روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطى دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهاى انسان در برابر روزه، این فریضه الهى زیاد است.
روزه چهار گروه مقبول نیست
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: لا صیام لمن عصى الامام، و لا صیام لعبد آبق حتى یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب، و لا صیام لولد عاق حتى یبر، (1) روزه نیستبراى کسى که امام و پیشواى خود را نافرمانى کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فرارى، تا مراجعت کند و به خدمتباز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمىباشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمىگیرد، و روزه به حساب نمىآید
بلى یکى از ابعاد سیاسى این حدیثشریف، اطاعت و فرمانبرى پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشواى مذهبى است. فاطمه (سلام الله علیها) در آداب صائم سخن مىگوید
حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزهدار مىفرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام): «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه» (2) .
جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلى الله علیهم اجمعین) روایت مىنماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کارى نکرده (یعنى حق روزه را ادا نکرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.
یعنى روزه یک مسماى واقعى از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصهاى از اجتناب از گناهان و معصیتخداوند مىباشد، زیرا روزهدار بدون پرهیز از تمامى محرمات روزه واقعى را در خویش تحقق نبخشیده است.
پنج خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مىشود.
اگرچه امروز فقهاى عالى مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمىدانند زیرا کمتر کسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج گانه از بیان پیامبر گرامى اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة» (3)
پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را مىشکند، دروغ و غیبت و سخن چینى و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.
این اوصاف ذمیمه براستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثى مىکند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مىنماید.
کیفیت روزه دارى از صحف ادریس علیه السلام
درصحف ادریس (علیه السلام) است: «اذا دخلتم فى الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافکار السیئة و الهواجس المنکرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماثم فان الله لا یرضى منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4) حضرت ادریس پیامبر (علیه السلام) در صحف خویش فرمود: هرگاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدى و ناپاکى پاک سازید، (درون خود را براى پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازى نمائید) و روزه بگیرید براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاک از فکرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بى معنى و زشت، زیرا خداوند حبس مىنماید دلهاى ناپاک و نیتهاى غیر خالص شما را و دهنهاى شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزهدار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنى اعضاء شما هم باید از معصیتخدا امساک نماید) و همانا خداوند راضى نمىگردد و خشنود نمىشود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید.
اثرات منفى غیبت و نمامى در روزه
امام رضا علیه السلام فرمود: «اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذرو النمیمة، فانهما یفطران الصائم و لا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)
از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامى بپرهیزید، براستى که غیبت و نمامى روزه صائم را باطل مىنماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل مىگرداند)، ولى از فاجر و شارب الخمر و شطرنجباز و قمار باز غیبتى نیست، (یعنى آنان از خود هتک حرمت نمودهاند،و آبرو از خویش بردهاند).
روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است
از فقه الرضا (علیه السلام) روایتشده که حضرت رضا (علیه السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزهدارى چنین فرمود: «و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عزوجل على الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فى عادة من شره و طهارة تلک الحقیقة حتى یستر به من النار، و قد جعل الله على کل جارحة حقا للصیام فمن ادى حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6) .
بدان (اى روزهدار) خداى رحمتت کند، که براستى روزه ستر و حجابى است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هرگاه معتاد بر زشتیها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هرگاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان مىباشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم مىپوشاند و حجابى محکم از آتش براى او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم» خستهاى براى روزه گرفتن حقى مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبى حق روزهدارى را به جاى آورد) هرآینه صائم و روزهدار است، (یعنى به جاى آورده حق روزه را) و هر کس بعضى از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزهاش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است.
------------ --------- --------- --------- ---
پى نوشتها:
1.وقایع الایام خیابانى، ص 432
2.بحار الانوار، ج 96، ص 295
3.نهج الفصاحه، حدیث 1459
4.نقل از وقایع الایام خیابانى، ص 431
5.فقه الرضا (علیه السلام)
6.مستدرک الوسائل، نقل از وقایع الایام خیابانى، ص 432
7.روزه، درمان بیماریهاى روح و جسم ص 72
فضايل كلي ماه رمضان
در بين ماه هاي سال قمري، ماه مبارك رمضان، از قداست و جايگاه ويژه اي برخوردار است چنانكه در دعاي مخصوص آن مي خوانيم: «... و هذا شهر عظمته و كرمته و شرفته و فضلته علي الشهور...»؛ (اقبال الاعمال/24) «و رمضان، ماهي است كه او را عظمت و كرامت و شرافت، و فضيلت دادي، نسبت به ماه هاي ديگر.»
رسول خدا(ص) مي فرمايد: «اگر كسي در اين ماه، يك آيه از قرآن، تلاوت كند، ثوابش مثل كسي است كه در غير ماه رمضان، يك بار قرآن را ختم كرده باشد.»(امالي صدوق/93) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است: «هركس در ماه رمضان، صدقه اي بدهد خداوند هفتاد نوع، بلا را از او دور مي كند.» (بحار/ 93/316)
حضرت علي(ع) از پيامبر خاتم(ص) نقل مي فرمايد: «هيچ مؤمني نيست كه ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگيرد، مگر آن كه خداي تبارك و تعالي، هفت خصلت را براي او لازم گرداند، هرچه حرام در پيكرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خداي عزوجل نزديك مي شود. (با روزه خويش) خطاي پدرش حضرت آدم را مي پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، براي او، آسان كند. از گرسنگي و تشنگي روز قيامت در امان است. خداي عزوجل از خوراكي هاي لذيذ بهشتي او را نصيب دهد. و بالاخره خداي عزوجل، برائت و بيزاري از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودي بود) كه عرض كرد راست گفتي اي محمد.» (من لايحضر صدوق/2/74)
ماه مبارك رمضان علاوه بر اين كه ماه عبوديت و بندگي، و ماه غفران و رحمت الهي است، از جهات ديگر نيز حائز اهميت است:
1) ماه نزول قرآن
اولين ويژگي و امتياز ماه مبارك رمضان، نزول قرآن كريم بر قلب نازنين پيامبر خدا(ص) براي نجات و هدايت انسان ها در اين ماه پربركت است چنانكه خداي سبحان مي فرمايد: «ماه رمضان، ماهي است كه قرآن به عنوان راهنمايي مردم و نشانه هاي هدايت و فرق ميان حق و باطل در آن، نازل شده است.» (بقره/185) در آيه ديگر مي فرمايد: «ما قرآن را در شب مبارك فرو فرستاديم.»(دخان/2)
2) شب قدر و تعيين سرنوشت
دومين ويژگي كه باعث فضيلت ماه مبارك رمضان شده است، قرارگرفتن شب قدر و تعيين سرنوشت، در اين ماه نوراني است. چنانكه در سوره قدر مي خوانيم: «ما آن ]قرآن[ را، در شب قدر، نازل كرديم. و تو، چه مي داني شب قدر چيست؟ شب قدر ]در مقام و مرتبه[ از هزار ماه، بهتر و بالاتر است. ظاهراً مراد از قدر، تقدير و تعيين و اندازه گيري است، خداي تعالي در آن شب، حوادث يكسال ]از آن شب تا شب قدر سال آينده[ را تقدير مي نمايد، زنگي و مرگ، رزق ، سعادت و شقاوت و چيزهايي از اين قبيل را مقدر مي سازد. (تفسير الميزان ذيل آيه)
امام باقر (ع) در جواب سؤال از معناي آيه «انا انزلناه في ليله مباركه » مي فرمايد: «شب قدر كه همه ساله در ماه رمضان در دهه آخرش، تجديد مي شود، شبي است كه قرآن، جز در آن شب، نازل نشده، و آن شبي است كه خداي تعالي درباره اش فرموده: «فيها يفرق كل امر حكيم» در آن شب، هر حادثه اي كه بايد در طول آن سال، واقع گردد، تقدير مي شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندي كه قرار است متولد شود، و يا اجلي كه بناست فرا رسد، و يا رزقي كه قرار است (تنگ و يا وسيع) برسد، پس آنچه در اين شب، مقدر شود، و قضايش رانده شود، قضايي حتمي است، ولي در عين حال، مشيت خداي تعالي در آنها محفوظ است.» (كافي /4/751)
منظور امام از اين كه فرمود: «ولي در عين حال مشيت خداي تعالي در آن ها محفوظ است» اين است كه قدرت خداوند هميشه مطلق است، او هر زمان، هر كاري را بخواهد در توانش هست، هر چند قبلا خلاف آن را حتمي كرده باشد، و خلاصه حتمي كردن يك امر، قدرت مطلقه خداوند را مقيد نمي كند، او مي تواند قضاي حتمي خود را نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كاري را نمي كند.
حضرت موسي (ع) در مناجات با خداي سبحان، مي فرمايد: «خداوندا! مي خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من، براي كسي است كه شب قدر، بيدار شود. گفت: خداوندا! رحمتت را مي خواهم، فرمود: رحمتم براي كسي است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند. گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تومي خواهم، فرمود: جواز صراط براي كسي است كه در شب قدر، صدقه اي بدهد. گفت: خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه هايش مي خواهم، فرمود: آن ها براي كسي است كه در شب قدر، تسبيح كند. گفت: خداوندا! رهايي از جهنم را مي خواهم، فرمود: رهايي از جهنم براي كسي است كه در شب قدر،استغفاركند. گفت: خداوندا! خشنودي تو را مي خواهم، فرمود: خشنودي من براي كسي است كه درشب قدر، دو ركعت نماز بگذارد.» (مستدرك الوسائل نوري 7/754)
3) نزول ملائكه و روح
سومين ويژگي ماه مبارك رمضان، نزول ملائكه و روح درشب قدر و ماه مبارك رمضان است.
«فرشتگان و روح درآن شب به اذن پروردگارشان براي ]تقدير[ هركاري نازل مي شوند، شبي است پر از سلامت ] و بركت ورحمت[ تا طلوع صبح.» (قدر 4و5)
ابن عباس از رسول خدا (ص) روايات كرده است كه فرمود:«وقتي شب قدر مي شود، ملائكه اي كه ساكن درسدره المنتهي هستند و جبرئيل، يكي از ايشان است، نازل مي شوند، درحالي كه جبرئيل به اتفاق ساير سكان نامبرده، پرچم هايي را، به همراه دارند، يك پرچم، بالاي قبر من، و يكي بربالاي بيت المقدس، و پرچمي درمسجد الحرام و پرچمي برطورسينا، نصب مي كنند، و هيچ مؤمن و مؤمنه اي در اين نقاط نمي ماند مگر آن كه جبرئيل به او سلام مي كند، مگر كسي كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.» (تأويل الآيات الظاهره، استرآبادي، ص 790)
4-ميهماني و ضيافت الهي
نزول قرآن، وقوع شب قدر، نزول ملائكه و روح، تقدير سرنوشت و... هركدام مائده هاي آسماني و غذاهاي معنوي است و سبب شده ماه مبارك رمضان، به عنوان ماه ضيافت و ميهماني الهي، نامگذاري شود، لذا پيامبر اكرم(ص) در آستانه ماه مبارك رمضان، اين گونه مي فرمايد:«اي مردم! ماه با بركت و رحمت و آمرزش، به شما روي آورده است، اين ماه، نزد خدا بهترين ماه است و روزهايش، بهترين روزها و شب هايش، بهترين شب ها، و ساعاتش بهترين ساعات. دراين ماه، شما به ميهماني خدا، دعوت شده ايد و در زمزه بهره مندان از كرامت خداوند، قرارگرفته ايد. دراين ماه نفس هاي شما، تسبيح خداست، و خواب شما، عبادت است و اعمال شما، پذيرفته، و دعايتان به اجابت مي رسد....»(المصباح كفعمي/ص 336)
امام صادق (ع) نيز به فرزندانش اين گونه سفارش مي نمايد:«جان هاي خود را به تلاش و كوشش واداريد؛ زيرا در اين ماه، روزي ها قسمت و اجل ها نوشته مي شود و در آن، نام ميهمانان خدا كه بر او، وارد مي شوند، نوشته مي گردد و درآن، شبي است كه عبادت در آن، از عبادت هزار ماه بهتر است.» (بحار/93/573)
با توجه به بيانات پيامبر (ص)، ماه مبارك رمضان ماه ضيافت و ميهماني است، در اين ضيافت پرشكوه و بي نظير، صاحب خانه و ميزبان، پروردگار جهان و ميهمانان، بندگان فقير و محتاج خداي سبحان، هستند و غذاهاي لذت بخش اين سفره رنگين و منحصر به فرد مائده هاي آسماني: روزه داري وچشم پوشي از لذائذ دنيوي، تلاوت قرآن، احياء و شب زنده داري، دعا و نيايش، طلب غفران و رحمت الهي و... است و ثمره اي كه انتظار مي رود از اين ميهماني پرشكوه و بي سابقه، عايد حال ميهمانان شود، تقواي الهي است چنانكه خدا سبحان مي فرمايد:
«اي افرادي كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما نوشته شد، آن چنان كه بر كساني كه قبل از شما بود، نوشته شده بود، باشد كه پرهيزگار شويد.»(بقره/381)
آداب حضور در ضيافت الهي
در زندگي دنيا اگر روزي، انسان به ميهماني، دعوت شود، دعوت شدگان با توجه به مقام و موقعيت صاحب خانه و ميزبان و با درنظر داشتن ميهمانان ديگر، خود را براي شركت در ميهماني، آماده مي كنند، اگر صاحب خانه و ميزبان، شخصيت معتبر اجتماعي داشته باشد، ميهمانان با وقار، هيئت و هيبت خاصي، وارد مجلس شده و در طول جلسه و جريان ميهماني نيز باتوجه به شخصيت ميزبان و بزرگان ديگري كه در جلسه حضور دارند، در نشست و برخاست، غذا خوردن و صحبت كردن، دقت به خرج مي دهند تا با حركات اضافي، صحبت هاي بي مورد و... باعث مضحكه ديگران قرار نگيرند.
حال سؤال اين است كه در ضيافت و ميهماني بي سابقه، مجلل و پر شكوه ماه مبارك رمضان، ميهمانان، با چه شرايطي وارد اين بزم الهي شوند و چه ويژگي هايي را بايد رعايت كنند تا بتوانند استفاده و لذت كافي برده، نتيجه مورد انتظار را به دست آوردند؟
در جملات و كلماتي كه از حضرت رسول(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده است، ويژگي ميهمانان الهي، بيان شده است كه به چند مورد آن، اشاره مي شود:
پيامبر(ص) خطاب به جابر مي فرمايد: «اي جابر! در ماه رمضان، هر كسي، روز آن را روزه بدارد و جزئي از شبش را به عبادت بپردازد، و شكم و شرمگاه خويش را، پاك نگه دارد، و زبانش را حفظ كند، همان طوري كه از اين ماه، خارج مي شود از گناهان خويش خارج مي شود. جابر عرض كرد: اي رسول خدا! اين حديث، چه زيباست! رسول خدا فرمود: و رعايت شروط آن، چه سخت است!» (كافي/4/78)
در حديث ديگري مي خوانيم: «رسول خدا(ص) مطلع شد زني با زبان روزه، به خدمتكار خود، دشنام داده است، رسول خدا(ص) او را دعوت كرد و غذائي پيش او گذاشت، آن زن گفت: من روزه هستم. رسول خدا(ص) فرمود: چگونه روزه هستي كه كنيزت را دشنام مي دهي؟ روزه فقط خودداري از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه خداوند آن را علاوه بر اين دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بي اثر مي كند، قرار داده است، وه كه چه اندك هستند روزه داران و چه بسيارند كساني كه گرسنگي مي كشند.» (همان/78) در جاي ديگر مي فرمايد: «خداي عزوجل مي فرمايد: «كسي كه جوارح و اندام خود را از حرام هاي من، روزه ندارد؛ چه حاجت كه به خاطر من از خوردن و آشاميدن خودداري ورزد.» (الفردوس/5/242) حضرت زهرا(س) مي فرمايد: «اگر روزه دار، زبان و گوش و چشم و اعضا و جوارح خود را، نگه ندارد، روزه به چه كار او مي آيد.» (مستدرك الوسائل7/663)
از امام صادق(ع) نقل شده است: «هرگاه روزه گرفتي، گوش و چشمت را از حرام، روزه بدار و همه اعضا و اندامت را از زشتي و پرگويي و اذيت كردن خدمتكارت باز دار. بايد وقار روزه در تو باشد، تا مي تواني، خاموش باش، مگر از ذكر خدا، و روزي كه روزه داري با روزي كه روزه نداري، يكسان نباشد، از خنديدن با صداي بلند، دوري كن؛ زيرا خداوند اين كارها را دشمن داند.» (بحار/93/292) در جاي ديگر مي فرمايد: «هرگاه روزه گرفتي، بايد گوش و چشم و مو و پوستت نيز روزه داشته باشد. آن حضرت اعضاي ديگري را نيز برشمرد و فرمود: روزي كه روزه داري با روزي كه روزه نداري، يكسان نباشد.» (كافي/4/78)
امام سجاد(ع) در دعاي خود، هنگام حلول ماه مبارك رمضان، اين گونه مناجات مي كند: «به وسيله روزه اين ماه، ياريمان ده؛ تا اندام خود را، از معاصي تو، نگه داريم و آن ها را به اعمالي واداريم كه خشنودي تو را فراهم مي آورد، تا با گوش هايمان، سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به ديدن چيزهاي لهو نشتابيم و دستانمان را به سوي حرام، نگشاييم و با پاهايمان به سوي آنچه منع شده، ره نسپاريم و با شكم هايمان، جز آنچه را، تو حلال كرده اي، در خود جاي ندهيم و زبان هايمان، جز به آنچه، تو خبر داده اي و بيان فرموده اي، گويا نشود، و رنج نكشيم، جز براي آنچه به پاداش تو، نزديك مي كند و به جا نياوريم، مگر چيزي را كه از كيفر تو، نگه مي دارد.» (صحيفه سجاديه/دعاي 44)
آنچه از مجموع احاديث و روايات به دست مي آيد، اين است كه انسان روزه دار براي بهره مند شدن از غفران و رحمت خداوند و استفاده بهتر از ضيافت الهي، علاوه بر خودداري و امساك از خوردن و آشاميدن و دوري از اموري كه روزه را باطل مي كند، امور ديگري را نيز بايد رعايت نمايد، تا بتواند در زمره روزه داران واقعي قرار گيرد؛ چشم، گوش، زبان، دست و پا و ساير اعضاي خود را از ارتكاب به گناه حفظ كند و در چارچوب موازين شرعي، از نعمت هاي بزرگ خدا استفاده كند.
جاي تأسف خواهد بود كه انسان در روزهاي گرم و نسبتا بلند تابستان، از خوردن، آشاميدن و اموري كه روزه را باطل مي نمايد خودداري كند ولي با چشم چراني، نگاه كردن به مناظر شهوت انگيز، رعايت نكردن حجاب و پوشش اسلامي، دروغ، تهمت، غيبت، گوش دادن به موسيقي، آزار و اذيت ديگران، عدم صداقت در معاملات، برخورد ناشايست با ارباب رجوع، بي انضباطي و اخلال در نظم عمومي و... آثار ارزشمند عبادت و روزه داري را به كلي، نابود سازد، و يا به حد اقل رساند و مشمول كلام پيامبر(ص) شود كه مي فرمايد: «بسا روزه داري كه بهره اش از روزه، گرسنگي و تشنگي است و بسا شب زنده داري كه بهره او از عبادت شبانه اي فقط بي خوابي است.»(امالي طوسي/661)
نماز مسجد مقدس جمکران
امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ خطاب به حسن بن مثله فرمودند:
به مردم بگو تا به این مکان رغبت نمایند و آن را عزیز دارند و در آن چهار رکعت نماز بخوانند دو رکعت به نیت نماز تحیت مسجد است که در هر رکعت یک بار سوره حمد و هفت بار سورهی اخلاص خوانده میشود و ذکر رکوع و سجود را نیز هفت بار تکرار کند.[۱]
و دو رکعت دیگر را به نیت نماز امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ بخوانند به این ترتیب که چون سورهی حمد را شروع به خواندن نمایند و به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» برسند آن را صد بار تکرار کنند و بعد از آن بقیه سوره حمد را بخوانند، سپس سورهی اخلاص را فقط یک بار بخوانند و آنگاه ذکر رکوع و سجود را هفت بار تکرار نمایند، رکعت دوم را نیز به همین طریق بخوانند؛ چون نماز را تمام کنند یک بار تهلیل (لا اله الا الله) بگویند و سپس تسبیحات حضرت فاطمهی زهرا ـ سلام الله علیها ـ را گفته سر به سجده گذارند و صد بار صلوات بر پیامبر و آل پیامبر بفرستند.
جناب حسن بن مثله ـ رحمه الله ـ میگوید: سپس امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ فرمودند:
فَمَن صَلاّها فَکأنَّما صلّی فی البیت العتیق.[۲]
هر کس این نماز را بخواند مانند آن است که در کعبه نماز خوانده است.
آداب مسجد جمکران
چون مسجد مقدس جمکران از ویژگی زیارت حضرت بقیه الله الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ هم برخوردار است سزاوار است زائرین محترم، آداب زیارت را مراعات کنند که به چند نکته از آنان اشاره میشود:
۱٫ زائر از بهترین و پاکیزهترین لباسها استفاده نمایند.
۲٫ زبانش به ذکر تکبیر و تحمید و تسبیح و تهلیل و صلوات مشغول باشد.
۳٫ هنگام داخل شدن در حرم و زیارتگاهها سعی نماید در تحصیل رقّت قلب و خضوع و شکستگی و تصوّر جلالت قدر و معرفت به این که امام ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ما را میبیند و کلام ما را میشنود و سلام ما را جواب میدهد.
شایسته است در موقع اذن طلبیدن تدبّر در محبّت و لطفی که امام ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به شیعیان زائر خود دارند، کنند.
و همچنین تأمّل کند در خرابیهای حال خود و عمل خویش که چه خلافهایی مرتکب شده و عهد و پیمان و دستورات نورانی آن بزرگوار را نادیده گرفته است و به یاد اذیّتهایی که به ایشان و خاصّان و دوستان ایشان انجام داده است.
به راستی که اگر کسی تأمّل کند، قدمها از رفتن باز میایستد و قلبها هراسان و چشمها گریان میشود و این تمام آداب است.
۴٫ داخل شدن به حرم ائمهی اطهار ـ علیهم السّلام ـ و مساجد بر انسان جنب و زن در ایام عادت حرام است و همچنین در وارد شدن به این مکانهای مقدس مستحب است انسان با وضو باشد.
۵٫ باید دعا و زیارتی که از طرف اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ به ما رسیده، خوانده شود و از زیارتی که بعضی بیخبران عوام آنها را با بعضی از زیارات مأثوره و معتبره مخلوط کردهاند و نادانان را به آن مشغول کردهاند دوری کند.
شیخ کلینی روایت کرده از عبدالرحیم قصیر که گفت:
بر امام صادق ـ علیه السّلام ـ وارد شدم و گفتم:
فدایت شوم از پیش خود دعایی اختراع کردم!
آن حضرت فرمودند:
واگذار مرا از اختراع خود، هرگاه تو را حاجتی روی دهد پناه ببر به حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و دو رکعت نماز کن و هدیه کن آن را به سوی آن حضرت.
۶٫ همهی اعمال اعمّ از زیارت و نماز و دعا، چه در این مکان مقدس و چه در زیارتهای دیگر ائمهی اطهار ـ علیهم السّلام ـ را میتوان به نیابت از حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ انجام داد.
۷٫ کلام لغو و بیهوده در موقع انجام اعمال عبادی در این مکان مقدس (مسجد جمکران) مذموم است و مانع رزق و باعث قساوت قلب میشود.
۸٫ زائران عزیز نباید وسیلهی مزاحمت دیگر زوّار را فراهم آورند و همچنین خدّام با زائران با کمال ادب برخورد نمایند تا زائران در کمال آزادی و اطمینان قلب که لازمهی هر عمل عبادی است از آن مکان شریف توشه گیرند.
زنانی که با لباسهای مستهجن و آرایش کرده و با وقاحت و گفتارهای بلند به نحوی که مانع استفادههای معنوی زوّار و باعث حواس پرتی عبادت کنندگان و گریه کنندگان میشود از هر گروهی که هستند سدّ سبیل الله میشوند و راه خدا را میبندند که این گونه زیارت از عبادت نیست.
حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ طیّ فرمایشی گهربار خطاب به اهل عراق میفرمایند:
خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.[۳]
چگونگی نوشتن عریضه برای امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ
از جمله کرامتهای آشکار امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ،حاصل شدن مقاصد و حوائج با فرستادن عریضهی استغاثه به حضرتش میباشد. این امر با دیدگان مشاهده گردیده و با وجدان تجربه شده است و چگونگی آن به این صورت است که متن زیر را همراه با حاجت خود مینویسید؟
بسم الله الرحمن الرحیم، کَتَبْتُ یا مَولایَ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکَ مُسْتَغیثاً، وَ شَکَوْتُ ما نَزَلَ بی مُسْتَجیراً بِاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، ثُمَّ بِکَ مِنْ اَمْرٍ قَدْ دَهَمَنی، وَ أَشْغَلَ قَلْبی، وُ أَطالَ فِکْری، وَ سَلَبَنی بَعْضَ لُبّی، وَ غَیَّرَ خَطیرَ نِعْمَهِ الهِ عِنْدی، أَسْلَمَنی عِنْدَ تَخَیُّلِ وُرُدِهِ الْخَلیلُ، وَ تَبِرَّأَ مِنّی عِنْدَ تَرائی إقبالِهِ إِلَیَّ الْحَمیمُ، وَ عَجَزَتْ عَنْ دِفاعِهِ حیلَتی، وَ خانَنی فی تَحَمُّلِهِ صَبْری وَ قُوَّتی.
فَلَجَأْتُ فیهِ إِلَیْکَ، وَ تَوَکَّلْتُ فِی المَسْألَهِ لِلّهِ جَلَّ ثَناؤُهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْکَ فی دِفاعِهِ عَنّی، عِلْماً بِمَکانِکَ مِنَ اللهِ رَبِّ العالَمینَ، وَلِیِّ التَّدْبیرِ وَ مالِکِ الاُمَورِ، وَاثِقاً بِکَ فِی المُسارَعَهِ فِی الشَّفاعَهِ إِلَیْهِ جَلَّ ثَناؤُهُ فی أَمْری، مُتَیَقِّناً لِإجابَتِهِ تَبارَکَ وَ تعالی إِیَّاکَ بِإِعطائی سُؤْ لی.
وَ أَنْتَ یا مَولایَ جَدیرٌ بِتَحْقیقِ ظَنّی، وَ تَصْدیقِ أَمَلی فیکَ، فی أَمْرٍ کَذا و کَذا به جای این کذا و کذا حاجت خود را بنویس، فیما لا طاقَهَ لی بَحَمْلِهِ، ولا صَبْرَ لی عَلَیْهِ وَ إِنْ کُنْتُ مُسْتَحِقّاً لَهُ وَلِأَضْعافِهِ بِقَبیحِ أَفعالی، وَ تفْریطی فِی الواجِباتِ الَّتی لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَأَغِثْنی یا مَولایَ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکَ عِنْدَ الکهْفِ، وَ قَدِّمِ المَسْأَلَهَ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فی أَمْری، قَبْلَ حُلُولِ التَّلَفِ، وَ شَماتَهِ الْأَعداءِ، فَبِکَ بُسِطَتِ النِّعْمَهُ عَلَیَّ.
وَ اسأَلِ اللهَ جَلَّ جَلالُهُ لی نَصْراً عَزیزاً، وَ فَتْحَاً قَریباً، فیهِ بُلُوغُ الْآمالِ، وَ خَیْرُ الْمَبادی، وَ خواتیمُ الأَعْمالِ، وَ الْأَمْنُ مِنَ المَخاوِفِ کُلِّها فی کُلِّ حالٍ، إِنَّهُ جَلَّ ثَناؤُهُ لِما یَشاءُ فَعّالٌ، وَ هُوَ حَسْبی وَ نِعْمَ الوَکیلُ فِی المَبْدَءِ وَ الْمَآلِ.
عریضه را میتوان در ضریح یکی از ائمهی معصومین ـ علیهم السّلام ـ انداخت که به محضر امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ برسد و ایشان حاجت را برآورده کند.
یا از خاک مطهری، گل خالص تهیه کرده و عریضه را در میان آن قرار داده و در نهر یا چشمهی آب یا چاه عمیقی بیندازید و قبل از انداختن بر بالای نهر یا چشمه رفته و یکی از نائبان حضرت بقیه الله ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ عثمان بن سَعد عَمْری، محمد بن عثمان، حسین بن روح، علی بن محمد سمری ـ قدس سره الشریف ـ را مورد خطاب قرار داده و بگویید:
یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ سَلامٌ عَلَیْکَ، أَشْهَدُ أَنَّ وَفاتَکَ فی سَبیلِ اللهِ، وَ أَنّکَ حَیٌّ عِنْدَ الهِ مَرزُقٌ، وَ قَدْ خاطَبْتُکَ فی حَیاتِکَ الَّتی لَکَ عِنْدَ اللهِ جَلَّ وَ عَزَّ، وَ هذِهِ رُقْعَتی وَ حاجَتی إلی مَولانا صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِهِ، فَسَلِّمها إِلَیْهِ، فَأَنْتَ الثِّقَهُش الْأَمینُ.
سپس عریضه را در نهر یا چاه یا چشمه بیاندازید، که انشاء الله تعالی حاجت او برآورده شود.[۴]
مرحوم علامه مجلسی فرموده است: هنگام انداختن عریضه چنین خیال نمایید که نامه را به نایب خاص تسلیم میکنید.[۵]
[۱] . گفتنی است که نماز تحیت مسجد فقط در مکان مسجد و در مقام امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ وارد شده و خواندن آن در غیر آن مکان مانند حیاط مسجد وارد نشده است.
[۲] . به خانهی خدا وسط مسجد الحرام «بیت العتیق» میگویند.
[۳] . اعمال مسجد مقدس جمکران، ص۲۹٫
[۴] . منهاج العارفین، ص۴۴۸ ـ المصباح، ص۵۳۱٫
[۵] . بحارالانوار، ج۹۴، ص۳۰٫
محمد جواد بستانی راد ـ مسجد جمکران میعادگاه دیدار، ص۳۷
مستحب است شخصى كه به عمره مفرده مشرّف مى شود، براى زيارت حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) و حضرت زهرا(عليها السلام)و ائمه بقيع(عليهم السلام)و ساير مشاهد مشرّفه، به مدينه منوّره[1] مشرّف شود.
از حضرت على(عليه السلام) نقل شده كه: «زيارت بيت الله الحرام را به زيارت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و زيارت قبورى كه خداوند حقّ آنها و زيارت آنها را بر شما لازم نموده تمام كنيد، به زيارت آن حضرت امر شده ايد و ترك آن جفاست».[2]
و از امام صادق(عليه السلام) نقل شده: «هر يك از شما كه حج به جا مى آورد، پايان حجّ خود را زيارت ما قرار دهد، كه زيارت ما متمّم حجّ است».[3]
لذا بر زائران محترم است كه نسبت به اعمال و زيارات در مدينه منوّره غفلت نورزند و وقت خود را به بطالت نگذرانند، بلكه در اين مدّت كوتاهى كه ميهمان رسول خدا(صلى الله عليه وآله) هستند، حق ميهمانى را خوب ادا كنند و وقت خود را در عبادت و زيارت و دعا و نماز، مخصوصاً در مسجد رسول الله(صلى الله عليه وآله)صرف نمايند، چون در احاديث آمده است يك نماز در مسجدالنّبى، معادل است با هزار نماز در ساير مساجد،[4] و بر حسب روايات ديگر، برابر است با ده هزار نماز.[5] در روايت آمده است كه چهار قصر از قصرهاى بهشت در دنياست: 1. مسجدالحرام؛ 2. مسجدالنّبى؛ 3. مسجد بيت المقدس؛ 4. مسجد كوفه.[6] و چه خوب است كه زائران محترم تمام نمازهاى يوميه و نمازهاى ديگر را (نمازهاى قضا يا نمازهاى مستحبّى مثل نماز زيارت و نماز خواندن و اهداى ثواب آن به ديگران)، در مسجد رسول خدا به جا آورند.
البته شايان يادآورى است همان طور كه براى مكّه مكرّمه حرم معيّنى است ـ كه قبلاً بيان شد ـ براى مدينه منوّره هم در روايات حدّ حرم بيان شده، كه بين دو كوه «عائر» و «وعير» در شرق و غرب مدينه است كه اين شهر را دربرگرفته، و صيد كردن و قطع درخت در اين شهر نارواست، هر چند حمل بر كراهت شده است.[7]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. شهر يثرب كه بعد از ورود رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به اين شهر مدينة النبى خوانده شد و يكى از شهرهاى مهم زيارتى جهان اسلام است و شايسته و سزاوار است كه زائران در ايّامى كه در اين شهر اقامت دارند حرمت اين مكان را حفظ كنند و رسول خدا فرمود: «المدينة قبّة الاسلام، و دارالايمان، و ارض الهجرة، و مبوّالحلال والحرام؛ مدينه، گنبد اسلام و خانه ايمان و سرزمين هجرت و جايگاه حلال و حرام است». و حضرت على(عليه السلام)فرمود: «مكّة حرم اللّه، والمدينة حرم رسول اللّه؛ مكه حرم خداست و مدينه حرم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) است» و زمانى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)از مكه بيرون آمد، فرمود: «اللهم كما اخرجتنى من أحَب البقاع إليّ فاسكنّي في أحَبّ البقاع اليك؛ خدايا! همان گونه كه از دوست داشتنى ترين سرزمين نزد تو بيرونم آوردى، مرا در سرزمينى كه دوست داشتنى ترين سرزمين نزد توست وارد كن». و جاى جاى مدينه، نشان از آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله)و ائمه معصوم(عليهم السلام)و اصحاب و ياران رسول خدا و امامان معصوم(عليهم السلام)مى باشد و شايسته است كه زائران حرم نبوى حرمت اين شهر را حفظ نمايند و با نماز خواندن و دعا و طلب رحمت و مغفرت قدر اين نعمت را كه در پرتو نور نبوّت و ولايت نصيب آنان شده، بدانند و از مساجد و اماكن متبرك مدينه مخصوصاً مسجدالنبى و قبرستان بقيع براى خود توشه ذخيره نمايند و اوقات شريف خود را صرف زيارت و دعا نموده و از هدردادن اين گنج گرانمايه خوددارى نمايند.
[2]. وسائل الشيعة 14: 324، أبواب المزار، باب 10، ح2.
[3]. وسائل الشيعة 14: 324، أبواب المزار، باب 2، ح7.
[4]. وسائل الشيعة 5: 279، أبواب احكام المساجد، باب 57، ح1.
[5]. الكافي 4: 556، ح11، وسائل الشيعة 5:279، ح 2.
[6]. وسائل الشيعة 5: 282، أبواب احكام المساجد، باب 57، ح14.
[7]. الكافي 4: 563، باب تحريم المدينة؛ التهذيب 6: 12، باب5، ح3؛ وسائل الشيعة 14: 362، أبواب المزار، باب17.
در آستانه خوابيدن شبانه اعمال زير مستحب است:
الف) محاسبه اعمال روزانه خود.
امام صادق (ع) فرموده است:
هنگامي كه به بستر ميروي، نگاه كن و ببين كه در روز، چه به دست آوردهاي و به ياد آر كه خواهي مُرد و معاد و قيامتي در كار هست.
و پيامبر (ص) فرموده است:
لَيْسَ مِنّا مَنَ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ.
از ما نيست آن كه در هر روز، خود را حسابرسي نكند.
ب)تخلّي پيش از خوابيدن.
حضرت امير (ع) به امام حسن (ع) اين سفارش را كرد تا به طبيب، نيازمند نگردد.
ج) مسواك زدن.
پيامبر اكرم (ص) هنگام خواب مسواك ميكرد.
در روايتي آمده است؛ پيامبر (ص)، هنگام خواب، مسواك را بالاي سر خود ميگذاشت، تا بلافاصله بعد از بيداري مسواك بزند.
د) شستن دست و صورت قبل از خواب.
پيامبر (ص) فرموده است:
شب نخوابيد در حالي كه دستتان آلوده به چربي است؛ و گرنه اگر ناراحتياي به شما رسيد، خود را ملامت كنيد.
ه) با وضو خوابيدن.
امام صادق(ع) فرمود:
آن كه با وضو به بستر رود، بسترش مسجد اوست.
در روايت ديگر آمده است:
هر كه با وضو بخوابد، مانند كسي است كه شب را به بندگي خدا گذرانده است.
و) خواندن سوره اخلاص و تكاثر هنگام خواب.
منابع:
- ميزان الحكمة، محمد محمدي ري شهري، دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1403 ق، ج 10، ص 518.
- محاسبة النفس، السيد بن طاووس، المكتبة المرتضوية، تهران.، ص 13.
- ميزان الحكمة، محمد محمدي ري شهري، دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1403 ق، ج 10، ص 264.
- بحارالأنوار، محمّد باقر المجلسي (م 1111 ق)، المكتبة الاسلامية، ج 76، ص 203.
- همان، ص 202.
- ميزان الحكمة، محمد محمدي ري شهري، دفتر تبليغات اسلامي، 10 ج، قم، 1403 ق، ج 10، ص 262.
- وسائل الشيعة، محمد بن الحسن الحر العاملي، المكتبة الاسلامية، 20 ج، عبدالرحيم رباني شيرازي، تهران، 1383 ق، ج 1، ص 265.
- همان، ص 266.
- همان، ص 196.
خلیل منصوری
نويسنده در نوشتار زير به برخي آداب و شرايط خوردن از ديدگاه قرآن پرداخته و ضرورت شكرگزاري و مذمت پرخوري و شكم بارگي را از ديدگاه اين كتاب آسماني بررسي كرده است كه باهم آن را ازنظر مي گذرانيم
اهميت غذا خوردن
انسان، آفريده اي است كه به سبب جنبه خلقي، نيازمند خوراك و تغذيه براي بقا و رشد است. غذا خوردن به معناي از گلو فرو دادن و بلعيدن، آدابي دارد تا غذا بتواند تأثيرات مطلوب و سازنده خود را به جا بگذارد. از اين رو در آيات قرآني به ابعاد اين مسأله پرداخته شده است. به ويژه آن كه غذا، تأثيرات شگرفي در جان و روان آدمي به جا مي گذارد و شخصيت و شاكله آدمي را شكل مي بخشد. در اين راستا برخي از روان شناسان مي گويند شما نوع غذا و شيوه خوردن آن را بگوييد تا شخصيت شما را به طور كامل تشريح كنند.
در فرهنگ اسلامي به اين نكته توجه داده مي شود كه غذا شخصيت آدمي را از آن رو تحت تأثير قرار مي دهد كه غذا و لقمه اي كه انسان مي خورد در يك فرآيند پيچيده به خون تبديل و تغيير ماهيت مي دهد و همين خون است كه در همه وجود خلقي آدمي جريان مي يابد و در مغز و قلب انديشه و تفكرات وي را شكل مي دهد. از اين رو در بينش و نگرش و گرايش هاي آدمي نقش مهمي را ايفا مي كند.
به نظر دانشمندان اسلامي لقمه حلال، كردار نيك را مي سازد و لقمه حرام پندار زشت و كردار زشت را به همراه خود دارد. به سبب همين تأثيرات شگرف و بنيادين است كه بخش مهمي از آموزه هاي قرآني و نبوي به حوزه خوردني ها تعلق دارد و درباره احكام و آداب خوردن تا خوردني هاي حرام و حلال سخن هاي دقيق و كامل و جامعي بيان شده است.
نخستين گناه آدم(ع) بلكه نخستين گناه در حوزه انسانيت، خوردن از درخت ممنوع بوده است. در حقيقت آدمي پس از آفرينش و آن همه احترام و تكريمي كه از سوي خدا و فرشتگان در حق وي روا داشته شد، از خوردن يك نوع ميوه منع مي شود ولي به وسوسه ابليسي كه خود بنيانگذار گناه به استكبار و سرپيچي از سجده است، گرفتار خوردن مي شود و از آثار مخرب و زيانبار آن در امان نمي ماند.
تغيير شكل حضرت آدم و حوا پس از خوردن از ميوه درخت و هبوط و رانده شدن از بهشت نخست، همه از پيامدهاي منفي خوردن ميوه اي است كه آيات 30تا 38 سوره بقره بدان اشاره مي كند. در اين آيات به روشني و وضوح به مسأله تأثيرات سوء و بد خوردن اشاره شده است كه خود درس هاي بزرگي براي آدمي است تا در خوردن دقت بيش تري كند و آن را كم اهميت و بي ارزش نشمارد و به نهي و امر خداوند در اين حوزه توجه بيش تري پيدا كند.
آداب و شرايط خوردن
از مهم ترين آداب خوردن، توجه به غذا به عنوان عنصر اصلي در خوردن است. به اين معنا كه انسان بايد بنگرد كه چه چيزي را مي خورد و در گلو فرو مي برد. خداوند مي فرمايد: فلينظر الانسان الي طعامه؛ انسان مي بايست به خوراك و غذاي خويش بنگرد. اين نگريستن و توجه يافتن، به چند معنا مي تواند تفسير شود. در حوزه غذا و خوراك مادي مي توان به مسايلي چون چگونگي آفرينش و تهيه خوراك اشاره كرد كه آدمي را به عظمت خداوند توجه مي دهد. در حقيقت اين غذايي كه آدمي مي خورد به عنوان نشانه اي از نشانه هاي خداوند مورد توجه شخص قرار گيرد. خورنده با تفكر و تأمل در خوراكي اي كه مي خورد مي تواند جايگاه خود و خداوند را به درستي تحليل كند و نقش خود را در هستي باز شناسد. (يونس آيه 24 و نحل آيه 11 و رعد آيه3و4)
گاه ديگري مي تواند با نگريستن در غذاي خويش به اين نكته توجه يابد كه اين خوراك چگونه در يك فرآيند به گوشت و پوست آدمي تبديل مي شود و شخصيت و هويت وي را مي سازد و سامان مي دهد.
همچنين مي توان با نگريستن به غذاي مادي و معنوي (مطالعات و تحقيقات) به اين توجه رسيد كه اين غذاي جسمي و روحي را كه مي خورد چيست و چه نقش سازنده و يا غيرسازنده اي در زندگي و شخصيت او خواهد داشت؟
استنباط ديگر از آيه اين است كه انسان مي بايست به اين مطلب توجه داشته باشد كه آيا لقمه و خوركي را كه مي خورد حلال و طيب است و يا حرام و ناپاك مي باشد؟
بنابراين يكي از مهم ترين آداب خوردن و اساسي ترين آنها توجه به نقش نشانه بودن خورك و خوردن است. هرچيزي در جهان نشانه اي از نشانه هاي خداست و آدمي مي بايست در هر كار و تفكري، خدا را در نظر داشته باشد و هر عمل و فكري او را به شناخت عظمت خدا و جايگاه خود در هستي و وظيفه اش آشنا سازد.
رعايت حدود الهي و توجه به پاكي خوراك از مهم ترين آداب ديگري است كه قرآن بدان اشاره مي كند و مي فرمايد آدمي در خوردن مي بايست در جست و جوي آن خوراك هاو غذاي هاي پاكي باشد كه خداوند به بشر بخشيده و روزي وي گردانيده است. (مائده آيه 87 و 88)
رعايت نكردن حدود الهي در خوردن، افزون بر تاثيرات دنيوي و جسمي و تغيير در خلق و خوي آدمي موجب مي شود تا شخص در مسير خشم و غضب الهي گام بردارد (طه آيه 81) و باعث از دست دادن محبوبيت خداوندي نسبت به خود شود. (مائده آيه 87و 88) از اين رو خداوند در آيه 4 مائده به انسان ها سفارش مي كند كه در خوردن، تقوي الهي را مراعات كنند و كاري برخلاف عقل و سيره عقلايي و شريعت انجام ندهند. در انتخاب غذا مواردي كه حرام است و خداوند از خوردن آن نهي كرده مورد توجه قرار گيرد و از آن ها استفاده نشود. غذاهايي را بخورد كه طيب و پاك هستند و طبيعت فطري بشري به سوي آن گرايش دارد و خداوند آن را حلال و طيب شمرده است. (مائده آيه 87و 88)
غذاهايي كه خداوند براي آدمي حلال كرده داراي منافع بيشماري است و در خوراك هايي كه حرام كرده هرچند گاه منفعتي كم وجود دارد ولي بيش تر از آن منفعت، ضرر و زيان براي جسم و جان و تن و روان دارد. كه از جمله آنها مي توان به خمر و خوك از نوشيدني ها و خوردني ها اشاره كرد.
ضرورت حلال خوري بنابراين اصل اساسي در آداب خوردن، نوع غذا و خوراكي است كه شخص براي خوردن انتخاب مي كند و لازم است كه غذا از خوراك هاي پاك و طيب و طاهر و حلال و داراي منافع بيشينه باشد و ضرر و زياني متوجه آدمي نسازد.تاكيد بر حلال خوري از آن روست كه آدمي به خوردن مال ديگران حريص و آزمند است و اگر اين اموال مال كساني باشد كه توانايي دفاع از خود را نداشته باشند و يا نتوانند از مال خويش محافظت كنند انسان گرايش شتاب آلوده تري نسبت به خوردن آن مي يابد. از اين رو بسياري از اموال يتيمان به ويژه دختران يتيم به يغما مي رود. بنابراين شخصي كه غذايي براي خود تهيه كرده و مي خواهد آن را بخورد مي بايست بنگرد كه اين غذا هر چند از نظر ذاتي پاك و طيب است ولي از نظر روش تهيه آن نيز حلال است و يا آن كه حرام و از مال ديگري به ويژه يتيمان تهيه شده است؟ (نساء آيه 4)
عجله در خوردن، ممنوع
از ديگر آداب خوردن كه قرآن بدان پرداخته و اهميت بسياري بدان داده دوري از عجله در خوردن است. شخصي كه غذا مي خورد مي بايست با طمانينه و آرامش غذا بخورد و از شتاب ورزيدن اجتناب نمايد. شتاب زدگي كه در آيه 4 سوره نساء بدان اشاره شده مي تواند هم به معناي خوردن مال يتيم پيش از بزرگ شدن وي باشد و هم مي تواند به معناي شتاب در خوردن يعني روش خوردن باشد. هرچند كه آيه در مفهوم نخست ظاهر است.
عدم اسراف
از ديگر آداب خوردن مي توان به مسئله اسراف و زياده روي در آن اشاره كرد كه از آن نهي شده است. اسراف به معناي زياده روي در خوردن است چنان كه تبذير به معناي ريخت و پاش و هدر دادن غذا و نعمت هاي خدادادي است.
انسان مي بايست در خوردن، زياده روي نكند؛ زيرا اسراف موجب مي شود تا جسم و تن وي آسيب ببيند و به انواع و اقسام بيماري ها دچار شود كه نتيجه آن چيزي جز ناتواني در پرستش و عبادت نيست. اين گونه است كه زياده روي و اسراف موجب مي شود تا شخص نتواند در مسير تكاملي خود به درستي گام بردارد و تن بيمار و رنجورش وي را از هر گونه پرستش و عبادت باز مي دارد.
در رياضت هاي شرعي و غيرشرعي چون رياضت هاي مرتاضان هندي، ديده شده كه چگونه رعايت اعتدال و حتي كاهش در تغذيه و خوراك موجب تقويت روح و تسلط و چيرگي آن بر جسم مي شود و انسان كارهاي خارق عادتي را مي تواند انجام دهد. در برابر، هرگونه زياده روي در خوراك و غذا موجب مي شود تا شخص از تسلط بر بدن و چيرگي بر نفس، عاجز و ناتوان شود و مهار زندگي و روح وي به دست جسم و نفس و هواهاي آن بيافتد.
براين اساس خداوند در آيات چندي چون آيه 141 سوره انعام و آيه 31 سوره اعراف و نيز آيه 6 سوره نساء از هرگونه اسراف و زياده روي بازداشته و از آدمي خواسته است تا در خوردن زياده روي نكند.
قرآن هرگونه اسراف و زياده روي و خروج از اعتدال به ويژه در امور مادي را امري زيانبار مي داند و با بيان اين كه خداوند اسراف و اسراف كنندگان را دوست نمي دارد مي كوشد تا آدمي را در مسير تكاملي و تعادل و اعتدال قرار دهد.
در حقيقت هرگونه اسراف و زياده روي در حوزه خوردن و نوشيدن يكي از علل و عوامل اصلي محروميت از محبت خداوندي شمرده شده و خداوند به صراحت اعلام مي كند كه مسرفان را دوست نمي دارد. (اعراف آيه 31)
شكرگزاري در خوردن
از ديگر آدابي كه قرآن براي خوردن بيان مي كند مسئله شكرگزاري است. خداوند به انسان مي آموزد تا درهر نعمتي، شكري به جا آورد كه موجب افزايش نعمت و جلب محبت وي مي شود. آدمي با شكرگزاري افزون بر اين كه تاثير غذا بر جان و جسم خويش را مي افزايد و آن را در مسير تكاملي قرار مي دهد موجب مي شود تا شخص از نعمت بيش تري برخوردار گردد. (بقره آيه 172 و نحل آيه 114 و سباء آيه 15)
از نظر قرآن شخصي كه در برابر نعمت شكر مي گزارد و پس از خوردن، شكر خداي را به جا مي آورد در حقيقت عبوديت خويش را نشان مي دهد. (بقره آيه 172 و نحل آيه 114) كساني كه سپاس و شكر نعمتي را به جا نمي گذارند نه تنها بندگاني خوب نيستند بلكه سزاوار توبيخ سرزنش نيز هستند كه قدر نعمت را ندانسته و شكرگزار آن نيستند. (يس آيه 34 و 35 و 72 و 73)
مذمت پرخوري و شكم بارگي
قرآن شكم بارگي و پرخوري و از روي لذت خوردن را به معناي خوردن حيواني مي داند كه انسان هاي با اين ويژگي از جايگاه انساني خويش عدول كرده اند و در مقام جانواران و حيوانات نشسته اند كه هدفي جز خوردن و نوشيدن ندارند. اين درحالي است كه هدف انسان فراتر از شكم بارگي است و مي بايست به جايگاه و ارزش خويش آگاه باشد و در تلاش براي رسيدن به آن بكوشد كه با شكم بارگي به دست نمي آيد. از آن جايي كه كافران انسان هايي بي ايمان هستند و از جايگاه انساني خويش غافل و بي خبرند خود را وقف شكم و شكم بارگي مي كنند و چون حيوانات زندگي مي كنند و مي خورند و مي آشامند. (محمد آيه 12)
ويژگي غذا
خوردن بايد به گونه اي باشد كه براي آدمي گوارا باشد و آسيبي به وي نرساند و سخت در گلو فرو نرود. از اين رو قرآن خوردن بهشتيان را به گوارا بودن توصيف مي كند تا آدمي را در اين دنيا به اين نكته توجه دهد كه آدمي مي بايست در غذا خوردن غذايي را برگزيند كه گوارا باشد و به نرمي و آساني در گلو فرو رود. (طور آيه 19)
غذا مي بايست اشتهاآور باشد و نفس را به وجد آورد. غذايي كه آدمي را به وجد نياورد تاثير مثبت و كاملي در انسان به جا نمي گذارد. (زخرف آيه 71)
از آداب ديگر خوردن اين است كه انسان درمهماني ها پس از خوردن غذا بر سر سفره بسيار ننشيند و به سخن گفتن نپردازد. اگر مهمان چند روزي است به گوشه اي ديگر رود و اگر براي مهماني وعده اي آمده است پس از خوردن از خانه بيرون رود. (احزاب آيه 53)
اين ها بخش هايي از آداب خوردن است كه از ديدگاه قرآن بررسي شد و به يقين آداب مفصلتر ديگري نيز دراين زمينه وجود دارد كه اين مجال گنجايش آن را ندارد. البته ذكر اين نكته ضروري است كه در اين مقال فقط به آياتي اشاره شد كه بطور صريح به بحث آداب خوردن مي پردازد.
آداب نماز جمعه
دو ركعت است و مثل نماز صبح مى باشد. اين نماز داراى دو قنوت است . قنوت اول قبل از ركوع ركعت اول و قنوت دوم پس از ركوع ركعت دوم است . نماز جمعه داراى دو خطبه است كه مانند اصل نماز، واجب بوده و بايد توسط امام جمعه ايراد شود. بدون اين دو خطبه ، نماز جمعه محقق نمى شود و واجب است دو خطبه را قبل از نماز جمعه بخواند.(376)
آداب و مستحبات نماز جمعه عبارتند از:
1 - مستحب است كه در هنگام خطبه نماز جمعه ، مردم ساكت باشند و از حرف زدن بپرهيزند، كه صحبت كردن در وقت خطبه ها مكروه است .(377)
2 - مستحب است كه امام حمد و سوره را با صداى بلند بخواند.(378)
3 - در ركعت اول بعد از حمد ((سوره جمعه )) و در ركعت دوم ، مستحب است كه سوره ((منافقون )) خوانده شود.(379)
4 - مستحب است كه دو خطبه نماز جمعه ، در وقت ظهر خوانده شود.(380)
5 - در خطبه اول مستحب است كه حمد الهى ، به لفظ جلاله (اللّه ) باشد.(381)
6 - مستحب است كه در خطبه دوم ، امام جمعه پس از درود بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ائمه معصومين نيز درود بفرستد و براى مومنين استغفار كند.(382)
7 - مستحب است كه خطبه هاى منسوب به اميرالمومنين (عليه السلام ) يا آنچه از ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده انتخاب شود.(383)
8 - شايسته است امام خطيب ، بليغ باشد و به تناسب اوضاع و احوال سخن بگويد و عبارات فصيح و روان به كار برد. مصالح اسلام و مسلمين را تشخيص بدهد. چنان شجاع باشد كه در راه خدا از ملامت و نكوهش احدى بيم به خود راه ندهد، از پرگويى و شوخى و بيهوده گويى بپرهيزد.(384)
9 - مستحب است كه امام خطيب در زمستان و تابستان ، عمامه داشته باشد.(385)
10 - مستحب است كه امام خطيب در زمستان و تابستان ، ردايى از برد يمنى يا (عدنى ) بپوشد و خود را بيارايد.(386)
11 - مستحب است كه امام خطيب ، تميزترين لباس هاى خود را بپوشد و خود را خوش بو كند، به طورى كه با وقار و سكينه باشد.(387)
12 - مستحب است كه امام قبل از خطابه ، هنگامى كه مؤ ذن اذان مى گويد او بر منبر نشسته باشد، تا اذان به پايان برسد.(388)
13 - مستحب است كه امام جمعه هنگام صعود به منبر خطابه ، روبروى مردم بايستد و سلام كند، مردم نيز با چهره هاى خود از او استقبال كنند.(389)
14 - مستحب است كه امام خطيب ، به چيزى از قبيل كمان و شمشير (اسلحه ) و عصا تكيه كند.(390)
15 - مستحب است كه مردم نيز خود را روبروى امام خطيب قرار دهند.(391)
16 - مستحب است كه امام خطيب در هنگام موعظه و سفارش به تقوا، صداى خود را چنان بلند نمايد كه همه حاضرين مواعظ او را بشنوند. در مجامع بزرگ نيز توسط بلندگوها به خطبه بپردازد تا تشويق و تحذير و مسائل مهمه را به گوش همگان برساند.(392)
17 - مستحب است كه امام در حال خطبه ، سخنى غير مربوط به خطبه ها نگويد.(393)
18 - مستحب است كه امام و مستمعين در حال خطبه ، واجد طهارت كامل (كه براى نماز معتبر است ) باشند.(394)
19 - مستحب است كه ماءمومين در حال خطبه ، روبروى امام بوده و بيش از مقدارى كه در نماز مى توانند خود را از قبله منحرف كنند، رو بر نگردانند.(395)
20 - احتياط مستحب آن است كه قبل از اقامه نماز جمعه مطمئن شوند مطمئن شوند كه در كمتر از حد مقرر، نماز جمعه ديگرى قبل از آنها و يا مقارن آنها برگزار نشده و نمى شود.(396) (حد مقرر يك فرسخ است ؛ نبايد در فاصله اى كمتر از يك فرسخى آن نماز جمعه ديگرى منعقد شود).(397)
21 - مستحب است كه امام جمعه از شبهات اجتناب كند.
22 - مستحب است كه امام جمعه ، مواظب بر نمازهاى خود در وقتشان باشد.
23 - مستحب است كه امام جمعه محرمات حتى مكروهات را ترك نمايد.
24 - مستحب است كه امام جمعه بر انجام اوامر الهى حتى مستحبات حريص باشد.
25 - مكروه است كه خطيب در حال خطبه سخن ديگر غير از خطبه بگويد.(398)
26 - حرف زدن ماءمومين در هنگام ايراد خطبه ها مكروه است .(399)
نماز آيات به واسطه چهار چيز واجب مى شود: اول : گرفتن خورشيد، دوم : گرفتن ماه ، اگر چه مقدار كمى از خورشيد و ماه گرفته شود و كسى هم از آن نترسد. سوم : زلزله اگر چه كسى هم نترسد. چهارم : رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها، در صورتى كه بيشتر مردم بترسند.(400)
دستورالعمل نماز آيات
نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد. دستور آن نيز اين است كه انسان بعد از نيت تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع برود و سر از ركوع بردارد و دوباره يك حمد و يك سوره بخواند. باز به ركوع برود تا پنج مرتبه ، بعد از بلند شدن از ركوع پنجم ، دو سجده نمايد و برخيزد. ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.(401)
همچنين مى تواند به جاى خواندن سوره تمام ، يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند و به ركوع برود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع برود؛ همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد.(402)
آداب نماز آيات عبارتند از:
1 - در نماز آيات مستحب است كه به جاى اذان و اقامه ، سه مرتبه به قصد اميد ثواب ، بگويد: ((الصلاة ))(403)
2 - مستحب است كه نمازگزار بعد از ركوع پنجم و دهم بگويد: ((سمع اللّه لمن حمده )).(404)
3 - مستحب است نمازگزار پيش از هر ركوع و بعد از آن تكبير بگويد؛ ولى بعد از ركوع پنجم و دهم ، گفتن تكبير مستحب نيست .(405)
4 - مستحب است كه انسان پيش از ركوع دوم ، چهارم ، ششم ، هشتم و دهم ، قنوت بخواند و اگر فقط يك قنوت ، پيش از ركوع دهم بخواند كافى است .(406)
5 - مستحب است كه حمد و سوره نماز آيات به (بلند) خوانده شود.(407)
6 - در نماز آيات مخصوصا براى كسوف خورشيد مستحب است كه انسان نمازش را طول بدهد.(408)
7 - مستحب است كه در نماز آيات خصوصا در كسوف خورشيد، سوره هاى طولانى مانند يس ، روم و كهف و امثال آن خوانده شود.(409)
8 - مستحب است كه نمازگزار بعد از نماز آيات تا باز شدن قرص ، در محل نماز بنشيند و مشغول دعا و ذكر شود.(410)
9 - اگر تا باز شدن قرص وقت است مستحب است كه نماز را دوباره خواند.(411)
10 - مستحب است كه نماز آيات به جماعت خوانده شود.(412)
11 - براى قضاى نماز آيات ، مستحب است كه نمازگزار غسل كند.
پدید آورنده : سید جعفر موسوى ، صفحه 112
|
در دین مبین اسلام تولد فرزند داراى احکامى است که بعضى واجب و برخى مستحب مى باشد. عمل به این احکام در زمینه سازى براى سلامت و تربیت معنوى فرزند نقش بسزایى دارد. موارد ذیل، بعضى از این احکام مستحب است: مستحب است کودک را پس از تولد در صورتى که ضررى متوجه او نشود، بشویند و نیز در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند و کام او را با آب فرات و تربت سید الشهداء علیه السلام بردارند و براى او نام نیک انتخاب کنند که این از حقوق فرزند بر پدر مى باشد، و بهترین اسمها اسمى است که متضمّن معناى عبودیّت براى خداوند تعالى باشد، مثل: عبدالله، عبدالرحمن، عبدالرحیم و... و پس از آن اسماء انبیاء و ائمه علیهم السلام و از همه اسمها بهتر «محمد» است. [و براى دختر نیز مستحب است نامى مناسب و داراى معناى خوب، مثل: فاطمه، زهراء، زینب، خدیجه و... انتخاب کنند.] و از دیگر مستحبّات آن است که پس از ولادت طفل، ولیمه بدهند. یکى از مستحبات مؤکّد آن است که براى طفل عقیقه کنند. کسانى که قدرت مالى ندارند، هر گاه توانستند آن را انجام دهند و اگر هیچ گاه نتوانستند عقیقه کنند، اشکالى ندارد. و در استحباب عقیقه فرقى بین فرزند پسر و دختر و نوزاد اول و دوم و غیره نیست. در ارزش و اهمیت این عمل مستحب، همین بس که از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «کُلُّ مَوْلُودٍ مُرْتَهَنٌ بِعَقِیقَتِهِ؛ هر مولودى در گرو عقیقه خود است.» به عبارت دیگر، اگر عقیقه نکند، در معرض انواع بلاهاست. اما باید دانست که در عقیقه امورى است که توجه به آنها لازم مى باشد؛ یا مراعات آنها اولى و مستحب است و یا اصل عقیقه بدون آنها محقق نمى شود، و آنها عبارت اند از: 1. عقیقه حتما باید یکى از انعام ثلاثة باشد؛ یعنى یا از جنس گوسفند باشد که البته بز نیز در این باب با گوسفند یک جنس حساب مى شود. و یا از جنس گاو باشد و یا از جنس شتر. 2. مستحب است براى مولود پسر حیوانى نر و براى نوزاد دختر حیوان ماده عقیقه شود. 3. مستحب است عقیقه در هفتمین روز ولادت باشد؛ ولى اگر با عذر یا بدون عذر از روز هفتم تأخیر افتاد، استحباب آن ساقط نمى شود، حتى اگر کودک بمیرد، باز هم مستحب است براى او عقیقه کنند. البته اگر قبل از زوال روز هفتم بمیرد، استحباب عقیقه ساقط مى شود. و اگر تا زمان بلوغ عقیقه نشد، مستحب است خودش براى خودش عقیقه کند. یعنى تا وقتى طفل بالغ نشده، استحباب و سنت بودن عقیقه براى پدر طفل است و پس از بلوغ، بر خود فرزند سنت است که براى خودش عقیقه کند. بلکه اگر براى خودش در تمام مدت زندگى عقیقه نکرد، مستحب است براى او پس از مُردنش عقیقه کنند. شرائط عقیقه4. گفته شده: مستحب است شرائط حیوانى که براى قربانى تهیه مى کنند، در حیوانى که براى عقیقه در نظر مى گیرند نیز جمع شده باشد؛ یعنى: الف. حیوان سالم باشد. ب. اگر شتر است، سنش کمتر از پنج سال نباشد. ج. اگر گاو است، کمتر از دو سال نباشد. د. اگر بز است، کمتر از یک سال کامل نباشد. ه . اگر گوسفند است، کمتر از هفت ماه نباشد. موارد مصرف عقیقه5. مستحب است که پا و ران حیوان عقیقه را به قابله بدهند؛ بلکه در بعضى اخبار وارد شده است که یک چهارم آن را و در بعضى دیگر وارد شده است که یک سوم عقیقه را به قابله بدهند. و اگر یک چهارم آن را که مشتمل بر پا و ران است، به وى بدهند، بعید نیست که به هر دو استحباب عمل کرده باشند. و اگر کودک هنکام ولادت قابله نداشته باشد، همان مقدار را به مادر کودک بدهند تا او آن مقدار را به هر کس که خواست، صدقه دهد. و این صدقه اختصاص به فقراء ندارد، بلکه به هر کس دلش خواست، آن مقدار را مى بخشد. و اگر قابله مادر بزرگ پدرى نوزاد باشد یا زنى باشد که نان خور پدر کودک است، چیزى از عقیقه اختصاص به او ندارد. 6. مکروه است والدین کودک و نیز کسانى که نان خور آنها حساب مى شوند، از عقیقه مصرف کنند و این کراهت در مورد مادر شدیدتر است. 7. گوشت عقیقه را مى توان خام بین مؤمنین تقسیم کرد و مى توان پخت و تقسیم کرد و همچنین مى توان پخت و مؤمنین را دعوت کرد تا مصرف کنند و حداقل دعوت شدگان دَه نفر باشند. [و اگر خواستند گوشت را پخته یا خام تقسیم کنند، باز هم حداقل بین دَه نفر تقسیم کنند.] البته اگر بیش از دَه نفر باشند، افضل است. 8. دعوت شدگان یا کسانى که گوشت عقیقه بین آنها تقسیم مى شود، فقط مؤمنین و اهل ولایت باشند. 9. مستحب است کسانى که گوشت عقیقه را مصرف مى کنند، پس از آن براى کودک دعا کنند. 10. مکروه است که استخوانهاى عقیقه شکسته شود، بلکه بهتر است آنها را از یکدیگر از سر مفاصل جدا کنند؛ به گونه اى که استخوانها نشکند. 11. شرط نیست که حتما پدر کودک براى او عقیقه کند، بلکه اگر دیگران نیز مثل مادر طفل یا پدر بزرگ یا عموى او براى او عقیقه کنند، خوب است. دعاى عقیقهمستحب است هنگام کشتن عقیقه دعاهایى را که وارد شده است، بخوانند و از خداوند تعالى بخواهند که عقیقه را فدیه قرار دهد؛ یعنى گوشت آن در مقابل گوشت کسى که عقیقه براى اوست، استخوان در مقابل استخوان، پوست در مقابل پوست و مو در مقابل مو باشد. برخى از دعاهایى که در این مورد نقل شده، عبارت است از: الف. ابراهیم کرخى از امام صادق علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود: هنگامى که عقیقه کردى، بر عقیقه بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ عَقِیقَةٌ عَنْ فُلَانٍ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وِقَاءً لآِلِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله .» ب. همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: وقتى که اراده کردى عقیقه را ذبح کنى، مى گویى: «یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ إِنَّ صَلَاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیَایَ وَ مَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذَلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ اللَّهُمَّ مِنْکَ وَ لَکَ بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ.» سپس مولود را نام مى برى و حیوان را ذبح مى کنى. ج. امام باقر علیه السلام نیز فرمود: هنگام ذبح عقیقه بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ إِیمَاناً بِاللَّهِ وَ ثَنَاءً عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله وَ الْعِصْمَةُ لِأَمْرِهِ وَ الشُّکْرُ لِرِزْقِهِ وَ الْمَعْرِفَةُ بِفَضْلِهِ عَلَیْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.» و اگر کودک پسر است بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ وَهَبْتَ لَنَا ذَکَراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا وَهَبْتَ وَ مِنْکَ مَا أَعْطَیْتَ وَ کُلَّمَا [کُلَّ ما] صَنَعْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا عَلَى سُنَّتِکَ وَ سُنَّةِ نَبِیِّکَ صلى الله علیه و آله وَ اخْسَأْ عَنَّا الشَّیْطَانَ الرَّجِیمَ لَکَ سُفِکَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِیکَ لَکَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.» نکات مهم1. عقیقه از قربانىِ مستحب بهتر و لازم تر است. البته بعضى از فقهاء فرموده اند: «اگر کسى در روز عید قربان قربانى کند، به جاى عقیقه محسوب مى شود و کفایت مى کند. 2. صدقه دادن قیمت حیوانى که مى خواهند عقیقه کنند، جایگزین عقیقه نمى شود و از آن کفایت نمى کند؛ بلکه خوب است صبر کنند تا عقیقه میسّر شود. |
نخست مؤمنان را با خبر سازند، تا براى تشییع جنازه و احترام او و نماز بر وى حاضر شوند.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «سزاوار است که برادران مؤمن را اطلاع دهند تا بر جنازه وى حاضر شوند و بر او نماز بگزارند و براى او استغفار کنند، تا هم میّت و هم حاضران ثواب ببرند».(1)
در این جا توجّه به چند موضوع لازم است:
اوّل: غسل میّت
باید میّت را سه غسل داد:
1ـ غسل با آب سدر ; 2ـ غسل با آب کافور ; 3ـ غسل با آب خالص.
باید براى هر غسلى نیّت قربة الى اللّه بکنند و به ترتیب، نخست با آب مخلوط به سدر، میّت را غسل مى دهند، آنگاه ظرف را مى شویند تا اثر سدر برود سپس با آب مخلوط به کافور، وى را غسل مى دهند. باز هم ظرف را کاملا مى شویند تا اثر کافور نباشد، آنگاه در مرتبه سوم، میّت را با آب خالص غسل مى دهند. پس از پایان غسل، میّت را با پارچه و حوله اى تمیز، خشک کنند.(2) شخص غسل دهنده نیز، پس از پایان کار، باید غسل «مسّ میّت» کند، مگر این که با دستکش و مانند آن غسل داده باشد.
دوم: کفن کردن
واجب است که میّت را با سه پارچه کفن کنند:
اوّل: لنگ است که از ناف تا زانو را مى پوشاند و بهتر است که از سینه تا روى پا برسد
دوم: پیراهن است که از سرِ شانه تا نصف ساق و تمام اطراف بدن را مى پوشاند.
سوم: پارچه اى بلند، به نام سرتاسرى است که همه بدن را مى پوشاند به گونه اى که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهناى آن به اندازه اى باشد که یک طرف آن روى طرف دیگر قرار گیرد.(3)
سوم: حنوط
پس از پایان غسل، واجب است میّت را «حَنوط» کنند; یعنى به محل هاى هفت گانه سجده (پیشانى، کف دست ها، سر زانوها و سرِدو انگشت بزرگ پاها) کافور بمالند، و احتیاط آن است که مقدارى کافور روى این اعضا بگذارند.(4)
پس از غسل و کفن و حنوط، میّت را براى نماز ببرند.
چهارم: نماز میّت
بر مسلمانان لازم است وقتى خبر مرگ مسلمانى را شنیدند، براى نماز او حاضر شوند و این واجب، واجب کفایى است یعنى اگر یک نفر یا گروهى انجام دهند، از بقیّه ساقط مى شود. غسل و کفن و دفن او نیز واجب کفایى مى باشد.
واجب است بر هر میّت مسلمان و شیعه، که بالغ باشد، نماز میّت بخوانند و بنابر احتیاط واجب، بر بچّه نابالغ که کمتر از شش سال نداشته باشد، نیز نماز بخوانند.
سزاوارترین افراد، براى نماز بر میّت، وارث او است و شوهر نسبت به همسرش از دیگران اولى است (و اگر دیگران مى خوانند از آنها اجازه بگیرند). واجب است نمازگزار، نماز را رو به قبله بخواند، و سر جنازه به سمت راست و پاى او به سمت چپ نمازگزار باشد،و میّت را بر پشت بخوابانند.
در نماز میّت طهارت شرط نیست; یعنى پاک بودن بدن و لباس و داشتن وضو یا غسل و تیمّم، لازم نیست ولى بهتر است این امور رعایت شود.
مستحب است، اگر میّت مرد است، امام جماعت یا کسى که فرادى بر او نماز مى خواند روبه روى وسط قامت او بایستد و اگر میّت زن است مقابل سینه اش قرار گیرد، و مستحب است که پابرهنه نماز بخوانند; مثلا پا را از کفش درآورند و روى کفش بگذارند(5) (و امور دیگرى که در توضیح المسائل آمده است).
دستور نماز میّت:
نماز میّت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر را به این ترتیب بگوید، کافى است.
بعد از نیّت و گفتن تکبیر اوّل بگوید:
هنگامى که جنازه را به سوى قبر حرکت مى دهند، مستحب است آن را در چند قدمى بر زمین بگذارند و تا سه مرتبه او را تدریجاً به قبر نزدیک کنند و در دفعه چهارم وارد قبر کنند (تا روح میّت آمادگى پیدا کند).
میّت را باید طورى دفن کنند که بوى او بیرون نیاید و درندگان هم به او دسترسى پیدا نکنند و مستحب است قبر را به اندازه قامت انسان متوسط، گود کنند. اگر میّت مرد است مستحب است او را از طرف سر وارد قبر کنند و اگر زن است، از طرف عرض بدن و به هنگام وارد کردن او، پارچه اى روى قبر بگیرند.
مستحب است وقتى میّت را نزدیک قبر مى گذارند گفته شود:
پس از آن که میّت را داخل قبر گذاشتند، مستحب است گره کفن را باز کنند و صورت میّت را روى خاک بگذارند و بالشى از خاک، زیر سر او قرار دهند، همچنین مستحب است، مقدارى از تربت امام حسین(علیه السلام) همراه او در قبر بگذارند.(9)
2. زادالمعاد، صفحه 545 - 547. (با تلخیص)
3. همان مدرک، صفحه 548 و 549 و رساله هاى توضیح المسائل.
4. همان مدرک، صفحه 550 و رساله هاى توضیح المسائل.
5. زاد المعاد، صفحه 553 و 554، (با تلخیص) و رساله هاى توضیح المسائل.
6. زاد المعاد، صفحه 554 - 559 و رساله هاى توضیح المسائل.
7. بحارالانوار، جلد 78، صفحه 352، حدیث 23.
8. زادالمعاد، صفحه 558 .
9. مجموعه این دستورات، در زاد المعاد، صفحه 560 - 562 و رساله هاى توضیح المسائل آمده است.
RSS
