اینچنین روزه بگیرد مثل این است كه تمام عمرش روزه بوده، آن گاه امام صادق (ع) فرمود: پدرم بارها مى فرمود: هیچ كسى نزد خدا دشمن تر و مبغوض تر از كسى نیست كه وقتى به او مى گویند رسول خدا (ص) چنین و چنان میكرد و مثلا زیاد روزه نمى گرفت و تو چرا این قدر روزه مى گیرى و نماز مى خوانى در جواب بگوید: خدا مرا بخواندن نماز زیاد و گرفتن روزه بسیار عذاب نخواهد كرد، زیرا معنى این حرف این است كه رسول خدا بیش از آن نمى توانسته عبادت كند.
* و در كافى به سند خود از محمد بن مسلم از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) در اوائل بعثت روزه گرفتنش اینطور بود كه یك مدت آن قدر پى در پى روزه مى گرفت كه مى گفتند هیچ روزى را بدون روزه بسر نمى برد، و مدتى دیگر آن قدر پى در پى روزه بود كه گفته مى شد: روزه نمى گیرد، آن گاه این رویه را ترك كردند و مدتى یك روز در میان روزه مى گرفتند كما اینكه روزه حضرت داود هم همین طور بوده، پس از مدتى این را نیز ترك كرد و مدتى همان ایام البیض هر ماه را روزه بود، در آخر این را نیز ترك كرد و سه روزى را كه در ایام البیض روزه مى گرفت در دهه هاى ماه تقسیم كرده یكى را در پنجشنبه دهه اول و یكى در چهارشنبه دهه دوم و یكى در پنجشنبه دهه سوم مى گرفت و تا زنده بود این رویه را داشت. علامه ی طباطبایی ره: مطابق مضمون این روایت، روایات بسیار زیادى در دست هست.
* و نیز در كافى به سند خود از عنبسه عابد نقل كرده كه گفت: رسول خدا از دنیا رحلت فرمود در حالى كه رویه اش در روزه داشتن این بود كه ماه شعبان و رمضان و سه روز از هر ماه را روزه مى گرفت.
* و در كتاب نوادر احمد بن محمد بن عیسى از على بن نعمان از زرعه از سماعه نقل شده كه گفت از امام صادق (ع) پرسیدم آیا رسول خدا (ص) ماه شعبان را هم روزه مى گرفت؟ فرمود: آرى و لیكن همه آن ماه روزه نمى گرفت. پرسیدم: چند روز از آن را مى خورد؟ فرمود: مى خورد. سه مرتبه سؤال مزبور را تكرار كردم و آن جناب جواب بیشترى به من نداد. سپس سال بعد همان مساله را پرسیدم و امام همان جواب را تكرار نمود ...
* و در كتاب مكارم از انس نقل مى كند كه گفت: غذاى رسول خدا (ص) شربتى بود كه در افطار مى آشامید، و شربتى كه آن را در سحر مى خورد، خیلى از اوقات این شربت عبارت بود از شیر و خیلى از اوقات مقدارى آب بود كه در آن نان را حل كرده بودند، ...
* و در كافى به سند خود از ابن قداح از ابى عبد اللَّه (ع) نقل مى كند كه فرمود: رسول خدا در روزهایى كه روزه مى گرفت اولین چیزى كه با آن افطار مى فرمود خرماى تازه و یا خرماى خشك بود.
* و نیز در كافى به سند خود از سكونى از جعفر از پدرش (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) وقتى روزه مى گرفت و براى افطار بشیرینى دست نمى یافت با آب افطار مى كرد، و در بعضى از روایات دارد كه با كشمش افطار مى فرمود.
* و در كتاب مقنعه از آل محمد (ع) روایت كرده كه فرموده اند: مستحبّ است اینكه روزه دار سحرى بخورد و لو به شربتى از آب، و روایت شده كه بهترین سحرى ها خرما و قاووت است، زیرا پیغمبر اكرم (ص) در سحر آن دو را استعمال مى فرمود. علامه ی طباطبایی ره: تا اینجا سنت هاى جارى آن حضرت بود در باب روزه، و البته سنت هایى هم مخصوص به خود داشت، از آن جمله" روزه وصال" است كه عبارت است از روزه بیشتر از یك روز به طورى كه در میان آنها افطار نشود، رسول خدا (ص) خودش چنین روزه اى داشت و لیكن امت را از آن نهى مى كرد و مى فرمود: شما طاقت آن را ندارید، و اگر مى بینید كه من روزه وصال مى گیرم و چند روز پى در پى بدون افطار و سحر بسر مى برم براى این است كه خداى تعالى مرا از غذاهاى آسمانى خود سیر و از شرابهاى بهشتیش سیراب مى سازد.
* و در كتاب مكارم از رسول خدا (ص) روایت كرده كه بیشتر اوقات و از هر غذا بیشتر" هریسه" را مخصوصا در سحرها میل مى فرمود.
* و در فقیه مى گوید: رسول خدا (ص) وقتى كه ماه رمضان فرا مى رسید تمامى اسیرهاى جنگى را آزاد و بتمامى سائل ها عطیه مى داد.
* و در كتاب دعائم از على (ع) نقل مى كند كه فرمود: رسول خدا (ص) در دهه آخر رمضان به كلى لحاف و تشك خود را جمع مى كرد و به عبادت مى پرداخت، و در شب بیست و سوم اهل خانه خود را بیدار مى كرد و در آن شب آب به روى خوابیده ها مى پاشید تا خواب از سرشان برود، و هم چنین فاطمه زهرا (س) احدى از اهل خانه خود را اجازه نمى داد كه در آن شب بخوابند، و براى اینكه خوابشان نبرد غذاى كمترى به آنان مى داد، و از روز خود را براى شب زنده دارى آن شب آماده مى كرد، و مى فرمود: محروم است كسى كه از خیرات امشب استفاده نكند.
* و در كتاب المقنع گفته است: سنت در افطار عید قربان این است كه بعد از نماز انجام شود و در عید فطر قبل از نماز.
ادامه مطلب
« اهميّت استخاره وآداب آن »
بسيار مى شود كه انسان براى انجام كار مهمّى متحيّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحيّر از او نمى كند؛ با افراد آگاه مشورت مى كند، ولى آنها نيز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در كار خود سرگردان مى ماند و اگر اين سرگردانى ادامه يابد خسارت هاى سنگينى دامن گير او خواهد شد. در اين گونه موارد، دستور استخاره داده شده است كه انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسيله قرآن مجيد، يا تسبيح و مانند آن - مشورت كند و از ذات پاكش هدايت و راهنمايى به آنچه خير و صلاح اوست، بطلبد؛ به يقين خداوند نيز او را ـ طبق روايات صريحى كه داريم ـ راهنمايى خواهد كرد.
استخاره، نه تنها انسان را از حال تحيّر و سرگردانى - كه بدترين حالات است و مايه تلف شدن وقت و نيروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصميم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حركت وا مى دارد؛ بلكه واقعاً نيز راهنما و راهگشا به سوى خيرات است و اين حقيقتى است كه در روايات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ايم كه استخاره ها گوئى معجزه مى كند.
گاه انسان براى كارى استخاره مى كند و مطابق آن، به سوى آن كار مى رود و ظاهراً نتيجه اى نمى گيرد؛ امّا بعد از ماه ها، يا سال ها، رمز عجيب آن استخاره را درمى يابد. به هر حال، استخاره را با پيشگويى نبايد اشتباه گرفت؛ بلكه استخاره خير و صلاح كار را از طريق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد.
نكته:
دو چيز را به هنگام استخاره نبايد فراموش كرد:
1ـ استخاره منحصر به جايى است كه مثبت يا منفى بودن كار بر انسان روشن نباشد، و با تفكّر و انديشه، و حتّى با مشورت كردن با افراد خبره و صاحب نظر نيز روشن نشود؛ اين جا، جاى استخاره است و در غير اين صورت استخاره كردن، اشتباه است.
2ـ از استخاره هاى مكرّر در يك چيز بايد پرهيز كرد (مگر اين كه فاصله قابل توجّهى بشود و يا اين كه شرايط تغيير كند.) در استخاره هاى مكرّر، همان استخاره اوّل معتبر است و بقيّه اعتبارى ندارد.
بايد انسان بعد از استخاره - با شرايطى كه در بالا گفته شد - ترديد نكند و به دنبال آن به راه بيفتد و از خدا خير و صلاح خويش را بطلبد و بر ذات پاك او توكّل كند، و مطمئن باشد نتيجه خواهد گرفت.پ
معناى ديگر استخاره:
استخاره معناى ديگرى هم دارد كه در روايات اسلامى كراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خير و سعادت از ذات پاك خداست.
يعنى به هنگام شروع در يك كار ـ حتّى كارهاى روشنى كه براى آن استخاره نكرده است ـ انسان از خداوند خير و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره به معناى طلب خير است) و با گفتن جمله «أَسْتَخيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهى طلب خير و سعادت مى كنم)، به آن كار اقدام كند و مى تواند اين مطلب را به فارسى هم بگويد. به هر حال، استخاره به اين معنا طبق روايات اسلامى نيز، بسيار مفيد و مؤثّر است.
در روايتى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم:
«مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ؛ هيچ بنده با ايمانى از خداوند طلب خير نكرد، مگر آن كه پروردگار سعادت او را فراهم ساخت».(1)
همچنين اميرمؤمنان(عليه السلام) به فرزندش امام حسن(عليه السلام) فرمود:
«وَأَكْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ؛ بسيار از خداوند طلب خير نما».(2)
در حديثى از امام صادق(عليه السلام) آمده است كه فرمود:
در سجده آخر نماز شب، از خداوند طلب خير نما و صد و يك مرتبه بگو: «أَسْتَخِيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ؛ از رحمت خداوند طلب خير و سعادت مى كنم».(3)
همچنين در سجده آخر نافله صبح نيز، استخاره به همين معنا وارد شده است.(4)
آداب استخاره:
در روايات اسلامى آداب ويژه اى براى استخاره به معناى معروف آن، ذكر شده؛ مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار كردن به هنگام استخاره و مانند آن(5) و اين امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.
1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 224، حديث 4.
2. نهج البلاغه، نامه 31.
3. فقيه، جلد 1، صفحه 562، حديث 1552.
4. همان مدرك، صفحه 563، حديث 1553.
5. رجوع شود به: جواهرالكلام، جلد 12، صفحه 161 و 162.
ادامه مطلب
عروسی گرفتن به شیوه ایرانی هم خودش از آن رسومات دست و پاگیر است كه شما به عنوان یك جوان دم بخت باید حتما فكری به حالش بكنید. اصلا هم...
دست و پا زنجیر و دلدربند یار
اگر خوب دقت كنید تناقض ظریف اما آشكاری را بین عبارت «رسم و رسومات» و كلمه «جوان» میبینیم، آنقدر آشكار كه حتی بدون دقت كردن هم میتوانیم این تناقض را كه اتفاقا به زیبایی ماجرا انجامیده است، ببینیم. حتما از خودتان سوال میكنید «كدام ماجرا؟ چه موضوعی، ما كه خبر نداشتیم». اگر یك جوان ایرانی هستید و خانواده یكی از اركان مهم زندگیتان به حساب میآید روی صحبت من با شماست. ماجرا همان رسم و رسومات و ارتباط آن با زندگی جوانان است؛ آن هم زندگی در این دوره حساس از تاریخ كه به آن قرن بیست و یكم میگویند و انگار بار علمی تاریخ و جغرافی به یكباره بر دوش این نسل افتاده و این مساله به تناقض آشكاری كه از آن حرف زده شد، بیشتر دامن میزند.
سنت، كه جزئی از زندگی روزانه مردم در جامعهای مانند ایران است هر چند راهگشاست و میتواند مثل آجیل مشكلگشا به دادتان برسد اما با دست و پا گیری خیلی از این سنتها چه باید كرد؟ آیا تن دادن به زندگی قدیمی و امتحان پس داده پدر و مادرها، بازی كردن بر اساس همه قواعد آنها، انتخابی درستی است؟ شاید هم معتقدید باید همه این خرافات را دور ریخت و زمان این حرفها گذشته است، آنهم در قرن بیست و یكم. شاید میگویید باید زیر همه چیز زد و رسم و رسومات كهنهای كه به نظرتان دیگر شكل خرافات گرفته و هیچ كاربردی ندارند را دور انداخت؟
شاید هم جزو دسته سومی هستید كه معتقدید باید با این رسومات معامله كرد و در این داد و ستد هر فاكتور خوب و به درد بخوری را از سنت با امكاناتی كه زندگی مدرن جلوی رویمان میگذارد تركیب كنیم و رسم و رسومات مناسب حال و احوال دوره خودمان را برای نسل بعدی دست و پا كنیم. اگر جزو دسته سوم هستید از همین حالا بازی را بردهاید. دنیا به هر حال همیشه مسیرش را به سمت كشفهای تازه پیش برده و در این راه به هیچ رسم و رسوم دست و پاگیری هم رحم نكرده است.
كار كی میتونه باشه؟!
برای شمای جوان ایرانی ازدواج میتواند یكی از آن آیینهایی باشد كه در برخورد با آن دچار تردید و دودلی بشوید. ممكناست در انتخاب راه درست، در مسیر اشتباه قدم بگذارید. آیا بهتر آن است كه اجازه بدهید مادر و خاله خان باجیها برایتان آستین بالا بزنند و همسری را كه مناسب شما و شأن خانواده است، انتخاب كنند؟ به هرحال زندگی همه این خاله و عمهها خوب بوده و تا به امروز هم دوام آورده است. این شیوه امتحانش را پس داده فقط باید صبر و تحملتان را اندازه حضرت ایوب بالا ببرید.
البت بجز این راه دیگری هم دارید. مثلا میتوانید خودتان دست به كارشوید و براساس اصول روانشناسی، كسی را كه با او تفاهم دارید انتخاب و با او ازدواج كنید. البته «سنت» فاكتور قوی و مهمی است. آنقدر كه میتواند شما را به عنوان جوانی تحصیلكرده از پا بیندازد و وادار به اطاعت از خود كند. با اینكه میدانید ازدواج كردن به شیوه پدر و مادرهایتان شاید دیگر جوابگوی نیازهای شما نباشد، اما آنقدرها هم جسارت ندارید كه روی حرف پدر و مادر مهربان و دلسوزی كه میگویند «ما خیر و صلاحتو میخواهیم مادر» حرف بزنید. ممكن است با همین رودربایستیها و تعلل در تصمیم قاطع گرفتن یكدفعه خودتان را وسط یك مراسم عروسی ببینید كه عروس یا داماد مراسم خود شما هستید. یعنی شما برخلاف آنچه فكر میكردید راه درستتر است به یك ازدواج سنتی تن دادهاید كه نتیجهاش ممكن است، شاید هم باشد كسی چه میداند؟! آنقدرها هم به دلخواه شما نباشد. میدانید كه ازدواج كردن مثل لباس خریدن نیست و خیلی سختتر از این حرفهاست.
اما چه باید كرد؟
در برخورد با رسوماتی از این دست - البته نوع غلطتش - باید بسیار محتاط بود و با تدبیر عمل كنید. یك بار برای همیشه باید به ریش سفیدهای فامیل نشان داد كه تدبیر در جوانی یعنی چه.برای تحقق این منظور مقادیری عقل و شعور و كمی جسارت لازم دارید. باید بدانید چه میخواهید و برای رسیدن به آن كم هزینهترین راه را انتخاب كنید. مثلا لازم نیست برای ازدواج با همكلاسی دوران دانشگاه عاق پدر و مادر را برای همیشه پشت سرتان داشته باشید و بچههایتان تا 4 سالگی دایی بزرگشان را ندیده باشند. حواستان هست كه چه میگویم. نباید بگذارید ندانم كاری دوران جوانی گریبان همه زندگیتان را بگیرد. البته این مساله هنوز در مرحله آزمون و خطا قرار دارد. احتمالا باید یكی دو نسل منتظر ماند و دید كه نتیجه ازدواجهای نسل ما به كجا میانجامد.ما جوانها كه به خودمان امیدواریم.
عروسی گرفتن به شیوه ایرانی هم خودش از آن رسومات دست و پاگیر است كه شما به عنوان یك جوان دم بخت باید حتما فكری به حالش بكنید. اصلا هم به حرف در و همسایه و فك و فامیل توجه نكنید.
دیگر گفتن ندارد كه مراسم عروسی هفت شبانه روزه مال دوره خانها بود و چه خانها كه بعد از عروسی آخرین فرزندشان به كلی ورشكست نشدهاند. الان دوره ماه عسلهای رمانتیك و سفرهای زیارتی است. بعضیها هم كه فكر اقتصادیشان بهتر كار میكند هزینه سفر را در جای بهتری مثل خرید خانه سرمایهگذاری میكنند. خلاصه اینكه عروسی گرفتن به شكل عاقلانهاش از هر نوع مراسم عروسی برگزار كردن دیگری بهتر است. از ما گفتن بود.
به هرحال ما با رسوماتمان زنده هستیم. اصلا واقعیت این است كه هر ملتی به تاریخش زنده است و سنتها و رسومات قدیمی بخش ماندگاری را در این تاریخ از آن خود دارند.احتمالا بسیاری از رسوماتی كه در گذر تاریخ جدی گرفته شدهاند در ابتدا شوخی یا سرگرمی تازهای از یكی از جوانهای خلاق قوم و قبیله بوده است. كمكم ریش سفیدها هم خودشان را قاطی ماجرا كرده و به آن بازی رنگ و لعاب بزرگسالی داده و خلاصه حسابی در آن دست بردهاند تا تبدیلش كردهاند به رسم و آیینی كه آنطرفش ناپیدا. تا آنجا كه حالا بسیاری از این رسومات از شكل سرگرمی خارج شده و به كلیشهای بدل شدهاند كه یقهمان را ول نمیكند.
شب یلدا و رسومات دیگر
بهترین راه برخورد با رسومات این است كه به دنبال ریشه و اساس آنها باشیم. اگر قرار است رسمی را به جا بیاوریم باید شاخ و برگهای اضافهای را كه به سلیقه نافرم كسی در زمانی و مكانی به آن افزوده شده است كنار بزنیم تا از پس آن، واقعیت سنت و رسم قدیمی مورد نظر آشكار شود. راهی جز این نداریم كه به خود سنت رجوع كنیم. فرار از سنت مثل فرار از گذشته میماند كه خوب میدانید امكانش وجود ندارد. شما از گذشته خودتان راه فرار ندارید مگر اینكه راهی برای فرار از خودتان پیدا كرده باشید!
البته وجود قومیتها، فرهنگها و زبانهای مختلف در ایران، با رسم و رسوماتی كه تفاوتهای بسیار آشكار و ریز و درشتی با هم دارند، میتواند به روحیه همیشه پذیرای ایرانیتان كمك كند و امكان ذهنی قبول كردن یك فرهنگ متفاوت را برایتان فراهم كند. مثلا فكر كنید كه شما جوانی از اهالی آمل هستید كه از قضا در دانشگاه با یكی از دخترهای جنوبی دانشگاه آشنا شدهاید كه احتمالا قصد ازدواج هم دارید. میدانید كه از تركیب فرهنگها و تولد یك فرهنگ جدید حرف میزنم كه در نتیجه آن جوانهایی پا به عرصه جامعه میگذارند كه با كمترین تعصب بیجایی نسبت به رسم و رسومات و فرهنگهای از پیش تعیین شده، مجموعهای از بهترینهای این فرهنگها را در خود جمع كردهاند.
رسم و رسومات هر چه كه نداشته باشند كه دارند، برای ما نوستالژیها و خاطرات دوست داشتنی به جا گذاشتهاند. كمتر كسی را میتوان سراغ داشت كه از تعطیلات نوروز حداقل در زمان كودكیاش خاطرات دست اول و به یادماندنی نداشته باشد. یا آن شب زنده داریهای پر از خوراكی و تنقلات در شب یلدا كه همه سال را منتظرش بودیم و تا خود صبح از خوردن آن همه شیرینی خامهای، پسته و میوههای جور واجور خوابهای عجیب و غریب میدیدیم.
با این حال رسومات قدیمی در زمان كودكی آنقدرها برایمان دست و پا گیر نبودند. راستش این است كه وقتی با هم زندگی مسالمتآمیزی داشتیم، كسی كاری با آن یكی نداشت.اما هرچه سن و سالمان بالاتر میرود سنتها و رسم و رسومات بیشتر از گذشته خودشان را وارد زندگیمان میكند؛ وگرنه خود ما كه نمیتوانیم برداریم سنتها را در زندگیمان جاری كنیم.
آنچه در اين مقاله مد نظر است، مرورى است بر آداب سخن از ديدگاه قرآن.انتخاب اين بحث از جهات گوناگون حايز اهميت است كه ذيلا به آنها اشاره خواهد شد و مهمترين آنها نقش بلندى است كه زبان و سخن در ميان اعضا و افعال انسانى، در سعادت و شقاوت انسان ايفا مى كند/
مباحث اين مقاله عبارتند از:
الف - اهميت كلام؛
ب - آداب سخن گفتن;
ج - آداب سخن شنيدن؛
د - آداب گفت و گو
اهميت كلام
قرآن كريم از سنخ كلام است خود را به عنوان بيان معرفى كرده است:< هذا بيان للناس»(آل عمران، 3 / 138) گر چه بيان، مفهومى است گسترده و بر هر چيزى كه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن يا خط يا اشاره، لكن شاخص همه آنها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بيش از خط يا اشاره پرداخته است/
به حسب عادت، سخن گفتن مسأله سادهاى به نظر مى رسد لكن با اندك تأمل خواهيم دانست كه اين امر از پيچيدهترين و ظريفترين اعمال انسانى است.
اين ظرافت عظمت، از يك سو به نحوه همكارى اعضاى دستگاه صوتى براى ايجاد اصوات مختلف و نيز به وضع لغات و چينش آنها به دنبال يكديگر مربوط است و از سوى ديگر به تنظيم استدلالات و بيان احساسات از طريق عقل مربوط مى شود. عظمت زبان، اين عضو كوچك و فعال، و سخن كه فعل آن است، از نكات زير دريافت مى شود:
1. آن گونه كه از آيات 1 تا 4 سوره الرحمن استفاده مى شود، يكى از مهمترين نعمتهاى الهى بعد از نعمت آفرينش، نعمت بيان است. در اين آيات آمده است:<الرحمن.علم القرآن. خلق الانسان. علمه البيان»(خداى رحمان، قرآن را ياد داد، انسان را آفريد، به او بيان آموخت.) گويا مفهوم اين سخن آن است كه انسان است و بيانش/
2. در قيامت از مسؤوليت زبان سؤال مى شود.در سوره بلد آيات 8 و 9 مى خوانيم:<الم نجعل له عينين. و لسانا و شفتين»(آيا دو چشمش نداديم، و زبانى و دو لب). شايد تعقيب آيه فوق به آيه 10 اين سوره:<و هديناه النجدين»( و هر دو راه[ خير و شر] را بدو نموديم)، اين مطلب را مى فهماند كه زبان يكى از ابزار هدايت است/
3. سخن بهترين ابزار انتقال افكار و حتى تأثير گذارى است كه در كلام پيامبر به عنوان سحر به آن اشاره شده. فرمود: ان من البيان سحرا.(1)
4. از ميان معجزات انبيا، با عظمتترين معجزه، معجزه خالده نبوى يعنى قرآن، از سنخ كلام است. تأثير اين معجزه تا بدانجا بوده كه كفار با شنيدن اين كلام، از آن به<سحر» تعبير مى كردند:<فقال ان هذا الاسحر يؤثر»(مدثر، 74 / 24)(گفت: اين قركن جز سحر نيست) و گاه تا بدانجا پيش مى رفتند كه مى گفتند:<و قال الذين كفروا لا تسمعوا لهذا القرآن و الغوا فيه لعلكم تغلبون»(فصلت، 41 / 26)
ادامه مطلب
اعتكاف ماندن در مسجد به قصد بندگي خداست و به خودي خود مستحق و به واسطه نذر ‚ قسم ‚ عهد ‚ اجاره و مانند آن واجب مي شود .
شرايط اعتكاف :
روزه در اعتكاف :
كساني كه به هر علتي نمي توانند روزه بگيرند از توفيق اعتكاف محرمند. مثل مسافر يا كسي كه روزه براي او ضرر دارد البته هر نوع روزه اي ( واجب ‚ مستحق ‚ قضاء ‚ نيابتي و000) براي صحت اعتكاف كافي است . مسافر مي تواند با نذر سه روز روزة در سفر اعتكاف كنند هر چند كه نمازش شكسته است .
مدت اعتكاف :
معتكف بايد حداقل سه روز كامل از طلوع فجر روز اول تا اذان مغرب روز سوم در حال اعتكاف باقي بماند. دو روز اول اعتكاف مستحب است و اگر كسي بخواهد مي تواند از حال اعتكاف خارج شود . اما اگر دو روز كامل به قصد اعتكاف در مسجد بماند روزه روز سوم بر او واجب مي شود و بايد در حال اعتكاف باقي بماند.
اجازه ولي :
بدون اذن ولي يا كسي كه با انجام اعتكاف حقي از او ضايع مي شود اعتكاف صحيح نيست .
محرمات اعتكاف :
از جمله محرمات اعتكاف بوييدن و استعمال بوي خوش به قصد لذت ، بحث و جدل ، خريد و فروش است و محرمات مذكور مبطل اعتكاف است .
توجه:
از آنجايي كه فرد معتكف روزه دار است بايد از مبطلات روزه نيز اجتناب كند بعلاوه بر رعايت حقوق ديگران احكام مسجد را نيز رعايت نمايند . حفظ حرمت مسجد و با وضو بودن و حفظ نظافت مسجد و ترك سخن دنيا ( سخن از هر چه غير از خدا و پرداختن به باطل ) از مواردي است كه بر آن تأكيد شده است .
زمان اعتكاف :
در هر زمان كه روزه صحيح باشد اعتكاف نيز صحيح است و اعتكاف زمان خاصي ندارد . البته ايام البيض و به ويژه دهه آخر ماه مبارك رمضان افضل اوقات است .
نيت اعتكاف :
در اعتكاف نيت و تعيين نوع اعتكاف شرط صحت آن است ولي نيت وجوب يا مستحب لازم است.
وقت نيت اعتكاف :
نيت از ابتداي طلوع فجر روز اول است و تأخير آن از طلوع فجر جايز نيست ، ولي اگر قبل از طلوع فجر هم نيت كند اشكال ندارد.
مكان نيت اعتكاف :
در وقت نيت اعتكاف بايد در مسجدي كه بنا دارد در آن معتكف شود حضور داشته باشد ولي اگر ابتدا طلوع فجر براي تجديد وضو و يا به جهت ضرورت ديگر خارج شده است مي تواند نيت كند.
مكان اعتكاف:
اعتكاف بايد در مسجد باشد بنابراين در غير از مسجد مثل نمازخانه و مصلي ها (اگر مسجد نباشد ) و000 اعتكاف صحيح نيست و بعد از مسجد الحرام و مسجد النبي (ص)، مسجد كوفهو مسجد بصره اعتكاف بايد در مسجدي كه جامعيت دارد انجام بگيرد.
مقصود از مسجد جامع مسجدي است كه بسياري از مردم در آن رفت و آمد دارند .(در مقابل آن مسجد بازار ، مدرسه ، كارخانه وپادگان و 000 كه اعتكاف در آن صحيح نيست ).
صحن و ورودي هاي مسجد جزو مسجد نيست گر اين كه معلوم باشد جزو مسجد است. اگر شك كند كه جايي جزو مسجد ندارد ، بنا بر اين اعتكاف در آن مكان صحيح نيست ، مگر اينكه رفتن به آنجا ضرورت داشته باشد .
خارج شدن از مسجدمحل اعتكاف:
خارج شدن از مسجد جايز نيست مگر به جهت ضرورت عقلي ، عرفي و شرعي مثل مراجعه به پزشك در موارد اضطرار و دستشويي (ضرورت عقلي ) و عيادت بيمار و تشييع جنازه در صورتي كه ميت با او نسبت داشته باشد ( ضرورت عرفي) و غسل كردن و وضو گرفتن (ضرورت شرعي) ، خروج براي درس و مباحثه و تبليغ و اين گونه امور ، خلاف احتياط است.
اگر در محلي اعتكاف كند كه ديگري جاي براي اعتكاف گرفته بود حكم غصب دارد اگر چه اعتكاف صحيح است.
همچنين در صورتي كه عذر شرعي براي بانوان به وجود آيد بايستي از مسجد خارج شوند و در نتيجه اعتكاف آنها باطل مي گردد.
بنا بر احتياط واجب در صورت خارج شدن از مسجد براي ضرورت كوتاهترين و نزديكترين راهها را انتخاب كنند و واجب است بيشتر از مقدار نياز و ضرورت در خارج مسجد توقف نكنند . واجب است زير سايه ننشينند . بلكه بنا بر احتياط خارج از مسجد ننشيند مگر جهت ضرورت .
اگر معتكف براي ضرورت از مسجد خارج شود و مدت خروج وي طول كشيد به اندازه اي كه اعتكاف از بين برود اعتكافش باطل است.
100نكته
۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند.
۲ – کسانی که میگویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند.
۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند.
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند.
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور میتوان از شر او جان سالم بدر برد.
۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور میتوان پدر و مادر بود.
۹ – کلماتی که بر زبان جاری میگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر میبرند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
۱۱ – فرشته ها به زمین نمیآیند تا ببینند ما چه میکنیم بلکه میآیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمیخورد.
۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمیکنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.
۱۴ – هیچ کس نمیتواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)
۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.
۱۶ – من هیچ چیز نمیدانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمیشنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم.
۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب میکنیم.
۱۸ – آنچه در قلب خود میپرورانیم، همان است که در زندگی ان دنیا در دستان خود داریم.
۱۹ – تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمیبینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمیآید.
۲۰ – جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد.
۲۱ – تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند.
۲۲ – فرض کردنها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه میگیرند.
۲۳ – هیچ کس به طور کامل بیطرف نیست.
۲۴ – خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در ان متولد شدهایم؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد میکند.
۲۵ – شما همیشه راه درست را نمیپیمایید.
۲۶ – فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست.
۲۷ – توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.
۲۸ – اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما میآیند.
۲۹ – اگر میخواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.
۳۰ – اگر میخواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم هستید.
۳۱ – فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان میشود.
۳۲ – کسی که از همه بیشتر میداند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف میزند.
۳۳ – هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است.
۳۴ – هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.
۳۵ – شما تنها با ابزاری که دارید میتوانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید.
۳۶ – اگر خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کردهایم.
۳۷ – این انسانها هستند که به زندگی معنا میدهند و نه اشیاء.
۳۸ – همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد.
۳۹ – در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست.
۴۰ – اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.
۴۱ – وقتی صحبت میکنیم، صدای هیچ کس را نمیشنویم.
۴۲ – والدین نباید کوچکترها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند.
۴۳ – اینکه پدران ما چه کاره بودهاند مهم نیست، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد.
۴۴ – اگر فکر میکنید که باید همین الآن بگویید، پس بگویید و اگر می دانید که باید کاری را الآن انجام دهید، پس انجام دهید.
۴۵ – هر تغییری نیاز به حرکت دارد.
۴۶ – کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست.
۴۷ – اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما میتوانید هر کسی را دوست داشته باشید.
۴۸ – اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت.
۴۹ – هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست.
۵۰ – بهترین هدیهای که میتوان به دیگران داد، وقت و صبر خودمان است.
۵۱ - زیبایی محض با چشم قابل مشاهده نیست، بلکه با فکر و دل دیده میشود.
۵۲ – هر کسی بذر کمال را در وجودش دارا میباشد، اما کمتر کسی میتواند آنرا پرورش دهد.
۵۳ – تنها راه پایان دادن به مشاجرهها، پیدا کردن یک راه حل است.
۵۴ – هر عملی که انجام میدهیم و هر حرفی که میگوییم به ما باز میگردد اما نه به گونهای که انتظارش را داشتیم.
۵۵ – اگر یک پله از نردبان شکست، با کمی زحمت پا را باید بالاتر گذاشت.
۵۶ – هرگز کلمات ناگفته را در اتاق دربسته محبوس نکنید.
۵۷ – هرکس بیش از آنچه خود را میشناسد است.
۵۸ – از هر چه بترسیم اسیرش میشویم.
۵۹ – نیازمندترین انسانها حریصترین آنهاست.
۶۰ – آنچنان خیال کنید که گویا تا ابد زندهاید و انچنان عمل کنید که گویا امروز میمیرید.
۶۱ – بخندید همچنانکه نفس میکشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی میکنید.
۶۲ – هیچ کس نمیتواند بازگردد و شروعی جدید را رقم بزند اما هر کسی میتواند شروع کند و پایانی خوش را بسازد.
۶۳ – مهمترین چیزها در زندگی چیزی نیستند که قابل لمس باشند.
۶۴ – زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر میشوند؛ پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی بدان که طبیعت میخواهد تصویری زیبا از تو بسازد.
۶۵ – برف سنگینی بارید؛ درختی شکست، درختی زیباتر شد.
۶۶ – زندگی مانند بازی حکم است، مهم نیست که دست خوبی نداشته باشیم، مهم این است که یار خوبی داشته باشیم.
۶۷ – از کوتهی ماست که دیوار بلند است.
۶۸ – از شیشۀ جلو به زندگی نگاه کنید نه از آینۀ رو به عقب.
۶۹ – به خاطر ترساندن موش خانهات را آتش نزن.
۷۰ – هنر زندگی کردن، هنر نقاشی کردن بدون پاک کردن است.
۷۱ – بهترین لذت زندگی انجام دادن عملی است که دیگران میگویند نمیتوانیم.
۷۲ – هر روز از زندگی معجزه است. من روزم را هدر نمیدهم. من قدر معجزات را میدانم.
۷۳ – آرام بنشین. تقلا نکن. بهار میآید و سبزهها رشد میکنند.
۷۴ – اینکه چه میاندیشیم، چه میدانیم و به چه اعتقاد داریم مهم نیست. مهم این است که چه میکنیم.
۷۵ – از زندگی هر انچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم.
۷۶ – از آنجا که زندگی آینۀ وجود ماست، فقط با تغییر ما تغییر میکند.
۷۷ – ساعتی که خراب است، در هر روز دوبار زمان را درست نشان میدهد.
۷۸ – هرگاه در زندگی خانهای از یخ ساختی، بر آب شدنش گریه نکن.
۷۹ – برای انسانهای بزرگ چون بر این باورند که : یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
۸۰ – آرزوهایت را یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا و کائنات بخواه. خدا و کائنات یادشان نمیرود اما تو یادت خواهد رفت آنچه را که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده است.
۸۱ – برگ در انتهای زوال میافتد و میوه در انتهای کمال. بنگر که چون برگی زردی یا سیبی سرخ؟
۸۲ – اگرنتوانستی کسی را ببخشی از بزرگی گناه او نیست، از کوچکی دل توست.
۸۳ – به کسی که در جستجوی حقیقت است ایمان آور و به کسی که حق را یافته است شک کن.
۸۴ – ما آمدهایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم.
۸۵ – هر کس چرای زندگی را یافت با هر چگونهای خواهد ساخت.
۸۶ – سخن نیک را از گویندۀ آن بگیرید هر چند خود بدان عمل نکند.
۸۷ – ناتوانترین مردم کسی است که نتواند دوستی پیدا کند و ناتوانتر از او کسی است که دوستان خود را از دست بدهد.
۸۸ – چون عقل کامل گردد، سخن گفتن کمتر شود.
۸۹ – صبحگاهان به جستجوی روزی درآیید که برکت و موفقیت در صبح زود نهفته است.
۹۰ – به بار نشستن هر کار نیازمند ۱۰۰۰ روز صبر است.
۹۱ – راز موفقیت در این است که با طبیعت و کائنات هماهنگ باشیم و در مسیر موجهای زندگی لذت ببریم.
۹۲ – موفقیت یک مسیر است و نه هدف.
۹۳ – موفقیت بیشترین و بهترین استفاده از آن چیزی است که هم اکنون داریم.
۹۴ – شکست موفقیت است، اگر از آن درس بگیریم.
۹۵ – موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم بلکه این است که یک اشتباه را دوبار مرتکب نشویم.
۹۶ – موفقیت دستیابی به آن چیزی است که میخواهیم و شادمانی خواستن آن چیزی است که بدست میآوریم.
۹۷ – موفقیت توانایی پرش از شکستی بر شکستی دیگر است بدون اینکه خسته شویم.
۹۸ – من میدانم که تمام هستی برای من خلق شده. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود میبینم.
۹۹ – بازی زندگی بازی بومرنگهاست. مراقب بومرنگ خود باشیم که به کدام طرف پرتاب میشود.
۱۰۰ – تفکر مثبت اساس هر موفقیت است.
------------------------------------
در اين فراز نگاهي گذرا به اعمال، احکام، شرايط، محرمات و آداب اعتکاف افکنده ايم.
اعتکاف از عبادات مستحب به شمار مي رود. البته، ممکن است هر عبادت مستحبي، تحت عناوين ديگري، واجب گردد.
اعتکاف نيز با داخل شدن تحت يکي از اين عناوين از استحباب خارج شده رنگ وجوب به خود مي گيرد. اگر کسي نذر کند يا با خداي خود عهد و پيمان ببندد که سه روز در مسجد جامع معتکف شوم تحت عنوان وفاي به نذر و عهد، اعتکاف بر او واجب مي گردد.
اعتکاف با شرط در ضمن عقد نيز واجب مي شود به طور مثال اگر خانه خود را به ديگري اجاره دهد و شرط کند که مستأجر سه روز اعتکاف نمايد و همچنين بر اجيري که تعهد کرده در برابر مبلغي، معتکف شود، واجب است که اعتکاف را انجام دهد. همچنين کسي که دو روز اعتکاف را تمام کند اعتکاف روز سوم بر او واجب است.
ادامه مطلب
RSS
