1. رفتن به مسجد با حالت وقار و آرامش .
2. در وقت بيرون رفتن از خانه به قصد مسجد بگويد: بسم اللّه الذى خلقنى فهو يهدين والذى هو يطعمنى و يسقين و اذا مرضت فهو يشفين والذى يميتنى ثم يحيين والذى اءطمع ان يغفرلى خطيئتى يوم الدين رب هب لى حكما و اءلحقنى بالصالحين واجعل لى لسان صدق فى الاخرين واجعلنى من ورثة جنة النعيم واغفر لاءبى به نام خدايى كه مرا آفريد، پس مرا راهنمايى كرد و به من خوراك داد و به من آب نوشاند و چون بيمار شدم ، شفايم بخشيد؛ آن كه مرا بميراند و سپس زنده ام كند و آن كه طمع دارم تا گناهانم را در روز جزا بيامرزد. پروردگارا! مقامى به من ببخش و مرا به نيكان برسان و براى من زبان راستگويى در پسينيان مقرر كن ! مرا از وارثان بهشت پر از نعمت قرار بده و پدرم را بيامرز! (414).
3. هنگام داخل شدن در مسجد ته كفش و چيزهايى كه همراه دارد، مثل عصا و... را نگاه كند تا نجاستى به آن نباشد.(415)
4. هنگام داخل شدن در مسجد، اول پاى راست را بگذارد.(416)
5. هنگام داخل شدن در مسجد بگويد: بسم اللّه و بالله و من اللّه و الى اللّه و خير الاسماء كلها لله توكلت على اللّه و لا حول و لا قوة الا بالله اللهم صل على محمد و آل محمد وافتح لى اءبواب رحمتك و توبتك و اءغلق عنى اءبواب معصيتك واجعلنى من زوارك و عمار مساجدك و ممن يناجيك فى الليل و النهار و من الذين هم فى صلواتهم خاشعون و ادحرعنى الشيطان الرجيم و جنود ابليس اءجمعين به نام خدا، به ذات خدا، از خدا و به سوى خدا و بهترين نام ها همه از آن خداست . توكل مى كنم بر خدا جنبش و نيرويى نيست ، مگر به وسيله خدا. خدايا! بر محمد و آل محمد رحمت بفرست و درهاى رحمت و توبه ات را بر من بگشا و درهاى گناه را بر من ببند و مرا از زائرانت و آبادكنندگان مسجدهايت و از كسانى كه تو را در شب و روز راز مى گويند و از كسانى كه در نمازشان خاشع اند، قرار بده و از من شيطان رجيم و لشكر ابليس را جميعا بران ! (417).
6. قبل از نشستن در مسجد، نماز تحيت (كه حداقل دو ركعت است ) بخواند؛(418) به قصد تحيت و احترام مسجد. البته اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم خوانده شود كافى است ؛(419) حتى اگر چند دفعه هم داخل مسجد شود، مستحب است كه در هر دفعه نماز تحيت بخواند، اگر چه فاصله دفعات با يكديگر خيلى كم باشد.(420)
7. مستحب است كسى كه به مسجد مى رود لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد و خود را خوش بو نمايد.(421)
8. موقع بيرون آمدن از مسجد، اول پاى چپ را بيرون بگذارد.(422)
9. بهتر است نمازگزار از همه زودتر وارد مسجد شود و ديرتر از همه خارج شود.(423)
10. تميز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن . (424)
11. مستحب است كه زن در خانه اش نماز بخواند و فضيلتش بيشتر از نماز در مسجد است ، مگر اين كه خود را كاملا از نامحرم حفظ كند كه در اين صورت بهتر است در مسجد نماز بخواند.(425)
12. ساختن مسجد و تعمير مسجدى كه رو به خرابى باشد، مستحب است .(426)
13. مستحب است كه مسجد را بى سقف بسازند يا لااقل قسمتى از آن را بى سقف بسازند.(427)
14. مستحب است كه وضوخانه و مستراح در بيرون مسجد باشد.(428)
15. ساختن مناره براى اذان گفتن مستحب است . (البته در كنار ديوار مسجد و متصل به آن ، نه در وسط مسجد).(429)
16. مستحب است كه مناره بلندتر از ديوار مسجد (پشت بام مسجد) ساخته نشود، بلكه مساوى با آن باشد.(430)
17. زياد به مسجد رفتن و رفتن به مسجدى كه نمازگزار ندارد، مستحب است . (431)
18. غذا نخوردن ، مشورت نكردن ، همسايه نشدن ، زن نگرفتن و زن ندادن به كسى كه در مسجد حاضر نمى شود از مستحبات مى باشد.(432)
ادامه مطلب
پرسش:
دعا کننده باید دارای چه شرایطی بوده و چه آدابی را رعایت کند؟
پاسخ:
همه ی موجودات به تناسب استعداد و فراخور حال خود از عطایای الهی بهره مند می شوند و هیچ موجودی از سفره ی رحمت و کرامت بی نصیب نمی ماند «هر کس خواهان دنیای زودگذر باشد به زودی هرکه را خواهیم از آن می دهیم, آن گاه جهنم را که برایش مقرر داشته ایم, خوار و درمانده خواهد چشید. و هرکس خواهان آخرت باشد و کوشش تمام برای آن نموده و مؤمن باشد تلاشش مورد سپاس و قدرشناسی واقع خواهد شد. هر دوی اینان و آنان را از عطای پروردگارت مدد رسانیم و عطای پروردگارت را منع و مرزی در کار نباشد»[1] ای تو را با هر کسی کاری دگر.
عده ای با زبان استعداد نیازهای خود را بازگو می نمایند و عده ای نیز با زبان حال راز درون ابراز می نمایند و گروهی دیگر با زبان سر به آداب عبودیت می پردازند و در استجابت این دعاها, خواسته های استعدادی بر همه مقدم است, زیرا خدای متعال در آن مقام آن چه را که اصلح به حال کل نظام است؛ عطا می کند, نه آن چه را که مصلحت یک فرد اقتضا کند. و پس از زبان استعداد, زبان حال مقدم بر زبان مقال است و بسیار کم اتفاق افتد که خواسته های زبانی بی همراهی حال و استعداد به استجابت رسد. به همین خاطر آشنایان راه برای تحصیل این ارتباط, آداب بسیاری توصیه نموده اند, باشد که با نگارش برخی از آن آداب بر این صفحات سپید, لوح صافی دل نیز نقش پذیرد و برای دریافت عطایای جمال نامتناهی قابلیت یابد.
آداب دعا:
یک: زمینه سازی برای دعا؛
ایجاد آمادگی روحی و بستر سازی معنوی ازآداب بسیارضروری دعا می باشد که اتفاقاً عنایت کمتری به آن می گردد. این مقدمات را می توان در دو بعد سلبی و ایجابی دسته بندی نمود. بخشی برای تطهیر دل و جان و بخش دیگر برای فضاسازی روح و روان.
الف: طهارت روح (مقدمات سلبی)
1 . دوری از ریا و خودنمایی؛
ریا دشمن نیکی ها و نابودکننده ی سرمایه ها و آفت هر کمال است. جو فروشی و گندم نمایی دربارگاه صدق و حق نه تنها خریداری ندارد, بلکه انسان را مورد خشم و نفرت نیز قرار می دهد. اگر انسان به انگیزه ی ریا رو به دعا آورده است؛ بهتر است آن را رها کند و اگر در کنار نیت الهی و یا در میانه ی راه گرفتار این آفت عمل سوز گردید, تلاش در درمان آن نماید. زیرا شیطان وقتی که نتوانست مانع عبادت واطاعت انسان شود, تصمیم می گیرد تا از راه وسوسه و فکر او را از اطاعت منصرف نماید.
2. دوری از گناه و نافرمانی؛
دعا برترین عبادت و بلکه مغز عبادت است «افضل العبادة الدّعاء _ الدّعاء مخّ العبادة»[2] و مسیر دعا و اطاعت حق از راه گناه و معصیت او دور و با آن در تضاد است. نمی توان هم به دعا برخاست و هم هوس گناه در سر داشت. فقهای بزرگوار سخنی به قاعده دارند که: نهی در عبادات موجب فساد است. یعنی نمی توان از راه حرام و با فعل حرام, عبادت خدا نمود.
3. پرهیز از عجب و خودپسندی؛
روحیه ای که گرفتار است و خود را بالاتر از حد تقصیر و نقص می شمرد و عبادت های اندک خود را بزرگ و بسیار می پندارد و با زبان دل؛ خود را طلبکار و صاحب حق می داند و استجابت دعاهایش را کمترین حقی می شمرد که باید از سوی خداوند ادا شود, چنین روحیه ای با دعا و نیازمندی ناسازگار است و خود را از حق تعالی و تفضلات او مستغنی می داند.
4 . ترک لقمه ی حرام؛
در حدیث قدسی خدای متعال می فرماید: «از تو درخواست و از من اجابت آن. زیرا دعای هیچ درخواست کننده ای از من دور نمی ماند, مگر دعای حرام خوار.» [3] و پیامبر می فرماید: «هر که دوست دارد دعایش مستجاب شود, کسب و کار و خوراکش را پاکیزه نماید.»[4] و به کسی که می گفت: دوست دارم دعایم به اجابت برسد, فرمود: «خوراکت را پاکیزه نما و لقمه ی حرام نخور.»[5] و در خطابات خداوند به حضرت عیسی(ع) آمده است که به مردم بگو: «ناخن خود را از کسب حرام کوتاه کنید به مال مردم چنگ میندازید و گوش های خود را از شنیدن ناسزا و دشنام کر نمایید و دل به من بسپارید ... و جز با چشمانی شرم آگین و دل هایی پاک و دستانی نیالوده به خانه ی من پای مگذارید.» به آنان بگو: «من دعای کسی را که حق یکی از مخلوقاتم بر عهده ی او باشد, استجابت نمی کنم.»[6]
5 . پرهیز از خواسته های نامشروع؛
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «ای دعا کننده! آنچه نشدنی است و آنچه که حلال نیست, درخواست مکن.»[7] برخی از مفسران در تفسیر جمله ی: (إن اللّه لایحبّ المعتَدین), که پس از فرمان: (اُدعوا ربّکم تضرُّعاً وخفیَةً)[8] آمده است, گفته اند: به معنای آن است که دعا کننده نباید از حد خارج شده, خواسته ای فراتر از مقام خود را بطلبد و یا انتظار آن را داشته باشد که خداوند به خاطر او تمامی قوانین تکوینی و تشریعی خود را باطل نماید و درهم بریزد. خواسته های حرام و بی ادبانه و نفرین علیه اقوام و خویشان و درخواست هایی چون فرشته شدن و به آسمان پر کشیدن و یا ... به اجابت نخواهد رسید.
ب. جلای دل (مقدمات ایجابی)
1. تحصیل طهارت شرعی تاحد امکان؛
همچون وضو و غسل و تیمم و آراستگی ظاهر و پوشش پاک و مناسب و استفاده از عطر و آرایش, زمینه و قرینه ای برطهارت وصفای دل می گردد. عارف شبستری می گوید:
موانع چون در این عالم چهار است
طهارت کردن از وی هم چهار است
نخستین, پاکی از احداث و انجاس
دوم از معصیت وز شرّ وسواس
سیم پاکی زاخلاق ذمیمه است
که با او آدمی همچون بهیمه است
چهارم پاکی سرّ است از غیر که اینجا منتهی می گرددش سیر
هر آن کو کرد حاصل این طهارات شود بی شک سزاوار مناجات
2 . حفظ ادب در رفتار و گفتار؛
زبان دعا زبان ادب و نیاز و درماندگی و زبان بنده ی مستمند بر درگاه خداوند غنیّ و حکیم و قدرتمند است. نه جرأت داد و فریاد دارد و نه در بند سجع و قافیه پردازی است. او با آرامش و آرامی و حیا و فروتنی و آهنگی پر از نیاز و با سوز و گداز خواسته های خود را می شمرد. تکلف و تصنّع و قافیه پردازی در مقامی است که انسان در بند تظاهر و خودنمایی باشد. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «سه خصلت در انسان باعث زیادتی خیر می گردد: فروتنی باعث سربلندی و عظمت, بندگی و ذلت در برابر خداوند باعث افزایش عزت و عفت نفس باعث افزایش بی نیازی می گردد.»[9]
3. انتخاب زمان مناسب؛
گرچه برای افاضه ی تفضلات الهی و عطایای آسمانی هیچ لحظه ای با لحظه ی دیگر فرق ندارد, امّا برخی از ساعات و دقایق و روزها برای بندگان یادآور خاطرات و حوادث و تجلیاتی است که در آمادگی و تلطیف روح آنان تأثیر به سزا دارد. به همین منظور در بعضی احادیث آمده است که حضرت یعقوب استغفار برای فرزند انش را به شب جمعه مؤکول نمود و تأکید احادیث بر دعای شب های قدر و نیمه ی شعبان و عید فطر و قربان و روز عرفه و نیز به هنگام ریزش باران و ورزش باد و زوال ظهر و غروب خورشید و چکیدن اولین قطره از خون شهید و همچنین پس از طلوع فجر تا طلوع خورشید, برای آن است که در این لحظات درهای آسمان و بهشت به روی بندگان باز است.[10]
4 . گزینش مکان مناسب؛
مکان ها نیز به دلیل ارتباطی که با برخی حوادث و اشخاص یافته اند, امتیاز و تشخص می یابند و به همین سبب دعا در بعضی از مکان ها با بعض دیگر تفاوت دارد. امام صادق علیه السلام بیمار شد و شخصی را مأمور نمود تا به کربلا رفته و در کنار مرقد حضرت سیدالشهدا برای او شفا بخواهد. به آن حضرت گفتند: تو خود امام مفترض الطاعه هستی همچون او, پس در این چه سرّی است؟ فرمود: «بلی چنین است ولی مگر نمی دانی که بقعه هایی را خداوند برای استجابت دعاها معین نموده است؟!»[11] مانند سرزمین عرفات و منطقه ی حرم در مکه. حضرت امام رضا علیه السلام می فرماید: «کسی براین کوه ها دعایی نمی کند؛ مگر این که به اجابت می رسد, برای مؤمنان در آخرت و برای دیگران در دنیا.» [12]
5 . غنیمت شماری بعضی از حالات؛
همچون رو به قبله ایستادن. گرچه انسان مؤمن به هر سو که روی بگرداند, رو به خدا است «أینما تولّوا فثمّ وجه الله» اما جاذبه ی کعبه و مرکزیت آن در روی زمین محاذات آن با عرش الهی و نشانه ای که از ابراهیم خلیل الرحمن و پدر معنوی موحدان و مسلمانان دارد, و صدها خاطره ی دیگر در جلای دل و روح و ایجاد فضای روحانی تأثیر به سزا دارد. بر همین مبنا پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «در پی هر نماز واجب یک دعای مستجاب برای نماز خوان منظور می گردد.» و دیگر ائمه معصومین: می فرمودند: «وقتی صدقه می دهید, درخواست کنید تا شخص نیازمند برای شما دعا کند, زیرا دعای او در حق شما مستجاب می شود.»
و نیز دعای حاجی و رزمنده ای که در راه خدا به سفر رفته است برای کسانی که به خانه و کاشانه ی آنان رسیدگی می نماید و دعای بیمار در حق عیادت کنندگان و دعای روزه دار و به ویژه دعای مظلوم و ستمدیده و دعای پدر و مادر که از شمشیر برنده تر است و تا فراز آسمان بالا می رود. [13] استجابت دعا در این گونه حالات و از این گونه افراد به دلیل آن است که انسان در این حالات احساس قرب الهی می نماید و خود را در محضر او مضطر می بیند که اضطرار عین عبودیت است. ریا دشمن نیکی ها و نابودکننده ی سرمایه ها و آفت هر کمال است.
نمی توان هم به دعا برخاست و هم هوس گناه در سر داشت. دعای هیچ درخواست کننده -ای از من دور نمی ماند, مگر دعای حرام خوار. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «سه خصلت در انسان باعث زیادتی خیر می گردد: فروتنی باعث سربلندی و عظمت, بندگی و ذلت در برابر خداوند باعث افزایش عزت و عفت نفس باعث افزایش بی نیازی می گردد. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه لینکی از همین پایگاه خدمتتان معرفی می گردد:
1 - شرایط و راههای استجابت دعا 2 - آداب و شرایط دعا و استجابت آن
[1] . اسراء (17) : 20 _ 18.
[2] . عدة الداعی, ابن فهد حلی, قم: موسسهی المعارف الاسلامیه, ص 50 و 51.
[3] . همان, ص 171.
[4] . همان, ص 172.
[5] . همان.
[6] . همان, ص 172 و 173.
[7] . همان, ص 6 18 .
[8] . اعراف (7) : 55 .
[9] . عدة الداعی, ص 210.
[10] . همان, ص 57 و 58 .
[11] . همان, ص 69 .
[12] . همان, ص 68 .
[13] . ر.ک؛ عدة الداعی, ص 79, 81 , 152, 64 .
آداب غذا خوردن و آشاميدن در اسلام ـ سيد محمد حسن جواهرى
پرخورى
قرآن كريم مىفرمايد: «... كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين» ; (1) «بخوريد و بياشاميد، ولى زياده روى نكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد .»
اين آيه گر چه بسيار ساده به نظر مىرسد، ولى امروزه ثابتشده كه يكى از مهمترين دستورهاى بهداشتى همين آيه است; زيرا تحقيقات دانشمندان به اين نتيجه رسيده كه سرچشمه بسيارى از بيمارىها، غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن انسان باقى مىماند . اين مواد اضافى، هم بار سنگينى استبراى قلب و دستگاههاى ديگر بدن و هم منبع آمادهاى استبراى انواع عفونتها و بيمارىها . از اين رو، براى درمان بسيارى از بيمارىها، نخستين گام، سوزانيدن مواد مزاحم و در حقيقت، زبالههاى بدن و پاك سازى جسم است .
عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده روى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى» است، و راه جلوگيرى از آن، جز رعايت اعتدال در غذا نيست; به ويژه در زمان ما كه بيمارىهاى گوناگونى مانند قند، چربى خون، تصلب شرائين، نارسايىهاى كبد و انواع سكته، فراوان شده، افراط در تغذيه، با توجه به عدم تحرك جسمانى كافى، يكى از عوامل اصلى محسوب مىشود . (2)
مرحوم طبرسى در مجمع البيان (ذيل آيه) نقل مىكند: «هارون الرشيد، طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود . روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب آسمانى شما چيزى از طب نمىيابم، در حالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان . او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است: «كلوا و اشربوا و لا تسرفوا»، و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: «المعدة بيت الادواء و الحمية راس كل دواء و اعط كل بدن ما عودته» ; «معده خانه همه بيمارىهاست و امساك سرآمد همه داروهاست و آن چه بدن را عادت دادهاى (از عادت صحيح و مناسب)، آن را از او دريغ مدار» . طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد، گفت: «ما ترك كتابكم و لا نبيكم لجالينوس طبا» ; «قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس (پزشك معروف) طبى را باقى نگذاشتهاند .» (3)
آثار پرخورى در آيينه روايات
1 - زيان بار و بيمارى زاست; (4)
2 - دهان را بدبو مىكند; (5)
3 - بار زندگى بر دوش سنگين مىشود; (6)
4 - موجب سنگدلى و تحريك كننده شهوت است; (7)
5 - قلب را مىميراند; (8)
6 - خواب آلودگى مىآورد و آن بازدارنده از عبادت است; (9)
7 - انسان را از حكمت محروم مىسازد; (10)
8 - به ملكوت آسمانها و زمين راه نمىيابد (و به حقايق نمىرسد) ; (11)
9 - نزد خدا مبغوض و منفور است; (12)
10 - تيزهوشى را از بين مىبرد; (13)
11 - خوابها را پريشان مىكند; (14)
12 - چشم (دل) از ديدن خير و صلاح كور مىشود; (15)
13 - نور معرفت را كم سو مىكند; (16)
14 - نورانيت را از بين مىبرد; (17)
15 - شكم بارگى مىآورد و آن بزرگترين عيب است . (18)
امام صادق ( عليهالسلام) درباره سخنانى كه ميان حضرت يحيى ( عليهالسلام) و ابليس (لعنةالله عليه) رد و بدل شد، فرمود: «ابليس بر يحيى بن زكريا ( عليهالسلام) ظاهر شد، در حالى كه آويزهايى از هر چيز بر او بود . يحيى به ابليس گفت: اين آويزها چيست؟ شيطان گفت: اينها شهوات و اميالى است كه فرزند آدم گرفتار آنها شده است . يحيى گفت: آيا چيزى از آنها براى من نيز هست؟ شيطان گفت: هرگاه از خوراك سير شوى، تو را از نماز و ياد خدا باز داريم . يحيى گفت: با خدا عهد مىكنم كه هرگز معده خود را از غذا پر نكنم . ابليس گفت: به خدا عهد مىكنم كه هرگز مسلمانى را اندرز ندهم .» (19)
19 - نان را زير ظرف نگذارد (20)
20 - نان را با چاقو قطعه قطعه نكند (21)
21 - اگر نان بر سفره بود، منتظر غذاى ديگرى نماند (22)
22 - غذاى ريخته شده را جمع كند (23)
در روايات، براى اين كار آثارى گفته شده كه عبارتند از:
- شفاء;
- فرزندان را زياد مىكند;
- فقر را زايل مىنمايد;
- غفران الهى را در پى دارد;
- براى درد خاصره (تهيگاه) مفيد است . (24)
23 - پس از صرف غذا، كار شايستهاى انجام دهد
در قرآن كريم آمده است: «يا ايها الرسل كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا» ; (25) «اى پيامبران! از غذاهاى پاكيزه بخوريد، و عمل صالح انجام دهيد كه من به آن چه انجام مىدهيد، آگاهم .»
علامه طباطبايى در تفسير آيه فوق مىفرمايد: «سياق آيات، شهادت مىدهند به اين كه جمله «كلوا من الطيبات» در مقام منت نهادن بر انبياست; در نتيجه جمله بعدى هم كه مىفرمايد: «و اعملوا صالحا» در اين مقام است كه بفرمايد در مقابل اين منت و شكرگزارى از آن، عمل صالح انجام دهند ...» (26)
از جمله كارهاى خوب، صدقه دادن است . علامه مجلسى مىنويسد: «در حديث صحيح منقول است كه چون خوان طعام نزد حضرت امام رضا ( عليهالسلام) حاضر مىشد، كاسهاى مىطلبيدند و از طعام هايى كه لذيذتر بود، از هر طعامى قدرى برمىگرفتند و در آن كاسه مىگذاشتند و مىفرمودند كه به مساكين و درويشان بدهند .» (27)
24 - در راه، غذا نخورد
رسول خدا (صلىالله عليهو آله) فرمود: «غذا خوردن در بازار پستى است .» (28)
امام صادق ( عليهالسلام) فرمود: «در حالى كه راه مىروى، غذا مخور، مگر بدان مضطر باشى .» (29)
25 - تنها غذا نخورد
رسول الله (صلىالله عليهو آله) فرمود: «شر الناس من اكل وحدة» ; (30) «بدترين مردم كسى است كه تنها غذا بخورد .»
امام موسى كاظم ( عليهالسلام) فرمود: «لعن رسول الله (صلىالله عليهو آله) ثلاثة: الآكل زاده وحده، و الراكب فى الفلاة وحدة النائم فى بيت وحدة» ; (31) «پيامبر خدا (صلىالله عليهو آله) سه نفر را لعنت فرمود: كسى كه توشه خود را تنها بخورد، و كسى كه تنها به سفر رود، و كسى كه در خانه تنها بخوابد .»
مستحب است انسان در جمع خانواده و همراه با خادمان و خدمتكاران غذا بخورد و اين سبب غفران الهى خواهد بود . (32)
26 - خوردن گوشت را به مدت چهل روز، ترك نكند
امام صادق ( عليهالسلام) فرمود: «گوشت، گوشت مىروياند، و هر كس چهل روز آن را ترك كند، اخلاقش بد مىشود و ... .» (33)
27 - در حالت جنابت غذا نخورد
خوردن غذا در حالت جنابت فقر مىآورد . (34)
پيامبر اكرم (صلىالله عليهو آله) از چند چيز نهى فرمود: از جمله: «از خوردن در حال جنابت ... و با دست چپ خوردن و در حال خوردن تكيه دادن .» (35)
كراهتخوردن در حال جنابت، با وضوى مستحبى و يا شستن دست، كمتر مىشود . (36)
28 - پس از غذا دراز بكشد و پاى راست را بر پاى چپ بگذارد . (37)
آداب آشاميدن
1 - بسم الله بگويد و سپاس خدا را به جاى آورد . (38)
2 - با دست راست و با سر نفس بنوشد . (39)
3 - آهسته آهسته بنوشد . در روايت است كه پر كردن دهان از آب، به هنگام نوشيدن، و يكباره نوشيدن آن، باعث درد جگر مىشود . (40)
4 - در روز ايستاده و در شب نشسته بنوشد . (41)
5 - زياد آب ننوشد، به ويژه در كنار غذا (42) (خصوصا اگر غذا چرب باشد) .
6 - از كنار دسته ظرف و جايى كه چرك جمع مىشود و نيز از شكستگى آن ننوشد . (43)
7 - پس از نوشيدن، امام حسين ( عليهالسلام) را ياد كند و بر قاتلانش لعن فرستد . (44)
سخن را با شعرى منسوب به سيدالشهدا ( عليهالسلام) پايان مىدهيم كه فرمود:
شيعتى ما ان شربتم رى (ماء) عذب فاذكرونى
او سمعتم بغريب او شهيد فاندبونى (45)
به علت كثرت پىنوشتها، از چاپ آنها خوددارى نموديم . پىنوشتهاى اين مقاله در دفتر مجله موجود مىباشد .
ستاد نشر رسانهاى مركز فرهنگ و معارف قرآن / ياس >شماره 13
احکام فطريه:
- واجب است که هر کس براي خود و هر کدام از عايلهاش، تقريباً به قدر سه کيلو از قوت غالب ادا کند. قوت غالب يعني آن چيزي که مردم غالباً از آن براي تغذيه استفاده مي کنند، مثلاً گندم.(1)
شب عيد فطر:
- فطريه از غروب روز آخر ماه – يعني شب عيد فطر – به عهدهي مکلف مي آيد و احتياط اين است که آن را قبل از اداي نماز عيد فطر براي کسي که در نماز عيد فطر شرکت خواهد کرد و آن را به جا خواهد آورد تأديه کند. بنابراين اگر شما امشب حساب کنيد که چقدر به عهده شماست و پولش را کنار بگذاريد و فردا صبح قبل از آن که به نماز عيد برويد، آن را ادا کنيد، بهترين وجه است. البته اگر در آن موقع ادا نکرديد، بعد از نماز عيد فطر هم ادا کنيد، ايرادي ندارد.(2)
نماز با فضيلت عيد فطر:
- نماز بسيار بافضيلتي است. در اين نماز، دعا، تضرع، گريه و توجه به خداست. نماز عيد فطر، خوب نمازي است.... تمام عبادات براي اين است که تربيت بشويم و پيش برويم.(3)
عيد فطر:
- ماه رمضان با همه عظمت و کرامت و فضاي انباشته از رحمتش سپري شد و مردم مسلمان در سراسر عالم در اين ماه به برکت روزۀ روزها و توسل و دعا و ذکر و تلاوت قرآن، دلها و جانهاي خود را نوراني تر و به خدا نزديک تر کردند.
- عيد فطر يکي از عظيمترين مناسبتهاي اسلامي است. دنياي اسلام روز عيد فطر را به معناي حقيقي عيد مي گيرند و اين چيزي است که اسلام براي امت اسلامي خواسته است. «جعله الله لکم عيدا و جعلکم له اهلا» خداوند متعال امروز را براي امت اسلامي عيد قرار داد و آنها را شايسته اين عيد دانست. ... ما بايد از اين هديهي الهي استفاده کنيم، هم استفاده شخصي به معناي راه دادن نور معرفت و توبه و انابه به دلهاي خودتان که اگر از عالم معرفت و محبّت الهي دريچه يي بر روي دلهاي خودمان باز و اندرون خود را نوراني کنيم، بسياري از تاريکي ها و گرفتاريهاي دنياي بيرون هم حل خواهد شد، چون دل انسانهاست که سرچشمهي خوبيها و بديهاست.(4)
عيد فطر روز پاداش گرفتن و رويت رحمت الهي بعد از ماه رمضان:
- عيد فطر روز پاداش گرفتن و رؤيت رحمت الهي بعد از ماه رمضان است، بحمدالله ماه رمضان را که ماه صبر صلات بود، با عافيت گذرانديد و خداي متعال، با دعا و ذکر و مناجات شما را به اداي فريضه روزه و توسل و خشوع در مقابل حضرت حق موفق کرد. امروز روزي است که انشاءالله خداي متعال پاداش شما را عنايت خواهد کرد. شايد يکي از بزرگترين پاداشهاي الهي اين باشد که خدا همه ما را موفق کند تا بتوانيم وسيله رحمت الهي را تا ماه رمضان آينده براي خودمان باقي بداريم.... درس ماه رمضان را براي دوره سال فرابگيريم، اين ميشود يکي از بزرگترين پاداشهاي خداوند که توفيق اين چنيني را به ما بدهد. رحمت و رضا و قبول و عفو و عافيت را از خداي متعال طلب کنيم اين در حقيقت عيد واقعي خواهد شد.(5)
عيد سعيد فطر، مراسمي معنوي و بين المللي:
- عيد سعيد فطر شايد برجستهترين خصوصيتش اين است که مراسمي معنوي و بينالمللي است. اين رسم بينالمللي جنبه معنوي بارز و نماياني دارد. در دعاي قنوت عيد فطر مي خوانيم، [اسئلک بحق هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا و لمحمداً صلي الله عليه و آله ذخراً و شرفاً و کرامه و مزيدا] عيد همه مسلمانان و مايه شرف اسلام و پيامبر اسلام و عزّت اسلام و ذخيرهيي تمام نشدني در طول تاريخ است. با اين چشم به عيد سعيد فطر نگاه کنيم. امروز ملّت اسلامي بزرگ ما به اين ذخيره نيازمنديم. از اين ذخيره، دو چيز بايد مورد استفاده مسلمانها قرار گيرد، اول، وحدت و نزديکي مسلمين است و دوم توجه به معنويت در دنياي اسلام است. در دنياي اسلام هر دو عامل تکامل بخش و پيشبرنده مورد خدشه قرار گرفته است.(6)
پي نوشت :
1- از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مردم 6/2/69
2- از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مردم 6/2/69
3- از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مردم 6/2/69
4- از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با کارگزاران 25/9/80
5- از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با کارگزاران 25/9/80
6- از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان 7/10/79
به گفته یک دوستدار میراث فرهنگی؛ همانگونه که به جا آوردن فرایض و آداب و رسوم ماه مبارک رمضان در روزهای اولیه و میانی در بین اقوام و ملل مختلف متفاوت و زیبا است روزهای پایانی آن نیز در بین اقوام مسلمان به شیوههای متفاوتی به اجرا گذاشته میشود…
قاسم منصور آلکثیر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان کرد: قومهای مختلف مسلمان همچون عربهای خوزستان در ماه مبارک رمضان برای خود آیینهای جالب توجهی دارند. برای نمونه میتوان به مسلمانان اندوزی اشاره کرد. ماه مبارک رمضان در کشور اندونزی با برگزاری مراسمی به نام “حلال به حلال” به معنی روز مصالحه و آشتی در مساجد همراه است. در شب عید فطر نیز مسلمانان اندونزی به کوچه و خیابانها میروند و ندای الله اکبر را سر میدهند و با زدن طبل و نواختن موسیقی عید فطر را به یکدیگر تبریک میگویند. مسلمانان هندی نیز در پایان ماه رمضان جشن میگیرند. یکی از آداب و رسوم زیبای مسلمانان هند این است که در این روز دختران هندی حنا به دستهای خود میبندند.
وی افزود: در مالزی عید فطر را بیشتر به نامهای “هریرایا” و یا “عیدالفطری” میخوانند. هریرایا در لغت به معنی “روز جشن” است. در فرهنگ مالزی شب بیستوهفتم ماه رمضان “توجوه لیکور” خوانده میشود که به معنی عدد بیست و هفت است. در طی این شبها مردم این کشور با روشن کردن شمعها و چراغهای نفتی که پلیته نامیده میشود در جلوی خانهها و آذینبندی و چراغانی کردن خیابانها به استقبال عید فطر میروند. عید سعید فطر در کشوهای حوزه خلیج فارس نیز از رنگ و بوی خاصی برخوردار است. آن طور که شنیدهایم در این کشورها روز عید فطر دربهای کاخ برای دیدار از پادشاه یا امیر آن سرزمین باز است.
او خاطر نشان کرد: در مصر نیز آداب و رسوم جالبی وجود دارد. مسلمانان مصر مانند دیگر مسلمانان جهان عید سعید فطر را گرامی میدارند. آنها یک هفته قبل از فرا رسیدن عید فطر به استقبال این روز رفته و مراسم خاصی که برگرفته از میراث گذشتگان آنها است و با گذشت زمان نیز آن را حفظ کردهاند برگزار میکنند. جالبتر آن که شب عید فطر مصریها آوازهای خاصی که یکی از آنها “این شب عید” است را میخوانند. در امارات متحده عربی نیز همچون عربهای خوزستان به دلیل داشتن مراسم قبل از عید معمولا یک روز قبل از فرا رسیدن عید نیز تعطیل است.
آلکثیر توضیح داد: در کشور ما در بین اقوام مختلف در روزهای پایانی ماه مبارک آداب و رسومی وجود دارد از جمله هموطنان ترکمن هستند که سه روز قبل از فرا رسیدن عید فطر به نظافت و خانه تکانی میپردازند که به کرگون (روز نظافت و خانه تکانی) مشهور است. روز بعد از کرگون، “قوقین” نام دارد. قوقین از ریشهٔ «قوق» یعنی (بو ) برگرفته شده است. در این روز نانهای روغنی به نام «چاطوقی»، «پوستیق»، «بؤرک» و «بیشمه» پخته و میان همسایهها و خویشاندان پخش میکنند. اقوام هموطن دیگرمان همچون کردها، بلوچ و….نیز آداب و رسومی زیبایی دارند.
وی ادامه داد: مردم عرب خوزستان دارای آداب و رسوم جالبی هستند. البته دقت بفرمایید وقتی میگویم عربهای خوزستان منظور این نیست که دیگر عربهای ایران این رسومها را ندارند بلکه به دلیل کثرت جمعیت عرب ایران در خوزستان این را بیان می کنم و شما آن را تعمیم به کل عربهای ایران بدهید زیرا مراد کل عربهای ایران است که چنین رسومهایی در بین آنها جاری است؛ چه در خوزستان باشد چه خارج از آن. در شهرهای متعدد ایران همانند مشهد، شیراز، بوشهر، بندرعباس و ایلام نیز اقوام عرب وجود دارد. از جمله این مراسم سنتی میتوان به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان اشاره کرد. ۲ روز پایانی ماه رمضان در بین عربهای خوزستان دارای اسامی خاصی هستند.
این دوستدار میراث فرهنگی گفت: عربهای خوزستان روز دوم قبل ازعید را “امالوسخ” و یک روز مانده به عید را “امالحلس” مینامند. امالوسخ به معنای روز “چرکین” میباشد. در این روز مردم عرب به نظافت خانههای خود میپردازند، اجناس جدید برای منزل خرید میکنند و خانه را برای فرارسیدن عید و اکرام مهمان تمیز و آماده میکنند. روز بعد از امالوسخ را امالحلس مینامند. امالحلس نیز که نامی محلی و قدیمی میباشد به معنای روز نظافت و رسیدگی شخصی که در آن جوانان به ظاهر خود رسیدگی میکنند. البته واژه حلس دیگر کمتر به کار برده می شود و میتوان گفت امالحلس متضاد و نقطه مقابل امالوسخ است. عربهای خوزستان برای خرید عید در روزهای پایانی ماه مبارک روانه بازار شده و از کوچک تا بزرگ آنها لباسهای جدید و نو میخرند.
او یادآور شد: در این روزها شاهد ازدحام زیادی در بازار شهرها به خصوص اهواز هستیم. خریدهای عید نیز جالب توجه است. به غیر از لباسهای نو و لباسهای محلی همچون دشداشه، عگال، شیله (روسری) و عبا خریدهای سنتی نیز در سبد خرید مردم مشاهده میشود. از جمله میتوان به خرید عود، بخور و دلههای قهوه که عربها برای پذیرایی و اکرام مهمانان خود و جوشاندن قهوه در آن استفاده میکنند، نام برد. نحوه پذیرایی و تعارف قهوه دارای آداب خاص و منظمی است. در شب عید و هنگام اعلام رؤیت هلال ماه مردم عرب طبق عادات خود در مساجد تکبیرگویان این عید را اعلام میکنند به طوری که صدای تکبیر فضای عرفانی خاصی را برای دقایقی در شهرها به وجود میآورد. در این روز بچهها در کوچه و پس کوچهها به شادی و سرور میپردازند.
آلکثیر تصریح کرد: در روز عید فطر اگر کدورتی در میان بزرگان بوده گذشت کرده و آن را با روبوسی کنار میگذارند. در روز عید فطر بعد از به جا آوردن فرایض ماه مبارک رمضان و نماز عید از آداب و رسومی گه اجرا میشود و هم چنان پا به جا مانده این است که افراد یک محله در ابتدا برای تبریک عید به خانه همسایههای عزادار محله خود میروند و برای آنان دعای سالی خوش و بیمصیبت میکنند. پس از آن نوبت به بزرگان محله میرسد. از جمله حرکات زیبایی که در روز عید شاهد آن هستیم باز بودن درب خانهها میباشد که همسایهها با شعارهای “یا الله” و “عیدکم مبارک یا اهل البیت” وارد خانهها شده و جملات “عیدکم مبارک” و “ایامکم سعیده “و “الله ایعوده علیکم بخیر و عافیة” که ورد زبان کوچک و بزرگ و زن و مرد است را از آنان به گوش میرسد. در میان عشایر نیز مردم با “هوسه” و پایکوبی کوچههای محلات را طی میکنند و به سراغ بزرگ محله و قبیله رفته و در مضیف (مکان پذیرایی) گرد هم جمع میشوند. برخی در این مجلس به شعرسرایی میپردازند و ترنم شنیدن صدای شعرهای شعبی (شعرهایی با زبان گفتار) گوشها را نوازش میدهد.
وی افزود: نکته قابل توجهای که امسال شاهد آن هستیم تعطیلات سه روزه عید است که باعث خوشنودی بسیاری از اقوام شامل عربهای خوزستان شده و این مهم باعث آسودگی خاطر مردم برای رسیدگی به خریدهای عید و دید و بازدیدهای بسیار آنان شد. در این جا از کلیه متولیان امر در خوزستان و مقام ریاست جمهوری برای عنایت به مراسم عید فطر و تعطیلی سه روزه آن تشکر خود را به جا می آورم. نباید فراموش شود که عید فطر از اعیاد اسلامی در کشورمان است. با این حال نگاه به این عید اسلامی در مناطق مختلف ایران متفاوت است. به عنوان مثال در تهران و مناطق مرکزی و شمال غرب ایران، عید فطر حداکثر عید اسلامی ساده و عادی است و آیینهای آن نیز به برگزاری نماز عید فطر و تبریک معمولی خلاصه می شود اما در دیگر مناطق ایران روز عید فطر، عید معمولی و روز عادی نبوده بلکه مراسم و آیینهای سنتی بسیاری همان گونه که پیشتر ذکر کردم برای این عید وجود دارد.
این دوستدار میراث فرهنگی بیان کرد: تمامی آداب و رسوم ذکر شده جزوی از فرهنگ، هویت و باورهای این بخش از مردم کشور است. وجود این آیینها و عدم استحاله آنها نشان دهنده فرهنگ و هویتی ریشهدار در میان آنان است. به جا آوردن آن همه رسومات و دید و بازدیدها آن هم در یک روز واقعا برای هموطنانی که این عید به عنوان عید اول آنان محسوب میشود کم لطفی بود. همیشه این سوال برای ما مطرح بوده که آیا تمام مراسمهای عید ملی نوروز را می شود در یک روز به جا آورد؟ زیرا عید فطر و آیینهای قبل، هنگام عید و بعد از آن به حدی برای مردم عرب خوزستان زیاد هستند که در یکی ـ دو روز نمیتوان آنها را خلاصه کرد. در آخر گفتهام را با جملهای از امام علی (ع) درباره عید فطر به پایان میر سانم: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه، و شکر قیامه، و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید».
ایسنا
آداب معاشرت درقران
آخرين قسمت
۲- آداب خصوصى
آداب ديگرى در قرآن كريم بيان شده كه مؤمنان نسبتبه پيغمبر اكرم(ص) بايد رعايت كنند و مورد آنها خصوص پيغمبر اكرم(ص) است ولى بعضى از آنها تا حدودى براى ديگران هم قابل تعميم است. سوره حجرات با اين آيه شروع مىشود «يا ايها الذين آمنوا لاتقدموا بين يدى الله و رسوله واتقوا الله ان الله سميع عليم» در معناى «لاتقدموا بين يدى الله» بين مفسران اختلاف است و وجوه مختلفى ذكر كردهاند چون «لاتقدموا» (به ضم تاء) در اصل لغت، متعدى استيعنى پيش فرستادن و چيزى را جلوتر قرار دادن. اگر فرموده بود: «لاتقدموا بين يدى الله» (به فتح تاء) يعنى از خدا و پيغمبر جلوتر نيفتيد اما معناى «لاتقدموا بين يدى الله» (به ضم تاء) اين است كه چيزى را يا كسى را مقدم نداريد. بعضى از مفسران گفتهاند كه با اين كه فعل متعدى هست ولى از فعلهايى است كه مفعولش «منسى» واقع مىشود مثل تعبيرات «يعلمون» و «تعلمون» كه در قرآن زياد داريم و مفعولش معمولا ذكر نمىشود. «لاتقدموا» هم از فعلهايى است كه مفعولش منسى است است و حكم «لاتقدموا» (به فتح تاء) را دارد و مىتوان گفت كه معنايش «لاتقدموا انفسكم» است; يعنى خودتان را جلو نياندازيد و عملا همان معناى «لاتقدموا» (به فتح تاء) را دارد خودتان را جلو نيندازيد يعنى جلو نيفتيد، وجوه ديگرى هم ذكر كردهاند كه در تفسير الميزان و تفاسير ديگر بيان شده است.
همان طور كه در تفسير الميزان اشاره فرمودهاند اين آيه شبيه وصفى است كه براى ملائكه و عباد مكرمين ذكر شده كه «لايسبقونه بالقول و هم بامره يعملون»۱ سبقتبر خدا و پيغمبر نگيريد. اين سبقت گرفتن مصاديقى دارد كه بعضى از آنها حرام است و بعضى از مصاديقش يك نوع حزازتى دارد و ادب اقتضاء مىكند كه انجام نگيرد; مثلا بعضى از مفسران فرمودهاند و شايد در روايات هم باشد كه حتى در موقع راه رفتن، جلو افتادن از پيغمبر اكرم(ص) مذموم است، زيرا آن هم يك نوع «تقدم بين يدى الله و رسوله» است، يا حتى در موقع نشستن نبايد طورى بنشينند كه مقدم بر پيغمبر اكرم(ص) شمرده شوند و حتى استفاده كردهاند كه در موقع نماز هم نبايد طورى بايستند كه جلوتر از جاى آن حضرت باشد و گفتهاند كه اگر در كنار قبر پيغمبر(ص) هم نماز مىگزارد بايد جلوتر از قبر آن حضرت نايستد. به هر حال اين ادبى است كه بخصوص راجع به پيغمبر(ص) بايد رعايتشود.
و اما كلمه «الله» بعضى گفتهاند: براى تشريف اضافه شده و در واقع منظور اصلى خود پيغمبر است اما ذكر الله براى اين است كه احترام به پيغمبر احترام به خداست و جلو افتادن از پيغمبر جلو افتادن از خدا محسوب مىشود. ولى بعضى نكتههاى ديگرى هم ذكر كردهاند از جمله اين كه چون احكام شرعى اصلش از طرف خداست اين است كه اگر كسى در يك حكمى راجع به موضوعى اظهار نظرى بكند قبل از اين كه از طرف خدا حكمى نازل شده باشد اين تقدمى استبر خداى متعال. اين است كه درباره احكام نبايد اظهار نظر كرد تا اين كه خدا و پيغمبر بفرمايند و قبل از اين كه حكمى از طرف خدا و پيغمبر بيايد مومن نبايد اظهار نظر بكند.
در آيه بعد مىفرمايد: «يا ايها الذنين آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و لاتجهروا اله بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون»۲ در اين آيه شريفه دو مطلب بيان شده است: يكى اين كه در حضور پيغمبر صدايتان بلندتر از صداى ايشان نباشد آهنگ حرف زدنتان بلندتر از آهنگ پيغمبر نباشد كه اين يك نوع بىادبى است و طبعا در جايى است كه پيغمبر اكرم(ص) تكلم مىفرمايد. ديگر آن كه وقتى مىخواهيد پيغمبر را صدا بزنيد جهر قول نداشته باشيد داد نزنيد و پيغمبر را با صداى بلند صدا نزنيد كسانى بودند كه مىآمدند پشتخانه پيغمبر(ص) و ايشان را بلند صدا مىزدند: «يا محمد» قرآن كريم تاكيد مىفرمايد كه اين كار درستى نيست و نسبتبه پيامبر اكرم(ص) نبايد اين گونه رفتار كنيد. اگر اين كار را بكنيد و رعايت ادب نكنيد اعمال شما حبط مىشود. و اين تهديد بسيار بزرگى است: «ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون»۳ يعنى «خافه ان تحبط اعمالكم» يا «لئلا تحبط اعمالكم» براى اين كه اعمالتان حبط نشود بايد اين آداب را رعايت كنيد.
در اين زمينه بحثهايى بين مفسران واقع شده كه منظور از حبط عمل در اين جا چيست؟ بعضى گفتهاند: منظور كم شدن ثواب است در مقابل اين كه رعايت ادب كنيد ثواب خواهد داشت و شما به فضيلتى نايل مىشويد. و بعضى گفتهاند منظور اين است كه رفع صوتى كه ايذاء پيغمبراكرم(ص) باشد يا استخفاف و توهين به آن حضرت باشد موجب حبط عمل مىشود چون توهين به پيغمبراكرم(ص) موجب ارتداد است و اگر كسى بعد از وفات پيغمبر اكرم(ص) هم توهين بكند مرتد مىشود البته در آن زمانها هنوز اين مسائل جا نيفتاده بود و مردم پيغمبر را مثل ساير مردم تلقى مىكردند و با همين آيات و بيان همين مطالب بود كه فهميدند مقام پيغمبر اكرم(ص) چقدر عظمت دارد و اگر توهين به پيامبر اكرم(ص) بشود اصلا دينشان از بين مىرود بنابر اين وجه، منظور اين است كه اگر رفتار شما توهين آميز باشد موجب ارتداد مىشود و ارتداد موجب حبط عمل مىگردد. و بالاخره بعضى گفتهاند كه اين يك معصيت كبيره است و در بين معاصى كبيره هم اعمالى هست كه اعمال خير را حبط مىكند.
بحثى هست در اين كه چه چيزهايى موجب حبط اعمال مىشود؟ احتمالا شكى نيست كه بعضى از اعمال تمام اعمال گذشته را از بين مىبرد مثل ارتداد و شرك بعد از ايمان كه كليه اعمال گذشته را از بين مىبرد اما بعضى از اعمال هست كه تا حدودى ثواب بعضى از اعمال ديگر را از بين مىبرد چنان كه بعضى از اعمال ديگر هم هست كه عقاب اعمال ديگر را جبران مىكند (تكفير سيئات) : «ان تحتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم»۴ اجتناب از كباير خودش موجب تكفير صفاير مىشود: «ان الحسنات يذهبن السيئات»۵ اعمال خيرى هست كه سيئات را از بين مىبرد طبق عقايد شيعه گاهى حبط، مطلق است و تمام اعمال گذشته از بين مىرود و گاهى بعضى از گناهان ثواب بعضى از اعمال را از بين مىبرد و مواردش را بايد از نصوص كتاب و سنتبه دست آورد. ولى معتزله معتقدند كه هر گناهى ثواب گذشته را از بين مىبرد و باز كار خير، عقاب گذشته را جبران مىكند. طبق نظر اين دسته از مفسران توهين و استخفاف به مقام پيغمبر اكرم(ص) موجب حبط اعمال مىشود يعنى گناهى است كه ثواب اعمال گذشته را از بين مىبرد.
دنبال آيه مىفرمايد: «ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول الله اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوى لهم مغفره و اجر عظيم»۶ كسانى كه در حضور پيغمبر اكرم(ص) صدايشان را پايين مىآورند و آهسته حرف مىزنند كسانى هستند كه خدا دلهايشان را براى تقوا آزموده است و يكى از علايم تقوا اين است كه شخص در حضور پيغمبر اكرم(ص) آهسته حرف بزند.
و بعد مىفرمايد: «ان الذين ينادونك من وراء الحجرات اكثرهم لايعقلون»۷ اين سوره به نام «حجرات» ناميده شده به مناسبت همين لفظ «حجرات» است كه در اين آيه آمده است. مىدانيد خانه پيغمبر اكرم(ص) و نزديكانشان حجرههايى بود كه در اطراف مسجد مدينه ساخته شده بود اشخاص مىآمدند پشتحجرهها و داد مىزدند: «يا محمد اخرج» قرآن كريم به آنها دستور داد كه شما پيغمبر را به اسم صدا نزنيد و تاكيد كرد كه اين كسانى كه مىآيند پشتخانهها و داد مىزنند اهل عقل نيستند: «اكثرهم لايعقلون».
«و لو انهم صبروا حتى تخرج اليهم لكان خيرا لهم» اينها داد مىزنند و مزاحم تو مىشوند، هم داد زدنشان خلاف ادب است و هم اين كه مزاحم تو مىشوند و تو را از خانه بيرون مىكشند و اگر صبر مىكردند تا تو از خانه بيرون بيايى براى آنها بهتر بود «والله غفور رحيم».
تعليم آداب خصوصى
گفتيم كه اين آداب تا حدودى قابل تعميم است و تعميم آنها از دو جهت است: يكى اين كه به عقيده و شيعه آدابى كه نسبتبه پيغمبر اكرم(ص) لازم الرعايه است نسبتبه ساير معصومان هم همين طور است و همان گونه كه نسبتبه پيغمبر اكرم(ص) نبايد داد زد و بلند سخن گفت نسبتبه امام معصوم هم بايد اين آداب را رعايت كرد. البته اين مطلب از آيه استفاده نمىشود ولى دلايل ديگرى داريم كه آنچه براى پيغمبر اكرم(ص) ثابت است (جز خصايص خاص آن حضرت) نسبتبه ائمه و ساير معصومان هم ثابت است. جهت ديگر آن كه آدابى كه رعايت آنها نسبتبه پيغمبر اكرم(ص) وجوب دارد و بايد حتما رعايتبشود و تركش گناه است و حتى موجب حبط عمل مىشود نسبتبه ديگران هم حسن و مطلوبت دارد مخصوصا نسبتبه كسانى كه كما بيش امتيازات دينى داشته باشند و اگر ترك آنها توهين تلقى شود ممكن است گناه هم داشته باشد. اصولا آهسته سخن گفتن و صدا را بيش از حد لازم بلند نكردن مطلوب است و يكى از نصايح حضرت لقمان كه در قرآن كريم نقل شده اين است كه : «واقصد فى مشيك واغضض من صوتك»۸ مخصوصا اگر آهسته سخن گفتن به قصد احترام به مومن باشد. و بويژه نسبتبه كسى كه اقرب به پيغمبر يا داراى مقامى از مقامات آن حضرت باشد مثل مقام امامتبراى ائمه معصومين يا نيابتهايى كه براى علما هست كه احترام ايشان احترام به خدا و پيغمبر و دين تلقى مىشود.
مطلب ديگرى كه در قرآن كريم درباره پيغمبر اكرم(ص) مطرح شده اين است كه كسانى براى مهمانى به خانه پيغمبر اكرم(ص) مىآمدند; مثلا فرض كنيد كه براى نهار دعوت مىشدند اما ايشان دو ساعت پيش از ظهر مىآمدند آن جا مىنشستند تا موقعى كه ناهار بياورند يا بعد از اين كه ناهار مىخورند مىنشستند و مشغول صحبت كردن مىشدند و پيغمبر اكرم(ص) خجالت مىكشيدند از اين كه بگويند من كار دارم، قرآن كريم به چنين كسانى مىفرمايد كه اگر به خانه پيغمبر دعوت شديد همان موقع غذا بياييد و جلوتر نياييد كه مزاحم بشويد همچنين بعد از خوردن غذا ننشينيد. اينها چيزهايى است كه موجب ناراحتى پيغمبر مىشود ولى خجالت مىكشد كه به شما بگويد اما خدا خجالت نمىكشد. در آيه ۵۳ سوره احزاب مىفرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوت النبى الا ان يؤذن لكم الى طعام غير ناظرين اناه» در تفسير الميزان فرمودهاند كه «غير ناظرين اناه» يعنى منتظر اين نباشيد كه طرف غذا را بياورند، اشاره به كسانى است كه جلوتر مىرفتند مىنشستند و منتظر بودند كه چه وقت غذا مىآورند و كى سفره مىاندازند; يعنى موقع غذا برويد نه اين كه دو ساعت جلوتر برويد و منتظر باشيد كه غذا بياورند «غير ناظرين اناه» يعنى غير منتظرين حضور الطعام.
«ولكن اذا دعيتم فادخلوا» اما وقتى كه دعوتتان مىكنند همان وقتبرويد «فاذا طعمتم فانتشروا» و بعد از اين كه غذايتان را خورديد برويد «ولامستانسين لحديث» نه اين كه بنشينيد با يكديگر صحبت كنيد «ان ذلكم كان يؤذى النبى» اين كارها موجب اذيت و ناراحتى پيغمبر اكرم(ص) مىشد «فيستحيى منكم» ولى خجالت مىكشيد به شما بگويد «والله لايستحيى من الحق»۹ اما خدا خجالت نمىكشد كه به شما بگويد كه اين كارها را نكنيد.
اين مطلب هم قابل تعميم است. البته رعايت آن نسبتبه پيغمبر(ص) واجب است اما درباره ساير مومنين هم مطلوب است مخصوصا اگر موجب ايذاء و مزاحمتباشد.
در اين زمينه داستانى يادم آمد كه خيلى آموزنده است: يكى از اساتيد - حفظهم الله - از استاد خودشان، مرحوم حاج شيخ محمد كاظم شيرازى، خاطرهاى شنيده بودند كه اين گونه نقل مىكردند: يك روز نزديك مغرب از منزل بيرون آمدم ديدم مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى - اعلى الله مقامه - جلو منزل ما قدم مىزنند تعجب كردم از اين كه ايشان در اين موقع اين جا قدم مىزنند، رفتم جلو و سلام كردم، معلوم شد كه آمده بودند مبلغى پول به من بدهند. عرض كردم خوب بود مىفرموديد من بيايم خدمتتان، چرا شما زحمت كشيديد؟ فرمود: من كارى با شما داشتم و مىبايستخودم بيايم. گفتم: چرا در نزديد؟ گفتند: مىدانستم شما اين موقعها از منزل بيرون مىآييد ديگر نخواستم مزاحم بشوم اين بود كه قدم زدم تا شما بيرون بياييد! اين يكى از لطيفترين آداب اسلامى است كه در مردان خدا تجسم پيدا مىكند و شخصيتى مانند چنين بزرگوارى كه از مراجع تقليد بودند مثلا برادى دادن شهريه به منزل شاگردش مىآيد و جلو منزل او قدم مىزند تا بيرون بيايد و راضى نمىشود كه با زدن در خانه، مزاحم او بشود!
خداى متعال بر درجات اين مرد بزرگ و ساير الگوهاى تقوا و فضيلتبيفزايد و به ما توفيق بدهد كه به ايشان اقتدا و تاسى كنيم و شباهتى به اولياى خدا پيدا كنيم.
آية الله محمد تقى مصباح يزدى
پاسداراسلام - شماره ۱۷۱
گنج های معنوی - آداب معنوى 2000 عمل مستحب و مكروه
۱ - روزه گرفتن
۲ - مسافرت کردن
۳ - خوددارى کردن از انداختن آب دهان در مسجد
۴ - کم خوردن
۵ - خوردن آب به حال ایستاده در روز
۶ - نخوردن طعام مگر وقتى که گرسنه باشد
۷ - دست کشیدن از خوردن در حالى که هنوز سیر نشده باشد
۸ - جویدن طعام به طور کامل پیش از فرو دادن
۹ - دفع بول و غایط در وقت خواب
۱۰ - کم آب خوردن
۱۱ - خوردن میوه در اوایل فصل آنها
۱۲ - حفظ نمودن خود از سرما در فصل پاییز و حفظ نکردن از سردى هوا در بهار
۱۳ - خوردن بیست و یک دانه مویز سرخ هر صبح ناشتا
۱۴ - خوردن آب باران
۱۵ - شستشوى دست ها پیش از خوردن غذا
۱۶ - ریختن آب سرد به قدمها بعد از خارج شدن از حمام
۱۷ - خوردن سه کف از آب گرم حمام
۱۸ - به جا آوردن حج و عمره
۱۹ - خواندن نماز شب
RSS
