آداب زندگی
ادب از فهم سرشار و ادراك حقایق سرچشمه می گیرد و بی ادبی از جهل و نادانی

دعا يگانه راه ارتباط بندگان به مبدأ بوده و تنها وسيله اي است که خداي متعال براي ارتباط با خود مقرر فرموده است، اگر اين ارتباط و توجه به مبدأ نباشد، خداي منان عنايت خاصه ي خود را قطع خواهد فرمود. در اين صورت، بندگان استعداد پذيرش اين عنايت را از دست داده و مقتضاي رحمت الهي را از کف مي دهند. قرآن کريم اين حالت را نوعي استکبار مي داند آن هم از موجودي که هيچ حيثيتي جز حيثيت بندگي ندارد. (1) و از آنجا که هر يک از عبادت ها، آداب و اسرار و احکامي دارند، دعا نيز به منزله برجسته ترين عبادت، آداب و احکام و اسراري دارد. امام صادق (ع) فرموده اند: «احفظ آداب الدعاء و انظر من تدعو و کيف تدعو» بر آداب دعا محافظت کن و ببين چه کسي را مي خواني و چگونه مي خواني؟ (2) قرآن کريم از خلال نيايش هاي انبيا، آداب دعا و احکام آن را مطرح کرده است و ما در اين پژوهش ضمن آوردن نيايش هاي انبيا با آداب و احکام دعا آشنا مي شوي 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 3 تیر 1390  ساعت 3:07 PM | نظرات (0)

در شب عروسی (زفاف) آداب اخلاقی و دستورهایی سازنده از امامان رسیده که رعایت آنها مایۀ خوشبختی است و مطمئن باشید ازدواجی موفق خواهد بود که از آغاز با رضای خداوند و آداب و رهنمودهایی که بیان خواهد شد، همراه باشد.

1. وضو گرفتن و پیمان بستن با خدا

از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمودند:

«در شب عروسی چون عروس را به خانه ات آوردند، وضو بساز و به او نیز بگو که وضو بسازد و هر کدام دو رکعت نماز به جا آورید و خداوند را حمد کنید و بر پیامبر صلی الله علیه و آله و آلش درود بفرستید و (برای خوشبختی و سعادت خود و فرزندان و گرمی زندگی تان) دعا کنید و به زنانی که همراه عروس آمده اند، بگو که «آمین» بگویند.[1]»

ازدواج، سنّتی الهی است و به امر و رضای خداوند برپا می شود وقت زفاف، وقت اجابت دعا است و عروس و داماد به جای رقص و پایکوبی و کارهای غیر شرعی و لهو و لعب و ساز و نقاره، باید با یاد و نام خدا زندگی را آغاز کنند و با سجده و زاری به درگاهش خوشبختی خود و نسل خود را از خداوند بخواهند. اگر آغاز زندگی چنین باشد، پایانش نیز خیر خواهد بود، ولی زندگی ای که آغازش با غفلت همراه باشد، پایان خوبی هم نخواهد داشت.

2. دعا در حجله

امام باقر علیه السلام در بیان آداب حجله می فرماید:

«وقتی به حجله وارد شدی و نزد عروس رفتی، پیشانی او را بگیر و دعا کن و بگو:

«اللّهمّ بامانتک اخذتها و بکماتک استحللتها فان قضیت لی منها ولداً فاجعله مبارکاً تقیّاً من شیعة آل محمّد و لاتجعل للشّیطان فیه شرکاّ و لانصیباّ؛

خدایا! من، این خانم را از تو به امانت گرفتم و با سخنان تو او را حلال نمودم. پس، اگر فرزندی از او متولد شد، او را مبارک و با تقوا و از شیعیان محمدصلی الله علیه و آله و آلش قرار ده و در او برای شیطان نصیبی قرار مده.»[2]

3. گفتن «بسم الله» هنگام همبستر شدن

گفتن «بسم الله» در هر حال و آغاز هر کاری نیکوست. هنگام خوردن و آشامیدن، هنگام سر بریدن حیوانات (که واجب است). لباس پوشیدن، موقع خروج از خانه، وقت خفتن و خلاصه هر کاری که با نام خدا شروع نشود، ناقص و بی فرجام خواهد بود، از جمله در احادیث سفارش شده است که هنگام همبستر شدن با همسر نیز حتماً «بسم الله» بگویید تا شیطان در نطفۀ شما شریک نشود و فرزند شما شریک شیطان نگردد و بهتر است این جمله را بگویید:

«بسم الله و بالله اللّهمّ جنّبنی الشّیطان و جنّب الشّیطان ما رزقتنی؛

به نام خدا. خداوندا! شیطان را از من و فرزندانی که به من عطا می کنی، دور کن.»[3]

امام باقر علیه السلام در این باره فرمود:

«هنگام همبستر شدن با همسرت بخوان:

اللّهم ارزقنی ولداً و اجعله تقیّاً زکیّاً لیس فی خلقه زیادة و لا نقصان، و اجعل عاقبته الی خیر؛

خداوندا! به من فرزندی عطا کن و او را با تقوا و پاک گردان و از نظر جسمی سالم و بدون نقص باشد و او را عاقبت به خیر بگردان.»[4]

البته دعا و گفتن «بسم الله» فقط مخصوص شب عروسی نیست، بلکه هر وقت که قصد آمیزش باشد، نام خدا نباید فراموش شود و مرد باید به او پناه ببرد و درخواست فرزند صالح و سالم کند.


[1] . همان، ج14، ص81 .

[2] . کافی، ج5، ص500 .

[3] . اصول کافی، ج5، ص503 .

[4] . وسائل الشیعه، ج20، ص117 .
 





نوشته شده در تاريخ جمعه 3 تیر 1390  ساعت 3:07 PM | نظرات (0)

پاك ترين كتاب هستى

قرآن پاك ترين كتاب, از مبدا پاكى و طهارت, بر پاك ترين قلب عالم هستى, تلاوت و از لبان پاك ترين مخلوق الهى, بر عالم وجود عرضه گرديد. و به همين خاطر, تنها كسانى مى توانند به اين مصحف مطهر نزديك شده, و از نور پر فيض آن بهره مند گردند كه ظاهر و باطنى پاك و طاهر داشته, و از هر گونه آلودگى جسم و روح منزه باشند. ((انه لقرآن كريم. فى كتاب مكنون. لا يمسه الا المطهرون))(2) با توجه به حساسيت موضوع, خوبست كه مصاديق طهارت را يك به يك برشمرده, و پيرامون آنها, اندكى درنگ نماييم:

طهارت كلى جسم

اولين شرط براى تماس با قرآن, پاك بودن از جنابت و داشتن وضو است و بنابر فتواى حضرت امام خمينى(ره): ((مس نمودن خط قرآنى يعنى رساندن جايى از بدن به خط قرآن, براى كسى كه وضو ندارد, حرام است.))(3) و اما براى اينكه گرفتن وضو, ذهنمان را از تخيلات پراكنده خالى سازد, و ما را در هاله اى از معنويت و عرفان قرار دهد, لحظاتى قبل از شروع به آن, به ياد كلام شيرين حضرت امام صادق(ع) بيفتيم, و ضمن عرض ارادت به آن ستاره هدايت, اين حالت روحانى را در خود بوجود آوريم ((چون قصد وضو كنى, به آب نزديك شو, مانند كسى كه مى خواهد خود را به رحمت پروردگار متعال نزديك كند. زيرا خداوند آب را وسيله مناجات و قرب خود قرار داده است.))(4) [ روى ناشسته نبيند روى حور لا صلوه گفت الا بالطهور]

طهارت دهان

در چند حديث شريف كه از ائمه معصومين(عليهم السلام) نقل گرديده, از دهان بعنوان ((راه قرآن)) و ((يكى از راههاى پروردگار)) ياد شده است. ((امام صادق(ع) فرمود: پيامبر(ص) فرمودند: ـ راه قرآن را پاكيزه سازيد. پرسيدند: اى رسول خدا! راه قرآن چيست؟ فرمود: دهانهاى شما. پرسيدند: به چه پاكيزه كنيم؟ فرمود: ((به مسواك زدن))(5) و در حديثى ديگر چنين آمده است: ((امام رضا(ع) از پدرانش(عليهم السلام) از پيامبر(ص) فرمود: ـ دهانهاى شما راههايى از راههاى پروردگارتان است, آن را پاكيزه سازيد.))(6) دهان بى حفاظى كه غذاى مشكوك و حرام وارد آن مى شود, دهانى كه گناهان بزرگى چون دروغ و تهمت و غيبت را مرتكب مى شود, دهانى كه براى شكستن دل دردمندى بحركت در مىآيد, دهانى كه پيوسته مسلمانان از شر آن در واهمه و عذاب هستند, چگونه مى تواند محل تلفظ آيات قرآن باشد؟! آرى! تلاوت قرآن بايد از دهانى پاك بگذرد. و گر نه آب صاف در يك نهر آلوده, بالاخره آلوده خواهد شد. اگر قرآن از دهان ناپاك بيرون آيد, ((رب تال للقران و القران يلعنه))(7)

طهارت چشم

((از رسول اكرم(ص) نقل شده كه فرمودند: ((اعط العين حقها)) حق چشم را ادا كنيد. عرض كردند: حق چشم چيست يا رسول الله؟ فرمود: ((النظر الى المصحف)) نگاه كردن به قرآن. زيرا تلاوت قرآن از روى قرآن, طبق حديث, عبادت است. اگر چشم پاك نباشد, توفيق نظر به قرآن را پيدا نمى كند.))(8) چشم هرزه اى كه بدنبال معصيت و خطا مى چرخد, و چشم افسار گسيخته اى كه ديگر در كنترل صاحبش نيست, اگر هم بر روى خطوط قرآن قرار بگيرد, همچون كورى است كه جمال نورانى حق را هرگز مشاهده نخواهد كرد. و به مصداق: آنچه ما كرديم با خود هيچ نابينا نكرد در ميان خانه گم كرديم صاحبخانه را جز خطوطى پى در پى, چيز ديگرى از قرآن نخواهد يافت. [ اين نظر از دور چون تير است و سم عشقت افزون مى شود صبر تو كم]

طهارت روح

روح ناپاكى كه اسير انديشه هاى شيطانى است, روح پژمرده اى كه لطافت و ظرافت خود را از دست داده, و در برخورد با مظاهر معنويت, سرد و بى تفاوت است, روح تيره اى كه زنگار گناه و معصيت, تمامى زواياى آنرا پوشانده است, روح كوچك و حقيرى كه فقط خود را مى بيند, و سرگرم بازيچه هاى خويش است, چگونه مى تواند معنويت قرآن را به هنگام تلاوت, درك و لمس نمايد؟! اما روح پاك و وارسته اى كه از علائق مادى فاصله گرفته, و بر اثر خودسازىهاى پيوسته, نورانى و پرجلا شده است; روح بلندى كه با عبادتهاى خالص و ناب و توجهات روحانى حركات شرك آلود و انديشه هاى شيطانى را از خود دور ساخته است; اين روح با صفا و رحمانى, به هنگام تلاوت قرآن, نورانيت عظيم و فراگير قرآن را, به خوبى احساس مى كند, و هم در پرتو نور آن, حقايق ديگر را... [ هست قرآن مر تو را همچون عصا كفرها را دركشد چون اژدها]

طهارت ساير اعضاى بدن

بنابر تعبير آيت الله جوادى آملى: ((گوش و چشم و دست و ساير اعضا نيز راههاى قرآن است)).(9) گوشى كه صوت ملكوتى قرآن را مى شنود و متإثر نمى شود, گوشى كه در مسير خطابهاى قرآن قرار مى گيرد, اما گويا هرگز كلامى و يا خطابى نشنيده است, گوشى كه از شنيدن غيبت و دروغ و تهمت, لذت مى برد, اين گوش طهارت ندارد. دستى كه ناپاك است و طهارت ندارد, نبايد بسوى قرآن دراز شود ((لا يمسه الا مطهرون))(10) جز دست پاكان بدان نرسد. پس بايد تمامى اعضإ بدن را, كه راه هاى قرآن هستند, پاك و مطهر نمائيم تا انوار الهى, وجودمان را نورانيت و روشنائى و صفا بخشد. هركه كاه وجو خورد قربان شود هركه نور حق خورد قرآن شود و اما لحظه اى درنگ! طهارت كلى جسم, بسيار آسان است. با يك نيت و مقدارى آب, مى توان خود را از آلودگى هاى ظاهرى پاك كرد, و به آسانى قرآن را به لب گذاشت و بوسيد و خطوط آنرا لمس نمود. اما طهارت ديگر اعضإ از جمله: دهان و گوش و چشم و روح, به يكباره امكان پذير نيست, و بايد ضمن توكل بر خداوند بزرگ, با جديت و تمرين و ممارست, رذائل اخلاقى را از جسم و روح زدوده, و آنچنان پاك و طاهر نمائيم كه شايستگى انس و مجالست با كلام وحى ((قرآن)) را بيابيم. ان شإ الله. خون پليد است و به آبى مى رود ليك باطن را نجاست ها بود

آداب شنوندگان آيات قرآن

شايسته است هنگام شنيدن آواى قرآن و آيات الهى با سكوت عميق و توجه دقيق موارد زير را رعايت كنيم: ـ احترام قلبى خويش را نسبت به كلام الهى ابراز داريم. ـ در مقابل اين بارقه رحمت سر تعظيم و تواضع فرود آوريم. ـ براى شنيدن اين خبر بزرگ آسمانى اعلام آمادگى نمائيم. ـ با توجه كامل به معانى آن زمينه تدبر و تفكر را در خودمان ايجاد كنيم. ـ با سكوت و تمركز فكر, جان خود را در معرض تابش اين آفتاب حيات بخش قرار دهيم. ـ قلب و روح خسته و پريشانمان را شاداب و پرتحرك نمائيم.(11) قاريان قرآن از منظر امام باقر(ع) امام پنجم باقر العلوم (ع) قاريان قرآن را به سه دسته تقسيم فرموده و انگيزه هر كدام را بيان فرموده اند: 1 ـ كسانى كه قرائت قرآن را وسيله امرار معاش و تقرب به ملوك و فزون طلبى نسبت به مردم قرار داده اند. 2 ـ كسانى كه قرآن را مى خوانند و فقط حروف آن را گرفته و حدود آن را ضايع كرده اند. 3 ـ كسانى كه قرآن را تلاوت مى كنند و با دستورات شفابخش آن بيمارىهاى قلبى و فكرى خود را درمان مى كنند. شب ها با تلاوت قرآن مإنوس هستند و روزها در صحنه هاى زندگى از آنها الهام مى گيرند و بخاطر انس با قرآن پهلو از رخت خواب ناز تهى مى كنند. پس خداوند بخاطر اين گروه از حاملان معارف قرآن بلا را از اجتماعات دور مى كند و بخاطر آنان باران رحمت خود را فرو مىآورد. بخدا قسم اين دسته در جامعه, از كبريت احمر كمياب تر اند.(12) تلاوت كنندگان از منظر امام صادق(ع) امام صادق(ع) تلاوت كنندگان قرآن را به سه گروه تقسيم فرموده و نتيجه عمل آنان را بيان مى فرمايند: 1ـ عده اى براى نزديك شدن به سلاطين و زورمندان و براى سلطه يافتن بر مردم (قرآن مى خوانند) اين دسته اهل آتش اند. 2ـ قاريانى كه الفاظ قرآن را از بركرده خوب مى خوانند وليكن حدود آن را ضايع نموده اند اينان هم اهل آتش اند. 3 ـ و گروهى قرآن مى خوانند تا زير پوشش آن قرار گيرند. اينان به محكم و متشابه آن اعتقاد دارند فرايض را بجاى مىآورند, حلال آن را حلال و حرام آن را حرام دانسته و در مقام عمل تسليم قوانين قرآننند. اين دسته همان كسانى هستند كه دست رحمت الهى آنان را از هر سقوطى نجات مى دهد و آنان اهل بهشت اند و درباره هر كه بخواهند حق شفاعت دارند.(13)

آداب حفظ قرآن

1ـ حفظ قرآن را از كودكى به فرزندانمان بياموزيم; 2ـ هنگام حفظ, روخوانى قرآن را بدرستى آشنا باشيم; 3ـ آيات را بالحن و لهجه عربى همراه با تإمل و دقت حفظ كنيم; 4ـ روش ترتيل را بياموزيم و با همين روش آيات را فراگيريم; 5ـ از يك جلد قرآن خوش خط و معين استفاده كنيم; 6ـ روزى نيم ساعت تمرين داشته باشيم و كم كم مدت آنرا زياد كنيم; 7ـ در اوقات منظم مثلا هر روز ساعت 7 صبح به حفظ بپردازيم; 8ـ حفظ را با سوره هاى كوچك آغاز كنيم; 9ـ يك بار به صورت كند, يك بار به صورت متوسط و بار ديگر به صورت تند تمرين كنيم; 10ـ هنگام عصبانيت, گرسنگى, تشنگى و خواب آلودگى حفظ نكنيم; 11ـ شماره آيات و صفحه قرآن را بخاطر داشته باشيم; 12ـ حفظ قرآن نياز به تكرار مداوم دارد.; 13ـ در مسافرت ها مى توانيم بيشتر به تكرار بپردازيم; 14ـ براى حفظ, از قرآن هاى ترجمه شده استفاده نكنيم; 15ـ آيه هاى طولانى و سور طولانى را مى توانيم بخش بخش كنيم; 16ـ در حفظ آيات شبيه به هم حفظ شماره آيات و دقت بيشتر لازم است; 17ـ حفظ قرآن به صورت مباحثه دونفرى آسان تر و مفيدتر است.

آثار تلاوت قرآن

1 ـ نورانيت قلب عن رسول الله(ص): ((ان هذه القلوب تصدإ كما يصدإ الحديد. قيل: يا رسول الله فما جلاوها؟ قال: تلاوه القرآن)) اين دلها نيز همانند آهن زنگار مى بندد. عرض شد: اى رسول خدا, صيقل دهنده دلها چيست؟ فرمود: تلاوت قرآن. عن امير المومنين(ع): ((ان الله سبحانه لم يعظ إحدا بمثل هذا القرآن, فانه حبل الله المتين وسببه الامين وفيه ربيع القلب وينابيع العلم وما للقلب جلإ غيره)) خداوند سبحان, هيچ كس را به چيزى مانند اين قرآن اندرز نداده است; زيرا قرآن ريسمان محكم خدا و دستاويز مطمئن اوست. در اين قرآن بهار دل است و چشمه هاى دانش. و براى صيقل دادن دل, چيزى جز آن وجود ندارد. 2 ـ زياد شدن حافظه 3 ـ ايجاد معنويت در ميان اهل منزل عن رسول الله(ص): ((ما اجتمع قوم فى بيت من بيوت الله يتلون كتاب الله ويتدارسونه بينهم الا نزلت عليهم السكينه وغشيتهم الرحمه وحفتهم الملائكه...)) هيچ گروهى در خانه اى از خانه هاى خدا براى تلاوت كتاب خدا و مباحثه آن جمع نشدند, مگر اين كه آرامش بر آنان فرود آمد و رحمت فرايشان گرفت و فرشتگان آنان را در ميان گرفتند... 4ـ سعه صدر و توسعه روزى قال النبى(ص): ((نوروا بيوتكم بتلاوه القرآن!.. فان البيت اذا كثر فيه تلاوه القرآن كثر خيره وإمتع إهله...)) خانه هاى خود را به خواندن قرآن روشن كنيد... چون تلاوت قرآن در خانه زياد شود, خير آن افزايش پيدا مى كند و اهل آن از نعمت هاى الهى برخوردار مى شوند. عن على(ع): ((إفضل الذكر القرآن به تشرح الصدور و تستنير السرائر)) بهترين ذكر (وسخن) قرآن است,با قرآن است كه سينه ها فراخ مى شود و درونها روشن مى گردد. 5 ـ قدرت و توكل در برابر ناملايمات(14)

 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 تیر 1390  ساعت 9:15 PM | نظرات (0)

بحث درباره آداب معاشرت است. در اين باره در قرآن كريم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عموميت دارد و بعضى درباره رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم است كه شايد با بيانى كه عرض مى‏كنيم كمابيش قابل توسعه باشد.

1- آداب عمومى
آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در اين جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:

در سوره نور چندين آيه هست كه كما بيش با هم مربوط است و از آيه 27 شروع مى‏شود: «يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون عليم; اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، به خانه‏هايى كه خانه‏هاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد. و اگر كسى را در آن نيافتيد پس داخل مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگرديد»، پس برگرديد، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد داناست.»

1 - 1 - ورود به خانه‏ها
وارد شدن به خانه ديگران به چند صورت تصور مى‏شود: الف - شخص علم دارد به اين كه صاحب خانه راضى است. ب - مورد شك است. ج - علم دارد به اين كه راضى نيست.

روشن است در جايى كه انسان، علم به عدم رضايت دارد يا اذن بگيرد ولى جواب رد بشنود نبايد وارد بشود: «و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا» اگر كسى خواست وارد منزل كسى بشود و اجازه خواست و گفتند «برگرديد» يعنى اجازه ندادند اصرار نكند و برگردد. اين براى شما بهتر و براى مصالح جامعه اسلامى مفيدتر است.

صورت ديگر اين است كه علم دارد به اين كه طرف راضى است‏يا قبلا چنين اجازه‏اى را گرفته يا از نحوه رفتار و گفتار صاحب‏خانه به دست آورده است، در آن‏جا هم ورود جايز است منتهى آدابى دارد: يكى از آدابى كه مى‏بايست رعايت‏بكند اين است كه سرزده وارد نشود اگر دوستانى با همديگر روابطى دارند يا كسانى براى حاجتى - مادى يا معنوى - به كسى مراجعه مى‏كنند، چون ممكن است‏شخص در داخل خانه‏اش آمادگى براى پذيرش نداشته باشد يا در حالى باشد كه نمى‏خواهد كسى او را در آن حال يا به آن صورت ببيند اين است كه در اسلام تاكيد مى‏شود كه «استيناس‏» كنيد. استيناس كردن; يعنى انجام دادن كارى كه توجه را جلب بكند و در روايات در توضيحش آمده كه صدا بزنيد يا تنحنح بكنيد تا خودش را آماده كند. ضمنا دستور مى‏دهد كه سلام هم بكنيد «حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها» كه بعدا جداگانه درباره آن بحث‏خواهيم كرد.

اما اگر شخصى خواست وارد اتاق يا خانه‏اى بشود كه كسى در آن نيست و مثلا در زد و كسى جواب نداد و فهميد كه كسى آن جا نيست كه از او اجازه بگيرد در اين صورت هم وارد نشود: «فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم‏» طبعا وقتى كسى نباشد اذن هم تحقق نمى‏يابد پس شما بايد وارد نشويد تا كسى پيدا شود و به شما اذن بدهد.

مواردى هست كه رفت و آمد افراد با هم خيلى زياد است; مثلا اهل يك خانه كه در اتاقهاى متعددى زندگى مى‏كنند رفت و آمد متعارف دارند: بچه‏ها وارد اتاق پدر و مادرشان مى‏شوند يا كسانى كه در خانه كار مى‏كنند مانند كلفت و نوكر و عبيد و امايى كه سابقا بودند و در خانه كار مى‏كردند، آيا هر دفعه‏اى كه مى‏خواهند بيايند لازم است اذن بگيرند يا نه؟ در آيه 58 سوره نور مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم والذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلاث مرات‏» كسانى كه مملوك شما هستند و در خانه شما كار مى‏كنند و همين طور بچه‏هايى كه به حد تكليف نرسيده‏اند سه مرتبه در شبانه روز اذن بگيرند: پيش از نماز صبح، موقع ظهر و بعد از نماز عشا. اينها مواقعى است كه معمولا انسان استراحت مى‏كند و دلش مى‏خواهد تنها باشد. و در آيه بعد مى‏فرمايد: «و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاذنوا كما استاذن الذين من قبلهم‏» اما اگر بچه‏ها به حد تكليف رسيدند بايد مثل سايرين اجازه بگيرند; يعنى غير از سه مرتبه‏اى كه گفته شد هر وقت ديگر هم مى‏خواهند وارد بشوند بايد اجازه بگيرند.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 تیر 1390  ساعت 9:12 PM | نظرات (0)

الف) آداب مجامعت و موارد كراهت آن

طبق بعضى از روايات، مجامعت و نزديكى با همسران در ايام و ساعاتى مكروه و نامناسب است و اين روايات در كتابهاى معتبره (حديثى و فقهى) شيعه موجود و در آنها حكمت و فلسفه اين دستورات تا حدودى تشريح شده است
(وسائل‏الشيعه، ج 14، ابواب مقدمات نكاح- بحارالانوار، ج 103، ص 281- جواهرالكلام، ج 29، ص 54)

1- جماع در شب و روزى كه ماه و خورشيد گرفته است.
2- هنگام غروب خورشيد.
3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
4- شب اول ماه غير از ماه رمضان.
5- در شب آخر ماه.
6- جماع بعد از احتلام در خواب.
7- جماع در جايى كه كودكى باشد كه به آنها نگاه كند يا سر و صداى آنها را بشنود، هر چند چيزى متوجه نشود.
8- نگاه كردن به فرج هنگام جماع.
9- جماع به صورت عريان.
10- جماع در زير آسمان.
11- جماع رو به قبله و پشت به قبله.
12- هنگامى كه شكم پر است.



ب) در اينجا بهتر است به حكمت و علت دو مورد از مطالب بالا اشاره‏اى شود:

ابوسعيد خدرى نقل مى‏كند كه پيامبر (ص) ضمن سفارش به حضرت على (ع) گفت: «يا على با همسرت اول، وسط و آخر ماه مجامعت نكن، چون باعث جنون، جذام و نقص عضو و نقص عقل همسر و فرزندش مى‏شود». اعتبار اين روايات اگر تماماً ثابت نشده باشد، در عين حال پاره‏اى از آنها از اعتبار و وثاقت كافى برخوردار و توجه به آنها لازم است. نكته ديگر آن كه بيان چنين فلسفه‏هايى، به معناى آن نيست كه حتماً چنين خواهد شد، بلكه به معناى آن است كه چنين اقتضايى دارد و در صورت وجود ديگر عوامل، تأثير مى‏كند، ليكن در مواردى نيز ممكن است به سبب فقدان پاره‏اى از شرايط، نتيجه ديگرى به دست آيد. ناگفته نماند اكنون برخى پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‏اند همان‏گونه كه تفاوت شب‏هاى مهتابى و غيرمهتابى در جزر و مد دريا مؤثر است، بر وضعيت بدن انسان و مسائل خاص همبسترى نيز مؤثر مى‏باشد.

ج) مستحبات یعنی انجام این اعمال مستحب و نیکو است

1- گرفتن وضو
2- گفتن بسم اللَّه
3- در هنگام جماع تعجيل نكند و زن را براى آن آماده كند تا او هم كاملاً لذت ببرد.
4- جماع در شب‏هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه يا جمعه باشد.
5- هنگام جماع با زن ملاعبه و بازى كند تا او كاملاً آماده شود.
6- جماع را وقتى انجام دهد كه زن ميل دارد.



د) اما آداب مخصوص شب زفاف یعنی شب عروسی که انجام اعمال زیر در شب عروسی مستحب است

آداب شب زفاف كه عبارت است:

1- ابتدا داماد وضو بگيرد.

2- دو ركعت نماز بگزارد و اين دعا را بخواند: اللهم ارزقنى الفتها و ودّها و رضا هابى و ارضنى بها و اجمع بيننا باحسن اجتماعٍ و انفس ائتلاف فانّك تحب الحلال و تكره الحرام

3- و به عروس نيز دستور دهد وضو بگيرد و دو ركعت نماز بخواند.

4- سپس دست خود را برناصيه (موهاى جلوى سر) عروس قرار دهد و اين دعا را بخواند: اللهم بامانتك اخذتها و بكلماتك استحللت فرجها، فان قضيت لى فر رحمها شيئاً فاجعله مسلماً سويّاً ولا تجعله شرك شيطان»
 





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 تیر 1390  ساعت 5:47 PM | نظرات (0)

بطور كلي مي توان شرايط آداب نماز, را به دو بخش اصلي تقسيم كرد: 1. صفات و ويژگي هاي نمازگزار قبل از ورود به نماز. 2. آداب و شرائطي كه مي بايست يك نماز گزار واقعي آنها را درحال نماز رعايت كند.



الف: در بخش اول از باب نمونه مي توان به اين امور اشاره كرد:

1. تقوي و ترك گناه: از امور مهمي كه بيش از هر چيز رعايتش براي نمازگزار واقعي ضروري است محافظت بر نفس و اعمال و رفتار خويش است يعني دوري گزيدن از هر آنچه را كه خداوند متعال از انجام آن ناخشنود است و گناه و معصيت الهي بشمار مي رود، چرا كه حقيقت گناه و معصيت چيزي جز آلودگي و نجاست و تيرگي نفس و جان آدمي نيست و براي نمازگزاري كه مدعي است مي خواهد به معراج و ملكوت پرواز كند و هم آوا و هم سخن خداوند و فرشتگان شود.و با اين كدورتها و آلودگي روحي و سنگيني گناه به ملكوت اعلي راه نمي يابد و با قلبي كه شيطان آن را تصرف كرده متوجه خدا نمي شود و با زباني كه در اثر گناه لال شده با حضرت دوست سخن نمي گويد. از اين روي در قرآن بر پرهيز از گناه و معصيت تأكيد شده و مي فرمايد: « بگو اي اهل کتاب! بياييد به يک کلمه (ايمان)که مشترک بين ما و شماست ايمان آوريد و جز خدا را نپرستيم و برخي ديگر را تحت سلطه قرار ندهيم.»

و از صبر و نماز ياري جوئيد و اين كار سنگين و گران است مگر بر خاشعون. در اينجا صبر را به معناي عام از ما خواسته شده هم صبر بر سختي ها و ناگواري ها و هم صبر بر عبادت و هم صبر بر معصيت و پرهيز از شهوت ها و لذتهاي نامشروع كه مبغوض خداوند هستند.

از طرفي در آيات و برخي روايات همين تقوي و پرهيز از معاصي را از يك نمازگزار واقعي، متوقع است و خواستار نتيجه واقعي و عيني نماز است يعني نمازي مي خواهد كه«تنهي عن الفحشاء و المنكر» باشد رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«هر كس نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هيچ بهره اي جز دوري از خدا نبرده است»


2. انفاق و اعطاء زكات و صدقه به مستمندان:

قرآن مي فرمايد:«به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بپاي دارند و در نهان و آشكار از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مي كنند.» و در جايي ديگر در وصف نمازگزاران مي فرمايد:«آنها در اموالشان براي تقاضا كنندگان و محرومان حق معلومي را پرداخت مي كنند» پس معلوم مي شود كه يك نماز گزار واقعي كسي است كه در حالي كه مواظبت بر اعمال و رفتار شخصي خود و عبادات خود دارد از مردم و محرومان جامعه فاصله نگرفته و از كمك و دستگيري افراد نيازمند و ناتوان غافل نيست و همواره با اعطاء صدقات واجب(زكات و خمس) و صدقات مستحبي و هر كمكي كه از دستش برآيد براي نيازمندان كوتاهي نمي ورزد.

3. اطاعت از رسول و خاندانش: بي شك هر عبادت وكار خيري كه از آدمي سر مي زند اگر رضايت و امضاءِ و تأييد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ در آن نباشد و آدمي نتواند عملاً مطيع و پيرو اصيل آن ذوات مقدس در همه ابعاد و رفتار وكردار نباشد آن عبادت اصلاً به سرانجام نمي رسد و هيچ ارزش و بهائي ندارد. از اين رو پايبندي به اصل امامت و ولايت و رهبري ضروري است چرا كه نماز را جهت دار مي كند و آنرا مقبول حق مي گرداند.

قرآن كريم مي فرمايد:«و اقيموا الصلوة و آتوا الزكوة و اطيعوا الرسول ...» نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و رسول خدا را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت او شويد.

4. امر به معروف و نهي از منكر:

يكي ديگر از اموري كه رعايت آن بر نمازگزار واقعي ضروري است، آن است كه علاوه بر مواظبت بر اعمال و رفتار خويش مي بايست نسبت به افعال و كردار خانواده و نزديكان خود و ديگر افراد جامعه خويش غافل و بي تفاوت نباشد و آنها را از منكرات بر حذر دارد و به سوي اعمال شايسته ترغيب سازد لذا مي فرمايد:«يا بني اقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر» پسرم نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن.

در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ شرايط نمازگزار واقعي را اينگونه برمي شمارد:«خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد: همانا نماز كسي را قبول مي كنم كه:1. در برابر عظمتم تواضع كند و برايم خاكسار باشد 2. براي رضاي من از شهوات دوري جويد 3. روزهايش را با ذكر من به شب رساند 4. بر بندگانم فخر نفروشد 5. گرسنگان را سير كند 6. برهنگان را بپوشاند 7. بر مصيبت ديدگان رحم كند 8. بي پناهان را پناه دهد.

ب) اما شرايط و آداب نمازگزار واقعي در خود نماز:


قبل از بيان اين صفات بايد دانسته شود كه براي نماز غير از اين صورت ظاهري، حقيقت و باطني است كه داراي آدابي مخصوص به خود است و چنانچه ظاهر آن را آدابي است كه مراعات آنها ضروري است بطوري كه اگر آنها را رعايت نكند موجب بطلان و نقصان نماز صوري است؛(مانند رعايت نكردن آداب و احكام شرعي و فقهي نماز همچون طهارت ظاهري بدن و لباس و مكان از نجاسات ظاهري و صحت وضو و افعال و اذكار نماز) همينطور براي نماز آدابي است به نام آداب قلبيه و باطنيه كه با مراعات ننمودن آنها نماز معنوي باطل و ناقص مي شود.

بدين جهت مراعات و محافظت بر تمام آداب ظاهري و باطني نماز امري است ضروري، چرا كه نمازي كه مقبول حق واقع شود همين نماز است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: كسي كه نماز واجب خود را در اول وقت ادا كند و حدود آنها را حفظ نمايد، فرشته ‌آنرا سپيد و پاكيزه به آسمان مي برد و نماز به نمازگزار مي گويد خدا تو را نگاه دارد همان گونه كه مرا نگاه داشتي ... و كسي كه نمازهايش را بي سبب به تأخير بيندازد و حدود آنها را حفظ نكند، فرشته نماز او را سياه و تاريك به آسمان برد در حالي كه نماز با صداي بلند به نمازگزار گويد مرا ضايع كردي خداي تو را ضايع كند آنچنانكه مرا ضايع كردي و خدا تو را رعايت نكند آنچنان كه تو مرا رعايت نكردي»

اما برخي از آداب باطنيه اين سلوك روحاني و معجون الهي كه يك نمازگزار واقعي بايد بر آنها مواظبت كند عبارتند از: 1. خشوع: يعني خضوع و فروتني كامل در برابر هيبت و عظمت جمال و جلال محبوب. «قد افلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون» همانا رستگار شدند مؤمناني كه در نمازشان خاشع اند.

2. طمأنينه: به اين معنا كه نمازگزار عبادت و نماز خود را از روي سكونت قلب و اطمينان خاطر بجا آورد زيرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل بجا آورد آن عبادت هيچ اثر و فايده اي بر روح و قلب انسان نمي گذارد.

3. محافظت نماز از تصرف و سرقت شيطان: قرآن در وصف مؤمنين مي فرمايد: الذين هم علي صَلَواتِهم يحافظون» مؤمنين كساني هستند كه بر نمازهايشان محافظت و مراقبت دارند و اين محافظت در تمامي حالات و مسائل و مراتب نماز است كه يكي از مهمترين مراتب، حفظ آن از تصرف غاصبانه شيطان است چنانكه مي دانيم شيطان دشمن قسم خورده انسان است«فبعزتك لاُغوينكم اجمعين» پس به عزت تو قسم همه آنها را گمراه مي كنم مگر بندگان مخلَص .... . از اين روي همواره در همه جا و همه اوقات اين سارق و ره زن، در كمين مؤمنين و كالاهاي ناب آنان است لذا مي بايست تلاش و مواظبت كامل بر نماز و عبادات داشت.


4. نشاط و بهجت: مي بايست نمازگزار وقتي و ساعتي را به نماز اختصاص بدهد كه فارغ از همه چيز باشد به گونه اي كه داراي نشاط و شادابي و تازگي باشد و هرگز در زمان خستگي و كسالت و بي حالي نماز و عبادت را بر خود تكليف نكن در قرآن آمده«در حال مستي به نماز نزديك نشويد» كه در برخي روايات مستي را به كسالت تفسير كرده اند. امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: هنگامي كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپاريد و وقتي كه گريزان اند آنها را واگذاريد»

5. حضور قلب: يكي از مهمترين آداب قلبيه كه خود مفتاح قفل كمالات و باب الابواب سعادت است حضور قلب است سخن در اين باب بسيار است اما اجمالاً يكي از مراتب حضور قلب اين است كه قلب نمازگزار در وقت عبادت از همه جا و همه چيز غير از جمال حق تعالي فارغ و منصرف شود، باجان و قلب خويش خود را فقط در محضر محبوب ببيند و جز او چيزي را مشاهده نكند رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد:«خدا را عبادت كن چنانچه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند»

در اهميت حضور قلب همين بس كه روايات فراوان داريم كه نمازي و يا مقداري از نماز مقبول حق واقع مي شود كه حضور قلب در آن باشد. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه «همانا بالا رود از نماز بنده از براي او نصف يا ثلث يا ربع يا خمس نماز پس بالا نمي رود براي او مگر آنچه را اقبال به قلب نموده است به آن و ما مأمور شده ايم به نافله ها و نمازهاي مستحبي تا نقص نمازهاي واجب كامل و تمام شود»

6. اخلاقي در عبادات: به اين معنا كه عبادت و نماز را فقط و فقط براي رضاي او انجام دهد و از هر آنچه كه شائبه غير خدائي دارد عملش را تصفيه و پاك نمايد تا آنجا كه براي ترس از جهنم و يا ثواب و پاداش هم نخواند.



منبع :مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه عليمه
 





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 تیر 1390  ساعت 5:47 PM | نظرات (0)
تعداد صفحات :2   1   2